سرزمین دورازدریا
افغانستان با سه مشخصه ای دورازدریا،کوهستانی، وجنگ،شناخته شده است.مولفه ای اول گرفتاریهای زیادی درامرتجارت وحمل نقل کالاهای بازرگانی،بوجود آورده است.پاکستان ازاین امرحد اکثراستفاده را درکاهش صادرات افغانستان داشته است.میوه های افغانستان درکناردیگرمحصولات این کشوربه موقع به خارج صادرنمی شود پاکستان بزرگترین چالش را درمسیرانتقال کالاهای افغانستان هرموقع که بخواهد،ایجاد کرده و می کند.تجارت افغانستان اسیرسیاست ومناسبات دوکشوربوده .سرزمین محاط به خشکه عامل عقب ماندگی اقتصادی شده است.
افغانستان درتاریخ خود به خاطردوری ازدریا گرفتاربیرحمیهای پاکستان بوده است.واردات هم به موقع ودرفصول مناسب، وارد افغانستان نمی شود به همین دلیل است که کالاهای وارداتی،همیشه با نوسانات قیمت دربازارهای افغانستان، روبروبوده.پاکستان با داشتن بندرکراچی که کالاهای افغانستان ازهمین نقطه وصل به دریا وبه کشتیهای تجارتی بارزده می شود،همیشه خواسته است فشارهای زیادی رابه افغانستان وارد نماید.هند کشوردوست افغانستان بزرگترین بازارکالاها ومحصولات افغانستان است هند بسیارعلاقمند است که اموال افغانستان وارد بازارهای هند شود اما پاکستان نمی گذارد چنین مبادلات تاثیرگزاردرزندگی مردم افغانستان صورت بگیرد.هند اخیرابا قراردادی سه جانبه ایران افغانستان وهند،می خواهد راه های دریایی را با افغانستان ازطریق نبادرایران بازنماید البته قرارداد سه کشورمهم است اموال افغانستان به بندرچابهارمنتقل شود وازاین بندرراهی هندوستان گردد.ایران هم به دلایلی فشارهای ناشی ازتحریم های بین المللی می تواند،بالاترین سود را ازاجرایی شدن قرارداد سه جانبه هند،افغانستان وایران داشته باشد.البته استفاده ازبندرآبی دیگر،برای افغانستان مفید است وتاحدی زیادی فشارها را کاهش می دهد اما می دانیم که افغانستان سرزمین دورازدریا هست استفاده ازاین بندر هم دست خوش تحولات سیاسی می تواند شود.
جغرافیای کوهستانی افغانستان نیزیکی ازعوامل عقب ماندگی افغانستان دانسته شده است.سرزمین پرازکوه که ارتفاع برخی کوهای آن درحد ارتفاع کوهای سیاره مریخ است،بسترهای انکشاف وتوسعه را ازافغانستان گرفته است برخی گفته اند دردل کوه های افغانستان گوهرهای نهفته است که استفاده ازآن میلیاردها دالر،سود به افغانستان می آورد شاید دربلند مدت یک ملیون سال دیگرازاین روز،این گوهرها با مدرن ترین تکنولوژِی ،استخراج شود ولی تا آن زمان ، ما ازگرسنه گی مرده ایم این همان داستان جوی لغمان است که می گویند:بزک بزک نمیرکه جوی لقمان می رسد.درادمه گرفتاری کوه وجدایی ازدریا،جنگ دوام دار،ازعوامل دربدری افغانستان دانسته شده است این مساله قابل درک است جنگ ازسال 1979 آغازگردید وتاکنون به شد ت ادامه دارد چهل سال جنگ مستمردریک سرزمین فقیر،ریشه های مردم را ازبیخ وبن کنده است.این جنگ چشم اندازروشنی صلح را نشان نمی دهد. همین امروزاعلام شد که بیش ازچهل نفرطالب درسراسرافغانستان کشته شده اند.اعلامیه وزارت داخله افغانستان واظهارات مقامات ناتو جنگهای خونین را تایید کرده اند.ازطرف هم قاری یوسف احمدی سخن گوی طالبان می گوید: بیش ازسی پنج سربازافغان ونیروهای بین المللی کشته شده اند.علایم خاموشی جنگ دیده نمی شود طالبان هم چنان برطبل جنگ می کوبند آنها بن بست جنگ را قبول ندارند.
تحلیل گران مثل آقای درون سارون استاد پیشین دانشگاه سوربن به طالبان انرژی بشتری می دهد وی درآخرین اظهارنظر خود گفته است که طالبان پیروزمیدانهای جنگ است آنها دوباره پس ازسال 2014 با خروج نیروهای بین المللی، برمی گردند.وی دریک اظهارنظری افراطی چنان تیل به آتش جنگ طالبان انداخته و براحتی تحلیل می کند که ثبات درافغانستان با بازگشت طالبان امکان پذیراست.آقای درون سارو می خواهد به آتش جنگ افغانستان هیزوم بشتری انداخته شود.قراین میدانی ،ادامه جنگ را درافغانستان نشان می دهد اما اینکه طالبان پیروزمیدان جنگ باشد،قابل قبول نیست طالبان هرگزازطریق جنگ نمی توانند مردم را شکست دهند وبراوضاع مسلط شوند.مردم افغانستان حاضراند هزارباربمیرد ولی حکومت سیاه طالبان را نمی پذیرند.این بخش ازداستان درست است که جنگ ومصیبت درافغانستان ادامه دارد عوامل استمرارجنگ استخبارات وطالبان مجریان آن می باشند.
این سه مولفه جنگ ،جغرافیا ودوری ازدریا،دلایلی عقب ماندگی ودشواری مردم افغانستان دانسته شده اند.رییس جمهورکرزی برای حل بحران کشوردرمجمع عمومی سازمان ملل ،ضمن گفتگوها وگیله گزاریهای زیاد با آصف علی زرداری سرانجام با تشویق های آقای داوید کامرون ،صدراعظم انگلیستان،به توافق رسیده اند که پیمان استراتژیک را با پاکستان امضای نماید.این یکی ازجالب ترین راه حل رییس جمهورکرزی با پاکستان است. افغانستان اولین پیمان استراتژیک را با کشوهندوستان درسال 2011 امضای کرد هنگام امضای این سند استراتژیک رییس جمهورکرزی گفت: هند دوست بزرگ افغانستان وپاکستان برادردوقلوی افغانستان است امضای پیمان راهبردی با هند موجب نگرانی پاکستان نباید شود.درحالیکه دوکشورهند وپاکستان دشمن هم دیگراست اصولا جنگ این دوکشورپس ازکشمیر،بالای افغانستان می باشند. هند درافغانستان حکومتی را می خواهد که دوست هند باشد اما پاکستان درکابل به دنبال حکومتی است که دشمن هندوستان باشد.رییس جمهورکرزی می خواهد با هردوکشورپیمان استراتژیک داشته باشد.مخالفان حکومت رییس جمهورکرزی یکی ازبدترین سیاستها، امضای پیمانهای متعدد استراتژیک با کشورهای متخاصم را می دانند.
پیمانها دوپیامد ملموس دارد یکی اینکه هیچ یک ازسندها عملی نمی شود اسناد هم دیگررا خنثی وعقیم می کنند ویا اینکه افغانستان بسترجنگهای استخباراتی کشورهای رقیب قرارمی گیرد دراین صورت بازهم به سود افغانستان نیست.محتوای پیمانهای استراتژیک یکی آموزش وتجهیز نیروهای امنیتی افغانستان باید باشد حال هند وپاکستان چه گونه نیروهای افغانستان را تجهیزوآموزش خواهند داد. من دریک مورد به این مثال اشاره کردم که کشورهای ژاپن وکره وآلمان پس ازجنگ جهانی دوم همین گرفتاریها داشتند اما آن کشورها طرفهای خود را درپیمانهای استراتژیک شناسایی کردند.همه اسناد این سه کشوردرعرصه های امنیتی با کشورهای عضو ناتو انجام شده اند ویک سند امنیتی با کشورهای سنتو ندارند زیرا آنها می دانستند که نمی توانند چند خربوزه را دریک دست بگیرند.افغانستان چه گونه وچطوردوکشورمتخاصم هند وپاکستان را با خود نگه می دارد وازپیمانهای راهبردی واستراتژیک با هردوکشوربه سود منافع ملی افغانستان استفاده می کند.آگاهان مسایل امنیتی سخت نگران مسایل افغانستان هستند آنها گفته اند ازپیمان امنیتی، سیاسی با چین نیزافغانستان ممکن است صدمه بیبیند.
درتعهدات غرب وآمریکا سالانه مبلغ چهارمیلیارد ویک صد ملیون دالربه امورامنیتی افغانستان،اختصاص داده شده است حال این تعهدات مالی امکان دارد عملی نشود زیرا آنها می توانند بگویند شما با کشورچین پیمان همکاری امنیتی امضای کرده اید بخش ازآن کمکها را آنها باید متقبل شوند.سندهمکاری که امروزروئسایی جمهورافغانستان وپاکستان روی آن توافق کرده اند وقراراست متن این موافقتنامه ای راهبردی تا پایان سال 2013 نهایی شود امضای این پیمان با اما اگرهای زیادی روبرو است وکشورهند نگران آن خواهد بود پاکستان کشوری نیست که هند بتواند درکنارآن یک جا درافغانستان کارنماید.تاثیرات منفی آن خیلی زیادتربه نظر می رسد.کاریدوردریایی که با توافقات سه کشورایران،افغانستان وهند ایجاد شده وقراراست کالاهای تجارتی افغانستان، دربندر چابهارایران ،جابجا شود این موضوع به سود افغانستان تمام می شود زیرا افغانستان استفاده ازبندرکراچی را سالها مورد آزمایش گرفت.بندر چا بهار برای افغانستان خیلی مهم ارزیابی شده است. حال ممکن است پیمان استراتژیک حامد کرزی واصف علی زرداری،تاثیرات بازدارنده را داشته باشد.ایران وهند مشکل ندارند افغانستان درتبادل کالاهای خود ممکن است ازناحیه تاجران هندی،با بی میلی روبروشود.
تحلیل گران احتمالات وپیامدهای سیاسی پیمانهای استراتژیک را می بینند زیرا دشمنی هند وپاکستان بالاترازان چیزی است که ما آن را می بینیم . پاکستان تا این حد درتلاش است که درکابل دولتی روی کارآید که دشمن هند باشد حمایت بی دریغ ازطالبان دلیلی غیرازاین ندارد.حال رییس جمهورپا کستان پیمان استراتژیک امضای می کند وباهندوستان این کاررا قبلا کرده است پس نمی تواند انتظارکمک وعملی شدن پیمانها را داشت.افغانستان کشورمحاط به خشکه باید خیلی نسبت به همسایگان خود محتاط ودقیق باشد.آسیب پذیریهای افغانستان خیلی زیاد است ما دراین مقاله به مولفه ای دوری ازدریا، جغرافیا و کوه پایه ها وجنگ اشاره کردم.دراین میان اگرمخاصمات کشورهای همسایه درک ومطالعه درست نشود افغانستان دورازدریا می تواند قربانی آن منازعات شود.امضای پیمانهای استراتژیک با کشورهای متخاصم قابل درک نیست،علی الظاهراین گونه به نظرمی رسد که این اسناد درعمل به اجرای درنمی آید وهم دگر را عقیم می کنند واگرهم به اجرا درآید افغانستان میدان تاخت وتازجنگهای استخباراتی کشورهای متخاصم می شود که دراین صورت مدیریت ازکنترل خارج وبه سود افغانستان نیست.تحلیل گران مسایل امنیتی وسیاسی می گویند : طرفهای پیمان باید تعریف شده باشند.کاریکه ژاپنیها ،کره ییها وآلمانها پس ازجنگ جهانی دوم کردند.سه مولفه جنگ ،جغرافیا ودوری ازدریا، اگردرکنارش منازعات کشورها،اضافه شود دیگرافغانستان هرگزروی ثبات وامنیت را نخواهد دید.
کابل شهرامید وهراس
عنوان بالا دریک روزنامه ای خارجی دیده شد.این روزنامه به این دلیل عنوان فوق را برگزیده است که کابل را قلب افغانستان ونبزحیات سیاسی وزندگی مردم دانسته است.داکترنجیب الله شانزده سال پیش ازاین همراه برادرش با وضع فجیعی توام با اهانتهای غیرانسانی به دارآویخته شد.بازی کردن با پیکربی جان وی واهانت با گذاشتن سیگاردردهان وپول افغانی درجیبش،یک نوع تحقیربا جنازه ای رییس جمهوریک کشوربود.طالبان دراین شهرهراس را به این گونه حاکم ساخت ومدت پنج سال 1996 تا 2001 به حکومت هراس وتروردرافغانستان وکابل ادامه داد.
کابل درآستانه ای سال2014 نگران تکرارتاریخ ازسوی طالبان است زیرا این گروه نابود نشده هرروزمرتکب جنایت دراقصی نقاط کشورمی شود.امروزخانمی را درباد غیس دره زد وسپس به وضع فجیعی وی را سنگ سارکردند.دو ماه پیش زنی دیگری را درولایت پروان به رگباربستند.طالبان اعمال ورفتارروزمره شان بامردم افغانستان همین است.رییس جمهوراوباما درسخنرانی خود درمجمع عمومی سازمان ملل حرفهای خلاف واقع گفت وی در بیانیه اش اظهارداشت: که جنگ افغانستان به پایان خود رسیده اسامه کشته شد رهبران القاعده متلاشی گردید،جنگ درافغانستان خاتمه یافته وسربازان ما به کشورش برمی گردند.البته رییس جمهوراوباما سیاست مدارزیرکی است ودرآستانه انتخابات درماه نوامبرامسال می خواهد افکارعمومی آمریکا را باخود داشته باشند.جنگ افغانستان درآمریکا تبدیل به جنگ منفوری شده مردم آمریکا دریک نظرسنجی بین هفتاد تا هفتاد پنج درصد ضدجنگ درافغانستان هستند آنها می خواهند سربازان شان ازافغانستان خارج شوند.حرف اوباما مصرف انتخاباتی دارد تاواقعیتهای میدانی.جنگ درافغانستان به پایان خود برسیده است.طالبان زنده وفعال برای آدم کشتن هستند.آنها درروزروشن محاکمه صحرایی تشکیل می دهند وحکم شریعت شان را اجرای می کنند.تاحالا بیست مسافررا درمسیرراه کابل وهزارجات سربریده اند این رقم درمدت کم ترازسه ماه درجاده ای کابل هزاره جات درمنطقه ای جلریز،ازسوی طالبان انجام شده است.
