ازواشنگتن چه خبر؟
ازواشنگتن چه خبر،درواقع مطلبی است که درآستانه دگرگونیهای گسترده درکابینه بارک اوباما،تهیه شده است. روی دادهای واشنگتن تاثیرات زیادی درسیاست خارجی اوباما را بدنبال دارد.چوکان هاگل، سربازکهنکارآمریکا درویتنام وسناتوربرحال،بعنوان وزیردفاع،پیشنهاد شده است.هاگل قراراست بجای لوین پانتا رهبری پنتاگون را دردست بگیرد. پانتا، ظاهرا بازنشسته می شود.سناتورجان کری بجای خانم هیلاری کلینتون،مقام وزارت خارجه آمریکا را، بعهده خواهد گرفت.وی نیزیکی ازچهره های پرقدرت درسیاست آمریکا می باشد.آقای برنیر،بجای جنرال پیترایوس به رهبری سازمان سیا،پیشنهاد شده.جنرال پترایوس ازریاست سازمان سیا خود کناره گیری کرد وی دلایلی استعفاء خودرا،رابطه نامشروع با کارمند وزارت دفاع که کتابی درباره وی نوشته است را ،دانست جنرال دانفورد بجای جان آلن فرمانده دهی نیروهای ناتو وآمریکا را درافغانستان،بدوش می گیرد وجان آلن نیزباید بازنشسته شود.جنرال آلن نیزداستان شبیه ،پیترایوس دارد وازسال 2010 تازمان حال،بیش ازبیست پنج هزارنامه به خانم کیلی نوشته است.
مندرجات نامه ها هنوزبازنشده است ولی به یک نحوی مسایلی باید دراین نامه ها وجود داشته باشد که مربوط به مسایل اخلاقی وی شود درقوانین اردوی آمریکا،مقامات نباید رفتارضد اخلاقی داشته باشد واین مساله جرم بزرگی برای مقامات،شمرده می شود.درچنین شرایطی رییس جمهورکرزی، نیزهمراه با یک هیئت عالی رتبه،وارد واشنگتن گردید.گفتگوهای مقامات دوکشورپیرامون امورمشخص مرتبط به افغانستان صورت می گیرد.انتقال امورامنیتی،انتقال امورسیاسی وانتقال مسایل اقتصادی ودیگرموضوعات،ازمسایل مورد گفتگوی طرفین خواهد بود.دراین سفر،رییس جمهورکرزی را مقامات بلند پایه افغانستان،همراهی می کنند.زلمی رسول وزیرخارجه،دکتراسپنتا مشاورامنیت ملی، بسم الله محمدی وزیردفاع. آقای صلاح الدین ربانی،رییس شورای عالی صلح ودیگرمقامات کشوری ولشکری،همراه با رییس جمهور،وارد آمریکا شده اند.ایمل فیضی سخنگوی ریاست جمهوری با خبرنگاران اهداف رییس جمهورکرزی را،امورانتقال سیاسی،اقتصادی،امنیتی،اعلا کرده است.اظهارات آقای فیضی نشان می دهد که یکی ازمسایل مورد گفتگوباید مساله انتخابات سال2014 باشد زیرا مفهوم انتقال سیاسی، همان انتقال قدرت ازطریق انتخابات است این مساله ای است که باید درسال 2014 انجام شود.جزئیات مساله ونقطه نظرات دراین خصوص،روشن نیست اما حدس گمانهای زیادی وجود دارد که مقامات آمریکا،نگرانیهای ازشفافیت انتخابات باید داشته باشد زیرا اعتراضات زیادی دراین خصوص،صورت گرفته است.
احزاب سیاسی،گروه های مدنی درمورد قانون انتخابات،نظارت بین المللی ازانتخابات،حذف کمیسیون سمع شکایات وارجاع دعاوی وشکایات انتخاباتی به محاکم اختصاصی ویا محاکم استناف.نقض فیصله های قانونی درمورد قانون تشکیل وصلاحیتهای کمیسیونها،مساله کمیشنرهای انتصابی ازجمله اعتراضات،روشن گروهای سیاسی وجامعه مدنی درامرانتخابات سال 2014 می باشند.گفته های آقای فیضی نشان می دهد که این مساله درکناردیگرموضوعات مهم کشورمورد بحث رهبران دوکشورقرارمی گیرد.انتقال امورامنیتی که اشرف غنی احمد زی درراس آن قراردارد ودراین سفررییس جمهورکشوررا، همراهی می کند. گزارشهای نشان می دهد که دراین خصوص جانب افغانستان به مسایلی چندی پافشاری خواهد کرد یکی انتقال امورامنیتی وجنگ به نیروهای افغانستان این خواست مشترک هردوطرف است.افغانستان دراین خصوص،خواهان چند موضوع درمساله انتقال می باشد اولین مساله ،تجهیزنیروها امنیتی است.این عرصه یکی ازسخت ترین مباحث باید باشد افغانستان می گوید: نیروهای افغانستان با انواع سازبرگهای نظامی باید مجهزشود نیروی هوایی، داشتن هواپیماهای جنگی وهلیکوپتروکامل کردن نیروهای هوایی ازمطالبات طرف افغانستان درواشنگتن است.درمورد پایگاه ها، نیزگفتگوهای صورت می گیرد.نیروهای آمریکا پس ازسال 2014 با ید درچه پایگاهای مستقرشود.
درکناراین مساله بحث قرارگاه های است که آمریکا وناتود رافغانستان درطی این مدت احداث کرده وخبرهای شنیده شده که با رفتن ازافغانستان بخشهای زیادی ازپایگاه نظامی شان را به دلیل اینکه برای نیروهای افغانستان، غیرقابل استفاده است را،تخریب کرده است.این مساله باعث دغدغه های زیادی می تواند باشد که چرا آن دسته ازپایگاه ها،تخریب شود مقامات ناتوگفته اند که قرارگاه هایکه که مفیدبرای نیروها افغانستان،تشخیص داد شود آن دسته ازپایگاه ها را تحویل نیروهای افغانستان می دهد آنها گفته اند ک تاحالا چیزی درحدوبیش ازصد قرارگاه دراختیارنیروی افغانستان گذاشته شده است.گذشته ازمساله تجهیزوبحث قرارگاه ها وپایه گاه ها،مساله مصارف نیروهای امنیتی افغانستان است.مقامات افغانستان اصراردارند که هزینه باید درچهارچوب ادارات حکومتی،سازماندهی شود وازاین طریق مورد بهره برداری قرارگیرد.چهارمیلیارد ویک صد ملیون دالر،درسال برای امورامنیتی ونظامی افغانستان ازسوی ناتودرکنفرانس شیکاگو،تصویب شده است ودربروکسیل نیزروی آن تاکید صورت گرفت.بخش عمده این هزینه را آمریکاییها باید،متقبل شود.دراین مورد نیزتفاوت نظرهای بین افغانستان وناتو وآمریکا وجود دارد زیرا آنها استدلال شان این است که برای مصارف وهزینه های مالی،میکانیزمهای شفافی،طراحی شود تاازحیف ومیل آن جلوگیری گردد.متاسفانه افغانستان درمورد فساد ومبارزه با آن دوسیه شفافی ندارد واین فساد،موجب نگرانیهای زیادی شده است وزیرمالیه افغانستان دراین سفرهمراه رییس جمهوراست وی بعید به نظرمی رسد که بتواند،مقامات مالی آمریکا را،برای خواسته های خود،متقاعد نماید. زیرا آقای عمر زاخیل وال براساس گزارشهای خبری واسناد ومدارک،منتشرشده،پرونده شفاف مالی ندارد.
درمورد هزینه های مالی ونحوه مصرف آن، بدون تردید مذاکرات دشواری درواشنگتن،طرفین خواهند داشت.درمورد صلح فکرمی کنم چندان بحث دشواری دربین نباشد زیرا آمریکا دراصل،با روند مذاکرات صلح موافق است وبسیارخوشحال است که افغانستان بتواند گفتگوهای صلح را به پیش ببرد.آقای صلاح الدین ربانی نیزدراین سفررییس جمهوررا همراهی می کند.گفته شده که صلاح الدید اصراردارد که نام طالبان ازلیست سیاه برداشته شود برخی ناظران می گویند: صلاح الدین فهرستی اززندانیان طالب را نیز،تهیه کرده که اززندان گوانتوناما آزاد شوند.آزادی زندانیان طالب یکی ازبرنامه های پرشوروجدی شورای عالی صلح است آنها درپاکستان نیزهمین تقاضاها را مطرح کردند.درحال حاضرحکومت افغانستان درمورد آزادی طالبان،دست به اقدامات بی سابقه ای زده است صدها طالب اززندانهای بگرام وجاهای دیگردرطی این چند روز،آزاد شده اند.مجامع سیاسی، مدنی به شد نسبت به این رویه بی سابقه،معترض هستند آنها نگران این مساله هستند که آزاد شده ها به سنگرها ،برمی گردند مثالهای مولوی دستگیروغیره دلیل شان می باشند.مساله مذاکره با طالبا ازامورسهل درمذاکرات طرفین درواشنگتن خواهدبود تنها دریک مورد،مقامات افغانستان اگربخواهند،صحبت داشته باشند،متقاعد کردن آمریکا،کاری سختی به نظرمی رسد وآن مذاکره با شبکه حقانی است.
آمریکا درحال حاضربه این مساله تن نمی دهد که شبکه حقانی را وارد مذاکرات صلح نماید زیرا تنها یک دلیل دارد وآن وابستگی این گروه با شبکه القاعده است.درواشنگتن خبرهای داغی درمورد افغانستان است که این موضوع را بعدا نیز، مورد بحث قرارخواهیم داد. درحال حاضر،خبرها همین است که کابینه اوبا با تغییرات گسترده،روبروشده ومهرهای جدید که به آن اشاره شد،وارد سیاست اجرایی آمریکا می شوند.رییس جمهورکرزی نیزبا یک تیم برجسته وارد آمریکا شده ومطالبات شان را درقالب امورانتقال سیاسی،امنیتی،اقتصادی وغیره با مقامات آمریکا درمیان می گذارد گفتگوهای طرفین مهم ودرمواردی با دشواریهای،نیزارزیابی شده است.
بی سرنشین
این مساله قابل درک است که آمریکا پس ازیازده سپتامبر2001 استراتژی خود را برپایه نابودی،شبکه القاعده،استوارساخت.این مساله که ماهیت منافع ملی آمریکا را، احتوای می کند ودراین مساله ،هیچ تفاوتی بین دوحزب جمهوریخواه ودمکرات آمریکا،نیست.هردوحزب منافع ملی خود را برنابودی شبکه القاعده استوارکرده اند.امروزاین خبردررسانه های بین المللی،منتشرشد که که بی سرنشین،درمنطقه ای بین وزیرستان شمالی وجنوبی،هفده نفرازاعضای گروه طالبان را،شکارکرد.درمیان کشته شده ها یکی ازفرماندهان طالب بنام قاری عمران نام گرفته شده است.مرگ قاری عمران، ضربه هولناکی به گروه طالبان پاکستان،پس ازملانذیر،دانسته شده است.ملانذیر،فرمانده مشهورطالبان وازمتحدین گل بهادرخان مستقردروزیرستان شمالی بود این دوفرمانده بی رحم طالبان پاکستان،هماهنگیهای زیادی با شبکه حقانی ایجاد کرده اند.
خیلی معروف است که گل بهادرخان وملانذیر،جوانان پاکستانی را درحد انتحار،شستشوی مغزی داده وآنها را دربدل پول دراختیارشبکه حقانی گذاشته اند.یکی ازکارهای مشترک این دوفرمانده،همانا تبادل وخرید فروش تروریستها می باشند.حال ملانذیردوروزپیش توسط بی سرنشینهای امریکایی،کشته شد وامروزبازهم،خبرهای داشتیم که قاری عمران نیزهمراه با هفده نفر،توسط بی سرنشینها،کشته شد.اگراین خبرتایید شود،این نوع حملات،تاثیرات ویران گری به صفوف طالبان،متحد القاعده می گذارد.سوالی که باید پاسخ داده شود این است که ملانذیرهمانند ملاگل بهادرخان وملاقاری عمران ودیگرملاهای وابسته به این گروها،مناسبات خوبی با استخبارات پاکستان داشتند وهمه آنها،نسبت به آتش بس که درسال2006 با حکومت پرویزمشرف داشتند،وفاداربودند.حال آمریکا چه گونه با موج حملات بی سرنشین،رهبران طالبان را هدف قرارداده که روابط خوبی با استخبارات پاکستان دارند.پاسخ گفتن به این پرسش ازوقتی سخت می شود که،مناسبات وروابط تیم حاکم،با آمریکا درحدی وصف ناپذیری،بهبود یافته است راجا پرویزاشرف جانشین گیلانی،اقداماتی را روی دست گرفت که همه پولهای ویران شده را ترمیم کرد.درحال حاضر،مناسبات اسلام آباد وواشنگتن ازهرزمانی بهتراست.پاکستان کمکهای مالی خودرا دریافت می کند وبا لاترین همکاری را درنقل وانتقال اکمالات ناتو داشته است.با این وضع چرا بی سرنشین ها،طالبانی را هدف قرارمی دهند که رابطه نزدیک با استخبارات پاکستان دارند وسالها با هم همکاری داشته اند.همه این حرفها درست است.
مشکل اساسی درجای دیگراست.برای آمریکا مساله اساسی شبکه القاعده هست آنها درتحقیقات خود، به این جمع بندی رسیده اند که ملانذیر،ملا گل بهادر،ملاعمران با هفده نفردیگر که همه شان درهمین روزها، کشته شده اند،رابطه وهمکاری با شبکه القاعده دارند .همین موضوع کافی است که بی سرنشینهای آمریکایی بدون ملاحظه اسلام آباد،آنها را هدف قراردهند وآنها را بکشند.این مساله را آمریکاییها به مقامات پاکستان باید تفهیم کرده باشند که مساله دوستی واشنگتن واسلام آباد،جدایی ازهمکاری گروهای طالبان پاکستانی با شبکه القاعد است.آنها گروهای که با شبکه القاعد ارتباط داشته باشند را می کشند.این مساله را درهرجای که شناسایی نماید،انجام می دهد.گروه حقانی سه ماه پیش ازاین درلیست سیاه قرارگرفت آمریکا ییها استدلال شان این است که شبکه حقانی با گروه القاعده ارتباط دارد وبراین اساس است که باید درلیست سیاه قراربگیرد.پاکستانیها درمورد شکارطالبان توسط بی سرنشینها،هیچ کاری نمی توانند.آمریکا معتقد است که ملاهایکه که درطی این چند روزتوسط بی سرنشینها،کشته شدند، همه به یک نحوی مرتبط به شبکه القاعد هستند.دوستی با پاکستان نمی تواند مانع ازشکارآنها شود.این دلیلی واضحی برای شکارطالبان دروزیرستان شمالی ومرکزی ودروزیرستان جنوبی می باشد. وقتیکه پاسخ این سوال را دانسته باشیم که ناف گروها وملاهایکه به شبکه القاعد،بسته باشد.آمریکا آن را قطع می کند.دلیل آن تنها وتنها،همان پیوند ورابطه گروها، با شبکه القاعده است.این استراتژی آمریکا درجنگ با القاعده می باشد.
