نرگس

نرگس

یاداشت ها و نوشته های محمد ناطقی
نرگس

نرگس

یاداشت ها و نوشته های محمد ناطقی

اخطار

اخطار

 

اخطار جامعه جهانی درمورد انتخابات جدی است آنها گفته اند که اگرانتخابات درافغانستان شفاف برگزارنشود وسبوتاژ صورت بگیرد دراین صورت جامعه جهانی، افغانستان را تنها می گذارد ازسوی هم ،همه قراین نشان می دهد که انتخابات سال2014 با چالشهای روبرواست.طالبان ازهم اکنون نشان داده است که به هیچ اصلی ازاصول درمورد صلح وثبات وفادارنیست.طالبان درطی همین ده روز دوانفجارخونین را درکابل داشت انفجاردرجلوساختمان امنیت ملی وانفجاربعدی درساختمان ترافیک درغرب کابل،پیامهای درد ورنجی بود که ازسوی طالبان به مردم افغانستان فرستاده شد.با اینکه طالبان درکنفرانس پاریس شرکت داشتند ودرکنفرانس بکواش درامارات شرکت نمودند اما این گونه مشارکتها، ازسوی طالبان بی معنی وشبیه به یک بازی وسرگرمی ،دانسته می شود که انجام می دهند.

 

درکنارمسایل صلح وشرکت درکنفرانسها، بازهم دیدیم که تدارکات وسیع کشتارومرگ درکابل ازسوی طالبان،سازماندهی شد. نیروها امنیت ملی پس ازدوانفجارمرگ بار،سازماندهی حمله  تازه ای را کشف وآن را خنثی کرد.درمزارشریف دیروزانفجار دیگری روی داد وچندین عملیات خونین دیگردرگوشه وکنارکشور،همه نشان می دهد که طالبان با سیاست کشتارتامرزوزمان انتخابات پیش می رود وبه این صورت می خواهند انتخابات را سبوتاژنمایند.طالبان برخوردش با نیروهای بین المللی نیزفرقی نکرده با اینکه آمریکا دومساله را،بوضوح اعلام کرده وطالبان باید دربرابراین دومساله ازخود انعطاف نشان دهد زیرا خرد وعقلانیت، همین را می گوید: وقتیکه طرف می گوید ما باطالبان جنگی نداریم طالبان باید این نکته را درک نمایند که دربرابرآن عکس العمل منطقی نشان دهد اما می بینیم که طالبان نسبت به همین حرف اهمیتی نمی دهند وفکرمی کنند که می تواند آمریکا وغرب را شکست داده وآنها را ازصحنه هستی وزمین برمی دارند این نهایت بی خردی را نشان می دهد برداشتن وشکست دادن ازطریق قهرآمیز، کاری ساده وآسانی نیست اصلا سیاست حذف ونابودی طرف ازراه خشونت امرنابخردانه است ما درگوشه وکنارخود به وضوح استیصال این سیاست را شاهد هستیم.

 

مساله دومیکه ازسوی غرب مطرح شده این است که درسال 2014 ازافغانستان خارج می شود وجنگ را دربهارسال 2013 پایان می دهد.عقلانیت حکم می کند با این مساله هم مثبت برخورد شود مگرطالبان نگفته اندکه شرط صلح وپایان جنگ، خروج نیروهای بین المللی ازافغانستان است حال که آنها اعلام داشته که ازافغانستان بیرون می شود پس چرا وبه چه دلیل عملیات شان راعلیه نیروهای بین المللی ،شدت می دهند.دوهدف دراین کارزارغیرمنطقی طالبان وحزب اسلامی وجود دارد یکی اینکه باورکرده که غرب وآمریکا را شکست داده بنابراین باید حملات خود رابه شکست خورده ها، شدت وحدت ببخشند.این همان القائات روانی جنگ وپیامدهای تصورشکست است.نکته دوم درحملات طالبان این می تواند باشد که این گروه مصمم است که انتخابات سال2014 را سبوتاژنماید وانتخابات درافغانستان برگزارنشود.زیرا درصورتیکه انتخابات درافغانستان برگزارنشود حکومت با بحران مشروعیت روبرومی شود طالبان فکرمی کنند دراین بحران برنده است وهمه چیزازنوشروع می شود.دراین شروع ازنو،آنها توانسته حرف اول را بزند نکته سوم هم تاثیراستخبارات درجنگ افغانستان است استخبارات چند هدف را دنبال می کند.

 

 هدف اول این است که جنگ باید درافغانستان مشتعل باشد .سی هفت سال جنگ درافغانستان به سود آنها تعبیرشده است زیرا با جنگ افغانستان خانه آنها، ارتش ونیروی اتمی انها ساخته شد. افغانستان خراب وخانه انها اباد شده است ثبات وآرامش را استخبارات درافغانستان نمی خواهد به همین علت ازنفوذ وسلط ایکه برطالبان دارد،انها را تشویق به جنگ می کند.نکته دومی که استخبارات دنبال آن است این است که طالبان درجنگ درسال 2014 وپس ازآن می تواند حرف اول را بزند.طالبان انتخابات را نمی گذارد برگزارشود با شدت جنگ برگزاری انتخابات مشکل ویا اصلا صورت نمی گیرد.دراین صورت دولت افغانستان حالت اضطرار،اعلام کرده ومشروعیت نظام سیاسی درافغانستان بصورت قطع زیرسئوال کشیده می شود به این ترتیب استخبارات ازسبوتاژانتخبات وبه سئوال کشیدن مشروعیت نظام درافغانستان به اهداف خود دست یافته است.استخبارات صلح را به بازی گرفته وطالبان را تشویق به جنگ می کند.اگرچنانچه همه چیزبهم خورد وطالبان با قدرت ووحشت بربخشهای بزرگی ازافغانستان مسلط شد دراین صورت عمق استراتژیک وروی کارآمدن حکومتی که دشمن هند باشد، مطلوب استخبارات است.

 

اینها احتمالات ودلایلی می تواند باشدکه طالبان انتخابات را سبوتاژ می کند ،جنگها وعملیات پی هم طالبان جز این، دیگرچه معنایی می تواند داشته باشد.دوعنصراصلی ،تداوم جنگ وبرگزارنشدن انتخابات ازجمله پروژه های است که می توان درشدت خشونت وجنگ طالبان،آن را بررسی کردودرنهایت امراین همان سبوتاژکردن انتخابات وبه هم زدن همه چیزدرکشوراست.

 

 البته دلایلی زیادی است که طالبان واستخبارات به این اهداف خود نمی رسند آنها دچاراشتباه محاسبه شده همان گونه که نابود کردن غرب وشکست آنها توسط طالبان والقاعده، درجهان، تصورات وخیالات است درست به همان پیمانه پیروزی طالبان ازطریق خشونت وجنگ درافغانستان امرعبث می باشد البته این درست است که چالشها وگرفتاریهای مردم زیاد ترمی شود اما طالبان بصورت قطع نمی تواند به مقدرات مردم مسلط شود.اگراراده ای درکارباشد یعنی اینکه حکومت با همکاری جامعه بین المللی وعوامل بومی وداخلی بخواهند، انتخابات منصفانه وشفافی را برگزارنمایند، بدون شک انتخابات برگزارمی شود شرارت طالبان وحامیان آنها نمی تواند انتخابات را سبوتاژنماید.بنابراین آگاهان امورعلیرغم شدت عملیات وانفجارات پی هم درکابل ودیگرشهرهای افغانستان،اعتقاد دارند که طالبان نمی توانند انتخابات سال2014 را سبوتاژنمایند.آنچه که مایه نگرانی شده این است که حکومت با مخالفان سیاسی ونیروهای مدنی ،درداخل جامعه درمورد انتخابات به توافق نرسد.دراین صورت،اختلافات خطراصلی وتهدید عمده می تواند دربرگزاری انتخابات باشد درحال حاضرنشانه ای وجود ندارد که حکومت با مخالفان خود روی موضوعات مهم درمورد انتخابات به توافق رسیده باشد .جامعه جهانی به همین دلایل اخطارداده وگفته است که اگرانتخابات منصفانه برگزارنشود،جامعه جهانی  افغانستان را تنها خواهد گذاشت.

 

یکی ازمسایل مورد نقاش، قوانین انتخابات است که می بینیم تفاوت ویران گری دربرداشت حکومت با مخالفان وجامعه مدنی وجود دارد نظام انتخاباتی مورد نظرحکومت ومسوده که وزارت عدلیه به پارلمان،ارایه کرده، هرگزمورد قبول وقناعت احزاب سیاسی گروهای مدنی نیست.این تفاوت نظردرمورد قانون انتخابات مساله بزرگی دربرگزاری انتخابات می باشد.انتخابات باید قانون داشته باشد وقانون با چالش نظری بین حکومت ومخالفانش روبرو شده است.تنها یک مرجع دراینجا می تواند اقدام به حل بحران قانون انتخابات نماید وآن پارلمان افغانستان است که قانون انتخابات را بحث وقدرجامع ومشترک را به دست اورد البته این مساله هنوزدرهاله ای ازابهام فرورفته . فرض را براین می گیریم که پارلمان قدرجامع را شناسایی کرد وقانون مورد رضایت دوطرف حکومت ،مخالفان وجامعه مدنی را تصویب کرد دراین صورت دومشکل دیگردرسیرتکاملی قانون حل نا شده است وآن دوچالش، یکی مجلس سنا ودیگری توشیح رییس جمهوراست.نداشتن قانون درانتخابات ویا تصویب نشدن آن، درواقع همان سبوتاژانتخابات می توان شمرده شود وتهدیدات جامعه جهانی جدی است.

 

مساله میکانیزمهای اجرایی وعملیاتی انتخابات نیزازموضوعات حل ناشده است حکومت درمورد کارت رای دهی، اصراردارد که ازکارتهای قبلی استفاده شود. ثبت نام مجدد ازواجدین شرایط لازم نیست حرف حکومت این است تا جایکه ممکن است به افراد جامعه تذکره الکترونیک صادرشود ودرجاهایکه تذکره الیترونیک،امکان نداشته باشد ازکارتهای قبلی استفاده شود امریکه مورد قبول احزاب سیاسی وگروها مدنی نیست. حرف مخالفین سیاسی وگروهای مدنی، استفاده یک سان ازتذکره الکترونیک است این مساله نادرست است که درانتخابات ازکارتهای پیشین استفاده شود.استفاده ازکارتهای قبلی یکی ازعمده ترین نقاط مورد اختلاف طرفین ویا اطراف تاثیرگذاردرانتخابات سال 2014 دانسته شده.طرح کمیسیون مستقل انتخابات، ثبت وراجسترواجدین شرایط بود که ازسوی حکومت طی مکتوب رسمی، ثبت نام مجدد،مردود اعلام شد.قوانین درانتخابات،کارتهای رای دهی،تذکره الکترونیک،مساله نظارت برا نتخابات،کمشنرها، ثبت نام رای دهندگان ورد حکومت،استفاده ازکارتهای قبلی وچندین مساله دیگر،لاینحل ازموضوعاتی است که مساله انتخابات را به مشکل روبروساخته است.

 

برخی گفته اند چالشهای اصلی موضوعاتی می باشدکه به آن اشاره شد واین مسایل به مراتب خطرناک ترازچند عملیات انتحاری بی معنی طالبان می تواند باشد طالبان نمی توانند انتخابات را با انتحار،سبوتاژنمایند اما حل نشدن موضوعا ت فوق، چرا می تواند عوامل اصلی بحران دربرگزاری انتخابات شمرده شود.مشکل انتخابات ، انتحارطالبان نیست چالش اصلی اختلافات سیاسی درامرانتخابات است.سبوتاژانتخابات درعملیات کوروبی هدف طالبان که جان چند انسان بیگناه رامی گیرد،نیست.مشکل انتخابات بحران سیاسی است که حکومت با مخالفان خود درامرانتخابات به توافق نرسد.سبوتاژ اصلی درانتخابات سال 2014 ازناحیه اختلافات سیاسی می تواندانجام شود تا عملیات کورطالبان.البته هدف اصلی طالبان واستخبارات سبوتاژاست ولی این سبوتاژبا خشونت نظامی امکان ندارد اما سبوتاژبا اختلافات سیاسی ممکن است ودراین صورت ،صددرصد به سود طالبان واستخبارات تمام می شود. جامعه جهانی به نوبه خود اخطارداده که اگراختلافات سیاسی حل نشود وانتخابات شفافی درافغانستان برگزارنشود،آنها ممکن است افغانستان را تنها بگذارد.آیا اخطاربالاترازاین رامی تواند درمورد انتخابات سال2014 ازسوی جامعه جهانی را تصورکرد.  

کژراهه

کژراهه

 

کژراهه درواقع همان انحراف است.شما درهرامری خطوط اصلی دارید وظیفه این است که ازامر اصلی به کژراهه نروید.اگرچنانچه مسایل اصلی را رها کردید بدون شک به انحراف کشیده شده وازهدف بازمی مانید.این کج روی درافغانستان زیاد دیده می شود.ما این کژراهه گی را دررسانه ها داریم درسیاست می بینیم دراقتصاد، امنیت ودیگرمسایل اجتماعی فراوان به آن روبرومی شویم.روزنامه ویسا چرا می نویسد که آقایان جنرال دوستم واستاد محقق،ازاستخبارات پاکستان کمک خواسته ویا با آنها به توافق رسیده که مخالفان ورقیبانش را بکشد این همان کژراهه گی وانحراف است.این روزنامه درهفته گذشته نوشت که جنرال دوستم درکارش موفق می شود حاجی احمد سمنگانی درمراسم عروسی دخترش کشته می شود اما آقای محقق درتروراستاد خلیلی،ناکام می ماند.کژراهه گی یک نوع دیوانه گی وهذیان گویی هم می تواند شمرده شود.

 کسیکه مسایل اصلی وفرعی خود را تفکیک نتواند اودرواقع جنون دارد وقادربه درک اصول وشروط زندگی وتحلیل نیست وغیرممیزشناخته می شود.کودک به دلیل اینکه پاکی را ازنجاست نمی تواند تشخیص دهد به آن گفته می شود، غیرممیز.اصل همان طهارت است که کودک ویا مجنون آن را درک نمی تواند وبه کارهای دست می زند که همان کژراهه گی است.فرق نمی کند این کژراهه گی را،هرکسی می تواند داشته باشد.البته کژراهه گی ازخود دلایلی دارد.یکی همان ناتوانی درک مسایل است.دراین صورت بلوغ فکری لازم است ونمی شود ازکسیکه به بلوغ فکری نرسیده انتظارداشت.دلیل دیگرکژراهه گی می تواند تباری باشد. طرف همه مسایل را می داند اما عوامل تباری سبب می گردد که کژراهه ایجاد نماید.آنچه که درمورد دوستم واستاد محقق گفته شده دلیل تباری دارد.چطورشد ازمیان آن همه مزدوروغلام استخبارات پاکستان که بیش ازیک دهه است که خون می ریزد،حال جاده فرعی بازکرده وگفته شود که وابسته گان به استخبارات اینها هستند وما آن را کشف کرده ایم ومحل جلسه آنها را هم می دانیم واهداف که درنظرگرفته هم ،اینها هست که یکی موفق ودیگری ناکام شده است این همان کژراهه گی وانحراف است ودلیل ان هیچ مساله ای، جزنفرت تباری چیزی دیگری نیست درحالیکه مساله اصلی ما این نیست که هذیان بگوییم ومسایلی را عنوان نماییم که مایه تنش ورنجش درجامعه شود.

 

ویسا به مسایل تباری ونفرت سیاسی تباری دامن می زند واین کاری درستی نیست.گرچه شنیده ایم که نشرخبروهذیان منتشرشده را عده ای دیگری ازگردانندگان ویسا نادرست دانسته وگفته اند که طرح این نوع مسایل به حساسیتهای تباری دامن می زند البته اگراین تنبه درست باشد خبری خوبی هست ومی تواند گفت آن عده ازگردانندگان ویسا،متوجه کژراهه گی شان شده اند ولی این مساله را اقدامات بعدی شان نشان خواهد داد.همه ما می دانیم که اصول درزندگی سیاسی ما وحدت مردم افغانستان است ما بجای نفرت قومی باید به اصول شهروندی تاکید نماییم.ما برای حب بغضهای خود دلیل داشته باشیم وهذیان نگوییم.دریک گزارشی دیگربازهم شاهد بودیم که هم زمان با انتشارغصب اراضی توسط افراد واشخاصی که دررسانه ها ازآنها نا گرفته شد،برخی رسانه های کشورکه ازقافله عقب نماند،اقدام به نشرمطلبی داشت که گویا جنرال دوستم وعطاء محمد نورواستاد محقق درسالهای 1381 تا1383 عواید بندرحیره تان را بین شان تقسیم کرده اند وبرای این مساله دوسیه ای ساخته شده ودرحال حاضراین دوسیه به اداره عالی مبارزه با فساد،تحویل داده شده است.عیب بزرگ این خبرازمنابع دولتی دراین است که انگیزه سیاسی درآن دخالت داده شده زیرا دراین سالها وزمانها،بندرحیره تان توسط حکومت مرکزی اداره می شد حکومت موقت وانتقالی روی کارآمده بود استاد محقق مراکزخود را درمزارترک وهمه نیروهای حزبی شان راخلع سلاح وخود براساس فیصله بن معاون رییس اداره موقت افغانستان تعیین شده بود و دراداره موقت وانتقالی بعنوان وزیرپلان کارمی کرد.

 

عواید بندرحیره تان دراین زمانهای که درگزارش آمده،کاملا دراختیارحکومت قرارداشت این مساله را رییس دفترپارلمانی استاد محقق دربیانیه خود بخوبی توضیح داده است این مطلب به این دلیل برای من قابل قبول است که من خود درنشست بن شرکت داشتم ووظیفه استاد محقق درهمان زمان تعیین شد وایشان پذیرفت که بعنوان معاون اداره موقت وبعنوان وزیرپلان،انجام وظیفه نماید.این همان کژراهه گی وانحراف است که دربرابرمسایل اصلی وفساد اساسی،مطرح می شود.کابل بانک با ملیاردها دالرغارت شد این مساله اصلی درمبارزه بافساد است امریکه خیلی ازکمک ها به مردم وحکومت افغانستان،بستگی به حل بحران کابل بانک دارد بیش از نهصد ملیون دالرازپول مردم افغانستان دراین فساد گم شده است حکومت مسئولیت دارد که به این مساله رسیدگی نماید وحق مردم را ازتبهکاران وطاغوتهای مالی، وصول نماید.این مساله هم چنان لاینحل باقی مانده است ولی درکنارآن به مسایلی پرداخته می شود که برمی گردد به سالهای گذشته . بازکردن این گونه مباحث همان کژراهه گی است. دفترپارلمانی استاد محقق طرح این مساله را با انگیزه سیاسی،دانسته وبا صراحت مسئول جمع آوری عواید بندرحیره تان را درسالهای ۸۱ و۸۳ به دوش مقامات حکومتی گذاشته که درست هم است زیرا دراین سالها بندرحیره تان توسط ماموران حکومتی اداره وعواید آن جمع می شد ونه احزاب سیاسی جنبش به رهبری جنرال دوستم وحزب وحدت به رهبری استاد خلیلی وجمعیت اسلامی اسلامی به رهبراستاد ربانی.

 

این کژراهه گی باید دلیل سیاسی داشته باشد هرسه مقام سیاسی آقایان دوستم ،محقق وعطاء، سخنگویان شان این مساله را رد کرده وگفته اند که چنین اتهمات بی اساس است ودلیل سیاسی دارد. زیرا مقامات سیاسی که نام شان را گرفته اند ازمنتقدان سیاسی حکومت افغانستان می باشند.رهبران سه جریان سیاسی به هیچ وجه این گونه اتهامات را قبول ندارند عواید گرد آوری شده دراین سالها را به دوش ماموران حکومتی گذاشته اند.اصولا پرداختن به مسایل ازاین دست به دلیل اینکه ایجاد جاده فرعی دربرابرمسایل می باشد، مشکل را حل نمی کند.همین غصب اراضی که آقای یوسف پشتون به دستوررییس جمهورکرزی سامان دهی کرد،تماما نشان می دهد که آن افراد واشخاص همه قباله های شرعی دراختیاردارند واین قبا له ها را محاکم افغانستان صادرکرده است.این افراد دربرابرمحاکمی که برای شان سند داده،هیچ گونه مسئولیتی را قبول ندارند ودیدیم که متهمان به غصب اراضی دررسانه ها،اسناد قانونی شان را به رخ کشاند این اسناد درست هم است .

 

متاسفانه محاکم حکومت این اسناد را به افراد اشخاص داده اسناد اغلبا دولتی است وبا داشتن این اسناد استرداد زمینها،که یوسف پشتون آن را تهیه کرده،غیرقابل برگشت است.پیش ازگرفتن اراضی غصب شده باید دستگاه های حکومتی ومقاماتی که حکم داده ازایشان پرسیده شود.حکومت باید باید غصب اراضی پروژه یوسف پشتون را بررسی نماید وازهم اکنون بجای اینکه افراد واشخاصی که زمینها را دراختیاردارد ،ملامت شود این خود نهاد های دولتی است که مورد ملامت قرارگرفته که چرا وبه چه دلیل این اسناد را صادرکرده ودربرابرآن چه گرفته است.دولت باید درریشه کن کردن به عوامل اصلی فساد توجه داشته باشد وبا کارگذاران دولتی که تسهیلات را فراهم کرده،مبارزه نماید.مردم ازحکومت این توقعات رادارد. گزارش یوسف پشتون یک پروژه حکومتی است زیرا درتاریخ5-5-1391 براساس حکم رییس جمهورکرزی،کارش را شروع کرد وبه این نتیجه دست یافت که دوملیون جریب زمین با اسناد ومدارک حکومتی دراختیارافراد واشخاص گذاشته شده گزارش غیرازاین چیزی دیگری را نشان نمی دهد  دراین گزارش خود دولت مقصرشناخته شده به همین دلیل است که دربیانیه رییس دفترپارلمانی استاد محقق ازحکومت خواسته شده که به این گونه مسایل رسیدگی نماید وعواید کمرگ سالهای ۸۱و۸3 را بی جهت به مقامات سیاسی کشورش  نسبت ندهد. جاده فرعی بجای مسایل اصلی بازنکند آنها این گونه گزارشها را یک نوع انحراف ازمسایل اصلی مبارزه با فساد دانسته واین همان کژراهه گی است.

دیداردوید پتیرز با رییس جمهورکرزی

دیداردوید پتیرز با رییس جمهورکرزی


جانشین گروسمن نماینده بازنشسته آمریکا درامورافغانستان وپاکستان،با رییس جمهورکرزی ملاقات داشت.دراین گفتگوطرفین به مسایل مهمی اشاره کرده وروی آن تاکید داشتند.دومساله اساسی دراین مذاکرات مطرح گردید یکی زندانیان بگرام ودیگری ایجاد دفترنمایندگی برای طالبان درقطر.درمورد زندانیان بگرام پیچیدگیهای وجود دارد که مذاکرات طرفین را کمی دشوارساخته است.سه وچهارمنطق ومنبا درمورد زندانیان ازسوی مقامات دوکشورمطرح شده که هرکدام ازاین دلایل جدی وبستگی به تعریف امنیت وخطرات امنیتی برای طرفین دارد.منطق افغانستان این است که مدیریت زندان بگرام وزندانی بودن طالبان دردست آمریکا، با حاکمیت ملی افغانستان درتناقض است.

 

 بنابراین آمریکاییها باید این زندانیان را دراختیارمقامات افغانستان،تحویل دهند.حاکمیت افغانستان واستقلال آن اجازه نمی دهد که زندانیان طالبان دراختیارخارجیها وآمریکاییها قرارداشته باشند.این مساله ای است که ازسوی رییس جمهورکرزی به کرات عنوان شده  وحتی این مساله را درقراردادامنیتی نیز،مطرح کرده است.دربرابراین فکر،آمریکاییها نیزسه فکردیگررا با مقامات افغانستان درمیان گذاشته است.یکی اینکه هزاران زندانی که دربگرام هستند این سه هزارنفرازمیدان های جنگ درعملیات شبانه وروزانه دستگیرشده وآنها به لحاظ امنیتی، عناصرخطرناک وتبهکاری است که باید زیرنظرآمریکاییها دربگرام تازمان شرایط مناسب،زندانی باشند آزادی وتحویل دهی این عده اززندانیان برای امنیت ملی افغانستان وآمریکا خطرناک می باشد.استدلال آمریکا این است که نگهداری آنها به دلیل همان خطرناک بودن شان،می باشد.استدلال دیگرآمریکاییها این است که زندانیان بگرام به دلیل نبود ظرفیت وتوانایی حکومت افغانستان ومقامات امنیتی افغانستان نیز،مطرح است.ظرفیت نگهداری ومدیریت زندانیان تروریست برای مقامات افغانستان کاری سختی می باشد.

 

البته ظرفیت مساله جدی درنگهداری زندانیان می تواند باشد اوضاع امنیتی واینکه درطی کم ترازیک هفته دوانفجارخونین درپایتخت افغانستان پشت سرهم روی می دهد،به نگرانی توانایی ونبود ظرفیت می تواند دامن بزند.این انفجارات را غیرازطالبان وشبکه حقانی کسی دیگری انجام نمی دهد بنابراین دولت افغانستان باید قدرت اداره ونگهداری زندانیان خطرنا ک را داشته باشد.امریکه با شک تردید،مواجه شده است دلیل دیگرهم  که اخیرا به آن اشاره شده مساله بدرفتاری وشکنجه زندانیان طالب درزندانهای افغانستان است.این مساله براساس یک گزارش دامن زده شد که گویا درزندانهای افغانستان زندانیان شکنجه می شوند بنابراین آمریکاییها پروسه ای انتقال وتحویل دهی زندانیان را به مقامات امنیتی افغانستان تازمان روشن شدن مساله شکنجه متوقف کرده است.مقامات آمریکایی به این مساله اشاراتی صریحی داشتند که ما زندانیان را تحویل مقامات افغانستان تازمان روشن شدن مساله، نمی دهیم.درکناراین مساله که بشترمردم وگروهای مدنی واحزاب سیاسی به آن توجه دارد، موضوع آزادی زندانیان اززندانهای افغانستان است.

 

آقای صالح مقام برجسته درامورامنیتی به این نکته اشاره داشت که کسیکه به جان رییس امنیت ملی سوء قصد کرد،خود زندانی بود که اززندانهای افغانستان آزاد شده بود.اگراین گزارش صحت داشته باشد این مساله درکنارسه موضوعی که به آن اشاره کردیم خیلی مهم وخطرناک است البته مقامات حکومتی هم اعتراف دارند که برخی زندانیان به میدانهای نبرد برگشته اند.درگفتگوهای نماینده تازه آمریکا با مقامات افغانستان مساله زندان وتوقف انتقال زندانیان به مقامات افغانستان،مطرگردید گزارشها این را نشان می دهد که هرکدام استدلالهای خاصی خود را درمورد زندانیان داشته اند.آنچه که دررسانه ذکرشده مساله زندان یکی ازموضوعات قابل جدال ونقاش طرفین بوده است این نتیجه هنوزاعلام نشده است که آیا طرفین دراین مورد به توافقی دست یافته است ویانه.

 

موضوع دیگردرگفتگوهای طرفین مساله مصالحه وایجاد دفترنمایندگی برای طالبان درقطراست این موضوع درمذاکرات دورییس جمهورنیز،عنوان شد دراین خصوص ظاهرا طرفین توافق کامل دارند که دفتری برای طالبان درقطر،افتتاح شود.این مساله مشکل نیست همه طرفهای آمریکایی،افغانی عربی ارپایی وپاکستانی به این موضوع توافق دارند که درقطرنمایندگی برای طالبان گشوده شود ولی مشکل اساسی جای دیگراست وآن این است که هرکسی درمورد طالبان نگاه متفاوتی دارند طالبان که افغانستان دنبال آن می باشد هرگزآن طالبانی نیست که پاکستان ازآن تعریف دارد طالبان مورد نظرافغانستان آن دسته های هستند که به جنگ علاقه ندارند اما قدرت وتوانایی کنترل جنگ را ندارند.تعداد زیادی ازآنها گرفتاراستخبارات پاکستان شده وعده ای هم خارج ازپاکستان می باشند.افغانستان تلاش دارد که این دسته ازطالبان که با آنها ارتباط دارند را آزاد نماید اما پاکستان کارهای را روی دست گرفته که مورد علاقمندی افغانستان نیست همین دستهای که اخیراپاکستان اززندان آزاد کرده می بینیم که افغانستان نسبت به آنها چندان دلگرمی، نشان نداده است افغانستان تاکید داردکه پاکستان باید طالبان را اززندان آزاد نماید که تاثیردرسرنوشت جنگ داشته باشند یعنی اینکه آنهای را که آزاد کرده نمی تواند مفید برای خاموش کردن جنگ باشد.طالبان که درافغانستان به شدت می جنگند وهرروز درگوشه وکنارکشور،مرتکب جنایت می شوند این دسته ازطالبان ارتباط مستقیم با استخبارات دارند.

 

پاکستان درمورد طالبان به این گروه که می جنگند نظردارد حتی درمورد آزادی طالبان که اززندانهای پاکستان آزاد می شود نیزاین بد بینی وجود دارد که آنها ممد صلح نمی تواند باشد بلکه آنها درمیدانهای جنگ می روند سال 2014 نزدیک است طالبان می توانند با شعله ورنگه داشتن به اهداف وامتیازگیری خود نزدیک ترشود.ویا اینکه موج بزرگی ازطالبان که آزاد می شوند درامرسازماندهی ودولت درسایه طالبان کمک نمایند این گمانه زنیهای خیلی نزدیک به واقعیت است.مقامات پاکستان به آقای گروسمن،بخوبی توجیه کرده بود که طالبان مورد نظرآنها چند کاراساسی می تواند انجام دهد یکی اینکه رابطه ای با القاعده ندارد بنابراین می شود با آنها گفتگو کرداین موضوع را تاحدی زیادی مقامات پاکستانی به آمریکاییها قبولانده است به همین دلیل است که مقامات آمریکایی همیشه گفته اند که باید باطالبان روند مذاکره وگفتگو،دنبال شود.

 

دفترقطررا آمریکاییها مورد تایید قرارداده وازآن حمایت می کند درگفتگوی دوید پترز نماینده آمریکا با رییس جمهورکرزی،این مساله مورد تاکید وتوافق طرفین بوده است.پاکستانیها درکناراین گرانتی که طالبان رابطه ای با القاعده نخواهد داشت این مساله را نیزبه آقای دوید پترزدرمیان می گذارد که طالبان که ما می شناسیم یک قدرت تاثیرگذاراست وآنها رانمی تواند نادیده گرفت وآنها اگردرجریان صلح جدی گرفته نشود وخواسته های شان براورده نگردد ممکن است درد سرهای زیادی را ایجاد نمایند این مساله که طالبان درهرجای ازافغانستان،عملیات تروریستی انجام دهد برای آمریکا توجیه شده است آمریکا می داند که طالبان برای گرفتن قدرت مطلقه درا فغانستان می جنگند وآنها بگفته ای پاکستانیها قدرت  انکارناپذیراست اگرآنها وارد گفتگوهای صلح نشود می توانند جنگ را ادامه دهند وبه همین دلیل مقامات آمریکایی تلاش زیادی دارند که طالبان افغانی وارد گفتگوهای صلح شود.این مسایل درگفتگوهای دوید پترزنماینده آمریکا ورییس جمهورکرزی مطرح شده ودیدگاهای رییس جمهورازطالبان وتعریف که ازطالبان دارد را به آقای پترز درمیان می گذارد وهمین طوروی به دیدگاهای پاکستان وتعریف این کشورکه ازطالبان دارد را نیزمی شنود آن وقت معلوم می شود که چه تفاوتهای بنیادی وخطرناکی بین دوکشوردرمورد طالبان وصلح وجود دارد طالبان که افغانستان دنبالش شان می باشد آن را پاکستان قبول ندارد وطالبان که پاکستان روی آن تاکید دارد می بینیم که هرروزآدم می کشد را افغانستان نمی تواند قبول نماید این ها مطالبی است که نماینده تازه آمریکا ازدوکشورهمسایه افغانستان وپاکستان درمورد طالبان خواهد شنید.

مصرف داخلی

مصرف داخلی

 

امروزحوالی ساعت شش صبح ،انفجاراتی درمرکزترافیک،روی داد. گروه ازانتحاریون طالب وارد ساختمان شده وتا این لحظه ،نبرد توام باخون ریزی وتلفات درداخل ساختمان ترافیک درمنطقه دیهمزنگ واقع درغرب کابل ادامه دارد.راه، ما به طرف وزارت خارجه ازهمین جا می گذرد که بسته شده است ومن فعلا زمین گیرشده ام ونمی توانم به وزارت خارجه برسروظیفه حاضرشوم.دیشب گفتگوی مفصلی با تلویزیون یک داشتم صحبت ما تماما اختصاص داشت به مساله جنگ وحملات انتحاری وآزادی زندانیان طالب اززندانهای پاکستان وافغانستان.طالبان ازاد می شوند اما ذره ای کاهش درعملیات جنگی وانتحاری طالب،دیده نمی شود درظرف کم ترازیک هفته شاهد این گونه عملیات خونبارانتحاری درکابل هستیم.چهارشنبه گذشته حملات بیرحمانه درجلو ریاست امنیت ملی، روی داد وبیش ازسی نفرزخمی وکشته داشت عملیات که هم اکنون درساختمان ترافیک جریان دارد معلوم نیست چند قربانی به جای می گذارد.

 

یک نظرهم همین است که این موج بزرگ رهایی زندانیان تروریست  اززندانهای افغانستان وپاکستان،پیامدش شدت خشونت ومشتعل داشتن آتش جنگ وانتحار،چیزی دیگری را بدنبال ندارد.این فکرعام وبد بینی گسترده درمورد رهایی زندانیان وتبهکاران وجود دارد.نظردوم هم این است که پاکستان با این اقداماتش که قراراست بیش ازهزارزندانی طالب را آزاد نماید،می خواهد فضای تلطیف وملایمی را درآستانه انتخابات،ایجاد نماید.رابطه طالبان افغانستان وپاکستان ارگانیک است وگروهای بیرحمی ازطالبان پاکستان که رابطه ونسبت گسست ناپذیری باطالبان افغانستان دارد،ازموج رهایی زندانیان طالب اززندانهای پاکستان،خیلی خیلی خوشحال خواهند شد.زیرا دانسته شده، طالبان درهردوطرف مرز،ملاعمررا بعنوان امیرشان برگزیده اند ملا عمررهبربرگزیده شده همه گروهای طالب، مستقردرخاک افغانستان وپاکستان می باشد.پاکستان انتخابات دارد طالبان پاکستان می توانند،روند انتخابات را مختل نمایند چنانچه برنامه واکسین را درپاکستان به چالش کشاند وحملات تروریستی به مقرفرماندهی ارتش پاکستان درپیشاورانجام داد واینکه توانسته ازشبکه های امنیتی بگذرد پایگاه نظامی وهوایی ومراکزمهم امنیتی رامورد هجوم قراردهد وعملیات انتحاری داشته باشد این همان قدرت نمایی است .

 

آنها می توانند روند انتخابات را درسراسرپاکستان تحت تاثیرقراردهند.آزادی زندانیان یک معامله نا نوشته می تواند بین مقامات امنیتی پاکستان وگروهای تروریستی طالبان پاکستانی شمرده شود به همین دلیل گفته شده که آزادی این همه طالب ،مصرف داخلی برای خود پاکستان دارد وبه نفع روند مذاکرات که افغانستان دنبال آن می باشد،نیست.مقامات شورای عالی صلح ازاین روند آزادی که جلیل عباس جیلانی معاون وزارت خارجه پاکستان،اعلام داشته،ناراضی هستند. شورای عالی ازماجرای آزادی زندانیان وسرنوشت آنها اظهار بی خبری کرده وبی خبرمی باشد.خبرنگاران ازآنها دراین مورد پرسیده اند مقامات درشورای عالی گفته اند که ما، اطلاعی نداریم، که واقعا ندارند.گذشته ازمصرف داخلی که پاکستان دنبال آن باشد وتاحدی توانسته باشد، خرسندی طالبان پاکستانی را که حامی طالبان افغانستان می باشد را بدست آورده باشد،درعین زمان گفته شده،که دوهدف دیگری نیزازسوی استخبارات پاکستان می تواند ازآزادی زندانیان طالب به این گسترده گی، دنبال شود.یکی شدت خشونت درآستانه خروج نیروهای بین المللی ازافغانستان است که برای گرفتن امتیازات درمیزهای مذاکره لازم دانسته وهدف دیگر،تقویت وسازماندهی "دولت درسایه" طالبان ازسوی استخبارات باشد.

 

هردوهدف را به این صورت می تواند شرح داد: طالبان وقتیکه می خواهند خود را نشان دهند وماشین خشونت وخون ریزی را فعال نگهدارند حال که قراراست این خشونت پایان داده شود وصلح درافغانستان،برقرارگردد بصورت طبیعی، بیش ترین توجه وامتیازدهی وجلب توجه به عامل خشونت داده می شود وطالبان دراین فهرست خود را درمقام اول درایجاد خشونت انتحاروانفجارقرارداده پس درمیزهای مذاکره، باید بشترین امتیازرا گرفته باشد.خشونت برا گرفتن امتیازات،می تواند یکی ازعوامل سازماندهی ورهایی زندان بخاطرتوسعه خشونت شمرده شود.این حرف درست است"خشونت کن وامتیازبگیر" آنها ترجیح می دهند که خشونت وسفاکی رابرای گرفتن امتیازدرگفتگوهای صلح بدست آورد.زیراگفتگو،ماهیت ختم خشونت را دارد بنابراین اگرصلحی صورت بگیرد باید شما عوامل خشونت رابا دادن امتیازات، راضی نمایید.

 

هدف دوم که درمورد موج آزادی زندانیان، قابل تامل است که اگراین هدف صحت داشته باشد این مساله بمراتب خطرناک ترودردناک تردرامرآزادی تبهکاران، می تواند باشد.هدف دوم به این صورترسیم شده که استخبارات پاکستان متیقن شده که پس ازسال 2014 بصورت قطع بخش بزرگی ویا همه نیروها بین المللی ازافغانستان خارج می شود.اگرمصونیت قضایی حل نشود همه نیروها ازافغانستان بیرون می شوند مثل عراق،دراین صورت ازهمین الان باید برای سازمان دهی طالبان برای گرفتن قدرت بصورت کامل، اقدامات وتدابیرگرفته شود."دولت درسایه" برای طالبان می تواند یکی ازاهداف عمده درآزادی بی قید شرط طالبان اززندانهای پاکستان،دانسته شود این بخش ازطالبان که گفته می شود جمعیت درحد هزارطالب می باشد،می تواند درتشکیل وسازماندهی دولت درسایه برای تصاحب قدرت درسالهای 2014 وپس ازآن ممد باشد.اگراین تیوری درست باشد واین نیت استخبارات، قابل درک باشد دراین صورت باید به نیت استخبارات درمورد آزادی طالبان،ابعاد پیچیده تری را درنظرگرفت وآن این است که استخبارات تمامیت قدرت درافغانسان را برای طالبان درنظرگرفته است.

 

این سه فرضیه درمورد آزادی زندانیان طالب درپاکستان،می تواند قابل گفتگو باشد.طالبان پاکستان رابطه ارگانیک با طالبان وزندانیان آنها درپاکستان دارند آنها ملاعمررا برای خود نیزامیرانتخاب کرده اند.پاکستان انتخابات دارد فضای تلطیف دربرگزاری انتخابات لازم است واین فضا می تواند بصورت غیرمکتوب درآزادی زندانیان طالبان افغانستان،ایجاد شود این یعنی همان مصرف داخلی دراین صورت می بینیم این روند چندان ارتباطی با مطالبان افغانستان نمی گیرد وبه همین علت مقامات شورای عالی صلح ازروند آزادی زندانیان،اظهاربی اطلاعی ونارضایتی کرده ومقامات حکومتی هم این روند را شفاف نمی داند ومی گوید: ما دنبال آن دسته ازطالبانی هستیم که آزادی آنها تاثیردرروند صلح داشته باشند که آن افراد مورد نظرافغانستان آزاد نشده وفکرمی کنم به این آسانی آزاد نخواهد شد.وآن دوهدف دیگررا که تشدید خشونت برای گرفتن امتیازویا سازماندهی حکومت درسایه برای طالبان باشد را، نیزازعلل رهایی دانسته است.

 

البته شکی وجود ندارد که طالبان نظام وامارت درسایه را، دارد این مساله بی دلیل نمی تواند باشد. شما نگاهی به سایتهای خبری وابسته به طالبان داشته باشید می بینید که آنها هم چنان "امارت اسلامی" می نویسند وازامارت اسلامی دم می زنند حکومت درسایه یعنی همین که همه اموربنام نظام درسایه،مطرح می شود طالبان برا ی امارت درسایه،درسراسرافغانستان والیهای نام نهاد وولسوالهای را درنظرگرفته اگریکی ازآنها کشته ویادستگیرشود، بلافاصله کسی دیگری بجای آنها،گماشته می شود.استخبارات که طالبان را مدیریت می کند می خواهد "نظام درسایه" تقویت شود واگراین کاربا آزادی زندانیان طالب اززندانهای پاکستان،انجام شود این کاررامی کند.چنانچه دوهدف، خشونت برای امتیازویا مصرف داخلی،هم می تواند درآزادی بی رویه زندانیان طالب اززندانهای پاکستان،مطرح باشد.نگرانیهای افغانستان ،شاید ریشه دراین گونه عوامل داشته باشد واین مسایل قابل درک است.افغانستان می داند که کاری را بدنبالش بود،بصورت دیگری وبا نیت های دیگری،ازسوی پاکستان،انجام می شود وبه همین علت ازروند آزادی زندانیان اظهارناخرسندی می کند.دراین موج آزادی ،لیست مورد نظرافغانستان،مدنظرگرفته نشده . ازجلیل عباس جیلانی معاون وزارت خارجه پاکستان، درمورد ملا برادروهمرانش پرسیده شد وی باصراحت جواب نداد وتنها گفت که همه زندانیان طالب اززندانهای پاکستان آزاد می شود.

 

حکومت افغانستان درامرصلح اموری را دنبال می کند که خودش آن را دوست دارد درحالیکه می بینیم این امورازسوی عوامل تاثیرگذار،عملی نمی شود افغانستان درلیست خود آزادی طالبانی را می خواهد که بگفته خود شان،تاثیرگذاردرامرصلح باشد ولی پاکستان گروهای را آزاد می کند که خود اهدافی را ازآن درنظردارد که برشمردیم.درمورد دیگرافغانستان نوع مذاکراتی را دنبال می کند که درآن احزاب وگروهای سیاسی وگروهای مدنی جامعه زنان ،نقشی ندارند.افغانستان،شورای عالی صلح را برای مذاکرات،تاسیس کرده ودرمذاکرات هرگزمایل نیست که گروهای سیاسی ومدنی وجامعه زنان،دخالت داشته باشد.به همین دلیل با مذاکرات پاریس،حکومت افغانستان با میلی برخورد کرد وپس ازختم شانتهی ازسوی افغانستان اعلام شد که دیگرشانتهی چهارم وپنجمی درکارنیست وبا مذاکرات عشق آباد که قراراست سازمان ملل متحد راه اندازد،افغانستان با آن مخالفت کرده وازآن به بدی یاد کرده است. بی میلی دلیلی ندارد جزهمان ترکیب که احزاب وگروهای مدنی ونمایندگان زنان درترکیب گرفته شده است.

 

افغانستان با چنین ترکیبهای موافق نیست.افغانستان برای مذاکرات قطرهم شروط وملاحظاتی را مطرح کرده ومی دانیم که گفته است نمایندگان طالبان با شروطی وارد گفتگوهای صلح شود وما بدانیم که نمایندگان ازچه گروهی ازطالبان نمایندگی می کنند.مقامات افغانستان می خواهند بشناسند که نمایندگان کی هستند وازچه دسته ای طالبان ،نمایندگی می کنند؟ ودیگراینکه ترکیب ازنوع شانتهی را قبول ندارد. درمورد توافقات قطر،ترجیحات حکومت این است که اگردولتها درمورد افغانستان بصورت منطقه ای ویا بین المللی درمورد صلح گفتگومی کنند، حرفی نیست افغانستان ازچنین مذاکرات منطقه ای وبین المللی حمایت می کند اما اگرمذاکرات درسطح ملی وطرفها ،مطرح می شود دراین صورت نمایندگان شورای عالی صلح با گروهای طالب وحزب اسلامی صحبت نمایند وازچنین ترکیبی حمایت می کند بعبارت دیگر،ترکیبی ژاپنی گفتگوها برا حکومت،بهترازترکیب شانتهی است وبه همین خاطراست که با شانتهی چهاروپنج اعلام موضع کرده است.

 

تعریف حکومت ازطالبان ومذاکربا طالبان وترکیب مذاکرات،باهمه ترکیبهای مورد نظر،متفاوت است.ناظران می گویند: ترکیب مورد نظر حکومت،کارایی وناموفق دانسته شده آقای کوهستانی درگفتگوی تلویزیون یک، به شدت ازشورای عالی صلح انتقاد کرد و می گفت که شورای عالی صلح،ظرفیت برخورد با مسایل را به صورت لازم ندارد.ترکیب مورد نظرپاکستان درمذاکرات صلح هنوز،دانسته نشده اما بدون شک پاکستان درمورد طالبان اهداف خود را دنبال می کند وثابت می شود که آزادی زندانیان طالبان،مصرف داخلی دارد وهدف زشت ترآن، تشدید خشونت وتقویت حکومت درسایه رامی تواند ،به دنبال داشته باشد.

بی خبر

بی خبر

 

بی خبری مطلبی هست که ارتباط می گیرد به اظهارات چند مقام برجسته درمورد صلح وآزادی طالبان.موجی بزرگی  ازآزادی طالبان درافغانستان،شروع شده است که آقای عطاء الله لودین ازآن بنام" احسان حکومت" نامبرده است وازطالبان خواسته است  که قدرشناس باشند واحسان حکومت را درک نمایند.همین مقام برجسته درمورد آزادی طالبان درپاکستان، نیزگفته است که این کارپاکستان خوب است اما ما "خبرنداریم" آقای قاسم یارعضوبرجسته شورای عالی صلح نیزدرمورد آزادی زندانیان طالبان اززندانهای پاکستان گفته است که ما بی خبریم.این دومقام ازهمه مسایل درمورد طالبان آزاد شده ، بی خبرهستند.آنها گفته اند که ما نمی دانیم چه تعداد ازطالبان آزاد شده، ما خبرنداریم وبخوبی نمی دانند که طالبان آزاد شده کیها هستند بازهم اظهاربی اطلاعی کرده اند.دلایلی که طالبان زندانی شده بازهم مقامات شورای عالی صلح خواهند گفت که ما نمی دانیم.درحال حاضرازسرنوشت آنهای که اززندان آزاد شده ودرکجا زندگی می کنند وبا چه شرایطی بسرمی برند وبه چه سمت وجهتی می روند با زهم،شورای عالی صلح گفته است که نمی دانیم این دسته ازطالبان را که مقامات پاکستان آزاد کرده ،کجا هستند وچه کارمی کنند بازهم ما خبرنداریم.

 

.برخی ازاعضای شورای عالی صلح خواسته اند که پاکستان باید مارا درمورد سرنوشت طالبان که آزاد کرده درجریان بگذارد ولی مقامات پاکستان تنها بصورت کلی گفته اند که ما بخاطرپیشرفت مصالحه تعداد زیادی ازطالبان را آزاد کرده ایم.آنها این منت را نیزبه ما گذاشته وگفته اند که ما بخاطرخواسته های افغانستان ومقامات شورای عالی صلح  این کاررا کرده ایم.اما آقایان قاسم یارولودین درشورای عالی صلح می گویند که ما از ازآزادی وسرنوشت طالبان آزاد شده خبرنداریم.مقامات شورای عالی صلح این مساله را نیزپنهان نمی کنند ومی گویند ما نمی دانیم که این دسته ازطالبان که آزاد شده به کجا رفته وبه جبهه جنگ بازنگشته باشد،امریکه دیگر تحلیل گران به آن اشاره کرده وگفته اند که آزادی به این صورت هم درافغانستان وهم درپاکستان بجای اینکه صلح را سرعت دهد،ممکن است جنگ را شدت بخشد.آنها مثالهای زیادی دارند که ثابت می کند آزاد شده ها به سنگرهای جنگ برگشته اند با نام ونشان، رسانه ها گفته اند که دربادغیس این مساله روی داد طالبان اززندان ازاد شدند وبجای صلح به میدانهای جنگ برگشتند.

 

آقای امرالله صالح درمورد فردی که به جان رییس امنیت ملی، سوء قصد کرد،گفته است که وی اززندان افغانستان ازاد شده ودرکویته تجهیزوحمله به جان اسدالله خالد را انجام داد.مقامات شورای عالی صلح گفته اند  که ما نمی دانیم که گروهای آ زاد شده به کجا رفته به صلح روی می آورد ویا به جنگ وگفته که ما " بی خبریم" جالب است آقای کنینگهام سفیرآمریکا درکابل هم، همین حرف را زده وقتیکه ازوی درمورد آزادی زندانیان طالب درپاکستان پرسیده می شود وی می گوید: ما باید پست کنده بگوییم که "بی خبریم" برخی گفته اند که سفیرامریکا تعارف کرده وملاحظه حال مقامات داخلی کشوربخصوص شورای عالی صلح را داشته چون آنها گفته اند که ما بی خبریم بنابراین کنینگهام یک مقام خارجی هم باید بگوید: که صاف وپست کنده باید گفت: که ما بی خبریم.آنها می گویند آمریکا ازهمه فعل وانفعالات که درپاکستان می گذرد خبردارد پاکستان وامریکا بشترین مشوره ها را درمورد طالبان با هم دارند ونمی شود گفت که آقای کنینگهام ومقامات آمریکا بی خبرهستند.سفیرکنینگهام ،خود را به بی خبری زده وتعارف کرده اما مقامات شورای عالی صلح آقایان قاسم یاروعطاء الله لودین درست می گویند آنها ازبیست شش زندانی طالب که آزاد شده بی خبرهستند.

 

آقای جلیل گیلانی معاون وزارت خارجه پاکستان دردبی به این مساله اشاره داشت که همه زندانیان طالبان را اززندان آزاد می کند.وقتیکه ازوی درمورد ملا برادرپرسیده می شود وی ازملابرادرنام نمی برد واما بصوت عام می گوید: که همه زندانیان طالبان اززندانهای پاکستان آزاد می شوند.یک مقام نزدیک به سیاستهای پاکستان که نمی خواهد  ازوی نام گرفته شود گفته است که ما آن دسته ازطالبانی را آزاد می کنیم که حکم قضایی به آنها،نخورده باشد وی گفته است که درپاکستان مقامات قضایی ما بسیارزوردارند وما هرکاری می توانیم اما حکم قضات را نمی توانیم لغونماییم شکستاندن حکم محکمه کاری آسانی نیست همین محاکم ما است که می بینید به یخن صدراعظم چسپیده است پس این مسایل باید ازسوی ما، قابل درک باشد.امریکه ما یعنی همه ما، این مساله را" نمی دانستیم" جلیل گیلانی اگرگفته که همه زندانیان طالب را آزاد می کنیم این مساله این گونه نباید باشد.آزادی همه دومشکل را احتمالا باید داشته باشد یکی اینکه حکم قضایی به آنها اصابت نکرده باشد که شکست حکم قضایی کاری سختی است ودیگراینکه انگیزه سیاسی ومعامله پادرپای درکارنباشد.ممکن است تعداد اززندانیان طالب اصلا حکم قضایی برای شان صادرنشده باشد ولی درزندان های سیاسی واستخبارات پاکستان بخاطریک معامله پادرپای درنظرگرفته شده باشد.

 

ناظران می گویند: داستان ملاغنی برادرازهمین قبیل باید باشد. وی را استخبارات گرفته وجرم ایشان کاملا سیاسی است وی همرا با چهارنفرازهمکارانش می خواست با حکومت افغانستان،وارد صلح شود ولی استخبارات، وی را همرا با تیم شان دستگیروازسال 2010 تاکنون زندانی هست.شورای عالی صلح ازسرنوشت وی "بی خبر"است.یکی ازمطالبات اصلی شورای عالی صلح، آ زادی ملا برادروهمراها نش می باشد اما پاکستان وی را آزاد نکرده ومعلوم نیست که ازاد می کند ویانه بازهم شورای عالی صلح بی خبراست.برخی گفته اند که پاکستان درمورد ملا برادرحساسیت زیادی دارد این مساله را گره به چند مساله دیگری کرده است که یکی  ازآن مسایل،امضای موافقتنامه استراتژیک با افغانستان است.تا کنون امضای موافقت نامه استراتژیک درسه پایتخت مطرح شده است واشنگتن،لندن واسلام آباد.طراح این مساله داوید کامرون صدراعظم انگلیس می باشد.پاکستان بسیارعلاقمند است که چنین موافقتنامه ای را با افغانستان داشته باشد.دلیل مساله این است که افغانستان چنین کاری رابا کشورهند انجام داده حال که سند راهبری با دوست بزرگ امضا شده این سند می باایست با برادردوقلونیز،امضا شود.این تعابیرازرییس جمهورومالک آن ایشان هست وی هنگام امضای موافقتنامه با هند گفت: هند دوست بزرگ ما است وپاکستان برادر دوگانه گی ما .درسفرپیش روی رییس جمهورونشست سه جانبه افغانستان،پاکستان وانگلیس، بصورت قطع این مساله ازسوی پاکستان وانگلیس بازهم مطرح می شود.ناظران می گویند: زمانیکه افغانستان سند همکاری راهبردی که قولش را به پاکستانیها داده است را، امضا نکند،سرنوشت ملا برادرنیزمعلوم نمی شود این دومساله با هم چنین نسبتی را ایجاد کرده است.

 

 مساله دومیکه بسیارخطرناک وجدی تراست  این است که بارها وزیرداخله پاکستان آقای رحمان ملک گفته است که ملا فضل الله درخاک افغانستان پنهان شده شده وامنیت ما را تهدید می کند.این حرف را ناظران این گونه استشمام کرده اند که این مساله را هم پاکستانیها،نسبتش را کشف کرده است که "بده وبگیر".شورای عالی صلح ازاین مسایل چیزی نمی داند چنانچه ازسرنوشت طالبان آزاد شده چیزی نمی داند.اگرچنانچه سرنوشت ملا برادررا استخبارات به این چیزها گره زده باشد،ازادی وی به این زودیها،دشورا به نظرمی رسد.ازاین مسایل که بگذریم همین سخنان مقامات شورای عالی صلح برای ما خیلی خیلی جالب است که گفته اند: طالبان را که پاکستان آزاد کرده ازوضعیت شان "بی خبریم" واینکه آزاد شده ها چه می کنند بازهم خبرنداریم اینکه آنها به صلح می پیوندند ویا به جبهه های جنگ برمی گردد با زهم بی خبرواطلاعی نداریم.دراین بی خبری مردم هم شریک هستند ونمی دانند البته که مردم حق دارند مردم ازطالبان که اززندانهای افغانستان آزاد شده بازهم بی خبرهستند که آنها چه می کنند دراین میان تنها سفیرآمریکا آقای کنینگهام است که ازهمه چیزخبردارد اما وی هم، سوچ وپست کنده گفته است که ما هم بی خبریم.