X
تبلیغات
زولا

مسافر حوت 9

1394/01/25 ساعت 08:29 ب.ظ

مسافرحوت ( 9)

 

مدیریت سایت: خوب بسیار خوب شما در نشست نخبگان و علماء به مباحثی مهمی اشاره کرده اید. دو نامه مربوط به حکمتیار و دیدگاه طالبان، حکومت افغانستان و جامعه جهانی و همین گونه اشاراتی به دیدگاه سازمان ملل درمورد صلح را طرح کردید. اینها موضوعاتی تازه و مهمی است و خیلی تشکر ازاینکه سفر" مسافرحوت" درعین اشتراک به مجالس، مراسم و سمینارها و نشستها، وارد گفتگوهای جدی درمورد تحولات کشوربا دوستان و هموطنان ما شده است. البته ما درک می کنیم که بهره برداری از سالگرد شهادت رهبرشهید همین گونه باید باشد. مزاری، شهید آرمانهای ملی و سیاسی خود شد بنابراین درمراسم سالگرد ایشان باید تحولات و رویدادهای اساسی و سیاسی کشورطرح شود ازاین بابت مدیریت سایت خیلی خوشحال است که با شما " هشت بخش" از مسافرحوت را درمیان گذاشته و تمامی آن بخشها پس از نظرشما درسایت ، وبلاگ و درصفحه فیسبوک و تویترگذاشته شده است و خوانندگان زیادی داشته است. دراین بخش که احتمالا بخش پایانی باید باشد، می خواهم راجع به سه نشست و مراسم که شرکت داشته اید صحبت نماییم. سمینار دانشگاه دولتی قم که بحث دیدگاه شهید مزاری در آن طرح شد و همین گونه مراسم تهران که با حضورانبوه ازمهاجرین و مقامات جمهوری اسلامی برگزارشد و می خواهم موضوعاتی که درسخنرانی تان داشته اید را برای خوانندگان ما درمیان بگذارید و آخرین گفتگوی ما همان نشست درمنزل حاجی رضایی تاجر جوان و خیرافغانی ماست و دراین مجلس شما و آقای جوادی مشاور معاون ریاست جمهوری شرکت داشته اید و سوالات خوب و درعین جنجالی و چالشی طرح شده است را با ما درمیان بگذارید.

 

محمد ناطقی : بسیار خوب مدیریت سایت ما سوالات شان درقالب یک مقاله طرح شده است و این گونه نشان داده شده است که بحث " مسافرحوت" را درطی همین 9 قسمت تمام نماییم. بسیار خوب من همین کاررا می کنم البته خیلی سخت است که مشاهدات به این گسترده گی را درطی چند صفحه جمع بندی نمایم و لی سعی می کنم که همین کار را نمایم و ازبحث "مسافرحوت" بیرون شویم. آری همان گونه که اشاره کرده اید بعد از نشست با نخبگان، طلاب و علماء و پس ازصرف شام درمنزل آقای واعظی، کمی باهم درقالب شوخی و مزاح ازاین در و آن دربحث کردیم و سعی کردم که با گذشت یک گفتگوی سنگین و بحث جدی مصالحه و بررسی نامه های گلبدین حکمتیار و دیدگاه های حکومت افغانستان، طالبان و جامعه جهانی که در قسمت نهم " مسافرحوت" به آن پرداختیم کمی با هم شوخی داشته باشیم شوخی نمک زندگی هست. فاضل محترم آقای جویا که آیه الله باالقوه جامعه ما خواهد بود تاکید داشت که هرچیزی را که ازعلماء دریغ نمایید ولی مزاح را دریغ نباید کرد.

 

من به ایشان گفتم که ما یک گروه بنام " گروه بخمل " را درکابل تشکیل داده ایم ولی متاسفانه دو تن ازاعضای اصلی گروه آقایان علی امیری و حاجی صاحب جواد خیلی زود ازگروه ما خارج شدند و یک جریان دیگری بنام " گروه برگ" درمقابل ما تشکیل داده است ولی خوب اشکالی ندارد دموکراسی هست هرکسی می تواند حزب و گروه فرهنگی و سیاسی تشکیل دهد. بهرصورت من به آقای جویا گفتم ما درگروه مان بدنبال ولی فقیه هستیم و شما واجد شرایط ولایت درگروه " بخمل" ما می توانید باشید. و من به دوستان درشورای مرکزی گروه " بخمل" مساله ولایت فقیه بودن شما را طرح می کنم. آقای جویا "هضما لنفسه" داشت ولی نشان می داد که ولی فقیه گروه ما باشد. درهمان جلسه موافقت ایشان فی الجمله گرفته شد و بعد ما برگشتیم به خانه تاپاسی ازشب گذشته بود. خواب نداشتم و این برای من عادت شده که شبها باید یک دور منابع عمده خبری عربی و انگیسی و رویدادهای افغانستان را مرورنمایم و حالا بدنبال انترنت بودم. 


