بازیگران اصلی نمایان می شوند
تا
بحال این گونه وا نمود می شد که رقیب اصلی دا کتر عبدالله، اقای اشرف غنی
احمد زی باشد اما حالا تقریبا محرز شده که رقیب اصلی زلمی رسول می شود.
امشب دو چهره سر شناس از دو تیم اقایان صیقل و وحید عمر باهم میز گفتگو
داشتند. هر کدام به پایگاه های اصلی طرف دیگر اشاره و حمله داشت. اقای صیقل
ازتیم دا کتر عبدالله با کمی احتیاط گفت که ارا شما تخیلی خواهد بود و این
رای تقلبی و تخیلی را حکومت در گذشته
سازماندهی کرده و در انتخابات پیش رو هم خواهد داشت. اقای وحید عمر می گفت
رای های تقلبی توسط کسانی جمع می شوند که حالا در کنار داکتر عبدالله و
اشرف غنی احمد زی قرار گرفته اند. مباحثات دو نفر بسیار جدی و عریان مطرح
شد و بر خلاف شب گذشته، مجری هم سوالاتش شفاف و چالشی بود
مراکز تخیلی و کارتهای تقلبی
همان گونه که اشاره شد. اعضای دو ستاد به نکات مهمی اشاره داشتند. مقایسه ای دو انتخابات و شباهت های آن، ما را به این نکته واقف می سازد که مراکز رای دهی تخیلی و کارتهای تقلبی در انتخابات 88، عامل اصلی تقلب در انتخابات شناخته شده است. مراکز تخیلی به این معنا که در مناطق نا امن، بجای سایت های واقعی ، صندوق های تخیلی و واهی، گذاشته می شود. صندوق ها از این مناطق بنام رای مردم پر می شود. در حالیکه اصلا سایت و صندوق واقعیت نداشته است.در این جا چند کار اساسی صورت گرفته است. جاعل و متقلب در این حوزه ها، حضور داشته که گفته شده متقلبان همان ماموران دولتی با همکاری اعضای کمیسیون،می باشند. در انتخابات گذشته مبنای تقلب همین صندوق ها و رای های خیالی بود. عامل دوم در تقلب در حوزه های تخیلی، توزیع بی رویه و یا چاپ و جعل کارتهای تقلبی است. این کارتها به صورت انبوهی در اختیار، متنفذان محلی که برای گرفتن پول این کار ها را انجام می دهند، گذاشته شده و آنها در ازاء پول، معاملات شان را انجام می دهند. گذشته این از این دو مساله، که بن و اساس تقلب را ساخته، مساله سومی هم در ایجاد تقلب دخالت دارد. آقای صیقل عضو ستاد داکتر عبدالله به این موضوع اشاره داشت و آن موضوع رای نیابتی است. دیده شده که در ولایاتی جنوبی و شرقی، این مردان است که بجای زنان رای رای می دهند.
این سه عنصر اساسی : مراکزی تخیلی، کارتهای تقلبی و رای نیابتی، اساس ، انتخابات پر از تقلب را شکل می دهد. آقای صیقل به صورت کنایه و گاهی صریح ، تیم زلمی رسول را متهم به استفاده از همین رویه کرد وی ابتداء تیم داکتر زلمی رسول را به صورت واضحی یک تیم حکومتی اعلام داشت و بعد به این مساله پرداخت که حکومت همان رویه که در انتخابات 88 بکار گرفت، در انتخابات 93 از همان اسلوب و شیوه ها کار می گیرد. نتیجه اینکه تیم زلمی رسول با رای تقلبی، در انتخابات پیروز شده است. اما استدلال وحید عمر به گونه دیگری طراحی شد. وی می گفت: انتخابات گذشته با حضور چهره ها و احزاب سیاسی، درکنار رییس جمهور کرزی، سازماندهی شد و این همه جعل و تقلب که گفته می شود صورت گرفت که گرفته است، این تقلبات با فی صدیهای همراه بود. یعنی اینکه هم در تیم انتخاباتی حامد کرزی و هم در تیم انتخاباتی داکترعبدالله، تقلب صورت گرفت اما تفاوت فی صدی تقلب برمی گردد به میزان بالا و پایین بودن رای. رای آقای کرزی زیاد بود، و طبعا تقلبات هم زیاد تر، دیده می شد و رای داکتر عبدالله کم به این صورت، امار تقلب کم تر، داده شد.