سوالی دیگریکه مطرح می شود این است که با این وضع آینده مناسبات اسلام آباد وواشنگتن با این شکارهای طالب، درخاک پاکستان،چه خواهد شد.آگاهان اموربه این نکته پافشاری می کنند که پاکستان درمقایسه ومعامله بین متحدین طالب خود درپاکستان ومنافع که ازسوی آمریکا بدست می آورد درنهایت امر،به این مساله تمکین می کند ونمی تواند مانع ازکشتارآن دسته ازطالبانی شود که رابطه با شبکه القاعد دارد پاکستان کارهای سختی درپیش رو،درمورد این گروها ودسته ها،دارد.پاکستان یا آمریکا وسازمان سیاه را متقاعد نماید که متحدان طالب شان،ارتباط به شبکه القاعده ندارد واین را باید بابرهان قاطع،ثابت نماید ویا اینکه ملاهای طالب مرتبط به شبکه القاعد با بی سرنشینها،شکارگردد.البته پاکستان درمورد شبکه حقانی،فوق العاده تلاش دارد که آنها را جدایی ازالقاعد،تفسیرنماید.ولی آمریکا درسیاست خود درمورد طالبان،با یک معیاربرخورد می کند وآن القاعده است.گروهایکه درپاکستان دراین روزها،کشته شدند،به دلیل ارتباط شان با شبکه القاعده بود.پاکستان نسبت به این مساله اعتراضات خودرا خواهد داشت ولی ازطرف هم می داند که نمی تواند مانع ازحملات بی سرنشین درمورد طالبانی شود که وابسته به شبکه القاعده باشد. بنابراین روند شکارطالبان،ادامه دارد.طالبان درحال حاضر،آنچنان وضعیت مناسبی ندارند.آمریکا با بی سرنشینهای خود آنها را شکارمی کند.
ازجانب دیگر،آمریکا با بخشهای که گفته می شود رابطه شان را با القاعده بریده اند، با آنها وارد صلح ومذاکره شده وخود این موضوع را،تشویق می کند.برخی ازدوستان نگرانی شدید خودرا ازمذاکرات با این بخش ازطالبان،اعلام داشته اند البته این نگرانی قابل درک است.اما باید این نکته را نیزقبول کرد که خیلی ازمسایل که برما وشما تحمیل می شود وشما دربرابرآن موج نمی توانید،مقابله نمایید.صلح درحال حاضرهمین است.این مساله ازسوی حکومت افغانستان،جامعه جهانی ،حالت تحمیلی را گرفته است امروزهمه ازصلح ومصالحه حرف می زنند وچه کسی می تواند با آن مخالفت نماید.حال دربرابرصلح ویا جنگ تحمیلی،چه باید کرد.دوراه دربرابرما بیشتروجود ندارد.راه اول فرارازواقعیتها وگره خوردن با آرمانها است.راه دوم این است که ازواقعیت ها نباید گریخت وخود را درمتن آن قرارداد.حضوردرنشستهای ازنوع پاریس با منطق واقع گرایی، قابل توجیه است کسانیکه درمذاکرات صلح شرکت می کنند،صلح با قاعده وشرط را باید به پذیرند وروی اصول خود پای بند باشند.طالبان که ازشبکه القاعده به اعتقاد آمریکا،فاصله گرفته اند،چه ما بخواهیم وچه نخواهیم آنها را درمیدان گفتگوها،پذیرفته است.
غرب وآمریکا خود سازمان دهندگان این گروه های بنیادگرای وخشن هستند که هرگزبا اصول غرب وآمریکا،سازگاری ندارد اما منطق واقع نگری شان،به آنها اجازه می دهند که با ملاهای طالب بنشینند وبا آنها گفتگونمایند.فرارازواقعیت بمعنی خدا حافظی با واقعیت است واین کاررا نباید گروه ها واحزاب سیاسی داشته باشند واین توقع را نباید ازآنها داشت.توقع منطقی این است که اصول وشروط صلح وجنگ را ازدست ندهیم.آمریکا این استراتژی را درمورد طالبان،انتخاب کرده است.آن دسته را که تشخیص داده با شبکه القاعد کارمی کنند را با بی سرنشین شان ،درو می کند وهیچ ملاحظه ای را دراین خصوص ندارد اما آن دسته ای را که فکرمی کند ازالقاعده جدا شده،بدون شک با آنها مذاکره کرده ومی کند.بی سرنشین، تنها برای کشتن شبکه القاعده وطالبان که متحد آنها هستند را وضع کرده است.بی سرنشین، امروزقاری عمران را با هفده نفرازطالبان کشت ودوروزپیش ملانذیرفرمانده قدرت مند طالبان پاکستانی را ازبین برد وپیش ازآن هم تعداد زیادی ازطالبان که مرتبط به القاعده بود را،بمبارن کرد.طالبان وابسته به القاعده براساس استراتژِی آمریکا،شکاربی سرنشینها می شوند.
دعوت به دیکتاتوری
این عنوان را به این خاطر،طرح کرده ام که درجامعه ما،درسطوح مختلف این دعوتها،وجود دارد.دعوت به دکتاتوری درافغانستان درسه خط، چپ وراست وحتی میانه، جاذبه دارد شما دراین نوشته خواهید دید که به چه مطالبی اشاره می شود.طالبان وهمه رسانهای مرتبط به این گروه،پیامهای خودکامگی را،منتشرمی کند آنها با مایه های اعتقادی، همه مسایل را بررسی کرده واین خط را دنبال می کنند که هرکه غیرازآنها فکرمی کنند،کافر،مرتد وزندیق است.طالبان مردم را دعوت به دکتاتوری طالبانی می کنند وبه همه الزام می آورند که ایدلوژی طالبان را قبول نمایند. درنشست پاریس،آنها نظرات شان رادرقالب بیانیه که داشت، بخوبی توضیح دادند.آنها امارت اسلامی وتطبیق شریعت را خواسته بود،طالبان درنشست پاریس،نظام سیاسی افغانستان را قبول نداشتند.حضورنیروهای بین المللی درافغانستان را،اشغال می دانستند.آنها حکومت رییس جمهورکرزی را،طرف مذاکره خود قبول نداشتند.
کسی بنام حبیبی امروز درروزنامه هشت صبح، مطلبی را نوشته است که گویا اپوزیسیون سیاسی حکومت،با مخالفان مسلح دریک صف قرارداشتند البته مضمون گفته های ایشان وتترزدن وبرجسته کردن روزنامه هشت صبح،مزید برغفلت ونا آگاهی ازجریان شانتی یی بود وحقیقتا چیزی دیگری به معلومات ما نیا فزود.اپوزیسیون سیاسی وجامعه مدنی به اضافه ای نمایندگان زنان درکنفرانس پاریس به اصول وشروطی تاکید داشتند که دست آوردهای ده ساله نظام سیاسی درافغانستان است.دریک مورد هماهنگی بین نمایندگان شورای عالی صلح وطالبان،پیش آمد که ازسوی نادرنادری،نماینده جامعه مدنی رد گردید رهبران احزاب سیاسی دراین مناقشه ازموقف نمایندگان جامعه مدنی حمایت کردند. هماهنگی به این صورت پیش آمد که نمایندگان طالبان ونمایندگان شورای عالی صلح،حضورنیروهای بین المللی را درافغانستان،اشغال تعریف کردند وهردوطرف خوا هان خروج سریع نیروها ازافغانستان شدند.آقای حبیبی درمقاله اش با لفاظیهای بی مورد این هماهنگیها را ندیده ولی به این مضمون سخن گفته است که: اپوزیسیون سیاسی به دلیل قدرت طلبی شان،با مخالفان مسلح وطالبان هماهنگ بوده است.ایشان با آرم شورای عالی صلح،مطالبش را نوشته است.درحالیکه ازنادرنادری اگر به پرسید که چه جدال سختی با نمایندگان شورای عالی صلح ونمایندگان طالبان برسری کلمه "اشغال" را داشت.وی خواهد گفت که ماجرای همسوی نمایندگان شورای عالی صلح وطالبان چه گونه ودرچه مورد،بود.
آقای حبیبی شاید نتواند وجرات اینکه ازآقایان معصوم استانکزی، حاجی صاحب دین محمد،بی پرسد که چرا وچگونه بین شما وطالبان هماهنگی وموضع گیری واحدی درمورد حضورنیروهای بین المللی،وجود داشت وشما حضورآنها را درافغانستان "اشغال" وخود آنها را اشغال گرگفته اید.درحالیکه اپوزیسیون سیاسی هرگزودرهیچ جاهی نگفته است که نیروهای بین المللی، اشغالگرهستند اما جناب حبیبی این هماهنگی بین نمایندگان طالبان وشورای عالی صلح که شما زیرلوای آن قلم فرسایی کرده اید درکنفرانس پاریس،وجود داشت. پس لطفا آنچه راکه کرده اید به گردن دیگران نیاندازید.البته درموارد دیگر،مثل قانون اساسی،نظام جمهوری،دست آوردهای ده ساله،اپوزیسیون سیاسی،جامعه مدنی ونمایندگان شورای عالی صلح دریک جهت ونمایندگان طالبان وتاحدی حزب اسلامی درجهت مخالف،حرف می زدند.طالبان قانون اساسی را قبول نداشت وبجای آن، تاکید به قانون شریعت شان داشت ونظام "امارت" را بجای نظام "جمهوریت"مطرح می کردند.تنها درمورد دست آوردها،حرفهای گنگی ازطالبان شنیده می شد که گویا برخی ازدست آوردها را قبول دارد اما کدام یک ازآنها را، دیگرآن را توضیح نمی دادند.هماهنگی اپوزیسیون سیاسی با طالبان بخاطرقدرت ازتوهمات واختراعات آقای حبیبی است وجالب است که روزنامه هشت صبح این بخش ازصحبتهای آقای حبیبی را،های لایت کرده وبا استفاده ازخطی که درنشرات روزنامه، دنبال می کند،این گونه مسایل وهمی وخیالی افراد را عمده می کند.درنشست پاریس درهیچ موردی هماهنگی وهمسوی بین اپوزیسیون سیاسی،جامعه مدنی ونمایندگان زنان وگروه طالبان وجود نداشته است.همسوی به جزدرمورد اشغالگری،دردیگرموارد بین نمایندگان شورای عالی واحزاب سیاسی جامعه مدنی درحدی بسیارزیادی،دیده شد. این مسایل واقعی کنفرانس" شانتی یی"بود .یکی ازهمکارانم سخنرانی استاد محقق را گوش داده واین گونه برداشت کرده بود که درنشست پاریس گویا رهبران اپوزیسیون، جامعه مدنی با نمایندگان شورای عالی صلح دریک موضع دفاع ازنظام وقانون اساسی ودست آوردهای ده ساله، قرار داشته اند.
دیروزنیزیک مقاله ای ازسرورآزادی درروزنامه هشت صبح را، خواندم وبا خود فکرکردم که این روزنامه را چه شده که این همه برضد اپوزیسیون شرکت کننده درنشست پاریس حرف می زند؟ اپوزیسیون چه هیزم تری برای این روزنامه فروخته است.نوشته آقای سرورآزادی ،همان دعوت صریح به دکتاتوری بود.وی به شدت به این مساله پرداخته وگفته است که این گونه رهبران که درمذاکرات ازنوع پاریس شرکت کرده باید درچهارچوب قوانین کشور،مجازات شوند. مضمون سخنان آقای آزادی دردوبخش که من نسبت به آن توجه کرده ام این است. وی به این مضمون سخن می گوید که می شود درچهارچوب ملی ودرحوزه داخلی، احزاب سیاسی،جامعه مدنی و..درمورد ساختارنظام، قانون اساسی،مصالحه ودیگرموضوعات نظرات خودرا مطرح نمایند اما درمساله صلح با طالبان هیچ کسی جزحکومت کسی دیگری نمی تواند،وارد گفتگوشود وی ادامه می دهد که این گونه جریانات سیاسی، باید درچهارچوب قوانین بعنوان خاین،مجازات شود. آقای آزادی تنها دریک مورد اجازه می دهد که احزاب سیاسی باید حرف بزند وآن مسایلی چون ساختارنظام، انتخابات،قانون اساسی ودیگرموضوعات.آقای آزادی سطح احزاب سیاسی کشورش را درسطح افراد عادی ،تقلیل داده.
آقای سرورآزادی این که گفتن ندارد که هرشهروند عادی کشورمی تواند درهرموردی اظهارنظرنماید این کاررا آقای سرورآزادی وهرکسی دیگری می تواند داشته باشد، این کشف تازه ای نیست.ولی آقای آزادی هرگزاجازه نمی دهد که احزاب سیاسی کشورش با طالبان وارد گفتگوشود واگراین کاررا نمایند،خاین است.درحالیکه احزاب سیاسی وظایف ومکلفیتهای دارد که باید با لاترازسطح یک شهروند عادی،نظرات ومطالبات شان را با همه درمیان بگذارد. شما درآلمان بروید وبه انگلیستان مراجعه نمایید احزاب مخالف واپوزیسیون به راحتی نظرات شان را درمورد مسایل ملی وبین المللی با شما درمیان می گذارد وراه حلهای متفاوت ازحکومت را درهرجای منتشرمی کنند.کی گفته که احزاب سیاسی نمی توانند دیدگاه های شان را درکنفرانس ازنوع پاریس ،درمیان بگذارند. آقای آزادی شاید منظورش ازطرح مجازات براساس قوانین، این باشد که این احزاب درچوکات حکومت، نظرات شان را مطرح نمایند.امریکه همه احزاب سیاسی وگروهای مدنی چهارسال است که ازحکومت می خواهد که به نظرات شان گوش دهد ودرامرصلح به یک گفتمان ووفاق ملی روی آورد زنان بارها گفته اند که صلح مجهول برای ما خطرناک است وما بعنوان قشرآسیب پذیرجامعه باید بدانیم که برما درمذاکرات با طالبان چه می گذرد.ولی حکومت فکرمی کنید به این حرف ها گوش داد هیچ ازیک احزاب سیاسی وجامعه مدنی ،روند مذاکرات به این صورت که شورای عالی صلح پیش برده است را قبول ندارد.آنها برای خود حق می دهند که درهرجای که فرصت مساعد شود،باید نظرات شان را مطرح نماید.
شانتهی پاریس فرصتی بود که همه زیریک سقف نظرات شان را مطرح کردند واین یکی ازبهترین کارهای بود که درامرگفتگوهای صلح صورت گرفته است.سزای این کاراین نیست که آقای آزادی برای آن مجازات درنظربگیرد وازحکومت بخواهد که این گروها را مجازات نماید این همان "دعوت به دکتاتوری" است.چیزی را که من ازنوشته آقای آزادی درروزنامه هشت صبح همین دیروزخواندم وبرداشت کردم،همان دعوت به دکتاتوری بود.صورت قضیه هرگزماهیت مساله را تغییرنمی دهد دعوت به استبداد وتشویق نظام درامراستفاده ازقدرت برای سرکوب جریانهای سیاسی که خوش مان نیاید،با کاریکه طالبان نسبت به گروهایکه خوش شان نمی یاید، یکی هست.نوشته آقای آزادی نشان می دهد که اگرخودشان صلاحیت وقدرت می داشت، نسبت به کاریکه احزاب سیاسی کشورش وگروهای مدنی،درپاریس داشت را، به شدت مجازات می کرد.منتها خود، این امکانات را ندارد حال ازحکومت می خواهد دربرابراین نوع کارها بی تفاوت نباشد.آقای سرورآزادی نوشته شما با بیانیه های ملا عمروگروه های افراطی دیگرچه فرق دارد؟ همه به یک نحوی دعوت به دکتاتوری است.طالبان می توانند استبداد بیرحمانه شان را درمورد احزاب وافرادبه دلیل اینکه برخلاف قوانین شریعت شان عمل شده،مجازات نمایند وشما ازحکومت می خواهید که این اقدامات را داشته باشد.شاید خیلی برای شما لذت بخش باشد که روزی کسانیکه درنشست پاریس شرکت کرده،مجازات شوند.تمام این مسایل برمی گردد به همان تعلقات ایدلوژیک وفرمانهای ذهن.فرق نمی کند که وابسته به چه ایدلوژی باشی شریعمتداری ازنوع طالبان،ریوزینیست ازنوع مائو ستونگ،پرولتاریایی ازنوع استالین ودیگرمرده شورهای دیگردرعالم که هنوززنگارهای آن درمغزودل مان،زنده است.دعوت به دکتاتوری تنها بریک قاعده استواراست ویک اصل را می شناسد وآن "ایده لوژیهای چپ وراست"است.
انرژی واراده
محفلی ازسوی گروه ورزشکاران درکابل برگزارشده بود.درجمع ورزشکاران، بنا شد که صحبتی داشته باشم .استاد محقق رهبرحزب وحدت اسلامی مردم افغانستان، قراربود دراین گردهمایی که بنام مدال آور،نام دارافغانستان روح الله نیک پای برگزارشده بود،سخنرانی داشته باشد.استاد دراین مجلس نرسید.اولین سخنران درگردهمایی ورزشکاران من بودم وپس ازمن آقای نیک پای سخنرانی کرد.می دانید وی سفیرصلح افغانستان ازسوی سازمان ملل متحد نیزبرگزیده شده است ومقامات دیگری نیزدراین گردهمایی،صحبت کردند.درنشست جام نیک پای درمرکزاکادمیک ورزشی شهید مزاری،سخنرانی من با عنوان "انرژی واراده" ایراد شد.
دوداستان جالبی مرتبط به ورزش را با جوانان این محفل درمیان گذاشتم حال همان دوروایت مرتبط به ورزش را برای شما دراین نوشته،درمیان می گذارم.حکایت اول مربوط می شود به دوقهرمان شنا یکی ازفرانسه ودیگری ازآمریکا. نام قهرمان فرانسوی رانمی دانم اما نام قهرمان شنای آمریکایی را می دانم وی را دوستانش بنام فلیب می خوانند.فلیب درالمپیک پکن2008 هشت مدال طلا گرفت این مساله درتاریخ ورزش، تکرارنشده ودرآینده گفته می شود که چنین روی دادی تکرارنمی شود. ماجرای شگفت انگیزفلیب، قهرمان آمریکایی به کنجکاویهای علمی وروان شناسی کشیده شد.دانشمندان درمورد شخصیت وی،مطالعات زیادی کردند وازجمله با خود فلیب نیز،مصاحبه های را ترتیب دادند.فلیب به محققان گفته بود که من اززمانیکه وارد،میدان ورزش وآن هم شنا که سلطان ورزشها،گفته می شود،شدم این مدالها را همان موقع گرفته بودم یعنی درهمان لحظه ها وزمانهای آغازین من این مدالها را درمقابل چشم خود می دیدم.نکته دومیکه ازحریف وی قهرمان فرانسوی پرسیده شد که شما درثانیه های آخر،جلوترازفلیب حرکت می کردید چطورشد که یک مرتبه به انحراف کشیده شدید ومیدان را به فلیب رهاکردید.قهرمان فرانسوی می گوید: درهمان لحظه های آخراحساس کردم که انرژی مرا به عقب وانحرا ف ازهدف می کشاند من تنها همین احساس را داشتم ودیگرچیزی حالی، من نیست.
ازفلیب می پرسد که درثانیه های آخرچه احساسی داشتی با اینکه کمی ازحریفت عقب تر،دیده می شدی فلیب می گوید: من درهمان لحظه تمامی انرژی خودرا برای گرفتن مدال،سازماندهی کرده بودم.وی اضافه می کند دوعامل برای پیروزی من همیشه دخالت داشته اول انرژی،برنامه ورعایت اصول کارم ودیگری حاکمیت اراده من، برانرژی است.فلیب می گوید: من هردو را دارم وشاید هرکسی هردورا داشته باشد اما من انرژی خودم را مدیریت می کنم.وی براحتی می گوید: هیچ کسی توانایی مقابله با من را برای گرفتن مدال ندارد زیرامن ازدوعامل انرژی واراده خود،بخوبی ودرستی استفاده می کنم ا ستفاده ایکه هیچ کسی بالاترازمن چنین کاری را نمی تواند.این نکته بسیارمهم است درعالم ورزش که مبارزه بی امان برای گرفتن مدال وشکست رقیبان باشد،استفاده ازدوعامل انرژی واراده،مهم وتعیین کننده است.فلیب درگفته هایش به خوبی می گوید: من انرژی بی پایان خود را نمی گذارم هدررود وپخش پلا شود انرژی را، زیرسلطه اراده خود درمی آورم واین مساله سبب می گردد که احدی مرا شکست داد نمی تواند.اراده مثبت وحاکم برانرژی،انسان را درهرعرصه ای به موفقیت می رساند این مساله تجربه شده است.انسان انرژی بی پایان دارد اما داشتن تنها انرژی،عامل پیروزی نمی تواند باشد واراده بدون انرژی بازهم نمی تواند،کسی را به پیروزی برساند.دراین صورت باید گفت معجزه شده.نه، معجزه ای درمیدانهای ورزش برای گرفتن مدال درکارنیست ..معجزه ،همان استفاده بهینه ازانرژی واراده است.
اراده مثبت ومنفی را مطرح کردم.اراده منفی چیست وچه گونه خودرا نشان می دهد حال داستانی دیگری برای روشن شدن منظورم را مطرح می کنم وخواهید دید که اراده منفی چیست؟ وچه گونه می تواند تاثیراتش را به انسان بگذارد.این داستان را درجمع ورزشکاران بصورت کلی طرح کردم ولی می خواهم دراین جا به دوستان توضیحات بشتری دهم.گفته شده که قایقی دروسط دریا،شکسته شد دونفرازقایق بیرون افتاد ودرامواج دریا گیرافتادند البته هردوقایق ران،درامرشنا واستفاده ازدریا،مهارت داشتند.تفاوت دوافتاده اقیانوس دراین بود که یکی بلافاصله به ساحل نجات فکرکرد واین گونه اراده اش راهدایت کرد که با استفاده ازانرژی ومهارت درشنا،خودرا به ساحل نجات می رساند وی می گوید: به محض اینکه به دریا افتادم بلا درنک اراده من طرف ساحل کشیده شد وگفتم لحظه ها ودقایقی خودرا به ساحل می رسانم وهمین کارشد وبه ساحل نجات رسیدم اما برای چند ساعت وزمان که من نمی دانم زمان برای من وفاصله به ساحل مهم نبود واصلا نگرانی فاصله خود رابا ساحل نداشتم واین فکرها را دورانداخته بودم دراین لحظه من بودم واراده رسیدن به ساحل وبا بکارگرفتن انرژی خود.درحالیکه واقعیت امراین بود که ساعتها،زمان را دربرگرفت که تا خودرابه ساحل رساندم.اگروی درآن لحظه به فکر فاصله وبعد مسافت می شد،بصورت قطع مایوس می گردید وممکن بود خودرا بکام مرگ بسپارد.اراده مثبت وی همه چیزرا محوکرد واوتوانیست به راحتی خودرا به ساحل برساند.
وقتیکه هلیکوپترنجات می رسد وی می گوید: ما دونفربودیم شما بدنبال رفیقم به دریا بروید.هلیکوپترنجات درسطح اقیانوس بدنبال فرد دومی که درواقع استاد فن وشنا بود وسالها،همانند کریستفن کلمب،اقیانوسها را درنوردیده بود.هلیکوپتردرعمق دریا وی را شناسایی ونجات می دهد اما یک پای وی را نهنگ ویا کوسه کنده بود.حال دانشمندان حالات روحی واراده هریک را پس از شکسته شدن قایق وافتادن دردریامی پرسند.اولی که با همان صورتیکه شرح دادم وضعیت خودرا بیان می کند ومی گوید: با شکسته شدن قایق اراده من به این متمرکزشد که شنا را می دانم وانرژی لازم را دارم وساحل نجات هم نزدیک است.اراده خودرا،حاکم برانرژی برای رسیدن به ساحل،قراردادم وبه همین ترتیب به ساحل رسیدم.اما ازلینگ بریده دومی که استاد درقایق رانی وشنا بود می پرسد که حالات روحی واراده خودرا شرح دهد وی می گوید: متاسفانه با افتادن ازقایق،بلافاصله ذهنم متوجه کوسه شد من قبلا کوسه های زیادی را دردریا دیده بودم وبا خود گفتم حالاکه ازقایق افتاده ام،ممکن است هرآن گرفتارکوسه شوم اراده من به سمت کوسه ها کشیده شد وهرلحظه منتظراین بودم که کوسه ای فرامی رسد ومرامی خورد وی بخوبی شرح می دهد همینکه شنامی کردم هردقیقه هردوپایم را تکان می دادم که آیا سری جای خود هست ویا اینکه کوسه ها برده است.وی می گوید: من انرژی کافی داشتم وشنارا به بهترین صورت ممکن یاد داشتم وفکرمی کردم که رفیقم را کوسه وقت خورده است وحالا بسراغ من خواهد آمد. وی اضافه می کند که درمیان سه امر، شناوربودم،کوسه،شنا وانرژی.اراده من بجای اینکه به طرف مثبت کشیده شود به سمت کوسه بود واین شد که آن کوسه لعنتی ناگهان،پیداشد وبا یک حمله پایم را کند ورفت.اگرشما نمی آمدید درحملات بعدی کوسه، جانم را ازدست داده بودم.
اراده منفی همین است انرژی را به طرف نادرست می کشاند وحتی اراده منفی به همان سمتی که رفته بود،کوسه را بطرف خود دعوت کرده بود.کوسه دراینجا به دعوت اراده فرد به طرف وی کشیده شد اصولا وی، با اراده منفی خود،کوسه را طرف خود هدایت کرد.دانشمندان روان شناس گفته اند که انسان نباید بد، فکرکند واراده خودرا بجای بدی، بطرف خوبیها،سوق دهد.کشش دوجانبه بین اراده انسان وهدف ایجاد می شود واین کشش دو، نتیجه مثبت ومنفی را نشان می دهد.این دوحکایت را که ازاستاد آزمایش شنیده بودم را برای دوستان،درجمع ورزشکاران درمیان گذاشتم فکرمی کنم مورد استقبال ودرک همه قرارگرفت.پس ازمن روح الله نیک پای صحبت کرد وی به نکاتی اشاره کرد که درواقع گفته های که شرح دادم تایید می کرد روح الله نیکپای گفت: دوستان من هرگزناامید نشوید وبه خود باورداشته باشید.نکته دومیکه آقای نیک پای مطرح کرد این بود که ازشکستهای که می خورید،مایوس نشوید وی اضافه کرد که : من شکست زیاد خورده ام اما هرگزمایوس نشده ام وی گفت: من همیشه هدفم این است که مدال بگیرم وبه این هدف خود رسیده ام ودرآینده هم هرگزازگرفتن مدالهای بشتری،نا امید نستم.روح الله ازتجربیات خود حرف می زد ودلیل موفقیتهای خود را همانند دوقهرمان شنا شرح می داد.
لب کلام وحرف یکی است. رسید به هدف آروزو،ومرام را تشکیل می دهد وبرای رسیدن به آن ازهمه امکانات باید استفاده کرد وحرف نهایی وعامل تعیین کننده درنهایت مطاف دوامربشترنیست یکی داشتن انرژی ودیگری حاکمیت اراده برانرژی.شما انرژی خود را کنترل ومدیریت کنید که ازدست شما پخش پلا نشود انرژی باید زیرسلطه اراده باشد ازگفته های قایق سواران این مساله نیزبدست آمد که اراده باید مثبت باشد وبه طرف امورمثبت،کشانده شود.اراده مثبت می تواند نتایج مثبت را به دنبال داشته باشد.اراده منفی به سمت غلط،پیامدهای زیان باری داردکه ممکن است پای را ازدست بدهی گاهی هم ممکن است سر را،نیزازدست داده باشی.کرستفن کلمب داستانی را درفتح وکشف آمریکا،شرح می دهد که بازهم برمی گردد به همان انگیزه گرچه این مساله را درجمع ورزشکاران نقل نکردم ولی دراین نوشته به آن می پردازم.کریستفن می گوید: درکشف آمریکا درجزیره ای وارد شدیم که باید برای مدتی درآنجا می ماندیم ولی دچاردشواریهای بلحاظ غذا وخوراک بودیم وی می گوید: به نیروهای همراه، دستوردادم که درجزیره راه بافتند تاشاید چیزی برای خوردن وغذای برای سفرهای بعدی خود داشته باشیم.گوشت برای ما خیلی مهم بود.نیروها پس ازگشت گذارجزیره، برگشتند وگفتند درجزیره یک نوع حیواناتی پیدا می شود که شبیه بزغاله است امان بزغاله نیست.آیا آنها را شکارنماییم ویانه کریستفن می گوید: گفتم که شکارکنید.
چندتای ازآنها را شکارکردیم وگوشت بسیارعالی وخوش مزه ای داشت. کریستفن کلمب می گوید: پس ازتحقیقات برای ما معلوم شد که آنها درواقع پرنده های مهاجربودند که دراین جزیره جا خوش کرده بود شرایط جزیره بگونه ای بود که همه احتیاجات آنها درفصول سال تامین می شد.این شرایط انگیزه مهاجرت را ازآنها می گیرد.مهاجرت دلیل عمده آن نیازمندی است.پرنده گان مهاجر،نیازمندیهای شان درجزیره تامین می شد انگیزه مهاجرت ازآنها گرفته شده بودند به همین دلیل آنها درواقع مسخ گردیدند.وظیفه یک پرنده پروازاست وقتیکه آنها دست ازاین کارکشیدن ودیگرپروازنکردن یکی دونسل بکلی بالهای شان را ازدست داده وتمبل شدند وهرگزنمی توانستند پروازنمایند.پرنده گان مهاجرانگیزه برای مهاجرت داشتند حال وقتیکه انگیزه ازآنها گرفته شد.اولین عارضه آن شد، که آنها بالها را ازدست دادند یعنی اینکه بالهای شان تمبل شد وازکارافتاد.دوم مصیبت پرنده ها، این شد که مسخ گردید دیگرآنها هرچه گفته می شد اما دیگرپرنده مهاجرگفته نمی شد.سوم گرفتاری آنها این گردید که همه توسط سربازان کریستفن کلمب،شکارگردید وخوراک آنها شد وچهارمین بدبختی پرنده های مهاجر بی انگیزه ومسخ شده این شد که نسل آنها برای همیشه ازروی زمین قطع شد.داستان کریستفن کلمب درمورد پرنده های مهاجر، جالب است.دلایلی نابودی را برای ماروشن می سازد.پرنده های که انگیزه شان مرده باشند دیگرقادرنستند که به کارشان ادامه دهند.
انگیزه دراین پرنده ها، حکم همان اراده را درانسان دارد.انسان فاقد اراده هرچه داشته باشد ولی هرگزبه مقصد نمی رسد من، درگردهمایی به جوانان این مساله را یاد آورشدم که اگراراده ای برای کارنداشته باشید،نمی توانید بجای برسید.انرژی واراده با هم می تواند انسان را به مقصد برساند.این مساله درمورد ورزش ،مورد بحث قرارگرفت چون بحث ما ورزش بود وبا جمعی ازدوستان ورزشکارحرف می زدیم.دراین جمع آقای روح الله نیکپای حضورداشت وجام ورزش بنام ایشان گذاشته شده بود.این مساله درعرصه های دیگرنیزصادق است.داوودخان رییس جمهورفقید افغانستان اگرگفته بود: تصمیم شرط اول موفقیت است.حرفی درستی گفته بود تصمیم همان اراده است.همه شروط موفقیت یک شرط فوقانی دارد وآن اراده است که باید همه امورمرتبط به کاررا مدیریت نماید حاکمیت اراده انسان را به مقصدش می رساند."اراده وانرژی" دواصل انکارناپذیر درپیروزی است.این مطلبی بود که با دوستان ورزشکار،مطرح شد ومورداستقبال شان قرارگرفت.
مثال سیاسی قصه "انرژی واراده" این است که درجنگ با تروریزم حکومت افغانستان کم آورد دلیل آن این است که دولت افغانستان، اراده مبارزه با طالبان را ازدست داد.درمبارزه با تروریزم انرژی داخلی وبین المللی وجود داشت این همه نیرودرافغانستان پس ازسال 2001 درافغانستان جمع شدند. ظرفیتهای داخلی وملی کشورنیزدرمقابله با تروریزم عالی بود.انرژی کافی برای نابود کردن تروریستهای طالب وجود داشت.همان گونه که شرح داده شد، انرژی تنها برای رسیدن به هدف کافی نیست.انرژی باید توسط اراده کنترل ومدیریت شود حکومت افغانستان همه چیزرا برای نبرد با دهشت افکن داشت ولی اراده مبارزه با تروریستها را نداشت به همین دلیل است که درجنگ با تبهکاران ناکام ماند.منتقدان اوج بی اراده گی را این دانسته اند که رییس جمهورتروریستهای طالب را" برادر"خواند مفهوم این کلام این است که نیت جنگ با طالبان را ندارد آنها به یک نحوی برادرماست.حال راضی ویا ناراضی آن سری جای خودش.
حکومت افغانستان ازانرژی ملی که داشت وانرژی بین المللی که دراختیارش گذاشته شده بود، به دلیل نداشتن اراده،درجنگ با تروریزم کم آورد.وضعیت جاری دلیل غیرازاین نمی تواند داشته باشد.انرژی انبوه اما پراکنده وبدون هماهنگی به هرطرف ضایع شد این مدیریت کنترل وهماهنگی برانرژی مقابله را باید حکومت افغانستان،ایجاد می کرد.درنبرد با تبهکاران تروریست هرگز،هماهنگی وجود نداشت وازظرفیتها وتواناییها بصورت،بهینه استفاده نشد.همه چیزناهماهنگ پیش می رفت واراده که این همه قوتها وانرژی جنگ را مدیریت نماید،وجود نداشت.شکست ما دلیل غیرازاین نمی توانیست داشته باشد.اینها دلایلی آشکاری است که داشتن انرژی تنها،برای پیروزی کافی نیست.انرژی واراده درکنارهم می تواند انسان را به هدف برساند.انرژی مقابله را حکومت افغانستان باید،مدیریت می کرد.دونقص آشکاردرکارحکومت وجود داشت یکی اینکه اصولا اراده ای برای جنگ با تروریزم وجود نداشت وبصورت طبیعی مدیریتی برای کنترل وبکارگیری انرژی تقابل با تروریزم،را نداشتیم.حکومت نمی توانیست با یک بال انرژی،پروازنماید.پروازآزادی وپیروزی با دوبال انرژی واراده،ممکن است.عقاب هم اگرباشی وقتیکه واجد شرایط پروازنباشی، نمی توانی به قله پیروزی دست یابی.پس بیاد داشته باشیم که درهرامری برای رسیدن به هدف، دواصل انرژی واراده را فراموش نکنیم.
ریسک
جان آلن فرمانده آمریکایی ناتودرافغانستان،سه گزینه درمورد حضورسربازان آمریکایی را درافغانستان به وزیردفاع آمریکا آقای لیین پانتا،اعلام داشته است.گزینه اول شش هزارسربازآمریکایی درجاهای معین وتوافق شده درافغانستان پس ازسال2014است. دراین صورت جان آلن گفته است که ریسک ازدست دادن،دست آوردهای یک دهه گذشته را باید قبول نماییم.واقعا این یک ریسک است.گزینه ای دوم که ایشان پیشنهاد کرده، حضور ده هزارسربازآمریکایی پس ازسال2014 درافغانستان است.جان آلن درمورد گزینه دوم نیزاستدلال کرده است که دراین صورت خطرریسک را درحد متوسط باید قبول داشته باشیم. حدمتوسط ازریسک همان پنجاه درصد ویاهمان فیفتی،فیفتی خود شان هست.گزینه سوم حضوربیست هزارسربازآمریکایی درافغانستان پس ازسال2014 است.
دراین فرض جان آلن باوردارد که هیچ ریسکی درکارنیست با این رقم ازحضورسربازان آمریکایی درافغانستان،دست آوردهای دهه گذشته،گرانتی شده است.البته هنوزگزینه های جان آلن درحدی پیشنهادات به وزیردفاع آقای لیین پانتا می باشد وهیچ تصمیمی تاکنون دراین مورد ازسوی وزیردفاع ومقامات کاخ سفید گرفته نشده.جان آلن به زودی جایش را به جنرال دان فورد می دهد وی باید بازنشسته شود. گرچه داستان بیست پنج هزارنامه وی با خانم کیلی، افت زیادی برای شخصیت وی داشت ونزدیک بود سرنوشت همانند رییس سازمان سیا آقا پیترایوس را داشته باشد.منتهی هنوزدلایلی که منجربه برکناری ویا استعفاء وی گردد،پیدا نشده است.بهرصورت سه پیشنهاد آلن درمورد حضورنیروهای آمریکایی درافغانستان براساس گزارش نیویورک تایمز،مطرح شده است.آقای پانتا هم قراراست ازمقامش استعفاء دهد.درکابیه آقای اوباما تغییرات مهمی،ایجاد می شود.خانم کلینتون پرشورترین سیاست مدارآمریکا، نیزجایش را به جان کری سناتورپورقدرت آمریکا،می سپارد.خانم کلینتون خود،آمادگی اش را ازمقام وزارت خارجه آمریکا اعلام داشت.وی اهداف خود را ازکناره گیری واستعفاء،نوشتن کتاب خاطراتش دانست اما ایشان دراثرضعف ناشی ازکارزیاد به زمین می غلطد درحال حاضردربیمارستان بستری است ولکه ها ی خود درنواحی ازمغزش دیده شده است.وی سال نومیلادی را همراه شوهرش آقای بیل کلینتون درشفاخانه آمریکا،گذراند.
مقامات عمده نظامی وسیاسی ازکابینه رییس جمهورآمریکا کنارمی روند وجای شان را به چهره های تازه می سپارد.برخی گفته اند: سناتورکری شاید بتواند جای خانم کلینتون را،پرنماید.وی مقام بسیاربرجسته ای درحزب دموکرات است وزمانی کندید مقام ریاست جمهوری آمریکا گردید.وی مشکل انتخابات سال1388 افغانستان را نیز،حل کرد.خانم کلینتون بیش ازیک ملیون کیلومتر،راه رفت وازصد کشورجهان بازدید کرد.آمریکا،یگانه کشوری دردنیا است که به سیاست خارجی خوداهمیت زیادی قایل است.البته این روش ورویه سیاست مداران این کشورمی باشند مردم آمریکا چندان اهمیتی به مسایل خارجی قایل نیست امریکه آقای اوباما به خوبی به آن واقف است وبشترین حرفهایش را متمرکزبه خواسته ها وتمایلات مردم آمریکا درداخل کرده است.آقای اوباما سیاست انگلیس را تعقیب می کند.دخالتهای نیابتی درامورکشورهای دیگر،ازروشهای شناخته شده دموکراتها وآقای اوباما است.درجنگ لیبیا دیدیم که آمریکا مسایل جنگ را به اروپا ارجاع داد وخود کم ترین نقش را درجنگ لیبیا به عهده گرفت.درجنگ افغانستان،تحولات عمده ای رونما می شود این جنگ به پایان خود نرسیده .نگرانیها،کماکان سری جای خود باقی است.ولی جنرالهای آمریکایی تصمیم گرفته اند که فازتازه ای را درجنگ آمریکا،بازنمایند.رییس جمهورآمریکا علیرغم تفاوت نظرهای مقامات سیاسی ونظامی درمورد حضورآمریکاییها،درافغانستان،تاحدی زیادی به حرف جنرالهایش گوش می دهد زیرا مساله افغانستان به گونه ای با شبکه القاعده گره خورده وسازمان القاعده،دشمن تعریف شده، آشتی ناپذیرآمریکا دانسته شده است. هنوزهم علیرغم ضربه های مهلکی که به القاعده وارد شده ولی بازهم نسبت ورابطه طالبان بخصوص شبکه حقانی با سازمان القاعده،حل ناشده است آمریکا باوردارد که شبکه حقانی مناسبات وروابط خود را با القاعده کماکان حفظ کرده است.
پیشنهاد ده هزارنیرو،درافغانستان به احتمال زیاد، مورد تایید مقامات کاخ سفید قرارمی گیرد گزینه دوم که همان ده هزارنیرو باشد را رییس جمهورآمریکا درمورد افغانستان،تایید می کند.رییس جمهورکرزی درسفرپیش رو که درهفته آینده،صورت می گیرد،صحبتهای زیادی با مقامات آمریکا درمورد سه گزینه حضور ودیگرمسایل مربوط به افغانستان،خواهد داشت.رییس جمهورآمریکا بصورت طبیعی این سه گزینه را با رییس جمهورکرزی درمیان می گذارد.حال رییس جمهورتاکید به کدام یک ازاین گزینه خواهد داشت،این مساله خیلی روشن نیست.مساله دوم قابل بحث،پایگاه های است که آمریکا با ید نیروهای شان را درآن، جابجا نماید،این مساله نیزازموضوعات گفتگوی دومقام را،تشکیل می دهد.مساله سومیکه دو،رهبر،روی آن باید به توافق برسند موضوع امضای پیمان امنیتی است.این مساله هم باید نهایی شود.مساله انتخابات پیش روی افغانستان نیزازدیگرموضوعات قابل بحث می تواند باشد.برخی می گویند: درمورد انتخابات طرفین ممکن است،بحثهای،جدی داشته باشند.موضوعات دیگری که درمذاکرات دورهبرمی تواند،مورد بحث قراربگیرد یکی مساله مصونیت قضایی ودیگری ،پایگاه دایمی آمریکا درافغانستان است. البته هردوموضوع به یک نحوی خاتمه یافته باید باشد. زیرا مساله مصونیت قضایی ازسوی افغانستان،ظاهرا جدی گرفته نمی شود این همان نقاط حساسی است که یک وقت، رییس جمهوربه آن اشاره داشت. ایشان دریک مورد، دوماه پیش ازاین گفته بود: برخی نقاط حساسی است که نباید به آن وارد شد وبرخی مسایلی است که باید روی آن تاکید نمود.
مضمون گفته های رییس جمهورازسوی آگاهان به این صورت درآن زمان تفسیرشد که ایشان درمورد مصونیت قضایی که امری بی نهایت حساس ازسوی آمریکاییها،می باشد، همان رویه عام را درمورد حضوسربازان آمریکا درافغانستان،قبول می کند.آمریکا گفته می شود بیش ازهزارپایگاه نظامی درجهان دارد وبا یک رویه حقوقی،حضورشان دراین کشورها،توجیه شده است. درافغانستان،همان رویه حقوقی درمورد حضورسربازان آمریکایی،عملی می گردد.درمورد پایگاه دایمی آمریکا درافغانستان این موضوع ازسوی خود آمریکاییها،پیش ازپیش اعلام شده .آنها گفته اند که آمریکا درافغانستان بدنبال ایجاد وتاسیس پایگاه دایمی نمی باشد بنابراین، مساله دیگرنمی تواند قابل بحث باشد ولی این حرف آمریکاییها ازسوی کشورهای منطقه ازجمله روسیه،ایران وچین ودیگرکشورهای که نسبت به رفتارآمریکاییها،به دیده شک می نگیرند،مورد قبول نیست. آنها هم چنان نسبت به حضورآمریکاییها با هرگزینه ای که باشد،با دید مبهم ومشکوک نگاه می کنند.طرح جان آلن فرمانده عمومی آمریکایی ناتودرافغانستان،به وزارت دفاع،ارایه شده است.همانگونه که اشاره شد،ایشان سه گزینه را به همان صورت که بیان کردیم،به وزیردفاع آقای لوین پانتا،برای بحث وتصمیم،پیشنهادکرده است.گزنیه اول شش هزارنفری را توام با ریسک ازدست دادن دست آوردهای امنیتی درافغانستان دانسته است.وگزینه دوم را که ده هزارسربازآمریکایی درافغانستان باقی بماند را با ریسک پنجاه درصد مطرح کرده است.اما گزینه سوم آقای آلن که بیست هزارنیروی آمریکایی درافغانستان،باقی بماند را بدون ریسک وازدست دادن دست آوردها،اعلام داشته است.
مساله دیگریکه درمورد حضونیروهای آمریکایی درافغانستان قابل بحث است، مساله زمان ومدت حضورآنها درافغانستان می باشند .دراین مورد ترجیحات پنتاگون این است که نیروها تا سال 2024 درافغانستان باید بمانند.اما سیاست مداران، تاکیداتش این است که نیروها، می توانند برای مدت پنج سال درافغانستان حضورداشته باشند ونه بشترازآن. مساله پنج سال وموضوع 2024 را یکی ازمطمئن ترین منبع نزدیک به آمریکا بامن صحبت کرد وی گفت:تفاوت نظردرمورد زمان حضورسربازان بین مقامات پنتاگون وکاخ سفید وجود دارند.سیاست مداران روی پنج سال تاکید دارند ونظامیان روی بیست چهار.ریسک، مساله مهمی است ظاهرادراین مورد هم باید همان رقم ده هزارسرباز درافغانستان که گزینه دوم آقای جان آلن است ،مورد تایید قرارخواهد گرفت.مقامات سیاسی ونظامی آمریکا درمورد ریسک به این مساله تاکید خواهند داشت که رقم نیروهای افغانستان به 352 هزارنفرمی رسند واین رقم می تواند،حافظ دست آوردها، با حضورنیروهای آمریکایی درافغانستان باشد.رییس جمهوردراین سفرنیزتاکیدات زیادی به تقویت،تجهیز وآموزش نیروهای افغانستان خواهد داشت.ایشان درمورد هزینه های تصویب شده درنشست شیکاگوبرای صندوق امنیتی افغانستان نیزپافشاری می کند که آن مبلغ باید برای تقویت نیروهای افغانستان،هزینه شود.ریسک با حضورده هزارنفری سربازان آمریکا وبا تقویت نیروهای افغانستان،تاحدی زیادی،برطرف می شود وبه همین ترتیب سالهای پس ازسال 2014 را درعرصه های نظامی وامنیتی،پشت سرمی گذرانیم.کارشناسان افغانستان گفته اند که :عمده ترین ریسک وتهدید،مسایل سیاسی است ونه موضوعات امنیتی. آقای ریگستانی کارشناس مسایل امنیتی وسیاسی به این مضمون نظراتش را بیان کرد وگفت: اگرمادرکابل دچارچالش وفرپاشی نشویم، نظام سیاسی افغانستان درهرات وقندهارفرو،پاشی دیده نمی شود.ریسک مسایل سیاسی وانتخابات سال2014 است که چه گونه برگزارمی شود.