نرگس

نرگس

یاداشت ها و نوشته های محمد ناطقی
نرگس

نرگس

یاداشت ها و نوشته های محمد ناطقی

این طور فکر می گ

این طور فکر نکنیم ارامش دوروز شادی را برخی تحلیل می کردند که طالبان هم شریک جشن پای کوبی، غم گین ترین مردم شده اند.اما رویداد بیرحمانه امروز هرات نشان داد که این طوری فکر نکنیم.طالب ، طالب است وظیفه اش را می شناسد وبخوبی انجام می دهد که درصبح امروز هرات انجام داد. صبح بخیر هراتیان را باهولناک ترین انفجارها شروع کردند.جوانان که پرچم گرفته بودند ولباسهای نو در تن ویا بخوبی اتو کشیده بودن را، انفجارهای امروز طالبان متفرق ساخت.این طور فکر نکنیم با حضور طالبان، ماتم ما تبدیل بشادی می شود.به این دلیل طالبان می گویم که خود شان مسوولیت را بدوش گرفتند. پس چه گونه فکر کنیم؟ من البته جوابی برای پرسش شاید داشته باشم اما ازشما می پرسم ما چه گونه فکر کنیم؟

جنگ داخلی ویا جنگ با دهشت افگنی


جنگ داخلی ویا جنگ با دهشت افگنی

 

مقامات افغانستان گفته اند جنگ درافغانستان درواقع با تروریزم است.شورای امنیت ملی درواکنش به گفته های آقای دابنز نماینده ویژه آمریکا درامورافغانستان وپاکستان که گفته بود رویدادهای خونین درافغانستان،یک جنگ داخلی است. درواکنش به اظهارات جیمزدابنز،مقامات حکومتی اظهارات وی را رد کرده وگفته اند که جنگ درافغانستان،تعریف جنگ داخلی ندارد.آنچه که درکشورمی گذرد مقاومت دربرابردهشت افکنی است.آقای دابنزبا چه دلایلی درگیریهای طالبان درافغانستان را جنگ داخلی خوانده وی توضیحات بشتری نداده.این مساله که طالبان درافغانستان می جنگند واین جنگ پایانی ندارد یک واقعیت است اما اینکه آن را صفت نبردهای داخلی ازنوع دهه نود داده باشیم. ،جای پرسش است.دردهه نود پس ازسقوط حکومت دست نشانده شوروی،همه اذعان کرده اند که درگیریهای خونین دهه نود،تعریف جنگهای داخلی داشته.مارشال فهیم درسخنرانی خود به این مساله اعتراف داشت که مجاهدین پس ازسقوط حکومت نجیب الله اشتباه کردند ودرگیرجنگهای داخلی شد ونتوانستند حکومت مورد قبول را تاسیس نمایند.مارشال با صراحت ازرویدادهای خونین دهه نود،یاد کرد وگفت: ما نتوانستیم حکومت مورد حمایت وتاییدمردم افغانستان را تشکیل دهیم.مضمون سخنان مارشال فهیم بدون شک، اشاراتی است به درگیریهای خونین داخلی آن زمان.

 

صاحب نظران ومقامات دولتی می گویند: منطق آقای جیمزدابنزنماینده آمریکا درامورافغانستان همان منطقی است که درمورد جنگهای دهه نود بکارگرفته شده ومبنایی حقوقی درستی ندارد چون جنگ داخلی ازخود باید تابع معیارومنطقی باشد هرگونه جنگ را که نمی شود جنگ داخلی دانیست.شورای امنیت ملی افغانستان به همین دلیل دربرابر گفته های دابنزواکنش نشان داده وگفته است که جنگهای جاری درافغانستان داخلی نیست بل جنگهای است علیه تروریزم.مقامات افغانستان گفته های آقای دابنزرا قبول ندارند.استدلال منطقی برای جنگهای داخلی شاید این باشد که گروهای مختلف دربرابرهم درداخل یک کشورباهم بجنگند کاریکه دردهه نود درافغانستان پیش آمد ومارشال درسخنرانی خود به همین رویدادهادرمراسم هفته شهید اشاره داشت.اما اینکه درشرایط حاضرجنگ طالبان با حکومت افغانستان را جنگ داخلی تعریف نماییم کارسختی است.این اولین باری است که چنین اظهاراتی ازیک مقام مسئول آمریکایی می شنویم.تحلیلگران سیاسی درکشورتعریف دیگر ازجنگ جاری درافغانستان دارند.

 

نگاه تحلیلگران ازجنگ جاری درافغانستان:

 

مقامات حکومتی کشورگفته های دابنزرا همان گونه که اشاره شد،رد کرده اند تحلیلگران سیاسی درکشورهم با این گفته های دابنزموافق نیستند آنها می گویند: درافغانستان، ما یک حکومت منتخب داریم که براساس رای مردم روی کارآمده درافغانستان قانون اساسی ونهاد های دولتی داریم هرسه قوه درکشورفعال می باشند. افغانستان با همه کشورهای خارجی مناسبات دپلماتیک برقرارکرده ودرسازمان ملل کرسی افغانستان تثبیت شده است.افغانستان با ده ها کشورخارجی پیمان استراتژیک امضا کرده .دولت افغانستان شریک قابل اعتباربرای آنها شناخته شده است.آقای دابنزاشتباه کرده که جنگ طالبان گروهی که ابزاردست خارجیها قرارگرفته وبه نیابت ازآنها درافغانستان می جنگند،را جنگ داخلی توصیف نماید.آقای سیاف درمراسم سالگرد احمد شاه مسعود وهفته شهید درحدی مساله طالبان را تقلیل داد که گفت: مصالحه با غلام جوازشرعی ندارد زیرا که فاقد " حریت " است.درقوانین شریعت طرف گفتگو ومعاهده باید،آزاد باشد وی گفت: طالبان مزدورهستند ونمی شود با غلام عقد صلح را بست.

 

سخنگوی ریاست جمهوری درواکنش به گفته های استاد سیاف باید گفته باشد که نه، همه طالبان مزدورنیستند.امروز، روزنامه های کشوربه این نکته اشاره داشت که سخنگوی ریاست جمهوری گفته های استاد سیاف را بدون ذکرنام ازایشان رد کرده است.دررسانه های کشوربه این نکته برخورده ایم که سخنگوی ریاست جمهوری گفته است که همه طالبان مزدورنیستند.یعنی اینکه گروهای ازطالبان هستند که مستقل می باشند وبخاطراهداف ملی درکشورمی جنگند ومزدورنیستند وباید با آنها وارد گفتگوشد.اظهارات سخنگوی ریاست جمهوری با گفته های دابنز درواقع تعریف واحدی دارد.وی ملالمت نیست طالبان را گروهی می داند که جنگ داخلی راه انداخته باید با آنها گفتگو شود یعنی اینکه قابل گفتگو وشریک مذاکره می تواند باشد.آقای ایمل هم همین حرف را می گوید که همه طالبان مزدورنیستند پس باید با آنها گفتگو شود.واقعا دردستگاه حکومتی ما چه می گذرد.شورای امنیت ملی گفته های دابنزرا رد می کند.سخنگوی ریاست جمهوری طالبان را مزدورنمی داند استاد سیاف می گوید: آنها مزدوروغلام هستند واجد شرایط گفتگو برای معاهده نمی باشند.این تناقضات غیرقابل توجیه را کی می تواند درک نماید.

 

ولی حرف شفاف همین نظرصاحب نظران باید باشند که ما جنگ داخلی نداریم طالبان یک گروهی شورشی هستند که با حکومت قانونی ونهادهای دولتی منتخب بصورت نیابتی درحال جنگ قرارگرفته اند البته که باید با شورشیان ودهشت افکنان وارد گفتگو شد اما این گفتگو نباید،گسترده وبدون دروازه باشد. تحلیلگران افغانستان می گویند: دراین کشوراصول وارزشهای آفریده شده ومردم درواقع این ارزشها را خلق کرده بنابراین با قبول ارزشهای ملی ،وارد گفتگو باید شد.نگاه تحلیلگران درمورد جنگ همین است که جنگ درافغانستان، تحمیلی ،خارجی ،استخباراتی ونیابتی است ما هرگزجنگ داخلی ازنوع که دردهه نود پیش آمد را نداریم آقای رابنزدچاراشتباه محاسباتی وحرف بدون پشتوانه منطقی را سرداده است.گفته های آقای سخنگوهم خیلی باواقعیت جنگ سازگاری ندارد این درست که جماعتهای ازطالبان طرف دارجنگ نیستند مردم هرگزبااین جماعتهای صلح طلب مشکل ندارند.

 

مشکل اساسی گروهای اصلی طالبان می باشند که هرگزازجنگ خسته نشده وبصورت وحشتناکی مرتکب خشونت می شوند ماه ها وهفته های اخیر،شاهد بیرحمانه ترین کشتارطالبان ازمردم بیگناه بوده ایم امارتلفات پولیس ونیروهای امنیتی دوبرابرنسبت به سال گذشته شده است.آقای سخنگو می تواند ثابت نماید که گروهای اصلی طالبان،طرف دار صلح با حکومت افغانستان می باشند آنها که تا همین الان حکومت را طرف گفتگوهای خود قبول ندارند پس چگونه می توان نشان داد  که طالبان اصلی وخشونت گرا،وابسته نیستند.درمقایسه بین گفته های استاد سیاف وسخنگویان حکومت ترجیحاتی زیادی درمورد گفته های استاد وجود دارد.واقعا این دسته ازطالبان که مشکل اصلی را ایجاد کرده، ازخود اراده ای ندارند وبه دستوربیگانه گان وخارجیان جنگهای شان را برمردم غریب افغانستان تحمیل کرده اند.مقاومت دربرابراین دسته،تعریفی جزمقابله دربرابرتروریزم ودهشت افگن را نمی تواند داشته باشد واین دفاع امرمشروع است بجای تبهکاران، این سربازان ومردمان بیگناه ما هستند که باید به بهشت بروند.

 

تناقضات اعمالی وگفتاری:

 

آقای دابنز نماینده آمریکا درامورافغانستان،جنگ با دهشت افکنان را داخلی توصیف کرده ازسوی هم تاکید دارد که باید با طالبان وارد گفتگوهای صلح وسازنده شد.درواکنش با این موضع گیری شورای امنیت ومقامات حکومتی افغانستان، جنگ جاری را ضد تروریزم ودهشت افکنی دانسته اند.این تناقض گفتاری وگفتمانی را درمورد افغانستان وعمده ترین متحد غربی شان شاهد هستیم.مشکل کاردراین تناقضات این است که مردم را هردوطرف سرگردان می کنند که درافغانستان چه می گذرد جنگ داخلی ویا مقابله باتروریزم وتبهکار.تناقضات گفتمانی ،پیامدهای اعمالی خودرا هم دارد.آمریکا واقعا تغییرات عمده ای دردید گاه سیاسی شان درمورد طالبان پیدا شده همین نکته که جنگ درافغانستان داخلی است بیانگرتغییردید آمریکا درمورد طالبان است.درجنگ داخلی هردوطرف صاحب حق می شوند واختلافات شان قابل بررسی است دیگرجنگ مشروع وغیرمشروعی وجود ندارد.

 

براساس گفته های آقای دابنز،درافغانستان جنگ مشروعی وجود ندارد.جنگ داخلی بین طرفها است وباید براساس گفتگوحل وفصل گردد.بگذریم ازاینکه این گونه اظهارات متناقض چه تاثیرات بدی روی افکارعمومی می گذارد. پیامد دیگرقضیه هم این است که آمریکا برای چی درافغانستان می خواهد بماند.دوتوجیه منطقی می تواند داشته باشد یکی ادامه جنگ با القاعده نه طالبان ودیگربرای اهداف فرا افغانی ومنطقه ای نکته که تحلیلگران بارها آن را تیوری توطه اعلا م کرده اند حال اظهارات مقامات آمریکایی واقای دابنز،نشان می دهد که حضورآمریکا درافغانستان،این اهداف راباید دربطن خود داشته باشد القاعده را بکشد ودیگراینکه نقش نظارت امنیتی واستخباراتی خودرا درمنطقه داشته باشد.

 

تناقضات رفتاری وگفتاری درنظام حکومتی ودولتی ما خیلی خسته کننده است.استاد سیاف می گوید: درپهلوی من درچوکی کسی نشسته است که معاشش ازخارج برایش می رسد یعنی اینکه آنها ازخود استقلالی ندارند ومعاش خورخارجی می باشند.دوستی می گفت: این گفته استاد سیاف اشاره است به آدمهای که درشورای عالی صلح جمع شده ومرتبط به گروه طالبان هستند.درحالیکه حکومت یگانه مرجع قانونی ومعتبردرمذا کرات صلح همین شورای عالی صلح را اعلا کرده.این چه گونه سیاستی است که ما داریم یکی می گوید: معاش خوران خارجی درچوکی پهلوی من نشسته آنها اجیرومزد بگیرخارجی هستند وشایسته گفتگوبرای صلح نیستند اما ازسوی دیگرسخنگوی حکومت اعلام می کند که طالبان  مزدورنیستند.واقعا این تناقضات دردرون حکومت وتناقضات دراظهارات حکومت ومتحدان بین المللی شان ،گیج کننده شده. چرا چنین شده ایم؟ وچرا براساس یک سیاست شفاف بامردم خود حرف نمی زنیم؟.ریشه این سردرگمی وتناقضات، برمی گردد به راس قاعده وقتی رییس جمهورما بارها وبارها طالبان را برادرخطا ب نماید این طبیعی است که آقای جیمزدابنز بیاید بگوید درافغانستان جنگ داخلی ویا جنگ بین برادران است وباید صلح وآشتی بین شان صورت بگیرد.

 

آیا ملاغنی برادربه ترکیه وعربستان منتقل می شود؟


آیا ملاغنی برادربه ترکیه وعربستان منتقل می شود؟

 

دیروزبحثی داشتم درمورد بحران سوریه،خبرنگارطلوع درحاشیه بحث ازمن پرسید که یک مقام بلند پایه پاکستانی گفته است که احتمال انتقال ملاغنی برادربه ترکیه وعربستان محتمل است.ملاغنی برادردرعرصه رسانه ها نام بسیارآشنا ومطرح می باشد.وی مرد شماره 2 درگروه طالبان ومعاون ملاعمربود.گفته شده که حکومت افغانستان درسال2009 بصورت مخفیانه باوی وارد گفتگو گردید.ملاغنی برادرازقبیله پوپلزی وچهارنفرازهمکارانش علاقمند بود که با حکومت افغانستان واردگفتگو شود که شد.اما استخبارات پاکستان درسال2010 وی وهمراه هان شان را درشهرکراچی دستگیرکرد وی تاهنوزدرزندان پاکستان ودرشرایط سختی بسرمی برد.حکومت افغانستان وشخص حامد کرزی حساسیت بسیارزیادی نسبت به ملاغنی برادردارد.

 

 دوستی می گفت: چون ازقبیله آقای کرزی می باشد اما گذشته  ازمساله تباری حکومت افغانستان برای وی جایگاه مهمی درصلح وثبات بازکرده وباوردارد که ملاغنی می تواند درصفوف طالبان،نقش ورخنه بزرگی را ایجاد نماید وبه همین علت دنبال وی می باشد وبه آن امید بسته است.درتمامی مذاکرات که هئیت های افغانستان با مقامات پاکستان داشته،نام ملابرادروهمراه شان درصدرگفتگوهای طرف افغانی بوده است.درآخرین سفری که رییس جمهور کرزی که سفربیستم ایشان درپاکستان بود،مساله ملاغنی برادردرصدرگفتگوهای طرفین بود.مقام پاکستانی که ازوی نام گرفته نشده گفته  است که احتمالا ملاغنی برادربه عربستان ویا ترکیه فرستاده می شود خبرنگار ازمن پرسید که هدف ازاین کارادامه گفتگوی های صلح با حکومت افغانستان می باشد واین مساله مهمی است که نشان می دهد پیشرفت های مهمی درمذاکرات پشت پرده کرزی ونوازشریف باید صورت گرفته باشد.

 

این مساله تاچه حد می توان جدی باشد وآیا رویدادهای غیرمنتظره درراه است؟:

 

برخی ازنمانیدگان درمورد این خبراظهارشک وتردید کرده وآن را درحوزه سیاست تبلیغاتی پاکستان اعلام کرده اند پاکستان کشورعجیبی است که تفاوتهای بسیارزیادی بین سیاست تبلیغاتی واعمالی این کشوروجود دارد این دسته ازنمایندگان مجلس با دیده شک وتردید به مساله نگاه کرده وهمان سیاست وذهنیت سنتی غیرقابل تحول را درمورد پاکستان ابرازداشته اند. اما برخی ازآگاهان این گونه مسایل را خیلی جدی وازیک زاویه دیگربررسی کرده وآن ورود طالبان درعرصه سیاست افغانستان است.گفته شده که درگفتگوهای محرمانه رییس جمهورکرزی ونوازشریف مساله طالبان بصورت جدی مورد بحث قرارگرفته واین مساله ازرییس جمهورپرسیده شده که باطالبان چه می کنید آنها که درپروسه انتخابات شرکت نمی کنند وچه راه حل برای آن باید جستجو شود.این مساله هم خیلی سخت باید باشد که طالبان وحکومت افغانستان همیشه درجنگ باشند.شایعاتی وجود دارد که درگفتگوهای محرمانه مساله گزینه غیرازانتخابات نیزمورد بحث قرارگرفته.گرچه مارشال فهیم درگردهمایی حکومتی هفته شهید با قاطعیت،بدیلهای غیرانتخاباتی را مردوداعلام داشت وزهردانست ولی خوب این حرف مربوط به فهیم نمی شود واصولا مارشال فهیم با پاکستانیها صحبت نکرده این مساله برمی گردد به گفتگوهای شخص رییس جمهورکرزی با صدراعظم پاکستان.

 

احتمالا آقای فهیم هم باید بوی برده باشد که گزینه های غیرانتخاباتی نیزدرمذاکرات پشت پرده را پاکستانیها مطرح کرده باشد.آقای فهیم لحن تندی نسبت به پاکستان داشت درچند موردازمداخلات پاکستان درمورد افغانستان نام گرفت وگفته شده که تاکید بیش ازحد آقای فهیم واکنشی است نسبت به گفتگوهای پشت پرده.می دانیم آقای فهیم درگذشته درمورد انتخابات با  شک وتردید حرف می زد ولی درسخنرانی دیروزخود با لحن قاطع ازبرگزاری انتخابات حرف زد.گزینه غیرانتخاباتی را آقای فهیم رد اما بدون شک بدیلهای برای انتخابات درنظرگرفته شده این مساله باید درگفتگوهای رییس جمهورکرزی با مقامات پاکستانی مطرح شده باشد.انتقال ملاغنی برادربه ترکیه ویا عربستان درست جای که قراراست درآینده، نمایندگی طالبان دراین دوکشور،بازگشایی گردد اصولا باید معنا داشته باشد این خبراگردرست باشد باید آن را جدی گرفت وباید اذعان داشت که گپهای درپشت پرده باید جریان داشته باشد.

 

گرچه افکارعمومی وهمه نشانه ها حاکی ازبرگزاری انتخابات است واین مساله نباید گزینه دیگری داشته باشد ولی مساله طالبان به دلیل اینکه عمده ترین چالش برای آینده افغانستان است وازهم اکنون گفته شده هزاران طالب درمرزهای مشترک افغانستان وپاکستان آماده گی جنگی می گیرند ودرولایت پنجاب پاکستان رهبران طالبان گرد هم آمده وسخن ازجنگ جبهه ای فراگیررا مطرح کرده وآقای جیمزدابنزنماینده ویژه آمریکا درمساله افغانستان رویدادهای افغانستان را، جنگ داخلی اعلا داشته وشورای امنیت افغانستان نسبت به آن واکنش نشان داده وگفته است که جنگ درافغانستان داخلی نیست جنگ با تروریستها می باشد.حال اگرافغانستان این مساله را بخواهد حل نماید باید به یک نحوی به جنگهای خونین خاتمه داده و راه های مشترکی با پاکستانیها جستجوکرده باشد.آن راه ها به نظرچی می تواند باشد؟

 

راه احتمالی ومشترک افغانستان وپاکستان اصولا چه می تواند باشد؟

 

ازهم اکنون نشان داده شده که گزینه های غیرانتخاباتی را هم افراد واشخاصی مطرح کرده.ملاتره خیل بی جهت ازخواب بلند نشده ومارش خیابانی راه نیانداخته حرفهای آقای تره خیل ایده آل ترین حرف برای یک عده قدرت وتمدید طلب است.این تمدید تا سال2018 ازسوی ملاتره خیل اعلام شد گرچه ازسوی همکاران پارلمانی شان بشدت مورد نقد وحملات تندی روبروگردید وکارهای تره خیل ،خارج ازچهارچوب قوانین نافذه کشوردانسته شد ولی شک نداشته باشیم که تمدید قدرت تا 2016 ویا 2018 یک گزینه است. این مساله ریشه درنیت برخی افراد حکومتی دارد که سخت تشنه ادامه آن می باشد درحال که خود رییس جمهوربارها اعلا م کرده که تمدید قدرت یک مساله غیرعملی وناشده نی است قانون اجازه نمی دهد اما گروهای درارگ ویا خارج ازارگ درپارلمان کشورودرسنا وهمینگونه دردستگاه اجرایی،وجود دارند که روی مساله تاکید دارند که تمدید صورت بگیرد  اولین بارمساله تمدیدازسوی والی ویسا درقندهاراعلام شد وی علیرغم اینکه یک مقام دولتی واجرایی حکومت است وباید بی طرف باشد ولی با صراحت اعلام می کند که حکومت رییس جمهورکرزی باید تمدید شود.

 

تمدید طلبان یگانه استدلالی که دارند این است که امنیت درکشورنیست وقتی که امنیت نباشد انتخابات فایده ندارد اینها هیچ گونه اهمیتی دراستدلال شان درمورد 352 هزارنیروی امنیتی قایل نیستند هم چنان تاکید دارند که امنیت نیست وانتخابات نباید صورت بگیرد وقدرت رییس جمهورکرزی باید برای مدتی تمدید شود سقف زمانی آن را آقای تره خیل سال2018 اعلا م داشت. گزینه تمدید با این منطق درجامعه مطرح شده درکابل وقندهارعلایم پشتیبانی ازآن نشان داده شد. حال ازگزینه غیرقانونی تمدید که بگذریم گزینه خارج ازقانون دیگری نیزدرمقابل انتخابات قانونی، مطرح شده وآن "اداره موقت" است.

 

گزینه های احتمالی وبدیل به چی صورت وبا چی منطقی پایه گزاری شده؟:

 

تمدید بعنوان یک گزینه را با همان استدلال نبود امنیت مطرح کردیم طرف داران تمدید بدون شک این مساله را درخیابانها ودرلویه جرگه اگردایرشود که ظاهرا می شود را نیزبا شدت وقاطعیت مطرح کرده ومی کنند این گروه ازسوی جناحهای قدرت طلب درون حکومتی، بصورت مریی ونامریی حمایت می شوند یگانه استدلال که دارند همان نبود امنیت انتخابات واعلام حالت اضطرار وتمدید حکومت تازمان برقراری امنیت می باشد.البته این گزینه برای حاکمان برحال شیرین ترین گزینه ویک رویا است ولی ازسوی هم می دانند که خواست غیرعملی وخارج ازقانون است ونمی تواند مورد قبول واقع شود.

 

گزینه دیگرکه ریشه های بیرونی دارد پاکستان حتی گفته شده آمریکا هم ازاین گزینه بد ش نمی یاید آن تشکیل اداره موقت است.چرا ایده حکومت موقت مطرح می شود؟ یگانه دلیل آن مساله طالبان است.این مساله ثابت شده که طالبان درانتخابات 93 شرکت نمی کنند بلکه برای بهم زدن آن اختلالات زیادی را درنظر گرفته اند گزارشهای که هزاران نفرشان را ازسراسرپاکستان جمع کرده ودرمرزهای مشترک متمرکزبرای جنگ های خونین سازمان دهی می کند ،یک موضوع ساده ای نیست این تجهیزوتمرکزنیرو برای حمله به افغانستان درواقع بهم زدن نظم کامل انتخابات باید باشد آنها تاجای که بتوانند آدم خواهند کشت وانتخابات را تهدید وآن را مختل می کنند.البته سازمانهای استخباراتی این فشارها را وارد می کنند ومی خواهند به یک نحوی مکان وجایگاه مناسب برای  طالبان درقدرت وسیاست بعدی افغانستان را درنظربگیرد بی جهت که پول خرج نکرده وبگفته آقای سیاف که همه شان غلام ومزدوروفاقد صلاحیت گفتگوومذاکره هستند چون که حریت ندارد.

 

برای ورود طالبان درحوزه قدرت،بهترین گزینه را تشکیل اداره موقت بجای انتخابات 93 اعلام کرده ازهم اکنون درامریکا گروهای هستند که می خواهند برای ایده اداره موقت درافغانستان بجای انتخابات کنفرانسهای گسترده ای  راه اندازی نمایند این مساله بدون همکاری آمریکا هرگزامکان ندارد صد ها سیاست مدار ازهمه طرفها درواشنگتن جمع شوند وروی مساله آینده افغانستان بحث وتبادل نظرنمایند.گفته شده اجندای اصلی همان ایجاد اداره موقت بجای انتخابات است. استدلالی که صورت گرفته این است که طالبان درانتخابات شرکت نمی کنند وجنگ دوام می یابد اوضاع افغانستان ازآنچه که هست بمراتب بد تروبد ترمی شود.بنابراین باید برای جلوگیری ازشدت جنگها اداره موقت تشکیل داد که دراین اداره جایگاه همه طرفها ازجمله طالبان روشن وتعریف شده باشد.

 

شایع است که ایده اداره موقت درمذاکرات رییس کرزی ونوازشریف هم گویا مطرح شده پاکستان با انتخابات 93 افغانستان موافق نیست آنها می گویند مساله طالبان باید حل شود وحل معضل طالبان درانتخابات ممکن نیست زیرا آنها انتخابات 93 را قبول ندارند پس برای شمولیت طالبان بهترین بدیل باید،تشکیل اداره موقت باشد که همه چیز ازنو موردبحث قراربگیرد وقناعت طالبان گرفته شود.حال ملاغنی برادرگفته شده که به ترکیه نقل مکان می کند ویا به عربستان سعودی منتقل می شود این گپ حاصل یک توافق پشت پرده است.اگراین کارانجام شود معلوم می شود که سفررییس جمهورکرزی نتایج بسیاری داشته است.

 

البته دراداره موقت ونحوه مشارکت طالبان درحکومت وقدرت،ملاغنی برادرمی تواند نقش مهمی داشته باشد زیرا که حکومت افغانستان وی را قبول دارد وزبان مشترک وقابل فهم زیادی بین شان وجود دارد حکومت افغانستان ورییس جمهورکرزی ملاغنی برادررا دوست دارد ومی تواند درهرامری باوی گفتگو ثمربخشی داشته باشد.درگزینه اداره موقت یگانه مساله که شاید حل نشده باشد ریاست آن است اداره موقت را کی رهبری نماید حکومت افغانستان می خواهد رهبری هرامری بدست خودش باشد افغانستان اداره موقت به رهبری غیرازرییس جمهورکرزی را نباید قبول داشته باشد.دربرابرگزینه قانونی انتخابات این دوگزینه غیرقانونی تمدید قدرت واداره موقت مطرح شده گذشت زمان نشان خواهد داد که چی خواهد شد واین خبرکه ملابرادر به عربستان ویاترکیه منتقل می شود تاچه حد می تواند واقعیت داشته باشد.منتظرباشیم.

 

هفت زندانی آزاد شده درلیست افغانستان نبوده


هفت زندانی آزاد شده درلیست افغانستان نبوده

 

دوخواست شناخته شده افغانستان ازپاکستان،بصورت وارونه وغیررضایت مندانه عملی می شود.افغانستان همان گونه که لیست ورودی وخروجی برای شورای امنیت درمورد طالبان تهیه کرده ورییس شورای عالی صلح نامهای پنجاه دونفررا برای سازمان ملل داده که آنها را ازلیست سیاه شان بردارند وگفته شده درکنارآن یک لیست ورودی هم داشته که آنها را شامل تحریم ها نمایند.البته نام ها ورودی را دوستی بمن می گفت ولی شخصا به آن باورندارم افغانستان تنها یک لیست رابه سازمان ملل داده وآن همان لیست خروجیها است.می دانیم سازمان ملل جمعی را تحریم ودرلیست سیاه قرارداده وافغانستان وشورای عالی صلح برای آوردن صلح درافغانستان،لیستی را تهیه کرده وخواهان خارج شدن آنها ازفهرست سیاه سازمان ملل شده است.شورای عالی صلح درمورد پاکستان هم لیستی را دارد که ازپاکستان همیشه خواسته که این دسته ازطالبان را اززندان آزاد نمایند زیرا که آنها عناصرصلح طلب وهمکارخوبی برای گفتگو با افغانستان می باشند.درصدرنامهای که افغانستان به پاکستان داده نام ملاغنی برادروهمکاران شان هستند که ازسال2010 درزندان پاکستان به دلیل وارد شدن درامرصلح با افغانستان مجرم شناخته شده وبه همین علت درزندانهای پاکستان بسرمی برند .

 

افغانستان نام های ازطالبان را به حکومت اسلام آباد داده وازآنها خواسته که این عده ازطالبان را آزاد نماید که عمل نکرده ویا هم برخلاف رغبت افغانستان وخارج ازلیست ارایه شده کسانی ازطالبان را آزاد کرده ازجمله همین هفت نفری که امروزآزاد شده وافغانستان گفته که ما آزادی آنها را نخواسته ایم یعنی اینکه درلیست ما نبوده است.خواست دوم افغانستان ازپاکستان مساله دشوارترازلیست است وآن اینکه طالبان اصلی وجنگ افروزرا برمیزمذاکره حاضرنماید امریکه پاکستان هرگزاین مساله را قبول نکرده وگفته است که ما می توانیم ممد صلح باشیم ولی ضمانت نمی توانیم که آنها را برمیزگفتگوحاضرنماییم.حال با آزاد کردن افرادی که گفته شده افغانستان درلیست خود آنها را نداشته واینکه چرا پاکستان طالبان اصلی را برمیزمذاکره حاضرنمی کند را دراین نوشته مورد بحث قرارمی دهیم.

 

هفت نفری که پاکستان آزادکرده درلیست افغانستان نبودند:

 

روزنامه ها، نامهای افرادی که اززندان پاکستان آزاد می شوند را به این ترتیب یاد داشت کرده که عمده ترین آنها ملامنصوردادالله برادر ملادادالله فرمانده بی رحم طالبان است که درزمان ولایت اسدالله خالد درقندهار، کشته شد وبعد جنازه وی را ازخاک بیرون کشید ودرمعرض دید قرارداد. ملا منصوربه دلیل مخالفت با ملا عمر ازتشکیلات این گروه بیرون انداخته شد وپاکستان وی را به زندان انداخت وحالا گفته می شود که درصدرلیست همان هفت نفری است که امروزآزاد شده اند.آقای سرتاج عزیز مشاوراموربین الملل حکومت نوازشریف دریک گفتگوی اظهارداشته که آزادی این هفت نفرکمک بزرگی درامرصلح خواهد کرد این درحالی است که خبرگزاریها گزارش داده که حکومت افغانستان اعلام داشته که آزادی این هفت نفر را درلیست شان نداشته.یعنی اینکه پاکستان همان کاری را کرده که دردورقبلی کرد درگفتگوهای قبلی هم پاکستان 26 طالب را اززندان آزاد کرد ولی افغانستان تنها نام پسرمولوی خالص ملا مجاهد را گفت که درلیست شان داشته اما بقیه را اصلا نمی شناسد ودرفهرست که به پاکستان داده نبوده وحالا هم ازسرنوشت شان هیچ اطلاعی ندارد.برخی گفته اند که تعداد زیادی ازآنها به میدان های جنگ ویا درجمع تصمیم گیرنده های طالبان برگشته اند.

 

ملاعبد المنان معروف به ملا سلام که والی طالبان در قندوزتعیین شد وی پس ازسقوط طالبان برای مدتی این سمت را بصورت نام نهاد دراختیارداشت وی ازولایت قندهاراست ویکی ازافراد تاثیرگذاردرتشکیلات طالبان می باشد وی سه سال پیش به دلایلی نامعلومی درشهرپیشاورازسوی پولیس پاکستان بازداشت گردید وازآن زمان تا بحال درزندان بسرمی برد.سید ولی عضودیگری که ازگره طالبان که دوسال پیش درشهرپندی ازسوی پولیس پاکستان دستگیر وبه زندان انداخته شد نیزدرجمع آزاد شده ها باید باشد. سیدولی ازفرماندهان جنگی طالبان وازولایت ننگرهارمی باشد وی دوسال است که درزندان پاکستان افتاد وحال گفته شده ازجمله همان هفت نفری است که سرتاج عزیز درمورد آزادی وتاثیرگذاری شان درصلح با کشوربرادرهمسایه سخن گفته است. ملا فضل احمد باشنده اصلی ولایت کنرهار که بانام مستعارگل محمد برای طالبان کارمی کرد درجمع همین هفت نفری که اززندان آزاد شده وحکومت افغانستان اعلام داشته که ما چنین نامهای را درفهرست مان به پاکستان نداشته ایم ولی ملا فضل احمد درجمع رها شده گان اززندان پاکستان می باشد وی شش سال است که درزندان پاکستان بسرمی برد وزمانی زیادی را درزندان پاکستان گذرانده است دلیل اتهام وی معلوم نیست برخی گفته اند دلایل اتهامات این دسته ازطالبان که حالا رها شده جرمی وقاچاق مواد مخدر وبرخی هم گفته اند که نامرفرمانی ازرهبری طالبان وجرم شان سیاسی وتشکیلاتی هستند.ملامنصور جانشین ملا دادالله بدون شک با ملاعمراختلاف پیداکرده بود وبه همین دلیل دراثرشکایت وسعایت رهبری طالبان این آدم به زندان افتاد.

 

محمد زی که روزنامه گاردین ودیگرروزنامه های غربی ازوی نام گرفته است درمیان آزاد شده گان است وی حوزه کاری وعملیاتی اش حوزه قندهاربود وبرای طالبان فعالیتهای زیادی کرد ولی یک سال پیش به زندان افتاد وحالا اززندان پاکستان درجمع همین هفت نفری است که آزاد می شود جای اصلی وی معلوم نیست ولی یکی ازبرجسته ترین وفعال ترین عضودرگروه طالبان می باشد. ملاشیرافضل نیزدرمیان آزاد شده گان است وی ساکن اصلی ولایت ننگرهاراست وبعدها به گروه طالبان پیوسته وی سابقه حزب اسلامی دارد وبه دلیل اختلافات باحزب اسلامی درشمال کشور به گروه طالبان ملحق گردید این آدم دوسال پیش توسط پولیس پاکستان به زندان افتاد.کریم آغا پسرمولوی عبد الله ذاکری نیزازجمله آزاد شده گان اززندان پاکستان می باشد .ملاذاکری رییس اتحاد علما دینی افغانستان وپسرایشان کریم آغا باگروه طالبان کارمی کرد وی سه سال است که درزندان افتاد وحالا درلیست افرادی است که اززندان آزاد شده.

 

پاکستان درسیاست تبلیغاتی این قضیه را ربط داده به نتایج سفر رییس جمهورکرزی به پاکستان وآن را نشانه ای ازحسن نیت پاکستان درقبال صلح افغانستان اعلام کرده است.اما گزارش که رسانه ها به نقل ازدفترریاست جمهوری افغانستان بیرون داده این هفت نفراصولا درلیست درخواستی افغانستان نبوده وافغانستان چنین درخواستی درمورد آنها را نداشته.موضع افغانستان یک باردیگرداستان همان 26 نفرطالبی که دوسال پیش پاکستان آزاد ونام آن را همکاری درامرپروسه صلح اعلام داشت ولی شورای عالی صلح درهمان زمان اعلام داشت که ما اطلاعات زیادی ازاین 26 نفرنداریم ودرلیست که به پاکستان داده ایم تنها یکی دونفرآنها ازجمله ملامجاهد پسرمولوی خالص شامل است وبقیه را نمی شناسیم ودرفهرست ما جای نداشت.

 

شورای عالی صلح با رها به این مساله تاکید کرد که ازسرنوشت آزاد شده گان هیچ اطلاعی نداریم وبرخی ازگزارشها نشان می دهد که تعداد زیادی ازآنها به صفوف طالبان برگشته اند ومی جنگند وعده شان که مریض هستند درخانه های شان درپاکستان می باشند. راستی که داستان عجیبی بین دوکشوردرمورد طالبان جریان دارد واین کلاف سردرگم معلوم نیست کی راه درستی خود را پیدامی کند.این مساله نشان می دهد که خواست اول افغانستان که آزادی زندانیان طالب باشد،قطعا براورده نشده واما خواست دوم افغانستان که گفتگوبا طالبان اصلی باشد را بمراتب پیچیده ترازخواست اول ساخته است.

 

مذاکره با گروه اصلی طالبان:

 

خواست دوم افغانستان درکنارآزادی طالبان مورد نظر،مذاکره با گروه اصلی طالبان است.هیئت افغانستان درچندین سفری که به پاکستان داشت،همیشه روی این موضوع تاکید داشت که طالبان اصلی را برمیزگفتگو حاضرنماید.این مساله چرا ازسوی افغانستان مطرح می شود ودلیل آن درچیست؟ خوب این مساله خیلی واضح است که افغانستان اعتقاد دارد که طالبان اصلی درخاک پاکستان مستقرهستند وازهمان جاه عملیات نظامی شان را درافغانستان رهبری می کنند.افغانستان شک ندارد که شورای کویته وگروه حقانی درخاک پاکستان ودرآن سوی دیورند،پناه گاه های امنی برای خود ساخته اند البته تردیدی نیست که زبده ترین فرماندهان طالب وشبکه حقانی درخاک پاکستان هستند.همین امروز،گزارشهای داشتیم که عملیات بی سرنشین درخاک پاکستان،باعث کشته شدن ملا سنگین زدرانی همراه باچند نفرازاعضای شبکه القاعده شد.ملاسنگین عمده ترین فرمانده شبکه حقانی است که چندین بارمورد حمله قرارگرفت وجان سالم بدربرد ولی همین امروزصبح درنهایت توسط هواپیماهای بی سرنشین درخاک پاکستان دروزیرستان شمالی کشته شد.اینها دلایل انکارناپذیراست که طالبان درخاک پاکستان حضوردارند وخواست افغانستان هم این است که این گروه اصلی را پاکستان برمیزمذاکره حاضرنماید. درآخرین سفری که رییس جمهوربه پا کستان داشت نیزهمین مساله مطرح گردید که طالبان اصلی را برمیزگفتگو حاضرنماید.اما پاکستان چنین حرفی را قبول ندارد.

 

نکته دوم که افغانستان روی آن پافشاری دارد این است که طالبان اصولا جدایی ازسیاست پاکستان وآمریکا وجود ندارد این حرفی که طالبان می جنگند واینکه طالبان حکومت افغانستان را طرف گفتگوی خود قبول ندارد این گونه موضع گیری ازخود طالبان نیست این حرفهای است که اسلام آباد ودرمواردی امریکا اززبان طالبان بصورت نیابتی به  افغانستان می گویند.این گونه موضوعات که طالبان اصلی درخاک پاکستان مستقرهستند واینکه پاکستان آنهارا باید وادارنماید که با افغانستان روبرو گفتگو داشته باشند وتاکید به اینکه موضع گیری طالبا نیابتی وبه نیابت ازاسلام آباد وآمریکا به افغانستان اعلام می شود اینها ازمسایلی دشواری است که درمناسبات کابل واسلام آباد سایه افگنده واین ابرتاریک فکرنمی کنم به این ساده گیها ازآسمان دوکشوربرطرف شود.طالبان که آزاد شده درلیست افغانستان نیست واینکه طالبان اصلی را پاکستان می تواند برمیزگفتگو حاضرنماید ولی این کاررا نمی کند ازپیچیده ترین مسایلی است که حل ناشده است.این همه دشواری به این دلیل است که پاکستان خواسته های دارد که آن را درسیمای دولت افغانستان،تامین شده نمی داند آنها دردومرحله جنگ وحکومت می خواهند، طالبان که متحد پاکستان است نقش کلیدی درکابل باید داشته باشد حکومت کابل هرچه باشد مورد رضایت اسلام آباد نیست وطالبان باید درحاکمیت کابل نقش اساسی را داشته باشند.

کارحضرت فیل


کارحضرت فیل

 

کارحضرت فیل درگویش مردم به کاری گفته شده که نهایی کردن آن بسیارسخت باشد حال باگذشت 45 روزازرخصتی نمایندگان پارلمان کارسختی آنها درعرصه های گوناگون شروع شده اند.می دانیم که نمایندگان مجلس،چهل پنج روزرخصتی شان تمام شد وامروزقراراست که درخانه ملت حضوربهم رسانند.مقامات درهیئت مدیره هردواطاق اعلام داشته اند که موضوعات مورد بحث شان درروزها وهفته های آینده،مساله رای اعتماد به سرپرست وزارت داخله آقای عمرداوود زی وآقای نبیل سرپرست امنیت ملی افغانستان خواهند بود.این دوشخصیت درمهم ترین پستهای اجرایی،ازسوی رییس جمهورمعرفی شده.چند مساله درمورد این دوشخصیت سیاسی وامنیتی،قابل بحث است اولین موضوع برمی گردد به مساله انتخابات پیش رو ودومین مساله ارجاع داده می شود به شخصیت وتمایلات داوودزی ورحمت الله نبیل.

 

درمورد انتخابات حرف حدیث ها خیلی زیاد است.برخی گفته اند که اصولا انتخاباتی برگزار نمی شود وانتخابات افغانستان دوبدیل احتمالی را درپیش روی دارد یکی اینکه تشکیل اداره موقت ودیگری تمدید ریاست وقدرت رییس جمهورکرزی.نشانه های دال براین بدیلها گاه گاهی درفضای سیاسی افغانستان نشان داده شده مارش ملاتره خیل درخیابانهای کابل وپیش ازآن نشستهای درقندهار وحمایت آقای ویسا والی قندهارازایده تمدید قدرت ازجمله علایم انکارناپذیری است که خلق بدیلهای تازه را نشان می دهد.پارلمان حال باید درمورد دومقام امنیتی وزارت داخله وامنیت ملی تصمیم بگیرد. درکناراین دو مساله،موضوعاتی دیگری را نیزمقامات هردواطاق علیا وسلفی اعلام داشته اند،یکی تصویب قانون منع خشونت علیه زنان ودیگرقانون تحصیلات عالی این دوقانون هم ازپیچیده ترین مباحث پارلمانی درهفته ها وماه های آتی می باشد حال به هرکدام ازاین مولفه ها اشاراتی دراین خط مقاله خواهیم داشت.

 

نامزدان وزارت داخله وامنیت ملی وارتباط قضیه به انتخابات2014 :

چندین مولفه اساسی درانتخابات 93 قابل بحث است اولین مساله آن امنیت ودومین موضوع آن بی طرفی وسومین مورد آن ایجاد بدیلهای تازه وچهارمین وپنجمین مسایل دیگرنیزدرانتخابات قابل گفتگو است.درمورد امنیت متاسفانه بگونه گزارش داده می شود که گویا امنیت سالجاری وهرچه بسوی انتخابات نزدیک می شویم،خراب ترمی شود این مساله را ازهمه بشترمقامات کمیسیون مستقل انتخابات برحال وختم وظیفه شده دامن زده ومی زنند آقای معنوی درمقاله بی بی سی خود با صراحت اعلا داشت که گزارشهای مقامات امنیتی درمورد امنیت انتخابات، مبالغه آمیزوعاری ازواقعیت است.مقامات برحال کمیسیون هم گزارشهای مثبتی درمورد امنیت نمی دهند گاهی گفته درصدها حوزه انتخاباتی امنیت وجود ندارد آخرین ارقام را بالا برده وگفته است که درهزاران حوزه انتخاباتی امنیت برقرارنیست درصفحات شبکه های اجتماعی، فیسبوک نویسان به نقل ازمقامات کمیسیون مستقل انتخابات، آمارهای نا امنی راخیلی وحشتناک گزارش داده ازسوی هم گفته شده که آمارتلفات پولیس درشش ماه سالجاری نسبت به سال گذشته درهمین تاریخ،دوبرابرشده است.این گونه گزارشهای منفی درمورد امنیت،بدیهی ترین پیامدش،صد مه زدن به مساله انتخابات باید باشد.

 

البته امکان دارد گزارشهای امنیتی به دوصورت واقعی ویا سیاسی تهیه شده باشد.امنیت به دلیل اینکه ارتباط ارگانیک با انتخابات دارد،می تواند اثرات مثبت ومنفی زیادی روی انتخابات بگذارد.عمده ترین چالش امنیتی مساله انتخابات است.مساله بدیل وگریزازقوانین،یگانه دلیل موجه آن امنیت باید باشد.امنیت نیست پس انتخابات برگزار نمی شود وباید بدیل آن را پیدا کرد ملاتره خیل ووالی صاحب ویسا خیلی راحت بدیل را اعلام داشته اند.تمدید قدرت وحاکمیت تا سال2018 .بدیل ملاتره خیل درمورد انتخابات همین است که اعلام کرد.آقای ویسا والی قند هار که مسوول اجرایی عمده ترین ولایت می باشد نباید درمورد تاخیرانتخابات چیزی بگوید زیرا این برخلاف اصولی است که ماموران حکومتی موظف به اجرایی آن هستند.آقای ویسا والی قندهاراست باید بی طرف باشد مگررییس جمهورنگفت که هم خودش وهم مامورین حکومت باید بی طرف باشند.موضع آقای ویسا نقض بی طرفی یک مقام حکومتی درامرانتخابات است.

 

پس ازامنیت، نوع تمایلات مقامات امنیتی واجرایی خیل مهم  است.همه تاکید دارند که انتخابات بی طرفانه شفاف ومنصفانه برگزارشود زیرا نتایج آن خیلی مهم است.نتیجه انتخابات را باید همه طرفها تایید نمایند تا حکومت منتخب ،مشروع وقانونی را داشته باشیم. ماموران حکومت اگرازنوع والی صاحب ویسا باشند که برخلاف مکلفیتهای خود درمورد انتخابات نظردهند وبی طرفی را زیرپانمایند طبیعی است که پیامدهای خوبی ندارند.آقای عمرداوود زی که ازسوی رییس جمهوربعنوان سرپرست وزارت داخله تعیین شده وقراراست که به پارلمان کشورمعرفی شود وهمین طورآقای رحمت الله نبیل بحیث رییس امنیت ملی ازپارلمان کشور،رای اعتماد بگیرد،مهم ترین شاخصه وصفت هردومقام بی طرفی آنها هستند.آقای داوود زی به دلیل اینکه یک چهره سیاسی تاثیرگزاروجنجالی حکومت است درهمان روزمراسم معارفه تاکید داشت که درمساله انتخابات بی طرفی خودرا حفظ می کند وبه ماموران وزارت اجازه نمی دهد که درامرانتخابات مداخله نمایند.سیاست تبلیغاتی آقای داوود زی با سیاست اعمالی ایشان اگریکی شود وزیر ووزارت داخله درامر انتخابات بی طرف باشد،کاری درست ومورد تایید است .

 

ولی منتقدان حکومت ازهمان روزاول معرفی ایشان به وزارت داخله اعلا م کردند که رییس جمهورکرزی می خواهد ماموران نزدیک به خودرا درآستانه انتخابات درمقامات مهم دولتی،نصب نمایند.آنها خیلی بد بینانه با مساله برخورد کرده وگفته اند که هدف انتخابات درواقع نتیجه آن است که ماموران وابسته ونزدیک به حکومت آن را به سود کاندید مورد نظرحکومت رقم بزنند.آنها می گویند درهرامری درمورد داوودزی اگرشک داشته باشیم ولی  دریک مساله نمی توان تردید داشت که آقای داوود زی نزدیک ترین مقام به رییس جمهورکرزی ویکی ازمهره های تاثیرگزاروپرآشوب دستگاه حکومتی بوده است حال چه گونه می شود که حب بغضهای سیاسی خودرا کناربگذارد وبصورت بی طرفانه امرانتخابات را، سازماندهی نماید زیرا وزارت داخله کلیدی ترین نقش را درمساله انتخابات دارد.بهرصورت آقای داوود زی هم به پارلمان وهم به مخالفان سیاسی عملا گفته های روزمراسم معارفه شان را باید به اثبات برساند که درمساله انتخابات بی طرفانه عمل می کند وهرگزتحت تاثیرقرارنمی گیرد امری که باورکردنش برای منتقدان ومخالفان حکومت خیلی سخت است.

 

درمورد آقای نبیل هم، چنین چیزی گفته شده ایشان بجای اسدالله خالد مقررشده وازپارلمان باید رای بگیرد،نیزازنزدیک ترین یاران رییس جمهورکرزی می باشد.آقای نبیل یک دوره رییس امینت ملی بوده وتواناییهای اجرایی خوبی دارد وگفته شده درتشکیلات امینت به لحاظ ترکیب ملیتی کمی منصفانه عمل کرده،حال قراراست این شخصیت قریب به رییس جمهورکرزی،بعنوان رییس امنیت ملی ازپارلمان کشور رای بگیرد.مقامات پارلمان ازعمده ترین وظایف پیش روی خود شان را، رای اعتماد مقامات امنیتی را درروزهای بعدی دانسته است.

 

قوانین منع  خشونت علیه زنان وتحصیلات عالی درپارلمان:

 

این دوقانون یکی ازجنجالی ترین قوانین درپارلمان کشوربوده است همین آقای تره خیل که مارش خیابانی راه انداخت وخواهان تمدید ریاست جمهوری تا سال2018 شد،یکی ازمخالفین درجه یک قانون منع خشونت علیه زنان است وی درزمان که این قانون درپارلمان مورد بحث قرارگرفت ، آقای تره خیل با سه چهارنفردیگر،چنان ماجرای درمجلس راه انداخت که اعضای موافق جرئت موافقت را ازدست دادند.ملا تره خیل ودوستان شان مساله رابگونه سازماندهی کردند که قانون منع خشونت علیه زنان مخالف اسلام است وهرکی آن را تایید نماید درواقع مخالف دین اسلام می باشد. آنها این مهارت را دارند که دوباره قانون را گره به  اسلام خود شان بزنند ونگذارند که این قانون دوباره مورد بحث قراربگیرد وتصویب شود اگرتصویب هم شود ازنوع مصوبه قانون احوال شخصیه خواهد شد.واقعا داستان جالبی است که هرکسی مخالفتهای سیاسی شان را به اسلام واعتقادات مردم گره بزند وبه راحتی بگوید که این کاربرخلاف اسلام است.درحالیکه هیچ قانونی درافغانستان با اسلام وقانون  اساسی نمی تواند،تصویب شود.کی اجازه می دهد که قوانین برخلاف اسلام وقانون اساسی وضع شود قانون منع خشونت علیه زنان درچهارچوب قوانین نافذه کشور،مورد گفتگو است قانون اساسی ودیگرقوانین درافغانستان نمی تواند برخلاف اسلام وقرآن باشد.

 

قانون منع خشونت هرگزنمی تواند برخلاف قانون اساسی وضع وتصویب شود وقانون اساسی افغانستان هرگزمخالف اسلام وشریعت نیست.نمایندگان مرتجع درپارلمان قانون منع خشونت را، با قرائت که خود  ازاسلام دارند، پیوند زده اند واین هرگزدرست نیست که همه چیزرا براساس قرائت خود تعمیم دهیم قرائت تره خیل ازدین قرائت مخصوص به خود شان است چنانچه بریدن سرانسان بنام شریعت مرتبط به برداشت خشن بیرحمانه طالبان ازاسلا است.بهرصورت درمجلس نمایندگان درپارلمان که شامل هردواطاق می شود،قانون منع خشونت علیه زنان را به اسلام بسته اند.درمورد قانون تحصیلات عالی هم پارلمانچیهای ما، کارعجیب ونادرست دیگری را درپیش گرفت اند وآن گره زدن قانون تحصیلات عالی  به مساله تباری است.مساله دانشگاه وپهنتون تنها به یک دلیل حل ناشده مانده وآن این است که نمایندگان مردم درخانه ملت این قانون را برایش حیثیت تباری قایل شده این مساله مرزهای روشنفکری وشهروند اندیشی را کنارگذاشته وجای آن را حساسیت تباری گرفته است شکریه باریکزی خانم لیبرال وروشنفکروتاحدی هم سیکولاردرروز بحث قانون تحصیلات عالی چنان استدلال می کرد که هیچ فرقی بین وی وملا تره خیل نبود.

 

مشکل دوقانون وچالش که دربرابرپارلمان قرارگرفته همین است که نمایندگان محترم یکی را به ریش قوم وتباربسته است ودیگری را به اسلام گره زده به همین دلیل است که تصویب این دوقانون درپارلمان کشوربا چالش جدی روبروشده وخیلی دشوار است که قوانین مرتبط به منع خشونت علیه زنان وقانون تحصیلات عالی به راحتی وبصورت درستی تصویب شود وقانون آبرومندی برای مردم افغانستان شود.قصه همان حکایت قانون احوال شخصیه شده که درنهایت بصورت مثله شده به تصویب رسید.قانون منع خشونت علیه زنان ،شباهت به آن یافته وقانون تحصیلات عالی بخصوص دوکلمه دانشگاه وپهنتون به حیثیت وکرامت تباری گره خورده به همین دلیل است که گذراندن این دوقانون کارحضرت فیل باید باشد.