نرگس

نرگس

یاداشت ها و نوشته های محمد ناطقی
نرگس

نرگس

یاداشت ها و نوشته های محمد ناطقی

فرمایشات جوب آیدین ؛ توجیه وتفسیر رایان کراکر

فرمایشات جوب آیدین ؛ توجیه وتفسیر رایان کراکر

 

 

 

جوب آیدین معاون رییس جمهور آمریکا گفته است که طالبان دشمن ما نیست سخن وی را بعنوان یکی از برجسته ترین  سیاست مداران آمریکا وعضو مهم گروه تینگ تانگ باید جدی گرفت. بنظر می رسد یک چرخش بسیارمهمی درسیاست آمریکا درحال وقوع است.آمریکاییها درآستانه خروج ازافغانستان تصمیم دارندکاریرا انجام دهند که انگلیس آنرا می خواهد انگلیس اصولا با طالبان مشکلی ندارد خانم بی نظیربوتو اعتراف کرده بود که درتاسیس طالبان درسال 1994 انگلیستان با پاکستان کمک کرده بود ومشترکا پروژه طالبان ساخته شد.

 من هرگزازیاد نمی برم دراولین گفتگوی که با یک کمشنر ملل متحد درسال 1994 داشتم  وی بصورت بسیارجدی ازطالبان صحبت کرد وگفت که شما این پروژه را دست کم نگیرید درآن موقع چند روزی نگذشته  نبود که طالبان  دراسپین بولدک اعلام وجود کرده بود.کمشنر سازمان ملل می دانیست که طالبان یک جریان مهندسی شده ازطرف غرب بخصوص انگلیس وسازمان استخبارات پاکستان است.

آمریکا براساس جدول پنتاگون وتایید رییس جمهوراوباما اولین قطعات نظامی ده هزارنفری شان را ازافغانستان خارج می کند وتاپایان امسال  که چند روزی بیش نمانده است  ده هزارنیروی آمریکایی ازافغانستان بیرون می شوند وتا سپتامبر سال 2012 مطابق جدول، سی سه هزار سربازآمریکا ازافغانستان خارج می شوند درکنارآن نیروهای فرانسوی از مناطق سروبی ،کاپیسا بیرون و سربازان انگلیسی والمانی هلمند وشمال را ترک می کنند.درچنین شرایطی آقای جوب آیدین اعلام می دارد که طالبان دشمن ما نیست مفهوم این سخن این است که آنها می توانند به افغانستان برگردند ما بدلیل اینکه دشمن نیست کاری با آنها نداریم وبدین صورت زمینه های بازگشت طالبان با خروج نیروهای آمریکایی مساعد می شود. اینکه گفته شده طالبان دشمن نیست یعنی دوستان بجای سربازان آمریکا وارد می شوند.

انگلیس سخنش همین است که طالبان یک جریان افغانی است ومی تواند برای خود هرنوع حکومتی را درافغانستان داشته باشد طالبان مربوط به گذشته است وبه قرن سیزدهم تعلق دارد موضوعی که وزیر دفاع انگلیستان دربهار سال 2011 درمورد طالبان اشاره داشت.انعطاف پذیری عریان درسخنان مقامات غرب درمورد طالبان دیده می شوند انگلیسیها همیشه باطالبان رابطه داشته وبه همین دلیل مایکل سمپل کارشناس زبده انگلیس درمورد افغانستان ،درسال 2009 اخراج شد حکومت افغانستان وی را ازهلمند فقط به دلیل ارتباطات وی با طالبان بیرون  کرد.

درسال 2009 به شدت شایع شد که طالبان باهلیکوپترها به شمال افغانستان منتقل می شوند امریکه باورکردنش درآن زمان مشکل ولی درحال حاضر بدیهی است زیرا که انگلیسیها همان زمان طالبا را دشمن نمی دانیست وآمریکا تازه اظهارداشته که طالبان دشمن آمریکا نیست.

مذاکرات طالبان باغرب به مراحل حساسی رسیده است واین گفتگوها تاآن حد جلورفته  که قرار است برای آنها نمایندگی درقطر ایجاد شود این مذاکرات ده ما است که بین آمریکاییها وطالبان جریا ن دارد ومذاکرات ازماه های مارچ واپریل آغازشد وتاکنون ادامه داشته .درمذاکرات توافق شده است که زندانیان طالبان ازگوانتا نما به قطر منتقل شود وبرای مدتی زیر نظرباشند تا جریان گفتگو ها بجای مهم وحساسی برسد.چهارنفرزندانی مورد نظرطالبان که ازآنها نام گرفته نشده قراربود که به دوحه آورده شوند.دفترنمایندگی طالبان نیز دراین شهر گشوده شود که این مساله با مخالفت دولت افغانستان روبرو شده وگفته می شود، آمریکا ییها گفتگوهای شان راعجالتا متوقف کرده تاهماهنگی بشتری بین افغانستان وآمریکا دراین خصوص بوجود آید.

 سیاست پاکستان درمورد مذاکره تا سرحد انتقال اسرای طالب اززندان گوانتونما به قطر وایجاد نمایندگی برای آنها،روشن نیست که آنها موافق قضیه است ویانه اینکه مذاکرات بدون شورمشوره پاکستان انجام شده .افغانستان معترض است که درجریان گفتگو ها نبوده وبا آن مخالفت کرده وبجای قطر، عربستان وترکیه را پیشنهاد کرده است.ازآنجائیکه طالبان وابستگی شدید به پاکستان دارد وتمام خانواده های شان درخاک پاکستان زندگی می کنند واستخبارات پاکستان سلطه انکارناپذیری برآنها دارد، بعید به نظر می رسد که بدون موافقه پاکستان مساله بجای برسد واین دیوانه گی است که با طالبان مذاکره شود درحالیکه پاکستان ازآن مطلع نباشد.

اظهارات مکرر مقامات غرب وآمریکا که پاکستان جزء ازراه حل افغانستان است وبدون پاکستان جریان صلح بجای نمی رسد.مقامات آمریکا بارها ازپاکستان خواسته اند که درمبارزه با دهشت افکنان ، همکاری نماید. پاکستان محل امن برای طالبان نباشد پاکستان باتروریستها مبارزه جدی نماید.این همه اصرار به اهمیت نقش پاکستان نشان می دهد که آمریکا وغرب، پاکستان را درجریان دقیق مذاکرات قرارداده واینکه اسلام آباد ساکت است، دلیل آن مسایل دیگری است که فعلا دامن گیر پاکستان وغرب شده است.وبدون شک بزود ترین فرصت  سیاست پاکستان دراین مورد معلوم خواهد شد.

ازاین گونه مسایل که بگذریم اظهارات جوب آیدین نگرانیهای عمیقی را درمحافل روشنفکری وجامعه مدنی، جامعه زنان واقلیتهای قومی برانگیخته است. زیرا مذاکره باطالبان براساس اصول وشروط ،مطرح شده بود خانم کیلنتون بارها گفته بود که طالبان با این شرایط می تواند وارد مذاکرات صلح شود:

قانون اساسی افغانستان را قبول نماید، رابطه را با القاعده قطع نماید،اسلحه را بزمین بگذارد،به ارزشهای مدنی احترام بگذارد، حقوق زنان ،وحقوق اقلیتهای قومی را ،رعایت کند احترام به آزادی ودموکراسی داشته باشد.اما آقای جوب آیدین با صراحت می گوید که طالبان دشمن ما نیست.آقای رایان کراکر سفیرآمریکا درکابل با درک این نگرانیها گفته است که منظور جوب آیدین آن دسته ازطالبانی است که شروط واصول مطرح شده را قبول داشته باشد.البته توجیه وتفسیر رایان کراکردرحد یک توجیه مورد قبول است.اما نگرانیهای عمیق اجتماعی را نمی تواند برطرف نماید. حقیقت مساله این است که نگرانی درجامعه افغانی با سخنان جوب آیدین بوجود آمده توجیه وتفسیر کراکر قسم ابوالفضل دربرابر دم خروس است.مردم نمی داند که کدام یکی را قبول نماید.

عقب نشنیهای پی درپی آمریکا نشان مید هد که این کشورمستاصل شده وبیک نحوی می خواهد خودرا ازاین ماجرا برهاند امریکه روسها در سالهای 1980 تا 1989 با آن روبرو شد وسرانجام ازروی استیصال افغانستان را ترک کرد.آمریکا درجنگ ویتنام نیز درمانده ودر اوایل دهه هفتاد ازویتنام خارج شد. سخنان معاون رییس جمهور آمریکا پس ازده سال جنگ درافغانستان شباهت بسیارزیادی باسخنان میخایل گورباچف دارد که گفته بود افغانستان برای شان تبدیل به زخم چرکین شده است. روسها اگرشکست خورد دلیلش این بود که دربرابر یک ملت قرار گرفته بود. آمریکا ییها وچهل نه کشورناتوشکست شان را دربرابریک گروه تروریست ضد ملی وتبهکار اعلام می نمایند واین افتضاح بزرگی است.فرمایشات جوب آیدین را نمی تواند توجیه وتفسیر دیگری جزقبول درمانده گی وشکست دربرابردهشت افکنان دانیست.

برنده میدان ده سال نبرد افغانستان، غرب وحکومت افغانستان نیست آنها بازی را باخته اند ومیدان را به حریف رها کرده واین شکست هیچ توجیهی ندارد وباخواندن اینکه طالبان دشمن ما نیست ماهیت قضیه تغییر نمی کند این اعتراف مفتضحانه است که غرب وآمریکا دربرابر دشمنان مردم افغانستان می کنند. برنده میدان گروهای تبهکار وحامیان خارجی آن هستند.البته که مردم افغانستان ،نیروهای آگاه جامعه ،احزاب وتشکلهای سیاسی ،جامعه مدنی،قشرزنان باهمت ،ازاصول وارزشهای خود نمی گذرند، به آسانی تسلیم نمی شوند وهرگزنخواهند گفت که تبهکاران دوست ماست.

ظهوردکتاتورهای کوتوله درافغانستان وعراق

ظهوردکتاتورهای کوتوله درافغانستان وعراق

 

 

این دوکشور شباهت های زیادی باهم دارد. تروریزم درهردوبلاد بشکل بی سابقه ای فعال است هردوکشور همسایگان مداخله گر وفتنه ساز دارد .عراق وافغانستان شاهد حضورنیروهای بین المللی درخاک خود، بود .گرچه درشرایط حاضر آخرین سربازان آمریکا ،همین دو روزپیش خاک عراق را ترک کرد آنها نزدیک به ده سال درعراق حضورنظامی داشتند اما سرانجام خاک عراق را به طرف کویت ترک کردند.ماموریت سربازان آمریکا، درعراق درزمان حکومت بوش طراحی شد وهدف آن سرنگونی رژیم صدام حسین محور شرارت وسازنده سلاح اتمی عنوان شد.درسال 2003 سربازان آمریکا وارد عراق شد ورژیم صدام حسین را سرنگون کرد.

اکنون درعراق نوری الماکی حاکم است وی صدر اعظم مقتدرعراق شناخته شده که مخالفانش وی را دکتاتور همانند صدام حسین می دانند امروز کشمکشهای شدید ی میان مالکی وطارق الهاشمی معاون رییس جمهور عراق درگرفته است حکم بازداشت الهاشمی ازسوی مالکی صادر شده است علیرغم وساطت ها هردوطرف بموضع گیریهای خود پا فشاری می کند الهاشمی متهم است که درپشت ترورهای سیاسی دست دارد.مالکی متهم است که تبدیل به یک دکتاتور شده نشانه های ازدکتاتوری دروجود مالکی دیده می شود وی همه قدرت را دراختیارخود گرفته است.

درافغانستان همان اوضاع مشابه را داریم نیروهای بین المللی خاک افغانستان را درسال 2014 ترک می کنند. تروریزم همچنان درافغانستان فعال است هرروز جان انسانهای بیگناه گرفته می شوند نشانه ای ازفروکش، کشتار وانتحار دیده نمی شود .پاکستان کماکان مکان امن وخانه های مصون برای شبکه های افراطی افغانستان است واستخبارات این کشور متهم است که شبکه های دهشت افکن را سازماندهی می کند.گفتگو ها با طالبان تاکنو بجای نرسیده است گرچه همه ای طرف ها اظهارتمایل دارند که مذاکرات بجای درستی برسد ومساله افغانستان ازطریق گفتگو حل شود اما چه گونه وبا چه شرایطی، معلوم نیست.

رییس جمهور افغانستان با اقتداروسلطه ای بشتری کار می کند همه قدرت را دردست خود گرفته گرچه درسخنرانیها یش مثل یک ناظر بی طرف گپ می زند ونشان میدهد که هیچ قدرتی ندارد وزورش به زورمندان ودوتابعیتهای حکومتش نمی رسد رییس جمهور گفته است که آنها منبع فساد است وخارجیها نیز درفساد آلوده اند.اما کسی این حرفها را که رییس جمهور افغانستان قدرتی ندارد ،جدی نمی گیرد واقعیت امر این است که رییس جمهورافغانستان ازسیر،تا پیاز این کشور را دراختیارخود گرفته است وتبدیل به دکتاتورکوتوله شده . مجله اکونومیست ،افغانستان را درردیف کشورهای لیست کرده که با دکتاتوری اداره می شود مثالهای واضحی وجود دارد که رییس جمهورافغانستان مثل نوری المالکی درعراق تبدیل به دکتاتور شده درعراق طارق الهاشمی معاون رییس جمهورعراق شخصیت متعصب وفرصت طلب است امارفتارآقای مالکی که همه قدرت را دراختیار خود گرفته، نیز قابل توجیه نیست وی مثل یک مستبد برخورد می کند همین دیروز اعلام کرد که اصلا برایش مهم نیست که وزراء کتله العراقیه درکابینه حاضر می شوند ویانه  هشتاد دوتن ازاعضای پارلمان 325 عضوی عراق که وابسته به جناح ایاد علاوی هستند درپارلمان حاضر می شوند ویا اینکه برسم اعتراض مجلس را ترک می کنند. آقای مالکی گفته است که برایش مهم نیست این گونه برخورد با مسایل دریک کشوریکه برای آزادی قیام کرد ونظام دموکراسی وپارلمان تاری، درآن ساخته شد. اصلا درست نیست واین انتقاد ازسوی مخالفان مالکی بروی وارد است.

درافغانستان رییس جمهور به همه مسایل دخالت دارد درامورانتخابات پارلمانی این رییس جمهور بود که علیرغم قوانین موجود درامورانتخابات ووجود کمیسیونها ی سمع شکایات وکمیسیون انتخابات ونظارت بین المللی ازپروسه انتخابا افغانستان ، مداخله کرد وقدرت غیرقانونی واستبدادی خود را نشان واعمال کرد. وی درکنارنهادهای معتبر ،محکمه اختصاصی را تشکیل داد ویک سال جریان کار مجلس را به چالش کشاند وسرانجام جمعی را وارد وجمعی دیگر را اخراج کرد دکتاتوری یعنی همین .درعالم دکتاتورها مداخلات درهمه امور کشور داری ازسوی آنها اعمال می شوند. معمر قذافی درلیبی، حسنی مبارک درمصر وزین العابدین درتونس، همین کارها را می کردند وسعی داشتند که همه ای قدرت را دراختیارخود بگیرند رییس جمهور امروز همه قدرت را دراختیارخود گرفته  پارلمان را درزیرسلطه خود درآورده است پارلمان افغانستان دیگر نمی تواند صدای مخالف دربرابر رفتاروفساد حکومت باشد.

 یکی دیگر ازمظاهر استبداد ،تبعیض ونابرابری است حکومت رییس جمهورکرزی یک دست ویک پارچه دراختیارافراد مطیع ووابسته بخودش است درحکومت افغانستان هیچ حزب سیاسی وچهره برجسته ای مخالف آقای کرزی وجود ندارد افراد که درارک جمع شده همه فرمان برداران رییس جمهورهستند .قوه ای قضائیه تماما استقلال خود را از دست داده وبصورت ابزار دست رییس جمهور عمل می کند .قوه قضائیه با فرمان رییس جمهور افرادی را می گیرند وبا امر ایشان آدمهای خطرناک را، آزاد می کنند قوه قضائیه بدستور رییس جمهور محکمه اختصاصی دایر می کند وبه فرمان رییس جمهورلغو می شود.

 درحکومت رییس جمهورکرزی جامعه مدنی بعنوان منبع مهم  آزادی ، محدود شده امکان وزمنیها رشد آنرا گرفته است درنظام رییس جمهور کرزی، مشارکت اقوام عادلانه نیست قدرت بدست یک قوم متمرکزشده است اقوام دیگراحساس حضور ومشارکت ندارند وبه همین دلیل است که هرروزاپوزیسیونهای ضد حکومت تشکیل می شود ونظام ریاستی را مسبب اصلی دکتاتوری می دانند وبجای آن نظام پارلمانی را راه حل مبارزه با استبداد وخود کامه گی معرفی می کنند.

دیروز اعلام شد که رییس جمهور دستوراخراج چندین تن ازکمشنرهای کمیسیون مستقل حقوق بشر را صادر کرده دلیل آن ،اعتراض کمشنرها به نقض حقوق بشر ازطرف مقامات مهم  حکومت رییس جمهورخوانده شد .درحالیکه درقوانین داخلی کمیسیون حقوق بشر افغانستان آمده که دوثلث اعضای رهبری کمیسیون باید موافقت نمایند که عضو کمیسیون مرتکب خلاف شده وبا موافقت دوثلث ازاعضای رهبری وپشنهاد به رییس جمهورو با طی این مراحل، رییس جمهور می تواند حکم اخراج عضو کمیسیون را صادر نماید ولی گفته شده که رییس جمهوربا معاونین خود حکم اخراج نادرنادری، فهیم ویک مولوی عضو کمیسیون را صادرکرده اند.

اینها نشانه های استبداد دریک رژِیم است که قوانین زیر پا گذاشته شود وبجای قانون اراده رییس جمهور وخواست وی اولویت واصالت داشته باشد.نقض ونادیده گرفتن  قوانین انتخابات ، نقض ونادیده شمردن قوانین کمیسیون مستقل حقوق بشر واخراج اعضای آن ،محدود کردن جامعه مدنی ،تبعیض درگزینش افراد درمقامهای حکومتی، به حاشیه راندن مخالفان سیاسی ازدولت، رعایت نکردن امورعدالت وتبعیض قومی بجای مشارکت ملی. وده ها مورد دیگررا می تواند شناسایی کرد که رییس جمهورکرزی تبدیل به یک دکتا تور ومستبد شده کرزی درافغانستان ومالکی درعراق با شرایط مشابه حکومت می کنند اعتراض مخالفان درهردو کشور نشان می دهد که آن دونفر به دکتاتوران ومستبدان کوتوله مبدل شده اند.واگرفشارها واعتراضات سیاسی ومنسجم صورت نگیرد آنها با تغییر درقانون اساسی دکتاتوری شان را نهادینه خواهند کرد.

باخروج نیروهای بین المللی؛ اولین نشانه های بحران درعراق آشکارشد

باخروج نیروهای بین المللی؛

       اولین نشانه های بحران درعراق آشکارشد

 

درسال2003 رژیم صدام حسین را قوای بین المللی باتهام ساخت  سلاح اتمی سرنگون کرد.ودرسال 2006 وی به پای دار کشیده واعدام شد درسالهای 2006 و2007 خونین ترین نزاعهای فرقه ای را عراق پشت سرگذاشت . درکنار این مسایل ، حملات مرگ بارتروریستی هرگز ازعراق قطع نشد دوروز پیش انفجار خونین درعراق 68 کشته و185 زخمی پس ازخروج نیروهای آمریکایی برجای ګذاشت.درسال 2010 انتخابات مهمی پارلمانی درعراق برگزارشد که مبداء یک تحول سیاسی دردموکراسی نوعراق شمرده می شد.

دراین انتخابات کتله های مهم سیاسی عراق شرکت کردند کتله العراقیه برهبری ایاد علاوی که شخصیت سکولار شیعه تبار است با گروها ی دیگردرمبارزات انتخاباتی به رقابت پرداخت. کتله حمایت ازقانون برهبری نوری المالکی وجناح صدر روحانی سرشناس ورادیکال عراق وهمین گونه جناح سیاسی کرد ها وایتلاف ملی عراق برهبری دکتر ابراهیم جعفری نخست وزیر پشین عراق، همه باهم درانتخابات پارلمانی عراق به مبارزه برخواستند .جناح ایاد علاوی این خصوصیت را دارد که عمده ترین چهره های اهل تسنن مثل طارق الهاشمی وصالح المطلق ودیگران را باخود دارد جناح ایاد علاوی با اینکه خودش پیروی مذهب تشیع است اما گروه وی مرکز عمده ترین چهره های سیاسی اهل سنت است واین گروه قدرتمند عراقی درکنارسایرجناحهای سیاسی قرارگرفته است.

درانتخابات 2010 کتله ایاد علاوی یاهمان العراقیه بیش از82 کرسی را ازپارلمان 325 عضوی عراق بخود اختصاص داد واگرمی توانیست با سایر جناح های سیاسی عراق درپارلمان تفاهم وایتلاف نماید وی قادر بود که دولت تشکیل دهد ونخست وزیرعراق شود اما ایاد علاوی وهمکارانش مثل طارق الهاشمی معاون رییس جمهور عراق وصالح المطلق معاون دیگر رییس جمهور عراق ،نتوانیست یک ایتلاف سیاسی که بتواند نخست وزیر عراق شود ،بوجود آورد . نوری المالکی صدر اعظم عراق ورهبر کتله حمایت ازقانون توانیست با تشکیل ایتلاف دردرون پارلمان اکثریت قاطع اراء را برای احراز پست نخست وزیری بدست آورد وبدین صورت نوری المالکی بعنوان صدراعظم عراق درپارلمان عراق برگزیده شد.

بحث اساسی درپارلمان عراق درکنار دیگر مسایل ،حضور نیروهای آمریکایی درعراق بود.گفته شده که عراقیهای همه موضوعا مربوط به نیروهای خارجی را پذیرفته بود فقط یک موضوع را قبول نداشت وآن اینکه اگر تبعه آمریکا ویا سربازآمریکا یی درعراق مرتکب جرم شود باید مطابق با قوانین عراق محاکمه شود آمریکا با طرح این مساله ازسوی عراق، تصمیم گرفت که تمام نیروها ی شان را ازعراق خارج و وارد کویت شود .

آمریکا به عراقیها گفت بود که این مساله برای شان هرگزقابل قبول نیست آنها در سی نه کشوردنیا ازجمله درممالک اسلامی وعربی مثل عربستان ، کویت ،بحرین ، عمان، قطر، ده ها سال است که حضور نظامی دارند وهرگزسربازان شان ویااتباع آمریکایی مطابق قوانین عربستان محاکمه نشده درحالیکه عربستان خودرا مادر وام القرای جهان اسلامی می داند.امروز درعراق هیچ نیروی نظامی آمریکایی حتی نیروهای آموزشی شان هم حضور ندارد وتمام مسایل عراق بخود عراقیهای محول شد.

باخروج نیروهای آمریکایی ازعراق اولین نشانه های بحران با حکم بازداشت طارق الهاشمی معاون رییس جمهور عراق آشکار شد. طارق الهاشمی درشمال عراق است حکم دستگیری وی دربغداد صادر شد.آقای هاشمی متهم است که باتروریستها هم دست شده ومی خواست که رهبران سیاسی وحکومتی عراق را ترور نماید .درماه گذشته انفجار مهیبی درمسیر راه نوری المالکی درمنطقه سبز عراق روی داد که قصد آن کشتن نوری المالکی بود.سه نفر ازمحافظان طارق الهاشمی دربغداد بازداشت شدند وآنها دراعترافات خود گفته اند که باهدایت طارق الهاشمی می خواستند ترورهای را انجام دهند.

این اتهام ازطرف الهاشمی بشدت رد شد وی سوگند یادکرد که هرگز درترورها بقصد ریختن خون عراقیهای دست نداشته وندارد واین اتهامی است که ازطرف نوری المالکی به دلیل سیاسی به وی زده شده وهرگز اتهامات ساخته وپرداخته ای صدر اعظم عراق را قبول ندارد آقای هاشمی اعلام کرد که حاضراست درمحکمه، باحضور نمایندگان اتحادیه عرب وحقوق دانان عربی شرکت نماید اما نه دربغداد زیراکه مکان امنی برایش نیست اما درکردستان عراق حاضر است باهمان شروط به همه اتهامات وارده که جعلی است پاسخ دهد.

پیش از حکم بازداشت آقای طارق الهاشمی ، این آقای صالح المطلق بود که جنگ ودعوای واتهامات را علیه نوری المالکی آغاز کرد وی با بی.بی.سی گفته بود که نوری المالکی یک دکتاتوراست که بدترازصدام حسین عمل می کند.اما اینکه حکم بازداشت طارق الهاشمی صادر می شود دلیلش همان اعترافات سه محافظ الهاشمی است صالح المطلق گفته است که اگر این وضع ادامه یابد وجلوی دکتاتور عراق نوری المالکی گرفته نشود همه ما به سرنوشت طارق الهاشمی گرفتار خواهیم شد.

ازطرف دیگر طرف داران نوری المالکی گفته اند که اگرگروه ایاد علاوی پارلمان را ترک نماید ووزیران آنها ازکابینه عراق خارج شود ما بدون آنها هم می توانیم حکومت تشکیل دهیم زیرا شرایط ایتلاف تشکیل حکومت بدون مشارکت العراقیه کتله ایاد علاوی وهاشمی برای شان ممکن است.البته عراق دارای نظام پارلمانی وصدارتی است می تواند باخارج شدن بخش علاوی نیز با تشکیل ایتلاف تازه حکومت جدیدی را اعلام نماید زیرا از325 کرسی پارلمان فقط 82 کرسی تخلیه شده باقی نمایندگان درپارلمان حضور دارند.نوری المالکی درآخرین واکنش خود گفته است مهم نیست که وزراء کتله عراقی درکابینه شرکت می کنند ویانه ،اعضاء بارلمان شان مجلس را ترک می کنند ویا ترک نمی کنند وی گفته است که طارق الهاشمی باید دست گیر وبه محکمه حاضر شود آقای مالکی به رهبران کرد به شمال هشدار داده که برای هاشمی مکان امن نباشد عراق یک عراق است آقای هاشمی باید به داد گاه حاضر شود.

 ولی باهمه این مسایل، عراق دربحران بسیارعمیقی فرورفته است این نگرانیها وجود دارد که نیروهای بین المللی ازعراق خارج شده ودیگر هرگز برنمی گردد ،بااین وضع احتمال دارد جنگ های خونین فرقه ای درعراق پیش بیاید. البته احتمال کمی وجود دارد که گروه العراقیه به جنگ های خونین فرقه ای روی آورد.واین به زیان همه ازجمله خود آنها هستند درعراق حقیقتا نزاعهای فرقه ای آنقدرحاد نیست مثلا کردهای عراق تماما سنی مذهب هستند ولی درحکومت نوری المالکی که شیعه مذهب است ،جایگاه بسیاررفیع سیاسی دارند وهرگز نمی خواهد این موقعیت را ازدست بدهد. رییس جمهورعراق آقای جلال طالبانی یک کرد است هوشیارزیباری وزیرخارجه عراق، سنی کردعراقی است آنها درشمال عراق برای اولین باربه حکومت  خود مختاری دست یافته است مصطفی بارزانی رییس اداره  خود مختارکردستان عراق است .اینهای موقعیتهای تاریخی آنها می باشند.

آقای طارق الهاشمی وصالح المطلق درگروه العراقیه هستند رهبر این گروه ایاد العلاوی است که خود یک شیعه مذهب است .پس جنگ وبحران درعراق ریشه های سیاسی دارد اما ازمذهب همین سیاست مداران بعنوان ابزار سوء استفاده می کنند.والا درعمق قضایا اگروارد شویم همه نزاعها، ریشه های سیاسی ومنافع جناحهادرگیردرش نهفته است مذهب دراینجا وسیله سوء استفاده آنهاشده .

گفته شده که درزمان صدام حسین اهل سنت همه قدرت را دردست داشت این بخاطراین است که صدام منسوب به مذهب اهل سنت بود والا حزب بعث همه کاره عراق بود وهرکس باهرمذهبی ونژادی که داشت اگرعضو حزب بعث می بود ازهمه امتیازات بهره مند می شدحزب بعث برهبری صدام حسین یک حزب مذهبی نبود که پیران مذهب اهل سنت ازآن بدلیل مذهبی بودنش سود می برد درحزب بعث مساله مذهب مهم نبود طارق عزیز عمده ترین کادرحزب بعث یک مسیحی  ورهبر حزب مشیل عفلق یک مسیحی عراقی بود.

نزاع جاری دربین سیاست مداران عراق دراصل دینی ومذهبی نیست مشکل اساسی اختلافات برسر قدرت درعراق است که کدام جناح آنرا می تواند بدست آورد.متاسفانه درعراق وافغانستان بدلیل اینکه ساختارهای سیاسی نهادینه نیست وهمه چیز به زودی ازهم می پاشد دیدیم که با رفتن آمریکا ییها چه زود عراقیها درگیر بحران قدرت شدند درافغانستا شاید بمراتب ازعراق، ما شاهد بحران شویم زیرا طالبان مسلح با حمایت استخبارات پاکستان ،خروج نیروهای بین المللی را لحظه شماری می کند.عراقیهای شاید باحضور نیروهای بین المللی درکشورشان ،راحت تر وبا اطمینان بشتر می توانیست مسایل شان را حل نمایند زیرا باحضورآمریکاییها درعراق هرگز احتمال جنگ داخلی وفرقه ای متصورنبود چنانچه درافغانستان باحضورنیروهای بین المللی جنگ قومی ومذهبی احتمال ندارد اما باخروج آنها ازافغانستان احتمال همه نوع بحران ممکن است.

درعراق بحران بخوبی آشکار شده ودلیل آن خروج نیروهای خارجی ازآن کشوراست اگرابعاد آن توسعه یابد بازهم مسئول آن خود عراقیها است که قوای بین المللی راباوضع شروط غیرعملی درواقعُ جواب دادند.

اظهارات متناقض وگیچ کننده مقامات ناتو ورییس جمهورافغانستان درجنگ

اظهارات متناقض وگیچ کننده مقامات ناتو ورییس جمهورافغانستان درجنگ با تروریزم

 

رییس جمهورکرزی دراخرین اظهارات خود به شدت با عملیات شبانه مخالفت کرده است .ایشان بارها گفته است که عمده ترین بحث درامضاء سند استراتژیک ،توقف عملیات شبانه ناتوبه خانه های مردم است وی این مساله را درلوی جرگه عنعنوی مطرح کرد که عملیات نظامیان ناتو را شب هنگام به خانه های مردم قبول ندارد واین مساله باید درامضاء پیمان استراتژیک گنجانده شود.ازطرفی دیگر مقامات ناتو،عملیات شبانه را مهم ترین روش درجنگ با تروریزم می شمارند آنها معتقد هستند که هشتاد پنج درصد اقدامات نظامی درشب بدون حتی فیر یک مرمی صورت گرفته است واصولا هیچ گونه تلفاتی ملکی درکار نبوده زیرا که فیری دردستگیری آدمهای مشکوک روی نداده است.

موارد مظنون به بمب گذاری شناسایی وافراد متهم بمب ساز وبمب گذار، گرفتارشده وعناصر مهم خرابکاردرعملیات شبانه دستگیرشده مقامات ناتو اذعان داشته اند که درجنگ با تروریزم عملیات شبانه را متوقف نمی کنند.دلیل آنرا کارایی  آن  می دانند. رهبرانِ، فرماندهان جنگ بین المللی درافغانستان اخیرا نیروهای افغان را نیز شامل عملیات شبانه ساخته وبه آنها آموزش می دهند که چه گونه ازاین تاکتیک درجنگ باتروریزم استفاده شود.

مشکل اساسی دراین است که رییس جمهوربا اصل عملیات شبانه مخالف است حال این فرق نمی کند که نیروهای افغانستان مشترکا با ناتو عملیات داشته باشند ویا اینکه تنها آنها اقدام نمایند زیرا رییس جمهورنگفته است که عملیات نیروهای افغانستان درموارد مشکوک درشب اشکال ندارد ویا اینکه مشترکا وهماهنگ نیروهای بین المللی وافغان عملیات شبانه داشته باشد. ایشان مبنا ئا با طرح عملیات شبانه به خانه ها ومحلات مشکوک به بمب گذاری مخالف می باشد.

رییس جمهورکرزی درموارد صلح با طالبان نیز با جامعه جهانی موافق نیست ودیدگاه های متفاوت ومتضاد دارد مقامات غربی وآمریکایی گفتگوهای پنهانی را با طالبان راه انداخته اند واخیرا شایعات منتشر شده که گویا دفترنمایندگی طالبان درقطربازمی شود اما رییس جمهور افغانستان درنشست بارهبران جهادی د رهفته گذشته فیصله کرد که ایجاد نمایندگی طالبان را درقطر قبول ندارد وبجای آن دوکشوراسلامی دیگر را نامبرده است .کشورترکیه وعربستان سعودی می تواند مکان دفترنمایندگی طالبان باشد.

افغانستان احساسش این است که درجریان مذاکرات نیست وپروژه قطر یک پروژه اروپایی وعربی است سئوال دراین است که چرا دولت افغانستان درجریان نیست؟ وآنها به حکومت افغانستان گویا اهمیتی قایل نشده اند. معلوم می شود که نقایصی وجود دارد که آفغانستان نتوانسته آنرا برطرف نماید ونتوانسته درامر گفتگو با طالبان هماهنگی لازم را ایجاد نماید.این درست است که پروژه قطر یک طرح مشترک عربی واروپایی است ودولت افغانستان درمتن قضیه قرارنگرفته بنظر می رسد که دولت افغانستان مشکل دارد ونتوانسته با متحدانش هماهنگی بوجود آورد. آنها صلح را برای افغانستان ودرخاک افغانستان می خواهند چنانچه درعملیات شبانه نیروهای بین المللی عناصر مشکوک را دستگیر می کنند ولی دولت افغانستان با آنها هماهنگ نیست وحرف دیگری دارد ویااساسا مخالف آن است .درعملیات شبانه ناتونظر خود را دارد ودولت افغانستان حرف خود را می زند وهیچ گونه هماهنگی حکومت افغانستان با قوای بین المللی ندارد.وهمین تفاوت نظر درگفتگوهای صلح پیدا شده است .غربیها دولت قطر را پیشنهاد می کنند اما حکومت افغانستان با قطرمخالف است وسفیرخود را برسم اعتراض فرامی خواند.

حکومت افغانستان درموارد دیگر نیز با جامعه جهانی مخالفت نشان داده وخواسته بجای هماهنگی زورآزمایی وکشتی نرم داشته باشد.اختلافات  دولت افغانستان درمورد نهاد های امنیتی که با هزینه غربیها فعالیت داشتند.رییس جمهورکرزی باتمام ریز ودرشت آنها مخالفت کرد ودلیل مساله برای مردم افغانستان معلوم نشد که چرا بانیروهای امنیتی که زیرنظر ناتو فعالیت می کردند ویا اینکه نمایندگی های سیاسی کشورهای اروپایی آنها را تمویل می کردند وبرای مقاصدی امنیتی ومبارزه با تروریزم آزآنهاکارگرفته می شدند.

رییس جمهور باقاطعیت دربرابرآنها استاد وگفت که آنها مضراست.آنها در روز با ما هستند وشب بادشمنان ما ارتباط دارند.اتهام که هرگز درذهن جای بازنمی کند که سفارت خانه ها ویا ناتونیروهای امنیتی ساخته که با تروریستها ارتباط داشته باشد ولی رییس جمهورما این اتهامات را به آنها وارد ساخته ویاگفته است که آنها درفساد افغانستان دست دارد.

منظورازفساد امورمالی است نه چیز دیگر درحالیکه نهاد های امنیتی آنها ازافغانستان پول نمی گیرند آنها ازکشورهای خود پول دریافت می کنند وحساب کتاب شان با خارجیها است وطبیعی است که کشورهای محاسبه گرغرب درحساب خود مو را ازماست می کشند.حساب وکتاب نیروهای امنیتی آنها هیچ ربطی به افغانستان ندارد.اما رییس جمهورافغانستان با آنها درگیرشد واکنون بسیارخوشحال است که آنهارا درکشتی نرم خود شکست داده است.

حکومت رییس جمهور کرزی در درون نظام خود، نیز دچارمشکل است شمادرنظر بگیرید ازارک ریاست جمهوری اعلامیه صادر می شود که با ایجاد نمایندگی درقطر موافق نیست ودفتر نمایندگی طالبان درعربستان وترکیه باز شود یک روز پس ازآن ارسلا رحمانی مقام برجسته وبرگزیده ای رییس جمهور کرزی درشورای عالی صلح با صراحت اعلام می کند که ایجاد نمایندگی طالبان درداخل افغانستان باشد اما اگرمشکلی درافغانستان باشد می تواند این نمایندگی درقطر ،عربستان ،ترکیه ویا هرکشوراسلامی دیگر ،افتتاح شود.

رییس جمهور افغانستان درمصاحبه با سی.ان.ان گفته است که بدون پاکستان مذاکره با طالبان بجای نمی رسد این سخن رییس جمهوردرشرایط حاضر بازهم یک نوع کشیده گی باغرب وهماهنگی با پاکستان راکه عجالتا مناسبات حسنه باآمریکا ندارد، می خواهد نشان دهد.

 همه می دانیم که سخنان رییس جمهوروتاکید زیاد برنقش پاکستان درواقع ضعیف نشان دادن پروژه مشترک اروپایی وعربی است ونه چیز دیگررییس جمهور ظاهرا پی برده است که پاکستان نیز ازجریان قطر ناخشنود است خواسته خود را با پاکستانیها هماهنگ نشان دهد.این سخن درست است که پاکستان نقش اساسی درهرگونه گفتگو هارا دارد وطالبان افغان ،مزدوران پاکستان است اما این حرف اشتباه است که ما بخاطر مخالفت با غرب وآمریکا درمورد گفتگوهای صلح بیاییم با پاکستان خودرا هماهنگ نماییم.

هرکسی می داند که غرب وآمریکا بمراتب ازپاکستانیها نسبت به روند گفتگوها صادق تراست زیرا پاکستان طالبان را برای خود می خواهد اماغرب طالبان را برای صلح می طلبد. ومی تواند ضمانتهای ازآنها بگیرد که قانون اساسی افغانستان،حقوق بشر،حقوق زنان ،دموکراسی، حقوق اقلیتهای قومی،آزادی های سیاسی ومطبوعات را رعایت نماید. پاکستان که این کارها را نمی کند اگرمذاکرات زیر نظر سازمان ملل صورت بگیرد اطمینان خاطر بشتری نسبت به شروط مذاکره وجود دارد.

رییس جمهورکرزی جامعه جهانی راخسته کرده وآنها هم دلی خوشی ندارند وپس ازسال دوهزارچهارده دیگرشاهد حضورآنها وتاثیرات اقتصادی، نظامی شان نستیم.گرچه گفته اند که ماافغانستان را تنها نمی گذاریم وطالبان فکرنکنندکه رفتنی هستیم ومنتظر چنین شرایطی نباشد اما می دانیم که همه این حرفها دلیل روانی دارد ومسکن ترس ووحشت آنی از خروج شان است. رییس جمهور با کشتی نرم وعدم هماهنگی با متحدان بین المللی خود همه چیز را هدر داد وپس ازسال دوهزار چهارده ظاهرا افغانستان را  تنها درمید ان می ماند.  

پیامدهای مرگ کیم جونگ ایل منزوی ترین رهبر کمونیست درسن69ساله گی

پیامدهای مرگ کیم جونگ ایل منزوی ترین رهبر کمونیست درسن69ساله گی

 

کیم جون ایل درسال 1994 بادرگذشت پدرش کیم سونگ ایل درکره شمالی قدرت را دردست گرفت وی میراث پدر را درتما می عرصه ها احیاء کرد وهیچ تغییر درسلوک ورفتاروی با پدر نبود وی مثل پدر،می خواره ودراین خصوص شرابخوارقهاری بود درسال 2000 دریک مراسمی که ظاهرا رییس جمهور کره جنوبی از پیانیانگ  پایتخت کره شمالی پس از سال 1953 برای اولین بار دیدن می کرد ،وی ده گلاس شراب را یکجا نوشیده بود. آقای کیم جونگ ایل مردی زنباره بود که علاوه ازدوهمسر قانونی خود فرزندان دیگری اززنان خارج ازازدواج خود نیز دارد.گفته می شود که پدروی نیز چنین پیشه ای داشته است.

تفاوت پدر وپسر کمونیست تنها دریک امر می تواند با شد وآن میزان محبوبیت آنها درکره شمالی است کیم سونگ ایل درسال 1953 پس ازجنگهای خونین دوکره که ازسال 1950 آغاز شد وتاسال 1953 ادامه یافت وتلفات بسیارزیادی جنگ دوکره درپی داشت سر انجام کره شمالی ازکره جنوبی جدا شد و کیم سونگ ایل بنیان گزارنظام مارکسیستی ولینینستی کره شمالی بود واز وی بعنوان رهبر جاودان نام برده می شد این لقب پرطمطراق را درکنار سایر القاب چون پیشوای بزرگ، معلم کبیر، رییس جمهورجاودان ،برای خود تراشیده بود کاریکه همه کمونیستها ،درجهان سوم می کردند رهبران کمونیست درافغانستان درسالهای 1979 ودهه هشتاد نام های دهن پرکن را نیز لقب خود ساخته بودند.

 رییس جمهور کره شمالی درکنار شرابخواری،زنباره گی، خصوصیات دیگری نیز داشت وی به شد ت ازهواپیما می ترسید ونفرت داشت وگفته شده که هرگز سوار برهواپیما نشده درسفرهای بسیارطولانی خود به مسکو وپکن با ترن مسافرت داشته ومرگ وی نیز درداخل قطار که قصد سفر به خارج ازپایخت کشورش راداشت ،روی داد وی ازدو بیماری عمده رنج می برد مرض دیابت وناراحتی مزمن قلبی وی درسال 2008 دچار حمله قلبی شد ومدتها ازانظارغایب بود.کیم جونگ ایل طرف دار تماشای فیلم سینمای بود وبسیاربه فیلم های هالیودی عشق می ورزید گفته شده که بیش ازبیست هزارفیلم را دریک کلیکسیون گرد آورده است .

دو، رهبر کره شمالی پدر وپسرالقا ب بلند بالای را برای خود تراشیده بودند آقای کیم جونگ ایل پس ازمرگ پدر بنام" رهبراعظم "خوانده می شد برخی رسانه ها ازآنها بنام خدایان کره شمالی نیز نامبرده اند.کیم جونگ ایل محبوبیت پدرش را نداشت زیرا درزمان وی تغییرات عمده ای پیش آمد که میزان نفوذ وی را به شدت کاهش داد ازسال 1994 تا امروزکه 17 دسامبر 2011 روز مرگ وی درداخل قطار است، بیش ازدوملیون انسان درکره شمالی ازگرسنه گی مرده اند .کره شمالی یکی ازمخوف ترین جاه ها درعالم برای مخالفان سیاسی است خبرگزاریها گزارش کرده اند که درحال حاضر درکره شمالی دوصد هزارزندانی سیاسی درکمپ ها بازداشت هستند.

درکناراین مصیبتها، جنجال بزرگ دیگر تاسیسا اتمی این کشور است.کره شمالی تا بحال دوآزمایش اتمی داشته یکی درسال 2006 ودیگری درسال 2009 که باعث وحشت جامعه جهانی گردید.تیم مذاکره کننده گروه شش به رهبری کریستوفن هیل بارها درمورد توقف تسلیحات اتمی با کره شمالی وارد مذاکره شد اما این مذاکرات تاکنون نتایج مطلوبی درپی نداشته است.

رییس کره شمالی روابط سیاسی نسبتا خوبی با دوکشورچین وروسیه داشت دلایل آن همان تعلقات ایدئولوژیک بود وسعی می کرد ازمنظرایدلوِژی مارکسیستی خود را با این کشورها نزدیک نشان دهد البته چینیها خیلی بدش نمی آمد که کره شمالی همیشه تهدیدی اتمی دربرابرژاپن، کره جنوبی باشد وچینیها خیلی ناراحت نیست که غربیها نگران تجهیزات روبگسترش اتمی کره شمالی باشد زیرا صف بندیها وبلوک های قدرت چنین الزامات را دارد. رهبرکره شمالی به دلایل تعصبات افراطی درایدلوژِی لینینستی- مارکسیستی خود، انعطاف پذیری بسیارکمی با دنیا داشت وبسیار منزوی شده بود وکسی درجهان جز مسکو وپکن سلام وی را علیک نمی گفت .

رهبران جهان ازمرگ وی بسیارشوکه نشده اند وهمه اظهارامید واری کرده و گفته اند که کره شمالی بارهبری جدید، فضاهای تازه ای به روی کره شمالی بگشاید واین کشور از انزاوی حاکمیت پدروجد وی، خارج شود.خانم کیلینتون وزیرخارجه آمریکا گفته است که امید وار است انتقال قدرت درکره شمالی بدون مشکل انجام شود وما بتوانیم روابط بهتری با مردم کره داشته باشیم .رهبران غرب بشترین دغدغه هایش سلاح اتمی کره هستند که امید وارند با مرگ کیم جونگ ایل ،فضای گفتگوها درمورد خلع سلاح اتمی شتاب بشتری پیدا نماید. کره شمالی البته به تجهیزات اتمی دست یافته وتاکنون دوبارآزمایش اتمی داشته است.

رهبر کره شمالی پیش ازمرگش ،جانشین خود را برگزیده است فرزند سوم وی بنام کیم جونگ یون که خیلی جوان است بعنوان جانشین انتخاب شده است وی درسال 1984 متولد شده وتحصیلات خود را درکشور سویس داشته وبه سه زبان انگلیسی،آلمانی، وفرانسوی آشنایی دارد.دلیل اینکه وی به عنوان جانشین پدرانتخاب شده معلوم نیست برخی خبرگزاریها گفته است که وی ازهمسربسیارمحبوب کیم جونگ ایل بدنیا آمده وبه همین دلیل نسبت به دوبرادرتنی وناتنی خود که ازاو بزرگتر است به رهبری کره شمالی برگزیده شده.

کیم جونگ یون27 سال عمردارد وهیچ شناخت دقیقی ازوی دردست نیست ومعلوم نیست که آینده کره شمالی به چه سمتی هدایت می شود خبرگزاری کره شمالی ازمردم خواسته است که درپشت سر کیم جونگ یون باستند ونسبت به وی وفادار بمانند وی جانشین برگزیده و وارث کبیر،کره شمالی است خبرگزاری کره شمالی اعلام داشته که ده ملیون ارتش کره ازوی حمایت می کنند وکیم جونگ یون را بعنوان رهبر خود برگزیده است .اشاره به اردو نشان میدهد که قدرت بالقوه درسیاست کره شمالی ارتش این کشور وجنرالهای آن است.

کرستوفن هیل رییس مذاکره کننده گروه شش درآخرین سفرش به کره شمالی چنین برداشت کرده که کیم جونگ یون علاقمند به رهبری کره شمالی نیست وی درگفتگوهای که بانزدیکان وی داشته به این نتیجه رسیده که یون نمی خواهد رهبری کره را بجای پدرش بعهده بگیرد. کره شمالی درهاله ازابهام سیاسی فرورفته پیامد سیاستهای بعدی این کشور روشن نیست که آیا بصورت سنتی توام با انزوا وتعصب اداره می شود؟ ویا اینکه فضا های جدیدی را رهبری جوان ونو بوجود می آورد. درکره شمالی ازتاریخ هفده هم دسامبر ماتم ملی اعلام شده وتا بیست نهم دسامبر که مراسم بخاک سپاری کیم جونگ ایل برگزار می شود ،کره شمالی درماتم وسوگ رهبر خود نشسته است.

مرگ دکتاتورهای هرچه باشد پیامد های متفاوت خود را دارد کیم اول درکره شمالی بسیارمحبوب بود وازوی بعنوان رهبرجاویدان نام گرفته می شد اما کیم دوم محبوبیت را ازدست داد وپایگاه های اجتماعی ضعیفی داشت ودکتاتوری نهادینه شده کیم پدر درزمان کیم پسر به چالش کشیده شده درزمان کیم جونگ ایل دوملیون انسان ازگرسنه گی مرد اینها تاثیرات اجتماعی ونفرت ازرژیم را بجای گذاشته.

 کیم سوم ونوجوان درسیاست که تازه نافش از ناف .. جداشده بنظر می رسد بمراتب ازپدر ضعیف تر ظاهر خواهد شد.قدرت احتمالا برای مدتی بدست اردومی افتد که حزب کمونیست کارگری کره شمالی متاثر ازآن است. واوضاع درشرایط حاضرغیرقابل پیشبینی است.مرگ کیم جونگ ایل، زوال دکتاتوری درشبهه جزیره ای کره است. وبدین صورت جامعه فقیرودرمانده کره شمالی ازشردکتاتوری رها شده وامید است درآینده با اعتراضات ونافرمانیهای مدنی به آزادی وکرامت انسانی خود دست یابد.مهم نیست که جنرالهای ارتش قدرت را قبضه می کنند کاریکه در"برما" شد اما سرانجام با مقاومت، مردم درمسیر آزادی خود گام برداشتند مردم" برما" اگردرزیرسلطه جنرالان بود ولی با رهبری خانم مبارز آن سان سوچی برنده جایزه نوبل، توانست به خواسته ها وارمانهای خود دست پیدا نماید مردم کره شمالی هم می تواند بامرگ دکتاتورمنزوی به خواسته ها وآزادی  خود برسد.البته درکوتاه مدت بامرگ کیم جونگ ایل تحولات روی نمی دهد اما دربلند مدت پیامد های مرگ وی بسیارشگرف خواهد بود.که مهم ترین آن آزادی است.

 بدست آوردن آزادی محصول مبارزه ومقاومت است البته که آسان نیست.جامعه امروز درتلاش است که با اشغال خیابانها واعتراضات، ارزشهای انسانی خودرا بدست اورد نه اینکه با تبهکار ودکتاتور بنشیند وارزشهای خود را ازدست بدهد مصالحه بخاطر معامله وفروش ارزشهای مدنی نیست.این موضوعی است که همه انسانهای آزاده درهرجای که هستند آنرا درک می کنند. وبرای رسیدن به آن تلاش می نمایند.مرگ دکتاتورکره آغاز بشارت به آزادی است.