X
تبلیغات
رایتل

نگاه درونی و بیرونی -۱۲-

1395/03/26 ساعت 02:33 ب.ظ

نگاه درونی و بیرونی -۱۲-


ریگ در کفش کیست؟


با تاسف باید گفت که فرمان تقنینی رییس جمهور در نشست امروز پارلمان رد و دیگر طرح اصلاحات انتخاباتی در پارلمان بی فاییده است و این پارلمان هرچه را بخواهد اما اکثریت برزگ شان انتخابات را نمی خواهند. منطق خانم کوفی این است که این بیچاره ها ناامید و مایوس از انتخاب مجدد در حوزه انتخاباتی شان هستند و می دانند که مردم جواب شان داده اند. برخی این گونه می گوید که فلسفه " جنبش " نیز برای همین هست. خانم هیله ارشاد گفته است از برای خدا انتخابات بر گزار کنید مردم از چهره ما خسته شده اند. برخی حکومت را متهم می کند که دلش انتخابات نیست اگرنه فرمان را در همان وقت و زمانش عملی می کرد. کی مقصر است؟ ریگ در کفش کیست؟ به لحاظ اخلاقی این افت بسیار بزرگی هست که پارلمان خارج از قوانین و بیرون از زمانها و میعادهای تعریف شده در قانون اسی کار نماید و اعضای پارلمان نباید این کار را می کردند و لی حالا کرده اند و دیروز با اکثریت زیادی فرمان تقنینی اصلاح نظام انتخاباتی را رد کردند. عمل کرد و عمل کردن در بیرون از معیارها و چوکات قانونی علاوه بر اینکه افت و فضاحت اخلاقی دارد یعنی یک وکیل باید شرم و خجالت بکشد که در خانه ملت حضور فراقانونی داشته باشد و بیرون از قانون کار کند و تنها به این امر دلخوش داشته باشد که همه امتیازات را بعنوان یک وکیل دارد. خانم کوفی و خانم هیله ارشاد و دیگر اعضای مجلس نمایندگان استدلالهای خوبی برای تایید و تصویب فرمان داشتند اما این استدلالها کار گر واقع نشد و اکثریت، فرمان یعنی اینکه انتخابات را رد کردند و این کار فراقانونی و نگاه بیرونی به نظام و سیستم سیاسی هست. نکته دیگری قابل ملاحظه این است که شیرازه و بافت جوامع و ایجاد اطمینان و امنیتهای جمعی در واقع قانون و کار در چوکات قوانین است و این همان نگاه درونی و سختاری و حرمت گذاشتن جمعی هست اگر در جامعه قوانین و سیستم جمعی رعایت نشود و بر مبنای قوانین نظم و انظبات بر قرار نباشد در این صورت از هم پاشیدگی و تعرض به قانون و قانون شکنی ایجاد می شود و می دانید که انسان گرک انسان هست و این گرگیت و درندگی در فضاها و خلاهای قانونی پیدا می شود. ما اگر انتخابات نداشته باشیم و به دلایل و منافع شخصی خود آن را رد کنیم درواقع اقدام به قانون شکنی بزرگی کرده ایم و سیستم ، قوانین و نظام حکومت را فاقد اعتبار ساخته ایم و این بی نهایت خطر ناک هست. افت اخلاقی و وجدانی و کار خارج از قوانین و بی اعتنایی و بی مبالاتی یک نوع بی بندباری خلق می کند و به سیستم ضربه وارد می کند و به همین دلایل کار دیروز پارلمان نادرست بود و من طرفدار استلالهای ، خانم کوفی ، هیله ارشاد و حاجی عبده و دیگر اعضای موافق با تصویب فرمان هستم. نکته دیگر هم این است که برخی گفته اند ارگ مقصر است و رییس جمهور باید در زمان تعطیلی و رخصتی 45 روزه پارلمان کار را تمام می کرد و تا حالا پیشرفتهای عمده ای در باره انتخابات صورت گرفته بود یعنی اینکه عزم واراده ای و جود ندارد و عده هم ریاست اجراییه را ملامت می کند که در باره ا صلاحات نظام انتخاباتی قاطعیت و پی گیری جدی نداشته است و اعضای مجلس و دیگر صاحب نظران، خود نمایندگان و انگیزه های شخصی و منافع فردی مجلسیان را علت و سبب بهم زدن وضع انتخابات دانسته اند. من البته با تفاوتهای، علت و دلایل رد فرمان را که اشاره شد و اینکه کیها مقصر هستند را قبول دارم و اما بشترین مسوولیت را متوجه مجلس می دانم که با توپ به میدان غلطیده خوب بازی نکرد و فرمان اصلاحات انتخاباتی را رد کرد. خوب حالا که این کار شده است و پارلمان بیرون از قانون اساسی مشغول کار هست و حرمت قوانین بارد فرمان شکسته شده است و نگاه به امر داخلی و درونی نظام صورت نگرفته است پس حال چه باید کرد؟ و راه حل چیست؟ بدون برگزاری انتخابات به کار ادامه داده شود و یابرگردیم به قوانین زمان رییس کرزی و انتخابات را بدون اصلاحات با دو کمیسیون متهم بر گزار نماییم و یا ینکه منتظر فرمان تقنینی دیگر در فصل رخصتی و تعطیلی تابستانی بمانیم چه کنیم؟ 


انتقال 300 میگاوات


مقامات حکومت وحدت ملی ، شرکت برشنا و بانک انکشاف آسیایی از اجرای و تطبیق پروژه 300 می گاوات برق از مسیر دوشی بسوی بامیان خبر داده اند. آقای عثمانی وزیر انرژی و آب، داکتر صاحب عبدالله و استاد محقق در شورای وزیران مساله انتقال پروژه را دیروز مطرح کردند. مردم ما صبور هست و به حکومت فرصت می دهند و اعتماد دارند که طرح بدیل عملی شود. حساب تیم سیاسی و گروه های فحاش از مردم جدا هست.جالب است که ضرب المثل مردم را در همین صفحه خود شاهد هستم. ضرب المثل این است که یک زدن آهنگر برابر است باصد زدن زرگر و من آهنگرم فقط کافی هست هر از چند گاهی یک ضربه آهنگ گری بر پیکر جنبش فحاشی بزنم و بعد تماشا کن که شغالان به چه روز و روز گاری می افتد و چه گونه بهر سوی حمله ور می شود. در باب توتاپ با دو گروه یکی شغالان و فحاشان و دیگری با بقایای تیم گذشته سر ناساز گاری دارم. شغالان که زوزه می کشند و اما تیم سیاسی واقعا بر نامه دارد که اجندای سیاسی خودرا دنبال نماید. نگاه من با این دو گروه بیرونی و غیریت هست و فکر نمی کنم آب من با شغالان و جنبش فحاشان به یک جوی برود و همین شده که هر از چند گاهی ضربه فنی و اهنگ گری خود را برفرق جنبش فحاشان وارد می کنم و قیامتی را برپا و همه را بعزای مادر شان می نشانم و می خواهم صف این بد زبا نان و شغالان را از صف مردم خود جدا نمایم مردم ما هرگز و هرگز فحاش نیست و مردم ما حرمت به ناموس خود می گذارند. فحش و اهانت کار شغالان و لمپنهای دیوانه می باشد و نمی شود با لمپنها و شغالان نگاه خودی و درونی داشت. برق توتاپ را مافیای شرکت و حکومت گذشته خراب کرد و تغییر داد و ما را در مقابل یک عمل انجام شده قرارداد و حالا نوبت بدیل ۳۰۰میگاوات هست و این طرح در شورای وزیران طرح شد و شرکت برشنا، بانک انکشاف آسیایی و زارت انرژی و آب، تدابیر اجرایی و عملی شدن پروژه ۳۰۰ را گرفته اند. دیروز در شورای وزیران این موضوع بحث شد و داکتر صاحب عبدالله ریاست اجراییه و استاد محقق و وزیر آب و برق تاکید داشتند که پروژه صورت و حالت اجرایی بخود بگیرد که گرفته ساحتها و زمینهای در خود بامیان برای احداث سیب استیشن در نظر گرفته شده است. سیب استشن در بامیان برای توزیع برق ساخته می شود و همینطور در دوشی نیز سیب استشن ساخته می شود در کنارآن جاده اسفالت و فیبر نوری نیز در نظر گرفته شده است. چرا این همه پروژه عظیم است دلیل آن انتقال برق صنعتی می باشد زیرا قرار است که معادن زغال سنگ و معادن آهن بکار انداخته شود. استخراج آهن و استخراج و بهر برداری از زغال، امر ملی است و منافعش به جیب و به نفع تمام ملت افغانستان تمام می شود گفته شده که معدن آهن، عظیم ترین معدن و با کیفت بالا در کوتل حاجیگگ وجود دارد و استخراج آن نیاز مند برق صنعتی هست البته این مساله تخنیکی می باشد مهندسان و مسلکیها باید روی آن نظر دهند و من دید گاه سیاسی و منفعتی آن را می توانم توضیح دهم و فکر نمی کنم از رجاله های مدعی کسی قادر به مقابله و بحث و استدلال در این ساحتهابامن باشد. شنیدم مهندسی داوطلب بحث با من شده است اما وی فکر نکرده که من بحث مهندسی و انجنیری با کسی ندارم بحث من با مدعیان جنبش فقط و فقط سیاسی و در حوزه منافع ملی هست که فکر نمی کنم از رجاله های مدعی کسی پیدا شود و با من بحث نمایند. دلیل امر این هست که آنها اصولا اهل مذاکره و بحث نستند و اگر می بود که از کمیسیون فرار نمی کردند آنها تنها دو خصوصیت را دارند یکی اینکه اهل خطبه و خطابه با عوام الناس و اهل پف پتاق هستند و موج سوار و آنهم بخاطر رای در انتخابات پارلمانی و دیگری تمام کار شان این هست که" جنبش فحاشی" را بزاید که زایده و این فرزند نامشروع شان هست. اهالی خطبه و شعار و شغالان فحاش با من هیچ نسبت دوستی ندارند و نگاه من باآنها غیر و بیرونی می باشد و به همین خاطر هر از چندگاهی ضربه فنی و پوتک آهنگ گری خودرا وارد و قیامتی را برای شغالان ایجاد می کنم و این کار ادامه دارد و هنوز اول عشق است سفر دنباله دارد.

نگاه درونی و بیرونی-۳۷-


چه دلیل در منازعه تورخم هست؟


امروز چندین مصاحبه و کلیپ خبری با چند تلویزیون و رادیو داشتم پرسش همه این بود که چه دلیل در پشت جنگ تورخم هست؟. پاسخ به این پرسش خیلی سخت است اما عجالتا می توانم به گرمی روابط هند افغانستان اشاره کنم که پاکستان را سخت زور داده هست. فشار و ملامتی و تعلیق کمکهای آمریکا به پاکستان نیز متواند سبب عصبانیت پاکستان باشد. پاکستان این جنگ را به دلیل کاهش فشار بر خودش و خلق فشار به افغانستان آغاز کرده و حال پرسش دیگر این است که این قضیه چه راه حل دارد؟ راه حل قضیه هم ساده و هم پیچیده است. پیچیدگی قضیه به این صورت هست که اصولا منازعه مرزی بین افغانستان و پاکستان یکی از زخمی ترین و کهنه ترین منازعه تاریخ بین دو کشور هست ،دیورند، برای دو کشور تبدیل به تابو مصیبت و فاجعه دوستی میان دو کشور شده است در دنیای بی مرز امروز، مرز دیورند برای ما معضل و مصیبت و زخمی التیام ناپذیر شده است همه موضوعات و مناقشات مرزی کنونی ریشه در این خط دارد. خط دیورند نگاه دو کشور افغانستان و پاکستان را به شدت بیرونی، خصمانه و بیگانه ساخته است و دو کشور همسایه تلخ ترین و بد ترین مناسبات و سلب اعتماد را باهم دارند. نگاه ، نسبت به هم دیگر نگاه همسایگی و دیوار به دیوار نیست. نگاه خودی نداریم و نگاه مان نسبت به دیگر غیر، بیگانگی و دشمنانه است و دلیل این همه گرفتاری و دشمنی همین خط دیورند و اختلافات مرزی می باشد و ازسوی هم باور داریم که زخم خط و مرز به این سادگی قابل حل هم نیست.حال پرسش این است که چه کنیم خون بریزیم و بجنگیم و مردمان دو سرزمین را به خاک خون بکشانیم و این جنگ چه سودی برای طرفین دارد که هیچ.  پس جنگ و شعله ور ساختن عصبیتها، امر عاقلانه نمی باشد امر خردمندانه این هست که راه حل پیدا کنیم و از این منازعه بیرون شویم. گفته شده که متون و اسنادی وجود دارد که کابل و اسلام آباد آن را تهیه کرده و این توافقات را در گذشته داشته اند و آن این هست که هردو کشور توافق کرده اند و سند دارند که در نقطه های صفر مرزی اقدام به احداث ‌و ایجاد پایگاه نداشته باشند خوب این سند اگر باشد این می تواند مبنای درستی