اقدامات لازم و کافی
"لازم " و کافی" دو مقوله ای است که کاربرد آن را درمورد اقدامات تشکیل حکومت وحدت ملی لازم به طرح می دانم. دریک گفتگوی ویژه با شبکه تلویزیونی طلوع همین سوال مطرح شد.درپاسخ به این پرسش که تاکنون رهبران حکومت وحدت ملی چه کارهای را کرده اند؟ آیا اقدامات آنها لازم و کافی برای عملی ساختن وعده های شان بوده است و یا خیر؟ جواب که برای بینندگان داتشتم این بود که تا کنون اقداماتی که صورت گرفته است، " لازم" بوده ولی هرگزکارهای " کافی" صورت نگرفته است و انتظارات مردم مبنی برتشکیل کابینه حکومت وحدت ملی و سایرمقامات سیاسی برآورده نشده است. جامعه جهانی هم از بطی بودن روند تشکیل حکومت وحدت ملی، خیلی راضی نیستند البته آنها خیلی علاقمند هستند که برنامه ها و پلانهای حکومت تازه را در مورد همکاری مشترک افغانستان و جامعه جهانی را داشته باشند در گرد همایی لندن نمایندگان جامعه جهانی تنها با رییس جمهور و رییس اجرایی حکومت وحدت ملی، صحبت می کنند دیگر چهره های جدید حکومت وحدت ملی در نشست لندن حضورندارند. وزراء کهنه، با افکارحکومت پیشین در کنفرانس لندن شرکت کرده اند.
وزراء که روسایی حکومت وحدت ملی را همراهی می کنند، همان وزراء کلیدی وزارت خانه های کلیدی هستند. وزیرخارجه ما آقای مقبل درنشست لندن شرکت دارد که همکارما دروزارت خارجه می گفت که وزیرما خیلی حواس شان از مسایل سیاسی پرت است. من که خبرنداشتم ولی وی می گفت: یک سال و چهار ماه است که درکشورهمسایه ما انتخابات صورت گرفته است و آقای نوازشریف با آن همه تبلیغات صدراعظم کشوری شده که بالاترین گرفتاری را مردم و حکومت ما باوی دارد پاکستان همسایه" نا قولا" و بد که هرروز نام صدراعظم وی آقای شریف دررسانه های کشور بعنوان صدر اعظم گرفته می شود وی بیش ازیک سال و چهارماه، صدراعظم شده است اما وزیرمحترم خارجه ما هنوز خبرندارد که وی صدراعظم است خیلی راحت می گوید: نوازشریف رییس جمهور پاکستان. البته نمی دانم که همکارم این حرف را ازکدام روزنامه و رسانه گرفته است ولی من خودم هم به یاد دارم که ایشان دریک مورد گفته بود مردم ما به زیارت خانه خدا یعنی کربلاء می روند.
وزراء کلیدی سرپرست دیگر که روسایی حکومت وحدت ملی را درکنفرانس لندن همراهی می کنند، هم چندان وضع بهتری از وزیرخارجه ما ندارند یکی زبان خارجه را بلد نیست و دیگری هم مالک دوسیه های قطور و پرسش بر انگیز می باشد. خوب این میراث حکومت گذشته ما است که چنین چهره های نمونه را سالها درمقامهای کلیدی، جای داد و این هم شده است وضع کشورما. دو ماه از زمان تحلیف گذشت رییس جمهور به وعده 45 روزه ای خود عمل نتوانست. حالا کارمهمی که صورت گرفته این است که 25 وزارت خانه به صورت برابرو برابرگونه میان رییس جمهور و رییس اجرایی توزیع شده اند 12 وزارت به تیم داکترصاحب عبدالله و 13 وزارت دیگر به رییس جمهوراختصاص یافته اند.
چه دشواریهای برای پستهای وزارت وجود دارد؟
این پرسش را مجری برنامه به این صورت مطرح کرد که فکر نمی کنید معرفی نامها و نامزد وزیران به مراتب دشوارتراز توزیع و تقسیم مسوولیتهای کابینه بین دو تیم باشد؟ این پرسش خیلی مهم است واقعا همان گونه است معرفی نامها و نامزدان برای تصدی مقام وزارت خیلی مشکل باید باشد زیرا نامها ابتداء در درون تیمها ایجاد مشکل می کنند زیرا هرکسی برای طمعی و گرفتن مقامی همکار شده است و هیچ کسی برای رضا خدا کار نکرده است. حالا که مرحله توزیع و تقسیم رسیده طبعا هرکسی خواهان چوکی و مقام و پستی در حکومت هست و این طبیعی است. این خیلی سخت و دشواراست که رهبران دو تیم طرف داران و هواداران و همکاران تیمی شان را، راضی و قناعت شان را بگیرند. گذشته ازاین دشواری، رای زنی و مشوره و درنهایت توافق میان رییس جمهور و رییس اجرایی نیز وقت گیر می باشد. بنابراین خیلی سخت خواهد بود که رییس جمهور و رییس اجرایی بتوانند در زمان اعلام شده ، کابینه شان را تکمیل نمایند. رییس اجرایی زمان برای تکمیل کابینه را بین دو هفته تا چهارهفته اعلام داشت و رییس جمهور هم گفته است که کابینه حکومت وحدت ملی به زودی تکمیل می شود. در کابینه تازه از وزراء پیشین هیچ کسی حضور ندارد. در این نشست ازمن پرسیده شد که فکر نمی کنید؟ این مساله یک نوع تضییع حق برای آنها باشد. این حرف البته درست است وزراء پیشین مسلوب الحق می شوند و تنها به این دلیل که وزیربوده و لی حالا باید حق آنها تضییع شود این مساله متکی به قانون و قاعده نیست. این موضوع تنها به دلیل توافق سیاسی بین رهبران حکومت وحدت ملی ، مورد توافق قرارگرفته است. بنا براین تا بحال چند کارمهم و اساسی انجام شده و کابینه میان دو تیم تقسیم شده است روی نامها هر دو جهت درمیان تیمها و گروهای شان لیست نامزد وزیران را تهیه کرده اند و این احتمال هم و جود دارد که رییس جمهور و رییس اجرایی مساله لیست نامزدان را درداخل تیمهای شان باید حل کرده باشند.این ها کارهای لازمی است که صورت گرفته است اما کارهای زیادی مانده که باید انجام دهند.
ابهامات و معیارهای تعیین و تشخیص وزراء
نکته مهمی که باید روی آن توجه کرد و آن این است که توافق میان دو رییس، ابهامات زیادی درمورد توافقنامه را برداشته است. پیش از تقسیم مسوولیت و توزیع کابینه به صورت 12 و 13 ، می دانیم که ابهامات زیادی درمورد قرائت و روایت از موافقتنامه را داشتیم. برابر و برابرگونه، را هرکس مطابق میل خود تعبیرو تفسیرمی کرد در یک مورد بحثی که باهم داشتیم یکی از مذاکره کنندگان تیم می گفت: ممکن است فاصله بین "برابرگونه" میان دو تیم فاصله ده و نود باشد. واقعیت روایت وقرائت مورد توافق از سند همکاری میان دو تیم ، خیلی سخت و مبهم بود اما حالا با اقدامی که صورت گرفت و مسوولیتهای کابینه میان دو تیم با عدد 12 و 13 تقسیم شده است،دیگر مفاهیم و مندرجات موافقتنامه حل شده است. حالا مساله برابر و برابرگونه که از ادبیات رایج موافقتنامه ساختارحکومت وحدت ملی می باشد، حل شده است و دیگر ابهامی نمانده است. توافقات درمورد کابینه، می تواند مبنایی درست و عملی تفسیرمحتوای موافقتنامه شود. موارد دیگر، هم اگر مورد بحث قراربگیرد براساس توزیع کابینه که همان برابرگونه و برابر باشد، انجام خواهد شد.
نکته دیگری که مورد تاکید قرارخواهد گرفت، معیارها برای تعیین نامزد وزیران است. هردو تیم تاکید دارند که نامزد وزیران باید براساس مواصفات ذاتی، شایسته سالاری، دانش و دانایی ، تعهدات ملی ، صداقت و شهرت نیک و همین گونه متنوع و از همه اقشار اجتماعی باشد. لیست که طرفین پس از رای زنی روی میز می گذارند، باید واجد تمامی شرایط ملی و ذاتی باشند. بنابراین رسیدن به این مرحله کار زیادی لازم دارد و طبعا زمان هم می خواهد. دراین گفتگوی مجری برنامه تاکید داشت که ممکن است تشکیل کابینه و معرفی نامزدان، جنجالهای زیادی داشته باشد و بعید به نظر می رسد که طرفین بتوانند، در مورد تشکیل کابینه به توافق نهایی برسند. البته این مساله قابل درک است و تشکیل کابینه با چالشهای زیادی رو برو می باشد ولی علیرغم تمامی این دشواریهای محتمل، تاکنون گامهای خوبی برداشته شده همانگونه که اشاره شد گامهاخوب ولازم برای تشکیل حکومت وحدت ملی برداشته شده است ولی هنوز کارهای کافی صورت نگرفته است.
درآستانه ای تشکیل کابینه حکومت وحدت ملی
کابینه حکومت وحدت ملی تشکیل می شود این کار پیش از سفرو کنفرانس لندن درچهارم ماه دسامبرقراراست اعلام شود. این حرف ازسوی مقامات نزدیک به رهبران حکومت وحدت ملی مورد تایید قرارگرفته است. درمذاکرات تیمهای گفتگو کننده 15 وزارت مورد توافق قراگرفته بود، تنها یک جابجای و یا دو مورد ، قابل گفتگو را داشتیم. حالا گفته شده است که رییس جمهور و رییس اجرایی ، روی هفده وزارات خانه توافق کرده اند. اگر چنانچه رویدادی غیرمترقبه ای پیش نیاید، این هفده وزارت پیش از کنفرانس لندن مشخص می شود، از هفده وزارت تقسیمات به این صورت در نظر گرفته شده است 8 و 9 بین دو تیم توزیع شده است. یعنی 9 وزارت به رییس جمهور و 8 وزارت به رییس اجرایی تعلق گرفته است. اما این گمانه زنی نیز به قوت خود باقی است که تا 20 وزارت پیش از نشست لندن معرفی می شود اما به دلیل کوتاهی زمان این احتمال وجود دارد که رهبران دو تیم به معرفی بیست نرسند. به هرصورت مرحله اول درمورد هفده وزارت تقریبا نهایی شده است. رییس جمهور و رییس اجرایی برای شرکت درنشست لندن این مقدار کار درمورد تشکیل کابینه را، لازم داشتند که انجام داده اند. چند مرحله برای تشکیل کابینه حکومت وحدت ملی در نظرگرفته است. مرحله اول همان تقسیمات کابینه بین دو تیم به صورت برابر و برابرگونه است که بخش بزرگ آن انجام شده است. هفده وزارت بین دو تیم توزیع و تنها 9 وزار دیگر باقی مانده است.
مراحل که برای تشکیل کابینه باید طی شود
درطی هفده گذشته اظهارات ضد و نقیض و متفاوتی صورت گرفت. جنرال صاحب دوستم معاون اول رییس جمهور در یک اظهار نظر برخلاف تمامی تفاهمان صحبت کرد وی گفته بود که این مساله امکان ندارد که کابینه بین دو تیم 50 در 50 تقسیم شود وی برای تایید نظرخود این گونه استدلال کرد که تقسیم 50 و 50 بین دو تیم معنای دو حکومت را دارد. اما در واکنش به سخنان جنرال صاحب دوستم، خبرگزاریها داخلی و خارجی اظهارات رییس اجرایی را نیز منعکس کردند.ایشان در گفتگوی خود درواکنش به سوال خبرنگارگفت: ما در مورد کابینه با رییس جمهور صحبت می کنیم و طرف ما رییس جمهوراست. رییس اجرایی به کنایه گفته است که کسانیکه اظهار نظرمی کنند باید اطلاع داشته باشند و اگر خبرنداشته باشد، گناه شان هم نیست. مضمون سخنان داکترعبدالله به این صورت که در رسانه ها منعکس شد، گویای یک نوع تفاوت نظر میان رهبران حکومت وحدت ملی دانسته شده است. دراین مورد اظهارات جنرال دوستم کمی شتابزده باید باشد. حقیقت همان است که مساله هفده وزارت خانه درگفتگوهای دو تیم حل شده است و باقی آن زیربحث و گفتگوهای طرفین قرار دارد. درطی مراحلی که تاکنون انجام شده است چندین مرحله سپری شده و حکومت وحدت ملی دارای مبنایی تیوریک می باشد. ساختارکلی آن نوشته شده و درقالب یک موافقتنامه مورد تایید و امضای طرفین نیز قرارگرفته است.
مرحله دوم بحث روی 9 وزارت خانه دیگر است. این وزارت خانه ها با ماهیت متفاوت تری باید معرفی شود، این چنین دسته بندی شده که افراد تماما مسلکی و متخصص و درعین حال بی طرف وارد این وزارت خانه ها می شوند این مساله مبناء، قبول شده است اما اینکه میزان تشخیص بی طرف کی باشد؟ بازهم تاحدی روی آن توافق شده است. بی طرفها را رییس جمهور و رییس اجرایی شناسایی، مشوره و معرفی می کنند. یگانه تفاوت قضیه دراین است که این 9 وزیر، تعلقات تیمی و گروهی ندارند و خارج از دو تا تیم می باشند. اما نقش رییس جمهور و رییس اجرایی درتعیین آنها اهمیت درجه اول را دارد. برخی گفته اند که چندان تفاوتی درقضیه نیست 9 وزارت خانه بین دو تا تیم تقسیم می شوند ولی هردو تیم موظف هستند که افراد بی طرف را برای تصدی پست ها معرفی نمایند. به عبارت دیگر هرکس بی طرف خودرا معرفی می کند. در این مرحله دو کار روی دست گرفته شده است از9 وزارت خانه امکان دارد سه وزارت خانه ضمیمه همان هفده وزارت شود یعنی اینکه 20 وزارت به صورت یک پکیج به پارلمان معرفی شود و این احتمال هم هست که این سه وزارت با شش وزارت مستقل، به گونه یک پکیج جدا گانه پس از نشست لندن به مجلس نمایندگان معرفی شود. البته ارسال نامها به پارلمان بدون شک پس ازنشست لندن صورت می گیرد منتها سرنوشت 17 وزارت خانه پیش از نشست لندن و 9 وزارت دیگر بعد ازنشست لندن مشخص خواهند شد.
وزارت خانه های کلیدی
یک بحث بسیار مهم مساله کلیدی و غیرکلیدی بودن وزارت خانه ها است. این مساله درماده - ج- موافقتنامه ساختار حکومت وحدت ملی گنجانده شده است. دراین ماده تصریح شده است که نهادهای کلیدی امنیتی ، اقتصادی و نهادهای مستقل بگونه برابر میان دو تیم تقسیم می شود. و سایرمقامات حکومتی به گونه برابرگونه توزیع می شود. این مساله" برابر و برابرگونه " درمورد توزیع کابینه به صورت بسیار جدی میان تیم های مذاکره کننده طرح شد.همان گونه که اشاره کردم در توافق 15 وزارت که کاردو تیم بود، تنها یک مورد جابجای لازم داشت. وزارت دفاع، مالیه و خارجه دریک سمت قرارگرفته بود و وزار داخله دریک طرف دیگر، تیم داکترعبدالله عبدالله رییس اجرایی روی این موضوع تاکید داشت که وزار خارجه درکناروزارت داخله به گروه آنها تعلق بگیرد. درنهایت، مساله محول شد به تصمیم رییس جمهور و رییس اجرایی. حالا دراین مرحله گفته می شود که دو جا بجای مهم درمورد وزارت خانه های کلیدی انجام شده است. وزارت دفاع و خارجه به تیم رییس اجرایی تعلق گرفته است و وزارت داخله و مالیه به تیم رییس جمهور، بنابراین تصویرموضوع وزارت خانه های کلیدی به گونه برابرگونه میان دو تیم حل شده است. درکته گوری 8 و 9 اصل ماده های توافقنامه درنظرگرفته شده برایند این دو عدد همان تقسیمات برابر و برابرگونه را نشان می دهد. البته من به دلیل اینکه درتهیه متن موافقتنامه دخالت مستقیم داشتم ، این نوع دسته بندی را موافق با رو حیه موافقتنامه می دانم . این کاری درستی است که صورت گرفته و یک نوع وفاداری و تعهد رهبران حکومت وحدت ملی را نشان می دهند.
سایرنهاد های سیاسی حکومتی
درهرحکومت تازه ، مقامات سیاسی حکومتی مورد بحث قرار می گیرد. زیرا در نظام سیاسی پست ها به دو گونه ملی و سیاسی توزیع شده است. حکومت های تازه نمی توانند، درامور پستهای خدمات ملکی دخالت چندانی نمایند. اما مقامات سیاسی را آنها میان تیم های وفادارخود، تقسیم می کنند. درافغانستان رقمی در حدود 219 پست سیاسی داریم. کابینه تماما پست سیاسی است و به همین ترتیب سفارتخانه ها، ولایات و نهادهای مستقل حتا گفته شده است که معاونتهای وزارت هم پست سیاسی می باشند. تیمهای گفتگو کننده ابتداء مساله کابینه را مورد بحث قراردادند و بعد گفته شد ساحتهای دیگر را نیز مورد بحث قرار می دهند حالا بحث روی کابینه می باشد اما سایر مقامات سیاسی نیز متعاقبا مورد گفتگو قرار می گیرد. حالا مبنایی خوبی برای کارگذاشته شده کابینه به همین ترتیبی که مورد تایید طرفین قرارگرفته است، خود بستری مناسبی برای تعیینات دیگر می شود. البته اصل ماده ( ج) در توزیعات بعدی مد نظر گرفته می شود. بنابراین حکومت وحدت ملی در آستانه شکل گیری خود قرارگرفته است و تاکنون کارهای مهمی صورت گرفته و کارهای زیادی هم هست که باید طرفین با صبرحوصله و با اعتماد به نفس روی آن کار نمایند. اوضاع امنیتی و امورمعیشتی بی نهایت ویران شده است. موج بزرگ انفجارها و جنگهای خونین در چهارطرف کشور جریان دارد. گفته شده یکی از دلایلی دشواریها و چالشها، اداره و مدیریتهای سرپرستی است رسانه های افغانستان همیشه روی این مساله تاکید دارند که مدیریت سرپرستی ، عامل اصلی مصیبت مردم افغانستان شده است. حالا این معضل درحال حل شدن است. کابینه جدید اعلام می شود و سایرمقامات حکومتی نیز درحال حل شدن است.
مصاحبه محمد ناطقی دپلمات و کار شناس مسایل سیاسی
با رضا پژوهش خبرنگار فعال افغانستان
باسپاس چند سوالی در مورد تایید موافقتنامه امنیتی ازسوی مجلس نمایندگان را داشتم و می خواستم نظر شما در این خصوص داشته و با خوانندگان در میان بگذارم
چه باعث شد که موافقتنامه امنیتی ازسوی پارلمان به اکثر یت آرا تصویب شد؟..
البته دلایلی زیادی است اما برجسته ترین آن این است که نمایندگان مردم عمیقا به خواست و نگرانیهای مردم توجه داشتند و بخوبی می دانستند که اگر بر خلاف آن رای دهد و یا آن را رد کند، این موضوع سبب افت و شکست نمایندگان خواهد شد. ترس از مردم و فاصله از خواسته های مردم کار ساده ای نیست. نمایندگان مردم بخوبی خواست مردم شان را درک می کنند و بخوبی ترس مردم از پیامدهای غیر قابل تصور آن را می دانستند و به همین دلیل به آن رای مثبت دادند البته که کار بسیار خوبی کر دند و دیدیم آن دسته که به مخالفت بر خواستند از سوی نماینگان به شدت کوچک شدند.
نکته و دلیل دیگر این است که گذشته از ترس و نگرانیهای مردم که نمایندگان موقع رای دادن کاملا به آن توجه داشتند، مساله بر سی وارزیابی خود نمایندگان مردم است. اعضای پارلمان و کمیسیونهای که روی سند کار و مطالعه کردند در تحلیل خود شان محتوای موافقتنامه را هماهنگ با منافع مردم در یافتند حقیقت مساله همین است که در بحث محتوایی این سند هیچ اشکالی ندارد و به نفع مردم افغانستان نوشته شده است بنابراین دلیلی نداشت که نمایندگان با مفاد آن مخالفت نمایند که نکردند. دلیل قاطع دیگر هم این است که اوضاع منطقه ای و جهانی حکم می کند که افغانستان از متحدانش جدا نشود تروریستهای آدم خوار مردم را می بلعند. رد موافقتنامه یعنی انزوا و تنهای افغانستان. تروریستها درست همین را می خواهند که افغانستان تنها و منزوی شود. آن جماعت که که مخالفت کردند در واقع به نفع تروریستها بصورت نا خواسته عمل کردند.
سوال دوم : این موافقتنامه چه تاثیری و چه اندازه کمک به امنیت و ثبات کشور خواهد کرد؟
. .. شکی وجود ندارد همان گونه که اشاره کردم مساله امنیت رابطهء ارگانیک بامسایل منطقه ای و جهانی دارد . نیروهای امنیتی نیاز و وابستگی شدید به کمکهای بین المللی دارد.وضع ما بهتر از عراق نیست تایید سند تاثیرات عمده دارد. در موافقت نامه تصریح شده است که نیروهای بین المللی در سه عرصه با نیروها ی افغانستان کمک می کنند. آموزش نیروها، مشوره دهی، و تجهیز نیروهای افغانستان از عمده ترین وظایف نیروهای بین المللی و از برجسته ترین نوع کمکهای هست که در نظر گرفته شده است. در کنار این موضوعات دو رویداد دیگر را در این رابطه را داریم آقای اوباما رییس جمهور آمریکا اخیرا اعلام داشته است که نیروهای آمریکا پس از سال 2014 در کنار نیروهای افغانستان در جنگ و عملیات نظامی شرکت نمایند این مساله با تایید و امضای سند امکان پذیر شده است اگر موافقنامه رد و امضا نمی شد هیچ یک از موضوعات یادشده عملی نمی شد. ازاین موضوع که بگذریم یک مساله اساسی دیگر نیز مطرح است اگر سند در پارلمان تایید نمی شد دیگر خبری از کمکهای بین المللی نبود بر اساس تعهدات شیکاگو سالانه چهار میلیارد و یک صد میلیون دالر به نیروهای افغانستان کمک صورت می گیرد. این مساله تنها با امضاء و تایید سند امکان پذیر می شد حالا همه کار ها صورت گرفته است و بسترهای همکاری با تایید موافقتنامه امکان پذیر شده است. اینها از تاثیرات تایید و امضای سند همکاری هست.
سوال سوم اگر موافقنامه تایید نمی شد آن وقت چه می شد یعنی چه پیامدهای را در پی داشت؟
.. با توضیحات که داده شد فکر می کنم پاسخ روشن شده باشد آگر سند رد می شد بدون تردید آب به آسیاب طالبان ریخته شده بود. دشمنان مردم افغانستان، استخبارات و تروریست ها خواهان قطع و بریده شدن افغانستان ازجامعه جهانی بود و هست. سیاست مداران کشور در بعد سیاست خارجی خوب عمل کرده است.سیاست خارجی حکومت وحدت ملی قابل ستایش است.
چند اقدام مهم را در سیاست خارجی حکومت وحدت ملی تا کنون داشته است که هرکدام ارزش و اهمیت زیادی برای افغانستان دارد. توجه به همکاری های منطقه ای شرکت در نشست گروه قلب آسیا سفرهای عربستان و پاکستان شرکت رییس اجرایی و رییس جمهور در کنفرانس لندن ازهمه مهمتر امضای سند همکاریهای امنیتی ازشاخصه های سیاست خارجی حکومت وحدت ملی درفاصله کوتاه بوده است . پارلمانیها علیرغم سابقه و انتقادات که به آنها صورت می گرفت، این بار دقیقا به خواست مردم توجه و با اکثریت حیرت انگیزی سند همکاری دو جانبه را امضاء کرد ند حالا توپ در مجلس سنا افتاده امید واری هست که سنا نیز رویه مجلس را درپیش گرفته و سند را تایید نماید.
اصول تنازع و تعاون
این
عنوان برای این منظورطرح شده است. درجوامع، ما، بجای مراجعه به اصل
انسانی " تعاون بقاء" به اصل حیوانی " تنازع بقاء " روی آورده ایم . حمله
های مرگبار ، تبهکاران ناشی از همان اصل حیوانی است. آنها تصمیم گرفته اند
برای بقاء خود، خون بریزند و آدم بکشند. این مهم نیست که کی را می کشد. مرگ
اصولا درقاعده تنازع بقاء، منطقی ندارد.جنگ و انتحار همان جنون است که به
صورتهای هولناکی ظاهر می شود. دیروز جوانان زیادی در ولایت پکتیکا در
استودیوم ورزشی برای تماشای والیبال، جمع شده بودند آنها گناهی جزء تماشایی
تورنمت مسابقه والیبال را نداشتند. درچنین حالتی کسی درفکر این نیست که به
مرگ فکر کند بل به زندگی رقابت انسانی ورزش و شکست رقیب در میدان ورزش فکر
می کند وغرق تماشا می شود و برای پیروزی تیم منتخب خود جشن می گیرد و کف
می زند و مسایلی که همه ما شاهد آن دربازیهای هیجان انگیز فوتبال، والیبال و
هرنوع ورزش دیگر هستیم. حوالی
ساعتهای
پنج بعد از ظهر، در ولسوالی یحیا خیل مربوط ولایت پکتیکا صد ها تماشا چی
در میدان ورزشی برای تماشای والیبال جمع می شوند. والیبال، رقابتهای چند
تیم از چند ولسوالی بود که بصورت تورنمت ، انجام می شد و به همین دلیل طرف
داران هرتیم ازخیل جاها دراین محل جمع شده بودند و می خواستند تیم های مورد
علاقه شان را تشویق نمایند و برای پیروزی آن جشن و شاد مانی برپا نمایند.
دراین صحنه و رقابت انسانی ، انتحاری با بمب جا سازی شده دربدن خود، وارد
می شود و با یک چشم بهم زدن، صحنه های هولناک و غیرقابل تحمل را خلق می
کند. ده ها انسان بی گناه بخاک و خون می غلطند، امروز مقامات محلی گزارش می
داد که که تعداد قربانیان به 60 تن رسیده اند و زخمیهای زیادی نیز برجای
گذاشته است. صحنه های خونین گرفتن جان انسانهای مظلوم غیرقابل توصیف و بی
بیان است . بعضی موضوعات و رویدادها است که اصولا زبان ندارد یعنی منطق
برای توضیح آن لنگ است. شناعت عمل انتحاری درمیدان ورزشی دیروز ازهمین باب و
مقوله است چه کسی قادراست لحظه های مرگ جوانان بی گناه و یابریده شدن
دستها و پاهای آنها راشرح دهد. تنها تصویر و تصاویر، شاید بتواند صحنه را
زنده نگهدارد.
درسال 1390 چنین رویداد هولناک را درظهرعاشورا درکابل داشتیم. انتحاری درمیان جمعیت عزادار وارد می شود و با انفجار و انتحار، سبب مرگ ده ها انسان می شود. این صحنه بسیار تکان دهنده و غیرقابل تعریف و بیان است این تنها قدرت و جاویدانه گی هنراست که تراژدی زیارت گاه ابوالفضل را، ابدی ساخت عکاس، این صحنه و این لحظه را عکاسی می کند و بخش بزرگی از جنایت انفجار و انتحار را به نمایش می گذارد، عکس واقعا حیرت انگیز بود و به همین دلیل که اوج تراژدی و مصیبت انسانی را به تصویرکشید، تصویر در سطح دنیا بهترین تصویرشناخته شد و آقای حسینی برنده جایزه بهترین عکس سال می شود. صحنه انفجار یحیا خیل در ولایت پکتیکا، درردیف همین دسته جنایتهای ضد بشری است. شبکه های مرگ برای بقاء منافع خود، چنین کارهای را می کنند و به اصل تنازع بقاء روی می آورد. حال پرسش اساسی این است که دربرابراین جنایتها چه باید کرد؟ و چه راه حل برای مردم ما وجود دارد؟ پاسخ به این پرسش بسیار دشوار است ولی می توان برای جلو گیری در کوتاه مدت و بلند مدت، راه های را جستجو کرد.
طرحهای کوتا ه مدت برای جلوگیری از جنایت
برنامه های کوتاه مدت همان مقابله به مثل است. تروریزیم معلول علتهای خود می باشد و هیچ جوابی جزء منطق مشابه را به رسمیت نمی شناسد. افغانستان می با ایست درطی این 13 سال ازاین رویه استفاده می کرد. معامله با تروریزم و مما شات با تبهکار خود ستم است. حکومت ما درگذشته چنین سیاستی را دنبال کرد. جامعه جهانی برای همکاری و محو القاعده و متحدانش درسال 2001 وارد افغانستان شد. حالا ممکن است که تروریزم ابزار سیاست و استخبارات منافع کشورها شده باشد ولی شک نداشته باشیم در آن زمان دنیا تصمیم گرفته بود که تروریزم طالبانی و القاعده، نابود شود و برای محو آن برنامه ریزی کرد و هزاران سرباز غربی و آمریکایی وارد افغانستان شدند و 13 سال دراین کشور، متحمل خسارات جانی و مالی گردید. رهبران جامعه ما بجای مراجعه به سیاستهای مثبت و همکاری و استفاده از توانایی آنها، به تیوری توطئه روی آوردند و گفتند که آنها برای مقاصد دیگری در افغانستان آمده اند و نمی خواهند تروریزم نابود شوند. این حرف درحال حاضر هم گاه گاهی مطرح می شود همین چند روز پیش رییس جمهورسابق افغانستان ، روی موضوع تاکیدداشت . آمریکا و پاکستان را به شدت مورد سرزنش و نقد قرارداد. مشکل اساسی دراین برداشت این است که درک درستی ازمنافع و طرفها و جود ندارد و درکنار آن مسایل دیگری شخصی نیز مطرح می شود و به همین دلیل همه چیز بهم می خورد و آب گل آلود و هیچ چیزی قابل درکی درمیدان نمی ماند. شما نمی توانید به این پرسش ساده جواب دهید که رییس جمهورکرزی چرا با غرب و آمریکا به مخالفت برخواست درحالیکه بارها و بارها ازسیاست غرب تجلیل هم کرد و حضورآنها را برای افغانستان فوق العاده بااهمیت دانست. این پرادکسها قابل فهم نیست و واقعا آب درمناسبات سیاسی بین افغانستان و غرب گل آلود شد. و به همین دلیل ما نتوانستیم درمقابله با تروریزم ازنیروی متحدان استفاده نماییم. افغانستان به شدت درمقابله با تروریزم درکوتاه مدت به نیروهای غرب و ناتو نیاز دارد و بدون همکاری آنها، شکست تروریزم در کوتاه مدت مشکل است.
اقدام پارلمان ممد مقابله با تروریزم
دیروز مجلس نمایندگان ، سند همکاریهای امنیتی را به اتفاق آراء تایید کرد. این سند برای منافع افغانستان حیاتی است . رییس جمهورکرزی باید موافقتنامه را در همان زمانش امضاء می کرد که نکرد و هیچ دلیل منطقی برای رد آن وجود نداشت چنانچه همین رییس جمهور، پیمان استراتژیک را با آمریکا امضاء کرد. مجلس نمایندگان دربحث علنی با اکثریت قاطع سند همکاری را تایید و آن را به نفع مردم افغانستان و برای مقابله با تروریزم، یک ضرورت دانست. البته رای نمایندگان خیلی جالب و برای همکاران مخالف شان به یک معنا تحقیرآمیزشد. از مجموع 157 وکیل تنها 5 نماینده، با تایید سند همکاری مخالفت کردند. یکی از مخالفان این چنین استدلال می کرد که: من به این دلیل با تایید سند مخالف هستم زیرا که درطی 13 سال سرک مربوط به ولایت ما درست نشده است. به هرصورت اقدام پارلمان واقعا حیرت انگیز و جالب بود.البته شکی وجود نداشت که مجلس نمایندگان آن را تایید می کرد زیرا در سال 1390 هم همین کاررا کرد جالب است که در آن زمان هم تنها 5 نماینده با آن مخالفت کردند و ما بقی رای مثبت دادند این بار هم همان شد پنج نفر موضع مخالف گرفتند.دیروز نوشته بودم که این 5 نماینده ازسوی همکاران شان تحقیرشد برخی اعتراض داشتند که مخالفت و موافقت، حق طبیعی نمایندگان و دموکراسی است. ببینید این حق نمی تواند مانع این منطق شود که آنها تنها ماندند و به شدت ازسوی همکاران شان تحقیرشدند.
سندهمکاریهای امنیتی برای مقابله با تروریزم امر حیاتی است چنانچه سایرهمکاریهای دیگر افغانستان با جامعه جهانی ممد زندگی برای مردم است. سوال اساسی این است که مساله تروریزم را چه گونه باید حل کرد؟. رویدادهای خونین، شرایط منطقه و جهان و فرارسیدن سال 2015 و خروج بخش بزرگی نیروهای بین المللی از افغانستان، دال مرکزی برای تهدیدات امنیتی است و به همین دلیل از اقدام پارلمان به درستی حمایت و ستایش شده است زیرا پیمان، ماهیت و جوهرامنیتی دارد و خواست مردم هم همین است که امنیت شان تامین شود. کشتارهای ازنوع "یحیا خیل"، بدون شک ادامه می یابد تروریسستهای بیرحم، ادامه هویت و حیات را درجنگ و تنازع بقاء و حیوانیت ، تشخیص داده اند و این کار را می کند حال برای خنثا کردن آن از همه امکانات و ابزار امینت ، اقتصاد و سیاست بهره گرفته شود. شرایط برای افغانستان از هرزمانی بهتردیده می شود در منطقه و جهان همه با خون و پوست شان خطرو تهدید تروریستها را درک می کنند. حتا این مساله برا ی کشورهای بی خیال از نوع شیوخ عرب نیزقابل درک شده است. داعش ، عربستان را تهدید کرد و این مساله شوخی نیست. غرب و امریکا هم به شدت با خطرتروریزم درگیر می باشند. افغانستان سرزمین و نقطه خطرناکی است و تنها گذاشتن افغانستان غیرممکن شده است. افغانستان پس ازسال 2014 تنها نیست . خوب اینها ابزار مفیدی برای مقابله با تروریزم است. ابزارهای جنگ، رونق اقتصاد و زندگی، فعالیتهای استوار درمناسبات سیاسی درسطح منطقه و جهان، همه اقدامات کوتاه مدت در درگیری با تروریزم است.اما اقدامات بلند مدت برای حل بحران تروریزم، موضوعاتی که اشاره کردم، نیست بله همه موارد ذکرشده می توانند، ممد و بستربرای حل معضل شود. حل معضل تروریزم، برمی گردد به مسایل زیربنایی ، آموزشی و تغییرقاعده های تعلیمی و نوع قرائت ازاسلام. اسلام را درحال حاضر، تبدیل به آیین خشونت کرده و تروریستها بنام اسلام ظلم زیادی به اسلام کرده اند. بنابراین برای نجات ازشرتروریزم باید قرائت متساهل ازاسلام ارایه داشت و آیین پاک محمد –ص- را ازدست ناپاکان باید نجات داد.این کاراستراتژیک و بسیار بلند مدت خواهد بود.اسلام متساهل و اهل مدارا، تنها می تواند، تکیه گاه جامعه اسلامی شود و جامعه را ازاصل تنازع ، به اصل تعاون ، تبدیل نماید.
بکارتان ادامه دهید
روزنامه ای نیویورک تایمز مطلبی را منتشرکرده است. دراین نوشته به نقل از بارک اوباما رییس جمهور آمریکا گفته شده که وی به فرماندهان ارتش گفته است که به کار نظامی و عملیاتی تان پس از سال 2014 نیز ادامه دهید. دراین روزنامه به جزئیات فرمان نیز اشاراتی شده و تصریح می کند که ارتش آمریکا می تواند طالبان را مورد حملات قراردهد. دریک مورد به نقل ازرییس جمهور گفته شده که نیروهای آمریکایی پس از سال 2014 می توانند درکنارنیروهای افغان، مواضع طالبان را و القاعده را بمباران نمایند و باز هم درجای تاکید شده که آنها می توانند به کمک نیروهای افغانستان درجنگ شرکت نمایند. این مطلب درواقع ماهیت ماموریتهای اعلام شده را دگرگون می کند.ناتو بارها اعلام کرده است که نوعیت و ماهیت ماموریت شان پس ازسال 2014 تغییرمی کند. آنها دیگر درجنگ شرکت ندارند و اقدام به عملیات هوایی نمی کنند و درجنگ با نیروهای افغانستان کمک نمی کنند. نوع ماموریت درنشست های بروگسیل و جاهای دیگر مشخص گردید. مقامات ناتو فیصله کرده بودند که پس از سال 2014 تنها می توانند درسه عرصه ای آموزش، مشوره دهی و لوجستیک به نیروهای افغانستان کمک نمایند و موضوع جنگ دربرابرطالبان تماما به نیروهای افغان منتقل می شود حال گزارش نیویورک تایمز چیزی دیگری را نشان می دهد. این گزارش تاکنون ازسوی مقامات رسمی آمریکا تکذیب نشده است احتمالا خبر درستی باید باشد. حال به دلایل و مولفه های احتمالی که سبب تغییردرماهیت ماموریت شده را دراین خط مقاله دنبال می کنیم.
مولفه های تغییر درتصمیم گیری
چند عنصر اساسی و تحول را می تواند دراین باب شناسی کرد و اشاره به همین عوامل می تواند انگیزه اصلی تغییرماهیت درکار نیروهای آمریکا درافغانستان باشد.اولین عامل ایجاد حکومت تازه درافغانستان است. حکومت وحدت ملی با امضای بلادرنگ موافقت نامه امنیتی نشان داد که می خواهد همکاری بی شائبه و همه جانبه را با آمریکا و غرب درعرصه های امنیتی داشته باشد. اولین پیامد امضا ی سند همان است که نیروهای آمریکا و غر ب می توانند درافغانستان بمانند و کار نمایند این مساله تنها با امضای یک سند و در چارچو ب همان سند امکا ن پذیرمی شد. رییس جمهورکرزی این سند را امضا نمی کرد یعنی اینکه بدون امضای موافقت نامه نیروهای آمریکایی حق حضور درافغانستان را نداشت. موافقتنامه، سند مجوز حضور آنها درافغانستان هست و این کارصورت گرفته است. حکومت تازه واقعا می خواهد دراین ساحت با آمریکا به تمام معنا کارنماید و هیچ گونه مشکل تراشی درکارآنها نخواهد کرد. با امضای سند، آمریکا اعلام داشت که چیزی درحدود ده هزار نیرو را با ماموریت نو، درافغانستان می گذارد. تعداد و رقم نیزاعلام شده است. یعنی پس ازسال 2014 رقمی در حدود بین 10 تا 12 هزارنیروی آمریکا و ناتو درافغانستان باقی می ماند.
گذشته ازاین مساله نوع ماموریت شان مشخص شده است همان گونه که اشاره کردم درسه عرصه آموزش، مشوره دهی و تجهیز نیروهای افغانستان ، همکاری می کند تا اینجای مساله حرف تازه ای نیست اما اینکه نوع ماموریت تغییرکرده باشد و اینکه جناب اوباما گفته باشد که بچه ها بکارتان ادامه دهید، این مساله واقعا یک امر تازه است. زیرا فیصله های که تاکنون منتشرکرده است حکایت ازاین داشت که دیگر وارد جنگ با طالبان نشوید ماموریتهای جنگی تنها و تنها از آن نیروهای افغانستان می باشند حالا به نقل ازاوباما اعلام شده است که نه ، به کارتان ادامه دهید ، این تغییرموضع رییس جمهورآمریکا یک مساله تازه است و یک دلیل آن می تواند حکومت نو درافغانستان باشد.گذشته از عنصردخیل حکومت وحدت ملی وحمایت کامل ازموضع گیری جنگی آمریکا درافغانستان و یا همان ادامه ماموریت قبلی، مولفه های دیگری نیز دراین تصمیم گیری درکاراست.
اصرار جنرالان آمریکا بر ادامه جنگ با تروریزم
این مساله هم خیلی اهمیت دارد. تفاوت های زیادی بین برداشت فرماندهان ارتش آمریکا و مقامات پنتاگون و مقامات کاخ سفید دیده می شد. به این معنا فرماندهان به دلیل اینکه مستقیما و عملا درکار جنگ دخالت داشتند و شاهد مرگ هزاران سرباز زخمی و کشته شده درجنگ افغانستان هستند، آنها این گونه استدلال می کردند که با خروج کامل و یا بی تفاوتی ارتش آمریکا درجنگ افغانستان پس ازسال 2014 ، این امکان وجود دارد که همه دست آوردها و زحمت ها هدرداده شود. فرماندهان درعین امید واری به نیروهای افغانستان ولی به شدت نگران شکست و از دست رفتن مواضع ارتش ازسوی طالبان بوده است. اخبار موثقی وجود دارد که آنها دراین باب با رییس جمهور آمریکا صحبتها و مشوره های مهمی داشته و خطرات خروج کامل و یا بی تفاوت بودن درقبال جنگ را به رییس جمهوراوباما همواره گوش زد کرده اند. در روزنامه نیویورک تایمز به موضع ارتش آمریکا نیز اشاره شده و یکی از دلایل اساسی را همان موقف ارتش آمریکا دانسته است. در تحلیل و گزارش آمده است که موضع رییس جمهور آمریکا مبنی براین که " بکارتان ادامه دهید" یک بخش آن برخواسته ازموضع گیری اردوی آمریکا باشد. به هرتقدیرنقش فرماندهان آمریکا برای ادامه کار پس ازسال 2014 خیلی مهم و کارساز و جزء مهم از تصمیم گیری می تواند دانسته شود. البته این تمام علت نیست و لی جزء مهم ازعلت هست. و تداوم کارجنگ ازخود عواملی دیگری نیز دارد.
شدت گرفتن تهدیدات امنیتی و فعال شدن گروهای تروریستی
تمام منطقه خاورمیانه، شمال آفریقا، و جنوب آسیا و جاهای دیگری از قاره هارا ، وحشت و ترور فراگرفته است. درخاورمیانه نیروهای آمریکا عملا وارد جنگ با داعش شده و بیش ازیک ماه است که مراکزداعش را در خاک عراق و سوریه بمباران می کند و گفته شده که این کار برای یک زمان بسیار طولانی ادامه دارد. درشمال آفریقا نیروهای بوکوحرام، و گروه تروریستی " الشباب" و همین گونه انصار بیت المقدس در صحرای سینا و گروهای تروریستی و تکفیری انصارالشریعه در لیبیا و همین گونه، گروه تروریستی سربازان خلیفه در الجزایر و صدها گروهای وحشت انگیزدیگر، امنیت و حوزه های امنیتی را تهدید می کنند. و جود و حضور بیرحمانه این گروها و اینکه به صورت هولناکی اتباع کافر و مسلمان را سرمی برند، سبب می گردد که حضور نیروهای بین المللی و آمریکا در منطقه موجه و توجیه پذیر شود. شکی وجود ندارد که آمریکا درعراق و سوریه به کار نظامی شان ادامه می دهد و درحال حاضر اگر اندکی غفلت نماید، بدون تردید سرزمینهای زیادی درسوریه و عراق سقوط کرده است و شک نداشته باشیم، که اگر حملات هوایی نیروهای آمریکایی درعراق و سوریه، صورت نمی گرفت، حتا پایتخت عراق ازدست رفته بود. داعش نه تنها درعراق بلکه در سرزمینهای دیگر، پرچمهای سیاه شان را یکی پس ازدیگری، برافراشته و گروهای که به آن اشاره کردم تماما به گروه داعش بیعت کرده اند. این موضوع روی مسایل امنیتی افغانستان اثرات مستقیم دارد. گرچه طالبان هنوزنگفته اند که ازداعش تبعیت می کنند و یا اینکه به این گروه بیعت کرده اند ولی شکی وجود ندارد که طالبان به القاعده بیعت کرده و اصولا همه هستی شان را فدایی القاعده کرد. می دانیم که آمریکا شاید روزی از داعش بگذرد اما ازالقاعده نمی گذرد. طالبان، متحدان اصلی و کلیدی القاعده هستند و خواهد بود، بنابراین این مساله می تواند دال مرکزی برای حضور و جنگ آمریکا درافغانستان شود پس خیلی بعید ازذهن نیست که رییس جمهور آمریکا به سربازان شان گفته باشد که" بکارتان پس ازسال 2014 نیزادامه دهید".
جنگ سرد آغازشده است
آقای میخاییل گورباچف رییس جمهورپیشین روسیه در سالگرد برچیده شدن دیوار برلین گفت: که جهان در آستانه جنگ سرد قرارگرفته است. این حرف خیلی جدی است آمریکا و روسیه درخیلی از موارد باهم شاخ به شاخ شده . در اکراین گرفتاری بسیارشدید می باشد. دو طرف روی مواضع خود محکم استاده و هرکدام ازطرف داران شان در خاک اکراین، حمایت های خونین کرده و می کنند. وزیرخارجه روسیه همین دیروز اعلام داشت که آمریکا و ناتو هدف شان نه تنها تغییرنظام دراکراین بلکه تغییرنظام در مسکو است. این حرف اوج بدبینی میان آمریکا و روسیه را نشان می دهد. آنها درمسایل خاورمیانه و موضوع سوریه بسیار، اختلاف دارند. آقای پوتین پس از اعلام خروج نیروهای ناتو از افغانستان گفت که مردم و حکومت افغانستان روی روسیه باید حساب باز کند. این موضع گیری در آستانه و قوع جنگ های سرد و اختلافات شدید دو کشور، در همه مسایل ، نشان می دهد که آمریکا نمی خواهد به راحتی از افغانستان صرف نظر نماید. این دو کشور درهیچ موردی باهم توافق نظرندارند. درمساله افغانستان بعید است که آمریکا تمامی صحنه را برای روسیه ترک نماید. روسیه رقیب جدی برای غرب شده و می شود. آقای پوتین حتا زیردریاییهایش در شمال اروپا و در نواحی آمریکا ، گشت گذارد دارد وقتی وضعیت به این صورت جلوه نماید، چه گونه می توان باورکرد که آمریکا و ناتو افغانستان را برای روسیه ترک نماید نه هرگز این کار را نمی کند. افغانستان سرزمینی نیست که آن را به راحتی دراختیار رقیب گذاشت و به همین دلایل است که آقای اوباما تغییرموضع داده و تصمیم گرفته است که گفته باشد :" بچه ها" بکارتان ادامه دهید.