طالبان درولسوالی ژری قندهارچند ماه پیش کودک دوازده ساله را گردن زدند وتحویل خانواده اش دادند.جنگ درافغانستان تمام نشده است حرفهای اوباما به همین دلیل خلاف واقع است.مردم کابل پایه تخت افغانستان به دلیل گسترده گی رسانه ها اطلاعات زیادی ازحوادث واتفاقات ناگواردارند به همین دلیل نگران آینده ای افغانستان می باشند.شهربه دلیل عرضه اطلاعات دربیم وهراس بسرمی برد.مردم درپاتخت افغانستان همه حوادث ناگواررا خبرمی شوند.ملای بادغیسی را که حکم سنگ ساریک زن را صادرکرده بود،مردم کابل با چهره وتصویرازتلویزیونهای شان تما شا کردند وسخنان این دیوانه خون را شنیدند.ودلیل فتوای یش را دانستند ومردم با چشم خود شاهد اجرایی حکم این ملای بیرحم ونادان بودند.مردم کابل ده روزپیش ازاین نیزخبرشدند که درولسوالی جاغوری منطقه ای حوتقل،صابره دخترپانزده ساله را شلاق زدند.سه ملا درمورد این دخترحکم دره صادرکردند وحکم شریعت شان را اجرای کردند. گفته می شود ازفامیل پسرمتهم هشتاد هزارافغانی گرفتند وحکم خدا را با اخذ رشوه درمورد وی به اجرای نگذاشتند زیرا وی توان پرداخت هشتاد هزارافغانی را داشت اما پدرصابره پانزده ساله که فقیروتوان پرداخت این مبلغ را نداشت دخترش را هشتاد ضربه شلاق زدند.دنائت وپستی به گفته دکتراسپنتا تقلیل انسان،دراین حد که ملاها بخاطررشوه اندک شلاق را ازپسرمتهم برمی دارند اما درمورد دخترفقیربه اجرای می گذارند.
مردم کابل این اخباررا شنیدند وبخاطرمحکوم کردن این جنایت به خیابانهای پایتخت ریختند.شنیده شد که سه ملای متهم به صدورحکم شلاق دستگیرودرحال حاضربه زندان می باشند.مردم کابل خوشحال اند که آنها دستگیرشده اند.مردم کابل درمورد یک قضیه ای دیگرکه هشت ماه پیش دربامیان روی داد ه نیز،اطلاع دارند.دختری ازولسوالی ورس که درکابل درس می خواند ودربامیان درمنزل یک بزرگ سیاسی به صورت مرموزی کشته می شود.استاد خلیلی معاون رییس جمهوردرسخنرانی ده روزپیش خود گفت: که این دخترمورد تجاوزقرارگرفته وسپس کشته شده است.این دخترشکیلا نام داشت مردم کابل وبامیان به خونخواهی وی به سرکها ریختند وبازهم خواهند ریخت مردم می گویند قاتل شکیلای هفده ساله باید مجازات شود.داستان شکیلا داستان غم انگیزی است بگفته ای فیس بوک نویس آقای عطایی اشک چشم معاون رییس جمهوررا درآورده است.مردم کابل نگران این است که داستان شکیلا درباتلاق فساد حکومت بند مانده وممکن است این جنایت بکلی محو شود زیرا قتل بگفته ای استاد خلیلی درخانه ای یک بزرگ سیاسی روی داده است این بزرگ سیاسی می تواند بالابیهای گسترده درکابل داستان مرگ یک دخترمظلوم را محو نماید.مردم کابل نگران این مسایل هستند.
رنج کابلیها ازهمه بشتراند زیراکه آگاهی بشتری ازمسایل دارند آنها با تعقیب رسانه ها وبحث جدلهای مستمرشبانه مفسران وآگاهان امور،به همه چیزدست می یابند.مردم کابل به مسایل فساد حکومت آشنایی کامل دارند شما ازمردم عادی کابل سئوال نمایید نام شانزده مفسد کابل بانک را یک یک به شما می گویند آنها می دانند که محمود کرزی مبلغ 9 میلیون دالربه کابل بانک بدهکاراست وتاکنون یک دالرآن را نه پرداخته است حسن فهیم همینطورازسه ملیون دالرهیچ چیزی به کابل بانک برنگردانده این مساله را مردم می دانند زیراکه مقامات قضایی کشورآن را اعلام کرده اند مردم چیزهای بشتر ازآن را هم می دانند.مردم کابل آگاه ترین مردم درافغانستان هستند.آنها هرکدام یک تاریخ زنده اند.شانزده سال پیش ازاین روز را امروزمن ازراننده خود اقای کاکا لودین سئوال کردم وی گفت : من درکابل بودم طالبان داکترنجیب را دارزدند پول درجیبش وسیگاردردهانش گذاشتند وی می گفت این بازی با جنازه ای یک انسان بود آنها نباید این کارها رامی کردند.من ازگفته های کاکا لودین ،بازی با جنازه، به یاد اهانت سربازان آمریکایی به جنازه های طالبان افتادم چهارسربازآمریکایی روی جنازه سه طالب ادرار می ریزند ومی گویند: دوستان روزخوبی داشته باشید ودوش خوبی گرفته باشید.
مردم کابل امروزسخنان رییس جمهوراوباما را شنیدند که گفت جنگ با تروریزم درافغانستان پایان یافته است.البته خبرنگاران به مردم کابل می گویند : این سخن خلاف واقع اوباما بخاطرهزینه انتخابات آمریکا است وی خواسته است افکارعمومی مردم آمریکا را طرف خود بکشاند که برنده جنگ با تروریزم است اسامه را کشته القاعده را نابود کرده جنگ درافغانستان به پایان خود رسیده وسربازان آمریکایی به خانه های شان برمی گردند.رسانه های نیت اوبامارا برملا می کنند که چرا وبه چه دلیل برخلاف واقع سخن گفته است.اظهارات رییس جمهورکرزی نیزدرمجمع عمومی برای مردم پخش شد رییس جمهورما دریک بخش ازبیانیه ای خود مثل اوباما برخلاف واقع حرف زد ایشان گفت: درقریه های افغانستان تروریستی وجود ندارد تروریستها ازآن طرف مرزها وارد افغانستان می شوند. انکارطالبان تروریست درافغانستان خلاف واقع است مردم می دانند که قریه های افغانستان پرازتروریستهای طالب است.حرف رییس جمهوربرای مردم قابل باورنیست مردم دیدن که تروریستهای طالب امروزدرمورد یک زن درباغیس حکم شریعت شان را اجرای کردند آن زن را دره وسپس سنگ سارکردند مردم محاکمه صحرایی طالبان رادرپروان تما شا کردند مردم جنازه های سر بریده ای فرزندان شان را هرروزازسرکها جمع می کنند وبه خاک می سپارند.
این جنایتها درهمه جای افغانستان روی می دهند وطالبان مسئولیت آن را به دوش می گیرند.طالبان که مدعی اند و می گویند: دربخشهای بزرگی افغانستان امارت اسلامی دارند واحکام شریعت شان را به اجرای می گذارند.طالبان سالانه بیش ازنیم میلیارد دالرعواید ازافغانستان جمع می کنند آنها هزاران فرد مسلح بمب گذاروانتحاری درسراسرافغانستان دارند.رییس جمهوربرخلاف واقع حرف می زند ومی گوید: که تروریست درافغانستان ندارد.رییس جمهورطالبان را اصولا تروریست نمی داند آنها برادران رییس جمهورهستند که ناراضی شده اند.مردم کابل سخنان غیرواقعی اوباما وکرزی را امروزدرمجمع عمومی سازمان ملل شنیدند آنها : گفتند،شنیدیم وبما ربطی ندارند.مردم کابل ازاین مکاره گیها ومشاطه گریها نیزنگران هستند وخلاصه اینکه کابل شهری است درمیانه امید وهراس.
بگیر که نگیرد
شاید کسی ازاین جمله به دلیل خیلی عامیانه بودن،خوشش نیاید ولی فکرمی کنم درمتن همین جمله های عامیانه درگویش روزمره ای مردم، مفاهیم جدی وکلانی نهفته است.آقای فقیریار معاون پیشین سارنوالی با شکایت دکتراسپنتا،به پانزده هزار افغانی درمحمکه ابتدایی محکوم می شود.فقیریار این حکم را قبول نمی کند.آقای اسپنتا زمانیکه وزیرخارجه بود متهم شد که مبلغ پانصد هزاردالربابت مساله انتقال حجاج به مکه ، به مردم افغانستان ،خساره وارد کرده است.
فقیریارمتهم است که این مبلغ را دکتراسپنتا باید ازشرکت خارجی به خزانه ای افغانستان برمی گردان اما این کاررا علیرغم تعهد ،نکرد.پول را شرکت حمل نقل خارجی خورد.این مساله برای دکتوراسپنتا گران تمام شد.وی ازفقیریارشکایت کرد که وی را متهم به فسادمالی کرده است وبه یک نحوی درخورد ذی نفع وبا آن شرکت حمل نقل خارجی دست داشته است.فقیریارمعاون پیشین سارنوالی درمحکمه ابتدایی به جزایی پانزده هزارافغانی محکوم می شود.فقیریارخود را حق به جانب می داند واین مبلغ را قبول نکرد وگفت درمحکمه استناف برائت می گیرد.برخی دکتراسپنتا را ملامت کرده که دریک مساله به این کوچکی فقیریار را بازنشسته را، به دادگاه کشانده درحالیکه همکاران داکتردرنظام حکومتی متهم به اختلاس ملیونها دالرمی باشند.مورد زاخیل وال هنوزحل ناشده است.زاخیل وزیرمالیه نظام وازهمکاران داکتراسپنتا،در دستگاه حکومت است.کابل بانک ماجرای غم انگیزی دارد نهصد شست ملیون دالرازپول مردم توسط سهام داران کابل بانک بغارت رفت وزارت مالیه، کابل بانک تخلیه شده را با پول مردم ازوزارت مالیه پرمی کند اما تاهنوزسهام داران کابل بانک بدیهای شان را نداده .دوروزپیش مقامات قضایی حکومت گفتند که محمود کرزی وحسن فهیم هیچ کدام بدیهای شان را به کابل بانک برنگردانده اند.
مسئولین جدید "نوی کابل بانک" نیزمتهم اند که صورت حسابهای کابل بانک را بدرستی به مراجع قانونی برای بررسی ومطالعه ارائه نکرده اند.موارد وحشتناک دیگری فساد واختلاس درحکومت که داکتراسپنتا رییس امنیت ملی آن است،روی داده،ولی کسی ازمقامات برجسته وعدالت خواه نظام توجه ندارند.اما فقیریاربیچاره را که بازنشسته شده وگفته است که پانصد هزاردالررا شرکت خارجی خورده،به ریش سبیل دکتوربرخورده وی را به دادگاه کشانده است.این مساله ازباب همان جمله ای مردم است که " بگیرتانگیرد"فقیریارباید گرفته شود وپانزده هزارافغانی محکوم گردد اما کسانی دیگری ملیونها دالرراغارت کنند ولی هیچ کسی پاسخ گو نباشد البته این مساله درکلیت نظام ومقامات برجسته آن برمی گردد.سیاست " بگیرتانگیرد" ازمشخصه های بارزحکومت رییس جمهورکرزی است.ایشان درمجمع عمومی براحتی منکروجود وریشه طالبان تروریست درافغانستان می شود ودربیانیه ای خود به ساده گی اعلام می کند که تروریست ریشه درافغانستان ندارد وبرای سرکوب تروریستها مردم افغانستان را درقریه های افغانستان نکشید.تروریست ها درآن طرف مرزلانه های امنی دارد.این همان داستان "بگیرکه نگیرد" است.
رییس جمهورمنکرتروریست درقریه های افغانستان است وهمه این کشتارها ،حمله های انتحاری،تهاجم سبزها برآبی ها،گردن زدن اطفال،وسربریدن مسافران درمسیرراه کابل وبامیان، حمله به مراکزدرمانی، عملیات انتحاری دربازار،ریشه درافغانستان ندارد همه اینها ازآن طرف مرزمی یایند.رییس جمهورطالبان را اصلا دشمن مردم افغانستان نمی داند آنها برادران رییس جمهورکرزی هستند اما ناراضی شده اند.آصف علی زرداری درعکس العمل به سخنان رییس جمهورکرزی بیانیه ای ایراد می کند که کشورش را قربانیان تروریزم می داند زرداری رییس جمهورپاکستان به شدت به این مساله حمله ورمی شود که تروریستها،درخاک پاکستان ومورد حمایت پاکستان می باشد وی درسخنرانی خود این مساله را قابل قبول نمی داند که پاکستان منبع وریشه تروریستها باشد.وی اشاراتی به خسارات وتلفات درکشورش ازسوی تروریستها،می کند.خانم کهرنیزگفته است که پاکستان درجنگ با تروریزم چهل هزارازمردم پاکستان را ازدست داده وقربانیان زیادی را درجنگ با تروریستها متحمل شده است خانم کهرمی گوید:خسارات مالی جنگ با تروریزم تا حال بیش ازیک ملیارد دالربراورد شده است.چهل هزارنیرو وملیاردها دالر،هزینه های بوده که درجنگ با تروریزم پرداخته شده است.
آقای زرداری سخنانی تندی درمجمع عمومی داشت ونشان می داد که گفته های رییس جمهورکرزی را قبول ندارد.رییس جمهورکرزی گفته است که تروریستها ریشه دروراء خاک افغانستان دارد.این همان داستان " بگیرتانگیرد" افغانستان وپاکستان شده هردوکشوراتهامات سنگینی رابه طرف مقابل خود حواله می دهند.این مساله یک نوع جدال خطرناک است.سیاست بگیرتانگیرد،درواقع زیربارنرفتن مسئولیت است وقتیکه افغانستان می گوید : درقریه های افغانستان مردم را نکشید وبدنبال تروریستها درآن طرف خاک افغانستا بروید.مفهوم این حرف این است که افغانستان جغرافیایی تروریستها نیست.تروریست منشاء پاکستانی دارد.یعنی اینکه درجنگ با تروریست یخن پاکستان را بگیرید ونه دامن افغانستان را .اینکه رییس جمهورکشورمنکروجود وحضورتروریستها درافغانستان شود وطالبان را برادربخواند،کارافغانستان با پاکستان را مشکل می سازد ازآن طرف پاکستان هرگزاین مساله را قبول ندارد بل خود شان را ازناحیه ای تروریستها،قربانی می دانند.اینها ازموضوعات درد ناک دوکشورشمرده می شود. با این وضع تروریستها درهردوکشور،جایگاه امنی خواهند داشت.
اتهامات کوچک وچسپیدن به مسایل ریزوشکایت علیه فقیریار،به یک معنی فراموش کردن مسایل کلانتراست اشکال کاربه همین جاها برمی گردد والا هیچ اعتراضی نیست که مسایل ازطریق مجرای قانونی رسیده گی شود.فساد های ازنوع کابل بانک،فسادهای که جامعه جهانی را حیرا ن ساخته که پولها را به کی تحویل دهد وزیرمالیه خود متهم به فساد شده است.این گونه مسایل درد ناک تعقیب نمی شود اما درمحاکم کشورفقیریاربه محاکمه کشانده می شود وپانزده هزارافغانی جریمه می شود.محاکمه مقامات نورستان ووالی پیشین آن اقای بدرالدین ازهمین قبیل است مجموع فساد واختلاس ودوزدی منتسب به آنها یک صد هشتاد دالرذکرشده است درحالیکه اختلاس های ملیاردی درافغانستان صورت گرفته است اما کسی ازآن خبرندارد.افغانستان دومین ویاسومین کشورفاسد دنیا شناخته شده.مجموع کشورهای یک صد نود چهارکشوراست که گفته شده افغانستان سومین کشورفاسد ازسوی سازمان ملل اعلام شده است.داکتراسپنتا ،فقیریاررا به محکمه آورد. رییس جمهورامروزدرمجمع عمومی سازمان ملل،پاکستان را منبع تروریستها اعلام کرد وازطرفی هم رییس جمهورپاکستان کشورش را مبرای ازحمایت تروریستها دانست وپاکستان را قربانی تروریستها ،اعلام کرداین همان مساله "بگیرتانگیردُ" می باشد. داکتراسپنتا فقیریار را گرفتارمی کند وجمعی والی نورستان ودوستانش را به چنگ قانون می اندازد،تا دوزدان اصلی وحرفه ای ومفسدان درجه یک که دولت افغانستان را،تبدیل به سومین کشورفاسد دنیا،کرده اند،گرفتارنشوند.
رییس جمهور درکنفرانس وید یویی با اوباما وهمینطور درمجمع عمومی می گوید: تروریستها درآن سوی مرزلانه کاشانه دارند.یعنی اینکه آنجاها را بکوبید افغانستان تروریستی ندارد قریه های افغانستان پاکیزه ازوجود تروریستها می باشند.آصف علی زرداری می گوید: پاکستان قربانی تروریست شده چهل هزارنفرتلفات داده ودرجنگ با تروریستها،میلیاردها دالر به پاکستان خساره مالی وارد شده است یعنی اینکه تروریستها درجای دیگری مخفی شده آنها را بگیرید ومارا نگیرید،بااین وضع وبا تعقیب سیاست"بگیرتانگیرد" نه مبارزه اصلی با تروریزم انجام می شود ونه فساد ازجامعه ریشه کن می گردد.این نوع بی مسئولیتی وقبول نداشتن گناه ویا انداختن گناه را به دوش دگران،معنی اش این است که افغانستان،اصولا تروریستی ندارد،وازمنظرمقامات پاکستان هم این کشورقربانیان تروریستهای مهاجم وسازمان یافته ازبیرون گردیده ودرپاکستان تروریستی وجود ندارد.
نتیجه این گونه سیاست ها این است که این همه تروریست درهردوکشور،به کارهای شان ادامه دهند.مخالفان حکومت می گویند : افغانستان خیلی موفق بود که نگذارد تروریستها درعملیات شبانه وروزانه ازبین بروند.افغانستان با گرفتن دوزدان ومتهمان با گناه وبی گناه که جرم شان پانزده هزارافغانی اعلام شده است،درواقع مساله اصلی مبارزه را بافساد را گم کرده است.امروز کسی باورندارد که درافغانستان نهادی ومرجعی با فساد مبارزه می کند منتقدان می گویند:"اداره عالی مبارزه بافساد" ازجمله شوخیهای نظام با چند نفربود که دیگراین شوخیهای بی مزه صورت نمی گیرد.واین نهاد هیچ کاری را درجنگ با مفسدان اصلی دنبال نمی کند.تحلیل گران اذعان داشته اند: که فقیریاروبد رالدین وچند مقام پیشین ازولایت نورستان،به این دلیل گرفتارشده که عاملان اصلی فساد درکشورگرفتارنشود این یعنی همان سیاست که مردم آن را به این جمله بیان کرده اند:بگیرتانگیره دت.
سه فکرسیاسی
فضای فکری وسیاسی افغانستان درحال حاضر با سه فکر اشغال شده است.افکاردیگردرمقایسه با این سه اندیشه سیاسی ،ناچیز،ندک وغیرقابل درک دانسته شده.فکراول نظام ریاستی ،فکردوم نظام پارلمانی وفکرسوم نظام امارت طالبانی هست.هریک ازاین سه اندیشه طرف دارانی دارند.طرفدارانیکه تا مرزنابودی گام برمی دارند. فکرطالبانی برای مقاصد فکری وسیاسی خود ازهیچ کاری زشتی ابا ندارند آنها همه کارهای شان را بنام اسلام وشریعت انجام می دهند.طالبان درحدی افراط کرده که حتی کودک دوازه ساله را سربریده وگفته اند که برادروی درپولیس حکومت بود وما بخاطرآن وی این گونه گردن زده ایم.
طالبان درماه مبارک رمضان بد ترین کشتاررا ،راه اندازی کردند.ده ها مسافررا درمسیرمیدان وبامیان ازماشین پیاده کردند وآنها را بصورت فجیعی کشتند اجساد جوانانکه سرهای شان را بریدند وطالبان آنها را گردن زدند،غیرقابل رویت است.انسان نمی تواند به آن نگاه نماید.طالب این همه جنایت برای استقراراندیشه ای طالبانی انجام می دهند.آنها خود را مالک اندیشه ای می دانند که بخاطرآن آدم می کشند وکشته می شوند.طالبان باکی ازاین ندارند که با پوشیدن وسکتهای انتحاری،خود را منفجرنمایند.آنها هزاران نمونه ازعملیات انتحاری را درافغانستان مرتکب شده اند ومسئولیت آن کردارها ی پلید را به دوش گرفته اند.طالبان برطبل اندیشه سیاه خود برای استقرارنظام طالبانی مبارزه می کنند وهرگزناامید نستند وازکارهای بیرحمانه شان پیشمانی ندارند.تلاش برای نظام امارت یک فکرسیاسی وبا، بارسنگین اید لوژیک همراه شده وطالبان خود را مالک آن می دانند وبرای آن آدم ها را می کشند.
فکردوم اندیشه ای سیاسی با پیشینه ای تاریخی است .نظام متمرکزریاستی وسلطتنی که مبدآء تاریخی آن اززمان امیربی رحم افغان امیرعبد الرحمان خان،گرفته شده است.البته پیش ازعبد الرحمان،تلاشهای برای امارت متمرکزنیزبود ولی پدرنظام امارت متمرکزوسلطتنی،بدون شک امیرعبدالرحمان می باشد.ناسیونالیستهای افراطی درکشور،وی را امیرنام دار وتاج داری می دانند که توانستند نظام متمرکزسلطتنی را ایجاد نماید ازنظرآنها کشتارگسترده ای مردم،امری توجیه شده است.نظام ریاستی قاعده های خونینی دارد واین ساختاربراساس یک تاریخ آلوده به قتل عام ها،استوارشده برخی امیرعبدالرحمان را جانی وبرخی هم وی را ناجی می دانند.مبنای این اندیشه تباردانسته شده نظام متمرکزچه سلطنتی وچه ریاستی یک نوع محرومیت ملی ایجا می کند.شاخصه این نظام مرگ دموکراسی است زیرا دموکراسی براساس قبیله ، سمت،زبان ،نژاد، ومذهب ساخته نمی شود دموکراسی درجوامع انسانی، ازیک مادرمتولد شده وآن احزاب سیاسی است به همین دلیل احزاب سیاسی غیرمسلح مادر،قاعده واساس دموکراسی دانسته شده.شکست دموکراسی درحال حاضردرافغانستان ناشی ازساختارسیاسی می باشد.ساختارکنونی،براساس سلطه وغلبه ای نخبگان بصورت یک تیم،طراحی شده ودراین تیم حق تباری ترجیحات وتقدم براصول شهروندی دارد.عیب دیگراین ساختاراین است که یک نوع محرومیت ملی را بوجود می آورد.
درجامعه افغانستان ،مشارکت ملی وحدت ملی،مفاهیمی بی مصداقی درجامعه افغانستان است.مخالفان این نظرمعتقد هستند که نظام ریاستی قدرت را دریک نقطه متمرکزساخته وآن نقطه هم به دلایلی تاریخی دراختیارقبیله وتبارحاکم قراردارد به همین دلیل است که ناسیونالیستهای افغان،زمان امیرحبیب الله خان 1929 را انقطاع تاریخی غیرقابل تحمل می دانند.آنها با حکومت استاد ربانی هم همین رفتاررا داشتند وهرگزباحکومت ایشان ،همکاری نداشتند.حکمتیارصدراعظم دولت مجاهدین درپیشاورتعیین شد اما یک روزبا حکومت ربانی همکاری نداشت وجنگهای ویران گری را برضد دولت استاد ربانی راه انداخت. جبهه ملی افغانستان درسال 2011 دربن یک منشوری را به امضای رساند البته نظرات سیاسی آنها مورد تایید چند سناتورآمریکایی نیزقرارگرفتند.روهیرا باکرمسئول کمیته روابط خارجی کنگره آمریکا منشوربرلین را تایید کرد دیدیم که درافغانستان چه قیامتی برپا شد روهیرا باکرازسوی رییس جمهورکرزی ممنوع الدخول اعلام شد.تفسیرمالکان ساختارنظام ریاستی این است که افغانستان با نظام های پارلمانی تجزیه می شود آنها دچارتوهم وحشتناکی دراین مورد هستند وباوردارند که نظام ریاستی مایه استقلال افغانستان است.هرنوع نگرشی سیاسی غیرمتمرکز،پارلمانی،ازسوی طرف داران نظام ریاستی،حمل برتوطئه وتجزیه تفسیرشده اند.
فکرسوم درافغانستان ساختارغیرمتمرکز،پارلمانی ، وصدارتی است این طرزتفکربما می گوید که نظام ریاستی مایه بدبختی افغانستان درتاریخ شده است نظام ریاستی،تبدیل به استبداد،دکتاتوری وتوتا لیتراقتداردرجامعه بوده دراین فکرسیاسی وحدت ملی ومشارکت ملی دروغ بیش نیست زیرا غیرازتبارحاکم بقیه ایتنیکها خودرا درسالن وپس دروازه قدرت وتصمیم گیری،احساس می کنند واین احساس یک واقعیت است.نظام پارلمانی وصدارتی مشارکت ملی ووحدت ملی را بوجود می آورد همه احساس می کنند که ازطریق نمایندگان شان درقدرت سیاسی وتصمیم گیری، شریک هستند.لیبیا مثال خوب وقابل درک است با سقوط معمرقذافی درسال2011 این کشوربه سه بخش غرب،شرق،وجنوب تقسیم گردید.نخبگان سیاست درلیبیا این ازخود بیگانه گی را ناشی ازساختارمتمرکزوریاستی معمر قذافی دانسته اند وهمه به این نتیجه رسیدن راه نجات لیبیا ازخطرتجزیه، نظام پارلمانی می باشد که همه مردم ازطریق نمایندگان شان احساس مشارکت درقدرت را داشته باشد.نظام پارلمانی درلیبیا مایه نجات این کشورشد درحال حاضراین نمایندگان سه ناحیه ای شرق،غرب وجنوب هستند که تمامیت ووحدت واستقلال لیبیا را حفظ کرده اند آنها درمرکزقدرت قراردارند قانون اساسی،صدراعظم،قوه ای مجریه ،تصمیم گیری درمسایل ملی را ازآن خود می دانند وبه همین دلیل استقلا ل لیبیا، توسط نمایندگان مردم درپارلمان تضمین شده است.
نمایندگان مردم درهرکشوری همانند نخ تسبیح است که دانه های متعدد ومتفاوت را با هم وصل ونگاه می دارند.فکرسوم درافغانستان دنبال یک چنین چیزی است نظام پارلمانی درافغانستان،تکثرها وکتله های اجتماعی را وصل به قدرت می کند نمایندگان مردم ازسراسرکشورزیریک سقف گردهم می یایند آنها،بصوت خط محکم،همه مردم را متحد ویک پارچه نگه می دارند زیرا دلیلی ندارد که احساس بیگانه گی کنند.249 نماینده دراطاق پارلمان به اضافه مجلس سنا،اطاق دیگرمجلس، درصورت که احساس نمایند درتصمیم گیریهای اساسی کشورسهم دارند وقوه مجریه را درکنترل خود دارند،دراین فرض کسی احساس نمی کند که درپشت دروازه های قدرت وتصمیم گیری قرارگرفته است.فکرسوم برای نجات افغانستان واقتداراین کشورمهم است.این طرزتفکردربرابردواندیشه دیگر،به شدت مورد حمله ای طرفداران فکراول ودوم قرار گرفته است فکراول با فکردوم دریک مورد که حاکمیت تباری باشد،مشترک هست هردوفکراصراردارند که تیم حاکم ازتبارحاکم باید باشد.تفاوت آنها درسیاسی وایدلوژی بود شان هستند.فکرطالبانی امارت اسلامی را توسط تبارخود به اجرای می گذارند آنها درحد متعصب ومتصلب اند که حتی به زبان فارسی حرف نمی زنند.فکردوم درحال حاضر، امارت اسلامی نمی خواهد این فکراصولا قالب برای شان مهم است قالب همان ساختارنظام ریاستی ومتمرکزاست.محتوای آن می تواند هرچه باشد.