وی به یک نحوی به صورت کنایه به این مساله اشاره داشت که بانکهای رای که در گذشته درکنار رییس جمهور کرزی قرار داشت حالا درکنار اشرف غنی و داکتر عبد الله رفته اند. یعنی اینکه تقلب در جبهه بانکهای رای که ما نداریم، قرار دارد. آقای وحید عمر مغالطه ای جالبی را ، راه انداخت و آقای صیقل گفت: که ایشان با کلمات بازی و مثل کسیکه در کلاس درس، خوب تمرین کرده باشد، حرف می زند. گفتگوی دو عضو ستاد، خیلی صریح و پوست کنده، انجام شد که تاکنون چنین چیزی را نداشتیم. آقای صیقل مبنا های اصلی جعل و تقلب را در ابتدا به درستی طرح کرد و لی در تقویت و تغذیه این مبانی، خوب نپرداخت. در حالیکه همه کار شناسان گفته اند که قاعده های جعل و تقلب را باید، شناسایی کرد. پایه های تقلب همان سه عنصر اساسی، "مراکز تخیلی، کارتهای تقلبی، و رای نیابتی" است. این مساله هیچ ربطی به چهره ها و بانکهای رای ندارند. احزاب و چهره های تاثیرگذار، رای خود را دارند. جعل و تقلب با هجوم مردم و در مناطق، رای مردم ، صورت نمی گیرد. درجای رای و حضور مردم، و جود داشته باشد ، دیگر زمینه برای جعل و تقلب باقی نمی ماند، فضای خالی، سبب می گردد که صندوقها، به گونه تقلبی پر شود.
نقش حکومت و اعضای کمیسیونها
در همین مناظره گفته شد که کار جعل را ماموران حکومت، برنامه ریزی می کنند. تفاوت دو دید گاه در این بود که آقای صیقل عضو ستاد انتخابات دکتور عبدالله به عوامل حکومتی و کمیسیون مستقل انتخابات، اشاره داشت اما آقای وحید عمر، کثرت تقلبات را برمی گردان به بانکهای رای. این مساله وا ضح است که تقلب و جعل انتخاباتی، متقلب و جاعل دارد. این جاعلان و متقلبان از مریخ وارد انتخابات افغانستان نمی شوند، این متقلبان در متن ساختار و سیستم و جود دارند. شکی نیست که انتخابات تو سط حکومت برگزار می شود این حکومت است که امر عملیاتی شدن انتخابات را به پیش می برد. در کنار حکومت کمیسیون مستقل انتخابات، نقش اساسی و کلیدی را دارد. دراین صورت ماموران حکومت می توانند، بین تیم ها تقسیم شوند. یعنی اینکه ماموران حکومتی هم می توانند، طرفدار تیم حکومتی باشند و هم می توانند حامی تیم های مخالف حکومت باشند. این حرف درست است همه تیم ها در حکومت نفوذ دارند. و رییس جمهور، هم در مراسم افتتاح پارلمان گفت که همه نامزدان در حکومت افراد خود را دارند که داردند.
اما نکته اساسی در این است که ماموران حکومتی، والیها و ولسوالها، نیروهای امنیتی و کمیسیون های انتخاباتی، بشترین حرف شنوی را از کی دارند؟، مسلما آنها به دلیل اینکه با امضای شخص رییس جمهور تعیین شده و منافع خود را در حکومت و سیاست حکومت می دانند، بشترین تاثیرپذیری را از خود رییس جمهور و حکومت باید داشته باشند. خیلی اندک خواهد بود که والی حکومت به جای حمایت از سیاست حکومت که منافعش به آن گره خورده، به حرف یک نامزد، اپوزیسیون گوش دهد. شکی نیست که تفاوت تاثیر پذیری ماموران حکومتی از مقامات سطح اول حکومتی و یا تیم های اپوزیسیون ، بسیار زیاد است. اقای و حید عمر در مورد تیم خود نمی تواند خود را تبریه از حمایت و منابع جعل و تقلب نماید. البته این حرف در صور تی معنا دارد که ثابت شود تیم زلمی رسول از سوی حکومت، حمایت می شود. خلاصه کلام اینکه تیم های حکومتی حال هرکه باشد، می توانند، بشترین سوء استفاده را در انتخابات 93 ازسه منبع خطرناک که برشمردیم، جعل و تقلب،داشته باشند.
نتیجه بی اعتمادی
در
این روزها خبر این است که نیروهای بین المللی اماده باز گشت به اوطان شان
شده اند. بریتانیا در هلمند پایگاه شان را تخلیه کرده است. امریکا در حال
بازگشت و گفته شده میلیاردها دالر تجهیزات نظامی شان را از افغانستان خارج و
در اختیار پا کستان می گذارد. این مساله بر می گردد به اختلافات سیاسی و
بی اعتمادی بین کابل و واشنگتن حال پا کستان بهره ان را می برد.با این وضع
امریکا و غرب منافع و ملت افغانستان را قربانی اختلافات مقامات ارگ و کاخ
سفید می کنند.
مقامات دو کاخ در کابل و واشنگتن، نگاه شان به منافع مردم افغانستان نیست. امروز در یک بحثی با دوستان به این مساله اشاره شد که آمریکاییها به دلیل مخالفت با رییس جمهورکرزی، این واکنش را نشان داده اند این حرف شاید قابل رد نباشد. مناسبات رییس جمهور با مقامات کاخ سفید در حد زیادی خدشه دار شده است. دید گاه های متفاوتی را مقامات هردو کشور، در همه مسایل پیدا کرده اند. در طی سالهای اخیر ثابت شد که هر آنچه رییس جمهورکزی می خواهد، آمریکا نسبت به آن موضع گرفته و از سوی هم هر آنچه آمریکاییها دنبال ان بوده، رییس جمهور کرزی آن را قبول نکرده است. همین موضع گیریهای بسیار متفاوت سبب گردیده که آمریکا علیرغم نیاز شدید افغانستان به ساز برگهای نظامی آمریکا، بخش بزرگی از تجهیزات نظامی شان را در اختیار ارتش پاکستان قرار دهد. حال دلایل این رفتارهرچه می خواهد باشد اما قدر مسلم این اقدام این است که این گونه اقدامات به ضرر مردم افغانستان می باشد.
اشتباه آمریکا
اشتباه آمریکا این است که نگاه شان به مردم افغانستان نیست آنها مبنای رفتار شان را، مخالفت با رییس جمهورکرزی قرار داده وگفته است که ما این همه قربانی در افغانستان داده ایم حال بجای اینکه از سوی حکومت افغانستان موجب قدردانی و ستایش باشیم، مورد طعن قرار گرفته ایم. البته این حرف تا چه حد صحت داشته باشد، از موضوعات پشت پرده ای مناسبات دو کشور می تواند شمرده شود. ولی در ظاهر، چنین چیزی از سوی رییس جمهور افغانستان گفته نشده است. رییس جمهور در رسانه های از مردم آمریکا و فدا کاریهای سربازان آمریکا و غرب، قدر دانی کرده است. حال فرض را براین می گیریم که چنین قدردانی صورت نگرفته باشد ولی پاداش آن این نیست که بخش بزرگ از سازبرگ های نظامی را در اختیار ارتش پاکستان بگذارد.
گفته شده مقدار بهاء این همه تجهیزات چیزی در حدود هفت میلیارد دالر می شود. استدلال آمریکا به هیچ وجه قابل قبول نیست که گفته است این تجهیزات را اردوی افغانستان نمی تواند مورد استفاده قراردهد. نگهداری و استفاده ازاین تجهیزات هزینه های بسیار سنگینی لازم دارد و به همین دلایل سازبرگها از افغانستان خارج و در اختیار ارتش پاکستان گذاشته می شود. مگر قرار نیست که بعد ازسال 2014 نیروهای از ناتو و آمریکا در افغانستان حضور داشته باشند و به نیروهای افغانستان آموزش دهند. اگر این حرف درست باشد که آنها افغانستان را ترک نمی کنند دراین صورت این تجهیزات برای ارتش افغانستان ضروری می باشد. آمریکا و ناتو اردوی افغانستان را مطابق سیستم خود ساخته اند حال باید به آنها کمک نمایند که این ارتش سرپای خود باستد. اشتباه آمریکا این است که همه تخم های شان را درسبد یک فرد گذاشته باشد. این درست که رییس جمهور با آمریکا مشکل پیدا کرده است ولی همه می دانیم آقای کرزی چند ماه دیگر برسر قدرت نیست و در افغانستان انتخابات برگذار می شود و حکومت تازه روی کار می آید این حکومت تازه و منتخب به شدت احتیاج به کمک آمریکا و غرب دارد. مگر می شود با حکومت تازه بخاطر مخالفت با رییس جمهورگذشته، چنین رفتاری را در پیش گرفت.
اشتباه افغانستان
افغانستان
هم در موضع گیریهای خود، دچار اشتباه شده است. غرب و آمریکا در سال 2001
پس از نشست بن، براساس فصل هفتم شورای امنیت وارد افغانستان شد. افغانستان و
متحدان بین المللی شان تعریف مشترکی از مبارزه با تروریزم را داشت. این
همه تجهیزات حیرت انگیز و سرسام آور، که برگشت این سازبرگ ها مبلغ در حدود
هفت میلیارد دالر را لازم دارد. برگرداندن تجهیزات این همه هزینه را به دوش
حکومت آمریکا ، تحمیل می کند، این نشان دهنده این است که آنها برای یک
مرام و هدف تعریف شده و پرهزینه وارد افغانستان شده بود. افغانستان باید
ازامکانات و تسهیلات غرب و ناتو استفاده و بهترین مناسبات و روابط را
براساس احترام متقابل ایجاد می کرد که نکرد. اینکه حالا این همه سازبرگها
را برمی گرداند و به ارتش پاکستان تحویل می دهد این از باب ناگزیری برای
آمریکا است و نه هوس.
آمریکا برای این به افغانستان نیامده بود که چنین روزی برسرشان آید که تجهیزات خود را مجبورا در اختیارارتش پاکستان بگذارد ولی حالا می گذارد. این مساله برای آمریکا بسیار تلخ است و برای ما هم بسیارسخت تمام می شود. این به سود افغانستان نیست که با متحدانش به چنین وضعیتی دست یافته باشد.
پیامد های مناسبات سرد و حتا غیردوستانه این خواهد شد که آمریکا امروز اگر سلاحهای شان را در اختیار پاکستان می گذارد، و فردا ممکن است دوسیه افغانستان را در اختیار پاکستان قراردهد. نشانه های چنین رفتارهای را می بینیم. پاکستان و آمریکا، اطاق مشترک استراتژیک برای افغانستان ایجاد کرده اند و دو کشور مشوره های نزدیکی در مورد افغانستان را دارند. اینها نشان می دهد که آمریکا و پاکستان به جمع بندیهای مهمی در مورد افغانستان دست یافته باشند. هیچ رادعی در کار نیست و افغانستان هم نمی تواند کاری نماید که آمریکا عقده مندانه، دوسیه افغانستان را در اختیار پاکستان بگذارد دراین صورت حکومت ما با چالش های بزرگی رو برو خواهد شد. همه اوضاع نشان می دهد که نگاه غرب و آمریکا در مورد افغانستان، پاکستان محوری شده است.
آنها درسالهای پس از بن، نگاه شان در مبارزه با تروریزم، افغانستان محوری بود و حال این نظر، بکلی تغییرکرده و نگاه آمریکا و غرب، پاکستان محوری شده است. آمریکا گفته می شود پانصد چهل میلیارد دالر برای جنگ افغانستان هزینه کرده و سه هزار سرباز را از دست داده و هزاران سرباز دیگر زخمی و معلول شده اند و طولانی ترین جنگ را در افغانستان داشته است ولی حالا که خارج می شود،بجای اینکه سازبرگهای نظامی شان را در اختیاراردوی افغانستان قراردهد، ان تجهیزات را برای ارتش پاکستان تحویل می دهد و این واقعا فاجعه در مناسبات افغانستان با متحدانش می باشد. آمریکا بدون شک هم اشتباه وهم خساره کرده و می کند ولی از سردی روابط با متحدان، افغانستان بشترین خساره را خواهد دید.
بخصوص اگر غرب و امریکا مساله افغانستان را ازمنظر پاکستان ببیند. دراین صورت حکومت ما با دشواریهای زیادی روبرو خواهد شد و این هم میراث دواز ده ساله رییس جمهورکرزی و متحدانش برای حکومت جانشین می باشد. این اشتباه بزرگ حکومت افغانستان می باشد که برای حکومت جانشین، چنین دشواریهای را خلق کرده باشد. با همه این مسایل اقدام آمریکا درمورد تحویل سلاحهای شان به ارتش پاکستان، اشتباه مشترک آمریکا و افغانستان و این برخلاف مصالح و منافع مردم مظلوم ما می باشد. روند اوضاع نشانه ای بی اعتمادی بین کابل و وا شنگتن را نشان می دهد و در مورد، تحویل سلاحهای آمریکایی به ارتش پاکستانی، نتیجه ای همین سلب اعتماد در مناسبات افغانستان و متحدانش شمرده می شود.
دو بهار
سال
93 در استانه تحویل است. پنج شنبه تقاطع دو زمان و دو تاریخ هست 93 جانشین
92 می شود. تحویل سال نو به همه دوستان و عزیزان شان مبارک . از خالق هستی
و طبیعت، خواهان بهترین حالت، برای هموطنان خود هستم. "احسن الاحوال" ما
با انتخابات 93 اغاز می شود. در شانزدهم حمل 93 زنان و مردان شجاع
افغانستان به پای صندوق های رای می روند و می خواهند با برگه های رای، حالت
شان را به بهترین صورت اصلاح و تغییر دهند. نوروز حالتی هارمونی و
همگرایی، با انسان دارد. بیداری طبیعت پس از رخوت، با اگاهی انسان، توامان و
گره خورده است .
حضور در پای صندوق های رای، نشانه شعور و حس بیداری در بهار انتخابات است.
مردم ما در این سال با دو بهار سرو کار دارد بهار طبیعت و بهار انتخابات.
مقدم هردو بهار را علیرغم مخالفت نیروهای ضد بهاری و اهریمنی گرامی می
داریم. درود بر شما . همیشه سبز و سر بلند باشید. بازهم نوروز و بهار
انتخابات هردو مبارک باد.
نوروز، رستاخیز طبیعت
زمین با شرایط اقلیمی متفاوتی در حرکت است. اما در بخشهای بزرگی از عالم، ما شاهد فصول هستیم. چهار فصل طبیعت از مانوس ترین، فصول زندگی ما شده است. ما زمستان، بهار، تابستا و پاییز را، در این خطه از جهان پشت سر می گذرانیم. هر فصل به مقتضای ویژه گیهایش، تبدیل به فرهنگ ما شده است. شاعران، نویسندگان، محققان در مورد هرفصل از سال چه ها که نکرده اند. آنها بدی و رخوت را به زمستان تشبیه کرده و درمورد خزان هم بد بیراه گفته اند. بهترین فصول برای شاعران و نویسندگان، دو فصل بهار و تابستان بوده اند. اما بهار در ادبیات ما "سلطان فصول" نام گرفته شده است. ما از همین تاثیرات فرهنگی متاثر هستیم حالا در فضیلت بهار چیزی می نویسیم. ما هیچ گاه و هیچ وقتی در مورد فضیلت زمستان و یا پاییز چیزی ننو شته ایم و اگر گاهی به سبیل اتفاق سخنی گفته شده، مذمت آن فصول بوده و نه مدیحه و فضیلت. درحالیکه حقیقت این است که هیچ فصلی بدی نداریم. فصول مکمل هم دیگر است.
در دنیای ما بهاری بدون زمستان، اصلا معنی ندارد. شما اگر زمستان متناسب با تعریف آن نداشته باشید، از بهار خوب، دیگر خبر و اثری نیست. من یادم هست یک روز زمستانی بسیار گرم در محوطه وزارت خارجه با جمعی از دوستان راه می رفتیم صحبت از گرمی غیر متعارف زمستان شد. درماه های زمستان، درخت ها شکوفه کرده بود هرکسی ، چیزی می گفت اما من گفتم این بد ترین زمستان است که خصلت بهاری به خود گرفته است زمستان با ید با شرایط و خصوصیات خود سپری شود. این زمستان بی معنا و بدی برای بهار می شود، حالا لباس بهاری در تن کرده و درخت های ما را به شکوفه نشانده است. همه از جمله معین وزارت گفت این خوب ترین منطقی است که شنیده ام. هرفصل با خصوصیات خود ، بگذرد. زمستان بدون برف و باران ، صدمات جبران ناپذیری برای فصل بهار وارد می کند این فصول با هم بافت و گره خورده است.
بهار همان رستاخیز، طبیعت البته در این ناحیه از عالم است و این رستاخیز، قابل ستایش است و در فضیلت آن هرچه بگویم کم است. تنها چیزی که خوبیت ندارد، مذمت فصول دیگر است کاری است که ما کرده ایم و می کنیم ما زمستان را بد گفته ایم و در مذمت فصل پاییز، مطلب نوشته ایم تابستان را به خاطر گرمایش، مورد سرزنش قرار داده ایم و قس علیهذا. حال فصل بهار می شود، رستا خیز طبیعت را باید جشن گرفت.
مخالفت با نوروز، رستاخیز طبیعت
"نوروز" همان گونه که محبان و دوستان زیادی در دنیا دارد، این زنده سر شوخ ، دشمنان قسم خورده ای هم دارد اولین مخالفان و دشمنان نوروز، طالبان است. اینکه حکومت ما سال نو را هماهنگ با دیگر کشورهای همسایه حوزه تمدنی مشترک تاجیکستان و ایران ، جشن می گیرد، این مساله سالها است که ازسوی طالبان، تحریم و تکفیر شده است. البته طالبان هیچ کارش مطابق با شریعت و عقلانیت نیست. آنها وقتیکه به نام شریعت ادم را مثل حیوان ذبح می کند درحالیکه ذبح انسان در ادیان ابراهیمی منع شده است. ذبح انسان حتا، برای خدا جایز نیست. خداوند ابراهیم علیه السلام از ذبح اسماعیل در راه خودش باز داشت. حال چه رسد که ما انسانها را در راه شیطان ذبح نماییم. "ذابح"انسان نمی تواند، "مادح" طبعیت باشد. مدح و یا ذم طالبان برای ما مهم نیست مردم نوروز را جشن می گیرند و آن را گرامی می دارند و این حق شان می باشند. البته گفته باشم، زیاده روی و سوء استفاده از جشن طبیعت و اعمال سلیقه های جمعی و گروهی و ضدیت با سیاست و.. در پر توی جشن نوروز، هم یک نوع فرصت طلبی است. هیچ چیز ابزار قرار نگیرد، از جمله رستاخیز طبیعت.
جشن نوروز به عنوان ، یک جشن با ویژه گیهای که دارد بر گزار شود. امروز خبر گزاریها از ایران گزارش می داد که چهار شبنه سوری مقدمه جشن نوروزی دراین کشور، تبدیل به یک آتش باری از نوع جنگ خیابانی بود. این زیاده رویها، حواس علماء را آن بلاد را پرت کرده و در موارد مثل طالبان ما، فتوای تحریم را صادر کرده اند و جشن نوروز را حرام دانسته اند. مخالفان نوروز، متحجران جامعه هستند که اصولا با هر پدیده بهاری در همان، نازل ترین صورت، مخالفت می کنند. طالبان و حامیان آنها خدا می دانند که در فصل نوروز چند عملیات انتحاری را به ثمر می رساند و جان انسانهای مظلومی را می گیرند. امید وارم آنها در نیت و عمل شان موفق نباشند و کسی در دام انتحاری شان قرار نگیرد.
مقارنت دو بهار
مقارنت دو بهار برای ما خیلی جالب است. مردم افغانستان در شانزدهم حمل 93 انتخابات دارند. بهار انتخابات در واقع بهار سرنوشت است. مردم درفصل بهار، درست همزمان با رستاخیز طبیعت امسال به پای صندوق های رای می روند و زعیم آینده شان را برای پنج سال دیگر بر می گزنند. انتخابات در ذات خود تعریف، بهار سیاست و دموکراسی است بخصوص اینکه انتخابات 93 افغانستان قرین به بهار طبیعت هم شده است این مقارنت را مردم و حکومت ما به فال نیک بگیرند. جشن سیاست و طبیعت را تو امان به خوبی پیش ببرند. انتخابات البته دغدغه های زیادی را با خود دارد. عوامل مولفه های زیادی است که در مساله انتخابات دخالت و دخیل می باشد. همین دخالتها سبب گردیده که نگرانی مردم زیاد شود. درحال حاضر، موضوعات از قبیل خروج نیروهای بین المللی، رد امضای موافقت نامه امنیتی و نگرانی از برگزاری نادرست انتخابات ، سبب گردیده که زندگی ،کار و کسب به صورت درد ناکی ، به رکود کشیده شود. گزارشهای بازار، حکایت از رکود، بیکاری و به زمین خوردن رونق اقتصادی و کسب تجارت را دارد. این ها موضوعاتی خوبی در بهار طبیعت و سیاست ما نیست. علیرغم این دشواریهای خود ساخته، مردم امید وار هستند که روز گار شان به بهترین حالت، تغییر نماید. در پایان این مقاله در مورد مقارنت دو بهار به دعای معتبر و خوبی بهار و نوروز اشاره می کنیم. " یا محول الحول و الاحوال، حول حالنا الی احسن الاحوال...."
.
،.
روزهای معکوس انتخابات
هفده
روز به انتخابات را داریم. دراین روزها، حوزه های گونان انتخابات به گونه
های مختلف فعالیت دارند. حد اقل چهار حوزه را می توان در روزهای معکوس
انتخابات، نام گرفت. هریک از این چهار حوزه تاثیرات، شگرفی در امر انتخابات
دارد. البته شکی نیست که نقش هر یک از حوزه های تاثیر گذار یکسان نمی
تواند باشد. نقشها، در سطوح مختلف ، به صورت قطع ، متفاوت می باشد. در این
خط مقاله به هر یک از این حوزه ها و ساحتهای دخیل در انتخابات پرداخته می
شود.
اولین حوزه دخیل در انتخابات، حکومت افغانستان.
دومین حوزه تاثیر گذار کمیسیونهای مستقل انتخابات و شکایات.
سومین مولفه دخیل در انتخابات، تیم ها و تکت های انتخاباتی
و چهارمین عنصر فاعل و عامل در انتخابات 93 مردم افغانستان
1 - حکومت افغانستان
شکی نیست که عمده ترین حوزه قابل بحث ، نقش حکومت افغانستان در برگزاری انتخابات 93 است. دراین روزها بشترین صحبتها در مورد حکومت افغانستان، صورت می گیرد. رییس جمهور درسخنرانی پارلمانی خود به این مساله اشاره داشت و گفت: که حکومت در امر انتخابات مداخله ندارد و نمی کند و ازسوی هم اعلام داشت که تمامی نامزدان، عوامل حکومتی خود را داشته و دارند.یعنی اینکه در فردای پس از انتخابات نمی شود به یخن نامزدان معینی چسپید که دست به جعل و تقلب زده اند. سخنان رییس جمهور ازاین جهت مورد نقد قرارگرفته که جعل و تقلب انتخاباتی را به یک نحوی تسری و تعمیم داده و آنچه که بعد از شانزده هم حمل بدست می آید، حال چه خوب و چه بد ، متعلق به همه می شود. رییس جمهور در آخرین سخنرانی خود به خارجیها نیز اخطار داد که در مساله انتخابات 93 افغانستان دخالت نکنند که به خیر و صلاح شان نمی باشد. دیشب درگفتگوهای رسانه ای که داشتم به این مساله نیز اشاراتی صورت گرفت و یکی از تحلیل گران می گفت: که هدف رییس جمهور از ذکر و بیان این مساله این است که اگر فردای پس از انتخابات مساله جعل و تقلب مطرح شود که می شود، در آن صورت این استدلال هم جای داشته باشد که در انتخابات 93 خارجیها مداخله کرد و منشاء تقلبات و جعلیات انتخاباتی، خارجیها می باشند.
دیروز کمیسیون مستقل انتخابات در یک کنفرانس خبری اعلام داشت که بخشهای از عوامل حکومتی در انتخابات دخالت داشته و لی اسنادی در این خصوص را ندارد. این گونه ابهام گویی از سوی مراجع برگزار کننده انتخابات، فضای انتخاباتی را مغشوش می کند. بخشهای از حکومت مداخله کرده و لی دلیلی و سندی ندارد وقتی که سند نباشد چرا چنین اتهامی زده شود و اگر اسناد باشد که هست پس چرا روی اسناد مداخلات، گفتگو نمی شود. درمورد نقش کمسییون مستقل انتخابات به صورت جداگانه باید بحث صورت بگیرد زیرا بی طرفی و قاطعیت این کمیسیون در مساله انتخابات از عمده ترین مسایل انتخابات شانزده هم حمل ذکر شده است. حکومت گفته است که از صدها مراسم و کامپین انتخاباتی، رویداد درد ناک امنیتی نداشته ایم این حرف البته تاحدی می تواند درست باشد اما نمی شود از ده ها قربانی که" تیم اصلاحات و همگرایی" به رهبری داکتر عبدالله عبداللله ، داده است را نادیده گرفت. پس ازشروع انتخابات، در هرات، سروبی، فاریاب لغمان و.. به ستاد های انتخاباتی داکتر عبدالله حمله صورت گرفت و تعداد کشته و زخمی بجای گذاشته اند.درسروبی به جان خود داکترعبدالله نامزد ریاست جمهوری حمله صورت گرفت. این ها موضوعاتی است که در جریان برگزاری کمپین انتخاباتی ، روی داده است.
نیروهای امنیتی و حکومت مسولیت دارند که امنیت اجتماعات و ستادهای انتخاباتی را بگیرد. مقامات در ستاد انتخاباتی داکتر عبدالله به شدت از سهل انگاری نیروهای امنیتی، شکایت دارند. سخنگو گویان ستاد انتخاباتی داکتر عبدالله این شکایت را مطرح کرده که گزارشهای حملات خونین به ستاد انتخاباتی را به نیروهای امنیتی داده ولی تاکنون هیچ پاسخی را در یافت نکرده اند. بی طرفی نیروهای حکومت و حکومت افغانستان نیز ازعمده ترین موضوعات قابل گفتگو در روزهای معکوس انتخابات می باشد.حکومت افغانستان نباید از تسهیلات و امکانات دولتی به نفع نامزدانی،استفاده نماید این کار بر خلاف قانون انتخابات و قانون اساسی هست. کمیسیون مستقل انتخابات در اظهارات دیروز شان به این گونه مداخلات اشاره کرد و اگر چنانچه این نوع مداخلات صورت گرفته باشد دراین صورت بی طرفی مقامات حکومتی زیر سوال می رود واین مساله تاثیراتی بدی روی نتیجه انتخابات می گذارد.
2 - کمیسیونهای مستقل انتخابات وشکایات
یکی از اشتباهات که صورت گرفت این بود که در انتخابات 93 ما نظارت بین المللی را حذف کردیم. مراجع بی طرف درامر نظارت درکنار کمیسیونها، اهمیت زیادی داشت که متاسفانه با نظارت سازمان ملل متحد در مساله انتخابات به شدت مخالفت صورت گرفت و ما انتخابات 93 را بدون نظارت مراجع بی طرف برگزار می کنیم. این مساله به این دلیل حایز اهمیت بود که درکنار دو کمیسیون " شکایات و انتخابات" که امر برگزاری انتخابات شفاف و منصفانه را به عهده دارد، مرجع بی طرف در اعلام نتایج انتخابات مهم و حتا سر نوشت ساز می شد. به عنوان مثال در روزهای پس از انتخابات اگر مراجع بی طرف، تایید می کرد که هشتاد درصد انتخابات افغانستان، شفاف و عادلانه بود شکی و جود نداشت که نتیجه ای، هشتاد درصدی را نامزدان قبول می کردند. یگانه دلیل همان بی طرفی این مراجع می توانیست باشد. اما حالا این گونه نیست. نتایج انتخابات و برگزاری آن توسط دو کمیسیون داخلی، صورت می گیرد با تو جه به پیچیده گی اوضاع سیاسی ، همان گونه که بی طرفی حکومت، را خود کمیسیون زیر سوال برده و گفته است که بخشهای از حکومت والیها و مقامت محلی در امر انتخابات دخالت دارد، خود کمیسیونها، ازسوی نامزدان در هردو حوزه انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی، در معرض پرسش قرار گرفته اند.
