نگاه درونی و بیرونی -۸-

1395/03/20 ساعت 12:05 ب.ظ

گ

نگاه درونی و بیرونی -۸-

گفتگوی ویژه


دیروز گفتگوی ویژه با تلویزیون راه فردا داشتم و قبلش هم یک ملاقات که در کامنت قبلی به آن اشاره کردم. اما بحث ویژه ما راجع به ریشه ها و عوامل بنیادی پروژه توتاپ بود. این ماجرا را مقامات حکومت قبلی رویش خاک پوشانده بودند دلیل اینکه تاشه و زیرخاک کرده بود معلوم نیست خود استاد خلیلی و مدبر بارها اعلام کرده اند که خبر ندارند. داکتر صاحب عبدالله می گفت مگر می شود امری با این مهمی را خبر نداشته باشند قطعا رییس جمهور خبر داشته است. در این گفتگو اشاره کردم که تغییر لین سه سال پیش ، اشتباه حق کشی و عمل مافیای و زیر زمینی شرکت و وزارت بود و اینکه آقایان خبر ندارند مشکل استیصال و درماندگی خود شان هستند. نکته دیگری که در این گفتگو به آن اشاره داشتم مسله تظاهرات و اعتراضات مدنی بود و می دانید که برای اولین بار در فصل نو افغانستان استاد محقق اعتراضات مدنی را راه انداخته است و هیچ رهبر سیاسی در افغانستان این کار را نکرده است به نظر من استاد محقق پرچم دار معمار و پیشگام اعتراضات مدنی و تظاهرات خیابانی هست و درتظاهرات اخیر توتاپ بازهم نقش اصلی و بنیادی را آقایان دانش و محقق دارند همانگونه که اشاره کردم تغییر لین را که در نوع خود حق کشی بود را استاد خلیلی و مدبر که شاهد هم هستند یا اصلا خبر نداشتند و یا اینکه خاک پوشش کرده بود این قدر شهامت باشد که کاری که می کند چمچه را در کمر بزند کار سه سال پیش صورت گرفته و اما حالا چورت منکر است که نه چنین نبوده. در این مصاحبه گفتم مردم را در تاریکی گذاشته بود مردم از توتاپ خبر نداشتند و این آقایان دانش و محقق بودند که بشدت با تغییر لین مخالفت کردند و آن را حق کشی گفتند و اسناد را از تدارک ملی بر گردان و مردم را خبر کردند که لین تغییر کرده است. همانگونه که اشاره کردم در گذشته محقق بانی ، پرچپم دار و معمار اعتراضات مدنی بود و در اعتراضات توتاپ هم با مردم بود و مثل استاد خلیلی خاک را بر چوکی قدرت ترجیح داد. در این مصاحبه گفتم که واقعا توتاپ بن بست شد و راه حل لازم داشت. راه حل هم این بود که این پروژه به تعلیق انداخته شود و برای پیداکردن یک راه حل فکر شود. در نشستهای پی هم 5-6 جوزا در منزل آقایان استاد دانش  محقق و خلیلی همه از مساله تعلیق استقبال کردند وهمه تاکید داشتند که کمیسیون ایجاد شود و روی کمیسیون ساعتها کار شد که افراطیون مدعی رهبری جنببش اصرار داشتند که عضو کمیسیون باشند و ترکیب کمیسیون هم این شد که 7نفر از معترضین و 6 نفر از جانب حکومت کمیسیون را ایجاد نمایند نامها نوشته شد اما با گذشت چند ساعت از ترکیب کمیسیون هم استاد خلیلی و هم افراطیون موضع مخالف گرفتند و گفتند که عضو کمیسیون نستند. مجری دلایل را پرسید و من گفتم دلایل قضیه و مخالفت ازنظر من واضح است یکی سیاسی شدن قضیه و دخالت اجندای سیاسی تیم رییس جمهور پیشین است ایشان در لندن بود و گفت که در این قضیه مرتب با استاد خلیلی در تماس است . هدف تیم ، سیاسی کردن قضیه ، فشار و درتنگنا قراردادن حکومت هست زیرا برای تیم سیاسی و برای پیشبرد اهداف و اجندای سیاسی اعتراضات مردم چانس و فرصت عالی است. دلیل دیگر اهداف شخصی و دنبال کردن منافع شخصی هست شما شاهد خواهید بو که همین لافوکها که در حوزه ولایتی بی اعتبار شده روزی خود را تماما در کابل و پایتخت کاندید خواهند کرد و مساله سوم اینها تر جیح می دهند که رفتار شان پوپلیستی خطبه و خطابه در مسجد و مصلی باشند تا بحث مذاکره و بکرسی نشاندن خواسته های شان چون سخت است اینها می توانند دلیل و علت گفتگو هراسی باشد. و در پایان گفتم تلاش برای اب رفته درجوی و تلاش برای باز گرداندن امر مافیایی تغییر لین بی فایده است یگانه راه همین تطبیق و اجرای طرح بدیل است. در پایان این گفتگوی ویژه گفتم که رسانه ها از جمله تلویزیون نگاه نباید وسیله تعرض توهین و منبری برای افراد مجهول الهویه شود و نگاه ما در ماه مبارک رمضان باید خودی دوستانه و درونی باشد و غیریت سازی نداشته باشیم. چون صبر و حوصله هم حدی دارد اگر بناشد افشاگری گذشته صورت بگیرد آن وقت گله نکند که مدارک و اسناد گذشته را بیرون دهیم تا سیاه رو شود هرکه در او غش بود. 


مگر ما کم گرفتاری داریم


طالبان ابعاد کشتار را در ماه رمضان بالا برده است و میزان آدم ربایی و مسافردزدی و قطاع الطریقی را شدت بخشیده دو رویداد اسارت 50 مسافر در قندوز و شهادت 11 مسافر در اندر غزنی رویداوهای تکان دهنده است. طالب در بیرحمی و آدم کشی از داعش در شام و عراق پیشی گرفته است. دلیل پیشتازی در گروگان گیری و اسارت مسافران و قطاع الطریقی خیلی ساده هست و آن نشان دادن اینکه ما هستیم و شکست نخورده ایم و این هم دلیل بودن ما در جاده ها و سرکها است و این البته گرفتاری بزرگ و عمده مردم ماست و چاره هم نیست جز فداکاری ایثار و مقاومت در برابر دشمن. امروز یک دیپلمات از من پرسید گرفتاری مردم و حکومت تان زیاد هست اما سعی کنید دیگر گرفتاری ایجاد نکنید واقعا روزهای سختی را مردم می گذراند همه چیز در افغانستان دشوار شده است. پرسیدم منظور از گرفتاری بشتر چیست؟ وی گفت ماجرای توتاپ هست اعتراضات و تظاهرات مدنی اصل بنیادی در سیستم ما هست اما در کنار آن خطرات و سلامتی و امنیت مردم در کشور ما اهمیت درجه اول را دارد گفتم ما هم به همین فکر می کنیم گفت نه شما به این فکر نمی کنید زیرا شما برای مطالبات برحق تان خیلی از گرفتاریها و خطرات قریب به یقین را نمی بینید و اهمیتی برای آن قایل نستید دیدم وی واقعا نگران از یک امری هست و گفت ما به مردم تان که اعتراضات داشته باشد صد در صد مطمین هستیم در گذشته رهبر حزب شما برای اولین بار مساله تظاهرات مدنی و خیابانی را سازماندهی کرد و هیچ رهبر سیاسی چنین کاری را نکرده است و تاحالا نشان داده شد که مردم به بهترین شیوه ممکن و مدنی اعتراض می کنند. گفتم منم در الجزیره شنیدم که یک پرفیسور المانی پس از تظاهرات هفتم جوزا گفت کاش در آلمان ما چنین تظاهراتی می داشتیم القصه وی گفت باید حد اعظم احتیاط را داشته باشید که درگرد همایی تان طالب، داعش و.. نفوذ نکند و اصولا با پیدا شدن راه حل و طرح بدیل لین برق بسوی بامیان دیگر لزومی برای ایجاد گرفتاری دیگری نیست از دشمنان باید ترسید که اقدام و جنایت شان غیر قابلیش بینی هستند. گفتگوی ما جالب بود و منم گفتم ما خواهان عملی و تطبیق طرح بدیل و تعهدات حکومت هستیم و ما نمی خواهیم هرروز درد سر خلق کنیم. حقیقت مساله همین است که ما در شرایط استثنایی قرار داریم و میزان احتیاط برد باری و تدبیر ما باید چند برابر باشد.افراط گرایی و ماجراجویی کار درستی نیست ما حکومت را دوست خود و منتخب خود می دانیم و نگاه ما با حکومت دوستانه خودی هست. حکومت منتخب مردم ما و خودی می باشد اما دشمنان سعی دارند این امر خودی را درهم بشکند و تبدیل به دشمنی و غیریت و ضدیت نمایند خلاصه اینکه نگاه مردم با حکومت شان باید خودی باشد و حکومت هم تعهدات خودرا عملی نماید و هر روز گرفتاری ایجاد نشود. 