به همین دلیل است که روشنفکران زیادی ازتبارحاکم ازجنبش طالبان حمایت کرده اند ودرآینده هم ازطالبان صرف به دلیل تباری پشتیبانی می کنند.این درست است که درمغزاشرف غنی تحصیل کرده ای غرب غیرازآن چیزی اندوخته شده که درمغزملای عمرجای گرفته است اما یک امرآنها را پیوند داده وآن زعامت تباری است.به همین دلیل حمایت حرکت طالبان ازسوی اشرف غنی احمد زی درآخردهه ای نود قابل توجیه است.فکرسوم می گوید نظام را پارلمانی بسازید تا احساس حقارت ازجامعه گم شود زیرا بزرگترین تهدید درجامعه، تبعیض،بی عدالتی ،استبداد،ونظام متمرکزسیاسی وریاستی می باشد.دلیل مساله همان احساس بیگانه گی وتبعیض حقوق شهروندی درساختارسیاسی است.نظام پارلمانی به دلیل مشارکت ملی درقدرت توسط نمایندگان، این ذهنیت را ازبین می برد وهمه درقدرت سیاسی احساس مشارکت دارند.سه فکردرحال حاضرفضای جامعه مارا پرکرده وهرکدام طرفداران دارند که برای تحقق آن جان می دهند.فکرسوم نسبت به دوفکردیگرغریب وتنها به نظرمی رسد اما الزامات جامعه این اندیشه ومالکان آن را به زود ترین فرصت بالا می برند.البته اندیشه سوم هزینه های بسیارزیادی باید به پردازد.زیرا مخالفت فکراول ودوم با فکرسوم بسیارجدی است.
خط سوم برنده انتخابات
حکومت رییس جمهورکرزی به نگرانیهای انتخابات دامن می زند.مارشال فهیم درهجده سنبله با سخنرانی درمراسم سالگرد شهادت احمد شاه مسعود،گفت: اوضاع امنیتی خوب نیست ممکن است انتخابات برگزارنشود.تحلیل گران مسایل افغانستان سخنان مارشال فهیم معاون نمبریک ریاست جمهوری را مایه نگرانی دانسته اند.مرد شماره دو نظام سیاسی افغانستان حرفی راکه گفته است ناشی ازنظرشخصی وی نیست بلکه جمع بندی ازیک سیاست طراحی شده تیم حاکم دانسته شده است.
شایعات دیگری را نیزرسانه ها به نقل ازمنابع حکومتی منتشرساخته است.تلویزیون یک دوروزپیش دربخش خبری مهم ساعت شش خود به نقل ازمنابع حکومتی که نخواست نام شان فاش شود این خبررا منتشرکرد که : پیش ازبرگزاری انتخابات سال2014 ،رییس جمهورلوی جرگه اضطراری را دایرمی کند ودرآن موضوعات تغییرنظام ، خط دیورند،وتمدید حکومت رییس جمهورکرزی را به دلیل شرایط امنیتی مورد بحث قرار می دهد. نکته مهم همان تمدید ریاست جمهوری است که با تشکیل لوی جرگه اضطراری،مورد بحث قرارمی گیرد.لوی جرگه های حکومتی عادتا اجندای حکومت را به تصویب می رساند.این خبرمنتسب به منابع حکومتی ،منبع نگرانی دربرگزاری انتخابات می تواند باشد.ضمیمه ای دوخبرکه منبع بزرگ نگرانی می تواند شود.اظهارات مارشال فهیم که اوضاع امنیتی ممکن است مانع برگزاری انتخابات شود ومساله تشکیل لوی جرگه اضطراری با موضوعات تغییرنظام وتمدید قدرت،درواقع پایه های نگرانی درمورد برگزاری انتخابات را تشکیل می دهد.درکناراین مساله اظهارات معاون دوم رییس جمهوردرجمع مردم درقصرصدارت نیزمی تواند منبع سومی نگرانی دانسته شود ایشان درجمع مرد م غرب کابل به این مضمون گفت: حکومت بدیل وآلترناتیف ندارد.کو شما نشان دهید کی می تواند بدیل حکومت باشد.
مفهوم سخنان محمد کریم خلیلی معاون رییس جمهوراین است که حکومت افغانستان جانشین وآلترناتیف ندارد بنابراین باید این حکومت بی بدیل به کارخود ادامه دهد.اظهارات استاد خلیلی درکنارگفته های مارشال فهیم وشایعات تشکیل لوی جرگه منابع مهم نگرانی درمحافل سیاسی شده است.تجمع احزاب وایتلافهای سیاسی افغانستان درگردهمایی هتل انترکانتیننتال،درواقع پاسخی بود به همین نگرانیها. بیست حزب سیاسی درگردهمایی با انتشارمنشوردموکراسی ، تاکیدات شان را دربرگزاری انتخابات اعلام داشتند آنها دراین منشوربه شدت نگران برگزاری انتخابات بصورت شفاف می باشند.دربیانیه ای بنام منشوردموکراسی شش ماده را اختصاص به مساله انتخابات داده اند. دراین قطع نامه اشارات به قوانین انتخابات واصلاحات عمیق درمیکانیزم های اجرایی انتخابات کرده اند. مساله بی طرفی کمیشنرها وکمیسیون مستقل انتخابات وشکایات ازدیگرمطالبات احزاب وایتلافهای سیاسی می باشد. شورای همکای احزاب وایتلافهای سیاسی به مساله توزیع کارت الترونیک برای اتباع کشورنیزاشاره کرده است.نظارت ملی وبین المللی ازدیگرخواسته های احزاب وایتلافهای سیاسی می باشد.
تجمع فوق العاده مهم احزاب وایتلافهای سیاسی،بخاطرابرازنگرانیهای شان درمورد انتخابات است. احزاب درون وبیرون حکومتی متفقا عقاید شان را درمورد انتخابات بیان داشته اند وباتفاق ارای گفته اند که انتخابات باید درموقع وزمانش برگزارشود.آنها با تغییرزمان انتخابات مخالفت کرده اند.نگرانیها را درشرایط حاضرحکومت ومقامات دولتی دامن می زنند آنها هستند که می گویند: شرایط امنیتی ممکن است مانع ازبرگزاری انتخابات شود.مساله لوی جرگه نیزازسوی مقامات حکومتی شایع شده است واینکه حکومت آلترناتیف ندارد بنابراین باید تیم حاکم بکارهای شان ادامه دهند.مخالفان حکومت می گویند: مقامات حکومتی با طرح چنین مسایلی بزرگترین جنگ روانی ومنبع نگرانی را ایجاد کرده اند.آنها می خواهند فضای را به وجود آورند که انتخابات برگزارنشوند به همین دلیل، بصورت بدبینانه ای گفته اند که :ریگ درکفش حکومت است.دلایلی زیادی وجود دارند که حکومت به نگرانیها دامن زده است.درهجده سنبله غوغا وآشوب درغرب کابل را نیز به عوامل حکومت نسبت داده است دلیل آن این است که حاجی بری ده ها موتوروماشین را درخیابان های غرب کابل بعنوان مارش عزای برای آمرصاحب ،راه انداخته بود .حاجی بری وابسته به یکی ازمقامات مهم کشوراست وبعد شعارهای زنده باد ومرده باد درمصلی شهید مزاری را نیزطرف داران حکومت سازماندهی کردند.