برای راه حل باشد و هردو کشور در چنین حالاتی به همین اسناد مراجعه کنند و منازعات را حل نمایند. نکته دیگر هم این است که بازهم گفته شده که اگر یک وقت وضعیت بگونه ای پیش آید که ناگزیر باید پاسگاه نظامی ساخته شود در این صورت هم گفته شده که دو کشور از طریق مجاری و مراجع دیپلماتیک امنیتی و..موضوع را به اطلاع هم دیگر برساند امریکه که گفته می شود سفیر افغانستان در اسلام آباد در جریان گذاشته شده است اما نحوه اطلاع را نمی دانم از این دو نقطه نظر که بگذریم، امروز خبر نگاران از من می پرسید که قضیه را به سازمان ببریم من البته مخالف با این گونه دعواها و کشاندن به مراجع معتبر بین المللی نستم اما می گویم که کار و گره که بادست باز شود چه احتیاج به دندان. وقتی اسناد و شرایط برای گفتگو باشد چه لزومی دارد که ایجاد و احداث یک پایگاه نظامی را ببریم به سازمان ملل و در آنجا عریضه و شکایت نماییم. بهترین و مناسب ترین قضیه همان است که مقامات امنیتی و سیاسی اختلافات و مناقشات این چنینی را گنده نکنند و براساس تفاهم نامه ها و توافقات ذات البینی مشکلات راحل فصل نمایند. امروز خبر نگاران می پرسید که دلایل جنگ در تورخم چیست؟ آنها می پرسیدند که پاکستان تحت فشار غرب و آمریکا قرار گرفته و آمریکا کمکهایش را به روی پاکستان بسته است و آنها پاکستان را متهم به حمایت از تروریزم کرده اند این گونه فشارها پاکستان را عصبانی ساخته و حمله به مرز و منازعه را بوجود آورده که بخاطر افغانستان هست که این فشار ها و جریمه ها و هزینه ها را پرداخته و یک نوع حس انتقام گیری پاکستان علیه افغانستان احیا شده است و دلیل و پرسش دیگر هم این بود که ایجاد روابط بسیار دوستانه بین هند و افغانستان سبب یاس و نا امیدی و علت عصبانیت پاکستان شده است و حال این عصبانیت را به این صورت تبارز داده است. احتمالا این دلایل هم می تواند درست باشد اما جنگ در مرز راه حل نیست و جنگ بسود هیچ کدام نیست فاصله ها بشدت عمیق می شود و تاثیرات بدی روی مهاجران می گذارد و باید این قضیه مهار شود و راه مهار شدن همان مراجعه به پروتکولها و توافقنامه ها هست.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo