نرگس

نرگس

یاداشت ها و نوشته های محمد ناطقی
نرگس

نرگس

یاداشت ها و نوشته های محمد ناطقی

واقعیتهای که خلیل زاد به آن تاکید دارد

واقعیتهای که خلیل زاد به آن تاکید دارد

 

 

خلیلزاد سفیر پیشین آمریکا درافغانستان دریگ گفتگوی ای با شبکه ای طلوع نیوزبه دو مساله ای مهمی اشاره داشت .عملیات شبانه ومدیریت زندان را درشرایط جاری خارج ازظرفیتها وتوانایی افغانستان بررسی کرد.

 

خلیل زاد عضو جمهوری خواه آمریکا وازنزدیکا ن جورج دبلیو بوش رییس جمهورپیشین آمریکا، با داشتن تجربه ای لازم وشناخت کافی ازافغانستان به این نکات پرداخته است.این تحصیل کرده ای دانشگاه آمریکایی بیروت بخوبی می داند که افغانستان توانایی برخورد با دومساله ای بسیارمهمی که رییس جمهورکرزی روی آن تاکید می کند را ، ندارد عملیات شبانه را اردوی افغانستان نمی تواند به پیش ببرد این کارمستلزم داشتن تخصص وتکنولوژی است که اردوی افغانستان فاقد هردو امراست آمریکاییها درحین آموزش دریافته است که نیروهای افغان تنبل وکاررایی لازم را برای فراگیری تعلیمات ازخود نشان نمی دهد.این نظرمربیان آمریکایی را که برخی خبرگزاریها منتشر ساخته است درکنار جوی بی اعتمادی که شبکه ای استخبارات بین مربیان خارجی ونیروهای افغان ایجاد کرده پس چه گونه نیروهای افغان می تواند به تکنولوژی عملیات شبانه دست یابد .

 

عملیات شبانه ازابزارودانشی برخوردار است که ازآن اردوی آمریکا است.با کشتارمربیان خارجی ونفوذ طالبان درشبکه وسیستم اردو وپولیس ملی، ممکن نیست که تکنولوژی وابزار وحتی آموزش نیروها ،دراختیارافغانستان گذاشته شود.خلیل زاد با درک این مسایل می داند که نیروی نظامی وپولیس افغانستان درشرایط کنونی قادربه اجرای مستقلانه ای عملیات شبانه نیست . خلیل زاد گرچه مقام اجرای درسیاست آمریکا واداره اوبا ما ندارد اما وی یکی ازکادرهای مهم جمهوری خواهان است با پیروزی جمهوری خواهان درانتخابات ریاست جمهوری آمریکا درماه های اخیر سال 2012 ، خلیلزاد نقش برجسته ای خود را بازمی یاد وی درسال 2002 که سفیرآمریکا درافغانستان شد کارهای بسیارمهمی را درافغانستان کرد که هیچ سیاست مدارخارجی این کاررا نتوانیسته است.

 

 وی قانون اساسی افغانستان را به سود ساختارریاستی تغییرداد وبیش ازیک ملیون رای مردم را برای مطالبه ای نظام پارلمانی نادیده گرفت با زور وبازوی خلیلزاد درواقع نظام متمرکزفعلی رییس جمهورکرزی جان گرفت .خلیلزاد، اسماعیل خان را با مهارت خاصی ازهرات که ادعای امارت درحوزه ای جنوب غرب را داشت، به کابل منتقل کرد امروزاسماعیل خان درچمبرنظام رییس جمهورکرزی به دام افتاده وهیچ کاری را برای  هراتیها، نمی تواند این ها ازکمالات خلیلزاد بود. خیلیلزاد دربن 2001 همه ای مذاکرات را هدایت می کرد فیصله های بن زیرنظر خلیلزاد به تصویب می رسید البته.این مقام پیشین آمریکا درافغانستان وسازمان ملل می داند که اوضاع افغانستان ازچه قراراست ونسبت به این نظر رییس جمهورکرزی ابراز مخالفت کرده است که اردوی وپولیس افغانستان توانایی برای اجرای چنین امرمهمی را درجنگ با تروریزم را ندارد.

 

 عملیات شبانه ازنوع پیچیده گیهای تکنولوژی بی سرنشین را با خود دارد عملیات دیرون را هیچ کشوری تاکنون درجهان را ه نیانداخته است این تکنولوژِی ازآن اردوی ویژه ای آمریکا شمرده می شود.عملیات شبانه نسبت به ارتش ناتوان افغانستان دشواریهای فنی وکادری زیادی زیادی دارد.اصرار رییس جمهورکرزی برقطع عملیات شبانه وانتقال این مساله به نیروهای افغان دورازواقعیت است واقعیت همان نظرات خلیلزاد است که گفته است عملیات شبانه را نیروهای افغان نمی تواند پیش ببرد.درمورد زندانها نیزخلیلزاد اظهارنظرکرده است وگفته است که مدیریت زندان بگرام کارسختی است ومقامات امنیتی افغانستان نمی تواند این مسئولیت را بعهده بگیرد.زندانیان بگرام عمدتا ازمیدانهای جنگ درعملیات شبانه دستگیروبزندان بگران انداخته شده است. آمریکاییها نسبت به این زندانیان تازمانیکه درافغانستان است نگاه امنیتی خاصی دارد انتقال زندانیان وتغییر مدیریت مسایل ضد امنیتی برای آمریکا دارکه قبول کردن آن برای مقامات آمریکا سخت ودشواراست.

 

آقای خلیلزاد نسبت به این مساله اشاره به همان بد بینی مقامات مسئول آمریکا داشته است که نیروهای افغان نمی تواند این زندانیان را اداره نماید.آقای جان مک کین درسفری ده روزپیش خود باتردید گفت: انتقال مدیریت زندان به نیروهای افغان شاید قابل حل باشد اما عملیات شبانه درجنگ با تروریزم قطع ناشدنی است. وی گفت من به رییس جمهورکرزی خواهم گفت که با عملیات شبانه مخالفت نداشته باشد.  جان مک کین گفته است قطع عملیات شبانه مفهومش این است که با نیروهای تروریزم دیگر جنگی درکارنباشد این کارشدنی نیست. وی معتقد است تازمانیکه نیروهای آمریکا درافغانستان حضورداشته باشد عملیات شبانه برای کشتن تروریستها اجتناب ناپذیر است.خیلیلزاد همان حرف جان مک کین را به عبارت دیگری تکرارکرده است خلیلزاد سخن ازظرفیت نیروهای افغان را مطرح ساخته است.وبا صراحت ابرازداشته که نیروهای افغان توانایی پیش برد واجرایی این امررا ندارد این سخن درتقابل گفته های مقامات افغان ورییس جمهورکرزی است که تاکید دارد عملیات شبانه ازنیروهای آمریکایی گرفته وبه نیروهای افغان واگذارشود.

 

 این دومساله روابط افغانستان وآمریکا را متاثر می سازد بخصوص اینکه رییس جمهورکرزی امضای سند راهبردی استراتژیک با آمریکا را مشروط به قطع عملیات شبانه ومدیریت زندان بگرام دانیسته است.آگاهان نسبت به این مساله ابراز شک کرده ودرمورد اصرار رییس جمهوربرقطع عملیات شبانه دچاربد بینی درجنگ با تروریزم شده است آنها این نتیجه را گیری را کرده که رییس جمهور،اراده جنگ وشکست طالبان را ازدست داده است ونمی خواهد که طالبان درهم شکسته شود عملیات شبانه هشتاد درصد بدون درگیری ومنجر به دستگیریهای گسترده ای کادرها ی تروریستها شده است .چرا رییس جمهورکرزی با چنین مساله ای مخالفت می کند یک استدلال عوام فریبانه وپوپلیستی دراینجا وجود دارد که درعملیات شبانه نیروهای خارجی وارد خانه های مردم می شود واین مساله با کلتور وفرهنگ مردم افغانستان سازگاری ندارد.

 

تروریست هرجای که خود را مخفی کند درجنگ تحت تعقیب قرار می گیرد فرقی بین شب وروز ندارد.آنها بدنبال  تروریستها است اگردهشت افگنان درخانه های مردم مخفی شود این درست است که نیروهای خارجی چه درشب ویادرروز وارد خانه ها برای دستگیری آنها می شود.مهم دستگیری وتلفات کم ترافراد ملکی است که نتائج میدانی نشان می دهد که تلفات عملیات شبانه بمراتب کم ترازعملیات روزانه بوده است ودستگیری سوژه ها دراقدامات شبانه نیزآسان تروبیشتر شده است.

 

آقای خلیلزاد به واقعیت های جنگ افغانستان اشاره دارد واین حرف بجای است که اگرقرار است درافغانستان تروریستهای القاعده وطالب وشبکه ای حقانی سرکوب شود این مساله با تلفات اندک عملیات شبانه وتکنولوژی آن عملی می شود مخالفت رییس جمهورکرزی با این مساله درست نیست.درمدیریت زندان بگرام هم باید دقت شود که اقدامات به نفع تروریستهای آدم خوار تمام نشود کسانیکه دربگرام زندانی است کادرهای آدم کشی است که ازمیدان جنگ دستگیر شده است برای مدیریت آنها سازکارهای امنیتی وسیستم حقوقی لازم است که افغانستان ظرفیت آنرا ندارد آقای خلیلزاد به واقعیتهای امرتوجه داشته وموضع خود را اعلام کرده است.

استاد مزاری معمار وحدت ومنادی عدالت

محمد ناطقی- ازیاران استاد مزاری

 

استاد مزاری معمار وحدت  ومنادی عدالت

 

  

سلام حضوردوستان که درآستانه ای سالگرد شهادت استاد مزاری ازوی تجلیل می نمایید این چند نکته را که ازمن خواسته بودید به همین مناسبت خدمت برادران وخواهران خود تقدیم می دارم و می تواند درمراسم ازآن استفاده شود.

 

درمورد سرنوشت جامعه هزاره همواره دواصل را نباید فراموش کنیم اصل وحدت واصل عدالت .سخن اصلی دراین است که این دو اصل زندگی چه گونه ، مطرح می شود وترجیحات وتقدم با کدام یکی است اجازه دهید این تعبیر را ازفلسفه به عاریت بگیرم ویک داستان کوچکی خاطره مرحوم شریعتی با دانشجویانش را نیز مطرح نایم.

 

 این تعبیر را عاریت ازبحث مهم فلسفی گرفته ام درمباحث فلسفه این سئوال همیشه مطرح است که آیا ماهیت مقدم بروجود است ویاوجود مقدم برماهیت دومکتب ساخته شد مکتب اصالت وجود ومکتب اصالت ماهیت فلاسفه اسلامی درصدها سال این تقدم وتاخر ماهیت و وجود را حل نتوانستند.گرچه جمع بندی حاضر این است که اصالت الوجود نسبت به اصالته الماهیت ارجحیت دارد.مرحوم شریعتی دریکی ازکتابهایش می نویسد که درمشهد جامعه شناسی دردانشگاه مشهد تدریس می کردم بحث به اصالت ماهیت ووجود کشیده شد چند روزی دانشجویان گرفتار ماهیت ووجود وتقدم تاخر هرکدام بردیگری بود روزی یکی ازدانشجویان ازمن پرسید که با الاخره نفهمیدیم که وجود مقدم است ویاماهیت.

 

این دانشجو که دغدغه ای تقدم هریک ازاین مقوله را داشت ازمنطقه ای فقیرنشینی بود که فاصله محله اش با شهر مشهد با هزاران مشکل روبرو بود جاده نداشت ودرزمستانها راه های شان بسته می شد بدلیل خرابی جاده مردم نمی توانیست به شهربیاید خیلی ازمریض ها برای درمان بخاطر بدی جاده نمی توانیست خودرا به شهر برساند ومی مرد دانشجوی من ازاین محله وقتیکه ازمن تقدم ماهیت بروجود ویاوجود برماهیت را سئوال داشت وپرسید که کدام یک با الاخره مقدم است من درجوابش گفتم تو اگرزحمت بکشی چون سواد داری همان جاده ای که محله ای شمارا به شهر مشهد وصل می کند باکمک مردم  اگردرست نمایی هم مقدم بروجود است وهم مقدم برما هیت.

 

برای ما مهم است که شناسایی نماییم کدام یک ازدواصل وحدت وعدالت مقدم است واستاد مزاری را شهید وحدت نام گزاریم ویا شهید عدالت.اصل وحدت دربرابرتفرقه ای اجتماعی وسیاسی مطرح می شود استاد مزاری ازسالها 1365 به این نکته رسید که جامعه هزاره بسیارآسیب پذیر است گروهای سیاسی با مداخلات خارجی مشخصا دست اندازیهای سید مهدی هاشمی مسئول سپاه ایران درامورافغانستان ،وارد منازعات خونین شد ابتدا شورای اتفاق را سید مهدی با ایجاد انشعابات درگیر ساخت واین سازمان سیاسی را درجامعه هزاره متلاشی ساخت .آقا اکبری وآقای صادقی نیلی ازبدنه اصلی شورای اتفاق انشعاب کردند وباسرعت وارد جنگ ها داخلی درارزگان ،بامیان، میدان، پروان ودرمناطق ازغزنی گردید.این انشعاب را، سیدمهدی هاشمی بوجود آورد وعامل فروپاشی شورا ی شد . اما رهبران شورای اتفاق درآن زمان هرگزعامل اصلی شکست خودرا شناسایی نتوانیست وسازمان نصرمربوط به استاد مزاری را که صرف اختلافات تیوریک  وقرائت های دینی خودرا با شورای اتفاق، عمده ساخته بود، می دانیست گروه استادمزاری دیگرگناه نداشت فقط با کهنه گرایی قرائت ازدین که انسداد اجتهاد  ایجاد می کرد وبا متغییرات زمان بیگانه می شد پویایی وسیال بودن را دربسترزمان  ازدین  می گرفت،اینها ازگناهان نابخشودی سازمان نصر بود. سید مهدی هاشمی شورای انقلابی اتفاق اسلامی افغانستان را، نابود کرد ولی رهبران آن تشکیلات نصر را، دشمن می دانیست.

  

جنگهای خونین با نصر نیز درارزگان ودایکندی درگرفت آقای صادقی وآقای اکبری ازمخالفان سرسخت این سازمان دراین سالها شد.( سالهای 65 تا 68 زمان تشکیل حزب وحدت اسلامی دربامیان) استاد مزاری درکناردیگر رهبران سیاسی جامعه هزاره، اصلی ترین مساله برای شان وحدت جامعه هزاره بود این جامعه همیشه بلحاظ تاریخی وسیاسی ازناحیه ای اختلاف، شکار شده است واختلافات سیاسی مردم بستر کشتاربزرگ اجتماعی را برای شان فراهم ساخته است قتل عام 62 درصدی عبد الرحمن، معلول اختلافات درونی  اجتماع هزاره بود. ازنظر استاد مزاری در درون جامعه هزاره تقدم با وحدت سیاسی واجتماعی است . درفلسفه اگر وجود مقدم برماهیت با شد درجامعه هزاره وحدت مقدم برعدالت است ومزاری معماروبنیان گزاراین وحد ت درسالهای 68 وپس ازآن است.

 

اما دربعد ملی ونگاه بیرون قبیله ای، اصل عدالت برای جامعه هزاره مقدم است . دراین جاه تفاوت دید گاه مطرح می شود برخی تاکید به اصل وحدت ملی ومشارکت ملی دارد .رییس جمهورکرزی تمام افتخارات خود را نظام مشارکتی با حضوردومعاون خود می داند این شعار ،شعارطبقه ای حاکم جامعه است ،درجامعه ای که  حقوق شهروندی رعایت نشود معیارتقسیم چوکی های قدرت بینی چشم وصورت فیزیکی  آدم ها با شد،تبعیض شهروندی وجود داشته باشد ،شهروند درجه یک ودرجه دو داشته باشیم .زندگی سیاسی اجتماعی درسطح ملی براسا اپارتاید تنظیم شده باشد ودها سئوال مربوط به مسایل شهروندی درجامعه پرازتبعیض وبی عدالتی .

 

بنابراین باید پیش ازوحدت ملی ،مساله ای عدالت اجتماعی وحقوق شهروندی حل شود وحدت با تبعیض وبی عدالتی امکان ندارد اصل اساسی درنگاه ملی اصل عدالت است عدالت شعار مظلومان جامعه است استاد مزاری اصل عدالت را درکلیت ساختار سیاسی نظام حکومتی، مقدم می دانست درزمان استاد مزاری مساله ای مثل حقوق شهروندی جزء فرهنگ ومصطلحات سیاسی  وگفتمان های سیاسی حقوقی نشد اما تاکید استاد مزاری براصل عدالت همان رعایت حقوق شهروندی است واین اصل هرگزکهنه نیست این درست نیست که زمزمه شود مزاری به تاریخ پیوست تاکید وتجلیل ازمزاری درد زمان ما ونسل ما نیست مزاری رحلت فیزیکی ازبین ما کرد وهرانسانی روزی به این سرنوشت گرفتارمی شود مهم پیام است مزاری درنگاه ملی پیامش اصل عدالت بود واین اصل هم چنان زنده است درنظام رییس جمهور کرزی این اصل ازهمه بشترخود را نشان می دهد جامعه جهانی افغانستان را پرکرد اما با حضورآنها درجامعه تبعیض است درغیبت منادیان، حقوق بشر حقوق شهروندی حقوق زن آزادی بیان، درسال2014 ، هرگز انتظار نباید داشت که طرف داران وحدت ملی ونظام مشارکتی برای شما عدالت را تامین می کند عدالت هدف ومرام مظلومان جامعه است واین اصل برای سالهای سال، مقدم براصل کاذب وحدت ملی است.زیرا تاکید می کنم که درجامعه ای پر ازستم ،تبعیض ، بی عدالتی ، نفی ونقض حقوق شهروندی ، تاکید برا صل وحدت  ملی کذب و دروغ است .شهید مزاری معمار وحدت تشکیلاتی جامعه هزاره ومنادی عدالت اجتماعی درسطح ملی است.     

دیدگاه ها ورویدادهای مهم هفته درافغانستان(1)

دیدگاه ها ورویدادهای مهم هفته درافغانستان(1)

حوادث وریدادهای هفته درافغانستان عنوان ثابت گفتگوها ونوشته های من پس ازاین درهفته نامه ای جبهه ملی ، خواهد بود هدف این است که مهم ترین حوادث هفته شناسایی وپیرامون آن حرف وسخن گفته شود وسعی خواهد شد که نظرات ودیدگاه ها درمورد رویدادها نیزمورد ارزیابی وبررسی قراربگیرد.

دراین هفته ما شاهد این رویداد ها درکشور بودیم ابتدا از ماجرای آتش زدن قران مجید درپایگاه بگرام شروع می کنیم درابتدا هفته گزارشهای منتشر شد که نیروهای آمریکایی قران مجید را سوزانده است  هدف این بوده که مجموعه ای ازکتب ازجمله قرآن کریم که مورد سوء استفاده ای زندانیان درانتقال پیام های شان قرارمی گرفت. زندانیان با نوشتن درحاشیه ای قران ودیگر کتب می خواسته اند که پیامهای ضد امنیتی شانرا در مسایل استخباراتی به بیرون منتقل نماید. نیروهای آمریکا یی این کتب را که دربیرون منتقل می شد ضبط می کردند  ودرنهایت اقدام به آتش زدن کتابهای گرد آوری شده می کنند این عمل توسط کارگران افغانی درداخل زندان به بیرون درزمی کند ومایه اعتراضات خونین ابتداء دربگرام وسپس درتمام شهرهای افغانستان می شود وتعدادزیادی ازمرد دراین رابط کشته وزخمی وخسارات مهمی به اموال مردم مسلمان وارد می شود رییس جمهوردرپیامی ازمردم می خواهد که تظاهرات را متوقف وازوارد کردن خسارات بمردم وکشتن انسانهای بیگناه خود داری نماید.

 رییس جمهورافغانستان این عمل را محکوم کرده وخواهان مجازات عاملین آن می شود آقای اوباما رییس جمهورآمریکا طی نامه ای سه صفحه ای این عمل سربازان آمریکایی را محکوم وازمردم افغانستان ورییس جمهورافغانستان عذ رخواهی می کند آقای جنرال آلن فرمانده نیروهای بین المللی نیز دراین مورد وانکنش نشان میدهد واین رفتاررا نکوهش وخواهان بررسی قضیه ومجازات مرتکبین می شود.

دیدگاه اساسی دراین مورداین است که این عمل درذات خود یک جنایت است اهانت به مقدسات مردم قابل قبول نیست مرتکبین باید محاکمه شود.این کاریک امر سازمان یافته وعامدانه است وهیچ خطای واشتباه درکارنیست سربازان آمریکایی درافغانستان آنقدرغافل ازامورنیست که متوجه اهمیت موضوع نباشد بنظر من این کاررا خطی دراردوی آمریکا سازماندهی کرده که هدف داشته وآن مرام این است که نشان داده شود که تقابل فرهنگی بین نیروهای آمریکایی وجامعه ای افغانستان درحدی است که دیگر جای برای بقاء وحضورنیروهای آمریکایی درافغانستان نیست وباید نیروهای آمریکایی ازافغانستان خارج شود.

 دراردوی آمریکا ودربین سیاست مدارا ن افرادی زیادی هستند که خواهان خروج سربازان آمریکایی ازافغانستان می باشند این عمل را برای نشان دادن این هدف برنامه ریزی کرده است وتاحدی زیادی فضا را آلوده وادامه ای حضورنیروهای آمریکایی درافغانستان را با چالش مواجه ساخته است.امروزاین سئوال درهمه جا مطرح است که ادامه حضورنیروهای بین المللی با این پیامد ها چه سودی دارد بهترین راه وگزینه این است که نیروهای بین المللی ازافغانستان هرچه زود ترخارج شود خط مخالفت با حضورنیروهای آمریکایی دردرون ارتش آمریکا کاملا به هدف خودرسیده است.این عمل همانند عمل اهانت با جنازه های طالبان آگاهانه است وتوجیهات مقامات نظامی وسیاسی امریکا وتحلیل برخی روزنامه های افغانستان را که تاکید دارد که این رفتاراشتباها وغیر عمدی بوده جدی نگیرید این عمل آگاهانه وتکرار شده نی است.

هدف تسریع خروج نیروهای بین المللی ازافغانستان می باشد یک خط دراردوی آمریکا این کار را انجام داده است این طرزتفکربلحاظ نتیجه با تروریستها به نقطه ای مشترک وصل می شود وآن بیرون شدن نیروهای بین المللی ازافغانستان است.این کارهم بلحاظ نتیجه  خروج زود هنگام وهم نفس عمل اهانت به مقد سات مردم مسلمان مورد نکوهش است ازطرف دیگر کشتن مسلمان بیگناه واتش زدن اموال مردم درشهرهای مهم افغانستان نیز خارج ازدایره ای شریعت و مدنیت است سوزاندن قرآن را گروهی با هدف مشخص وبرای گرفتن نتیجه ای معین که بیرون شدن ازافغانستان باشد ، اگاهانه سازماندهی کرده وبعد ازاین نیز این خط برنامه ریزی عمل خواهد کرد.اما مردم  برادرمسلمان خود را می کشند واموال شانرا آتش می زند وشهرخودرا با چالشهای بزرگ امنیتی روبرو می سازد.

 این هدف ومرام تروریستهای افغانستان ، استخبارات کشورهای منطقه است  مردم نباید با احساسات شان به مرام شیطانی تروریستها واستخبارات کشورهای منطقه وخطی در درون ارتش امریکا درافغانستان کمک نماید.

*****************************

حادثه ای ثانی درهفته مساله ای کشته شدن مشا ورین آمریکایی دروزارت امورداخله توسط یک فرد نفوذی طالبان بنام عبد الصبوراست وی مظنون اصلی حادثه وفعلا متواری ازصحنه است با وقوع این رویداد تکان دهنده آقای جان آلن فرمانده عمومی ناتودرافغانستان، همه ای امورمربوط به مشاورین خارجی را درتمام وزارت خانه های افغانستان متوقف ساخت وبایک فرمان فو ق العاده همکاری با وزارتخانه های افغانستان را بست وتمامی مشاورین خارجی را ازرفتن وکارکردن با نهاد های حکومتی افغانستان منع کرد این مساله اوج بی اعتمادی ونگرانی امنیتی را دروزارتخانه های ملکی افغانستان نشان می دهد امروز هیچ خارجی نه به وزارتخانه ای افغانستان اعتماد دارد ونه مربی خارجی به سربازان افغانی. فضا سلب اعتماد دربالاترین حد خود رسیده است واین مساله خطرناک است هدف ازاین عمل این بوده است که  رابطه ومناسبات همکاری بین افغانستان وجامعه ای جهانی، قطع شود وهیچ خارجی به نهاد های حکومتی افغانستان اعتماد نداشته باشد.سلب اعتماد اکنون بوجودآمده واخباری نیزمنتشر شده است که مشاورین خارجی افغانستان را ترک می کند دراردوی وپولیس افغانستان شرایط بد ترازاین است امنیت دردونهاد نظامی برای مربیان خارجی نیست وآنها درسال 2011 و ابتداء سال 2012 نزدیک به صد نفرمربی را ازدست داده اند واین امرغیر قابل تحمل است.

با کشته شدن دها مربی وسربازاسترالیایی درترینکوت توسط نفوذی طالبان بنام روزی وفراروی ازصحنه  کشته شدن چهارمربی فرانسوی و زخمی شدن شانزده سربازشان درکاپیسا ، کشته شدن دو مشاورآمریکایی دروزارت داخله توسط فردی مظنون بنام عبد الصبور وفرار وی ازصحنه ، مثال های تکان دهنده ای است که برای مربیان ومشاوران خارجی روی داده است با این وضع می تواند تصورکرد که دولت افغانستان درکارهای خود موفق بوده  است. مشاورین دروزارت داخله افغانستان کشته می شود مربیان وسربازان فرانسوی استرالیایی ازسیسم اردوی افغانستان مورحمله قرارمی گیرد کشته وزخمی می گردد این ها مسایل انکارناپذیر بی کفایتی حکومت افغانستان درعرصه های امنیت است عرصه های حکومت داری درموارد دیگر بمراتب زجردهنده تر است.امروزفساد به اوج خود رسیده نا امنی به این مرحله کشیده که هیچ اعتماد واطمینان درامن ترین مراکز حکومتی وجود ندارد.شبکه تروریستی با رهبری استخبارات درتمامی وجود نظام افغانستان رخنه کرده است.واقعا که مصیبت بار وهولناک است.

********************

ازدیگر مسایل مهم قابل گفتگو درهفته ای گذشته ،اعلامیه ای صدراعظم پاکستان آقای سید یوسف رضا گیلانی است ایشان دریک بیانیه ای رسمی ازدوگروه طالبان وحزب اسلامی افغانستان نام گرفت وازآنها خواسته است که به صلح افغانستان بپیوندد و وارد گفتگوها ومذاکرات صلح شود.این مساله ازطرف حزب اسلامی مورد استقبال قرارگرفت ازسوی طالبان تااین لحظه چیزی دیده نشده واحتمالا این مساله ازسویی طالبان رد خواهد دلیل رد هم این است که نشان دهد که مستقل است به حرفهای صدراعظم گوش نمی دهد.ویا اینکه تابع نظامیان است تا مطیع ملکیان پاکستان.درمحافل سیاسی این بیانیه این گونه تفسیر شده که پاسخ مثبت به درخواست رییس جمهورکرزی است.کابل ازاعلامیه ای گیلانی ظاهرا استقبال کرده است. این بیانیه درذات خود مثبت است زیرا برای اولین بارازطرف پاکستان داده شده این امربدلیل تازه گی اش واینکه نخستین بار است که چنین سخنی ازطرف پاکستان گفته شده درذات خود امر مهم است وبا ید استقبال شود.اما دونکته را نباید فراموش کرد که درخواست برای صلح یک مساله ای تازه نیست درتمام پایتختهای لندن ، پاریس ، ممالک عربی، و واشنگتن همواره گفته شده است که افغانستان راه حل نظامی ندارد وازطالبان همیشه خواسته شده که به جریان صلح بی پیوندد وبرای طالبان قرار است دفتری درقطرگشوده شود.گیلانی هم برای اولین بار حرفی را گفته است که همیشه وهمه جا گفته شده است.نفس درخواست برای صلح مساله ای تازه ای نیست امازمان درخواست بهردلیل که باشد تازه است زیرا تاکنون ازطرف پاکستان چنین مساله ای عنوان نشده بود.

دربیانیه آمده است که صلح افغانستان جامع با شد بین افغانها وبا مشارکت همه طرفها صورت بگیرد این مساله نیزمورد تایید است این واقعیت افغانستان است که همه گروهای موثرکه فکرغیرطالبانی دارد باید دربرنامه های گفتگوهای صلح دعوت شود تا مذاکرات صورت فرا گیر داشته باشد.

******************

وآخرین مساله ای هفته ما سخنان رییس جمهورکرزی است که برطبل حاکمیت ملی کوبیده وگفته است که ما ازپاکستان می خواهیم شروط تسهیلات گفتگو با طالبان رافراهم نماید درپاکستان رییس جمهورکرزی ازمقامات پاکستان خواسته بود که ما برای صلح آماده هستیم رهبران طالبان را آماده گفتگو ومذاکره نمایید وشرایط سهولتها را پاکستان آماده نماید.خانم کهر گفت که ما ملا عمرنداریم که برای مذاکره حاضر نماییم این درخواست احمقانه است.امروز رییس جمهور به همان مساله ای که درپاکستان گفته بود اشاره داشت وگفت پاکستان شرایط گفتگوها را تسهیل کند.ایشان درمورد پیمان استراتژیک با آمریکا نیز به دو مساله ای تغییر درمدیریت زندان وقطع عملیات شبانه تاکید داشت این مسایل را رییس جمهور ازمظاهر ونشانه های حاکمیت ملی می داند.البته پیمان استراتژیک با همه ای کشورها بخصوص آمریکا به نفع افغانستان است اما قید شرط های مثل قطع عملیات شبانه علیه تروریزم وتغییردرمدیریت زندانها ازنظرکارشناسان نمی تواند پایه هایی استد لال درست  برای امضای پیمان استراتژیک شمرده شود.

رییس جمهوربرطبل حاکمیت ملی می کوبد

رییس جمهوربرطبل حاکمیت ملی می کوبد

 

 

 

 

رییس جمهورکرزی برطبل حاکمیت ملی می کوبد.وی دیروز اصرارجنجال آفرین خودرا تکرار کرد ایشان درسفر شانزدهم ماه جنوری 2012 به پاکستان درحاشیه ای  اجلاس سه جانبه ای ایران،افغانستان وپاکستان، بصورت دوجانبه با مقامات پاکستان وارد گفتگو شد.

رییس جمهوربا مقامات پاکستانی درمورد طالبان به نکته ای انگشت گذاشت که با عث تعجب وعصیان مقامات پاکستانی گردید. خانم حنا ربانی کهروزیرخارجه پاکستان گفت که ما نمی دانیم افغانستان دنبال چه هست. افغانستان خواسته های کانکریت شده ومشخصی ندارد.وی خود رابه تجاهل زد وگفت که افغانستان درگفتگوهایش با ید مسایل شفاف وروشنی را درمیز بحث قراردهد. خانم کهر گفت که ازما خواسته شده که رهبران طالبان را برای گفتگو حاضر نماییم ما ملا عمر نداریم که اورا برای مذاکره با مقامات افغانستان برسری میزمذاکره بنیشانیم.خانم کهردرمورد مذاکرات با افغانستان ازاین هم بالاتر رفت وبا لحن غیر مودبانه وغیردپلماتیک که حکایت عصیان این مقام راداشت گفت که این خواست احمقانه است.

 خواست که خانم کهرآنرا احمقانه دانیست همان اصرارافغانستان برشروط تسهیلات است که درسفر پاکستان روی آن تاکید صورت گرفت افغانستان هم بنظر می رسد براساس کوبیدن برطبل حاکمیت ملی خود ،طرح مسایل را با زبان غیردپلما تیک عنوان کرد. طرح مساله به این صورت بوده که ازمقامات پاکستان خواسته شده که طالبان را برای مذاکره حاضرنمایید به عبارت دیگر تسهیلات گفتگورا باطالبان فراهم نمایید.این مساله ازنظر پاکستانیها این گونه سوء تعبیر وتلقی شد که گویا رهبران طالبان دراختیارپاکستان است ورییس جمهور افغانستان آمده که بگوید طالبان را برای گفتگو حاضرنمایید ما می خواهیم با طالبان مذاکره نماییم شرایط را پاکستان فراهم نماید.

پاکستان منکروجود طالبان درخاک خودش شان هست وتاهنوز اعترافی صورت نگرفته است که گفته با شد رهبری طالبان دراختیار ما است. ناتویک گزارش میدانی داشت که درآن گزارش گفته شده بود که رهبران شبکه ای حقانی درخاک پاکستان ودرمجتمع مسکونی اسلام آباد درکناراداره ای آی.اس.آی زندگی می کند درگزارش ناتوازنصیر الدین حقانی برادرسراج الدین حقانی نام گرفته شده که دراین ناحیه زندگی می کند وزیرنظرسازمان استخبارات پاکستان قراردارد نصیر الدین همیشه درتماس با مقامات استخبارات بخاطر مشوره درامورجنگ افغانستان می باشد این گزارش ازطرف مقامات پاکستان وخانم کهررد شد. خانم کهروزیرخارجه ای پاکستان گفت این گونه ادعاها کهنه وبی اساس است وی این گزاش را که مقامات طالبان درکناراستخبارات پاکستان است تشبیه به شراب دریک گیلاس کهنه نمود.

با این وصف افغانستان درپاکستان می رود با شفافیت تمام می خواهد که طالبان را برای مذاکره حاضر نماید.دیروز رییس جمهورنیزبه همین نکته اصرار داشت وگفت که ما از پاکستان می خواهیم طالبان را برای گفتگو با دولت افغانستان حاضر نماید وشروط وتسهیلات را فراهم کند.افغانستان ازدومساله که اخیرا اعلام شد  خیلی خوشحال است یکی بیانیه ای یوسف رضا گیلانی که ازطالبان وحزب اسلامی خواست که با دولت افغانستان وارد مذاکرات صلح شود ودیگراینکه رهبری صلح بدست خود افغانها باشد. عکس العمل کابل دربرابر این بیانیه مثبت بود وازمقامات پاکستان قدردانی شد.بیانیه ای گیلانی گرچه درکابل با واکنش مثبت روبرو شد اما نگاهی به متن بیانیه نشان می دهد که چیزی قابل ستایشی که به درد حکومت افغانستان بخورد دربیانیه دیده نمی شود.

 این طبیعی است که رضا گیلانی ازمقامات طالبان بخواهد که وارد صلح شود مگرآمریکا اروپا،کشورهای عربی درپایتخت شان اعلام نمی کند که افغانستان راه حل نظامی ندارد وازطالبان می خواهند که وارد گفتگوهای صلح با دولت افغانستان شود.گیلانی هم برای اولین باریک چنین درخواستی را کرده است واین نشانه ای هیچ چیزی نیست.درثانی دربیانیه آمده است که همه طرف های درگیروارد صلح شود.یعنی اینکه  درافغانستان واقعیتهای زیادی وجود دارد که درامر صلح با طالبان باید به آن واقعیتها تن داد احزاب سیاسی، جامعه ای مدنی، جامعه ای زنان ، همه دربرابرسرنوشت شان حساس ونگران است دربیانه ای گیلانی به گفتگوهای افغانها با هم دیگراشاره شده واشاره خاصی  تنها به حکومت افغانستان نیست.

رییس جمهورما ،بیانیه ای گیلانی وهم خواسته های خودشان را درپاکستان، به سود حاکمیت ملی تفسیر می کند درحالیکه پرخاشگری وعصیان خانم ربانی کهر راباید جدی گرفت واین سوء تفاهم ناشی ازگفتگوهای بد می تواند ، پاکستان را وادارنماید تا منافع ملی افغانستان وحاکمیت ملی مورد نظررییس جمهورکرزی را بشتردرمعرض مخاطره قراردهد این پاکستان است که عنان جنگ را دردست دارد ایجاد اعتماد با پاکستان بمراتب بهتر ازسوء تفاهم با پاکستان است.اظهارا ت حکایت ازسوء تفاهم عمیق را نشان می داد.این بسود منافع ملی وحاکمیت ملی افغانستان نیست.بحث دیگر رییس جمهورکرزی درمورد آمریکا نیزمطلوب نیست وی دراخرین اظهارنظرهایش تاکید به مسایلی دارد که آمریکا نسبت به آن مسایل حساس است ، تغییرمدیریت زندان بگرام واداره آنرا ازآمریکاییها می خواهد درحالیکه این مساله درجنگ با تروریزم پرازچالش است زندانیان بگرام عمدتا ازمیدان جنگ درعملیات شبانه گرفته شده است.

رییس جمهورکرزی ازآمریکاییها می خواهد آنهارا تحویل افغانستان وزندانهای افغانستان دهد.واین را نشانه های اراده وحاکمیت ملی افغانستان می داند. مساله دیگر قطع عملیات شبانه است رییس جمهوربرطبل حاکمیت ملی کوبیده می گوید این عملیات باید قطع شود وشرط امضای سند استراتژیک با آمریکا قطع عملیات شبانه درافغانستان وتغییر مدیریت زندان بگرام است.تاکید به این مسایل منافع ملی ما نیست حاکمیت ملی به اعتقاد ما درنابودی تروریستها امکان پذیر است وبا امکانات غرب چه درشب وچه درروزباید مراکزآنها باظرفیت نیروهای بین المللی درهم کوبیده شود.درمورد تغییر مدیریت زندان هم فکرمی کنم یک ترحم برپلنگ تیزدندان است واین ستم کاری است درسرزمین شیران وجنگل افغانستان که رییس جمهورآنرا توصیف کرده است.سلب اعتماد با پاکستان درگفتگوها با طبل توخالی نیزبه سود کشوروحاکمیت ملی شمرده نمی شود.حاکمیت ملی با اعتماد سازی ممکن است.

دلایلی که منجربه نا آمنی درافغانستان وخروج نیروهای بین المللی می

دلایلی که منجربه نا آمنی درافغانستان وخروج نیروهای بین المللی می شود

 

 

 دلایل عمده ای را می تواند درآشوبهای جاری شناسایی کرد.دیروز دونفر ازمشاورین آمریکایی دروزارت داخله ای افغانستان کشته شد.این حادثه بسیارتکان دهنده است.جان آلن فرمانده عمومی نیروها درافغانستان بلافاصله فرمان توقف هرنوع همکاریرا درتمام وزارتخانه های افغانستان صادر کرد. براساس حکم جان آلن همه ای مشاورین خارجی همکاری با وزارتخانه های افغانستان را متوقف می کنند.

این مساله درمورد آموزشهای نظامی بمراتب بد تر ازمساله ای مشاورین و مشوره ها خواهد بود. مشاورین خارجی دروزارتخانه های افغانستان سروکاری کم تری با مسایل نظامی واسلحه دارند اما درتعلیمات وآموزش نظامی، مربیان خارجی بصورت مستقیم با اسلحه سروکاردارد.وقتیکه مشاورین خارجی مصون نباشد بصورت قطع مربیان مصونیت کم تری خواهد داشت.مربیان خارجی درسال 2011 وابتدایی سال 2012 بیش ازصد نفر شان، کشته شده است درارزگان آقای روزی عامل نفوذی طالب دها نفرسربازان ومربیان استرالیایی را کشته وزخمی کرد. درولایت کاپیسا سربازان فرانسوی درآغازسال 2012 توسط عامل نفوذی طالبان بقتل رسید امارتلفات مربیان خارجی فو ق العاده سنگین است.نتیجه ای ملموس وطبیعی این گونه حملات این خواهد شد که مربیان دیگردرعرصه های آموزش نیروهای پولیس واردو کم ترحاضر شود وممکن است جان آلن حکمی دیگری را صادرنماید که دیگر هیچ گونه آموزش نظامی به پولیس واردوی افغانستان داده نشود.قطع آموزشهای نظامی وختم برنامه ها وپروگرامهای تعلیمی، ضربه مهمی به اردوی افغانستان است. کیفیت کارنظامی پایین می آید  وبخش زیادی امورمربوط به لوجیستیک ازدست نیروهای افغانستان خارج می شود.

دلایل این همه نا امنی برای سربازان خارجی درچیست؟ اهداف سیاسی واستخباراتی ازعمده ترین دلایل است طالبان گفته است که ما همه این عملیات را سازمان دهی کرده ایم طالبان کیست طالبان ابزاردست استخبارات است این همه ناآمنی را درواقع استخبارت بصورت نیابتی صورت داده است.هدف اسخبارات ومربیان طالبان چیست استراتژی آی.اس.آی مشخص است نیروهای خارجی ازافغانستان خارج شود مناسبات واعتبار بین اردوی افغانستان ومشاورین ومربیان خارجی قطع شود.افغانستان صاحب اردوی آموزش دیده نباشد.این ها اهداف اساسی است.اما شرایط رسیدن به مرام درچیست؟. عنصر اول ایجاد آشوبهای اجتماعی ونفرت ازخارجیها درافغانستان است.

 برای این هدف می تواند به حساس ترین مسایل انگشت گذاشت آتش زدن قرآن مجید درجامعه بشدت مذهبی افغانستان خطرنا ک ترین سوژه ای آشوب درافغانستان است امروز بیش ازچهارروزاست که درهمه ای شهرهای مهم افغانستان آشوبها با استفاده ازسوژه آتش زدن قرآن مجید ، سازماندهی می شود.هرکسی می داند که پشت سری این بلواها، شبکه های استخباراتی قرارگرفته است.هدف ازاین همه تحریکات وفتنه ها این است که نیروهای خارجی هرچه سریعتربرنامه ای خروج شان ازافغانستان را بریزد وازافغانستان خارج شود مساله خروج تنها خواست استخبارات وطالبان وکشورهای همسایه نیست دراردوی آمریکا نیزخطوطی وجود دارد که به شدت طرف دار خروج از افغانستان است. قران را این خط به آتش کشیده وهدف شان این است که بگوید دیگر جای برای سربازان خارجی درافغانستان نیست.تقابل فرهنگی بین خارجیها ومردم افغانستان درحد مقابله ای خون وآتش رسیده است.پس بهترین راه حل ترک افغانستان است.

دراینجا خواستهاُ متمرکزبریک اصل استوار شده وآن رفتن نیروهای بین المللی ازافغانستان است این مساله را استخبارات ، طالبان ، وخطی درارتش آمریکا می خواهند. خروج ازافغانستان خواست مشترک این سه جریان است.برای اینکه این هدف تسریع شود باید قرانها آتش زده شود امریکه که سکوت برای جامعه ای مذهبی مثل افغانستان دربرابرآنرا، گناه کبیره می داند.خداوند خود حافظ دین وکتابش هست چنانچه درداستان ابرهه خداوند خانه اش را دربرابر هجوم فیل ها ،با آبابیل حفاظت کرد. البته مردم درتظاهرات شان گذشته ازتحریکات شبکه های استخباراتی، واحساسات دفاع ازدین خداوند، سرخوردگیهای نیزازخارجیها دارد دلیل این نا امیدیها دراین است که درجریان ده سال کاری که فقرتنگ دستی وامنیت را درافغانستان تامین نماید، نشده است مردم با یک حکومت آلوده به فساد ونیروهای خارجی روبرو بوده است ولی تغییرات چشم گیر درفقرزدایی وخدمات عامه کم تروجود داشته است امروزمردم افغانستان درزمره ای فقیر ترین ممالک دنیا است ما نسبت به گذشته های افغانستان بمراتب فقیر تر شده ایم. ملیونها مهاجر درخارج ومیل شدید فرار ازوطن ویاس نا امیدی ازعوارض منفی ناهنجاریهای اجتماعی افغانستان است. مردم انتظارداشت که با حضور خارجیها حد اقل، گرفتاریهای زندگی شان کاهش می یابد ،رنج مصیبت، وفقر ناشی ازجنگ گذشته تمام می شود.

 اما هیچ یک ازاین آمال مردم برا ورده نشده است.حال درقالب آشوبها می خواهد عقده ها ومصیبتهای درونی خود را بصورت غیرمتمدنانه بیرون دهد.کشتن مردم بیگناه ، آتش زدن آموال عمومی درتظاهرات،به آشوب کشیدن شهرها ، اذیت وآزار هموطنان شان ،ایجا نا امنی ورعب وحشت، هیچ ربطی به اعتراضات مدنی ندارد آنچه که اتفاق افتاد اعتراضات مدنی نبود آشوبهای کوردرمسیر تقویت اهداف دشمنان مردم افغانستان ونیت استخبارات بیگانه گان.این عوامل را می تواند درآشوبهای خیابانی امروزها مشاهده کرد. بصورت خلاصه اگر بخواهیم انگیزها را شناسایی نماییم این گونه باید دلایل را بشماریم.

 برای تحقق مرام وهدف خروج نیروهای بین المللی ازافغانستان ،یکی خطی درارتش آمریکا مشغول کار شده است وآنها برای تسریع پروسه ای خروج سازمان یافتهُ دست به چنین کارهای می زند آنچه که دربگرام پیش آمد حادثه ای غیر عمدی نبود واقعه کاملا عمدی وسازمان یافته شده ازنوع اهانت به جنازه های طالبان که برنامه ریزی شده بود.دوم عملیات استخباراتی در امور دخالت دارد استخبارات منطقه هم می خواهد که خروج نیروهای آمریکایی با ذلت صورت بگیرد وخارجیها به هیچ یک از اهداف خود درافغانستان که ختم غایله تروریزم با شد نرسد.سوم طالبان مجریان وابزار این نبرداستخباراتی قرارگرفته وبصورت نیابتی این کار را انجام می دهد.عامل چهارم  برای تسریع پروسه خروج نیروهای بین المللی ازافغانستان ،آشوبهای خیابانی است مردم به دفاع ازدین خدا وحفاظت از قران مجید به خیابانهاریخته علیه خارجیها شعار می دهد اما به برادران وخواهران مسلمان آسیبهای جدی وارد می کند.تظاهرات غیرمدنی همان آشوب است واین آشوب به نفع مردم افغانستان نیست .انگیزه پنجمی  که بازهم بر می گردد به تسریع برنامه های خروج ، کشتن مربیان ومشاوران خارجی در وزارتخانه ها ودر اردو وپولیس افغانستان است. این طرح به اینخاطر سازمان دهی شده که اعتماد متقابل امنیتی را ازبین ببرد امروز هیچ اعتمادی بین مربی و سرباز افغانی نمانده ومشاورین هم به آن اضافه می شود. سلب اعتماد پیامدش سلب همکاری ویاقطع همکاری است که جان آلن با حادثه ای دیروز دروزارت داخله این قطع همکاری را درتمام وزارت خانه های افغانستان اعلام داشت.