مخالفان گفتند که هدف حکومت ازاین کارها ایجاد آشوب وفتنه به خاطر بحرانی کردن اوضاع امنیتی بود امریکه البته حکومتیها آن را بعهده نگرفته است.استادخلیلی شورشهای غرب کابل را ازسوی حکومت ندانسته وآن را محکوم کرد.حکومت اگرطرف دار برگزاری انتخابات نباشد بنابراین دلایلی کافی برای آن داشته باشد انتخابات یک امر ملی است درقانون اساسی تاکیدات زیادی برای برگزاری آن شده است. جامعه جهانی نیزبه این مساله اهتمام زیادی دارد.انتخابات یک مساله ملی که دلایلی بسیاربسیاربالایی بخاطربرگزارنشدنش باشد یعنی اوضاع درحدی بحرانی شود که همه مردم به لحاظ ذهنی متقاعد شوند که برگزاری انتخابات ممکن نیست درحالیکه همه شرایط هم بلحاظ قانونی وهم به لحاظ میکانیزهای اجرایی برای انتخابات سال2014 فراهم است.درزمان انتخابات سال2014 افغانستان 352 هزار نیروی امنیتی دارد درکناراین رقم بزرگ، نیروهای بین المللی نیزحاضرهستند. هزینه های انتخابات نیزتامین شده است.احزاب وجریانات سیاسی وایتلافهای ملی ،جامعه مدنی وجامعه زنان وهمه طیفهای اجتماعی، حامی انتخابات می باشند.هیچ کسی را نمی توان درجامعه افغانستان پیداکرد که با انتخابات مخالف باشند.جامعه ای بین المللی ازانتخابا افغانستان حمایت می کنند.مشروعیت نظام وابسته به انتخابات است.هیچ مانعی درمسیربرگزاری انتخابات نیست با این وضع حکومت باید انتخابات را برگزارنماید.
تعلل های حکومت درمورد برگزاری انتخابات یکی همان امنیت است مارشال فهیم درسخنرانی خود به آن اشاره داشت.امنیت با 352 هزارنیروی ارتش ،پولیس ونیروهای امنیتی درکنارنیروهای بین المللی،گرانتی شده است.طالبان دشمن مردم افغانستان دربرابراین همه نیروبا حمایت مردم ،هیچ کاری نمی توانند.اخلال گری طالبان درحدی نیست که پروسه انتخابات را به مخاطره اندازد آگاهان امورامنیتی با صراحت می گویند: اصولا طالبان گروه قابل بازگشت به افغانستان نستند آنها به لحاظ سیاسی مرده اند آنها نمی توانند پروسه های ملی که مردم وجامعه جهانی پشت سری آن قرارگرفته اند را اخلال نمایند.احزاب سیاسی جامعه مدنی،ایتلافهای ملی جامعه زنان ومردم افغانستان همه طرفدارانتخابات وحامی آن می باشند گردهمایی دوروزپیش شورای همکاری احزاب وایتلافهای سیاسی افغانستان،نشان دهنده اراده آنها درمورد انتخابات را نشان می داد.با این وضع هیچ کسی نمی تواند این پروسه ملی را به چالش بکشد.سوالی اساسی که درمحافل خبری وتحلیلی مطرح می شود این است که اگرحکومت انتخابات را برگزارنکند چنانچه اظهارات مارشال فهیم مشعربه این مساله است دراین صورت چه خواهد شد؟ این سئوال پاسخ روشنی دارد حکومت اگرانتخابات را برگزارنکند دراین صورت با بحران مشروعیت روبرو می شود حکومت که مشروعیتش زیرسئوال رفته باشد دیگران حکومت نیست مشروعیت ملی وبین المللی حکومت بسته گی به همین انتخابات سال 2014 دارد.
این نکته ای است که حکومت خود به آن واقف است. بنابراین انتخابات برگزارمی شود حکومت نمی تواند مانع آن شود.پخش نگرانیها ازسوی حکومت کاردرستی نیست.سخنان مارشال فهیم بدترین انعکاس را دربین مردم داشت زیرا همه را نسبت به برگزاری انتخابات دچارشک وتردید ساختند.این سخن که ممکن است انتخابات به دلیل امنیتی برگزارنشود،منبع نگرانی ازسوی حکومت دانسته شده است حکومت نباید به مسایل ضد امنیتی، ونگرانی دامن بزند مقامات حکومتی باید دانسته باشد که برگزارنشدن انتخابات مرگ دموکراسی درافغانستان است.حکومت بدون انتخابات هرگزمشروعیت ندارد واین خود سقوط درباتلاق است.نگاهی به اظهارات مقامات حکومتی نشان می دهد که آنها منبع نگرانی احزاب وجامعه ومردم شده اند.سخنان استاد خلیلی نیزازسوی مفسران تفسیرمثبتی نداشته اند اینکه دراجتماع مردم گفته است حکومت بدیلی ندارد شما نشان دهید کی بدیل حکومت می تواند باشد.مفهوم سخنان معاون دوم این است که مردم بین بد وبد ترباید یکی را انتخاب کنند دیگرراه سومی نیست درحالیکه همه می دانند درافغانستان تنها تیم حاکم وطالبان دوقدرت بد وبدترنیست .
بلکه جریان سومی نیزوجود دارد که بهترین است "شورای همکاری احزاب وایتلافهای سیاسی"قدرت سومی است که ریاست جمهورآینده افغانستان توسط این خط سوم تعیین می شود این شورا هرکاندیدی را تایید نماید آن فرد رییس جمهورمنتخب مردم افغانستان درسال 2014 است.مقامات حکومتی این قدرت سوم را نمی تواند نادیده بگیرند.جامعه دوقدرت بد وبدتر ندارد که دوستان حکومتی مردم را می ترسانند که اگرما نباشیم قدرت سیا ه طالبانی می یایند.هرگزچنین نیست احزاب وایتلافهای سیاسی قدرت سفیدی است که مردم آن را ازمیان دوقدرت بد وبد تربرگزیده اند.اینکه مقامات حکومتی منبع نگرانی شده وبه تشویشهای جامعه دامن می زنند دلیلی جزاین ندارند که برای خود بدیلی جزطالبان را نمی بینند آنها به مردم می گویند شما مخیربین انتخاب بد وبد ترهستید پس یکی را انتخاب نمایید.یعنی انتخابات نداشته باشیم،تیم حاکم قدرتش تمدید شود.ولی مردم باوردارند که درکناردوقدرت بد وبدتر، خط سومی بنام قدرت سفید نیز وجود دارد این خط سوم برنده انتخابات سال 2014 است.