ازمحمد آقا کمک خواستم وی با کمی تلاش و دنگ پنکهای که کامپیوتر و انترنت شان داشت خلاصه موفق شد که پنجره بسوی دنیارا برایم بازنماید دراین کشور، سعی شده که سایتهای خارجی مسدود و فیلترکاری شود که کرده ولی این یک تلاش بی فایده است تکنولوژی و دانش بشری با این چیزهای که جمهوراسلامی ایران درپیش گرفته است قابل کنترل نیست. فیلترکاری نظام را فیلترشکن های متنوع، درهم می شکند و می شود وارد انترنت شد و هرچیزی مورد نظررا پیدا کرد. بیست سال پیش ازاین نیزدرنمازجمله تهران خطیب می گفت که ما جلوی ماهواره ها و دیشها را می گیریم ولی دیدیم که نه تنها که نگرفت بلکه بد از بد تر هم شد. " الانسان حریص علی ما منع" انسان گرسنه ممنوع ها است و آدم حوا هم قربانی مموعه ها شدند و حالا که نظام سخت درتلاش است که جلو انترنت و سایتهای که خوشش نمی آید را بگیرد. البته بایدگفته باشم که خسروان صلاح مملکت خویش دانند من چه می دانم شاید رهبران نظام به این جمع بندی ازجامعه و سیاست خود رسیده که سیاست گام بگام را درمورد آزادی درپیش بگیرد. جوامع که درمرحله صغارت باشد، قدر همان آزادی را هم نمی دانند.مثلا برخی کارهای که با نام آزادی در کشور ما صورت می گیرد .رهبران نظام شاید سیاست مرحله به مرحله را برای آزادی درپیش گرفته است.

 

محمد ناطقی : صبح آن روز که باید به دانشگاه دولتی قم می رفتیم، به من خبرداد که برنامه محصلان دانشگاه خیلی گسترده است و صبح آنها به چندین گروه کاری تقسیم شده اند و تاساعت دو بعد ازظهرکمیته های کاری شان کار می کنند و سمینار با مشارکت محصلان ، طلاب و علماء بعداز ظهر آغازمی شود و نیز به من گفته شد که دو برنامه دردانشگاه دولتی قم دارم یکی سخنرانی و دیگری برنامه پرسش و پاسخ مشاوران که با خود داشتم و عقل منفصل بودند، این گونه فیصله کردند که بعد ازظهر برای شرکت درسمینار و میزگفتگو برویم.

 

ظهر درخانه آقای حبیب رضایی مهمان بودیم. آقای رضایی یکی از مخلص ترین دوستان من می باشد وی حقیقتا مظهر و نماد ازخلوص و صداقت هست و خیلی زیاد دوستش دارم بلکه همه اعضای خانواده ما به آقای رضایی ارادت خاصی دارد اما اینکه برای ایشان کاری نمی توانم و نتوانسته ام همیشه شرمنده ایشان هستم. آقای رضایی به من گفت: آقای ناصری را هم خبرکرده ام ایشان هم می یاید. خیلی خوشحال شدم آقای امیرناصری را درنجف می شناختم وی فوق العاده با استعداد و انقلابی بود و شاید هم باشد ولی خوب حالا سنی ازوی گذشته است اما هم چنان با شور نشاط عراقی و عربی هست. آقای ناصری تسلط کامل به زبان عربی دارد و مطالعات بسیار خوبی از جهان عرب و جهال عرب را دارد و مدت یکی دو ساعت درخانه رضایی نشان داد که مطالعات بسیار گسترده تاریخی درمورد هزاره ها کرده و مثالهای محکمی دراین باب را داشت. آقای ناصری در واقع دوستی است که ازنجف عراق باهم آشنا بودیم با حضورایشان همه خاطرات که درنجف داشتم احیاء شد. ما درعراق درعین تحصیل، کارهای فرهنگی می کردیم. نشست های تیمی درخانه های تیمی داشتیم همه کارهای مبارزاتی ما مخفیانه صورت می گرفت از رژیم بحث عراق و از ترس برملا شدن مبارزات مان، بسیار سعی می کردیم که ذهاب و ذهب خودرا مخفی نگهداریم" استرذهبک ذهابک و مذهبک" را نصب العین خود قرارداده بودیم. تقیه درتشیع همان مخفی کاری است و این مساله عقلانی ترین موضوع دراموری هست که در آنجا مساله جان و مال و ناموس درمعرض خطر باشد. شما وقتیکه در رژیم استبدادی شناسایی شوید دیگر همه چیزتان درمعرض خطرمی باشد. ما کتابخانه سیارداشتیم و نه نفرعضو آن بودیم و کتابهای انقلابی و جزوه های سیاسی و سخنرانیهای مبارزان را ازهرجای که بدست می آوردیم را دست بدست هم می دادیم و می خواندیم و درجلسات مان روی آن بحث می کردیم. کتابخانه سیارما درعراق منبع خیر و برکات زیادی درابعاد روشنگری و روشنفکری ما شد. آقای ناصری نیزازاعضای بسیار فعال و ورزیده گروه کتابخانه و تیمهای مبارزاتی ما بود.

