نرگس

نرگس

یاداشت ها و نوشته های محمد ناطقی
نرگس

نرگس

یاداشت ها و نوشته های محمد ناطقی

یک تجربه با سه پرسش گفت وگو با محمد ناطقی دپلمات و کار شناس مسایل سیاسی

پنج شنبه هفته گذشته حوالی ساعت پنج بعد از ظهر خانه آمدم تلفنی داشتم کسیکه در آنسوی خط صحبت می کرد گفت: من خبرنگار رادیوی ملی آمریکا هستم. گفتم تشکر حال بفرمایید حرف تان چیست؟ وی گفت غرض از تماس با شما این است که چند پرسش دارم و می خواهم نظر شما دراین خصوص داشته باشم پرسیدم سوالات شما چه هست؟ وی گفت سه سوال دارم و نظر شما را در هر سه مورد می خواهم داشته باشم اولین پرسش این است که اصولا چه تفاوت بین ماموریت نیروهای بین المللی در افغانستان پیش ازسال 2014 و پس ازسال 2014 و جوددارد زیرا همان گونه که می دانید یک بخش از نیروهای آمریکایی در افغانستان پس از سال 2014 حضور دارند. پرسش دوم من این است که انتخابات پارلمانی افغانستان درموقع وزمانش برگزار می شود و یاخیر؟ و سوال سوم من این که کابینه حکومت وحدت ملی چرا تشکیل نمی اشکالات اساسی در چیست؟ خبر نگار رادیوملی آمریکا تاکید کرد که تمامی سوالات به زبان انگلیسی و پاسخ شما هم به انگلیسی خواهد بود.
کمی مکس کردم دلیل آن هم این بود که اولین تجربه های من است زیرا در گذشته چنین تجربه ای نداشتم که پرسشهای از این دست را آنهم ازطریق تلفن بازبان انگلیسی داشته باشم پس از درنگ کوتاهی گفتم درست باهم صحبت می کنیم البته گفتم که اولین تجربه های من هست.گفتگوی من بین 15تا 20 دقیقه طول کشید. خبرنگار تاکید داشت که مخاطبان رادیو ملی آمریکا مردم آمریکا است و این برنامه در داخل آمریکا پخش می شود و به همین دلیل گفت و گوی ما بازبان انگلیسی می باشد.البته پس از پایان گفتگو خبرنگارقبول نداشت که اولین تجربه من باشد وی گفت در آینده نیز با شما بعنوان صاحب نظر افغانستان تماس خواهیم داشت حال باذکر این مقدمه به اصل گفتگو می پرادازیم. 
خبرنگار رادیو ملی آمریکا:
الف- تفاوت حضور نیروهای بین المللی قبل و بعد ازسال 2014
محمد ناطقی: باتشکر فراوان اجازه دهید پیش از هر چیزی از حضور نیروهای بین المللی در جنگ با تروریزم قدردانی نمایم. حضور نىروهاى بین المللی از چند جهت قابل تقدیر و ستایش است اول اینکه زنان و مردان جوان با فاصله هزارا کیلومتر ازخانه و سرزمین شان 13 سال در کنار مردم افغانستان علیه تبهکاران جنگیدند این نبرد به اعتقاد من انسانی بود زیرا هدف فراملی و انسانی داشت. تروریستها در هرجای دشمنان انسانیت هستند. نکته دوم هم این که آنها در این کشور ازجان و مال شان هزینه کردند و طولانی ترین جنگ تاریخ را درافغانستان به پیش بردند گفته شده است که نیروهای بین المللی 3500 کشته و هزارن زخمی را در این جنگ داشته اند و در کنار آن یک تریلیون دالر این جنگ هزینه داشته است و موضوع سوم هم این است نیروهای بین المللی پس ازسال 2014 یک بخش قابل توجهی شان درافغانستان حضور دارند.
حال با ذکر این مسایل پرسش که داشته اید تاحدی واضح می شود. حضور نیرهای رزمی ناتو در افغانستان براساس فیصله بن در سال2001 ماموریت جنگی داشت و این جنگ مشروعیت داشت و شاهد بودیم که دوشادوش نیروهای افغانستان مامور یت شان با قبول هزینه های سنگین انجام دادند پس ماموریت شان در طی سیزده سال گذشته جنگی بوده هست اما پس از سال 2014 دیگر این ماموریت به پایان می رسد و فاز تازه در ماموریت شان آغاز می شود. مسولیتهای نو در فیصله های بروکسل و شیکاگو تعریف شده است. آنچه که ما فهمیم سه نوع مسولیت پس ازسال 2014 به دوش نیروهای بین المللی گذاشته شده است. آموزش نیروهای افغانستان، مشوره دهی به نیروهای افغانستان و سوم هم تجهیزنیروهای افغانستان. با این جمع بندی ماموریتهای رزمی تماما به نیروهای افغان تحویل داده شد. گرچه خبرهای در بیرون درز کرده اند که رییس جمهور اوباما به نىروهاى آمریکایی دستوراتی را صادرکرد ه که گویا آنها در تمام سال 2015 می توانند عملیات جنگی علیه تروریزم را داشته باشند. 
ب- چه دلایلی در تاخیر کابینه حکومت وحدت ملی درکار است رییس جمهور غنی وعده 45 را داده بود ولی تا کنون خبری ازکابینه نیست و چرا؟
محمد ناطقی : این پرسش روز جامعه افغانستان است. برخی رسانه ها ی غرب در این مورد مطالبی را می نویسد. مردم بی صبرانه منتظر اعلام کابینه هستند.برخی براین باور اند که تاخیرکابینه باعث دشواریهای زیادی در جامعه شده است البته این حرف مورد تایید است حالا صدروز است که از تشکیل حکومت وحدت ملی می گذرد دلایل مساله بسیار متنوع باید باشد . اولا حکومت وحدت ملی یک پدیده نو و استثنایی است دو تیم با ترکیب گستره سیاسی اقدام به تأسیس حکومت وحدت ملی کرده اند طبعا مطالبات گسترده در درون تیمها وجود دارد جمع کردن خواسته های گوناگون کار سختی است و به همین دلیل باید قبول کرد که تشکیل کابینه واقعا کار سختی بوده است.گذشته از مناقشات درون تیمی، گفتگوهای بین رییس جمهور و رییس اجرایی نیز مطرح است آنها روی پستها و نامها باید به توافق برسند در ترکیب کابینه بافت اجتماعی باید در نظر گرفته شود. این ها یک بخشی از چالش ها هست. در کنار آن برخی گفته اند که بازی کلانتری درکار می باشد و آن مساله صلح و طالبان و حضور آنها در حکومت وحدت ملی است. البته این حرف گفتنش بسیار سخت به نظر می رسد اگر واقعا چنین مباحثی در کار باشد در این صورت تاخیر "دلایل فراملی" دارد.بهر صورت همین چند مساله را می توان علت تاخیر دانست.
ج- خبر نگار: تشکر پرسش سوم من مساله انتخابات پارلمانی است سوال این است که انتخابات در زمان و موقعش برگزار می شود؟ 
محمد ناطقی : البته مساله انتخابات چشم همه ما را سوزانده ما هرگز انتخابات خوبی نداشتیم این مساله چالش قانونی و هم دشواریهای عملی و اجرایی دارد. در بعد قانونی ما یعنی تیم ما کار می کند ما روی قانون تشکیل وظایف و صلاحیت های دو کمیسون کار کرده ایم و اصلاحات عمده ای را وارد کرده ایم ازجمله گفته ایم که کمیشنرهای دو کمیسیون همه برطرف شوند با کمشنرها و ترکیب فعلی ما هرگز قادر به انتخابات شفاف نستیم و همین گونه موارد دیگر اصلاحات را در قانون پشنهاد کرده ایم. این قانون در حال حاضر در پارلمان مورد بحث قرار گرفته است. قانون دیگری که خیلی مهم می باشد قانون کلی انتخابات است مادر حال حاضر روی آن کار می کنیم. در قانون مصوب اس. ان. تی. وی. نقش احزاب سیاسی ناچیز است و در یک ساختار دموکراتیک و نظام انتخاباتی باید جایگاه احزاب سیاسی تعریف شده و شفاف اعلام شود. از بحث قانونی که بگذریم بدون تردید انتخابات پارلمانی در زمان معین بر گزار نمی شود و با تاخیر این انتخابات را خواهیم داشت.تشکر
نوت: این گفتگو با الهام ازاصل متن به گونه تفصیلی و آزاد نوشته شده است

100 روز نخست گفتگو با محمد ناطقی کارشناس مسایل سیاسی

 

گفتگو با محمد ناطقی دپلمات و کارشناس مسایل سیاسی

100 روز نخست

دیروز چندین تلفن از رسانه های افغانستان را داشتم. بحث روی این بود که درطی" صد روز نخست" چه گذشت؟ و حکومت وحدت ملی چه دست آوردهای داشته است؟.این عنوان درواقع سرفصل ثابت رسانه های تصویری و صوتی افغانستان درطی 100 گذشته بود. البته دراکثرانتخابات چنین عنوانی طرح می شود. صد روز نخست برای میزان کارکرد رییس و حکومت منتخب اهمیت به سزایی دارد. حال همین پرسش درمورد حکومت وحدت ملی طرح می شود دیشب دریک بحث با تلویزیون" آریانا" شرکت داشتم سوالات عمد تا روی کارکرد و عملکرد "صد روز نخست" بود حال مفاهیم و موضوعات طرح شده را باهم مورد بحث قرارمی دهیم.

مجری تلویزیون: دراین صد روز چه گذشت؟ ارزیابی شما چیست؟ موفقیتها چه بوده است؟ اصولا چیزی بنام دست آورد داریم؟

محمد ناطقی: تشکر، پرسشهای مهمی را طرح کرده اید ابتداء اجازه دهید به این نکته اشاره ای داشته باشم. صد روز نخست را می توان در دو ساحت داخلی و خارجی مورد گفتگو قرارداد

 ساحت خارجی

دراین عرصه حکومت وحدت ملی صد روز خوبی داشت و حقیقتا باید اذعان کرد که دست آوردهای حکومت وحدت ملی دربعد خارجی عالی بود. تنشهای زدایی بین دو کشورافغانستان و پاکستان یکی از عمده ترین دست آوردها می باشد. ما به این مساله ضرورت داریم. درزمان حکومت رییس جمهورکرزی تنشها بین دو کشور بخصوص درسالهای اخیر، به اوج خود رسید. اینکه چرا چنین شد؟ و چرا رییس جمهور کرزی روابط خود با دو کشورمهم آمریکا و پاکستان را خراب کرد؟ خوب این مساله دلایلی خود را دارد. رییس جمهور درزمان سید رضا گیلانی صدر اعظم پاکستان همیشه درمورد اهمیت و نقش پاکستان اظهارات مثبت داشت دریک مورد وی گفته بود که پاکستان کشوری با جمعیت بیش از180 میلیون نفرجمعیت ، نقش بسیار مهمی روی افغانستان دارد. وی با دوستان نزدیک خود، تاکید می کرد که پاکستان کشوری اتمی است و افغانستان نمی تواند با این کشور درحال تخاصم باشد و خصومت با پاکستان به ضررافغانستان می باشد مقامی که لازم نیست نامی ازوی گرفته شود، این مفاهیم را با من درزمانی صحبت می کرد که سید رضا گیلانی و هیئت بلند پایه پاکستانی مهمان رییس جمهور درارک ریاست جمهوری بود. البته این مساله درزمان خود ش واقعیت داشت اما این سیاست درسالهای اخیر به کلی تغییرکرد و در سالهای اخیر رییس جمهورکرزی نگاه بسیارغیردوستانه با پاکستان راداشت و چنین تنشی را حکومت قبلی با آمریکا نیزایجاد کرد البته تنش درمناسبات کابل و واشنگتن به پیمانه تنش کابل اسلام آباد نبود ولی همه می دانیم که روابط کابل به جامعه جهانی و با دولت آمریکا با رد موافقتنامه امنیتی ، واقعا تنش آلود گردید.

ولی حالا می بینیم که حکومت وحدت ملی با دو اقدام اساسی " امضای موافقتنامه امنیتی" و گفتگوهای جدی و سازنده با حکومت پاکستان، درواقع گامی مهمی برای بهبود مناسبات برداشت و اعتماد سازی که ازبین رفته بود را احیا کرد و این به نظرما درمناسبات خارجی یک دست آورد مهمی محسوب می شود و کسی نمی تواند آن را نادیده بگیرد گفته می شود که یکی ازدلایلی تاخیردرمساله تشکیل کابینه درطی صد روز نخست، موضوع شامل شدن طالبان درحکومت وحدت ملی است اگراین خبردرست باشد که طالبان وارد حکومت وحدت ملی می شوند بنابراین تاخیرکابینه می تواند دلیل منطقی خود را داشته باشد. زیرا اعلام حکومت به معنی اخلال مذاکرات بین افغانستان، پاکستان و آمریکا است و این کاری است غیرممکن.

مجری : ولی تاخیر و تعلل گفته می شود برمی گردد به اختلافات بین رییس جمهور و رییس اجرایی فکرنمی کنید که ریشه اصلی اختلافات تیمی گروهی و یا مافیای قدرت و سیاست باشد؟

محمد ناطقی : البته بحث و پرسش روی دست آورد بود و من روی آن دربعد خارجی تاکید کردم نکاتی را که درمورد تنش زدایی طرح کردم قابل انکار نیست این کارها صورت گرفته و کاری خوبی هم شده است شما درجریان هستید که گذشته از مساله پیمان امنیتی و مذاکرات مهمی که با مقامات پاکستان صورت گرفته است می دانید که درطی صدروز که گذشت نشستهای مهمی دیگری را رهبران حکومت وحدت ملی درلندن، شانگهای ریاض و تهران داشتند شک نداشته باشیم که همه این نشستها دست آوردهای زیادی داشت درلندن تعهدات جامعه جهانی با افغانستان درتهران مساله مهاجران درشانگهای گفتگوهای سازنده روی مبارزه با تروریزم و در ریاض هم موضوع تروریستها و طالبان طرح شد این ها تماما دربعد سیاست خارجی درطی صد روزکه گذشت انجام شده است بنابراین اگر گفته شود که حکومت وحدت ملی هیچ دست آوردی نداشت، به نظرم یک نوع بی انصافی است. اما با تمام این دست آوردها ازنظرمردم هنوز کاراساسی که تشکیل کابینه باشد صورت نگرفته است منتقدان می گویند: رهبران حکومت وحدت ملی دو اشتباه تاریخی را دراین باب مرتکب شده اند یکی اینکه پنهان کاری می کنند و هرگز به دلایل ا صلی چالشها و مشکلات شان درمورد کابینه اشاره نمی کنند نکته دوم هم این اس که آنها به این پرسش هم پاسخ نمی گویند که موضوع شرکت طالبان و گفتگوهای صلح با مقامات آمریکا و پاکستان به کجا منتهی شده است و به همین دلیل است که دربخش رسانه ها، سخنگویان دو تیم هرگز نمی توانند عمق مسایل و ماجراها را با مردم درمیان بگذارند. البته این نظر و روایت شاید خیلی موجه نباشند و شاید دلایل منطقی برای اختفا اسرار گفتگوها باشد لزومی ندارد که همه آن چه که درپشت پرده می گذرد را به همه روکرد.این مساله را اتفاقا کسی با من طرح کرد و پاسخ من با وی همین بود اما وی می گفت که محرمان دو تیم درنوع اظهارات شان دچارمشکل و فقرمعلومات دراین موارد می باشند.

شک نداشته باشیم که تاخیرکابینه، معلول علتهای مخصوص بخود می باشد هنوز رهبران دو تیم نتوانسته نامزد وزیران خود را به پارلمان معرفی نمایند. تاخیربا واکنشهای بسیارمنفی درجامعه رو برو شده است هیچ رسانه ای نیست که دراین شبها در آستانه صد روزه گی درمورد کابینه حرف نزنند. حرفهای پراز نقد و اعتراض و درموارد تعرض به مقام دو رهبر و اشاراتی به بی کفایتی دارند و همین حالا که ما دراین رسانه با هم حرف می زنیم شما به نکاتی اشاره داشتید و گفتید که دلایلی تیمی، مافیایی و اختلافات رییس جمهور و رییس اجرایی علت ناکامی و تاخیر می باشد البته من با این برداشت و دلایلی که اشاره کرده اید، موافق نستم دلایل هرچه باشد ولی این چیزهای نیست که اشاره می شود. من معتقدم که کابینه درچارچوب همان توافقنامه سیاسی باید ساخته شود معنا ندارد که خارج از سند مورد توافق کاری صورت بگیرد و تا حالا هرآنچه عمل شده به نظرمن درچارچوب همان موافقتنامه بوده است. مجری در ادامه پرسش تاکید می کند که منظور همان تقسیم و توزیع " برابر و برابرگونه" است. گفتم آری کارها براساس ادبیات سیاسی و ساختاری که درموافقتنامه ذکرشده، صورت می گیرد و هیچ کاری خارج از موافقتنامه مورد قبول و تایید نیست و خوشبختانه تا کنون ولو به صورت ناقص هم که بوده ، توزیع مسوولیتهای کابینه در راستایی همان سند انجام شده است. این حرف را به این دلیل می گویم که "کمیسیون نظارت بر تطبیق موافقتنامه" درساختارحکومت وحدت ملی منظورشده بنابراین این کمیسیون درچارچوب وظایف خود، نظارت برتطبیق موافقنامه ساختارحکومت وحدت ملی را دارد.

عرصه داخلی

شکی وجود ندارد که عوامل درونی و مسایلی زیادی که پیرامون رییس جمهور و رییس اجرایی می گذرد یکی از دلایل قابل درک درتاخیرکابینه می تواند شمرده شود. امروز انجنیرمحمدخان معاون رییس اجرایی گفت: که اختلافات میان تیمها و تفاوت نظردرمعرفی نامها میان رییس جمهور ورییس اجرایی واقعیت دارد و یکی ازدلایلی تاخیردرمعرفی کابینه همین ملاحظات و اختلافات می باشد. برداشت از اظهارات ایشان این است که وی اشاره به اختلافات درون تیمها دارد به این معنا که دو تیم رییس جمهور و رییس اجرایی درمورد معرفی نامها دچارمشکل هستند. نکته دیگر درعرصه داخلی و درونی هم این است که همان گونه درمیان تیمهای طرفین اشکالاتی بروز کرده به صورت قطع بین رییس جمهور و رییس اجرایی هم اختلافاتی و جود دارد سید اکرام منشی ولسی جرگه که دربحث ما شرکت دارد خود به اظهارات رییس جمهور و رییس اجرایی درملاقات که داشته است، به همین تفاوت نظرها اشاره دارد. ایشان می گوید: که رییس جمهورگفت من لیست داکترصاحب عبدالله عبدالله رییس اجرایی را دریافت کردم ولی به دلایلی آن را برگرداندم یعنی اینکه لیست کامل نبود. جناب منشی صاحب می گوید: داکترصاحب عبدالله عبدالله درملاقات با ما با صراحت اعلام داشت که ما نامها را تکمیل کرده ایم ولی ازسوی رییس جمهورتنها دونام درمورد وزارت دفاع و مالیه بما نشان داده شده است. خوب اینها روایتهای هست که مقامات حکومت وحدت ملی دارد و همه می دانیم که این اظهارات دست اول، دال مرکزی و انکار ناپذیر درعرصه داخلی دشواریهای کابینه می باشد. اما آنچه که در بعد داخلی مطرح می شود ، تمام حرف نیست ولی یک بخش ازچالشهای بزرگ درمسیرتاخیرکابینه هست.    

آیا به این زودیها شاهد تشکیل کابینه خواهیم بود؟

آیا به این زودیها شاهد تشکیل کابینه خواهیم بود؟


یکی ازمسایلی که به شدت مورد توجه نقد و اعتراض قرارگرفته است ، مساله تشکیل کابینه است. این موضوع درحدی جدی طرح شده که آن را به مثابه نقطه ضعف رهبران حکومت وحدت ملی دانسته اند. دراین روزها رسانه های داخلی و همینگونه نشریات بین المللی مطالبی زیادی درمورد کابینه افغانستان نوشته اند و همه مطالب به یک نحوی اشاراتی به ناسازگاری سیاسی رهبران حکومت وحدت ملی دارد. این مساله بارها ازسوی رییس جمهور ورییس اجرایی رد شده و گفته اند که هیچ اختلافی درکار نیست. پارلمان افغانستان نسبت به معرفی نامزد وزیران، سخنان بسیار تندی را بین شان رد بدل کرده اند ازجمله رییس مجلس صحبتهای غیرمسوولانه درمورد حکومت وحدت ملی داشته وقتی از افراد نزدیک به رییس مجلس پرسیده شده است که شما چرا چنین موضوعی را طرح کرده اید؟ و حکومت وحدت ملی را زیرسوال برده اید و رییس مجلس مساله سفارت خانه های خارجی را طرح کرده است درحالیکه خود پارلما با اکثریت قاطع سند همکاری امنیتی را درهمین چند روز قبل مورد تایید قرارداد. نزدیکان رییس مجلس گفته اند که رییس بخاطرایجاد شتاب و سرعت در معرفی کابینه، چنین اظهاراتی را کرده و هدف شان جز فشار چیزی دیگری نیست ولی واقعیت این است که نوع اظهارات رییس مجلس درمسیرایجاد فشار برحکومت وحدت ملی نیست وی مبناء حکومت را زیر سوال برده است.

بدون شک باید اذعان داشت که تاخیردرامر کابینه ، علت اصلی دست کاریها و دست اندازیها و توطیه های زیادی شده و هرآنچه که ما امروزها می شنویم و می خوانیم تنها یک دلیل دارد و آن تاخیر بیش ازحد می باشد مردم حق دارند و پارلمان هم دراین مورد حق به جانب است و متحدان افغانستان هم به شدت منتظر هستند که کابینه و حکومت تازه افغانستان باید معرفی شود اما کاریکه متاسفانه تا کنون صورت نگرفته است. نکته اصلی دراین است که چه دلایلی برای تاخیروجود دارد و مردم حق دارد که به رمز و رازهای آن پی ببرند.

و اما دلایل تاخیر و تعلل

نکته اصلی دراین است که تمامی تصمیم گیریها و اختیارات در مورد معرفی اعضای کابینه دریک دایره بزرگتر، مرتبط به رییس جمهور و رییس اجرایی و معاونان شان  قرارگرفته است یعنی این صلاحیت به آنها داده شده که درمورد اعضای کابینه تصمیم بگیرند. برخی رسانه ها صحبت از کمیته گزینش دارد درحالیکه این موضوع اصلا مطرح نیست. کمیته گزینشی درکار نیست. این درست است که دو جهت یک تیم را با عنوان کمیته انتقال موظف کرده بودند که روی پست های سیاسی کار نماید این کمیته دراین مورد نشستهای زیادی داشت و تمامی پست های سیاسی را که چیزی درحدود 219 پست می شود را دسته بندی کرده و در اختیار رهبران حکومت وحدت ملی قرارداد. "کمیته ترانزیشن" مدتها است که کار خود را تمام کرده و حالا تمامی مسایل برمی گردد به رهبران حکومت وحدت ملی.همان گونه که اشاره کردم در دایره تصمیم گیری دو حلقه کوچک و بزرگ و جود دارد. حلقه بزرگ همان روسایی حکومت و معاونان شان است و اما حلقه کوچک برمی گردد به تصمیم رییس جمهور و رییس اجرایی. می دانیم این مساله درتوافقنامه ذکرشده است.

 دریک مورد در موافقتنامه تصریح شده که رییس جمهور و رییس اجرایی درمورد موضوعات کلان تصمیم می گیرند. یکی از مواردی که باید دو طرف درمورد آن تصمیم بگیرد همین مساله معرفی کابینه است. حالا هرآنچه مشکل و یا تحلیل و بررسی روی نامها صورت بگیرد، این مساله مستقیما برمی گردد به رییس جمهور و رییس اجرایی.همه دلایل دال براین هست که درحال حاضر و درمورد معرفی کابینه تنها و تنها رییس جمهور و رییس اجرایی، نقش اساسی دارند. دلایل تاخیر درمورد معرفی کابینه از منظر، دو مقام این است که آنها باید همه ملاحظات را درمعرفی کابینه درنظربگیرند. ملاحظات درجامعه متکثرافغانستان منطقی است. حقیقتا کابینه حکومت وحدت ملی باید آینه تمام نمای وحدت ملی را نشان دهد این مساله وقت و زمان لازم دارد. ساخت ترکیب ملی کار بسیار سختی می باشد. گذشته از ترکیب و ملاحظات ملی، مساله مواصفات خود نامزد وزیران نیز مهم است. نامزد وزیران براساس موافقتنامه می باید واجد شرایط و مواصفات ذاتی باشند. دانایی و دانش، تخصص، صداقت و تعهد به منافع ملی ازجمله موضوعات و صفات یک وزیر درموافقتنامه ذکر شده است. رییس جمهور و رییس اجرایی به صورت جدی روی این مساله تاکید کرده اند و دنبال این موضوعات هستند.

نکته دیگری که سبب تاخیر شده مساله ملاحظات درون تیمی است. همه ما می دانیم که دو تیم انتخابات بخشهای زیادی از سیاست مداران و گروهای سیاسی را با خود همراه ساخت و به آنها وعده های داده و درمواردی اسناد و موافقتنامه های امضا کرده اند این تعهدات باید درعمل مد نظر گرفته شود این حرف اغراق آمیز نیست و رییس جمهور و رییس اجرایی درمورد ترکیب کابینه باید ملاحظات درون تیمی خود را داشته و قناعت آنها را بدست آورد. مساله سیاست، کار یک روز و دو روز نیست و یا فرصت طلبی که حالا خر شان از آب گذشته و در فکر دوستان درون تیمی خود نباشد و یا آنها را به نحوی جواب دهد این موضوع هم به دلیل سیاسی و هم به دلیل اخلاقی کار درستی نیست و همان کلوخ در آب گذاشتن و عبوراز روی آن هست و این کار را شاید رهبران حکومت وحدت ملی درشان و منزلت خود ندانند  بنا براین درمورد معرفی کابینه و درموارد دیگر که مرتبط به مقامات سیاسی می شود، رهبران دو تیم انتخاباتی، ملاحظه دوستان درون تیمی خود را دارند و یکی از دلایلی تاخیر هم این می تواند باشد. جمع جورکردن  این موضوعات وقت زیادی لازم دارد اما علیرغم همه این مطالب که موجه و منطقی می باشد، بازهم نمی تواند دلیل تاخیرو تعلل بیش ازحد شمرده شود.

اولویتهای ملی

اولویت های ملی همین است که کابینه حکومت وحدت ملی باید معرفی شود. این خواست همان گونه که اشاره کردم، بسیارجدی است. مردم صبر و حوصله شان بسر آمده برای مردم چهره های زید و عمر مهم نیست برای مردم مساله داخلی تیمها مساله معیارها و مسایل اختلافات تیم ها و .. مهم نیست. این ها موضوعاتی هست که به نخبگان سیاست و مدیران جامعه برمی گردد و ربطی به مردم ندارد. مردم این را می خواهند که کابینه و حکومت خوب و خدمت گزارداشته باشد و تاحالا این مامول بدست نیامده خبری ازکابینه نیست. گفته شده است که اداره حکومت با سرپرستها ایجاد مشکل کرده و انگیزه های کار از مدیران سرپرست را گرفته است. زیرا اینجا افغانستان است سیاست مداران منافع شخصی خود را قربانی منافع ملی و قانون نمی کنند آنها درحین انجام وظیفه برای آب و نان خود هم فکر می کنند و قتی که بدانند که چند صباحی در حکومت بیش نیست آن وقت احساس مسوولیت نمی کنند و پاسخ گوی اداره و مشکلات مردم نستند. این مساله خیلی عریان دیده شده و خود مقامات حکومت وحدت ملی دراین مورد شکوه و شکایت دارند و بارها از مقامات سرپرست خواسته که بکار شان توجه داشته باشند.

علایم زیادی و جود دارد که علیرغم گذشت زمان طولانی، هنوز شرایط برای معرفی نامزدان فراهم نشده است. چالشهای زیادی دراین باب وجود دارد و حالا گفته شده که اختلافات نظر در داخل تیمها یکی از جدی ترین عامل تاخیر می باشد. همان گونه که اشاره شد دشواریهای حکومت وحدت ملی یک بخش آن برمی گردد به مسایلی داخلی خود تیمها و اکنون روسایی حکومت وحدت ملی یک بخش از زمان را اختصاص به حل این چالشها داده و درمعرفی نامزد وزیران قناعت متحدان انتخاباتی شان را باید گرفته باشد که ظاهرا نگرفته است. قرار این بود که حد اقل گروه اول که شامل هشت وزارت خانه و ریاست امنیت ملی باشد را دو طرف به پارلمان معرفی نمایند ولی این مساله با مشکل برخورد کرده و دیروز آنها موفق نشدند که  هشت نامزد وزیر را به مجلس معرفی نمایند. برخی هم گفته اند که رهبران حکومت وحدت ملی منتظر یک مساله دیگر هم هست و آن اینکه احتمالا طالبان به صلح روی می آورند  بنابراین باید چند وزارت به آنها نیزدرنظرگرفته شود همین مساله را خبرگزاریها به صورت مرتب ازما می پرسد و یک دلیل هم این شده که وزارت دفاع آمریکا اعلام کرده که دیگر کاری به ملاعمر ندارد و وی را مورد حمله قرار نمی دهد این چرخش می تواند دال برای رویدادهای مهم پشت پرده مذاکرات آمریکا پاکستان و افغانستان باشد. برای کشتن ملاعمر ده میلیون دالر جایزه تعیین شده بود ولی حالا دیگر خبری ازآن نیست. علیرغم این گمانه زنیها که طالبان را شامل حکومت نمایند و به همین دلیل چند وزارت را برای آنها درنظرگرفته اند و عامل تاخیر یکی این می تواند باشد.

 اما واقعیت این است که چالشهای عمده در میان تیمها و گفتگوها میان رهبران دو تیم، سبب تاخیرکار شده است. این مساله حتا برای معرفی همان گروه اول که شامل چند وزارت باشد صدق می کند و می بینیم که تاکنون همان گروپ و پکیچ اولی عملی و نهایی نشده است. بهرصورت معرفی نامزد وزیران یک اولویت ملی و جدی ترین مساله روز افغانستان می باشد. مردم منتظرهستند که دراین مورد رهبران دو تیم باید تصمیم بگیرند. آقای سید اسحاق گیلانی نماینده پارلمان با رسانه ها گفته است که رییس جمهور کوتاهی می کند و تاکنون موضوعات درون تیمی خودرا حل نکرده و دلیل تاخیررا وی اختلافات و تفاوت نظر درتیم رییس جمهور می داند. تاخیر دلایل و چالشهای خاصی خود را دارد و دراین خط مقاله به گفتگوهای درون تیمی، گفتگوی رهبران دو تیم، عامل بیرونی، مساله طالبان، بحث روی نامها و وزارت خانه ها به صورت مختصر اشاره شد.

جمع بندی از چند رویداد

جمع بندی از چند رویداد


چند رویداد مهم امنیتی رخ داده است . نگاهی به آن موضوعات، دال مرکزی بسوی چشم اندازهای صلح و ثبات در افغانستان می تواند باشد . چندی پیش خبرگزارهای داخلی و بین المللی خبری را منتشرساخت. خبراین بود که حکومت وحدت ملی روابط مخفیانه ای با گروه طالبان برقرارکرده و هدف هم این است که به یک راه حل و به یک صلح دو طرفه دست پیدا نمایند. منابع نزدیک به ارگ ریاست جمهوری دراین مورد سکوت کرده و تا بحال چیزی نگفته است. نفس سکوت می تواند دلیلی برای صحت اصل ماجرا باشد. البته به یاد داشته باشیم که حکومت رییس جمهورکرزی سالهای 2009 و 2010 و 2012 را نیز به همین کارهای اپوراتیفی گذراند و این گونه اعمال اپوراتیفی به زیان حکومت افغانستان و به زیان تیم مذاکره کننده از سوی طالبان تمام شد. ملاغنی برادرقربانی این رویداد گردید و افغانستان هم قربانیان بزرگی دراین تعاملات مخفیانه داشت. تروراستاد ربانی و جعلی بودن طالبان برای صلح و ده ها نمونه دیگررا داشتیم.

در آن زمان مشکل کار این بود که حکومت افغانستان جدای از همکاری و هماهنگی با حکومت پاکستان و استخبارات آن کشور درخاک پاکستان با طالبان افغانستان دربالاترین سطح وارد گفتگو شد و این مساله برای استخبارات آن کشور بسیار گران تمام شد و اقدام به دستگیری ملابرادر واقدام به واکنشهای خطرناکی نمود. حالا سناریوی مذاکرات محرمانه که خبرگزاریها به آن اشاره داشت، می تواند تکرارآن ماجرای ناکام گذشته باشد و هم می تواند ممد صلح و ثبات درافغانستان باشد. اصل ماجرای برمی گردد به مناسبات دو کشور. تازمانیکه کابل و اسلام آباد دراین گونه موارد باهم همکاری نداشته باشد، هیچ مساله امنیتی قابل حل نیست نکته اساسی و امیدوار کننده این است که مقامات دو کشور، به تفاهم رسیده و مذاکرات با طالبان درچهارچوب گفتمان مشترک صورت می گیرد این مساله دلایلی آشکاری می تواند داشته باشد.

نشانه های همکاری درتعامل مشترک

چند رویداد امینیتی را می توان ، دلیل همکاری میان دو کشور دانست و اگرچنانچه این دلایلی منطقی باشد، می توان امید وارشد که فصل تازه ای در مناسبات دو کشور آغاز شده است. اولین دلیل این است که رییس جمهورغنی درهمان روزهای اول که وارد ارگ ریاست جمهورگردید، یک مساله بسیارمهمی را طرح کرد و به نقل ازرییس جمهور گزارش داده شد که ایشان گفته است حکومت افغانستان آمادگی دارد که ملافقیرمحمد را تحویل مقامات پاکستانی دهد. ملا فقیرمحمد یکی از رهبران درحال جنگ با حکومت اسلام آباد است وی با ملافضل الله گروهی ازطالبان را رهبری می کند که به شدت با دولت پاکستان درحال جنگ است حملات اخیرارتش پاکستان بشترین خسارات را به این گروه وارد کرده است. ملافقیرمحمد مرد شماره 2 در گروه ملافضل الله می باشد وی توسط نیروهای افغانستان دستگیرشده است و حالا حکومت افغانستان گفته است که وی را می تواند به مقامات پاکستان تحویل نماید. این مساله گرچه تاکنون اتفاق نیافتاده و ازآن روز به بعد گفته نشد که چه اقدامی دراین باب صورت گرفته است اما درحال حاضررویداد مهمی دیگری ، پیش آمده است که شاید به مراتب مهم ترازمساله ملا فقیرمحمد باشد. دیروز اعلام شد که ملا لطیف الله محسود یکی ازنزدیکان حکیم الله محسود با دو تن از همراهانش ، تحویل پاکستان داده شد.

 این رویداد درذات خود بسیار اهمیت دارد زیرا محسود نقش بسیار مهمی در تشکیلات طالبان پاکستانی به رهبری حکیم الله محسود دارد. برخی گفته اند وی اگر درسال گذشته دستگیر نمی شد، حالا پس ازکشته شدن حکیم الله محسود، بدون تردید رهبرطالبان پاکستانی می شد. اما درسال گذشته لطیف الله محسود در ولایت لوگر، بنا برگزارش نیویورک تایمز توسط ، نیروهای امنیتی افغان دستگیرو سپس تحویل آمریکاییها داده شد لطیف اله از آن زمان تا بحال درپایگاه بگرام زندانی بود و دیروز اعلام شد که تحویل مقامات پاکستانی داده شد. این مساله نسبت داده شده است به ارتش و فرماندهان آمریکا یعنی اینکه آنها این کار را کرده اند و حکومت افغانستان اطلاعی ازاین موضوع ندارد آقای سالارزی سخنگوی ریاست جمهوری گفته است که دراین مورد درحال گرد آوری اطلاعات تازه می باشد. اما شک نداشته باشیم که اقدامات ازنوع تحویل دادن لطیف الله محسود و همکارانش بدون تعامل مشترک غیرممکن است و اینکه گفته شده است مذاکرات محرمانه با طرفهای ذی ربط  درمورد مذاکرات صلح  شروع شده و ادامه دارد. دلایل اثبات  روابط محرمانه  یکی همین بده و بستانهای است که دراین روزها صورت می گیرد. آمریکا بدون مشوره و توافق با حکومت افغانستان  نمی خواهد چنین اقدام یک جانبه را داشته باشد. درمورد تحویل لطیف الله محسود و همکارانش قطعا تعامل مشترکی درکاربوده است.

آیا کشورها با هم همکاری می کنند؟ و بساط تروریزم جمع می شود؟

صحبت جدی دراین با ب کمی سخت و دشواراست ولی قراین زیادی و جود دارد که کشورهای منطقه و فرامنطقه درمورد مقابله با تروریزم به یک جمع بندی  مشترکی باید رسیده باشند. اوضاع منطقه خیلی ملتهب و منافع همه کشورهای منطقه ازسوی تروریستها درمعرض تهدید قرارگرفته است. آرام ترین کشورها و حتا آنهای که متهم به حمایت ازتروریزم هستند ولی حالا نگران تهدیدات تروریزم می باشند. بنابراین سفرهای بیرون مرزی و منطقه ای رهبران حکومت وحدت ملی درشرایطی خوبی صورت می گیرد و می توانند زبان مشترک در مقابله با تروریزم داشته باشند. سفررییس جمهورغنی درعربستان خیلی مهم و با دست آورد گفته شده  است. شرکت درنشست قلب آسیا و پروسه استانبول درپکن اهمیت زیادی داشت و دارد. همین دیروز به نقل از رییس جمهورغنی گفته شد  که چین می تواند نقش مهمی درصلح افغانستان داشته باشد. یک مقام درشورای عالی صلح که نزدیک به طالبان است با من گفت که چین کشور مورد اعتماد طرفها است و حساسیت نسبت به آنها و جود ندارد بنابراین می تواند نقش بارزی در صلح افغانستان داشته باشد. البته گذشته ازاین مساله که چین کشورمساله داری نیست و گروهای متخاصم درافغانستان نسبت به سیاستهای این کشور، کم ترحساسیت دارند، چین شریک بسیارعمده پاکستان است.

 بنابراین این حرف خیلی درست است که چین می تواند به پاکستان فشارهای لازم رابرای صلح درافغانستان وارد نماید. نشست قلب آسیا در چین فضای بسیار خوبی برای گفتگوهای منطقه ای درمورد صلح را فراهم ساخت مقامات افغانستان و پاکستان در چین صحبتهای خوبی با هم داشته اند. مساله تروریزم تنها با همکاریهای منطقه ای و بین المللی قابل حل است. برای حل بحران جهانی تروریزم ، دو راه حل بلند مدت و کوتاه مدت درکار است راه حل بلند مدت تغییرساختارهای آموزشی و نوع قرائت از دین و دیانت است و لی این کار زمان زیادی لازم دارد. اما پیش از آن درکوتاه مدت باید کارهای اساسی صورت بگیرد راه حل کوتاه مدت می تواند مقدمه و بستری عملیات بلند مدت شود، همکاری کشورها درحل بحران تروریزم بسیارمهم و حیاتی است. زیرا همه می دانیم همین کشورها خود آفریننده تروریزم برای جنگ نیابتی هستند.پایتختهای منطقه و فرامنطقه، تروریزم را خلق کرده اند تا از کشورهای رقیب خود، انتقام بگیرند. هند و پاکستان همین کاررا کرده و می کنند افغانستان و پاکستان دچارهمین گرفتاری و مشکل شده است. درخاورمیانه همه کشورها به یک نحوی با تروریستها همکاری کرده تا کشوررقیب خودرا مستاصل ساخته و ازپای در آورد. حال یگانه راه حل کوتاه مدت ، همکاری کشورها منطقه است که  درمبارزه جدی و صادقانه علیه تروریزم عمل نمایند.

از تقابل گسترده علیه تروریزم باید استفاده کرد

درشرایط فعلی شک نداشته باشیم که تقابل گسترده و جهانی علیه تروریزم راه افتاده است نشانه های این تقابل درازشمال آفریقا و آفریقای غربی، تا جنوب آسیا دیده می شود. خاورمیانه در آتش مقابله با تروریزم می سوزد. در جنوب آسیا نیزدرگیریها و جود دارد. پاکستان و افغانستان درمحراق نبرد با تروریزم در جنو ب آسیا قرارگرفته اند. مردمان هردو کشور در آتش فتنه تروریستها، درگرفته اند. آمار قربانیان ، تنها در شهرکویته آن هم روی اقلیت آسیب پذیرهزاره ها  به صدها کشته و زخمی درطی همین سالهای اخیررسیده اند. دراین میان حکومت پاکستان نیز به اقداماتی نسبتا جدی درمبارزه با تروریزم پاکستانی، دست زده است. صدها تروریست دروزیرستان شمالی کشته شده اند و حاصل عملیات ارتش پاکستان ، بدبختی و آواره گی صدها هزار انسان ازوزیرستان شمالی بوده است . مشکل اساسی پاکستان این است که با تروریستهای داخلی به صورت جدی و بیرحمانه برخورد می کند اما نسبت به دشمنان مردم افغانستان موضع دوستانه گرفته و برای آنها جاه و پناه گاه داده است. اخیرا مشاورامور بین المللی پاکستان گفته است که طالبان افغانستان دشمن مردم پاکستان نیست. جناب سرتاج عزیزاین حرف درست است که دشمن شما نیست اما آنها را شما پناه داده اید و بزرگترین مشکل را برای افغانستان ایجاد کرده اند این طرف سکه را  نمی خوانید.

رویه پاکستان تا بحال چنین بوده است اما گفته می شود که آنها به این جمع بندی رسیده که استفاده ابزاری ازتروریزم زیاد به نفع شان نبوده است البته این حرف گفتنش کمی زود است  زیرا استراتژی تمام نظام پاکستان نیست. بهرصورت پاکستان درمورد تروریستهای داخلی خود و درمورد رهبران القاعده و حتا با گروه گل بهادرخان متحد گروه حقانی، برخورد های خونینی دراین ماه های اخیر داشته است. همین دیروز دو رهبر عمده القاعده "شکری جمعه و فاروق عمر"، توسط پاکستان و آمریکا کشته شدند. این دو نفر از عمده ترین رهبران القاعده بعد ازایمن الظواهری می باشند و حالا استخبارات دو کشور هردو را به دام انداخته و کشتند. ازسوی هم لطیف الله محسود هم می تواند، ابزار مهمی برای متقاعد کردن قبیله محسود در پاکستان شود. افغانستان با سیاست و استراتژی اعتماد سازی با پاکستان وارد عمل شود و ازفضای که بوجود آمده حداعظم استفاده را درجهت صلح و ثبات درافغانستان داشته باشد. جمع بندی از کلیه رویدادهای امنیتی این است که وضعیت درمورد صلح تاحدی به نفع افغانستان تغییرکرده و می شود ازاین شرایط به درستی استفاده کرد.

 

  

کنفرانسهای لندن و بروکسیل در مورد افغانستان

کنفرانسهای لندن و بروکسیل در مورد افغانستان


رهبران حکومت تازه افغانستان امروزکابل را به مقصد بروکسیل ترک کردند. رییس جمهور غنی و رییس اجرایی حکومت وحدت ملی همراه بایک هیئت، وارد بروکسیل شدند. دیروز داکترعبدالله و داکترغنی در نشست رهبران ناتو دربروکسیل شرکت و هردو سخنرانی داشتند. و بعد قراراست که رهبران حکومت وحدت ملی، فردا وارد لندن شوند. نشست لندن برای افغانستان اهمیتی زیادی دارد این نشست از چندین ماه پیش برنامه ریزی شده بود در نشست لندن تعهدات جامعه جهانی برای افغانستان پس از سال 2014 و همین گونه تعهدات افغانستان درقبال کمکهای جامعه جهانی مورد بحث قرارمی گیرد. کنفرانس لندن در تداوم همان نشست های قبلی توکیو - بن دو و نشستهای بروکسیل و شیکاگو مطرح می شود. البته پنج نشست مهم را درسالهای اخیر در حوزه غرب و آمریکا داشتیم و هریک از این نشست ها تعریف خاصی خود را دارد. درنشست شیکاگو تماما بحث امنیتی طرح شد و میزان کمکهای جامعه جهانی را برای نیروهای امنیتی افغانستان روشن ساخت دراین نشست میزان کمکهای جامعه جهانی و اعضای ناتو پس ازسال 2014 مبلغ چهارمیلیارد و یک صد میلیون دالر مورد تایید قرارگرفت و حتا دراین کنفرانس میزان سهم گیری اعضای ناتو، نیز مشخص گردید .

آمریکا درسال بالاترین میزان سهم را گرفته است. دو میلیارد سیصد میلیون دالر سهم آمریکا پس ازسال 2014 و باقی مانده  از چهارمیلیارد دالر یک صد میلیون را سایرکشورهای عضو ناتو به افغانستان پس ازسال 2014 به نیروهای افغانستان کمک می کنند. کنفرانس تماما روی مسایل امنیتی بحث کردند در نشست بروکسیل هم که رهبران حکومت وحدت ملی شرکت کردند، نیزتمامی بحث و یا بخش عمده از  اجندای جلسه را ، مسایل و ماموریت های امنیتی تشکیل می دهد. موضوعات سیاسی همکاریهای اقتصادی تعهدات دو جانبه افغانستان و جامعه جهانی در عرصه های ملکی، درنشست لندن مورد گفتگو قرارمی گیرد.

طرح موضوعات و تعریف هریک از کنفرانسها

همان گونه که اشاره کردم، کنفرانسها هرکدام تعریف و اجندای خاصی خود را دارد. نشست توکیو تماما اقتصادی بود. نشست شیکاگو بحث ها ی امنیتی داشت.در نشست لندن هم جنبه های اقتصادی و هم موضوعات سیاسی مورد بحث قرارمی گیرد. هرنشست اجندای خاصی خودرا دارد. درنشست بروکسیل چهار ماموریت تازه برای نیروهای بین المللی تعریف شده است. این ماموریت ازجنوری سال 2015 آغازمی شود. چهارماموریت برای نیروهای آمریکایی و ناتو به این ترتیب خواهد بود آموزش نیروها، مشوره دهی و تجهیزنیروهای افغانستان این سه ماموریت در نشست های بروکسیل و شیکاگو بارها طرح و تصویب شد اما ماموریت تازه ناتو درسال 2015 واقعا غیرمنتظره و خارج از فیصله های ناتو بود و آن موضع و فرمان رییس جمهور آمریکا برای نیروهای نظامی پس ازسال 2014 است. رییس جمهور در فرمان خود برای دوازده هزار نیروی که درافغانستان باقی می ماند این است که کماکان به جنگهای خود علیه نیروهای طالبان ادامه دهید. این فرمان خیلی جامع و مجوزی است برای عملیات تمام عیار نظامی درسال 2015. بنابراین نیروهای ناتو درسال جدید با همین چهارماموریت به کارشان ادامه خواهند داد.  این مساله در نشست بروکسیل با رهبران افغانستان نیز مطرح می شود.

اما در کنفرانس لندن که از امروز آغاز می شود بحثهای مربوط به افغانستان، به گونه متفاوت تری مورد گفتگو قرارمی گیرد. نشست لندن برای افغانستان اهمیت زیادی دارد زیرا جامعه جهانی و سازمانهای معتبربین المللی با حکومت و پدیده ای تازه ای رو برو می شود. جامعه جهانی ازحکومت تازه افغانستان می خواهند حمایت سیاسی و اقتصادی و امنیتی داشته باشد. حالا آنها با رهبران تازه افغانستان روبرو می شوند. اجندای کنفرانس چیزی تازه نیست . 25 صفحه سند و برنامه ای که افغانستان تهیه کرده و آن را به کنفرانس لندن ارایه می کنند، تاکید روی موضوعاتی است که درنشستهای تو کیو "یک و دو" به افغانستان داده شد. البته رهبران حکومت وحدت ملی با دست خالی به لندن نرفته اند آنها یک متن 25 صفحه ای را در مورد نحوه ای همکاریهای جامعه جهانی با افغانستان را درمیان می گذارند. البته باید گفته باشم که درلندن چیزی تازه ای جزء همان فیصله های نشست های قبلی نیست. تعهدات مالی جامعه جهانی به افغانستان در عرصه های امنیتی و مالی مبتنی به شرایط و تعهداتی است که طرفین باید به آن وفا دارباشند. جاده ای همکاری با غرب یک اتوبان دو طرفه است همکاری جاده یک طرفه نمی تواند باشد. در نشست لندن ازافغانستان خواسته می شود که به تعهدات خود عمل نماید. در نشست توکیو، تعهداتی به این صورت به افغانستان سپرده شد و افغانستان هم مسوولیتهای درقبال کمکهای جامعه جهانی دارد و عمده ترین تعریف از نشست لندن همکاریهای دو جانبه و عملی شدن فیصله های توکیو است. حال باید بدانیم که چه تعهداتی دنیا به افغانستان داده و افغانستان خود چه مکلفیتهای درقبال کمکهای جامعه جهانی دارد؟

تاکید روی فیصله های قبلی و عملی شدن محتوای آن

متحدان افغانستان در لندن، چیزی زیادی از افغانستان نمی خواهند  البته آنها ازاین جهت خرسند هستند که با روسایی اجرایی و رییس جمهور ملاقات می کنند و از رییس جمهور و رییس اجرایی، تعریف، دیدگاه و همکاریهای مشترک افغانستان  با جامعه جهانی را خواهند شنید. این گام مهم و لازمی بود که رهبران حکومت وحدت ملی برداشته اند اما ازسوی هم این عیب و نقیصه و یا این پرسش برای متحدان افغانستان مطرح است که رهبران حکومت وحدت ملی ، با هم توافقی ندارند و دلیل آن هم این است که آنها تا حالا نتوانسته اند کابینه شان را تعیین نمایند. این نگرانی و جود دارد که ممکن است به راحتی رییس جمهور و رییس اجرایی موفق نشوند. این مساله درجامعه و درمحافل سیاسی و خبری مطرح است که رهبران حکومت وحدت ملی ممکن است چالشهای  پیش روی در مورد تشکیل کابینه را به آسانی حل نتوانند. این پرسش برای متحدان افغانستان نیز مطرح می شود البته آنها حق دارند که نگران باشد. ثبات سیاسی درافغانستان برای شان اهمیت حیاتی دارند. آنها می خواهند که کمکهای شان درافغانستان هدر نرود. درنشست لندن بالاترین بحث مساله کمکها پس ازسال 2014 به افغانستان می باشد. آنها از افغانستان بعنوان شریک و همکار خواهان اجرایی و عملیاتی شدن، فیصله های تو کیو می باشند. درتوکیو فیصله شد که جامعه جهانی کمکهای بدون توقف و به صورت منظم را در اختیارافغانستان قرارمی دهند. افغانستان هم باید نشان دهد که مبارزه با فساد، حکومت داری خوب، رعایت حقوق زنان ، حقوق بشر، جامعه مدنی، اصول آزادی بیان رعایت حقوق اقلیتها و.. در راس برنامه های حکومت قرارگرفته باشد. حکومت رییس جمهورکرزی دراین تعهدات خود چندان موفق نبود حالا در لندن می خواهند برنامه های افغانستان را بدانند و از رهبران افغانستان می خواهند بشنوند که چه می کنند و تا چه پیمانه به تعهدات خود پای بندی نشان می دهد.

موضوع دیگری که حایز اهمیت زیادی می باشد مساله امضای اسناد همکاری با ناتو و آمریکا است. حکومت نو درافغانستان دریک اقدام و با سرعت موافقتنامه امنیتی را امضا کرد و درعین زمان آنها پیمان همکاری با ناتورا نیز به امضا رساندند. این مساله گامی بزرگی در جهت تقویت و توسعه مناسبات افغانستان با جامعه جهانی است. کاریکه رییس جمهور کرزی آن را انجام نداد. گذشته ازاینکه حکومت ، موافقتنامه های امنیتی با آمریکا و ناتو را امضا کرد، پارلمان افغانستان نیز این سند را با یک اکثریت حیرت انگیزی به امضا رساند تنها از نمایندگان حاضر در جلسه پارلمان پنج نماینده موضع مخالف گرفتند و ما بقی سند همکاریهای دو جانبه و چند جانبه را مورد تایید قراردادند در مجلس سنا نیز موافقتنامه های امنیتی با اکثریت قاطع مورد تصویب قرارگرفت. امضای اسناد بسترهمکاری را به صوت مطمئن و گسترده فراهم ساخته است. اگرموافقتنامه ها امضا نمی شد دیگر ما اصلا کنفرانس لندن را هم نداشتیم. مساله افغانستان مثل عراق می شد که امروز ده ها کشور این کشور را بخاطرتروریستها بمباران می کنند. حالا این اقدامات مهم صورت گرفته است و شرایط برای همکاری فراهم شده است. رهبران حکومت وحدت ملی چندان مشکلی در بیان خواسته های شان ندارد تنها مساله مهم همان اجرایی و عملی شدن تعهدات می باشد. درنشست لندن روی تطبیق فیصله ها و نحوه همکاری با افغانستان بحث و گفتگو خواهد شد.