گزینه های ثابت ومجهول
گزینه های ثابت ومجهول انتخابات 93 یکی ازسردرگمیهای جامعه سیاسی افغانستان شده است.این مساله ازاین جهت قابل بحث است که نامزدانی، ممکن پیدا شوند وتکت انتخاباتی را بسازند وبرا ی مدتی خلق الله را سرگردان نمایند ولی دروسط کاربگفته ایرانیها بزند به چاک بی جهت وبا جهت ازصحنه رقابت انتخاباتی کناربرود این مساله اهمیتی زیادی دارد.درانتخابات پیش رو ازهم اکنون معلوم است که با چنین پدیده روبروهستیم وگزینه های ثابت ومستورداریم.تعریف که ازنامزد ثابت می توان ارایه کرد این است که کاندید اولا خودش را اعلامی کند ودیگراینکه تکت برای خود می سازد وهمراه تیم خود برای ثبت نام می رود ورسما درحضوررسانه های نامزدی خود را اعلام می کند وسوم اینکه برنامه هایش را بصورکلی برای مردم روشن می سازد ومی گوید به من رای دهید واین هم برنامه های من است وچهارم اینکه تکت خود را به مردم نشان می دهد وبه مردم می گوید درمبارزات انتخاباتی با این تکت وارد می شوم.
این چهارمرحله را هرنامزدی باید عملی نماید وحرفی درآن نیست مشکل کار درمجهول وثابت ازآنجای شروع می شود که مردم نمی دانند که کدام نامزد تا آخرخط به تعهداتش باقی می ماند ویانه. مجهول وثابت شناختنش برای مردم کاربسیارسختی شده وحتی برای اعضای تکت هم دشواروترسناک بوده است.درگذشته آقای گل آغا شیرزوی اعضای تیم خود را رها کرد ورفت دنبال کارش درحالیکه اخلاقا باید ازکناررفتنش مردم وهواداران واعضای که با هم ،پیمان بسته است را خبرمی کرد که نکرد.درانتخابات پیش رو بصور قطع با نامزدان مجهول روبروهستیم وشناختن آنها کارحضرت فیل شده است.با این مقدمه به دومولفه ثابت ومجهول می پردازیم.
دلایلی نامزدان مستوروثابت درچیست؟ وچرا درافغانستان با چنین گرفتاری روبرومی شویم؟:
دانستن این مساله خیلی مهم است وما باید به عوامل آن اشاره داشته باشیم این مسله واضح است که درافغانستان صورت حاد تری بخود گرفته ودرجاهای دیگرودرانتخابات دیگرکشورها بخصوص کشورهای که سیستم شان براساس قدرت احزاب برنامه ریزی شده اصلا با چنین سرگردانی بنام نامزد مجهول وثابت سروکا رنداریم.درآمریکا دوحزب که نامزد برای ریاست جمهوری دارد اصلا وابدا، مقوله ای بنام مستوروثابت درآنجا مطرح نیست واین مساله اصلا قابل بحث نیست که نامزدی درلحظه ای حساس ودشوار،تیم وتکت خود را معامله کند ومیدان را ترک نماید زیرا ازسوی حزب نامزد ثابت معرفی شده ودیگرچون وچرایی درکارنیست مردم می دانند که ازسوی حزب جمهوریخواه کی نامزد ثابت است وازسوی دموکراتها کیها نامزد می باشد.البته قبل ازثبت نام وراجسترشدن درانتخابات نامزدان زیادی وارد رقابت می شوند وآن دیگرربطی به مردم ندارد رقابتهای درون تشکیلاتی وحزبی شان می با شند ودرنهایت این حزب است که تصمیم می گیرد که نامزد ثابت خود را برای ثبت نام بفرستد وازمردم بخواهد که به وی رای دهند.
اما درکشورهای که فقدان اقتدارحزب درآن نهادینه شده این چالش را داریم افراد واشخاص بدون ملاحظات جمعی ومردمی خود را نامزد اعلام می کنند وبعد ممکن است برای منافع شخصی خود معامله نمایند ونامزدی کناربرود به همان دلیل که نامزد شده است یعنی منافع شخصی وبه همان علت کنارمی رود کاریکه برا ی ما درافغانستان تجربه شده است. درانتخابات پیش رو نامزدان مستترزیاد داریم ومعلوم نیست که آنها با مردم وتکت ومردم خود چه کارخواهد کرد این لاابالی گری سیاسی است که فردی با انگیزه های شخصی وارد انتخابات شود وبعد با دلایلی شخصی ازمیدان کناربرود وهیچ کسی هم پرسان نتواند که چرا چنین کردی وچرا چنین شد؟ این واضح است که برای جلوی گیری ازچنین بازی هیچ مرجعی وجود ندارد که ازنامزدان خاطی ومسافران نیمه راه پرسان نماید که چرا چنین کردی زیرا وی ازسوی مراجع قدرت وجامعه سیاسی وارد کارزارانتخاباتی نشده پول داشته ویا پول می خواسته ومنافع شخصی آن ایجاد می کرد که چنین بازی را نماید.
گفتم این پدیده درصورتی، بی معنا می شود که نامزدان ازسوی مراجع معتبرواحزاب قانونی با قدرت وزعامت حزبی، معرفی نشود ونامزدان ریاست جمهوری وشوراهای ولایتی غیرمسولانه وارد کارزارانتخاباتی شوند وبعد بزند به چاک.شک نداشته باشیم این بزرگترین دغدغه سیاسی انتخابات نود سه می باشد مردم واقعا نمی دانند که کی تا آخرمی ماند وکی ازاین قطارپیاده شده ودوستانش را ترک می گوید .مقوله نامزدان ثابت ومجهول ازبزرگترین دغدغه های ذهنی جامعه ما شده است با این وضع آیا می تواند گفت که کی وچه کسانی ثابت وچه کسانی مجهول هستند؟.
درحال حاضرآیا می توان نامزدان مجهول وثابت را شناسایی کرد ویانه؟:
جواب دادن به این پرسش خیلی سخت وشاید محال باشد ولی از قراین وشواهد انتخاباتی می توان تاحدی گفت که نامزدان ثابت کیها می توانند باشند وچه کسانی دروسط راه غیب شان می زنند درثانی چه کسانی قدرت وپایگاه مردمی دارند ومی توانند منابع مطمین رای مردم وبانک رای باشند. نامزدان محتمل ازاین دوصورت خارج نستند.عده واقعا رای دارند وبانکهای رای لازم برای پیروزی را باخود دارند وگروهی فاقد منابع وبانک رای هستند اما اینکه چرا ثبت نام کرده این مساله برمی گردد به انگیزه غیرملی ومردمی شان آنها اهداف شخصی دارند وبخاطررسیدن به آن این کار را کرده ومی کنند وکسی هم نمی تواند ازآنها پرسان نماید.
صورت دیگرمساله هم این است که نامزدان واقعا پایگاه بزرگی مردمی دارند وبا انگیزه های ملی وارد کارزار انتخاباتی شده ولی مهندسان قدرت نمی خواهند هویت اصلی نامزد را روشن نمایند این مساله درجانب حکومت زیاد مطرح می شود که اگر جبهه حکومت بعنوان مثال سه وچهارنامزد داشته باشند ولی هرگزازسوی جبهه حکومت نامزد اصلی روشن نمی شود بعنوان مثال گفته باشیم که نامزدان ازسوی حکومت شخصیتهای شناخته شده مثل داکترزلمی رسول، داکتراشرف غنی احمد زی ویا آقای قیوم کرزی ویا هم استاد سیاف ویا شخصیت دیگری باشند،ازمیان این نامزدان برجسته، هرگزکسی قادرنیست نامزد اصلی را شناساسی نماید وبه آن دلبسته باشد.دوچالش اساسی برای این دسته نامزدان وبرای دوستان وتیم شان پیش خواهند آمد یکی اینکه خود شان هم نمی داند که سرنوشت شان چه خواهد شد آیا می تواند تا آخرمبارزه نماید ویا اینکه دروسط راه ازسوی مرجع اصلی امررخصتی برای شان صادرمی شود وکنارمی رود ودیگراینکه اعضای تیم ومردم هم نمی دانند که کی وکدام یک ازاین شخصیتها نامزد اصلی می باشند که تا اخرمبارزه می کند این چالشها واقعی است.
امروزبا دوستانی بحث می کردیم یکی ازدوستان نام شخصیتهای بزرگ کشورکه برشمردم را گرفت گرچه باید تاکید نماییم که تاکنون هیچ یگ ازاین شخصیت ها، رسما اعلام نکرده وبه دفترثبت نام حاضرنشده وکسی چیزی گفته نمی تواند که ازمیان آنها چند نفربه پای دفترثبت نام می روند تاپان ثبت نام،تنها 9 روزدیگرباقی مانده ولی ازاین چهره های سرشناس کسی برا ی ثبت نام حاضرنشده است.
ازجبهه نامزدان طرف دارحکومت که بگذریم درجمع احزاب سیاسی واپوزیسیون هم تاکنون کسی بصورت واضحی تکت وتیم خود را قطعی نکرده است.اتحاد انتخاباتی که ترکیبی است ازدوایتلاف سیاسی جبهه ملی وایتلاف ملی تاکنون نامزدی را اعلام نکرده تنها داکترعبدالله گفته است که اگرتشکل سیاسی شان اجازه دهد وی حاضراست واردکارزارانتخاباتی شود وتا آخرخط هم ادامه می دهد. اگرآقای عبدالله کاندید شود واتحاد انتخاباتی موفق نشود که نامزد دیگری پیش بکشد ازداخل این اتحاد یک نامزد وآنهم داکترعبدالله باشد دراین صورت می شود گفت داکترعبدالله نامزد ثابت انتخابات نود سه می باشد زیرا آقای عبدالله فکرنمی کنیم که ازقطاردریک استگاه وسط راه پایین شود. اگرداکترعبدالله نامزد شود بصورت قطع می توان حدس زد که یکی ازنامزدان ثابت تا آخرخط درهردوصورت شکست وپیروزی خواهد بود دراین صورت اعضای تکت وی می توانند با خیال راحت ازهم اکنون مطمین باشند که تا آخربازی با نامزد ثابت شان خواهند بود.
اما اینکه پیروزمی شود ویا انتخابات را می بازد این یک مقوله دیگروبسته گی به عوامل زیادی دارد که مهم ترین آن شفافیت انتخابات وبی طرفی میکانیزمهای اجرایی آن است.درکنارداکترعبدالله،نامزدان دیگری را هم گفته اند که تا اخرمی روند شخصیتهای مثل زلمی رسول،اشرف غنی،قیوم کرزی هم ازجمله نامزدان ثابت باید باشند ولی درمرحله دوم اگرانتخابات کشیده شود معلوم نیست که نامزد اصلی کی خواهد شد وکیها به نفع دیگری کنارمی رود.این ها دلایلی است که درمورد نامزدان ثابت ومجهول می توان آن عوامل را مطرح کرد هنوزازاین شخصیتها کسی برای ثبت نام حاضرنشده ولی زمان اگرتمدید نشود وقت خیلی اندک است نه روزدیگر،میعا د ثبت نام به پایان می رسد به همین دلیل است که سرنوشت نامزدان ثابت ومجهول که ازآنها نام گرفتیم ،درطی همین چند روزآینده ،معلوم خواهد شد.دوستی می گفت حال که این همه صبرکردیم چهارروزدیگرهم صبرمی کنیم تا بدانیم نامزدان ثابت ومستور، کیها هستند.درمرحله دوم اگرانتخابات کشیده شود بازهم با نامزد ثابت ومجهول روبرهستیم تا روشن شدن، گزینه های مجهول وثابت واقعا گوشت نامزدان وحامیان شان به زمین می تکد واقعا کاری بسیارسخت وروزهای دشواری باید پیش رو باشد.
شناسایی نسبتهای ارگانیک
چند مساله است که با هم رابطه ارگانیک دارد،یکی همین انتخابات،دیگری پیمان امنیتی ومساله سوم هم گفتگوهای صلح است .عجالتا همین سه مساله را باهم بررسی می کنیم ومی خواهیم بدانیم که این موضوعات چه گونه با هم گره خورده ورابطه ارگانیک بین شان ایجاد شده است.انتخابات ظاهرا گزینه انکارناپذیروتحمیلی برای کسانی باید باشد که اصولا برنامه های ضد انتخاباتی را دنبال می کند.هستند کسانی که می گویند انتخابات بی انتخابات،امنیت نیست پس انتخابات بی معنا است.موافقت نامه امنیتی هم به این دلیل به انتخابات بسته شده که غرب قراراست ازحکومتی درافغانستان حمایت نماید که محصول انتخابات باشد.غرب دلایلی برای این کارباید داشته باشد.سه عنصراساسی غرب را وا می دارد که ازانتخابات افغانستان حمایت نماید یکی افکارعمومی مردم شان،دیگری میزان قربانیان که درافغانستان داده این همه قربانی برای ارزشهای باید باشد که برجسته ترین آن حکومت های منتخب وبرگزاری انتخابات درافغانستان است ونه ایجاد حکومتهای ارثی وفامیلی.
ومساله سوم، اراده زمامداران غرب است آنها به هیچ چیزاگرباورنداشته باشند ولی به انتخابات شان سخت باورمند است.انتخابات ، طبیعی ترین رفتارسیاسی نخبگان غرب واحزاب سیاسی شان می باشد خانم مارکل همین امروزانتخابات برگزارکرد وبرای بارسوم برنده انتخابات گردید وی به دلیل کارکردها ومدیریت خوب شان،انتخابات را برد ورقیب خودرا سخت شکست داد.غرب درافغانستان ازحکومتی حمایت می کند که فرایند انتخابات سال2014 باشد به همین اساس است که بین انتخابات ونسبت آن با حمایتهای غرب رابطه ارگانیک ایجاد شده است.غرب ازحکومتی حمایت می کند که دراثرانتخابات روی کارآمده باشد.به همین دلیل است که مساله تمدید، واداره موقت که برخیها روی آن کارمی کنند را باید کنارگذاشت.
ازسوی دیگرانتخابات با مقوله دیگری نیزگره خورده وآن موافقت نامه امنیتی با آمریکا است مقامات آمریکایی بارها گفته اند که موافقت نامه امنیتی باید بین افغانستان وامریکا به امضا برسد این موافقتنامه به سود افغانستان می باشد.یعنی اینکه اگرافغانستان وآمریکا چنین موافقتنامه ای را امضا نکند درآن صورت تغییرات عمده درمناسبات آمریکا وافغانستان ایجاد خواهد شد پاسخ، در بادی امرهمین است که اری همکاری آمریکا با افغانستان درفقدان موافقت نامه امنیتی کاری دشواری است این مساله را نیزآنها اعلام کرده اند حال به هریک ازاین نسبت ها وارتباط ها بصور گذرا می پردازیم.
نسبت ها ی ارگاینک موضوعات، شناسایی وباید جدی گرفته شود
این مساله غیرمسولانه است که گفته شود ما نمی توانیم انتخابات را برگذارنماییم آقای ملاتره خیل بیست روزپیش ازاین مارش خیابانی علیه انتخابات راه انداخت ولی دیدیم که اقدامات ملا ازسوی همکارانش درپارلمان با شدید ترین الفاظ کوبیده شد. همکاران ملا تره خیل درپارلمان اقدامات وی را غیرقانونی ویک خواست ضد قانونی اعلام کرد وازوی خواست که دیگرچنین غلط های را مرتکب نشود. نمایند گان پارلمان می دانند که انتخابات با اصلی ترین موضوعات دیگرگره خورده است .افغانستان کشوری است که وابستگیهای زیادی با غرب وبه خارج پیدا کرده. جالب است دریک گفتگوی مشترک با آقای حافظی کارشناس واقتصاد دان بزرگ کشورکه داشتم وی می گفت: افغانستان حرفهای بی قاعده را می گوید ما درشرایطی وابستگی کامل قرارداریم.میزان صادرات به خارج زیریک میلیارد دالردرسال است درحالیکه واردات ازخارج به یازده میلیارد دالردرسال می رسد.
با این تصویراینکه، مردم تمام زندگی شان درهمه عرصه ها، ازخارج تامین می شود.یازده میلیارد دالرواردات افغانستان صادرات زیریک میلیارد،واقعا گیچ کننده است ولی واقعیت دارد آقای حافظی می گفت: ارتش واردوی افغانستان به تمام معنا به کمکهای آمریکا وغرب وابسته است.سیصد پنجاه دوهزارنیروی مسلحی که قراراست داشته باشیم همه ما یحتاج ونیازمندیهای شان ازسوی غرب وآمریکا تامین می شود با این وضع چه گونه رییس جمهورافغانستان می خواهد درمقابل آنها باستد وموافقت نامه امنیتی را، امضا نمی کند.
همه می گویند: که امضای موافقت نامه امنیتی پس ازامضای پیمان استراتژیک با آمریکا،یک مساله حیاتی برای افغانستان می باشد.بازهم آقای حافظی می گوید: که افغانستان نمی تواند بدیل مناسب برای غرب آمریکا وناتو پیدا نماید این درست است که افغانستان باید با گروه شانگهای، ایجاد مناسبات دوستانه داشته باشد اما اینکه گروه شانگهای بدیلی برای غرب شود، غیرممکن است.کارشناسان دیگر نیزوقتی که حرفها وموضع گیریهای رییس جمهوررا می شنود با تعجب می گویند: سخنان رییس جمهوربرای شان قابل درک نیست اینکه می گوید موافقت نامه امنیتی را با شرط وشروط امضا می کند وهیچ شتابی برای امضا آن ندارد هروقت خواسته های افغانستان که معلوم نیست چه هست،براورده شد،آن وقت سند امنیتی بین افغانستان وآمریکا امضا خواهد شد.
رییس جمهورگفته است که عجله اصلا وابدا نداریم اگرمن نتوانستم امضا کنم،موافقتنامه باشد برای حکومت بعدی.ایشان گفت: درافغانستان انتخابات برگزارمی شود حکومت نو، روی کارمی یاید خوب آن حکومت می تواند موافقت نامه امنیتی را امضا کند.مقامات ناتوهم تاکید دارند که این سند باید بین افغانستان وآمریکا امضا شود یک دپلمات غربی به من گفت: اگراین سند بین افغانستان وآمریکا امضا شود آن وقت دست ما هم بازمی شود که تکلیف خود را می دانیم که درافغانستان چه کنیم این سند به سود افغانستان است واگراین سند امضا نشود درآن صورت ما هم نمی توانیم به مردم وحکومت افغانستان کمک نماییم.مقامات آمریکا واقعا شتاب دارند وماه اکتبررا میعاد برای امضا موافقت نامه ونهایی شدن آن اعلام کرده است آقای دمپسی رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا درسفری که به افغانستان داشت،ماه اکتبرسالجاری را، میعاد تهیه وامضای موافقت نامه امنیتی اعلام کرد.
مذاکرات صلح هم به دومساله انتخابات وموافقتنامه امنیتی گره خورده است
دومساله انتخابات وموافقت نامه امنیتی، گره خورده به مساله کمک پس ازسال 2014 دارد. واقعا اگرما انتخابات درستی نداشته باشیم ونتایج آن مورد قبول همه واقع نشود شفافیت خدشه دارشود درآن صورت با بحران مشروعیت روبرو می شویم این بحران تاثیرات ناگواری روی کمکهای غرب پس ازسال 2014 می گذارد وبه همین ترتیب اگرموافقت نامه امنیتی را با آمریکا امضا نکنیم وبه آن پیله ها وحاشیه های سنگین ترازمتن را بسته نماییم درآن صورت بازهم دچارمشکل می شویم.شاید هرکسی ازاین هنجارها وناسازگاریهای سیاسی متضرر شود ولی شک نداشته باشیم که قربانیان اصلی آن مردم افغانستان می باشد زیرا که کشوری نستیم که روی پای خود استاده باشیم وضعیت زندگی واقتصاد را به نقل ازآقای حافظی گفتم.
درکناراین مساله،موضوع مذاکرات صلح هم یکی ازجدی ترین مسایلی است که داریم طالبان واقعا درد سربزرگی برای مردم افغانستان شده این مساله را چه گونه باید حل کرد گفتگوهای صلح درصورتی ثمربخش است وبجای می رسد که ما اولا حمایت های جامعه جهانی را با خود داشته باشیم وآنها ما ، را به دلایلی ناسازگاری مان تنها نگذارد.حکومت وپارلمان عراق بزرگترین اشتباه که کرد همین بود که روی موافقت نامه امنیتی به توافق نرسید وحال می بینیم که مقامات عراق التماس می کنند که آمریکا برگردد ولی آنها برنمی گردند واصلا دیگربرگشتی درکار نیست وهرگزبرنمی گردد.افغانستان چه برتری نسبت به عراق دارد که نیروهای آمریکا ازآن خارج نشوند گرچه رییس جمهورگفته است که آمریکاییها ازافغانستان بیرون شدنی نیست اگراین حرف درست باشد معلوم می شود که مسایلی درکاراست که اهمیت آن خیلی بالاترازعراق می باشد وما آن را نمی توانیم درک نماییم.
نتیجه:
ازمجموع گفتگوها به این نتیجه می رسیم که سه مولفه انتخابات ، موافقت نامه امنیتی وگفتگوهای صلح باهم ارتباط ارگانیک پیدا کرده بعنوان مثال ما اگرانتخابات شفا ف نداشته باشیم ونتیجه آن مورد قناعت نباشد دراین صورت با بحران مشروعیت روبرومی شویم واین مساله خود تاثیرات منفی روی همکاری جامعه جهانی می گذارد آنها این مساله را کتمان نکرده که با حکومت مشروع برخواسته ازیک انتخابات شفاف وقا بل قبول همکاری می کنند ویا اگرموافقت امنیتی را نداشته باشیم دراین صورت بازهم خر،ما پایش می لنگد درمقابله با تروریزم که رییس جمهورروی آن دراین اواخرتاکید دارد، بازهم ما نیازبه امضای موافقتنامه امنیتی داریم آمریکا وغرب این همه تاکید روی آن دارد لابد معیارهای آن برای غرب تعریف شده است بنابراین حمایت جامعه جهانی وکمک آنها رابطه ارگانیک با مساله صلح،انتخابات وموافقت امنیتی پیدا می کند همان گونه که اشاره کردیم ،ما درصورتی درمذاکرات صلح موفق هستیم که جامعه جهانی را با خود داشته باشیم.این مسایل واقعا عجیب وغریب باهم تنیده است واصلا جدا کردن یکی ازدیگری،تبدیل به محال شده است گواینکه خیمه زندگی سیاسی ما به هریک ازاین سه ستون بسته شده است.بنابراین شناسایی هریک ازاین سه مولفه ونسبتهای ارگانیکی که باهم دارد برای ما اهمیت زیادی پیدا کرده است.
پنجشنبه،زمان خروج ازمحاق غیبت
یک هفته ازشروع ثبت نام گذشت ولی غیبت نام زدان برای حضوردرکمیسیون،ادامه دارد گفته شده که دیروزیک نفربنام بسم الله شیربرای ریاست جمهوری93 ثبت نام کرده است.غیبت نامزدان به یک باره شکسته می شود.احتمالا ازپنچ شنبه پیش روثبت نام عمده ترین نامزدان دردوطیف حکومت وایتلافهای سیاسی آغازمی شود.گفته شده درساخت تکت، اپوزیسیون نسبت به حکومت باید جلوترباشد.ایتلافهای سیاسی که عمدتا درصف مخالف حکومت قرارگرفته،شوروهیجان زیاد تری درفضای انتخاباتی ایجاد کرده است این منطق که برخی گفته اند،اتحادها وایتلافهای مشکل کشاه نیست،حرف چندان با صوابی نیست زیرا ایده مخالفت با تشکلهای سیاسی،همان فکرضد حزبی وجمع گرایی است.اندوید آلیزم مزمن درجامعه افغانستان همیشه،برجمع گرایی وتشکلهای سیاسی،سایه انداخته وهمین فضای فرد گرایی است که باهرگونه تحرک جمعی مخالفت صورت می گیرد.ایتلافهای سیاسی شکل گرفته ، مرزهای تباری وقومی را شکسته واین کاردرستی برای جامعه ماست ولی افراد مریضی پیدا می شوند که با این تجمعات سیاسی وملی مخالفت می کنند.
فرض کنیم اگرشورای همکاری احزاب وایتلافهای سیاسی را نمی داشتیم ویا تشکل اتحاد انتخاباتی اعلام نمی شد،دیگرچه شوروهیجانی درمساله انتخابات داشتیم.شک نداشته باشیم که برنده اصلی انتخابات کسی خواهد بود که حمایت ایتلافهای سیاسی را با خود داشته باشد.دربرابرنامزدان حکومتی این کاندیدهای ایتلافهای سیاسی است که به مساله انتخابات ورقابتها، معنا می بخشد.انتخابات بدون رقابت چه معنی دارد کسانیکه با ایتلافهای ملی وفرا قومی ، معترض هستند اینها دوحالت بشترندارند، یا اصولا با مفاهیم جمع گرایی وگفتمان سیاسی بیگانه اند ویا اینکه می دانند که ایتلافهای سیاسی پول اتصال میان شکافهای اجتماعی است.وبخوبی واقف هستند که درجامعه کثیرالملیتی چون افغانستان که درواقع موزیم انسانی است، این اتیلافهای فرا قومی واقعا نعمت بزرگی برای جامعه ما است ولی با این همه یگانه دلیل مخالفت شان با تشکلهای سیاسی،فکرحکومتی باید باشد.دولت افغانستان متاسفانه به دلیل ماهیت غیرحزبی خود،سیاست مقابله با احزاب وتشکلهای سیاسی رادرپیش گرفته وهمیشه فرد گرایی واندوید آلیزم تباری وعنعنوی را به نهاد های مدرن وایتلافهای سیاسی ترجیح داده است.
دوموضع متضاد جمع گرایی وفرد گرایی درسیاست افغانی:
برای ثبت نام درکمیسیون انتخابات،حضورنامزدان به دوصورت خواهد بود.نامزدانی با پشتوانه های سیاسی برای ثبت نام حاضرمی شوند.دراین میان بدون تردید اپوزیسیون حکومت،خیلی مترقی عمل کرده نامزدان آنها با حمایت ایتلافهای سیاسی برای ثبت نام حاضرمی شوند.این کارازهمین پنجشنبه پیش رو باید آغازشود.روزهای پس از پنجشنبه،روزهای شلوغی برای کمیسیون مستقل انتخابات خواهد بود.ثبت نام برا ی انتخابات ازموضع جمعی ،سیمای ملی خواهد داشت.کاندید موفق کسی است که دوخصیصه فراقومی وحمایت تشکلهای سیاسی را داشته باشد.این خیلی جالب است که حکومت غیرحزبی افغانستان دربرنامه های ملی چون انتخابات ریاست جمهوری، سعی می کند حمایت رهبران سیاسی واحزاب را باخود داشته باشد زیرا بدون حمایت احزاب وایتلافهای سیاسی پیروزی غیرممکن است.
البته احزاب وایتلافها درجامعه، هنوزنقش ابزاری دارند وباید زمانی زیادی بگذرد که ایتلافها ازمرحله ابزاری عبور به جایگاه مرامی خود برسند.این حرف کاملا درست است که ازاحزاب وایتلافهای سیاسی بمثابه هدف درسیاست کارگرفته نمی شود اصلا احزاب سیاسی درجامعه، تبدیل به هدف که حکومتهای حزبی تشکیل شود را نرسیده است.درکشورهای که ساختارسیاسی شان را اقتدارحزبی تشکیل می دهد، احزاب هرگزوسیله نیست برنامه های حزب، مرام جامعه ومردم است احزاب حکومت تشکیل می دهند درمبارزات انتخاباتی شرکت می کنند درپارلمانهای شان احزاب جایگاه تعریف شده دارند.اما درافغانستان هرگزچنین چیزی نیست.احزاب تنها، دریک لحظه ازتاریخ مورد توجه قرارمی گیرند که انتخابات ریاست جمهوری برگذارشود.امروزها، شلوغ ترین روزها ودید بازدیدها با رهبران احزاب وایتلافهای سیاسی است.
درانتخابات پارلمانی هم فرد گرایی برجمع گرایی تقدم دارد.ما این خاطره را هرگزفراموش نمی کنیم که درانتخابات شانزده هم پارلمان،هزینه کردیم وده ها نفررا تمویل کردیم وتعداد زیادی نماینده درپارلمان کشورفرستادیم ولی حالا ازآن همه نماینده حزبی تنها تعداد محدودی خود را وابسته به حزب سیاسی می دانند اما تعداد زیاد شان خود را مستقل ومنفرد اعلام داشته وبصورت مستقلانه زدوبند ومعامله با وزارت خانه های کشوررا دارند.حرفهای آقای زاخیل وال درپارلمان کشور تماما خلاف نبود نمایند گان فرصت طلب، با وزراء قدرت طلب وارد معامله می شوند وفساد مشترک را تولید می کنند.نمایندگان فرصت طلب می دانند که اگرتعهداتی با حزب وگروه سیاسی شان داشته باشند،دیگرنمی توانند مرتکب خلاف شوند ونمی توانند منافع شخصی خودرا برمنافع گروهی ترجیح دهد.ایندویدآلیزم پارلمانی را بسود خود دانسته ومخالف تشکل وجمع گرایی شده اند.
درآستانه مبارزات ریاست جمهوری برای مدتی احزاب وگروهای سیاسی، مطرح می شود ولی با سپری شدن این زمان،دیگرنه حکومت درفکراحزاب است ونه خود احزاب می توانند کاری را به پیش ببرند.زیرا تخم احزاب درسرزمین شوره زار،هرگزبعمل نمی یاید.تخم باید درمزرعه وبسترمناسب پاشیده شود تا تبدیل به ساقه ودرخت تنومند شود.با این وضع حرفهای اسماعیل خان واینکه ایتلافهای سیاسی جامعه را مورد حمله وتعرض قرارمی دهد ،قابل درک است.با همه فرد گرایی مزمن درجامعه افغانی،درحال حاضرنقش اساسی را درانتخابات ریاست جمهوری همین ایتلافهای سیاسی می زند حرفهای ازنوع ضدیت با احزاب وایتلافهای سیاسی، مزخرفات وچرندیات بیش نیست.
ایتلافهای سیاسی وگروهای مدنی درانتخابات ریاست جمهوری چه جایگاه وتعریفی دارد:
همان گونه که اشاره شد،نقش احزاب وایتلافهای سیاسی درانتخابات ریاست جمهوری،واقعا تعیین کننده است ولی این نقش ابزاری وزود گذرمی باشد باختم انتخابات ریاست جمهوری،احزاب درحاشیه زندگی جمعی قرارمی گیرند حکومت ودولت بدست افراد ومهره های غیرحزبی قرارمی گیرد این مهره ها هرچند حزبی باشند ولی وقتیکه وارد حکومت ودولت می شوند،دیگرحزبی نیست آن وقت منافع وحرف خود را پیش می برند وکاری به حزب سیاسی وایتلاف ندارند زیرا که تاکید وحمایت ازحزب سیاسی وپافشاری به برنامه وراه حلهای آن،کاملا به ضررمنافع شخصی شان تمام می شوند وبا تشویق عوامل وبسترهای مناسب این مهره ها دیگربرای خود کاروفکرمی کنند واین است که مهره های حزبی درفضای نظام ضد حزبی، تماما غیرحزبی وضد حزبی می شوند.
ولی درهرصورت درحال حاضربرجسته ترین نقش را احزاب وایتلافهای سیاسی دارند نامزدان برنده با حمایت ایتلافهای سیاسی برنده انتخابات خواهند بود ودراین مساله شکی وجود ندارد.برای ثبت نام همه چشم دوخته که نامزد ازسوی کدام ایتلاف سیاسی حمایت می شود افرادی که وصل به این تشکلهای بزرگ سیاسی نباشند،کسی صدای شان را نمی شنوند واگرثبت نام کرده باشند بازهم کسی خبرنخواهد شد.درروزپنجشنبه پیش رو همه شاهد خواهند بود که با ثبت نام نامزدان ایتلافهای سیاسی چه موج بزرگی تبلیغاتی ورسانه ای برپا می شود.این مساله اهمیت وحضورایتلافهای سیاسی را نشان می دهد.حکومت هم ناگذیراست که برای پیروزی خود، اقدام به تشکلهای سیاسی داشته باشد چنانچه حلقات مفقوده ای را شناسایی کرده وخواسته ازاین طریق ایجاد فضای سیاسی واعتماد بوجود آورد اینها ازباب ناگذیری است حکومتی که کارش برخلاف احزاب سیاسی است درآستانه انتخابات باید مشوق حلقه های سیاسی باشد.
گذشته ازایتلافهای سیاسی واحزاب،نقش جامعه مدنی نیزقابل بحث است.درهرکشوری افکارعمومی دراختیارگروهای مدنی است.احزاب سیاسی ویا حکومت دریک مورد موضع گیری می کنند ولی این گروهای مدنی است که افکارعمومی را به حمایت ویا در ضدیت با موضع حکومت،بسیج می کنند.گروهای مدنی به دلیل اینکه نقش انتقادی با حکومت ونقش روشنگری را با مردم دارند،می توانند حامی ویا منتقد خوب برای اصلاحات وکج رویها باشند.مردم ونخبگان سیاسی که حکومت ها را تشکیل می دهند،به شدت نیازبه گروهای روشنفکری ومدنی دارند گروهای مدنی دوصفت را با خود دارند یکی نقش آگاهی بخشی وروشن ساختن مردم دربرنامه های کلان ملی ودیگری اخطاروانذاربه حکومت که دست ازخلاف کاریها وفساد بردارد.گروهای مدنی خود مدعی گرفتن قدرت وحکومت نیست زیرا درآن صورت ازحوزه مدنی خارج درصف نخبگان قدرت وسیاست وارد می شوند روشنفکر مهره حکومت دیگردرحوزه روشنفکری جایگاه وتعریفی ندارد.
اما درافغانستان متاسفانه گروهای مدنی نهادینه شده نداریم. البته تشکلهای زیادی است که باعنوان جامعه مدنی تلاش می کنند ولی این تشکلها خیلی آسیب پذیروضعیف هستند.دیده شده که درمواردی زیا دی ازاین گروها استفاده شده و دردام این وآن قرارگرفته و مهره ای حکومتی با اندک ترین متاعی شده و سقوط کرده اند. اینها تنها نام شان گروهای مدنی است ولی هم چنان تحت تاثیروسلطه نخبگان سیاسی قراردارند.این ناتوانی سبب گردیده که جامعه مدنی نقش ارشادی ونظارتی اندکی داشته باشد.درانتخابات 93 نظارت این گروها اهمیت زیادی دارد.واقعا اگربصورت بی طرفانه نقش نظارت ملی شان را انجام دهند،کمک بزرگی برای شفافیت وسلامتی انتخابات کرده اند.گروهای مدنی باید بی طرف باشند وازهیچ کاندیدی حمایت نکنند.اگرحامی نامزدی شد درآن صورت دررکاب وی قدم می زنند وجزملحقات وتشکیلات همان نامزد می شوند.
حرف ما روی این دسته ازگروهای مدنی وابسته به حکومت ویا گروهای سیاسی ونخبگان قدرت نیست حرف ما درمورد گروهای مدنی است که درمیانه مردم ونخبگان سیاست قرارگرفته نقش ارشادی وانذاری خود را به نفع جامعه پیش می برد.درانتخابات 93 وظیفه وتکلیف گروهای مدنی روشن است نظارت وارشاد برای برگذاری انتخابات شفاف، منصفانه وعادلانه که نتیجه آن برای همه قابل قبول باشد.انتخابات گذشته ازفازهای تقنینی،عملیاتی واجرایی یک نتیجه دارد وآ ن مشروعیت وقابل قبول بودن آن برای همه است دراین جا است که نقش گروهای مدنی برجسته وتاریخی می شود.ازاین مسایل که بگذریم منتظرروزهای داغ انتخابات باید باشیم.این روزهای داغ ازپنجشنبه پیش روی آغازمی شود.نامزدان معتبروتاثیرگذارحکومت واپوزیسیون ازمحاق غیبت خارج و رسما با ثبت نام ،فازمبارزاتی شان شروع می شوند.اری پنجشنبه همین هفته.
تحریک دزد وهشداربه صاحب خانه
رییس جمهور دردومین نشست خود با جوانان کشور، اعتراضات وانتقادات تندی به آمریکا وغرب داشت.ایشان درنشست قبلی درهفته گذشته دردوحوزه انتخابات وامنیت با جوانان صحبت داشت ودرپایان صحبت شان به آقای خرم رییس دفترهدایت داد که نشست با جوانان را درهفته آینده دایرنماید.دیروزجلسه دوم رییس جمهوربا جوانان برگذارشد.ایشان دراین نشست به مسایل امنیتی وتوافقات درامورقرارداد امنیتی،صحبت کرد.رییس جمهور دراین سخنرانی به شدت ازعملکرد نیروهای خارجی انتقاد کرد وگفت: که آنها امنیت را آورده نتوانیست.دراین سخنرانی مسوول نا امنی ازطرف رییس جمهور، نیروهای خارجی اعلام شد وهرچه برف بود روی بام خانه آنها انداخت برخی گفته اند این شدید ترین حملات رییس جمهوربه نیروهای خارجی بخصوص آمریکا است.خارجیها امنیت را آورده نتوانیست مردم افغانستان ازآنها راضی نیستند.
رییس جمهورازاین هم جلوتررفت خارجیها وآمریکا را به نوعی متهم کرد که با تروریستها همکاری هم باید داشته باشند.ایشان گفت: که انها ازیک طرف دزد ها را تحریک می کنند ازسوی دیگربه صاحب خانه هم هشدارمی دهند.این مضمون گفته های رییس جمهورکرزی بود که درجمع جوانان مطرح کرد.ایشان درمورد موافقتنامه امنیتی نیز با جوانان سخن گفت ومعنای تجاوز وامنیت را شرح داد گفت: معنی تجاوزتنها این نیست که کشورخارجی به افغانستان حمله نماید وبعد آنها به دفاع ازما برخیزد نه معنا تجاوزتنها این نیست بلکه معنای تجاوزاین هم می تواند باشد که ازیک کشورخارجی افرادی بمب درکمرخود بسته نماید وارد افغانستان شود ومردم را بکشد خوب این هم تجاوز به امنیت افغانستان است ومتحدان ما باید ازما حمایت نمایند رییس جمهوربه جوانان گفت که موافقت نامه امنیتی به این خاطربه تاخیرافتاده وهیچ عجله ای هم درامضای آن نداریم.مضمون سخنان رییس جمهور،نشان ازشکرآب شدن مناسبات کابل وواشنگتن را می داد وچرا رییس جمهوراین اتهامات را به خارجیها وارد می کند؟.
چه دلایلی دراتهامات به خارجیها وجود دارد؟
البته سوالاتی درصداقت غرب درمبارزه باتروریزم وجود دارد.آنها همیشه ازسوی صاحب نظران خود شان متهم شده اند که سیاست دوگانه را درمقابله با تروریزم دارد.غرب وآمریکا درزمانی حامی وخالق شبکه های تروریستی می شود وزمانی می بینیم که موضع مخالف می گیرند گذشته ها شرح دادنش شاید خیلی لازم نباشد ولی این واقعیت است که طالبان درافغانستان توسط خارجیها بخصوص آمریکا وانگلیس ایجاد شد شاید محکم ترین دلیل آن رفع اتهاماتی است که خانم بی نظیربوتو داشت وی دریک مورد با صراحت اعلام کرده بود که طالبان را تنها پاکستان بوجود نیاورد این یک کارمشترک آمریکا وانگلیس پاکستان وکشورهای عربی بود این گفته ها اگردرمورد خانم بوتو درست باشد،خو ب می شود حرف رییس جمهورکرزی را تاحدی تایید کرد.خارجیها امنیت را نیاورد مردم ازآنها راضی نستند آنها دزد را تشویق وصاحب خانه را تخویف می کنند.حمایت ازطالبان ریشه درگذشته آن دارد.
درسال 88 بود که به شدت شایعاتی پخش شد که با هلیکوپتر، طالبان به شما افغانستان جابجا می شوند ولی هیچ کسی نمی دانیست که ازطرف کی این کارصورت می گیرد و حالا رییس جمهوربا جوانان اعلام می کند که خارجیها دزدان یعنی تروریستها را تشویق می کنند وازاین طرف به ما هم می گویند که مواظب تان باشید.اتهامات به خارجیها می تواند این دلایل را داشته باشد.خارجیها ضد طالبان نیست ونمی خواهند با طالبان بجنگند وامنیت را درافغانستان تامین نماید ازنظررییس جمهورامنیت به دلیل حضورخارجیها درکشورتامین نشده است.ایشان درجمع جوانان تاحدی بسیارزیادی خارجیها را مسئول نا امنی درکشوراعلام کرد.
برخی با این گفته ها واتهامات رییس جمهوربشدت مخالف هستند وسخنان رییس جمهورکرزی درجمع جوانان را جدی نمی گیرند وآن را تبلیغاتی بخاطراهدافی می داند.آنها درسخنان رییس جمهوربه تناقضاتی اشاره می کنند واین نتیجه را می گیرند که رییس جمهورکرزی خود، ایجاد نا امنی کرده وصلح واقعی را درافغانستان نمی خواهد.جنگ باطالبان را نه خارجیها بلکه سیاستها وموضع گیریهای خود رییس جمهور،فاروق وردک و..خراب کرده است.خارجیها آمده بود که طالبان والقاعده را ریشه کن نمایند آنها درافغانستان برای نان خوردن نیامده بودند ولی این حکومت افغاستان بود که موانع وتهدیدات جدی درراه خارجیها ایجاد کرد وعملیات شبانه را قطع وبمباران مواضع دهشت افگنان را منع وهزاران زندانیان خطرناک طالب را اززندان رها کرده است.
دربین سالهای 2011 و2012 بیش ازپانصد طالب خطرناک را که ازمیدان های جنگ دستگیرشده بود را رها کرد وگفته شده که بخش بزرگی ازآنها درصفوف طالبان برای جنگ برگشته اند.ادبیات رییس جمهوردرمورد طالبان ضد جنگی است ایشان همیشه طالبان را برادران راضی وناراضی شان اعلام داشته وآقای وردک وزیرتاثیرگذارحکومت ایشان بارها گفته است که طالبان نه مکتب را آتش می زنند ونه جنایت می کنند وجنایت کاران کسانی دیگری هستند که بنام طالبان جرم انجام می دهند ومکاتب را به آتش می کشند وبنام طالب تمام می کنند.وی دریک مورد گفته بود طالبان زبان ندارد که ازخود دفاع نمایند.با این وضع چگونه رییس جمهورکرزی خارجیها را مسوول نا امنی درجمع جوانان اعلام می کند.
این گروه ازمنتقدان هرگزگفته های رییس جمهورکرزی را درمورد نا امنی تایید نمی کنند آنها بجای خارجیها خود حکومت را مقصرومسول نا امنیها درسراسرکشورگفته اند هرروزمی شنویم که باصراحت گفته می شود درنا امنی خود حکومت دست دارد حالا که بطرف انتخابات می رویم مخالفان حکومت می گویند که دل حکومت انتخابات نیست به همین خاطربه نا امنیها دامن می زند کشتاربسیارهولناک سربازان درولسوالی وردوج بدخشان را رییس شورای ولایتی بدخشان به یک نحوی به سهل انگاری حکومت نسبت داد البته آقای صدیقی سخنگوی وزارت داخله گفته های رییس شورای ولایتی بدخشان را رد کرد ولی واقعیت این است که کشتاردروردوج بدخشان واقعیت داشت.
اوضاع بسیارپیچیده وارهم درهم شده رییس جمهورخارجیها را مسوول نا امنی دانسته وازسوی دیگرمخالفان ومنتقدان سیاسی، خود حکومت را ملامت می کنند.البته ازهرطرف باید بی انصافی ومبالغه وجود داشته باشد چون پای اتهامات دربین است وهیچ کسی نمی خواهد بگوید دوغ شان ترش است وبرف خود را روی بام دیگران می اندازد.اتهامات حکومت ورییس جمهوربه خارجیها،توام با مبالغه وانگیزه های سیاسی باید داشته باشد والا به این صورت که خارجیها مشوق تروریزم درافغانستان باشد را ،مخالفان سیاسی حکومت قبول ندارند آنها بجای خارجیها همان گونه که اشاره کردم خود حکومت را مسئول ومقصرمی دانند ومی گویند که حکومت رییس جمهورهرگزاراده ای برای مقابله با دهشت افگنی را ندارد وبی جهت تقصیررا بگردن خارجیها می اندازد وبدون دلیل وبا بهانه گیری وبخاطرمسایل دیگری می خواهد موافقت نامه امنیتی را امضا نکند.
چه دلایلی برای تاخیر درامضای موافقتنامه امنیتی وجود دارد؟
رییس جمهوردرجمع جوانان اعلام داشت که برای موافقت نامه امنیتی، عجله ای ندارد.این سند امضا می شود ولی ما شروطی داریم که باید برآورده شود.ایشان درنشستی قبلی به چند مساله اشاره داشت یکی مساله امنیتی به این معنی که آمریکا باید تعهد بسپارد که اگرافغانستان مورد حمله وتجاوزقرارگرفت درآن صورت به حمایت ازافغانستان وارد جنگ علیه کشورمتجاوزشود.نکته دوم هم تعهدات مالی بود که باید به افغانستان داده شود ومساله سوم احترام متقابلی بود که باید به افغانستان گذاشته شود مساله آموزش وتجهیزنیروهای افغانستان هم ازجمله موضوعاتی بود که درگفتگوی ایشان با جوانان مطرح گردید.اما دیروز،بشترین صحبتهای رییس جمهور برمی گشت به مساله موافقت نامه امنیتی وشروطی که افغانستان دنبال آن می باشد. ایشان تاکید کرد این سند را ما هم می توانیم امضا نماییم اگرخواسته های ما تامین شود اگرما نرسیدیم حکومت بعدی امضا می کند بنابراین عجله درکارنیست ایشان به این مساله اشاره داشت که آمریکا بسیارعجله دارد ولی ما هیچ عجله ای نداریم.
رییس جمهوربا جوانان معنای تجاوزودفاع دربرابرتجاوزرا نیزمورد بحث قرارداد وتاکید داشت که تجاوزمعنایش تنها این نیست که کشوری برما حمله کند وآن وقت دوستان ما درکنارما باستند وازما دفاع نمایند.نه این تنها معنای تجاوزنیست بلکه تجاوز به این هم گفته می شود که اگرفردی بمب را درکمرش بسته کرد ووارد خاک ما شد وبمبش را منفجرساخت وبا عث تلفات مردم شود این هم تجاوزاست مادرموافقتنامه می خواهیم درچنین حالاتی نیزازما دفاع صورت بگیرد.سخنان دیروز رییس جمهورکرزی سخت گیری بشتری را نشان می داد خلاصه اینکه ایشان درجمع جوانان تمامی تقصیرها را درمورد نا امنی به دوش غرب وآمریکا انداخت ودرمورد موافقتنامه امنیتی به خواسته های شان تاکید کرد ومعنای تجاوز ودفاع دربرابرتجاوز را نیزبه جوانان معنا کرد.
درپایان سخنان خود رییس جمهو به مساله آزادی ملا غنی برادراشاره داشت دومساله را رییس جمهوردرمورد آزادی ملاغنی برادرمطرح کرد یکی اینکه ازرهایی ایشان استقبال کرد ودیگراینکه گفت: ملا باید به افغانستان برگردانده شود وسوم اینکه وی می تواند نقش مهمی را درمورد صلح داشته باشد.این خواست رییس جمهورازسوی پاکستان پذیرفته نشده زیرا آنها اعلام کردند که ملا برادررا تحویل افغانستان نمی دهند شایعاتی وجود دارد که ملابرادریا درپاکستان ویا به ترکیه وعربستان فرستاده می شود.سخنان دیروز رییس جمهورکرزی درمورد امنیت وموافقتنامه،سخت گیرانه ایراد شد وخارجیها را درمساله نا امنی متهم ساخت واین جمله که خارجیها این گونه عمل می کنند هم دزد را ترغیب وهم به صاحب خانه هشدار می دهند.یعنی اینکه آنها طالبان را بجای سرکوب تشویق می کنند وازاین طرفی به ما هم هشدارمی دهند که مواظب تان باشید.
سناریوهای محتمل با آزادی ملابرادر
ملاغنی برادرامروزآزاد می شود،مطلبی که امروزمقامات پاکستانی آن را اعلام کرده اند.آنها بصورت کلی دلایل اقدام شان را تسریع پروسه صلح درافغانستان دانسته اند.البته این اقدام یکی ازجدی ترین خواسته های حکومت افغانستان می باشد.آزادی ملاغنی برادروهمراهان شان برای افغانستان ازاین نقطه نظراهمیت دارد که ملاغنی برادر، مرد شماره دو درگروه طالبان،طرف گفتگو با حکومت افغانستان بوده است.وی مذاکراتش را ازسال 2009 با مامورین افغانستان بصورت محرمانه آغازکرد.و در بهار سال 2010 ملاغنی برادروهمراهان وی، توسط استخبارات پاکستان دربندرکراچی دستگیرمی شوند ازآن زمان وی تاحالا درزندان پاکستان می باشد.رییس جمهورکرزی بارها درگفتگوی شان با مقامات پاکستان روی آزادی ملابرادروهمراه هان شان، تاکید کرد وخواستاررهایی وی اززندان گردید.
درآخرین سفررییس جمهوکرزی این مساله ازسوی پاکستان اعلام گردید که آنها می خواهند ملابرادر را بخاطرپروسه صلح اززندان آزاد نمایند.امروزمقامات پاکستانی گفته اند که ملابرادراززندان آزاد می شود هدف ازاین اقدام یکی تسریع گفتگوهای صلح دانسته شده ودیگری هم حسن نیت درمناسبات کابل واسلام آباد درنظرگرفته شده. روابط دوکشوربی نهایت تیره تارگردیده ویکی ازعوامل تیره گی همین زندانی شدن ملاغنی برادر است ومساله سوم این است که مقامات حکومت نوازشریف خواست نشان دهند که سفروگفتگوهای رییس جمهور وصدراعظم پاکستان،بی فایده نبوده است.حال ازاین سه مساله: تسریع مذاکرات صلح،ایجاد مناسبات حسنه،ولبیک به خواسته های حکومت کابل ومثمرثمرنشان دادن گفتگوهای کرزی ونوازشریف که بگذریم چند موضوع اساسی دیگر را مورد گفتگوقرارمی دهیم.
آیا ملا برادر وهمکارانش می توانند ممد صلح باشند؟
این پرسش همواره مطرح بوده که ملاغنی برادرچه نقشی را می تواند به پیش ببرد؟ برخی گفته اند که وی مرد شماره دو درتشکیلات طالبان است ومی تواند تاثیرات زیادی درشکل دهی صلح داشته باشد.مقامات افغانستان وشخص رییس جمهور به این باوراست که ملاغنی برادردرامرصلح صادق است ومی خواهد مساله طالبان وحکومت افغانستان را درچهارچوب صلح حل وفصل نماید غنی برادرنمی خواهد با جنگ خواست طالبان را به مردم افغانستان عملی نماید وی مرد صلح وصادق درامرگفتگوهای صلح است برخی گفته که ازتباروریشه پوپل زی وازقبیله رییس جمهورکرزی هم است.حضوروحمایت ملاغنی برادروتیم ایشان می تواند صلح درافغانستان را تاحدی زیادی بثمربرساند.
اما گروهای تحلیلگر دیگر افغانستان این فکررا اصلا وابدا قبول ندارند آنها می گویند ملابرادرهرچه هم صادق ومهم درتشکیلات طالبان باشد ولی هرگزقادرنیست صلح را به افغانستان بازگرداند این مساله ازخود دلیل دارد زیرا جنگ افغانستان بدست طالبان نیست جنگ با ماهیت استخباراتی خود بصورت بیرحمانه ای درافغانستان سازماندهی ومهندسی شده ملابرادروحتی خود ملاعمردراین جنگ استخباراتی نقشی ندارد.ریشه جنگ وصلح ملابرادر وملاعمرنیست که با موافقت آنها صلح درافغانستان بدست آید.براساس این تحلیل که درست هم باید باشد،با آزادی ملاغنی برادر هیچ تحول تازه ای رخ نمی دهد وملابرادرهیچ معجزه ای هم نمی تواند.ریشه این فکردراین است که طالبان ابزاراراده استخباراتی وجنگ نیابتی درافغانستان می باشند دراین تحلیل طالبان،معلول ازیک علت است معلول تابع علت خود است.علت وعامل جنگ استخبارات می باشد وتازمانیکه مساله استخبارات وگفتگوهای سودمند بین کشورها وبخصوص افغانستان وپاکستان روی ندهد،صلح درافغانستان عملی نیست.
جالب است هفته گذشته آقای سرتاج عزیزگفت: ما درافغانستان مداخله نمی کنیم بشرط اینکه هند مداخله نکند وازگروهای مشخصی پشتیبانی نکند.خوب مساله هند می تواند همیشه دلیلی باشد برای مداخله همسایه هروقت اعتراضی صورت بگیرد براحتی می گوید، پس چرا هند مداخله می کند مساله صلح درافغانستان ازحد رهایی چند زندانی،خارج شده واین مساله ابعاد بسیارپیچیده ای استخباراتی دارد.رییس جمهوردرمراسم دومین سالگرد شهادت استاد ربانی گفت: تلاشهای صلح حتما بجای می رسد.حرف آقای رییس جمهوراین است که صلح درافغانستان آمدنی است تلاشهای صلح بجای می رسد واستاد ربانی جانش را در راه صلح فداکرد.یکی ازدلایل اطمینان خاطر رییس جمهور، آزادی ملا غنی برادرباید باشد.البته رییس جمهورمی داند که ریشه صلح درجای دیگراست ولی تاکید وپافشاری ایشان دال است براینکه، آزادی وی کمک زیادی به صلح می کند.
اگرآزادی ملا غنی برادر را بعنوان گام مقدماتی درنظربگیریم.پاکستان تاحالا هرگزحاضرنبود که وی را آزاد نماید ولی اکنون حاضرشده که ملاغنی برادروهمراه هان شان را اززندان آزاد نماید.این مساله نشانه ودال بریک امری عمیق تر ازآن را می تواند بشارت دهد.ازادی وی می تواند دلیل برتغییردیدگاه دراسلام آباد باشد.دوحالت را می توان درمورد پاکستان دراین خصوص مطالعه کرد یکی اینکه هیچ تغییری دردید استخبارات پیش نیامده وملابرادر را به اصرارافغانستان آزاد می کند وبه این صورت منت شان را روی افغانستان می گذارد اما هیچ تحولی دربرنامه مهندسی شده درافغانستان را دنبال نمی کند جنگ کمان کان ادامه یافته وفشارها را به حکومت افغانستان وارد می کند.صورت دوم قضیه می تواند خوشبینانه باشد که واقعا دردید پاکستان،تحول ایجاد شده آنها به این نتیجه رسیده که با جنگ درافغانستان هیچ چیزبجای نمی رسد بنابراین باید برای صلح افغانستان بگونه ای فکر کرد که طالبان نقش اساسی درجریان صلح داشته باشد.آزادی برادرمی تواند مقدمه ونشانه تغییروتحول دردیدگاه پاکستان باشد.حال پرسش این است که چه سناریوی را درمورد استقرارصلح با آزادی ملابرادر، درنظر گرفته شده است.
سناریوهای احتمالی گفتگوهای صلح بخاطرمشارکت طالبان درقدرت:
شک نداشته باشیم که پاکستان ،ملاغنی برادررا تحویل افغانستان نمی دهد این مساله را مقامات ازپیش اعلام داشته حال این پرسش مطرح می شود که ملابرادرپس ازآزادی درکجا می شود سناریوی اول این است که ایشان را درپاکستان نگه می دارد وبه ملاغنی برادروظیفه داده می شود که طرف گفتگوهای صلح افغانستان با شورای عالی صلح باشد.امریکه که رییس جمهورکرزی درآخرین گفتگوی خود با مقامات پاکستان اعلام داشت که شورای عالی صلح یگانه مرجع مذاکرات صلح درافغانستان است وطالبان با این شورا وارد گفتگوهای صلح شود. ملاغنی برادرازسوی طالبان متکفل جریان صلح می شود وازسوی حکومت افغانستان شورا ی عالی صلح این وظیفه را به پیش می برد.
صورت دوم ازقضیه این است که پاکستان ملاغنی برادر را به عربستان می فرستد این مساله دو دلیل می تواند داشته باشد یکی مناسبات وروابط خوب حکومت نوازشریف با حکومت عربستان سعودی است وی دربدترین روزهای زندگی خود که ازسوی نظامیان گریخت به عربستان سعودی پناه برد حکومت شریف مناسبات خوبی با حکومت عربستان سعودی دارد ومی شود ملاغنی برادر را تحویل آن کشورداد ازسوی افغانستان هم به دلیل اینکه با نمایندگی قطر،رابطه خوبی نداشت ازحضورملاغنی برادردرعربستان سعودی استقبال خواهد کرد وحتی ممکن است همان دفتریکه درقطربرای طالبان گشوده شد را به ملاغنی برادردرعربستان تحویل دهد.
ملاغنی برادردفترنمایندگی طالبان را درعربستان سعودی به پیش ببرد دفترطالبا به ریاست ملاغنی برادرمورد رضایت وطبع حکومت افغانستان می باشد وبدون تردید ازچنین پروژه ای استقبال خواهد کرد.سناریوی سوم هم این است که ملاغنی برادررا درانقره بفرستد ونمایندگی طالبان درکشورترکیه گشوده شود البته گزینه ترکیه وعربستان هردو مطرح شده ولی احتمالا گزینه عربستان قوی تر ازترکیه وحتی خود پاکستان باید باشد.حال فرض را براین می گذاریم که ملاغنی برادر آزاد شد درپاکستان،ترکیه ویا عربستان مستقرگردید دراین صورت چه سناریوهای احتمالی می تواند متصورباشد.
آیا احتمال ابطال انتخابات ویا تعویق آن به دلیل مشارکت طالبان متصوراست؟:
امروزصاحب نظری می گفت: احتمالا با آزاد شدن ملاغنی برادر، فازتازه ای درتحولات افغانستان پیش آید وآن مساله این می تواند باشد که ملابرادر مرد شماره دو طالبان آزاد گردید حال درگفتگوها باوی یا طالبان را متقاعد می کند که درانتخابات افغانستان شرکت می کنند ملاغنی برادردرگفتگوهای شان با افغانستان،اعلام می کند که وارد فازانتخابات می شود.البته این مساله خیلی بعید است که طالبان درانتخابات شرکت نماید حتی حزب اسلامی که زمانی قبول داشت که درانتخابات شرکت می کند ولی می بینیم که انتخابات را رد وفرمانهای قتل عام شان را گاهگاهی صادرمی کند.اما این سناریو بگفته این صاحب نظر،خیلی قوت می گیرد که با آزادی ملاغنی برادر هم پاکستان وهم خود افغانستان وحتی غرب وآمریکا،این ایده را مطرح نمایند که طالبان می خواهند صلح نمایند وبرای مشارکت طالبان دریک ساختارسیاسی،تشکیل یک اداره انتقالی لازم است.طالبان درانتخابات شرکت نمی کنند ولی در اداره انتقالی می کنند.
بنابراین آزادی ملاغنی برادرواستقرارایشان درهرجای که باشد این احتمال را همراه خواهد داشت که طالبان وارد گفتگوهای سازنده صلح شده وپاکستان حامی آن می شود غرب وآمریکا خیلی مایل اند که مساله طالبان باحکومت افغانستان ،حل شود دراین فرض انتخابات باید به تاخیربافتد وگفتگوها با طالبان برای رسیدن به یک توافق شروع شود. یک مقام حکومتی که نمی خواهد ازوی نامی گرفته شود می گفت: برای رسیدن به صلح، گفتگو با طالبان درچهارچوب یک اداره موقت کاری خوبی است ولی بشرط اینکه طالبان واقعا بیاید وبعد انتخابات برگزارشود اما اینکه طالبان نیایند انتخابات به تاخیرانداخته شود دراین صورت اصلا کاری درستی نیست.
حرف این مقام حکومتی یک ماه پیش بود درآن زمان مساله آزادی ملا برادرمطرح نبود ولی حالا که ملابرادرامروزقراراست آزاد شود بصورت قطع این سناریو مطرح می شود.ولی بهرصورت اینکه انتخابات را فدایی گفتگوهای صلح با ملا برادرنماییم اصلا کاری درستی نباید باشد. انتخابات یک اصل ویک ارزش ملی است وبه هیچ وجهی نباید به تاخیرانداخته شود.گفتگوهای صلح باطالبان به رهبری ملاغنی برادرهم نباید اخلالی درانتخابات ایجاد نماید.بهم زدن انتخابات وابطال آن کاری بسیارسخت وخطرناکی باید باشد انتخابات باید درزمان وموقعش برگذارشود و به هیچ قیمتی نباید دچارمشکل وچالش شود.