مجهول الهویه


من نمی دانم در باره مجهو الهویه چه بگویم زیرا این دسته از خود ادرسی ندارد و همیشه از موضع دیگران و برای دیگران و رضایت خاطر دیگران بحث می کنند و وارد قضیه شده و جنگ شان نیابتی است.. دو مشکل در بحث مجهول و معلوم الهویه داریم. مجهول الهویه نقش تبعی دارد و نقش اصلی از آن معلوم الهویه است. معلوم الهویه وقتی نامردی و نامردمی اش گول کند و خودش بانام و نشان خود گپ زده نمی تواند و دلیل کتمان و خود سانسوری و خود مخفی کاری هم می تواند متعدد باشد. چرا بخش زیادی از آدمها در صفحات مجازی و فیسبوک مجهو الهویه می شوند اینها دو مرض دارند یکی اینکه اصالتی ندارد که نشان دهند و دیگری اینکه وسلیه و ابزار دست معلوم الهویه ها می شوند. ماشین معلوم الهویه وقتی چالان و بکار می افتد که به دلایلی خودش شیطان اخرس می شود و نمی خواهد با نام و نشان خود گپ بزند آن وقت رجاله های مجهول الهویه را استخدام می کند. خصوصیت بارز بی هویتها این است که تفرقه ایجاد کنند و آتش فتنه را مشتعل نمایند و لشکر فحاش و دشنام تشکیل دهند و نقابهای گوناگون و نامهای مستعار داشته باشند و گاهی در پشت حجاب زن پنهان می شود و عمل زشت شان را در تاریکی انجام دهند. زیاد داریم که انتحاریون طالب لباس و حجاب زن را پوشیده و همین امروز قطاع الطریق با صورتهای بسته، راه را گرفتند و آدمهای بیگناه و مسافر را دزدی کردند. خلاصه اینکه همه رذالتها و پستیها ازآن مجهو الهویتها هست اما مباشر در کار این بی هویتها ، آدمهای با هویت متشخص و شناخته شده قرار دارند که ریشه ماجرای و جنگ نیابتی در دست آنها هستند. منم در تجربه رسانه ای خود با چنین افراد مجهو الهویه و معلوم الهویه سر کار داشته ام دشنامها از سوی بی هویتها بوده است. پرسش این است که چرا چنین می شود؟ پاسخ برمی گردد به همان نوع نگاه کور و بینا. نگاه بی هویت کور است و حتا نمی داند که چرا فحش می دهد اما نگاه معلوم الحال و معلوم الهویه به قضیه همان بیگانگی و غیریت سازی هست وقتی وی برای خود دشمن و طرف درست می کند و این همان غیریت سازی است و حال برای کوبیدن هدف دو نوع رفتار را بر می گزیند یکی مستقیم رو در رو و مباشر و دیگری مجهول و نیابتی. نوع تقابل نیابتی را نه متشخصها بل مجهول الهویه ها در سایه و در ظلمت و در پشت استعار و حجاب به پیش می برند.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo