گفتگو با محمد ناطقی دپلمات و کار شناس مسایل سیاسی( بخش دوم)
مبارزه با فساد
دراین بخش و در بخشهای بعدی، مسایلی چون " مبارزه با فساد" و شیوه برخورد" نامزدان" در دور دوم انتخابات را، در قسمتهای بعدی از گفتگوی مان، پی می گیریم.
مبارزه با فساد اداری:
خبرنگار : یکی ازمسایلی بسیار درد ناک همین " فساد اداری و مبارزه با فساد است" افغانستان به صورت مستمردر فهرست فاسد ترین کشورهای فاسد دنیا قرارگرفته است. تیم اصلاحات دراین خصوص چه برنامه ای دارد؟ و راهکارهای عملی آن چه گونه طرح شده است؟
(صورتهای متنوع بحث و مساله فساد)
محمد ناطقی : این پرسش اهمیت زیادی دارد و این واقعا بسیار تلخ و درد ناک است که افغانستان در دهه جدید، و هزاره سوم، در فهرست فاسد ترین کشورهای دنیا قرار بگیرد. مقام، ما در فساد در ردیف سومالیا قرارگرفته است و چوکی ما با سومالیا درکنارهم گذاشته شده است و این مساله برای مردم افغانستان ناگوار و برای دولت مردان ما ننگ و عار باید باشد. افغانستان درطی 13 سالی که گذشت درچند عرصه مهم اقداماتی داشته است درعرصه امنیت ، سیاست، و مبارزه با فساد کارنامه مثبت و سیاه دارد. درعرصه امنیت کارما خوب بوده است نیروهای امنیتی درحدی بسیاربالا و خوبی دارای ظرفیت شده است. البته توانایی نیروهای امنیتی سکه یک رویه نیست یک طرف قضیه دراین موفقیت، حضور جامعه جهانی وحمایت نیروهای بین المللی از نیروهای افغانستان بوده است. درحال حاضر نیروهای ما تماما به کمکهای جامعه جهانی وابسته است.اگر سند همکاریهای امنیتی امضا نشود، این امکان وجود دارد که این سرمایه ازدست ما برود و نیروهای ما با ضعف روبرو شود.رییس جمهورکرزی با رد امضای موافقت نامه، کار درستی را نکرده است وی باید بخاطر نیروها امنیتی این سند را هرچه زود تر امضا می کرد که نکرد. درعرصه سیاست خارجی افت و خیزداشته ایم سیاست ما همیشه در نوسان قرارداشت دپلماسی مبهم را پیش بردیم باالاخره نه ما ونه دنیا هرگز نفهمید که ما دوستانی داریم و آنها کی ها هستند. همه می گوییم جامعه جهانی متحدان افغانستان می باشند اما رفتار با متحد این گونه نیست که ما درسیاست خارجی خود داشته ایم.
خبرنگار طلوع: بخشهای که اشاره کرده اید درست است اما در خصوص عرصه فساد چه فکر می کنید؟
"سه نوع فساد"
اما درعرصه مبارزه با فساد که بحث میز شما به آن اختصاص دارد، ابتداء ماباید فساد را در دو حوزه تقسیم نماییم ابتداء فساد شناسی داشته باشیم و تعریف روشنی از مساله فساد را داشته باشیم فساد درچه عرصه ها بوده است و چرا؟ حوزه دوم راه حل است ما چه گونه مبارزه با فساد را پیش ببریم؟ درمورد فساد شناسی به این نکته باید توجه داشت که فساد در هرکشوری صورتهای گوناگون دارد فسادی که مربوط می شود به بخشهای خصوصی و غیردولتی دراین گونه فساد اصولا حکومت و دولت نقشی ندارد فساد از آن مافیا و بخشهای مافیایی می باشد. حکومت می خواهد با آن مبارزه نماید اما نمی تواند دلیل آن ضعف سیستمهای قضایی ضعف نهادهای اجرایی و میکانیزهای ناتوان است. بخشهای خصوصی و مافیایی هرچه بخواهند انجام می دهند مثالهای آن را در آمریکا لاتین می توان یافت و شناسایی کرد. نوع دوم ازفساد، و ارتکاب آن فساد حکومتی است. عوامل قدرت و حکومت به صورت کامل و با دست باز فساد می کند و هیچ قدرتی نمی تواند مانع کارهای آنها شود. فاسد ترین مردم دراین بخش همان ماموران و مقامات حکومتی ودولتی اند. این گونه فساد درنظام های توتالیتر و خود کامه صورت می گیرد مثالهای آن دولتهای سلطنتی خاورمیانه آفریقا هست. بخش سوم از ارتکاب فساد و غارت اموال و سرمایه مردم، برمی گردد به فساد مزدوج و مختلط. توضیح مساله به این صورت است که نهادها و مقامهای حکومتی با بخشهای خصوصی، به خاطر منافع حرام شان باهم کنار می یایند و یک نوع فساد گسترده و مشترکی را راه می اندازند این بخش از فساد خطرناک ترین، نوع آن است زیرا غارت گران بخش خصوصی با چپاولگران دولتی و حکومتی یک دست شده و به صورت مشترک و مزدوج فساد را رهبری می کند.
خبرنگار: بااین تصویر و سیمای که ازصورتهای سه گانه فساد را شرح دادید که درنوع خود جالب است حال پرسش این است که درافغانستان ما چه نوع فساد را پیش می بریم؟
( فساد مزدوج ومختلط)
محمد ناطقی: متاسفانه باید بگویم که فساد حاکم در افغانستان ازنوع سوم و بسیار خطرناک است دراینجا هم مقامات و ماموران حکومتی درفساد دست دارد و هم بخشهای خصوصی. خبرنگار طلوع نمونه آن کابل بانک باید باشد. بله درست است کابل بانک یک نمونه افشاشده آن می باشد. ده ها نمونه مخفی و مستترداریم که درافغانستان صورت گرفته است و به همین دلیل است که فاسد ترین کشوردنیا قرار گرفته ایم. مقامات حکومتی و ماموران که عمدتا خویشاوندان و خویش خوری راه انداخته اند. یک وقت رییس جمهورگفته بود مقامات حکومت و اقارب آنها در فساد دست و دخالت دارند.و به این نکته باید اشاره نمایم که درفساد مختلط و مزدوج مقامات حکومتی و وزراء نقش برجسته دارند کابل بانک بخش خصوصی بود که فساد گسترده در آن صورت گرفت و960 میلیون دالر ثروت و اموال مردم به یغما رفت دراین فساد مستقیما وزیر و زارت خانه در آن دست دارد. کابل بانک زیرمجموعه یک وزارت خانه مخصوصا وزارت مالیه می باشد بنابراین شک نداشته باشیم که وزیر مالیه در آن دست دارد. نخبگان تجارت و مالیه که حالا همه درتیم تحول جمع شده اند درطی 13 سال گذشته، بد ترین مدیریت را درعرصه اقتصاد داشته اند. همان گونه که اشاره کردم در فساد مختلط دو نیروی غارت گر در برابر هم قرار نگرفته اند بلکه نیروهای غارتگر دست به دست هم داده اند تا بهترین طراحی در مورد چپاول مشترک شان را داشته باشد و همان گونه که گفتم این گونه فساد بسیار خطرناک و غیر قابل کنترل است. مردم افغانستان قربانی این نوع فساد شده اند هر آنچه دربستر 13 سال روی داده به صورت مشترک انجام شده است.
مصیبت مردم درحد دردناک است که هم اکنون بانکهای در آستانه تحریم به دلیل پول شویی قرار گرفته است پارلمان افغانستان مدعی است که سه سال پیش قانون پول شویی را تصویب و در اختیار حکومت گذاشته ولی حکومت این قانون را زیرزده است . وزراء سکتوری این قانون را به ضرر شان تشخیص داده و نگذاشته است که به منصه اجرا و تطبیق در آید. حالا بانکهای ما درلیست سیاه برابرشده است و اگر چنانچه در مهلت تعیین شده قانون پاس نشود دراین صورت تمامی معاملات بانکی ما با جهان خارج بسته می شود و بزرگترین گرفتاری برای مردم پیش خواهد آمد از هم اکنون روشن شده است که تحریم و لیست سیاه تاثیرات ناگواری روی زندگی مردم گذاشته است قیمتها بالا رفته سرای شاهزاده کار نقل و انتقال پول را به عهده گرفته است و ده ها مصیبت از این دست. یگانه دلیل آن همان دست به دست دادن مافیای خصوصی با مقامات حکومتی است که باهم سیستم فساد مختلط و مزدوج را خلق کرده اند.
خبرنگار برای بیرون رفت از آن را چه گونه طرح کرده اید؟
(راه حل بحران فساد)
محمد ناطقی: راه حل بیرون رفت ازاین معضل خیلی گسترده وخلق یک نظام درستی مالی واداری است. اداره وفساد رابطه ارگانیک دارد. در ادارات حکومتی باید ضابطه به جای رابطه ایجاد شود تقرریهای تلفنی و خویش خوری ریشه کن شود رابطه مقامات با بخش خصوصی از طریق قانون و دستگاه قضایی ما کنترل و مدیریت شود. در خود سیستم عدلی و قضایی باید تغییرات گسترده ای صورت بگیرد. حکومت قانون داشته باشیم و اصلاحات گسترده ای باید انجام شود. جابجای مقامات و ماموران به گونه دوام دار، انجام شود قدرت فساد می آورد. یک مامور و یک مقام درصورت طولانی در مرکز قدرت، هرچند صالح هم باشد تبدیل به عنصر فاسد خواهد شد. تبدیلیهای پی هم باید صورت بگیرد. طالبان در امرمبارزه با فساد همین کاررا می کرد مقامات حکومتی خود را درفاصله های بسیار کوتاهی تبدیل می کرد. معیار برای گزینش خویش خوری، تقرر تلفنی نباشد بل باید قانونی صورت بگیرد. تیم اصلاحات در هجده مورد، بهبود وضع مدیریت و مبارزه با فساد را در طرح ملی خود گنجانده است. که می توان به صورت فهرست واربه آن اشاره داشت. حکومت قانون به جای حکومت واسطه، جابجای و تبدیلی افراد و مقامات حکومتی و دولتی، شناسایی افراد شایسته به لحاظ دانش و تعهد و اخلاق، نظام مکافات و مجازات، بهره مندی ازدانش و تکنولوژی درمدیریت، بهبود وضع نظام عدلی و قضایی، تطبیق قانون بدون استثناء، تفکیک و تعریف بخش خصوصی و دولتی، مجازات های سنگین برای خاطیان و گناهکاران، اصلاحات گسترده درنظام مدیریتی، سیستم تفتیش و حساب رسی دقیق و.. ادامه دارد
قسمت سوم گفتگوی ما اختصاص دارد به شیوه پیکارو رقابت نامزدان در فاز دوم انتخابات93 .....
شناساسی حوزه ها مصالحه
برنامه های دو تیم درمورد مصالحه فساد عنوان اصلی مباحثات تلویزیونی در طی دو شب گذشته بود. در هر دو بحث شرکت داشتم. خبرنگاران دو شبکه خبری تلویزیون 1 و طلوع نیوز برسشهای اصلی شان متمرکز روی دو محور اصلی " مصالحه و فساداداری" بود. دراین نوشته پرسشهای خبرنگاران را به صورت گفتگوطرح و به هردو موضوع در دو بخش پاسخ گفته شده است حالا با هم بخش اول از گفتگورا می خوانیم:
خبرنگار تلویزیون 1 تیم اصلاحات و همگرایی درصورت پیروزی چه برنامه های برای مصالحه دارد و راهکار عملی رسیدن به صلح راچه گونه ارزیابی می کنید؟
" گفتگوهای چریکی"
محمد ناطقی: سلام خدمت بینندگان عزیز . البته مساله مصالحه ابعاد ملی بین المللی و منطقه ای دارد ما برای رسیدن به صلح چندین مولفه اساسی را باید درنظر داشته باشیم. حوزه های رسیدن و نیل به صلح بسیار متفاوت و متنوع است. در ساحت ملی اولین کاری که باید صورت بگیرداین است که نهاد ملی و فراگیر باید ساخته شود. آنچه در گذشته با عنوان "شورای عالی صلح " داشتیم این شورا به دلیل بافت ناقص وگزینشی خود قادر به جواب نیست و دیدیم که کارکرد شورای عالی صلح فاقد دست آورهای روشنی بوده است و در مواردی با چالشهای بسیار تلخ و درد ناکی روبرو شدیم. سه عیب اساسی در ترکیب شورای عالی صلح دیده می شود یکی بافت آن و دیگری گزینشی بودن آن و سوم فقدان برنامه و استراتژی روشن برای رسیدن به صلح. در مورد بافت عرض کنم که بافت ناقص بود نیروهای مدنی جامعه زنان دراین ترکیب شرکت ندارد زنان بخش بزرگی جامعه است و دیگر اینکه بزرگترین ظلم درحق زنان ازسوی طالبان صورت گرفته است. زنان قربانیان اصلی سیاست طالبان بوده است نگاه طالبان همان نگاه "بکو حرامهای" نجیریه باید باشد. درترکیب شورای عالی صلح این ملاحظات در نظرگرفته نشده است و به همین دلیل ناقص و نا مناسب برای صلح می باشد. تیم اصلاحات و همگرایی در صورتی پیروزی برای صلح می خواهد یک فرمول و ترکیب جامعی را طرح نماید ترکیب جامع همان مشارکت و حضور زنان، جامعه مدنی و نیروهای تاثیرگذار در جریان صلح است. احزاب سیاسی هم باید در جریان صلح نقش اساسی داشته باشد.
نکته دوم ، فاز سیاسی و دپلماسی مصالحه است. دپلماسی صلح بسیار نوسان داشت و حکومت افغانستان درمورد دپلماسی موفق عمل نکرد. برای رسیدن به صلح مساله مناسبات و دپلماسی اهمیت بسیار زیادی دارد. زیرا جنگ افغانستان یک جنگ نیابتی و ریشه در پایتخت کشورهای منطقه و جهان را دارد. جنگ با تعریف دو ماهیت استخباراتی و نیابتی ادامه دارد شما این جنگ را تنها با جنگ نمی توانید حل نمایید. نقش دپلماسی اهمیت بسیار زیادی دارد بدون دپلماسی فعال و استوار ما نمی توانیم به پدیده جنگ فایق آییم. کاریکه متاسفانه در گذشته و تا بحال دپلماسی دولتی آن را نداشته است.وقتیکه بی پذیریم که جنگ افغانستان ماهیت و تعریف استخباراتی و ماهیت نیابتی دارد، راه حل این مشکل دپلماسی دو جانبه و چند جانبه است. مناسبات دو جانبه افغاانستان و پاکستان اهمیت زیادی دارد. حکومت رییس جمهور در بستر13 سال دپلماسی خود بی ثبات و دچار نوسان دپلماسی با کشور پاکستان بوده است. هیچ فهمیده نشد که افغانستان دنبال چه چیزی است. گاهی مسایل تاریخی را جدی گرفت و خط دیورند را محور مناسبات دو جانبه تعریف کرد این مساله گاهی در حد نظر خواهی بین المللی پیش رفت آمریکا و متحدانش خط دیورند را خط بین المللی اعلام داشت.
افغانستان گاهی مصالحه را در سیمایی رهایی ملاغنی برادر روی میز گذاشت از بیست مسافرت رییس جمهورافغانستان به پاکستان حد اقل در پانزده سفر، موضوع روی میزگفتگو، بحث مساله رهایی ملاغنی برادر شد زمانی هم افغانستان جدای از پاکستان مذاکرات چریکی را با بخشهای ناراضی طالبان شروع کرد دراین مذاکرات چریکی نه تنها ما به هدف مان دست پیدا نکردیم بلکه هم خود افغانستان آسیب پذیرشد و هم طالبان طرف مذاکره را قربانی کردیم روزگار ملاغنی برادر را نگاه کنید آقا معتصم به چه سرنوشتی گرفتار شد و دیگر مقامات طالب که گفتگوهای محرمانه شان بیرون کشیده شد ، از سوی استخبارات سربه نیست گردید.
خبرنگار "یک" با این وضع طرح شما دراین خصوص چه هست؟ و برای بیرون رفت در بحران چه راه هکارهای عملی و اجرایی را دارید؟
" چهار حوزه صلح"
محمد ناطقی : آری این پرسش مهمی است وقتیکه ما در چهارحوزه مصالحه دشواری و چالش داشتیم و حالا باید برای بیرون رفت رفت از آن باید راه حل را نیز ارایه کرد. چهار حوزه مرتبط به صلح ، ساختارنهاد ملی و فراگیر، دپلماسی فعال دو جانبه و چند جانبه، شناسایی عوامل اصلی جنگ و طالبان اصلی و اجتناب از روی آوردن به فرعیات و ریزشیهای طالب، حفظ دست آوردهای نظام سیاسی و ارزشها. گرچه تا به حال به دو مولفه ترکیب ملی نهاد صلح و دپلماسی اشاراتی داشتم ولی درمورد طالبان اصلی و حفظ دست آوردها هم باید اشاراتی داشته باشم. طرح تیم اصلاحات این را نشان می دهد که برای هریک از چهار عنصر، راه حل منطقی را پیش پای حکومت اصلاحات و همگرایی گذاشته است. ترکیب ملی نهاد صلح مهم است دراین ترکیب باید جامعه مدنی زنان افغانستان واحزاب سیاسی باید حضور داشته باشد. ترکیب کامل بجای ترکیب ناقص موجود، راه حل منطقی نهاد صلح است. دپلماسی را هم که گفتم حکومت اصلاحات ، بشترین وقت را صرف گفتگوهای دو جانبه و چند جانبه خواهد کرد و مهم تر از همه اینکه موارد توافق شده برای ایجاد حس اعتماد به اجرای گذاشته شود و افغانستان دراین خصوص باید پیشگام باشد دلیل آن آسیب پذیری ما هست؟ مساله طالبان اصلی بجای روی آوردن به فرعیات و شاخه های طالب و عوامل ریزیشی، باید طالبان اصلی را پیدا کرد البته طالبان اصلی پیدا کردنش بسیار سخت است پیش از آن باید ازعنصردپلماسی کار گرفت طالبان اصلی در جنگ در اختیار استخبارات و اسیر پایتختهای کشورهای منطقه و فرا منطقه است تنها، با دپلماسی فعال می توان تسهیلات را برای پیداکردن طالبان اصلی فراهم کرد و اینکه برای مذاکره با دکان دار صحبت شد و عامل صلح تبدیل به قاتل شد و همیشه بازی خوردیم،دلیل آن این است که دپلماسی ما خراب شد اعتمادی درکار نبود و به همین دلیل استخبارات، جریان صلح را به مسخره گرفت.
نکته بسیار مهم دیگر هم حفظ نظام سیاسی است. برخی فکرمی کند که مذاکره با طالبان به معنی گذشت از ارزشها باید باشد یعنی شما قانون اساسی تان را معامله کنید نظام سیاسی را تغییردهید دموکراسی آزادی بیان، حقوق شهروندی و حقوق زنان رازیر پانمایید چون طالبان با آنها مخالف هستند. معامله و فروش ارزشها خیانت است و در مذاکرات خطوط قرمزی درکار هست و نباید هیچ چیزی قربانی و در پیش پای طالبان ذبح شود.
خبرنگا جناب استاد ناطقی این مقوله راکمی باز کنید و بشکافید مساله بسیار مهممی است که تعریف گنگی دراین مورد تا بحال شده است طالبان را چه گونه تفکیک نماییم؟
" محرم و نامحرم"
محمد ناطقی : پرسش خیلی مهم است این مساله را کسی به دقت نتوانسته تعریف درستی نماید. نامزدان هم به صورت کلی سخن گفته اند حکومت افغانستان که اصلا تعریف و تفسیرروشنی از ما جرا نداشته است شورای عالی صلح هم چهار اسپه به طرف طالبان دویده و هیچ معیاری برای صلح ندارد برخی شان بجای دفاع از حکومت ، قانون اساسی و مردم افغانستان به حمایت از طالبان سخن گفته است شما به اظهارات مولوی شاهد سخنگوی شورای عالی صلح نگاه کنید چه گفته است. تصویر که من از این ماجرا دارم این است این مساله الهام گرفته شده از طرح تیم اصلاحات و همگرایی در مورد صلح است. در مذاکرات صلح ابتدا ما باید مرزی ملی و یا حریم ملی مان را تعریف نماییم. هرکشوری ازخود حریم ملی دارد کسی در خارج از این حریم بسرمی برد و یا به حریم ملی تجاوز می کند آنها دشمن مردم ، استقلال، نظام سیاسی است. به عبارت دیگر آنها نامحرمان می باشند کسانیکه داخل حریم ملی ومرزملی نیست قطعا ابزار دست دشمن است برای اهداف آنها می جنگند و به خاطر نیت کشورهای خارجی اولاد مردم را می کشند به زن و مرد و کوچک و بزرگ مردم رحم نمی کنند. تروریستها از همین قماش می باشند آنها برای مردم حرمت و حرمت ملی را قبول ندارند و مردم مارا مورد تجاوز قرارداده است.
اینها دشمان مردم می باشند اما طالبانی که نظام سیاسی را قبول می کنند و به مردم خود حرمت قایل می شوند اما دیدگاه سیاسی دارد و می خواهند دیدگاه سیاسی شان در همه عرصه ها، مد نظرگرفته شود و می خواهند شریک قدرت وحاکمیت باشند این دسته از طالبان را اگر داشته باشیم قدمهای شان روی چشم و حکومت افغانستان باید شرایط هرگونه گفتگو برای قبول دیدگاه شان را فراهم نماید. اشکالی که به رییس جمهورکرزی گرفته شده است و یا اینکه بعد از هرانفجار و انتحار روی جنازه قربانیان رفته و طالبان را برادر خطاب کرده است خوب این طبیعی است که این سوء تفاهم را به وجودمی آورد که رییس جمهور تعریفی از دوست و دشمن ندارد برای ایشان تروریست قاتل با طالبان اصلی که هدف سیاسی دارد، هیچ فرقی ندارد. این اشکال درست گرفته شده است که حکومت افغانستان و نهاد شورای عالی صلح تعریف درستی از دوست و دشمن ندارند خندق را پرکرده است. در گفتگوهای صلح درکناراینکه به نیروها ی امنیتی باید اهمیت زیادی داد زیرا یگانه نیروی که می تواند حافظ ارزشهای ملی باشد، همین نیروهای امنیتی است انتخابات یک ارزش ملی است و با نیروی امنیتی آن را برگزار کردیم. باید خطوط قرمز راهم تعریف نماییم محرم و نامحرم باید داشته باشیم مردم افغانستان نمی توانند با نامحرم رفیق و دوست باشد. تیم تحول هم همین گرفتاری دارد هیچ مرزی بین محرم و نامحرم ندارد بگذریم ازاینکه گفته شده زمانی داکتر اشرف غنی حامی درجه یک طالبان و امارت اسلامی شان درخارج بوده است. بحث فساد اداری ادامه دارد...
آمدن و رفتن بما ربطی ندارد
شام
گذشته دریک سفرغیرمنتظره آقای اوباما وارد افغانستان پایگاه بگرام شد.
رییس جمهور آمریکا همراه با مشاوران ارشد شان وارد بگرام شد. وی دریک اقامت
کوتاه سه ساعته سخنرانی نسبتا طولانی با سربازان آمریکایی در پایگاه بگرام
داشت. وی با ستایش فراوان ازحضور وخدمت سربازان شان درافغانستان سخن گفت
رییس جمهور آمریکا حضورهزاران دختردرمراکزآموزشی را میراث حضور سربازان
آمریکایی در افغانستان دانست. آقای اوباما درمورد نیروهای امنیتی افغانستان
گفت: بخش بزرگی از سربازان ما به خانه های شان برمی گردند و پایان سال
2014 جنگ افغانستان درواقع ختم جنگ نیروهای بین المللی درافغانستان هست و
نیروهای افغانستان توانایی و ظرفیت تامین امنیت کشورشان را دارند این حاصل
کار خستگی ناپذیر نیروهای ما در افغانستان بوده است. رییس جمهوراوباما به
این مساله اشاره کرد که نیروهای افغانستان امنیت انتخابات 2014 را به خوبی
گرفتند و این مساله توانایی نیروهای افغانستان را ثابت کرد. وی به این نکته
اشاره داشت که یک بخش بزرگی از شما به خانه های تان برمی گردید. این بخش
از اظهارات آقای رییس جمهور، نیت وی را نیز درمورد حضورنیروهای آمریکایی پس
ازسال 2014 را نشان می دهد.رییس جمهورآمریکا دریک بخش ازسخنان خود با
صراحت به این نکته اشاره داشت که رییس جمهور آینده افغانستان موافقت نامه
امنیتی را امضا و چهارچوب حضور نیروهای آمریکا پس ازسال 2014 درافغانستان
روشن می شود. وی دراین سخنرانی ازشکست القاعده و رهبری آن به دست نیروهای
آمریکا سخن گفت و جریان طالبان را به شدت آسیب پذیر و تضعیف شده اعلام
داشت. آقای او باما از حمایت دوام دار آمریکا به مردم و حکومت افغانستان
سخن گفت.
این ها نکات عمده ای ازسخنان آقای اوباما در پایگاه بگرام بود. رسانه های کشور ازطریق سفارت آمریکا مطلع و در پایگاه آمریکا در بگرام حضور یافتند. دیشب تلویزیونهای کشور، مراسم سخنرانی رییس آمریکا در بگرام را به صورت زنده پخش کرد. گفته شده که جریان سفر رییس جمهور آمریکا دیر به اطلاع ریاست دفتر ازطریق سفارت آمریکا رسیده است و رییس جمهورآمریکا خواسته است که رییس جمهور کرزی درپایگاه آمریکا با وی ملاقات داشته باشد. آقای خرم گفت رییس جمهور در ملاقات رییس جمهور آمریکا در پایگاه بگرام نمی رود رییس جمهورکرزی آماده گی دارد که ازرییس جمهور آمریکا درارگ ریاست جمهوری به گرمی استقبال نماید. اما رییس جمهور آمریکا به ارگ ریاست جمهوری نیامد. گفته شده است که صحبت تلفنی با رییس جمهورکرزی داشته است. به این ترتیب آقای اوباما رییس جمهور آمریکا آمدن و رفتن. حال دلایلی این رویداد که با رییس جمهورکرزی ملاقاتی صورت نگرفت و نکات عمده ا ی که در سخنان رییس جمهور آمریکا وجود داشت را به بررسی می گیریم.
چرا رییس جمهور آمریکا با رییس جمهورکرزی ملاقات نکرد؟
این پرسش بسیار مهمی است این مساله نشان می دهد که مناسبات دو رییس جمهور بیش از آن چیزی که فکرمی شد تیره و تار می باشد. این مساله درتاریخ افغانستان خیلی کم اتفاق افتاده است که رییس جمهور یک کشورخارجی در افغانستان بیاید و با رییس جمهورافغانستان ملاقات نداشته باشد کاریکه صورت گرفت. رفتار رییس جمهورآمریکا، حاصل یک سیاست کج دار مریض بین کابل و واشنگتن است. مناسبات رییس جمهورکرزی از مدتها هاست که با مقامات آمریکا ویران شده است اتفاق شب گذشته یک مساله ابتدایی و آنی نمی تواند باشد. مناسبات رییس جمهور افغانستان با آمریکا درپایان دور اول ریاست جمهوری و آغاز دور دوم ریاست جمهوری اش درسال 1388 به بد ترین صورتی تخریب شده است. نزدیکان رییس جمهورکرزی این رفتار را، برخواسته از دو مساله غرور بی جا و مسایل شخصی تلقی می کند. یک مقام خیلی نزدیک به رییس جمهورکرزی به من می گفت رییس جمهور در انتخابات 88 به این جمع بندی رسیده بود که آمریکا بخصوص حزب دموکرات مخالف وی می باشد وی تاکید داشت که رییس جمهورمعتقد است که آمریکا اصولا با ریاست جمهوری وی مخالف بود و نمی خواست به قدرت برسد. رییس جمهور کرزی این نوع رفتارها را مداخله آمریکا در امور افغانستان اعلام کرد.
این
مقام نزدیک به رییس جمهور مدعی است که رییس جمهور دراین جا مسایل شخصی
خودرا برمسایل ملی ترجیح داد این شخصیت سیاسی که نمی خواهد
نامش
گرفته شود به شدت به موضع گیری رییس جمهورانتقاد دارد و به یک نحوی به
رفتار امروز آقای اوباما صحه می گذارد. وی می گوید: رییس جمهور آمریکا هیچ
دلیلی و وجه مشترکی با رییس جمهورکرزی ندارد و اصولا هیچ مساله قابل بحثی
دو طرف برای گفتگو و گذاشتن روی میز نداشتند با این وضع می خواهد برای چه
ایشان را ببیند. گفته های این مقام نزدیک به رییس جمهورکرزی نشان می دهد که
تمامی موضع گیریها و مخالفتهای حامد کرزی انگیزهای شخصی داشته است.
بهر صورت ، دلایل و استدلال وی را چه قبول داشته باشیم و یانه ، موضع و مخالفت رییس جمهور کرزی نسبت به آمریکا درطی سالهای اخیرزمامداریش بسیار تیره تار وبهم ریخته است. رییس جمهور دقیقا به اهدافی حمله ور شد که برای آمریکاییها بسیارسخت تمام می شد اولین اشکال و اعتراض زیرسوال بردن ماموریت نیروهای آمریکایی در افغانستان بود. رییس جمهور در دور دوم از ریاست جمهوری خود به این مساله تاکید داشت که حضورنیروهای آمریکایی در افغانستان برای چه هست؟ آنها اگر می خواهند تروریستها را بکشند تروریست در آن سوی خط دیورند مستقر است در قریه ها ی افغانستان ما تروریست نداریم اینکه نیروهای آمریکایی در افغانستان می جنگند و یا خانه های مردم را تلاشی و تفتیش می کند این کار برخلاف مصالح ملی ما است من نمی گذاریم این کارها صورت بگیرد ماموریت جنگی آنها سبب گردیده که مردم بیگناه ما کشته شود بمباران آنها سبب مرگ کودکا و زنان ومردان بیگناه افغانستان شده است. رییس جمهور به همین دلیل با عملیات شبانه به مخالفت برخواست و عملیات روزانه ارتش آمریکا را زیر سوال برد رییس جمهور به نیروهای افغانستان دستورداد که نیروهای افغانستان حق ندارند که درجنگ با طالبان از نیروهای آمریکا کمک بگیرد.
درکناراین مسایل اختلاف عمده ای دیگری که بین رییس جمهورکرزی و آمریکا پیش آمد مساله زندانیان بگرام بود استدلال آمریکاییها این است که این مجموعه که دست گیرشده اند درعملیات جنگی درعملیات شبانه و درمیدانهای جنگ دستگیرشده اند و اینها آدم های خطرناکی هستند که آزادی آنها مایه نگرانی سربازان آمریکا و سبب جنگهای خونین و حملات تروریستی می شوند اما استدلال رییس جمهور تاکید بر بی گناهی زندانیان بگرام بود رییس جمهور برخلاف آمریکا اصرارداشت که تمامی زندانیان بگرام باید آزاد شوند و ایشان کمیته ویژه ای را موظف کرد که دوسیه های زندانیان بگرام را بررسی نماید و کمیته بررسی کرد و درنهایت بخش بزرگی از زندانیان بگرام را آزاد کرد این مساله برای آمریکا بی نهایت تلخ تمام شد و یک نوع اهانت و تحقیر سربازان آمریکایی درانجام ماموریت شان محسو ب می شد. تحقیر به این معنا که رییس جمهورکسانی را آزاد می کند که قاتل سربازان آمریکایی در جنگ بوده است.
رد موافقت نامه امنیتی اوج اختلافات کابل و واشنگتتن
این مساله هم یکی از جنجالی ترین صورت مناقشات افغانستان و کابل است. نوزده ماه گفتگو بین هیئتهای دو طرف انجام شد رییس جمهور در جریان مباحثات اشکالات زیادی به محتوای توافقنامه را داشت ولی سرانجام سند تهیه گردید اما رییس جمهور امضای آن را منوط ساخت به جرگه مشورتی. جرگه تشکیل شده با چهار روز بحث سرانجام جرگه مشورتی، امضای سند همکاریهای امنیتی را مورد تایید قرارداد و از رییس جمهور خواست که درطی یک ماه آن سند را امضا نماید ولی رییس جمهور نه تنها موافقتنامه را امضا کرد بلکه چندین شرط را روی آن گذاشت که این مساله برای آمریکاییها بسیار گران تمام شد. یگانه موضعی که آمریکا گرفت این بود که هیچ گونه مباحثه و گفتگوی دیگری روی موافقتنامه صورت نمی گیرد. تمامی کمکهای جامعه جهانی متوقف و مرتبط می شود به امضای سند همکاریهای دفاعی و امنیتی. آقای اوباما دیشب درسخنرانی بگرام به این نکته اشاره داشت که سند همکاری بین آمریکا و افغانستان با رییس جمهور منتخب امضا می شود. قریب به شش ماه است که آمریکا از امضای سند با رییس جمهورکرزی مایوس شده است و درسه ماه اخیرهم بارها اعلام داشته است که سند را با رییس جمهورآینده افغانستان امضا می کند. موافقتنامه امنیتی و دفاعی درحقیقت چهارچوب حضور نیروهای آمریکایی را در افغانستان پس ازسال 2014 تعریف و تعیین می کند. در حال حاضر دو تهدید عمده افغانستان را تهدید می کند یکی بحران دپلماسی که نتیجه آن را درشب گذشته دیدیم و دیگری بحران مالی بانکهای افغانستان شامل لیست سیاه به دلیل پول شویی و فساد شده است. امروز داکترعبدالله درمراسم پیوستن محمود کرزی به این مساله اشاره کرد و مسوول آن وزراء حامی تحول و تداوم را دانیست. وی گفت حکومت آینده بانکهای فاسد و تحریم شده و خزانه خالی را تحویل می گیرد.
تفاوتهای دور اول و دوم انتخابات افغانستان
دور دوم انتخابات آغاز شد. رویدادهای دور دوم بسیار متفاوت ازدور اول می باشد. استخاره حضرت صاحب در فصل دوم طرح شد. ایشان درمراسم گشایش پیکارهای انتخاباتی داکتراشرف غنی به این مساله اشاره داشت که شبها فکرکرده و چندین بار استخاره گرفته است و سرانجام استخاره شان را با تایید نامزدی داکتراشرف غنی ، برابرکرده است و این شد که حمایت خودرا از آقای داکترغنی اعلام داشت اما برادر آقای مجددی دراردوگاه تیم اصلاحات آمد و رسما حمایت خودرا از تیم داکترعبدالله اعلام داشت و دعای پایانی مراسم پیکارهای انتخاباتی را کرد. انتخابات 93 ماهیت برخیها را بخوبی آشکار ساخت. برخیها دراین انتخابات بسیار اذیت شدند. چندین در و دوازه راکوبید ازگل آغا شیرزوی تا آقای اشرف غنی را راه رفتند. واقعا دل آدم برای چنین آدمهای "پلال گشت" می سوزد. درانتخابات 93 شاید همه اقشار، "پلال گشتهای" داشت ولی در درون جامعه ما این پلال گشتی خیلی عریان شد. استاد مزاری یک وقت به من می گفت: ای کاش دوستان ما بر مبنای اصلی و قاعده ای با من مخالف می شد. اما حالا به حقانیت این کلام صادق پی می بریم مردی که زمانی فرد شماره 2 درحزب وحدت بود حالا چه گونه دربدر بدون هیچ معیاری تنها بخاطر؛چندرغازی؛ سرگردان شده است همین آدم درآن زمان خود را رقیب فکری و استراتژی برای شهید مزاری می گرفت ولی حالا چنین آواره و یتیمی درساست شده است . درتیم اصلاحات وهمگرایی نیزرویدادهای مهمی را داشتیم دو تیم عمده وارد اردوگاه داکتر عبدالله عبدالله شد. تیم "صلح وسازندگی" و تیم" اعتدال برابری و سازندگی" آقایان زلمی رسول و گل آغا شیرزوی و دیگر چهره های سیاست مثل آقای سید اسحاق گیلانی وامرالله صالح، وزنه تیم اصلاحات و همگرایی را سنګین وآن را نسبت به تیم لاغرُ رقیب فربه ساخته است.
نگرانیهای اصلی در دور دوم
دور دوم از چند جهت نگرانی دارد. عمده ترین نگرانی و خطراین است که فضای انتخاباتی صورت و فضای قومی و تباری بگیرد. تیم اصلاحات و همگرایی با حضور چهره های بسیار مهمی، باب فضای قومی شدن انتخابات را گرفت.امروز هیچ کسی نمی تواند بگوید تیم اصلاحات فراگیرو ملی نیست. ملی ترین ترکیب و بافت را تیم اصلاحا ت دارد. البته گفته باشم که ساخت تکت انتخاباتی داکترعبدالله از اول هم خردمندانه و ملی طراحی و مهندسی گردید. دو شاخصه و کاراکتر حزبی و ملی بودن دراین تیم از همان اول درنظرگرفته شد. احزاب سیاسی و ریشه دار و ملاحظات ساختار ملی در ساخت تکت به دقت مورد مطالعه قرارگرفت و تیم با صفت ملی و فراگیر، ساخته شد. تیم رقیب از همان بدو پیدایش خود با چالش روبرو و از نقص خلقت خود رنج می برد در فصل دوم انتخابات تیوریسنهای این تیم سعی زیادی کرده اند تا با گره و وصله زدن، این نقیصه را بردارند ولی موجودی که نقص ذاتی داشته باشد با پیوند مشکلش حل نمی شود. هدف از وصله کاریها در چیست؟ هدف همان رفع نگرانی از تشتت اجتماعی است. البته دو تیم پیشتاز انتخابات کار خوبی کرده اند که برای رفع این نگرانی دفع پریشانی کرده اند. این کار درذات خود شایسته و برخواسته از حس مسوولیت ملی می باشد. ولی تفاوت بسیارزیادی در کارو موفقیت دو تیم وجود دارد. درحال حاضر خطر قومی شدن فضای انتخاباتی در اردوگاه تیم اصلاحات و همگرایی بکلی برداشته شده است این تیم با سازکارهای عظیم خود، حفره های نفاق را که "شیطان" درآنجا اقامت دارد را برطرف کرده است واین موفقیت بزرگی تیم اصلاحات و همگرایی بوده است. البته گفته باشم خطرات و تهدیدات به کلی برداشته نشده است.
گذشته از استخاره حضرت ، دربدری و سرگردانی برخی آدمهای " پلال گشت" و گذشته از تلاش وصله زدن برای تکمیل تیم و ساخت تیم فراگیرملی اصلاحات و همگرایی که ممیزه های دور دوم انتخابات را شکل داده است، تفاوتهای دیگری نیز دراین دور را داریم. اشاره به این تفاوت ها برای رفع نگرانی مردم نیز ضروری است. نگرانی که دراین مرحله و جود دارد، مساله مشارکت مردم است.در دور اول مردم حماسه خلق کردند اما در دور دوم آیا همان حماسه تکرارشدنی هست و یانه ؟ این پرسش به دو گونه متضادی جواب داده شده است برخی گفته اند که آری حماسه تکرار می شود مردم افغانستان نسبت به سرنوشت شان خیلی نگران هستند و این نگرانی را می خواهند با حضور درپای صندوقهای رای، برطرف نمایند. مردم می خواست در همان دور اول کامیاب و نتیجه انتخابات را داشته باشد ولی خوب انتخابات را بی نتیجه ساخت و عملا به دور دوم برد. کمیسیونها مقصر شناخته شده است. مردم صبور افغانستان می خواهند این بار با عشق بشتر به پای صندوقهای رای حاضر شوند دلیل آن دو چیز است یکی تعیین سرنوشت و دیگری اطمینان خاطر از باب تامین امنیت شان. مردم درحال حاضر به نیروهای امنیتی خود بسیار اعتماد دارند همینکه آنها به مردم اطمینان داده اند که امنیت شان گرفته می شود مردم بدون هراس به پای صندوقهای رای می روند. مردم از (بوکوحرامهای افغانی) نمی ترسند و می روند و رای می دهند.
نقطه مقابل این دید و نظریه این است که مردم این بار آن شور دور اول را ندارند چند دلیل برای بی میلی را می توان یاد داشت کرد که عمده ترین آن کارکرد دو کمیسیون بخصوص کمیسیون مستقل انتخابات است. این کمیسیون آرای مردم را به درستی مدیریت نکرد و بی جهت انتخابات را بی نتیجه ساخت حال مردم به دو کمیسیون اعتماد ندارند و بارای شان بازی می شود. نکته دوم شرایط بد فضای امنیتی شاید باشد و مساله سوم هم فصل کار و کاسبی مردم هم گفته شده است. و دلیل چهارم هم دو نامزد است که پیکار دارند در دور اول هزاران نامزد شورای ولایتی را داشتیم. البته این یاد داشتها مهم است و می تواند روی مشارکت مردم تاثیرگزار باشد. اما مردم افغانستان با همه این عوامل، در انتخابات شرکت می کنند مردم افغانستان بسیار صبور وآگاه هستند در انتخابات 24 جوزا انتخابات خوبی خواهیم داشت.
اولویتهای تبلیغاتی نامزدان در دور دوم
استراتژی تبلیغاتی بسیار مهم است. تعریف انتخابات یعنی همان تبلیغات و پیکارهای تبلیغاتی هست. انتخابات منهای تبلیغات معنی ندارد کسی به تبلیغات اهمیت نمی دهد یعنی اینکه به شعور مردم خود وفا دارنمی باشد. درروز شروع پیکارهای دور دوم دو منطق متفاوت را از دو نامزد پیشتاز دریافت کردیم. داکتر عبدالله در مراسم آغاز کمپین خود در هتل کانتیننتال گفت که اولویت کاری شان در فصل دوم مراجعه به مردم ازطریق سفرهای ولایتی است وی تاکید کرد که به ولایتهای افغانستان می رود و به مردم برنامهای خودرا در همه عرصه ها شرح می دهد. دور دوم انتخابات دور اعلام برنامه است داکتر عبدالله گفت درسفرهای ولایتی که درپیش رو دارد می خواهد برنامه های کاری شان را با مردم شریک نماید و تاکید داشت که برنامه متنوع که ساخته و تهیه کرده احتیاج به رای و نظر مردم را دارد وی دراین مراسم گفت وقتی برای مناظره را ندارد تنها می تواند یک مناظره با رقیب خود داشته باشد. داکتر عبدالله برای مناظره توافق رسانه ها دریک محل و زمان را لازم دانیست مناظره مال همه رسانه ها باشد و در انحصار چند رسانه قرار نگیرد.
در مقابل آقای داکترغنی گفته است که دراین مرحله از پیکار نمی خواهد مزاحم کار بار و زندگی مردم شود. هوا گرم می شود مردم کار دارند و نمی خواهد این بار اجتماعات دایر نماید. یعنی اینکه برخلاف داکترعبدالله در ولایات سفری ندارد و به دلیل کار و هوای گرم مزاحم مردم نمی شود و تنها از مردم می خواهد که در روز رای دهی درپای صندوقهای رای حاضر شوند و برای تیم شان رای دهند.این منطق که درانتخابات دور دو دربین نرویم ولی از طرفی هم بخواهیم که صندوقهای مان با رای مردم پر شود، وقتی که کمپین نباشد و دربین مردم نرویم این صندوقها را کی پر می کند؟ آقای غنی به جای حضور در بین مردم و سفر درولایات، ترجیحاتش مناظره است یکی از سخنگویانش به نام محمدی می گفت دراین مدت باید 90 تا مناظره را دایرکرد وآقای غنی هم گفته است که ازمناظره فرار نکنید. این سخنگوی فکرنکرده است که 90 مناظره تا 21 جوزا چه گونه عملی می شود روز انتخابات 24 جوزا تعیین شده است. دلیل اصرار برمناظره متوالی را نیز تیم تحول و تداوم بیان کرده است.
نکته اصلی این ګونه طرح شده که ګویا شب نامه های در شهرپخش شده است که مسلمان بودن داکتر اشرف غنی را زیر سوال برده است. واکنش داکتر نسبت به این موضو ع خیلی شدید بوده است وی ګفته است می خواهد ثابت نماید که مطالعات اسلامی شان را با مردم درمیان بګذارد. مناظره برای اثبات یک موضوع مورد انکار و یا شک می باشد طرفها وارد مناظره می شوند و می خواهند موضوع مورد نقاش را ثابت نماید. مناظره دینی که آقای غنی طرح کرده است موضوع آڼ اثبات دیانت شان می باشد چون افرادی شبنامه پخش کرده و دیانت را زیر سوال برده است و حال می خواهد آن را به اثبات برساند مناظره برای اثبات دیانت به ضرر داکتر صاحب تمام می شود.
اینها تفاوتهای این دورازانتخابات نسبت به دور پیشین می باشد. نتیجه اینکه انتخابات دور دوم با تفاوتهای از نوع دو نامزد به جای هشت نامزدُ . انتخابات منهای شورای ولایتی. انتخابات با شرایط جوی متفاوت. انتخابات با ضریب تهدیدات بالای دشمن. انتخابات با مناظره دیانت برای اثبات دیانت ازسوی داکتر صاحب اشرف غنی احمدزی. انتخابات با ترجیحات سفرهای ولایتی از سوی داکتر صاحب عبدالله و تشریح برنامه های ملی و..در 24 جوزا 93 برګزار می شود.
رای مهم است و یا شمارش رای
انتخابات
93 را در مرحله اول ناکام ساخت و حالا نامزدان پیشتاز الزاما و ازباب
ناگزیری باید به دور دوم رهسپارشوند. گمانه زنیهای را امروز رسانه های غربی
طرح می کرد که گویا اصل تفاهم درکنار انتخابات ضروری هست. البته که
واقعیت جامعه افغانستان چنین هست انتخابات 93 با گرفتاریهای سختی روبرو شده
است. اگر انتخابات در مرحله اول به پایان می رسید، خیال همه راحت می بود
که نشد فعلا وارد فاز و فضای دور دوم شده ایم. ورود به دور دوم، مستلزم
گرفتن درسهای اساسی ازدور اول هست این درسها باید گرفته شود ما باید بدانیم
که عوامل تاثیرگزار در انتخابات دور اول چه بود؟ و حالا چه گونه باید از
خوبیها و ابعاد مثبت آن استفاده صورت بگیرد. این خطر جدی است که اگر درسهای
لازم گرفته نشود، امکان دارد بجای ثبات به بحران های سیاسی خواسته و
ناخواسته کشانده شویم افغانستان از بابت انتقال قدرت، کارنامه خوبی ندارد.
اکثرکشورهای عقب مانده چنین روز گارهای را در امر انتقال قدرت خود داشته و
دارد.
بهار عربی با چنین شرایط سختی گرفتارشد. درمصر و درلیبی چه می گذرد و سوریه با چه مصیبتهای گرفتارشده است. انتخابات درست است که صورت گرفت ولی دیدیم که حتا رئسایی منتخب گرفتار گردید درحال حاضر درلیبی هیچ چیز در امان نیست گروهای مسلح به هرجای که بخواهد حمله ور می شوند. در لیبی انتخابات صورت گرفت پارلمان کشور با انتخابات مردمی روی کار آمده ولی می بینیم که چه وضعیتی جریان دارد. درمصر حکومت آقای محمد مرسی یک ساله نشد و توسط ارتش این کشور همه رهبران سیاسی اخوان المسلمین گرفتار و درلیست اعدام قرار گرفتند.
امروز یک تحیلیلگر غربی نوشته بود که افغانستان درتاریخ معاصر خود ازسال 1352 تا حالا شاهد جابجای قدرت به صورت غیرمسالمت آمیز بوده است. تنها دو سه نمونه را نشان داده است که انتقال قدرت به صورت مسالمت آمیزی در افغانستان صورت گرفته است. رهسپار به دور دوم انتخابات، همان گونه که اشاره گردید ازباب ناگزیری بود و این مساله تاحدی زیادی ازسوی کمیسیونها به دلیل ضعف مدیریت، تحمیل گردید دراین نوشته به چندین مولفه تاثیرگزار دردور اول انتخابات اشاره می کنم و سپس این نتیجه گیری را باید کرد که در دور دوم چه باید کرد تا اشتباهات دور اول به حد اقل تقلیل یافته باشد. چند عامل و فاعل موثر در انتخابات را داشتیم و لی هریک از این عوامل به گونه مساوی نقش نداشت نقش ها و عوامل متفاوت بود و طبعا نقش شان هم متفاوت بررسی می شود. به نظر چهار عامل و فاعل تاثیرگزار را داشتیم که حالا به هرکدام ازآنها اشاره خواهیم داشت
الف – مردم
نقش مردم در انتخابات 93 شور انگیز، تاریخی وحیرت انگیز بود. حضور و مشارکت به حدی گسترده نشان داده شد که دنیا و تحلیلگران را به حیرت انداخت و درپایان رای دهی شانزدهم حمل همه رهبران دنیا با ادبیات ستایش انگیزی از انتخابات 93 یاد کردند. حماسه مشارکت از لحظه اهمیت به سزای پیدا می کند که دو عامل تهدید تروریزم، و بدی هوا، با انتخابات 93 قرین شد. اما مردم افغانستان زنان و مردان در سراسر افغانستان باهر دو عامل تهدید و سردی هوا به مقابله برخواست و اراده خود را هم به تروریزم و هم به شرایط اقلیمی تحمیل کرد و با شور هیجان و با عشق وصف ناپذیری به پای صندوقهای رفتند ورای شان را استعمال کردند. نقش و نمره مشارکت شان بسیار بالا و عالی است. مردم هیچ کوتاهی نداشتند. مردم می دانستند که تروریزم درانتخابات گذشته انگشت شان را بریده بود. مردم می دانستند که بوکوحرامهای افغانستان، هیچ رحمی با مشارکت کنندگان ندارند و مردم را می کشند ولی مردم علیرغم این آگاهی و تهدید، به تروریزم و بوکوحرامهای افغانستان نه، گفتند و انگشت شان را با رنگ افتخار، رنگ و برگه شان را به داخل صندوق انداختند. رنگ انتخابات رنگ افتخار بود و مردم به این رنگ انگشت شان را رنگین کردند و تروریزم را به حقارت و ذلت کشاند.
ب – تیم ها
یازده نامزد، ازسوی کمیسیون واجد شرایط دانسته شد و سوار برقطار انتخابات گردید اما در وسط راه چند تای از قطار پایین شد و هشت نامزد تا آخر به سفرشان ادامه دادند. تیم ها درساخت تکت موفق بودند. هرنامزدی سعی کرد که بهترین تیم را بسازد که سیمای ملی داشته باشد. دراین میان تنها داکتراشرف غنی تیم شان ناقص دیده می شد ولی سایرنامزدان این نقیصه را برداشت و تیم شان را رنگ ملی داد. دراین میان تیم اصلاحات و همگرایی تیمی موفقی را با شاخصه های ملی سیاسی حزبی ساخت. تیم اصلاحات هم احزاب ریشه دار تاریخی را با خود داشت و هم ملاحظات قومی و ملیتی را به خوبی رعایت کرد. سه حزب سیاسی جمعیت اسلامی حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان، حزب اسلامی راجسترشده و قانونی به شمول ایتلاف ملی که شامل چندین حزب سیاسی می شود را در ساخت تیم مد نظر قرار داد.
حال که دور دوم انتخابات آغاز شده است این تیم ترکیب بسیار عالی از وحدت ملی را با خود گرفته است. دو نامزد پیشتاز داکترزلمی رسول و گل آغا شیرزوی رسما همکاری شان را با تیم اصلاحات اعلام داشتند. داکتر عبدالله گفت که حالا ما همه یک تیم شده ایم. تیم استاد سیاف و تیم قطب الدین هلال نیز حمایت شان را از تیم اصلاحات و همگرایی اعلام کرده اند حزب انسجام ملی هم با تیم اصلاحات آمده است مجموعه این رویدادها نشان می دهد که تیم ها بخصوص تیم اصلاحات و همگرایی سعی کرده که سیمای ملی و حدت را به تیم شان بدهد. حالا تیم اصلاحات عالی ترین صورت وحدت ملی را به نمایش گذاشته است. خوب این طبیعی است تیم ها باید در ساخت تکت اصل وحدت و مشارکت ملی را درنظر بگیرد همان گونه که اشاره کردم تیم داکترغنی این موفقیت را نداشته است.
ج – نیروهای امنیتی و حکومت
حوزه
حکومت و نیروهای امنیتی نقش بارزی در انتخابات داشت نیروهای امنیتی نقش
اساسی را در انتخابات داشتند اگر چنانچه ما در انتخابات نیروی امنیتی ضعیفی
می داشتیم بدون شک نمی توانستیم انتخابات شانزدهم حمل را برگزار نماییم.
اصلا انتخابات موفق مدیون نیروهای امنیتی موفق می باشد. مردم به نیروهای
امنیتی اعتماد و با حضور آنها با کمال اطمینان و با خیال راحت به پای صندوق
رای رفتند و رای شان را درسایه امنیت به صندوقهای ریختند. نیروهای امنیتی
روزهای تاریخی را به خوبی پاس داشته ولی کار آنها در مورد امنیت انتخابات
93 یک کار استثنایی بود. مردم درحال حاضر از همه بشتر به نیروهای امنیتی
اعتماد و اطمینان دارند و به حرف شان باور دارند زیرا که آنها در عمل نشان
داد که قادر به عملی کردن برنامه های امنیتی شان درسراسرافغانستان می باشند
این مساله، اعتبار و حیثیت بلندی برای نیروهای امنیتی ایجاد کرده است.
مردم از هرکسی شکایت داشته باشد اما ازرفتار نیروهای امنیتی درروز برگزاری
انتخابات راضی و خرسند هستند و این ارزشی اندکی نیست که مردم به آنها
اعتماد کرده باشند اعتماد مردم یک
موهبت
الهی است که در انتخابات 93 نصیب اردو و پولیس افغانستان شد. من این
موفقیت را به نیروهای امنیتی افغانستان تبریک می گویم آنها همان گونه که
اعلام داشته اند امنیت مردم را در مرحله دوم نیز خواهند گرفت. مردم با
اطمینان خاطر در دور دوم هم در انتخابات شرکت می کنند زیرا نیروهای امنیتی
برای شان اطمینان داده اند.
اما ماموران حکومتی در انتخابات چه کردند؟ پیش از شروع انتخابات بشترین نگرانی از مداخله ماموران حکومتی در انتخابات 93 بود ولی دیده شده که مامورین دولتی تاحد زیادی اصل بی طرفی را رعایت کردند و دخالتی که مایه نگرانی مردم شده باشد را ازسوی ماموران دولتی نداشتیم البته ماموران حکومتی درحدی نیروهای امنیتی بی طرف نماندند و درمواردی شکایت از آنها صورت گرفته است ولی این شکایتها در حدی ترسناک نیست به این ترتیب باید گفت که مامورین حکومتی در انتخابات 93 خوب عمل کردند که باید از آنها سپاس گذار شد مردم، تیم های انتخاباتی امیدوار هستند که مامورین حکومتی و مقامات دولتی کماکان بی طرفی شان را حفظ نمایند و در دور دوم انتخابات هیچ مداخله ای نداشته باشند.
د – کمیسیونها
اما کمیسیونهای انتخاباتی در این مرحله در مقابل اراده و عظمت شانزدهم حمل کم آوردند دو کمیسیون مرتکب کارهای خلافی زیادی شده اند. کمیسیون سمع شکایات نقش اصلی درانتخابات را ندارد در چهارچوب وظایف قانونی خود به درستی عمل نکرد تنها کاریکه انجام داد این بود که تمامی کارهای کمیسیون مستقل انتخابات را تایید و صحه گذاشتن این کار واقعا درشان یک کمیسیون که قوانین مجزای و تعریف شده دارد را نبود آنها نباید تحت تاثیر مقامات کمیسیون مستقل انتخابات می رفت که رفت ازهمان لحظه ای که 525 محل رای دهی را باطل کرد معلوم شد که این کمیسیون هرگز قادر نیست که جدای از کمیسیون مستقل انتخابات عمل نماید هرکاریکه انها کردند کمیسیون سمع شکایات آن را تایید کرد. عمده ترین اشکالات و اعتراضات همان 1433 فورمه تقلبی و دستکاری شده در سایت کمیسیون مستقل انتخابات بود که به دلیل زمان آن را خلاف قانون دانیست و درحاشیه گذاشت و ازبررسی آن خود داری کرد.
کمیسیون براساس اعلام خود شان در انتخابات 3600 متقلب و متخلف داشته است. این چه نوع مدیریتی است که این رقم درشتی از متخلفان و متقلبان وارد کارزارانتخاباتی می شوند و با رای مردم که حرمت ناموس را دارد بازی و دست کاری نماید این کار قابل بخشش نیست. در مورد تخلفات دو کمیسیون زیاد گفته ایم و برجسته ترین اشکالات شان یکی نرساندن اوراق به مردم، تناقضات در برگه های نتیجه، درسیستم شمارش بوده است. درسایت کمیسیون، شما شاهد تناقضات جدول عددی با فورمه های نتیجه هستید، برگه های نیجه دست کاری شده ، برگه های خط خورده برگه های سفید و جدول کشی شده، برگه های غیرمعیاری و متنوع که وارد سیستم شمارش شده است در مواردی برگه های شورای ولایتی را مورد استفاده قرارداده است. در مواردی هم بیش ازششصد رای و بالاتر از آن به نام یک نامزد، رای ساخته شده است. این هان نمونه های بزرگی ازتخلفات کمیسیون مستقل انتخابات بوده است. اما کمیسیون سمع شکایات هیچ یک از این اوراق را بررسی نکرد و درکنار آن کارهای کمیسیون را در مورد ابطال آرای مردم تایید کرد و حتا مستندات حکم شان را هم به مردم نشان نداد و طرزالعملهای برای خود ساخته و تغییرات خلاف قانون در جدول زمانی برگزاری انتخابات، کمیسیون مستقل انتخابات تهیه کرده است. این ها برجسته ترین اشکالات دو کمیسیون بود و نمره درستی هیچ کدام نگرفته است. در دور دوم باید اصلاحات و تغییرات عمده ای درساختار دو کمیسیون برای برگزاری انتخابات بوجود آید و انتخابات در فضای شفافیت کاری دو کمیسیون صورت بگیرد.کارکرد آنها نشان داد که درانتخابات باید دانیست که کی رای را می شمارد. آنها این تیوری را ثابت کرد که رای مهم نیست شمارش رای مهم است.