نامزدان اطمینان کامل به بی طرفی کمیسیونها ندارند. گرچه برگزاری تعیینات کمشنرها، تاحدی مورد قبول همه جناحها بوده است ولی باز هم نامزدان قانع نستند که هردو کمیسیون خارج از تاثیرات حکومت، عمل نمایند. کمیسیونها باید کاری زیادی نمایند و در عمل ثابت کنند که بی طرف بوده است. و می دانیم که کار به غایت دشواری است. بله اگر ناظران و مراجع بی طرف خارجی در کنار کمسییونها می بود در آن صورت کارشان خیلی آسان می شد. بی طرفی کمیسیونها از عمده ترین چالش ها، هم برای نامزدان و هم برای خود کمیسیون ها در انتخابات 93 شمرده می شود و این بی طرفی را هیچ کسی جزء عمل قانونمندانه کمیسیونها نمی تواند به اثبات برساند.
3 – تیم های انتخاباتی و مردم افغانستان
تیم های انتخاباتی همان گونه که می دانیم در دو ساحت شوراهای ولایتی و ریاست جمهوری، مورد بحث قرار می گیرد. حوزه ریاست جمهوری از جدی ترین مباحث انتخابات 93 ما می باشد. نامزدان پیشتاز انتخابات در چند عرصه می تواند نقش اساسی داشته باشند. بسیج مردم و ایجاد انگیزه وعشق به مردم برای شرکت در انتخابات 93 از عمده ترین وظایف و مکلفیتهای نامزدان باید باشد. خلق انگیزه با ایجاد گرد هماییهای شور انگیز بسیار اهمیت دارد. مردم باید به گونه ای علاقه مند شود که علیرغم تهدیدات طالبان، در روز انتخابات در پای صندوق های رای حاضر شوند. نامزدان، پیروان زیادی بین مردم دارند و می توانند به هواداران شان، انتخابات را درحد، بالاترین و ظیفه ملی، مطرح نمایند. این کار ساده ای نیست پتانسیلهای زیادی لازم دارد. دراین عرصه تا حالا تعداد انگشت شماری از نامزدان کارشان را کرده اند و یک تعداد زیادی از یازده نامزد، درک ندارند و گم شده اند. تعد اد هم پس از این همه مخارج به دوش مردم و ایجاد سرگردانی، حالا تصمیم به کناره گیری را گرفته اند که تعدادی هم کنار رفته اند.
کار دیگری که نامزدان تاثیرگذار باید داشته باشد. ارایه برنامه است. نامزدان علاوه بر جاذبه های شخصیتی شان، به مردم باید برنامه عرضه نمایند و دید گاه حکومتی شان را به خوبی توضیح دهند که پس از انتخابات چه می کنند. تا بحال گروه اندکی از نامزدان توانسته برنامه های ملی شان را عرضه نمایند و از بقیه خبری نیست. دو عنصر، خلق گرد هماییهای شور انگیز در سراسر کشور و در شهرهای بزرگ و عرضه برنامه ملی ، می تواند تاثیرات زیادی روی افکار مردم بگذارد. درکنار بسیج مردم و ارایه برنامه ، مساله امنیت و همکاریهای امنیتی نیز، از الویتهای کاری مردم و نامزدان باید باشد.
خوشبختانه نامزدان مطرح از جمله تیم اصلاحات و همگرایی به رهبری داکتر عبدالله عبدالله، بشترین همکاری را با مردم داشته است. این مساله از خود دلیل دارد. تیم اصلات و همگرایی ، در انتخابات 93 بشترین قربانی انتخاباتی را داشته تا به حال ده ها زخمی و کشته را در مبارزات انتخاباتی خود، داده است. مردم همانگونه که با تیم های انتخاباتی، همکاری دارند، در مبارزات و کمپینهای نامزدان، با شور هیجان شرکت می کنند، همین مردم توانای و ظرفیت خنثا سازی و عقیم ساختن توطئه های دشمنان مردم افغانستان را نیزدارند. مردم می توانند امنیت انتخابات شان را تضمین نمایند. با نیروهای امنیتی همکاری داشته باشند و صد ها کاری را در امر برگزاری انتخابات خوب درسال 93 داشته باشند. انتخابات یک برنامه و اصل ملی است و همه به یک نحوی در آن دخیل می باشند.
حوزه های چهارگانه انتخاباتی و تاثیرات هریک را در برگزاری انتخابات شفاف و قابل قبول دراین مقاله برشمردیم و بدون تردید در روزهای حساس آینده، به ابعاد بشتری از این نوع گفتگوهای انتخاباتی خواهیم پرداخت.