 

محمد ناطقی : درخانه آقای حبیب رضایی درمورد کتاب " الرد علی الدکتور الوردی" صحبت کردیم این مساله ازآنجا پیدا شد که درصفحه فیسبوک ما آقای فضل الرحمان فاضل نوشته بود که اگر امکان دارد تلفن آقای سید غلامحسین موسوی را برای شان بدهم و کتاب تجدید چاپ شود. آقای ناصری درمورد این کتاب اطلاعات زیادی داشت و چاپ آن را خطرناک برای نویسنده می دانیست البته کتاب درمورد اثبات اینکه سید جمال الدین افغانی است و نه ایرانی ، نوشته شده است آقای امیرناصری با همان ذهنیت سنتی و شاید هم درفضای ایران می گفت طرح این مساله برای نویسنده خطرآفرین می باشد من با این نظرایشان موافق نستم این یک نوع توهماتی است که وی درذهن خود داشت. آقای امیرناصری درمبالغه و بزرگ کوچک کردن یک مساله مهارت خاصی دارد و خوب استدلال هم می کند.

 

طبق وعده طرف دانشگاه دولتی قم رفتیم جمعیت بسیار زیادی گرد هم آمده بود. شعارها و پلاکاردهای منظم و سلیقه خوبی دربرپایی سمینار بکارگرفته شده بود. اصولا ایران سرزمین فرهنگ و سلیقه است گردانندگان امور به موضوعات فرهنگی اهمیت زیادی قایل هستند فضای فرهنگی علیرغم بسیار ایدلوژیک ، فضای بسیار دلپذیر می باشد. ایران دراین بخش نسبت به خیلی ازکشورهای منطقه پیشگام هست و به همین دلیل شما با بهترین تالارهای فرهنگی و سمینارها رو برو می شوید. تالار دانشگاه دولتی قم نیزچنین بود. گردانندگان برنامه و سمینارنیز بدرستی کارهای شان را انجام داده بود. حضورپرشورجوانان عالی بود. دراین سمینارمیزان مشارکت زنان و دختران دو برابر پسران دیده می شد دلیل آن سطح آگاهی و دانش دختران است. این موضوع ثابت می کرد که مهاجران افغان دردیارمهاجرت ازفرصتها بخوبی استفاده کرده اند و حالا می بینیم که بشترین جمعیت های محصلان را دختران تشکیل می دهند. ازمن خیلی زود دعوت شد که سخنرانی نمایم این برای من خیلی خوب بود ازاینکه آدم دریک سمینار معطل و منتظر بماند، خسته کننده می شود. من حدود نیم ساعت صحبت کردم موضوع بحث ما این بار غیرازآن موضوعی بود که درسمینار قبلی ارایه شد درسمینار انجمن طلاب موضوع بحث این بود که آیا ما با گذشت بیست سال به آرمان رهبرشهید نزدیک شده ایم و یا اینکه فاصله گرفته ایم. اما دراین سمینار من باید دیدگاه های رهبرشهید را درموضوعات مختلف شرح می دادم.

 

دیدگاه های رهبری شهید درساحت سیاسی، همان مشارکت عادلانه ملی درقدرت بود و بصورت مشخص تاکید داشتم روی همان طرح چهارجانبه ایشان. درمورد مسایل فرهنگی نیز دیدگاه رهبرشهید را شرح دادم و گفتم که ایشان به همان اندازه که به مسایل سیاسی اهمیت قایل بود درست به همان پیمانه موضوعات فرهنگی را دنبال می کرد هرجا مزاری بود در آنجا نشان ازکارفرهنگی و جودداشت. درهمین قم برای اولین بار موسسه علمی علامه بلخی را ایجاد کرد. برای ایجاد آن من همراه ایشان چندین در را زدیم و ازجمله استاد مزاری به ملاقات آقای شیخ حسن ابراهیمی رفت دراین ملاقات من همراه ایشان بودم یک روز صبح که چای و صبحانه درخانه آقای ابراهیمی خوردیم ، صحبتهای بسیارزیادی ازگذشته صورت گرفت.

 

آقای شیخ حسن ابراهیمی یکی از معدود ایرانیان مبارزی بود که مناسبات بسیار دوستانه ای با مبارزان افغانستان داشت وی چندین سفردرزمان شاه و درزمان داوود خان به افغانستان داشت و یک بارهم زندانی شده بود آقای ابراهیمی ازتعدادزیادی ازدوستان افغانی خود صحبت و نام گرفت ازجمله از آقای عاقلی نام گرفت استادمزاری همراه شیخ حسن ابراهیمی ازکارهای مشترک فرهنگی صحبت کرد. درپایان استاد مزاری گفت درنظردارم که یک موسسه علمی برای طلاب افغانستان درقم تاسیس نمایم طلاب احتیاج به مدرک علمی دارد فردا درافغانستان با درسهای حوزه کسی آنها را به تاسیسات دولتی راه نمی دهند ایشان از آقای ابراهیمی دو چیزرا خواست یکی اینکه پول برای تاسیس موسسه علمی کمک نماید و دیگر اینکه مجوز و ثبت موسسه علمی را دروزارت تحصیلات عالی ایران را خواستارشد. آقای ابراهیمی گفت عجالتا مبلغ دو صد هزارتومان می دهم و بعد سعی می کنم زمینی برای موسسه دراختیارتان بگذارم شما کارهای تان را شروع کنید مساله مجوز زمان گیر ولی حل شدنی است. استاد مزاری گفت : تشکر ولی این مبلغ خیلی ناچیزاست و شما کمک تان اول و آخر همین خواهد شد.

 

البته وعده گذاشته شد که زمین های را ببینیم که دیدیم ولی همان درک استاد مزاری درست بود که ما دیگر آقای ابراهیمی را پید ا نتوانستیم و تمام کمکهای اول و آخر همان شد. به هرصورت بحث از دیدگاه فرهنگی رهبرشهید است و استاد مزاری درهرجای که بوده در آنجا اثرفرهنگی را بجای گذاشته است. وی ده ها کتابخانه را تاسیس کرد عضو و بانی کتابخانه ها بود رهبرشهید درنشریات چاپی اهتمام زیادی قایل بود و برای نشریات بخصوص نشرات مرتبط به سازمان نصر افغانستان پول می داد. مجله حبل الله تا آخرین روزهای حیات ایشان چاپ و منتشرمی شد آقای بصیراحمد دولت آبادی نقش تعیین کننده در نشر و تهیه مطالب آن داشت.

 

محمد ناطقی : دیدگاه استاد شهید درمورد نقش زنان که خیلی واضح است وی معتقد بود که زنان نیمه ازپیکر جامعه است باید زنان سهم، مشارکت و فعالیتهای در همین حد را داشته باشد یعنی حقوق زنان و مردان مساوی هستند.نصف حقوق مربوط به زنان و نصف آن متعلق به مردان می باشند. درمورد نهضتهای آزادی بخش دیدگاه استادمزاری قابل طرح است و دراین مورد اشاراتی به ارتباطات رهبر شهید با رهبران آزادی بخش داشتم البته دراین مورد درمراسم مردمی تهران زیاد صحبت کردم و همین گونه درقزوین هم زیاد بحث داشتم. فکرمی کنم روایت مسافرحوت دراین بخش هم تمام نشد و احتمالا تارسیدن به مشهد و یکی دو بخش دیگررا هم خواهیم داشت. صبور و با حوصله باشید ....  ادامه دارد

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo