مرثیه ای هشتمین سالگرد قانون اساسی افغانستان .
قانون اساسی افغانستان گاها ازاو بعنوان سند ملی نام گرفته می شود وگفته شده که این سند درنوع خود درمنطقه کم نظیراست. قوانین کشورهای منطقه درمقایسه با قانون اساسی افغانستان رنگ باخته است ولی درجریان هشت سال ازعمر مبارک این قانون ،کسی درچهارچوب او عمل نکرده . نظام افغانستان تماما براساس روابط وزدوبند های سیاسی ومنافع، اداره شده ونه مطابق با قانون افغانستان یکی ازرسانه های کشورگفته است که براساس فصل هفتم منشورملل متحد، افغانستان ازجمله کشورهای متجاوز به قانون خوانده شده .
دیروز تجلیل ازقانون اساسی درافغانستان بود آقای گل رحمن قاضی رییس کمیسیون نظارت برتطبیق قانون اساسی باصراحت دولت افغانستان را متهم کرد که پابند به رعایت قانون اساسی کشورنیست وقوای سه گانه بخصوص قوه ای مجریه آنرا نقض کرده . اقای بهزاد نایب دوم مجلس نمایندگان نیزدرمراسم گفته است که قانون اساسی درافغانستان زیرپاگذاشته شده وی حکومت افغانستان را مقصر دانیست که درطی هشت سال، قانون کشوررا عملی نکرده، دوزدان ومفسدان دراین کشور زیرنظرحکومت خارج ازقانون زندگی وعمل می کنند وکسی آنها را نمی تواند مطابق با قوانین نافذه کشور مجازات نمایند.
درمنشورتازه، آمده است که افغانستان یکی ازجمله کشورهای است که خارج ازقانون عمل کرده وقوانین درافغانستان درعرصه ها مختلف نقض شده است.حقیقت قضیه این است که درافغانستان نقض قوانین ونقض حقوق بشربوضوح دیده شده واین تجاوزات قانونی دردوقلم رو حکومت ومخالفین مسلح صورت گرفته است .آنچه که مربوط به مخالفین می شود چندان سخنی غریبی نیست زیرا که طالبان اصولا باقوانین کشور پای بند ی ندارد اعمال طالب همیشه خارج ازقوانین بوده وآنها تعهدی نسبت به قوانین کشورندارد وازاساس نه حکومت ونه قوانین حکومت را قبول دارد.
موارد نقض قانون درجنگ طالبان بسیارفاحش وگسترده است گزارشات نشان می دهد که هشتاد درصد، نقض قوانین ونقض حقوق بشرتوسط طالبان مسلح انجام شده است حمله به بیمارستان درمنطقه لوگردرآخرماه نوامبر که منجر به کشته شدن تعداد زیادی ازبیماران ومراجعان وکارکنان شفاخانه گردید ،ازمظاهر صریح نقض قانون وتجاوز به حقوق بشر است. حمله مسلحانه وانتحاری درهتل انترکانتینانتال درماه جون سال 2011 بقصد کشتن انسانهای بیگناه ومهمانان که در مراسم جشن عروسی شرکت داشتند وحمله به خانه فرهنگ بریتانیا درماه اگوست سال 2011 که جان چندین انسان بیگناه را گرفتند ،درواقع نقض اشکار حقوق بشردراین کشور ازسوی تبهکاران است.
کشتارمظلومانه ای ده ها انسان ومجروح کردن جمع کثیری ازبیگناهان درمراسم تدفین بزرگ قومی درشهرطالقان ولایت تخار ،تجاوزبه حقوق وکرامت انسانی ازسوی طالبان بود وجنایت تاریخی که درظهر عاشورا درزیارتگاه ابوالفضل درمنطقه ای مراد خانی که صدها عزادارحسینی کشته وزخمی شدند وبصورت هولناکی زنان ،مردان، وکودکان، بخاک وخون طپیدند ، ازبرجسته ترین وبیرحمانه ترین نقض قانون ونقض حقوق بشردرافغانستان، شمرده می شود.
عاملان فاجعه ها بجای اینکه به پنجه قانون سپرده شود ولی اکنون شرایط گفتگو وامتیازگرفتن برای شان ازسوی جامعه جهانی ومدعیان حفاظت ازقانون وحقوق بشر،درنظر گرفته شده وباعزت واحترام برای آنها دیوان ودفتربا هزینه های ملیونی افتتاح می شوند. این ها تماما نقض حقوق انسان ولگد زدن به آن وزیرپا کردن قانون است .
درجانب حکومت افغانستان که هشتمین سالگرد قانون اساسی را تجلیل می کند ، تجاوزات به قانون اساسی فراوان دیده می شود واساسا حکومت افغانستان با قانون اداره نمی شود اداره این نظام با علایق شخصی ورابطه ها، صورت می گیرد وسخنان هردومقام دردستگاه قضایی درسالگرد تجلیل ازقانون اساسی درست وتایید شده است که حکومت افغانستان تعهد به قانون ومدیریت درکادرقانون را ندارد واراده عمل به قانون وحکومت داری خوب را ، ازدست داده وقانون ازطرف حکومت افغانستان بوضوح نقض شده. مثالهای زیادی ازنقض قانون وجود دارد ودرقلم روحکومت افغانستان تجاوزات صریح به حقوق اطفال صورت گرفته است. درافغانستان ازکودکان استفاده های جنسی وتجاوزات جنسی به آنها، صورت می گیرد کودکان قاچاق می شوند ولی متجاوزین بحقوق کودکان مجازات نمی شوند.
درافغانستان ودرقلم روحکومت، هزاران نمونه ازدواجهای زیر سن داریم که بلحاظ قانونی منع است اما دراین کشورازدواجهای کودک درکنارسربازان کودک وجود دارد وحکومت کم تر به وظایف خود عمل کرده است. حقوق کودک با استثمارجنسی نقض می شود کودک درشرایط سنی نامناسب به ازدواج داده می شود کودک سربازدرجنگ گرفته شده کودک حتی به "بد" داده شده.کودک درخیابان مورد ضرب وشتم قرارگرفته ودرازا کار، حقوق ودست مزد کودک به وی داده نشده وبجای آن توهین وتحقیر شده. تمام این اموردرهرجا ی کشورودرپایتخت افغانستان روزانه اتفاق می افتد واینها تماما برخلاف قانون وزیرسلطه حکومت ودرسایه نظام افغانستان صورت می گیرد.
زنان درافغانستان حقوق انسانی ندارند وتجاوزات گسترده درحق آنها انجام شده زنان درهرگوشه ای ازکشوردست به خودکشی وخود سوزی زده تا خودرا ازعذاب نجات داده باشد اما متاسفانه برای همیشه به عذاب گرفتار شده زیرا که بازنده ماندش ، به موجود سوخته تبدیل شده است ودیگر هیچ جایگاه اجتماعی وخانوادگی ندارد.زن درسایه حکومت افغانستان شکنجه می شود ومورد تجاوزات جنسی قرارمی گیرد ولی محاکم افغانستان بدرستی بحق آنان رسیدگی نمی کنند زنان ودختران درکشور به عنعنه ضد انسانی "بد" داده می شوند.اینها موارد انکارناپذیر ازتجاوزات به حقوق انسان ونقض قوانین کشور است. درحکومت افغانستان هنوز امنیت شغلی امنیت جانی وجود ندارد افراد خودسرانه بازداشت می شوند پولیس ونیروهای امنیتی درموارد خلاف قوانین، افرا د را گرفته وازآنها رشوه خواسته وپول گرفته است.
امنیتی شغلی درکشور نیست یک روز شهرداری هزارانسان را به بهانه ای اینکه می خواهد شهرش را زیبا نماید وبه کابل صفایی وجلوه زیبایی دهد، ازخیابان ها با تمام دار ندارش جمع می کند وپولیس چماق دار با بیرحمی تمام آنها را مورد تعرض قرارمی دهد درحالیکه مردم فقیردرشهر(خریدارو فروشنده) ازوجود بساط های کنارخیان بهره مند هستند زیرا مشتری فقیروفروشنده ای مستمند باعرضه کردن کالا به قیمت بسیارارزان یک نوع خدمت وسهولت را فراهم می کنند اما شهردارحکومت بدون اینکه جای برای آنها درنظر بگیرد همه را با چوپ ازخیابانها بیرون کردند واین امنیت شغلی نیست.درحالیکه درمدرن ترین شهرهای دنیا، مکانهای را حکومت درنظر می گیرد فروشندگان وخریداران، کالای مورد ضرورت شان را باقیمت مناسب عرضه و تهیه می کنند.
خبرنگاری بمن گفت که درفصل هفتم منشورملل متحد که تازه منتشرشده افغانستان ازجمله کشورهای متجاوز به قانون شناخته شده گرچه من این منشوررا ندیدم اما گزارشهای زیادی را خوانده ام که افغانستان مرتکب تخلفات بسیار، درزمینه نقض حقوق بشر شده وحکومت افغانستان درموارد متعددی قوانین کشورش را زیرپاکرده وبوضوح دیده می شود که اداره کشوربا رابطه ها است ونه با اجرایی قانون وعدالت.افغانستان چرا درفساد دومین کشوردنیا است شاید اولی آن سومالی باشد دلیل آن مدیریت براساس رابطه های مافیایی می باشد دیگر دلیلی ندارد که افغانستان نایب قهرمان دنیا، درفساد باشد. قوانین وحقوق شهروندی مردم افغانستان، هم ازناحیه ای مخالفان مسلح مورد تجاوز قرارگرفته وهم ازطرف حکومت.
ازدهشت افکنان وتروریستها ،گله ای نیست زیرا که آنها تروریست وبراساس ضوابط خود عمل می کنند وکارشان تخریب وکشتارآدم ها هستند آنها مردمان بی مسئولیت دربرابرجان ومال مردم می باشند اما گله وشکایت ازحکومت است که قانون وضع کرده ونظامش باید براساس قوانین اداره شود ولی می بینیم که تماما نقض قوانین ونقض حقوق بشردرسایه حکومت جریان دارد.ازقانون اساسی تجلیل شد ولی این سند با این زعامت هرگز به اجرای گذاشته نمی شود.فردا، ناقضان اصلی قانون وحقوق بشروارد افغانستان می شوند وزندانیان گوانتونامو،وزیران کشور میشوند زیرا دولت افغانستان خواسته که چنین شود برادران ناراضی را باین صورت می خواهد راضی نگهدارد.دولت افغانستان خواستش این بود که نباید مراکزآنان بمباران وعملیات شبانه درمورد آنها اجراء شود واین هم خواست افغانستان است که به آمریکا اخطارداده که امضاء سند استراتژیک مشروط به قطع عملیات شبانه درمورد طالبان است واین بی میلی حکومت افغانستان است که قانون کشورش باجرای گذاشته نشده واداره مملکت با رابطه ها ومنافع، بجای قانون وعدالت پیش برده شده است.
خیانت دو دولت درحق یک ملت
در دره ای اسماعیل خیل اجتماع بزرگی ازرهبران طالبان پاکستانی وافغانی دایر شد دراین اجتماع ابویحیی اللیبی یکی ازرهبران عمده القاعده ،ازطالبان پاکستانی خواهان کمک درجنگ افغانستان گردید وی گفت که کمک به برادران افغان تا ماه مارچ سال 2012 که برف ها آب می شود لازم وضروری است ابویحیی گفت درفصل بهار باید جنگهای خونینی علیه آمریکاییها ونیروهای خارجی درافغانستان راه اندازی شود وبهترین فرصت برای راندن خارجیهای ازافغانستان فصل بهار است.
ملاعمر نیز درآخرین پیام خود به رهبران طالبان پاکستانی مشخصا از گروه بیت الله مسحود، گروه ملانذیر، وگروه گل بهادرخان دروزیرستان جنوبی و شمالی خواست که با هم دیگر متحد شوند واختلافات شان را کنار بگذارند ومردم را درمناطق شان باتهام وابسته بودند به نیروهای امنیتی واردوی پاکستان نکشند .ملاعمراخطارمی دهد که اگرکسانی را بظن ارتباط به ارتش ونیروهای امنیتی می کشید دیگر مرا بعنوان رهبرخود خطاب نکنید. ملاعمر درپیام خود ازگروپهای طالبان پاکستانی خواسته است که هدف اصلی را که جنگ بانیروهای خارجی درافغانستان باشد را فراموش نکنند وببرادران افغانی خود درجنگ با نیروهای خارجی کمک نمایند تا آنها هرچه سریع تر ازافغانستان بیرون شوند. ملاعمر اذعان داشته که نیروهای بین المللی درحال شکست هستند وباکمک ومتمرکز شدن درافغانستان آنها بزودترین فرصت ازافغانستان خارج می شوند.
دراین اجتماع به خواست ملاعمر رهبرطالبان وابویحیی اللیبی رهبر القاعده اطمینان داده شد که دربهارسالجاری با شروع آب شدن برفها، کمک ها ی طالبان پاکستانی آماده ونیروهای شان وارد افغانستان می شوند ودرکنارطالبان افغان بانیروهای بین المللی می جنگند.
نکته اساسی دراین است که در دره ای اسماعیل خیل عمده ترین رهبران طالبان گردهم آمدند وصدها موتر که نفرهای شان را نقل انتقال می دادند بدون کم ترین هراسی مانور می دادند وهیچ بیم وهراسی بخود راه نمی دادند درحالیکه پیش ازاختلافات پاکستان با امریکا در بیست ششم نوامبر سال2011 ،هرگز طالبان جرئت تشکیل چنین اجتماعی را نداشتند زیرا هواپیماهای بی پلوت آنهارا هدف قرارمی داد اما استخبارات پاکستان وحکومت یوسف رضاگیلانی با بستن فرود گاه شمسی وخارج شدن طیاره های بی پلوت ،همه شرایط را برای مانور طالبان افغانی وپاکستانی فراهم کرد واین خیانت بزرگی است که حکومت گیلانی درحق مردم افغانستان، مرتکب شد. آمریکاییها حقیقتا درمانده است وپشت سرهم عقب نشینی دارد وراه های اکمالاتی بصورت شان بسته شده وطیارهای بی سرنشین شان عملیات برمواضع شبکه های تروریستی ندارند وبه همین خاطر است که رهبران طالبان باهزاران تن ازهواداران خود، دردره جمع می شوند ومانور می دهند ودرمیان شان رهبران القاعده نیز حضور دارند وطرح عملیات بهاری را علیه نیروهای آمریکایی می ریزند.
حقیقت مساله دراین است که رژیم اسلام آباد زیرفشار آی.اس.آی همه شرایط زندگی را برای تروریستها مساعد ساخت وتمامی خطرات را ازآنها رفع کرد نشست دره اسماعیل خیل نشانه ای واضحی ازهمکاری حکومت پاکستان با تروریستهای پاکستانی وافغانی است.درافغانستان داستان شبیه حکومت پاکستان است حکومت رییس جمهورکرزی مصر است که عملیات شبانه باید خاتمه یابد درحالیکه موثرترین عملیات ضد تروریستی همین عملیات شبانه بوده وطالبان ضربه های بسیارسنگینی را دیده چنانچه عملیات بی پلوت درپاکستان دمارازروزگار شبکه های تروریستی درآورده بود .رییس جمهور کرزی با عملیات شبانه علیه دهشت افکنان چنان مخالفت نشان داد که درآخرین اظهارنظرشان به آمریکا اخطارداد که اگرعملیات شبانه قطع نشود پیمان استراتژیک را با آمریکا امضاء نمی کند.
رییس جمهور با این موضع سرسختانه همه شرایط رامی خواهد برای طالبان فراهم نماید درگذشته وی با بمباران های ناتو مخالفت داشت وسرانجام موفق شد که بمبارانها برمواضع طالبان بکلی خاتمه یابد دیگر هیچ بمباران ازسوی ناتو صورت نگرفته است زیرا که رییس جمهور با آن مخالفت کرده بود.
آمریکا ممکن است دراین مورد عقب نشینی نماید ودیگر عملیات شبانه علیه تروریستها نداشته باشد چنانچه زمزمه های آن شنیده می شود.قراین نشان میدهد که دوحکومت اسلام اباد وکابل جاده صاف کن طالبان هستند واین دو حکومت درحق مردم افغانستان خیانت می کنند با این تفاوت که پاکستان ازحمایت آنها سود می برند وازآنها بعنوان ابزار درمقاصد استراتژیک خود هم درافغانستان وهم درمورد هند استفاده می کنند زیرا تسلط طالبان درافغانستان وبیرون شدن خارجیها بصورت زود هنگام بنفع استخبارات پاکستان است چنانچه فشاربرهند درمنطقه ای کشمیر به سود آن کشوراست.
اما افغانستان دراینجا چه سودی می برد طالبان اگردرافغانستان مسلط شود اولین قربانی آن رییس جمهورکرز خواهدبود طالبان باتمام نیکیهای حامد کرزی، تاهنوزحاضرنیست با حکومتش گفتگو نماید.درمذاکرات جاری وبازشدن دفترسیاسی برای طالبان درقطر این طالبان بود که بامخالفت خود حکومت رییس جمهورکرزی را درحاشیه قرارداد ونخواست که افغانستان شریک مذاکرات صلح باشد طالبان گفته است که طرف گفتگوهای شان فقط آمریکا است.طالبان با تسلط درافغانستان حکومت وی راسر نگون می کند وبجای آن امارت اسلامی خود را برپامی کند.رییس جمهورافغانستان با سیاست های خود دربرابر عملیات شبانه ،آب به آسیاب طالبان می ریزد ومثل آی .اس.آی پاکستان عمل می کند رییس یامتوجه خطرات نیست ویا اینکه خود ریگ درکفش دارد ونمی خواهد طالبان درافغانستان شکست بخورد.
دوران ریاست جمهوری شان پس ازدوسال به پایان می رسد وبرای آینده نگران حضورسنگین طالبان درکشورش نیست دلیل آن هرچه می خواهد با شد ولی تاریخ این را فراموش نمی کند که رییس جمهورافغانستان با مخالفت خود دربرابر قوای بین المللی وباضدیت خود درعملیات شبانه وبمباران مواضع دشمنان مردم افغانستان، دچارخبط بزورگی تاریخی شد وجاده را برای دشمنان قسم خورده مردم افغانستان صاف کرد طالبان دشمن مدنیت ،آزادی، وعدالت است ورییس جمهوراین دشمن را نگذاشت شکست بخورد.
اکنون تروریستهای آن طرف مرز به خواست ملا عمر وابویحیی لیبک گفته وبا استفاده ازشرایط مناسب که استخبارات پاکستان برای شان فراهم کرد، گردهمایی تشکیل می دهند وتعهد می سپارند که دربهار سالجاری وارد افغانستان شوند وبانیروهای خارجی بجنگند.این فیصله دره اسماعیل خیل طالبان درهمین روزها است وشورای مراقبه را تازه تشکیل داده که هماهنگ به خواسته های دورهبرخون خوارالقاعده وطالبان ،جامه عمل به پوشاند.
تمام اینها محصول خیانت است که بمردم افغانستان رواداشته شد پاکستان واستخبارات آن بخاطر منافع خود دست جنایت کاران را بازگذاشت وبا بمباران طیاره های بی پلوت که رهبران تروریست را شکارمی کرد بمخالفت برخواست اما درافغانستان که منافعی دراقتدار وسلطه طالب نیست زمامدارکشوربه دلیل تعلقات قبیله ای با دشمنان مردم افغانستان همکاری کرد وراضی نشد که آنها شکست بخورد وباموضع گیریهایش برضد عملیات شبانه ومخالفت با بمباران پایگاهای دشمنان وایجاد ده ها مشکل برای نیروهای بین المللی ضد تروریست، شرایط را برای شان مساعد ساخت که به تدریج وارد افغانستان شود وکشوررا درکنترل خود بگیرد وحمام های خونین دیگری را ه بیاندازد.
رییس جمهورباسیاست های خود، گامی بطرف صلح برنداشته بلکه زمینه های خونین ترین وسیاه ترین روزهارا برای مردمش فراهم کرده است.این طوری نیست که مردم درزیر پاهای طالبان به افتد وهر جنایتی را خواست انجام دهد مردم افغانستان زنده است ودربرابر جنایت کاران دست بمقاومت خواهد زد ونمی گذارند که قاتلان مردم به آسانی به گرده مردم سوارشوند و به آنان حکم برانند وخداوند مدد گار مردم است ومقاومت عادلانه شان را یاری می رساند.
سال 2011 بااین حوادث گذشت
ازافغانستان شروع کنیم سال 2011 درکشور با سالها ی قبل بلحاظ آدم کشی وتخریب ، تفاوت چندانی نداشت درشهر کابل شرایط امنیتی خوب نبود و دراین سال مردم شاهد عملیات خونین انتحاری زیادی بودند .نمونه های شاخص ترور وشهادت استا د برها الدین ربانی توسط شورای کویته ، انفجاروحمله تروریستهای حقانی به هتل انترکانتینانتال ، حمله بوزارت د فاع ، حمله به خانه فرهنگ بریتانیا، عملیات انتحاری دراول سال به فروشگاه فاینیست ،جنگ بیست ساعته وحمله به سفارت آمریکا ودفترمرکزی ناتو درچهارراهی عبد الحق،ازجمله حوادث مرگباربود که طالبان وشبکه حقانی درسال2011 هدیه ای مردم افغانستان کرد. ازکابل که بگذریم درولایات کشور عمده ترین حوادث مرگبار ترورهای زنجیره ای بود که جان زیادی از برجسته ترین فرماندهان وشخصیتهای سیاسی را گرفتن وانفجار خونین درشهر طالقان یکی ازبدترین خونریزیهای سالجاری درکشوربود.
خونبارترین حادثه که درتاریخ افغانستان بی سابقه توصیف شد ، حمله به عزاداران حسینی درظهر عاشورا بود این جنایت را گروهی بنام لشکر جهنگوی پاکستان به دوش گرفت وابوبکرمنصور پس ازحادثه خونین روزعاشورا درکابل، بارا دیو مشعل درپاکستان که بزبان پشتو برنامه پخش می کند گفت: که عملیات انتحاری کابل را گروه ما بقصد صدمه زدن به جامعه شیعی افغانستان انجام داد.
درعرصه های سیاست نیزچالشهای عمده ای دولت افغانستان داشت جدال پارلمان با حکومت،ودخالت قوه مجریه درامورانتخابات، ازجمله حوادث سال2011 درداخل کشور بود دراین سال لوی جرگه عنعنوی دایر شد وبا صدورقطعنامه ای 76ماده ای، به کارخود پایان داد لوی جرگه پیمان استراتژیک را با آمریکا باشروطی بسیارمورد تایید قرارداد.در آخر سال2011 دوکنفرانس منطقه ای استانبول وکنفرانس بین المللی بن دو دایر شد. که درمورد افغانستان بحث وتبادل نظرشد وبا دست آورد های اندکی برای افغانستان همراه بود . خروج ده هزارسرباز آمریکایی ازافغانستان مطابق جدول زمانی پنتاگون درسال 2011 صورت گرفت. وآخرین اخبارسال 2011 گشایش دفترنمایندگی طالبان درکشورعربی قطروآزادی پنج تن زندانیان طالب اززندان گوانتوناموبود. دروبلاک خود nateqi.blogsky.com مقالات زیادی را دراین موارد نوشته ام.
درخارج ازافغانستان درکشورهمسایه درسال 2011 حادثه مهم، کشته شدن اسامه بن لادن رهبر شبکه القاعده بود که بزرگترین خبر درجنگ با تروریزم ودست آورد مهمی برای آمریکا قلم داد گردید وبدنبال آن رهبر دیگرالقاعده الیاس کشمیری کشته شد درسال 2011 حملات هواپیماهای بی پلوت آمریکا رهبران زیادی ازالقاعده را شکارکرد وکادرهای مثل عطیه عبد الرحمن لیبیایی وانورالاوکی را کشتند اولاکی دریمن با پنج نفر ازهمکاران شان توسط هواپیماهای بی سرنشین کشته شدند.درسومالی محمد باذل یکی دیگر ازرهبران القاعده نیزدرسال 2011به کام مرگ فرستاده شد وتعداد ازرهبران القاعده دستگیر شدند که ازآن جمله یونس الموریتانی غفار المسراتی وعبد الغفار الشامی را می تواند نامبرد. سال 2011 برای القاعده سال مرگباروپرتلفات بود وکادرهای زیادی ازآنها درسراسر منطقه کشته شدند که مرگ اسامه بن لادن رهبربین المللی این شبکه ازبرجسته ترین آن دراین سال شمرده می شود. درآخر سال جدال بزرگی بین پاکستان وآمریکا درگرفت وبا کشته شدن بیست چهار سربازپاکستانی درمرز، پاکستان تمام راه های تدارکاتی ناتو رابست وپایگاه شمسی طیاره ها بی پلوت را تعطیل کرد.
سال2011 برای جاپان بلحاظ حوادث طبیعی بد ترین سال درتاریخ این کشورشناخته شد. زلزله ای بالاتر ازنه دهم رشتر وبدنبال آن سونامی ویران گر،باعث تلفات جانی ،خسارات مالی ،زیاد ی گردید وازهمه دردناکتر، صدمه دیدن تاسیسات اتمی این کشور بود که همچنان با نگرانیهای تشعشعات رادیو اکتیف وضایعات آن همراه است تخریب ساختارهای اتمی جاپان به ویرانی تاسیسات اتمی چرنوبیل تشبیه شد اما مهارت این کشورمانع ازبروز گسترده خسارات گردید.
درپایان این سال مرگ کیم جون ایل روی داد وبجای آن سومین فرزندش کیم جون وان قدرت را درکره شمالی بدست گرفت. روسیه نیزشاهد تنشهای بزرگ انتخاباتی شد صدها هزارنفر درخیابان های مسکو درسرمای سی درجه ای زیر صفر درمیدان دکترسخاروف گردهم آمدند ونسبت به تخلفات انتخاباتی حزب روسیه واحد ،حزب آقای پوتین اعتراض کردند وآقای مخایل گورباچف رییس جمهورپیشین واصلاح طلب روسیه خواهان کناررفتن پوتین ازقدرت شد.
درسال 2011 جهان عرب با زلزله های بی نظیر اجتماعی همراه بود که ازآن بنام بهارعربی یاد می شود .بهارعربی ابتداء ازتونس با مرگ یک جوان سبزی فروش بنام محمد بوعزیزی آغازشد وبا زمان اندکی رژیم زین العابدین بن علی رییس جمهور مادام العمرآن کشور، سرنگون گردید. دامنه اعتراضات به مصر کشورهمجوارتونیس کشیده شد وبا گذشت هجده روز رژیم حسنی مبارک پس ازسی سال برسراقتدار، سرنگون شد.سومین رهبر درشمال آفریقا معمر قذافی بود که انقلاب بهاری عرب وی را به صورت بیرحمانه ای به کام مرگ فرستاد.قذافی پس از42 سال حکومت درنهایت درسال 2011 همراه با فرزندش معتصم به صورت بسیاربیرحمانه ای پس ازاسارت به قتل رسید که مرگ قذافی به آنصورت مفتضحانه، خدشه ولکه سیاهی را به دامن ، انقلابیون قبیله ای لیبی وارد ساخت. رژیم قذافی با عملیات گسترده ای ناتو روبرو شد.مداخلات نظامی درلیبیا براساس فیصله 1973 صورت گرفت واین اجازه را اتحادیه ای کشورهای عربی برای شورای امنیت ، صادرکرد.درشمال آفریقا کشورهای مثل الجزایر،مغرب وموریتانی ، نیز دست خوش نا آرامیهای بود اما آن کشورها تا حدودی، توانیست مسکنهای را به مردم بدهند وخاکستر برروی آتش بیاندازند.
درافریقا حادثه ای تاریخی دیگری روی داد وآن ظهور کشورجدید در جنوب سودان بود. جنوب سودان بعنوان کشور مستقل درجمع 193 کشوردیگردرسازمان ملل ملحق وعضویت رسمی این سازمان بین المللی را بدست آورد.
درسال2011 درخاورمیانه جنبش بهاری عرب دامن گیر بحرین ،سوریه ویمن شد ودرکشورهای عمان واردن نیزاعتراضات مردم جریان داشت اما عجالتا دولتهای مثل عمان واردن، شورشها واعتراضات مردم را خاموش کرد ولی دریمن تظاهرات به شدت ادامه یافت ومردم خواهان سرنگونی رژیم علی عبد الله صالح بودند وسرانجا پس ازده ماه اعتراضات خونین باوساطت شورای هماهنگی خلیج، طرح برکناری علی عبد الله صالح ازقدرت عملی وقدرت به معاون وی عبد منصور الهادی منتقل شد گرچه دامنه ای اعتراضات هنوز به صورت کامل بسته نشده ولی انقلاب به مسیر خود کم کم نزدیک می شود.
درسوریه اوضاع بسیاروخیم است ازمارچ سال 2011 تاکنون درسوریه اعتراضات مردمی ادامه دارد نشانه ای ازفروکش کردن اوضاع دیده نمی شود حکومت سوریه مورد خشم وتحریم ، جامعه بین المللی قرارگرفت واتحادیه عرب عضویت این کشوررا به تعویق انداخت وناظران جامعه عرب با نا امیدی ازاوضاع سوریه وارد این کشورشده اند وموفقیت آنها درهاله ای ازابهام فرورفته اند. درسال 2011 کشورکوچک بحرین شاهد ناآرامی های وسیع اجتماعی بود اما رژیم باهمکاری متحدان خود وبا طرح سپرجزیره ودخالت نظامی عربستان سعودی وحضور نظامیان مزدور پا کستان دراین کشور،رژیم شیخ نشین آل خلیفه بحرین ، موفق شد که شورشهای خیابانی را سرکوب نماید اما تبعیض ونابرابری سیاسی واجتماعی دراین کشور،قابل قبول مردم نیست ممکن است اعتراضات درسال 2012 همچنان ادامه یابد.
درعراق عمده ترین تحول درکنارشکل گرفتن ساختارسیاسی پس ازنه ماه کشمکش نیروهای سیاسی ،خروج نیروهای آمریکایی ازعراق بود.دلیل خروج تمام نیروهای غربی ازعراق مساله حقوقی حضورنیروها درعراق دانسته شد. که دولت عراق خواها این بود که سربازان خاطی آمریکا درعراق باید براساس قوانین عراق محاکمه شود.
درسال 2011 ایران نیز کشمکشهایش باغرب ادامه داشت وبه هیچ توافقی درمناسبات خود با غرب دست نیافت ایران دراین سال باتحریم های شدیدتری ازسوی غرب، روبرو شد که عمده ترین آن تحریم بانک مرکزی ایران ازسوی آمریکا است که این مساله نگرانیهای رادرجامعه ایران بوجود آورد که ازجمله نرخ ریال ایران دربرابر ارزهای خارجی بشدت سقوط کرد درآخرسال 2011 وابتداء سال 2012 یک دالر با هزارهشتصد هشت تومان درتهران تبادله شد.دراروپا سال 2011 سال پرازبحرانهای مالی بود حوزه یورو با بدهکاریهای بی نظیر تاریخی روبروشد وکشوریونان تا گلوزیر بارقرضه های مالی فررفت.درایتالیا نخست وزیر متمول وزنباره، آقای بلاسکونی ازاریکه قدرت به زیر کشیده شد.درآمریکا جنبش جدید ی ظهور کرد که بنام جنبش وال استریت یاد می شود اشغال خیابانها دراعتراض به سیاست مالی آمریکا همچنان ادامه دارد.دراین سال میزان بدهکاریهای آمریکا ازمرز چهارترلیون دالر گذشت.
شورای مراقبه دلیل
صلح کاذب
برخی گزارشها حاکی است که چهارگروه عمده طالبان پاکستانی شورای را بنام شورای مراقبت تاسیس کرده وملامحمد عمرآخوندرهبر گروه طالبان افغان، هیئتی را با یک پیام که دید گاه های وی را درمورد جنگ ،منعکس می کند را به وزیرستان شمالی فرستاده. خواست ملا عمر دراین پیام دو مساله است یکی اینکه طالبان پاکستانی، عملیات انتحاری وجنگ رابا اردوی پاکستان ونیروهای امنیتی، خاتمه دهد و خواست دیگرایشان ازگروهای طالبان پاکستانی این است که برای جنگ با نیروهای بین المللی درافغانستان متحد شوند وی درپیام خود ازچهار گروه عمده طالبان پاکستانی گله کرده که بجای جنگ بانیروهای خارجی درافغانستان ، باارتش پاکستان وافراد مظنون با نیروهای امنیتی پاکستان، وارد جنگ شده اند.
براساس گزارش شبکه چهارم خبر، تلویزیونی مربوط به انگلستان گروهای که باهم پیمان بسته اند ونام آنرا گذاشته " شورای مراقبه" یکی گروپ ملا نظیر ودیگری گروه بیت الله مسحود وسومی گروپ مولوی رحمان است این گروپها تماما دروزیرستان جنوبی مستقر هستند وگروه چهارمی طالبان پاکستانی که دروزیرستان شمالی پایگاه دارد گروه حفیظ گل بهادرخان متحد اصلی شبکه حقانی است واین گروپها باهم متحد شده وشورای را بوجود آورده وهرکدام نمایندگان شان را درآن شورای معرفی کرده اند .براساس گزارشها درسال جدید میلادی این چهار گروه طالبان دروزیرستان جنوبی وشمالی با طالبان افغانی، یک پیمانی را بامضاء رسانده وشورای را بنام شورای مراقبه تشکیل داده ودلیل نام شورای مراقبه به این خاطر است که نباید کسی از پیمان تخطی نماید وباید مراقب باشد که تفاهم وپیمان عملی شود.
سئوال عمده دراین است که ملاعمر بوضوح درپیام خود از اردوی پاکستان حمایت کرده وازرهبران چهار جناح دروزیرستان شمالی وجنوبی خواسته است که دیگر با اردوی پاکستان نجنگند وکسانی را بظن ارتباط با ارتش ونیروهای امنیتی پاکستان نکشند ودیگر اینکه از آنها گله کرده که برادران شان را درافغانستان فراموش کرده وبجای جنگ وکمک ببرادران شان درافغانستان، با افرادی وابسته به اردوی پاکستان وارد جنگ شده اند.این خبر نشان می دهد که صلح ومذاکره طالبان وتاسیس دفتر نمایندگی درقطر برای شان ،امری جدای ازسیاست پاکستان است وملاعمر رهبر طالبان با این جریان موافق نیست وبراساس گزارش تازه ازشبکه خبر چهار، ملاعمر خواها شدت مقابله وجنگ با نیروهای خارجی درافغانستان شده است .
تاسیس نمایندگی طالبان درکشورقطر مساله روز سیاست درافغانستان شده این مساله اززاویه های متفاوت نگرسته شده وتاکنون ابهامات درآن نهفته است.رییس جمهورافغانستان دراین خصوص متفاوت سخن گفته ودلیل آن آشفته گی وشفاف نبودن قضیه گفته شده است .دفتررییس جمهور،ابتداء با تشکیل جلسه فوق العاده درارک اعلامیه ای صادرکرد. که گویا با ایجاد نمایندگی طالبان درقطر مخالف است وسپس ازطرف ایشان درخلال کمتر ازیک هفته ،نظر مساعد با نمایندگی طالبان درقطر ابرازشد.رییس جمهور کشور دررابطه با سخنان جوب آیدن معاون رییس جمهور آمریکا گفته است که سخنان وی را تایید وازآن استقبال می کند.
مفهوم حمایت ازسخنان جوب آیدن این است که خیرو صلاح افغانستان دراین نهفته که طالبان دشمن گفته نشود رییس جمهور همین بخش ازسخنان جوب آیدن را مورد ستایش قرارداده که گفته است : طالبان دشمن مردم آمریکا نیست.برای وی همین نکته حایز اهمیت است که معاون رییس جمهورآمریکا گفته که طالبان دشمن آمریکا نیست .
وی درسخنرانی خود اشاره ای نداشت که طالبان درصورت دشمن نیست که اصول وقواعد گفتگوهای صلح را قبول نماید وقانون اساسی کشوررابه پذیرد درحالیکه رایان کراکرسفیرآمریکا درکابل سخنان جوب آیدن را توجیه وتفسیر نمود ومنظورایشان را که گفته بود طالبان دشمن مردم آمریکا نیست،آن گروه ازطالبانی را دانیست با ا صول وشروط صلح موافق است وآنرا قبول دارد. طالبان اگرواقعا اصول را به پذیرد دراین حالت طالبان دشمن هیچ کسی نیست زیرا که درآن صورت دیگر آنها طالب نیست طالبی که قطع رابطه با القاعده نماید، قانون اساسی ، حقوق زن ،حقوق اقلیتها قومی، دموکراسی ،دست آورد های ده سال گذشته، راقبول نماید واسلحه شان به زمین بگذارد، دیگرتغییر ماهیت داده ونمی تواند دشمن مردم افغانستان باشد.رییس جمهور ما درکانال جوب آیدن قرارگرفت وازسخنان وی بگرمی استقبال کرد وآن رامایه خیر وصلاح افغانستان شمرد. حال باید ازدستگاه حکومت کسی پیدا شود که سخنان رییس جمهور را توجیه وتفسیر نماید که منظور شان ازستایش سخنان جوب آیدن ، آن گروه ازطالبانی است که شرایط را قبول نماید اما می دانیم که دردستگاه رییس جمهور ما کسی نیست که نقش رایان کراکررا بازی نماید زیرا دردستگاه حکومت ما هوادران طالب زیادهستند وشورای عالی صلح بگفته اقای سعیدی کارشناس مسایل سیاسی، شاید یگانه هدفش این باش که روزی قدرت را به طالبان تحویل دهد.
سخنان جوب آیدن اشاره به یک مطلب دیگری است که مربوط به گفتگوهای صلح می شود . منابع خبری پاکستان گفته اند. که درجریان مذاکرات ده ماهه با طالبان آمریکاییها گفته بود که ما حاضریم اعلام نماییم که طالبان دشمن مردم آمریکا نیست وطالبان نیزمتقابلا، اعلام نماید که رابطه ای با القاعده ندارد وچنین تفاهمات دربین بوده است. اما آمریکا به وعده خود وفاء کرد وبلند ترین مقام سیاسی درگفتگو با نیوزویک گفت که طالبان دشمن مردم آمریکا نیست.اما ازطرف طالبان تاکنون سخنی شنیده نشده است که گفته شده باشد ما رابطه خود را با القاعده قطع کرده ایم ویامی کنیم. یکی ازشروط همین قطع رابطه با القاعده است که این شرط درکنارسایر شروط مذاکرات صلح، برای آمریکاییها اولویت دارد.
اینها درواقع یک مساله اساسی را نشان می دهد که طالبان هیچ عجله وشتابی ندارد وبا خون سردی تمام به کارهای شان ادامه می دهد درحالیکه جریان ایجاد نمایندگی تا این حد جلو رفته وآنها درآستانه ای افتتاح نمایندگی هستند اما ذبیح الله مجاهد سخن طالبان اظهاربی اطلاعی کرده وملاعبد السلام ضعیف درکابل نیز گفته است که ازجریا دفترنمایندگی طالبان درقطر، بی اطلاع است.
بنظر می رسد که تاسیس نمایندگی طالبان درقطرمربوط به یک بخش غیرفعال وخنثی تعلق دارد وپاکستان این مهندسی را کرده که یک بخش بی تاثیر می تواند با آمریکا ییها مذاکره نماید وامکانات بگیرد ودفتر نمایندگی وسیاسی درقطر داشته با شد این بخش هیچ تاثیری روی اوضاع جنگ درافغانستان نمی گذارد زیرا فرماندهان طالبان درخط جنگ اظهاربی اطلاعی کرده وگفته است که ازایجاد نمایندگی طالبان خبری ندارد درحالیکه داستان قطر یک مساله جدی است ومحصول ده ماه مذاکرات با طالبان می باشد.
ایجاد نمایندگی طالبان درقطربا هدایت استخبارات پاکستان امری بسیار مفیدی برای طالبان است زیرا آنها برسمیت شناخته می شود زندانیان شان آزاد می شوند ومبالغ هنگفتی را به دست می آورد برخی گزارشات نشان می دهد که حدود صدملیون دالرپروژه مشترک عربی واروپایی درمورد دفترنمایندگی قطر،هزینه شده که دراخیتارطالبان آن مبلغ ، گذاشته شده است تا شرایط تاسیس نمایندگی شان را مساعد نماید و بلحاظ سیاسی هم تقریبا نقش یک دولت سایه را دربرابر افغانستان داشته باشد.تمام این مسایل درتاسیس نمایندگی طالبان درقطرعملی است وخواست اصلی طالبان آزاد شدن اسرای شان درجزیره گوانتوناما است که گفته شده پنج تن ازعمده ترین آدمهای طالبان: مولوی خیر الله خیرخواه، مولوی محمد فضل ،مولوی نورالدین نوری، مولوی عبدالحق وثیق، ومولوی خوستی درآستانه انتقال از گوانتونا مو به کشورعربی قطر هستند. اینها امتیازات است که گروه طالبان ازمذاکرات شان تاکنون گرفته است.
پاکستان متقین است که بخش نظامی طالبان را دراختیاردارد وامکان اینکه طالبان ازپاکستان فاصله بگیرد غیر عملی است .پاکستان می خواهد نقش دوگانه ومهاردوگانه خودرا، درمورد طالبان حفظ نماید. درشرایط فعلی تیم مذاکره کننده فعال است وطیب آقا همرا با دوهمکارخود شهاب الدین دلاور وشیرمحمد استانکزی جریان گفتگوها رابا آمریکا ،المان وکشورقطر به پیش می برند.وپاکستان نسبت به این مساله هیچ حساسیتی ندارد زیرا که مطرح شدن طالبان وامتیازگرفتن آنها هیچ ضرری را متوجه منافع پاکستان نمی کند .هراندازه طالبان ازغرب وازکشورهای عربی امتیازات مالی دریافت نماید وآنها ، بعنوان مهم ترین عنصر قضیه افغانستان درعرصه بین المللی مطرح شود، به نفع پاکستان است زیرا که استخبارات پاکستان به هرصورت جریان را درمهارخود دارد.سئوال که مطرح می شود این است که آمریکا وغرب آیا متوجه این مهاردوگانه درسیاست استخبارات پاکستان نیست ؟
پاسخ خیلی ساده است آمریکا وغرب کاملا متوجه است ولی ناگزیریهای جنگ ، تلفات وخسارات آن ، نفرت عمومی ازجنگ افغانستان درواقع، شرایطی را به جود آورده که آنها درصد خلاص شدن ازاین بحران هستند وجریان صلح وبه ثمررساندن ظاهری آن که ایجاد نمایندگی برای طالبان با شد یک نوع توجیه وزبان گویا، می تواند برای غرب باشد که ما درافغانستان صلح را که خواست مردم افغانستان وجهان بود ، برقرارکردیم ودشمنان مردم افغانستان وجهان را برسرمیز مذاکره حاضرنمودیم واین هم دیوان ودفترشان ودیگر وظیفه ومسئولیت غرب، پایان یافته است ادامه زندگی مسالمت آمیز دراین کشور بستگی بخود آنها دارد. اما می دانیم مردم افغانستان آنرا، کلوخ درآب گذاشتن وازآن تیرشدن می گوید. آمریکا با جریان صلح کاذب خواسته کلوخ درآب بگذارد وازآب بگذرد.
درحالیکه مساله اصلی ومعضل اساسی هم چنان سری جای خود باقی است بخش نظامی طالبان درسنگرهای جنگ وانتحار، فعال وازهم اکنون گفته است که ازجریان قطر اطلاعی ندارد واز طرفی هم ملا محمد عمر به رهبران طالبان پاکستانی پیام داده واز آنها خواسته است که با افرادی از اردوی پاکستان درمناطق شان ، نجنگند وبجای آن با برادران شان درافغانستان بانیروها خارجی وارد جنگ شوند وهمان گونه که بیان شد گروهای طالب پاکستانی وافغانی دراین رابطه شورای را بنام شورای مراقبه ،تشکیل داده .
آرامش پاکستان هم دراین است که آب ازآب تکان نخورده وآنچه درقطرمی گذرد سراب بیش درصلح افغانستان نیست ماجرای قطر درشرایط حاضر ازنظر پاکستان یک صلح کاذب ودروغین بیش نیست.پاکستان باسیاست مهار دوگانه ،ایجاد دفتر درقطر وحفظ سنگر طالبان درافغانستان را ،مایه آرا مش وآسایش خود می داند وهیچ نگرانی ازایجاد آن ندارد. واین سخن دقیقی است که شورای عالی صلح افغانستان درآستانه ای بازشدن دفتر طالبان درقطرگفته است که صلح با طالبان بدون موافقه پاکستان غیرممکن است.
مصالحه باطالبان معلول علت خود وآن سیاست مصالحه با پاکستان بجای مقابله با آن کشور درمسایل تاریخی ومرزی است. بعبارت بهتر افغانستان پیش ازهرسخنی باید مسایل خودرا با پاکستان روی میز گذاشته و حل نماید تا ازشر طالبان خلاص شود درغیر آن صورت صلح با طالبان یک صلح کاذب است.
صلح کاذب
تاسیس نمایندگی طالبان درکشورقطر مساله روز سیاست درافغانستان شده این مساله اززاویه های متفاوت نگرسته شده وتاکنون ابهامات درآن نهفته است.رییس جمهورافغانستان دراین خصوص متفاوت سخن گفته ودلیل آن آشفته گی وشفاف نبودن قضیه گفته شده است .
دفتررییس جمهور،ابتداء با تشکیل جلسه فوق العاده درارک اعلامیه ای صادرکرد. که گویا با ایجاد نمایندگی طالبان درقطر مخالف است وسپس ازطرف ایشان درخلال کمتر ازیک هفته ،نظر مساعد با نمایندگی طالبان درقطر ابرازشد.رییس جمهور کشور دررابطه با سخنان جوب آیدن معاون رییس جمهور آمریکا گفته است که سخنان وی را تایید وازآن استقبال می کند.
مفهوم حمایت ازسخنان جوب آیدن این است که خیرو صلاح افغانستان دراین نهفته که طالبان دشمن گفته نشود رییس جمهور همین بخش ازسخنان جوب آیدن را مورد ستایش قرارد اده که گفته است : طالبان دشمن مردم آمریکا نیست.برای وی همین نکته حایز اهمیت است که معاون رییس جمهورآمریکا گفته که طالبان دشمن آمریکا نیست .
وی درسخنرانی خود اشاره ای نداشت که طالبان درصورت دشمن نیست که اصول وقواعد گفتگوهای صلح را قبول نماید وقانون اساسی کشوررابه پذیرد درحالیکه رایان کراکرسفیرآمریکا درکابل سخنان جوب آیدن را توجیه وتفسیر نمود ومنظورایشان را که گفته بود طالبان دشمن مردم آمریکا نیست،آن گروه ازطالبانی را دانیست با ا صول وشروط صلح موافق است وآنرا قبول دارد. طالبان اگرواقعا اصول را به پذیرد دراین حالت طالبان دشمن هیچ کسی نیست زیرا که درآن صورت دیگر آنها طالب نیست طالبی که قطع رابطه با القاعده نماید، قانون اساسی ، حقوق زن ،حقوق اقلیتها قومی، دموکراسی ،دست آورد های ده سال گذشته، راقبول نماید دیگرتغییر ماهیت داده ونمی تواند دشمن مردم افغانستان باشد.رییس جمهور ما درکانال جوب آیدن قرارگرفت وازسخنان وی بگرمی استقبال کرد وآن رامایه خیر وصلاح افغانستان شمرد. حال باید ازدستگاه حکومت کسی پیدا شود که سخنان رییس جمهور را توجیه وتفسیر نماید که منظور شان ازستایش سخنان جوب آیدن ، آن گروه ازطالبانی است که شرایط را قبول نماید اما می دانیم که دردستگاه رییس جمهور ما کسی نیست که نقش رایان کراکررا بازی نماید زیرا دردستگاه حکومت ما همه هوادران طالب جمع شده وشورای عالی صلح بگفته اقای سعیدی شاید یگانه هدفش این باش که روزی قدرت را به طالبان بسپارد.
سخنان جوب آیدن اشاره به یک مطلب دیگری است، مربوط به گفتگوهای صلح . منابع خبری پاکستان گفته است که درجریان مذاکرات ده ماهه با طالبان آمریکاییها گفته بود که ما حاضریم اعلام نماییم که طالبان دشمن مردم آمریکا نیست وطالبان نیزمتقابلا، اعلام نماید که رابطه ای با القاعده ندارد وچنین تفاهمات دربین بوده است. اما آمریکا به وعده خود وفاء کرد وبلند ترین مقام سیاسی درگفتگو با نیوزویک گفت که طالبان دشمن مردم آمریکا نیست.اما ازطرف طالبان تاکنون سخنی شنیده نشده است که گفته شده باشد ما رابطه خود را با القاعده قطع کرده ایم ویامی کنیم. یکی ازشروط همین قطع رابطه با القاعده است که این شرط درکنارسایر شروط مذاکرات صلح، برای آمریکاییها اولویت دارد.
اینها درواقع یک مساله اساسی را نشان می دهد که طالبان هیچ عجله وشتابی ندارد وبا خون سردی تمام به کارهای شان ادامه می دهد درحالیکه جریان ایجاد نمایندگی تا این حد جلو رفته وآنها درآستانه ای افتتاح نمایندگی هستند اما ذبیح الله مجاهد سخن طالبان اظهاربی اطلاعی کرده وملاعبد السلام ضعیف درکابل نیز گفته است که ازجریا دفترنمایندگی طالبان درقطر، بی اطلاع است وآن را یک توهم وخیال توصیف کرده است.
بنظر می رسد که تاسیس نمایندگی طالبان درقطرمربوط به یک بخش غیرفعال وخنثی تعلق دارد وپاکستان این مهندسی را کرده که یک بخش بی تاثیر می تواند با آمریکا ییها مذاکره نماید وامکانات بگیرد ودفتر نمایندگی وسیاسی درقطر داشته با شد این بخش هیچ تاثیری روی اوضاع جنگ درافغانستان نمی گذارد زیرا فرماندهان طالبان درخط جنگ اظهاربی اطلاعی کرده وگفته است که ازایجاد نمایندگی طالبان خبری ندارد درحالیکه داستان قطر یک مساله جدی است ومحصول ده ماه مذاکرات با طالبان می باشد.
ایجاد نمایندگی طالبان درقطربا هدایت استخبارات پاکستان امری بسیار مفیدی برای طالبان است زیرا آنها برسمیت شناخته می شود زندانیان شان آزاد می شوند ومبالغ هنگفتی را به دست می آورد برخی گزارشات نشان می دهد که حدود صدملیون دالرپروژه مشترک عربی واروپایی درمورد دفترنمایندگی قطر،هزینه شده که دراخیتارطالبان آن مبلغ ، گذاشته شده است تا شرایط تاسیس نمایندگی شان را مساعد نماید و بلحاظ سیاسی هم تقریبا نقش یک دولت سایه را دربرابر افغانستان داشته باشد.تمام این مسایل درتاسیس نمایندگی طالبان درقطرعملی است وخواست اصلی طالبان آزاد شدن اسرای شان درجزیره گوانتوناما است که گفته شده پنج تن ازعمده ترین آدمهای طالبان: مولوی خیر الله خیرخواه، مولوی محمد فضل ،مولوی نورالدین نوری، مولوی عبدالحق وثیق، ومولوی خوستی درآستانه انتقال از گوانتونا مو به کشورعربی قطر هستند. اینها امتیازات است که گروه طالبان ازمذاکرات شان تاکنون گرفته است.
پاکستان متقین است که بخش نظامی طالبان را دراختیاردارد وامکان اینکه طالبان ازپاکستان فاصله بگیرد غیر عملی است .پاکستان می خواهد نقش دوگانه ومهاردوگانه خودرا، درمورد طالبان حفظ نماید. درشرایط فعلی تیم مذاکره کننده فعال است وطیب آقا همرا با دوهمکارخود شهاب الدین دلاور وشیرمحمد استانکزی جریان گفتگوها رابا آمریکا ،المان وکشورقطر به پیش می برند.وپاکستان نسبت به این مساله هیچ حساسیتی ندارد زیرا که مطرح شدن طالبان وامتیازگرفتن آنها هیچ ضرری را متوجه منافع پاکستان نمی کند .هراندازه طالبان ازغرب وازکشورهای عربی امتیازات مالی دریافت نماید وآنها ، بعنوان مهم ترین عنصر قضیه افغانستان درعرصه بین المللی مطرح شود، به نفع پاکستان است زیرا که استخبارات پاکستان به هرصورت جریان را درمهارخود دارد.سئوال که مطرح می شود این است که آمریکا وغرب آیا متوجه این مهاردوگانه درسیاست استخبارات پاکستان نیست ؟
پاسخ خیلی ساده است آمریکا وغرب کاملا متوجه است ولی ناگزیریهای جنگ ، تلفات وخسارات آن ، نفرت عمومی ازجنگ افغانستان درواقع، شرایطی را به جود آورده که آنها درصد خلاص شدن ازاین بحران هستند وجریان صلح وبه ثمررساندن ظاهری آن که ایجاد نمایندگی برای طالبان با شد یک نوع توجیه وزبان گویا، می تواند برای غرب باشد که ما درافغانستان صلح را که خواست مردم افغانستان وجهان بود ، برقرارکردیم ودشمنان مردم افغانستان وجهان را برسرمیز مذاکره حاضرنمودیم واین هم دیوان ودفترشان ودیگر وظیفه ومسئولیت غرب، پایان یافته است ادامه زندگی مسالمت آمیز دراین کشور بستگی بخود آنها دارد. اما می دانیم مردم افغانستان آنرا، کلوخ درآب گذاشتن وازآن تیرشدن می گوید. آمریکا با جریان صلح کاذب خواسته کلوخ درآب بگذارد وازآب بگذرد.
درحالیکه مساله اصلی ومعضل اساسی هم چنان سری جای خود باقی است بخش نظامی طالبان درسنگرهای جنگ وانتحار، فعال وازهم اکنون گفته است که ازجریان قطر اطلاعی ندارد.آرامش پاکستان هم دراین است که آب ازآب تکان نخورده وآنچه درقطرمی گذرد سراب بیش درصلح افغانستان نیست ماجرای قطر درشرایط حاضر ازنظر پاکستان یک صلح کاذب ودروغین بیش نیست.پاکستان باسیاست مهار دوگانه ،ایجاد دفتر درقطر وحفظ سنگر طالبان درافغانستان را ،مایه آرا مش وآسایش خود می داند وهیچ نگران ازایجاد آن ندارد. واین سخن دقیقی است که شورای عالی صلح افغانستان درآستانه ای بازشدن دفتر طالبان درقطرگفته است که صلح با طالبان بدون موافقه پاکستان غیرممکن است.
مصالحه باطالبان معلول علت خود وآن سیاست مصالحه با پاکستان بجای مقابله با آن کشور درمسایل تاریخی ومرزی است. بعبارت بهتر افغانستان پیش ازهرسخنی باید مسایل خودرا با پاکستان روی میز گذاشته و حل نماید تا ازشر طالبان خلاص شود درغیر آن صورت صلح با طالبان یک صلح کاذب است.