نرگس

نرگس

یاداشت ها و نوشته های محمد ناطقی
نرگس

نرگس

یاداشت ها و نوشته های محمد ناطقی

کنش وواکنش

کنش وواکنش

 

«اتحاد انتخاباتی» دیروز را اگرکنش سیاسی بدانیم بدون شک واکنشهای را این اتحاد نیزدرپی خواهد داشت.پس ازاعلام « اتحاد انتخاباتی» افرادی زیادی درموردآن اظهارنظرکردند.آقای جلالی ازجمله شخصیتهای است که درمورد نشست احزاب وایتلافهای سیاسی بانام « اتحاد انتخاباتی» ابرازنظرکرد.وی دراین خصوص گفت: این گونه ایتلافها خوب است بشرط اینکه جهت گیریهای سمتی ازآن صورت نگیرد.مضمون سخنان آقای جلالی نگرانی ازایجاد شایبه اتحادیه های شمال وجنوب باید باشد.سمتهای جنوب وشمال بعنوان دوجهت سمتی وارد اتحادیه ها وایتلافها نشود.وی درادامه گفته های شان تاکید کرد که احتمالا یک ایتلاف دیگری نیز درراه است وی بصورت ضمنی درمورد ایجاد این ایتلاف تازه اشاره داشت وگفت: هدف ازایجاد ایتلاف تازه، ملی بودن آن است.مفهوم سخنان آقای جلالی به دونکته اساسی متمرکزشده بود یکی اینکه ایتلافها جهت گیریهای سمتی نداشته باشد ودیگراینکه تشکیل یک ایتلاف تازه نیزدرراه است.

البته شکی نیست که همایش دیروزپنج شنبه، یک نمایش سیاسی بود.این مساله بعنوان کنش سیاسی درمقابل خود باید واکنشهای مثبت ومنفی را درپی داشته باشد.درنشستهای شبانه درمنزل آقای دوستم واستاد محقق، سیاست مداران متمایل به حکومت شرکت داشتند.آقایان جلالی،خلیلزاد وقیوم کرزی درهردونشست درمنزل جنرال دوستم واستاد محقق حضورداشتند.البته شکی نیست که این دسته ازسیاست مداران با اصل تشکیل « اتحاد انتخاباتی» مخالف بودند آقای اتمرنیزتاکید داشت که چنین تشکلی تازه سیاسی ضرورت ندارد زیرا که همه احزاب پیش ازآن شورای بنام« شورای همکاری وایتلافهای سیاسی» را دارد بنابراین چه لزومی دارد که ما اقدام به تشکیل سیاسی دیگری داشته باشیم نکته دیگری که آقای اتمرروی آن تاکید داشت این بود که تشکل سیاسی تازه،شورای همکاری احزاب وایتلافهای سیاسی را تضعیف می کند عین چنین منطقی را جلالی ،خلیلزاد وقیوم کرزی هم باید داشته باشند.بگفته ای داکترعبد الله آنها بگونه یک تیم می خواستند وارد گفتگوها شوند.

 

تیم های شکل گرفته درمورد انتخابات 93

 

درمنزل استاد محقق، آقای خلیلزاد بنمایندگی ازیک تیم صحبت می کرد وی درمنزل جنرال دوستم با اصل اعلام « اتحاد انتخاباتی» نظرموافق نداشت ولی درخانه استاد محقق به این نتیجه وجمع بندی رسیدن که مخالفت با اعلان تشکل تازه بجای نمی رسد برهمین اساس می خواست که دوکاراساسی راباید کرده باشد یکی اینکه نظرات ودیدگاه شان را درمتن بیانیه وارد نماید آقای خلیلزاد می گفت: ما نقطه نظرات داریم که دراعلامیه همایش باید آورده شود برای عملی شدن این مساله آقای خلیلزاد خود پیشنهاد داشت که ما پس ازمشوره یکی دونفررا می فرستیم که درتدوین بیانیه دیدگاه های ما را نیزدراعلامیه بگنجاند این مساله درنشست منزل استاد محقق قبول شد نکته دومی که آنها روی آن تاکید داشت این بود که ما باید مشوره های لازم را بادوستان مان داشته باشیم واگرچنانچه نتوانستیم به آن برسیم ونشد که تیم ما دیدگاه های شان را، جمع نماید درآن صورت باید درجلسات بعدی شرکت نماییم.با این مساله جنرال دوستم هم نظربود که اگرتیم شما نتوانیست دیدگاه های شان را جمع نماید نشست پنج شنبه مقدماتی درهمایشهای بعدی شما شرکت نمایید.

 

استادمحقق وعبدالله عبدالله وهمین گونه استاد عطا والی بلخ روی این موضوع تاکید داشتند که گروها وشخصیتهای دیگر می توانند دراین اتحاد شرکت نمایند فرصت برای جمع شدن واشتراک دوستان وجوددارد.همان گونه که حدس زده می شد تیم متمایل به حکومت نتوانست درنشست روزپنج شنبه شرکت نماید وهمین شد که همایش بدون مشارکت خلیلزاد،جلالی وقیوم کرزی دایرشد.نشست مهم « اتحاد انتخاباتی» درروزپنچ شنبه با مشارکت احزاب وایتلافهای سیاسی،برگزارشد.گفته شده که پانزده حزب وگروه سیاسی به اضافه جبهه ملی وایتلاف ملی دراین گردهمایی شرکت داشتند.

 

واکنشها دربرابراعلام « اتحاد انتخا باتی» درکل مثبت وتوام با اگرمگرهای هم راه بود سیاست مداران درجبهه حکومت نگران سمتی شدن آن باید باشند البته این نگرانی درست است همایش دیروز چه ما بخواهیم ویانه،یک همایش سمتی گفته می شد مقصردرسمتی شدن آن خود سیاست مداران متمایل به حکومت باید باشند آنها اگردرهمایش اعلان « اتحاد انتخاباتی» شرکت می کردند ودیدگاه های شان را دربیانیه می گنجانید دراین صورت همایش روزپنج شنبه هرگزوهرگزصبغه سمتی بخود نمی گرفت.اینکه گفته شده گردهمایی قصرخلیج درکابل،سمتی بوده دراین مورد اعضای تیم طرف دارحکومت،کوتاهی کرده اند. مقاطعه بی دلیل آنها بودند که زمینه چنین برداشتی را فراهم ساخته است.

 

 ازاین هم بد تراینکه آقای جلالی اشاره به ایجاد یک ایتلاف جدید داشت که ماهیت سمتی نداشته باشد.این حرف اگرعملی شود دوعارضه منفی را با خود دارد یکی اینکه ایتلاف تازه واکنشی است دربرابراتحاد انتخاباتی اعلام شده درقصرخلیج.هرکسی می داند که واکنش اصالتی ندارد بگفته یک صاحب نظراگرتیم حکومتی اقدام به یک ایتلاف تازه نماید دراین صورت شک نداشته باشیم که کارشان عکس العملی وابتکاری نیست ابتکارهمان کاری بود که صورت گرفت عارضه دوم هم این است که اعلام ایتلاف واکنشی دربرابرکنش سیاسی« اتحاد انتخاباتی» بشتربه مسایل قومی وسمتی دامن می زند واین کاراصلا فکردرستی نیست که آقای جلالی وتیم شان مطرح کرده است.اشتباه دیگر درسیاست حکومت تشویق افراد وگروها به ایجاد تشکلهای طایفی وقومی است که این مساله نیزدرصحنه های سیاست ظاهرشده است حلقه های متمایل وکارمند دولت گروهای مذهبی وتباری را بمنظورشسکتن رای مردم سازماندهی وتشویق کرده اند این گونه کارها واکنشی واصالتی ندارد.

 

اتحاد انتخاباتی چه هدفی را دنبال می کند؟

 

شک نداشته باشیم که اعلام اتحاد انتخاباتی حال به هردلیلی ونیازی که بود، به میدان آمد گرچه ضرورت این پدیده سیاسی تازه، خیلی قابل درک نیست زیرا که ما شورای همکاری احزاب وایتلافهای سیاسی را داشتیم برخی گفته اند که شورای همکاری، با اتیلاف که حزب وحدت به رهبری استاد خلیلی وحزب اسلامی به رهبری ارغندی وال اعلا داشت ،متزلزل شد.این شورای هرچه زمان می گذشت بطرف اضمحلال حرکت می کرد.بهرصورت نگرانی فروپاشی «شورای همکاری احزاب وایتلافهای سیاسی» ویا عوامل دیگر ویا هم دلایلی نامریی دیگر،سبب گردید که « اتحاد انتخاباتی» رسما اعلام موجودیت نماید که کرد.حال پرسش اساسی دراین است که این ایتلاف تازه به دنبال چه مرامی است؟ وچه می خواهد؟.

 

سه فرضیه مرامی را می توان درمورد آن برشمرد یکی اینکه این ایتلاف،یگانه مرجع معرفی نامزد برای انتخابات سال93 باید باشد اما این مساله چندان قطعی نیست که حتما نامزدان ازهمین مرجع اعلام شود وبس ولی بهرصورت دربیانیه اتحاد انتخاباتی تصریح شده است که کاندید مورد نظرازسوی همین مرجع به مردم معرفی می شود نکته دوم که اتحاد دنبال آن است که نامزد ریاست جمهوری ومعاونانش نیزازهمین مرجع به مردم اعلام می شود.مساله معاونان نیزبه اندازه خود نامزد ریاست جمهوری پیچیده شده آنها کی باشند؟ وچه گونه چیده شوند؟ ومساله سوم هم این است که اتحاد انتخاباتی بگونه برنامه ریزی می کند که وحدت ملی را درکارزارانتخاباتی را تمثیل نماید حال بخاطر رسیدن به این اهداف بخصوص هدف سوم که تمثیل ملی اتحاد انتخاباتی باید باشد آنها احتمالا دوکاررا باید انجام دهند یکی اینکه اتحاد را توسعه دهند.

 

توسعه معنی دارد اتحاد انتخاباتی می تواند به این گونه انجام شود که چهره های شناخته شده ازجنوب وشرق کشور،وارد تشکل تازه شوند. گرچه به لحاظ سمتی حاجی امان خیری ازجلال آباد عضوشورای رهبری جبهه ملی است وهمین طورآقای علومی ازقند هارعضوشورای رهبری ایتلاف ملی می باشد ولی این عدد کافی نیست.کاردوم که رهبران اتحاد باید انجام دهند این است که درترکیب تیم انتخاباتی خود رعایت اصل ملی را داشته باشد.تکت ملی انتخابات باید بگونه ای ساخته شود که قناعت ورضایت مولفه های عمده تباری را داشته باشد واین مساله یکی ازاساسی ترین مساله پیش روی رهبران اتحاد می باشد.

 

تکت ملی انتخابات چه گونه باید ساخته شود؟

 

نگرانی که وجود دارد همین است که مساله انتخابات سال93 به جناح بندی شمال وجنوب تبدیل نشود حرف که آقای جلالی اعلام داشت بدون شک ما را به همان سمت می برد وی درواکنش به اقدام دیروزمی گوید: که باید یک ایتلاف تازه وملی ساخته شود.این مساله یکی ازبد ترین سناریوهای واکنشی است که طرح شده است زیرا ایجاد ایتلاف تازه درمقابل اتحاد اعلام شده،درواقع هرچیزرا معنی می دهد دوایتلاف شمال وجنوب دوایتلاف سمتی وتباری و..این کارواکنشی درست نبود که ما ازآقای جلالی شنیدیم این همان نقض مرام است.وحدت ملی با واکنش ایتلاف تازه دربرابراتحاد انتخاباتی،غیرممکن است.دراین صورت ساخت تکت ملی وقابل قبول هم سخت خواهد شد.دراین فرض ما به هرچیزی برسیم ولی به تکت ملی دست پیدا نمی کنیم این کارما را، مشکل وپیچیده می کند.

 

راه حل دوم این است که هردوجناح حکومتی وغیرحکومتی ازهمین الان بدون اعلان ایتلاف تازه،به رایزنی برای ساخت یک تکت ملی وقابل قبول دست بزنند وپکیج انتخاباتی را بگونه ای عرضه نمایند که همه طرفهای تاثیرگذارخود را درآن شریک بدانند.رییس جمهوربا معاونانش سیمایی ملی فراگیرداشته باشند ویا ساختاربعدی را بگونه طراحی نمایند که درانتخابات همه اقوام افغانستان ،شمال مرکز شرق وغرب،  دولت مرکزی را ازآن خود بدانند وازتیم انتخاباتی که چهره ملی دارد را حمایت نمایند.این مساله خیلی مهم است.علیرغم این تحولات یگانه راه حل، ساخت تکت ملی انتخاباتی است البته که کارسختی است ولی غیرممکن نیست برخی گفته اند برای قوی شدن تکت ملی، می تواند رییس جمهورسه معاون داشته باشد.زیرا مساله اصلی مشارکت مولفه های اساسی اقوام وتبارها درحاکمیت سیاسی است این موضوع باید حل شود حل قضیه تنها وتنها به ارایه یک تکت ملی میسراست وپکیچ انتخاباتی با ماهیت وتعریف فراگیرملی باید ساخته شود ونه با کنش وواکنشهای غیرمنطقی واحساساتی. همین.

تکت های انتخاباتی


 تکت های انتخاباتی

 

بسته بندی تکتهای انتخاباتی سال93 یکی ازجالب ترین مسایل انتخاباتی است.چند مساله اساسی درامرانتخابات دخالت دارد.شناخت این عوامل،ما راکمک می کند که تابسته بندی تکتها را به یک نحوی مورد مطالعه قراردهیم.افغانستان بافت ملیتی بی نظیری دارد وبه همین دلیل این مساله درقانون اساسی افغانستان نیزدرج شده است.چهارده هویت قومی درقانون اساسی ذکرشده.درانتخابات هم هویتهای تباری بسیارتاثیرگذاراست.چرا این همه تاکید می شود که رییس جمهورازتباراکثریتی باشد.هستند ناسیونالیستهای که مساله تباررا حربه قرارداده ومدعی هستند که جمعیت تباری شان بالای پنجاه درصد می باشد.شکی وجود ندارد که تفاوتهای زیاد کمی درچهارده قوم که درقانون اساسی ذکرشده وجود دارد.این مساله درانتخابات نیزخود را نشان می دهد.افغانستان هندوستان نیست که صدراعظم ازاقلیت قومی انتخاب شود که فی صدی جمعیت شان خیلی اندک است ولی آقای مهما سینگ چندین سال است که صدراعظم با اقتدارهند ازهمین «اقلیت سیگ» می باشد.وی هم واجد صلاحیت ومردشایسته وهم متعلق به اقلیت قومی تبدیل به چهره ماندگارهند شده است.

 

خیلی جالب است که صدراعظم هند بانو اندیرا گاندی توسط یک انتحاری سیگ تبارکشته شد اما این جنایت هرگزتاثیروتسری منفی را نداشت.افغانستان،آمریکا هم نیست که رییس جمهورآن یک افریقایی تبارباشد وخلاصه افغانستان تنها خودش است با عنعنات پسندیده وناپسند خود افغانستان کشورمدل ناپذیروتاثیرناپذیرمی باشد.نکته دومی که بعد تباری را خیلی برجسته کرده وآن فقدان احزاب سیاسی وملی است.این سیاست حکومتها بوده که نگذارند مسایل احزاب خیلی برجسته وپخته شود.درنابودی وتضعیف احزاب عوامل تباری نقش بسیاری دارد.ناسیونالیستها نمی گذارند که احزاب ملی بوجود آید ومرزهای تباری تبدیل به مساله شهروندی شود.آنها نانوشته یک حرف دارند که درتقویت احزاب،ساختارهای سنتی وتباری شکسته می شود واین مساله را به ضررتبارشان تفسیرمی کنند وبه همین خاطراست که به شدت با احزاب سیاسی وتقویت وتغذیه آنها مخالفت صورت می گیرد.

 

ترکیب تکت های انتخاباتی متاثرازبافت تباری است:

 

با بیان اولویت مساله تباری درافغانستان واینکه احزاب چرا درافغانستان نضج نمی گیرد وبه پخته گی نمی رسد،مساله الترناتیف بصورت اتومات،مساله تباری می شود.آقای احدی می گوید: من شانزده سال پیش مقاله ای نوشته ام ودرآن نوشته به دومساله تاکید کرده ام یکی وحدت ملی ودیگری رهبری مقتدر،وی تاکید می کند که وحدت ملی تنها با رسمیت شناخته شدن هویتهای قومی ونفی بی عدالتی امکان پذیرمی شود.آقای احدی که خود نامزد انتخابات 93 می باشد تاکید روی هویتهای قومی دارد به همین خاطراست که حزب شان را افغان ملت نام گذاشته است.آقای احدی ازامریکا مثال می آورد ومی گوید: آقای اوباما افریقایی تبارکه رییس جمهورامریکا شده دیگرخصوصیات ومواصفات آفریقایی را ندارد وی به تمام معنا عجین فرهنگ آمریکا شده البته این حرف درستی  است ولی مساله اصلی دراین می باشد که اوباما چه گونه عجین فرهنگ آمریکا گردید.بدون تردید برداشت این باید باشد که آقای اوباما با هویت قومی خود به اینجا نرسید وی درقالب یک حزب سیاسی وعضویت درآن به مقام ریاست جمهوری آمریکا رسید.حزب دموکرات درمقابل جمهوریخواه وی را کاندید وآقای بارک حسین اوباما ازمجرای حزب سیاسی ونه ازموقف تباری،رییس جمهورآمریکا شده است درحالیکه ما درافغانستان می خواهیم ازطریق قوم وتباردرراس حاکمیت وقدرت سیاسی را دراخیتاربگیریم این واقعیت زندگی سیاسی ما شده.

 

گروهای مدنی بشدت درکشورتضعیف شده احزاب هم به دلیل اینکه حکومت به آن وقعی قایل نیست برگشت به مسایل تباری کرده اند.آقای حکمتیاررا نگاه کنید مردی که تمامی عمرخود را با ایدلوژی گذراند درجنگ با اتحاد جماهیرشوروی شصت درصد کمکهای غرب، عرب وعجم، یهود و مسلمان را می گرفت ولی حالا ازموضع قومی وتباری حرف می زند وجامعه را، تبدیل به اقلیت واکثریت قومی کرده وفرمان قتل عام تباری را براحتی صادرمی کند.این گونه موضع گیریها تعجبی ندارد این واقعیتی است که برای ما ساخته است ودرحال حاضرهیچ کسی قادرنیست خود را ازاین مخمسه تباری نجات دهد.من یادم هست دربن 2001 درمورد بافت اداره موقت با لخضرابراهیمی صحبت می کردیم وی می گفت جامعه شما بگونه ای است که دربافت اداره موقت باید تمامی ملاحظات قومی درنظرگرفته شود هنوز زمان زیادی لازم  است که افغانستان ازاین مرحله عبورنماید وی می گفت حاجی صاحب قدیررا نگاه کن چه گونه علیه اجلاس بن موضع گرفته است وی درترکیب هیئت شمامی باشد ولی حالا بانگ قومی راسرداده که درحق پشتونها درنشست بن ظلم می شود.

 

این ها واقعیتهای جامعه ما است عرب، عجم کافرومسلمان آن را می دانند که درافغانستان چه می گذرد.دراین روزها تمامی بحثها درمورد بسته بندی تکت ریاست جمهوری غیرازرعایت بافت قومی چیزی دیگری نیست این مساله برای یک عده هم تبدیل به بازی وسرگرمی شده وهم منجر به حثیت هویتی شده اند ولی هنوز بسته بندی تکتها بصورت قطع نشان داده نشده ولی حدس گمانها تابع یک اصل است که بافت بگونه ای ارایه خواهد شد که رییس جمهورومعاونان شان با رعایت بافت تباری اعلام شود. بافت تکت انتخاباتی 93 براساس ترکیب قومی تباری باحتمال زیادی ساخته خواهد شد.احزاب دراین ترکیب هیچ نقش ندارند.هیچ کسی کاندید تکت خودرا براساس گروهای سیاسی ومدنی معرفی نمی کند زیرا که نیست.همان گونه که اشاره کردم افغانستان غیرازهند آمریکا پاکستان وسایرکشورها با تنوعات قومی می باشد اینجا افغانستان است وخصوصیات خاصی خود را دنبال می کند.

 

درهمه چیزازکارت های قومی وعنعنه های تباری وسنتی استفاده می شود:

 

همان گونه که اشاره کردم تکت انتخاباتی سال93 باهمان بافت تباری ارایه می شود.حتی دکتران بدون سرحد که مدعی کاندید شدن می باشند ازاین امرمستثنا نیست هروقت نام از خلیلیزاد گرفته می شود پیش ازاینکه به خصوصیات فکری وی اشاره شود،هویت قومی وی تعریف می شود ودرصحبتی که من با ایشان چند ما پیش داشتم وی نیزبه هویتهای قومی تاکید می کرد ومی گفت: اگرسران اقوام واقلیتها بخواهند چرا نه من می توانم خودم را کاندید نمایم.البته آقای خلیلزاد گناه ندارد این افغانستان است که چنین رنگ وبوی دارد.رییس جمهورهم درابتدا اداره موقت می گفت: اروزوی من این است که روزی یک جوان  ازیکاولنگ ویا بدخشان نامزد رییس جمهورافغانستان شود.خوب این گونه مسایل بگفته آقای لخضرابراهیمی یک اروزو است ونه چیزبشترازآن.آقای خلیلزاد هم اگرفردا کاندید شود وتکت خودرا ارایه نماید بصورت طبیعی باید درترکیب تکت انتخاباتی خود قواعد بازی را رعایت نماید.البته برجسته کردن هویتهای قومی بخاطرگرفتن امتیاز برای قوم قبیله خود ونفی دیگران ازعرصه های مدیریت وقدرت،همان بی عدالتی وتبعیض ودرنهایت رشد تمایلات ایتنیکی وبرتری جوییهای قومی می شود این مساله ای است که جامعه افغانستان به شدت نسبت به آن متاثرشده است.ساختارسیاسی وحکومتی ما چرا این همه غیرمتوازن شده دلیل نظام کاریکاتوری درهرجای ازدنیا رعایت نشدن حقوق شهروندی وبرجسته شدن واصالت دادن به هویتهای صنفی، قومی بوده.یک جای ازساختار فربه وجای دیگردیگرنحیف ومرده نی می شود مثل کاریکاتور.

 

درکاریکاتور،اوج نا میزانی را شاهد هستیم وبه همین دلیل است که خنده دارد.خنده دریک کاریکاتوردلیل جزهمان غیرمتوازن بودن آن چیزی دیگری ندارد. انکشاف غیرمتوازن درهرعرصه ای همان کاریکاتورباید باشد که ساخته می شود.زیاد سخت نگیریم که چرا درکشورودرمساله انتخابات تکتها باملاحظه ورعایت بافت قومی عرضه شده واگراین چنین نشود،جامعه دچارچالش می شود این مساله ریشه درواقعیت تاریخی وسنتی ما دارد مشکل اساسی دراین است که ازاین نقطه عبورنمی کنیم بلکه حاکمان کشوربه آن دامن هم می زنند.موافقت نامه امنیتی وقبلش پیمانهای استراتژیک را باید مجلسی بنام « لویه جرگه» تایید نماید.تاکید روی لویه جرگه دربرابرپارلمان،همان اعتباربخشیدن به عنعنات سنتی بجای ساختارهای مدرن است اما می بینیم که رییس جمهورازهرچیزتیرمی شود ولی ازلویه جرگه خود تیرشدنی نیست. لویه جرگه را، رییس جمهوردیروزاعلام داشت که یک نوع استفاده ازهمان کارتهای قومی درمورد موافقتنامه امنیتی است.

 

بی اعتنایی به احزاب سیاسی تکیه به هویتهای قومی استفاده  ازعنعنات،درواقع نشان ازواقعیت های زندگی افغانی می باشد.جالب است که بدانیم دموکراسی نوین به ریاست رییس جمهورکرزی،بشترین لویه جرگه ها را درتاریخ داشته دریک حکومت مدرن این همه استفاده ازلویه جرگه های عنعنوی،قابل قبول نیست زیرا این گونه سیاست ها عادی ترین پیامدهایش،تضعیف نهادهای قانونی  درکشوراست.قوانین انتخابات هم ضد حزبی است نظام اس.ان.تی وی هرگزبه سود احزاب سیاسی نیست ولی این قانون توشیح گردید.درانتخابات هم ما نمی توانیم ازاین قاعده استثنا باشیم. هرترکیبی باید همان بافت تباری را رعایت نماید نامزد ریاست جمهوربادومعاون خود ازسه قوم ساکن درکشورنمایان می شود.

 

پرسش که مطرح می شود این است که راه حل چیست؟ درهمه امورازکارت قومی استفاده می شود وچه باید کرد فکرمی کنم این درست باشد که درساختارقدرت وسیاست مساله ترکیب قومی رعایت شود ولی دومساله اساسی دیگررا نباید فراموش کرد یکی تقویت احزاب ملی وجامعه مدنی که تاکید برحقوق شهروندی باید داشته باشند ودیگری شایسته سالاری.اقوام وایتنیکها،نخبه وشایسته دارند باید سعی شود با معیاروقاعده «شایسته سالاری » درساختارنظام برخورد شود.این سه مولفه: تقویت احزاب ملی،جامعه مدنی وشایسته سالاری،می تواند دربلند مدت مارا کمک نماید که عدالت ونفی تبعیض بجای بی عدالتی را جای گزین نماییم.برخی قاطی می کند وقتی که صحبت اقوام دربین می یاید فکرمی کنند شایسته سالاری قربانی می شود. نه، این طوری نیست اقوام مادر، وبسترشایسته گان خود می باشند وباید قاعده وچهارچوب درست کرد وآنها را شناسایی نمود وگرفت. این طوری نیست که همه بچه های زرنگ دریک جا جمع شده باشند.بقول ایرانیها که می گویند همه بچه های زرنگ درشاه عبد العظیم جمع نشده افرادشایسته درجاهای دیگرودربین طوایف دیگرنیزوجود دارند.

 

رییس جمهورازلویه جرگه خود تیرشدنی نیست

رییس جمهورازلویه جرگه خود تیرشدنی نیست

 

رییس جمهورپیش ازسفربه پاکستان،کنفرانس خبری درکابل داشت ایشان دراین نشست خبری به چند مساله اصلی اشاره کرد اولین موضوع که رییس جمهوربا خبرنگاران درمیان گذاشت موضوع« لویه جرگه» بود.ایشان با توجه به درک این مساله که لویه جرگه رییس جمهورهرگزمورد حمایت احزاب سیاسی گروهای مدنی وحقوقی نیست،بصورت ضمنی به این مخالفتها اشاراتی روشنی داشت.لویه جرگه را احزاب سیاسی وگروهای مدنی به چند دلیل، قبول ندارند یکی اینکه مخالف نهاد های قانونی است.آنها استدلال می کنند که درافغانستان نظام سیاسی ساخته شده این نظام احتیاج به تقویه وتغذیه دارد.«لویه جرگه» حرکتی برخلاف نهاد های قانونی درکشورتعبیرشده.

 

آنها می گویند: ما درافغانستان دومجلس علیا وسلفی داریم این دواطاق قانون گذاری درمسایل مهم کشوربلحاظ قانونی روی آن بحث می کند.موافقتنامه های امنیتی واستراتژیک درنهایت امرباید ازسوی پارلمان تایید وتصویب شود احزاب سیاسی وگروهای مدنی می گویند با داشتن پارلمان چه لزومی دارد که هزینه های زیادی را برای برگزاری لویه جرگه داشته باشیم.اما رییس جمهوردرنشست خبری خود اعلام داشت که «لویه جرگه» برگزارمی شود این مجلس به ضررسیاست مداران وپارلمان افغانستان نیست.درکناراین مساله رییس جمهوربه مساله انتخابات،کاندیدها،مداخلات خارجی وبی طرفی خود شان درامرانتخابات اشاراتی داشت که درذیل به هریک ازاین موضوعات می پردازیم.

 

لویه جرگه،انتخابات ازدید گاه رییس جمهوربه این صورت برگذارمی شود:

 

رییس جمهورهمان گونه که اشاره کردم درمورد «لویه جرگه» بسیارجدی صحبت داشت وگفت این مجلس عنعنوی برگذارمی شود وهرگزبرخلاف وبرضررمجلس نمایندگان وسنا کشورنیست.ایشان گفت: لویه جرگه به این دلیل برگذارمی شود که موافقتنامه امنیتی را باید مورد بحث قراردهد وآن را رد ویا تایید نماید.محتوای مجلس لویه جرگه ازنظررییس جمهور« موافقتنامه امنیتی» با آمریکا است این سند ازدید ایشان با ید با مردم افغانستان درمیان گذاشته شود.احزاب سیاسی نسبت به برگذاری لویه نظرمتفاوت وبد بینانه دارند شورای همکاری احزاب وایتلافهای سیاسی دوماه پیش طی یک کنفرانفس خبری درکابل اعلام داشت که هدف رییس جمهورازبرگذاری لویه جرگه، اجندای مخفی است که می خواهد آن را درلویه جرگه مطرح نماید وازمجلس که خود رییس جمهوربرگذارکرده می خواهد انتخابات را باطل اعلام نماید وبرای ادامه کارخود رییس جمهورلویه جرگه را برگذارمی کند خوب این نظرخیلی بد بینانه است وهدف اگرباطل کردن انتخابات واعلام حالت اضطرارباشد درآن صورت انتخابات برگذارنمی شود.

 

اما رییس جمهوردرکنفرانس خبری این مساله را ردکرد وتاکید کرد که اجندای لویه جرگه عنعنوی تنها وتنها،بحث روی موافقت نامه امنیتی است.رییس جمهوردرمورد این سند که حالت مکمل پیمان استراتژیک را دارد تاکید کرد که این سند ضرب الاجل لازم ندارد وهیچ عجله ای هم درکارنیست اگرشد که ما امضا می کنیم واگرما نتوانستیم حکومت بعدی آن را امضا خواهد کرد این مضمون سخنان رییس کرزی درمورد لویه جرگه وبحث محتوایی آن بود.دراین مورد تفاوت آشکاری بین اظهارات رییس جمهورکرزی ومقامات آمریکایی دیده می شود آنها گفته اند که این سند باید تا ماه اکتوبرتهیه ونهایی شود مقامات آمریکا وغرب می گویند همه چیزبستگی به موافقتنامه امنیتی دارد واگراین سند به دلایلی امضا نشود درآن صورت حضورنیروهای امریکا با چالش روبرومی شود واحتمالا گزینه صفردرپیش گرفته شود.

 

جنرال دمپسی رییس ستاد مشترک آمریکا درآخرین سفری که به کابل داشت به این موضوع اشاره کرد جنرالان دیگرآمریکایی نیزتاکیدات زیادی دارند که موافقتنامه امنیتی باید بین افغانستان وامریکا امضا وزود هم باید نهایی وامضا شود.ولی رییس جمهوربا صراحت اعلام داشت که ضرب الاجل را درمورد موافقتنامه امنیتی قبول ندارد ایشان گفت: هیچ عجله ای هم درکارنیست.البته افکارعمومی واحزاب سیاسی بااین نظررییس جمهورموافق نستند آنها هم تاکید دارند که امنیت افغانستان باچالش روبرو است خطرامنیتی جدی است حضورنیروهای بین المللی تاثیرزیادی دارند بنابراین نباید بهانه دست آمریکا داد وتجربه عراق را درافغانستان تکرارکرد وباتعلل، غرب وآمریکا «گزینه صفر» را انتخاب کرده وهمه نیروهای شان را ازافغانستان بیرون نمایند.احزاب سیاسی وگروهای مدنی وبرخی ازمقامات حکومتی مصراند که این سند مکمل باید نهایی وامضا شود.

 

اخیرا رییس جمهورتیم که مذاکرات را درمورد موافقتنامه امنیتی باید به پیش ببرد،تغییرداد سطح هردو تیم فوق العاده بالا رفته واین مساله این امید واری را، ایجاد کرده که این سند درنهایت به صورت مناسبی امضا می شود. ازسوی افغانستان،بجای اکلیل حکیمی سفیرجوان وبی تجربه افغانستان،شخصیتهای چون اشرف غنی احمد زی آقای اسپنتا ووزیرخارجه داکترزلمی رسول، متکفل ومامور پیش برد گفتگوها تعیین شده اند ازسوی آمریکا هم آقای کونینگهام سفیرآمریکا درکابل وجنرال دانفورد فرمانده عمومی ناتو درافغانستان ویکی دوماموردیگرازسوی آمریکا،انتخاب شده اند این ترکیب ازهردوطرف فوق العاده مهم وتاثیرگذاراست.رییس جمهوردرمورد تیم مذاکره کننده هم گفت: که سطح مذاکرات بالا رفته وتیم های قوی برای گفتگوهای امنیتی درمورد سند موظف شده اند.

 

سند امنیتی گرچه درسیاست تبلیغاتی رییس جمهوردرهاله ازابهام قرارگرفته ومعلوم نیست که رییس جمهورازاین برخورد ها چه هدفی را دنبال می کند برخی گفته اند رییس جمهوردرمساله انتخابات دیدگاه های دارد که باید امریکا ازآن حمایت نماید وبه همین خاطراست که سیاست تبلیغاتی متفاوت با آمریکا را درپیش گرفته است اما سیاست اعمالی رییس جمهورغیرازاین است ایشان هماهنگی با آمریکا دارد واینکه تیم ازبرجسته ترین شخصیتهای حکومتش را برای پیشبرد گفتگوها تعیین می کند این خود دلیلی است که ایشان سیاست اعمالی هماهنگ باغرب وسیاست تبلیغاتی متفاوت با آمریکارا درپیش گرفته است.مردم هم باید این گونه قضاوت نمایند که رییس جمهورشان ملی ومخالف خارجی است امریکه رییس جمهوربصورت زیرکانه ای می خواهد چنین فضایی درجامعه باشد وازوی بعنوان یک رهبرمستقل وتاحدی مخالف سیاستهای آمریکا،تبلیغ شود واین همه کارها یکی هم همین منویات باید باشد.درکناربحث لویه جرگه واجندای آن ایشان به مسایل انتخابات وسفرشان به پاکستان نیزاشاراتی به این صورت را داشت.

 

انتخابات با نامزدان محدود وبی طرفی کامل حکومت برگزارشود:

 

رییس جمهوردربخش دیگرازسخنان خود به مساله انتخابات پرداخت ایشان دراین مورد نیزبه موضوعاتی اشاره داشت که متفاوت ازدیدگاه رهبران احزاب سیاسی وگروهای مدنی بود.رییس جمهوردرمورد مداخله گفت: درمساله انتخابات خود شان مطلقا وتماما بی طرف است.گذشته ازمساله خود شان تاکید کرد که هرگزاجازه نمی دهد که حکومت درامرانتخابات مداخله نماید وازامکانات وتسهیلات حکومتی به نفع ویا ضررکسی استفاده شود.رییس بصورت مکرر تاکید داشت که نه خودش ونه حکومت درمساله امتخابات دخالت نمی کند ومی خواهد واروزودارد که انتخابات شفاف برگذارشود.درقسمت دیگری ازسخنان شان به این موضوع پرداخت وگفت علاوه براین که خود ش بی طرف است وبه حکومت هم اجازه نمی دهدکه درمساله انتخابات مداخله نماید،به خارجیها هم هرگزاجازه نمی دهد که درموضوع انتخابات مداخله داشته باشند.

 

ایشان گفت: مداخلات خارجی سبب بدنامی انتخابات گذشته شد رییس جمهورازکشورخاصی نام نگرفت ولی با شدت روی مداخلات خارجی واینکه مداخلات آنها پیامدهای خطرناکی دارد وباعث بد نامی انتخابات می شود وبه همین دلیل اعلام داشت که به دقت ازمداخلات آنها جلوگیری می شود.ایشان درکناراین مساله به موضوع کاندیدها نیزاشاره داشت وگفت: اگرنامزدان محدود یکی دوتا باشد خیلی خوب است واگرچهارتا شود بازهم قابل گذران می باشد اما اگرزیاد شد دیگرخوب نیست ایشان ازچند نفرنام گرفت که کاندید ریاست جمهوری افغانستان هستند داکتراشرف غنی آقای سیاف وآقای عبدالله عبدالله ازجمله شخصیتهای بودند که رییس جمهورنام آنها را گرفت که این مساله هم برای صاحب نظران خوشایند نبود ونمی توانستند بین اعلام بی طرفی رییس جمهور وذکرنام افراد،وفق دهند.این سوال مطرح شده که چرا رییس جمهورنام افرادی را بعنوان نامزد گرفته است.مفاهیم گفته های رییس جمهوردرکنفرانس خبری این موضوعات بود لویه جرگه واجندای آن،مساله انتخابات ونامزدان وموضوع بی طرفی خود رییس جمهوروحکومت ایشان، ومساله مداخلات خارجی.اینها درواقع لب لباب مطالبی بود که رییس جمهوردیروزدرکنفرانس خبری خود به آنها پرداخت.

 

منتقدان رییس جمهور نسبت به اظهارات رییس جمهوربه دیده تردید می نگرند.احزاب وگروهای سیاسی هم گفته اند که نسبت به بی طرفی حکومت وحتی خود رییس جمهورتردید های زیادی دارند آنها استدلالهای خاصی خودشان رادارند وتجربیات گذشته را نیزدلیل برای مساله آورده اند آنها می گویند: رییس جمهورهرگزبی طرف نمی تواندباشد وحکومت احتمالا هرگونه مداخله را درامرانتخابات خواهد داشت زیرا قوانین انتخابات مطابق میل حکومت ساخته شده میکانیزمهای اجرایی دراختیارحکومت است. دست حکومت درامرانتخابات فوق العاده بازمی باشد درگذشته این حکومت بود که نتیجه انتخابات را به نفع رییس جمهورکرزی تغییرداد.

 

خارجیها تاحدی زیادی بی طرفی شان را حفظ کردند ودرموارد افشاگری نمودند ونه مداخله .منتقدان می گویند ناراحتی رییس جمهورازجهت افشارگری است که صورت گرفت خارجی درگذشته درهیچ موردی مداخله نکرد معاون ملل متحد« یوناما» درکابل علیه مداخلات حکومت درانتخابا 88 افشارگری داشت.خلاصه اینکه تفاوتهای زیادی بین برداشتهای رییس جمهورومخالفان سیاسی شان وجود دارد. اما منتقدان درهیچ شرایطی باب گفتگوی شان را با رییس جمهورقطع نکرده اند.آنها درعین انتقادات سخت، همکاریهای هم با رییس جمهورداشته اند این هم ازعجایب جامعه سیاسی افغانستان است که مخالفان ودوستان تعریف شده نیست همه چیزبه یک نحوی بهم گره خورده وقاطی شده وکسی نمی تواند به آسانی سردراورد.ولی تجربه ثابت کرده که رییس جمهورخواسته های خود را اعمال می کند وهمه امکانات دراختیارحکومت است احزاب درحال حاضرهیچ ابزاردراخیتارندارند به همین دلیل است که می گوییم رییس جمهورازهیچ چیزازجمله ازلویه جرگه خود تیرشدنی ویا گذشته نی نیست.

 

 

 

سفیرقریب الوقوع

سفیرقریب الوقوع

 

رییس جمهورکرزی عازم کشورپاکستان است.این سفردرواقع بستمین سفرایشان پس ازدهه دموکراسی نوین درافغانستان به پاکستان باید باشد.عدد مسافرتهای رییس جمهوررا مقامات حکومتی افغانستان اعلام داشته اند واین نتیجه را گرفته اند که افغانستان حد اکثرتلاش شان را برای آوردن صلح درافغانستان داشته وبرای صلح وثبات کارهای زیادی کرده اما این کشورپاکستان است که اقدامات شفافی درامرصلح با افغانستان نداشته وصادقانه همکارافغانستان درمساله صلح نبوده است.دیروزرییس جمهوردریک نشست خبری اعلام داشت که به پاکستان می رود وامیدواراست که این بارسفرشان مثمرثمرباشد ولی رییس جمهورنگاه مثبت وپربارازسفرشان به پاکستان را نداشت وگفت : امید وارهست ولی اطمینان ازنتایج آن ندارد.نگاه منفی رییس جمهورازنظرمنتقدان ایشان، پسندیده نیست.این درست است که پاکستان رفتارنادرستی درسیاست های خود با افغانستان دارد اما این به این معنا نیست که افغانستان لالک پاکیزه ومبرای ازهرگونه اشتباه درسیاست خارجی خود بوده . عمده ترین اصل درسیاست خارجی ،مساله اعتماد است متاسفانه این بی اعتمادی نه تنها درمورد پاکستان بلکه با دیگرمتحدان افغانستان نیز،پایه دارنبوده .سوالی که مطرح است این است که چرا ما درسیاست خود موفق به ایجاد اعتماد نشده ایم ودلایلی این فضای کم اعتمادی ودرمواردی بی اعتمادی درچه بوده است؟.

 

دلایلی بی اعتمادی درچی وچرا وجود داشته؟

 

درسیاست کارا وتاثیرگذارعمده ترین مساله «اعتماد واحترام متقابل» می باشد کشورها این همه تاکید روی احترام واعتماد متقابل چرا درسیاست خارجی شان دارند؟ این مساله خیلی واضح است که پایه همکاری درعرصه های مختلف ابتداء ایجاد اعتماد است دوکشورابتدا باید باهم اعتماد داشته باشند وآنگاه درفضای اعتماد به مسایل مرتبط به منافع هم دیگر به پردازند.افغانستان بارها تاکید داشته که هرگونه اقدام را می خواهد درچهارچوب «احترام متقابل» انجام دهد.این حرف درذات خود درست ولی پیش ازاحترام متقابل باید به اصل اساسی تری نیزتوجه داشت وآن «اعتماد متقابل» است احترام یک ریشه وپایه دارد وآن اعتماد است.ابتدا درسیاست باید اعتماد ایجادکرد وانگاه انتظاراحترام متقابل را کشید.مشکل افغانستان با همسایگان بخصوص پاکستان درهمین بی اعتمادی است هردوکشورهرگزبا هم اعتماد نداشته.

 

 دلایلی که درجانب پاکستان باید شناسایی وتعریف شود خوب تاحدی برای ما شناخته شده است وهمین دلایل سبب شده که افغانستان همواره نسبت به منویات پاکستان بدبین بوده. پاکستان همواره کوشیده است که حکومت کابل متحدی پاکستان باشد وازسیاست های اسلام آباد به یک نحوی تبعیت داشته باشد.نکته دوم که پاکستان دنبال آن است وآن نگاه استعماری به مساله افغانستان می باشد. پاکستان نگاه عمق استراتژیک وحیات خلوت به افغانستان دارد ودراین مساله هرگزشکی وجود ندارد این مساله شایعه نسبتا تایید شده است که گفته درزمان که حکمتیارقدرت بزرگ سیاسی درپاکستان بود وشصت درصد کمکهای آمریکا وغرب را می گرفت،مخالفان آقای حکمتیاربارها گفته اند که رهبرحزب اسلامی درازاء این همه کمکها ازپاکستان ،طرح اداره فدراسیون مشترک با پاکستان را داشته است.

 

این مساله درمورد ایشان تاچه حدی درست باشد ویانباشد ولی پاکستان نگاه عمق استراتژیکی اش را به افغانستان دارد.مقامات پاکستان با قاطعیت درسیاست تبلیغاتی این گونه موارد را قبول نکرده وآن را اتهمات بی اساس می داند.اما حمایت ازطالبان هیچ دلیلی جزاین نمی تواند داشته باشد.زیرا طالبان دشمن هندوستان است حکومت طالبان درکابل بهترین متحد برای سیاست پاکستان می باشد خط دیورند دیگرحل شده است ودریک کلام باروی کارآمدن طالبان گفته شده که به حیات خلوت نزدیک شده است.مجموعه این عوامل سبب گردیده که افغانستان بشدت نسبت به پاکستان بدبین باشد وهرگزبه سیاستهای اسلام آباد اعتمادی نداشته باشد.

 

اما افغانستان چه کارهای را کرده که به مساله بی اعتمادی دامن زده است.شکی نیست که افغانستان ترجیحات زیادی نسبت به سیاستهای خود با هند قایل شده است امریکه برای پاکستان به هیچ وجه قابل قبول نیست این برای پاکستان خیلی تلخ است که افغانستان اولین پیمان استراتژیک را باهندوستان امضا می کند ولی درمورد تقاضاهای مکررپاکستان ازامضای موافقت نامه استرتژیک ابا می ورزد.افغانستان نزدیک به بیست پیمان استراتژیک با کشورهای منطقه وفرامنطقه امضا کرده اما درخواست های پاکستان کنارگذاشته است.درحالیکه با هند دشمن تاریخی هند سند راهبردی استراتژیک را امضا کرده است این می تواند دلیلی برای ایجاد بی اعتمادی برای پاکستان درسیاست خارجی باشد.

 

حال پرسش این است که افغانستان کاری خوبی کرده ویا اینکه موافقت نامه استرتژیک،بصورت یک جانبه با هند به منافع افغانستان نبوده است.کسی گفته نمی تواند افغانستان درامضای موافقت نامه استراتژیک با هند راه خطا درپیش گرفته نه ولی افغانستان باید توازن وتعادل سیاست خارجی خود را حفظ می کرد «موازنه» بدون شک بهم خورده وفضای بی اعتمادی بین کابل واسلام آباد بسیارزیاد شده است.افغانستان وقتیکه می تواند موافقت نامه امنیتی با ایران درمقابل آمریکا را داشته باشد چرا چنین کاری با پاکستان نداشته باشد گرچه مهارومدیریت نیرهای دوکشورمتخاصم مثل هند وپاکستان درجغرافیایی افغانستان کاربسیارسختی است ولی وقتیکه افغانستان با همسایه هندی خود پیمان استراتژیک امضا می کند دیگرچه توقعی ازپاکستان می توان داشت که درمورد سیاستهای افغانستان اعتماد نماید نه پاکستان هرگزبه حرفهای افغانستان اعتماد نکرده.

 

مساله دیگری که سبب گردیده پاکستان نسبت به افغانستان سخت بی اعتماد باشد مساله تاریخی خط «دیورند» است این مساله ازنظرپاکستان یک مساله حل شده است وغرب هم این خط را بعنوان خط بین المللی بین دوکشوراعلام داشته اما افغانستان به این مساله تاریخی ومناقشه مرزی با قاطعیت برخورد داشته وگفته است که هرگزخط «دیورند» را به  رسمیت نمی شناسد.این مساله یکی ازعمده ترین دلیل بی اعتمادی درتیره گی روابط کابل واسلام آباد باید باشد.مساله دیگری که سبب گردید که پاکستان به شدت نگاهی غیردوستانه به کابل داشته باشد مساله طالبان ونحوه برخورد افغانستان با آن است راه  که افغانستان درپیش گرفت ازنظرپاکستان هرگزقابل قبول نبود وپاکستان کارهای افغانستان را یک نوع فعالیتهای استخباراتی درداخل کشورشان دانسته وبه شدت با آن مقابله کرد وعوامل گفتگوهای صلح با افغانستان را دربند کشاند.

 

مطالبات افغانستان درسفرقریب الوقوع چه می تواند باشد؟

 

پاکستان نسبت به رفتارافغانستان وایجاد شبکه های نفوذی درتشکیلات طالبان درخاک خودش،بشدت بدبین وبی اعتمادگردید وبه همین دلیل بصورت بسیاربیرحمانه ای عوامل دخیل درمذاکرات با افغانستان را سرکوب کرد ملاغنی برادرمرد شماره دو طالبان بود که می خواست بصورت مجزای ازسیاستهای پاکستان واستخبارات این کشور،وارد گفتگوهای جدی با افغانستان شود این کارازابتداء سال2009 شروع ودربهار2010 به شدت سرکوب گردید استخبارات پاکستان ملاغنی برادررا دستگیروتا هنوزازسرنوشت وی هرگزاطلاع درستی دردست نیست.رییس جمهوردرهرسفری که به پاکستان داشته خواهان رهایی ملا برادروهمراه هان شان اززندان پاکستان شده ولی پاکستان هرزندانی را ازطالبان آزاد کرده ولی به هیچ وجه این خواست افغانستان را قبول نکرده که ملاغنی برادر ودوستان شان را آزاد نماید.

 

درحال حاضر،ملاغنی برادروهمراه هان تبدیل به یک گروگان استراتژیک شده اند.افغانستان هم گاهی درحدی مساله را سیاسی وامنیتی کرد وگفت ملافقیرمحمد پاکستانی را درصورت آزاد می کند که پاکستان ملاغنی برادررا آزاد نماید.این نوع برخورد ها مناسبات دوکشوررا باید بسیارخراب کرده باشد. شاید بی جهت نباشد که رییس جمهوردرکنفرانس خبری خود اعلام نماید که درمورد نتایج سفرشان به پاکستان امیدوار است ولی اطمینان ندارد که این سفرنتایج مثبتی درپی داشته باشد مضمون سخنان رییس جمهورنسبت به نتایج سفرشان درپاکستان به این صورت اعلام شد که امید وار است ولی اطمینان ندارد وچرا؟.

 

دلیل مساله خیلی واضح است افغانستان همواره ازپاکستان دوخواست اساسی را داشته که هرگزازسوی پاکستان به آن پاسخ مثبت داده نشده .خواست اول افغانستان آزادی بدون قید وشرط ملاغنی برادروهمراه هان وی اززندان پاکستان است.این مساله درهمه مسافرتهای مقامات افغانستان به پاکستان گفته شده وازمقامات آن کشورمکررا خواسته شده که ملاغنی برادرودوستان شان را ازاد نماید اما پاکستان گوش به دهکاری نسبت به این مساله نداشته بجای لیست افغانستان، طالبانی را آزاد کرده که افغانستان آنها را نمی خواسته ویا نمی شناخته دراین سفرهم رییس جمهور بدون تردید روی آزادی ملا برادرتاکید خواهند داشت ولی معلوم نیست که پا کستان پاسخ مثبتی به افغانستان بدهد ویانه وبه همین خاطراست که رییس جمهورگفته است که اطمینان به نتایج این سفرندارد.

 

خواست دیگرافغانستان،مذاکره باطالبان اصلی درپاکستان است.افغانستان بخوبی می داند که مراکزاصلی طالبان ورهبران درجه یک آنها درخاک پاکستان می باشند.نکته دیگری که افغانستان به آن پافشاری دارد این است که مهارومدیریت طالبان اصلی دردست پاکستان است وافغانستان بارها گفته که طالبان ابزارسیاست خارجیها شده اند.دراین آواخربه این مساله نیزاشاره شده که آمریکا هم طالب دارد ومهارطالبان تاحدی زیادی دراخیتارآمریکا هم باید باشد.افغانستان اذعان دارد که طالبان اصلی درپاکستان ومهارشان دردست استخبارات این کشوراست بنابراین اصلی ترین مطالبه ازسوی افغانستان دراین سفرقریب الوقوع این می شود که پاکستان باید به خواسته های افغانستان توجه نماید وطالبان را برمیزمذاکره حاضرنماید.

 

این خواست محوری افغانستان دراین سفراست که باردیگرازسوی افغانستان درپاکستان مطرح می گردد.اما پاکستان معلوم نیست که به این مطالبات افغانستان درمورد طالبان پاسخ مثبتی را بدهد.سرتاج عزیزدرکابل گفت: ما کوشش مان را می کنیم واما صلح را درافغانستان ضمانت نمی توانیم یعنی اینکه حاضرنیست طالبان را برسرمیزبا افغانستان بنیشاند.طالبان گروهی است که تاکنون هرگزقبول نکرده که با حکومت افغانستان برسریک میزمی نشینند افغانستان این موضع گیری طالبان را «نیابتی» می داند وقبول ندارد که طالبان به چنین جمع بندی رسیده اند.مقامات درافغانستان بارها اعلام داشته که طالبان جنگ وصلح شان مربوط به خود شان نمی شود.جنگ وگفتگوی شان «نیابتی» وازسوی خارجیها مهندسی می شود.

 

رییس جمهوردرسفرپیش روی که ازفردا آغازمی شود،روی این خواسته ها تاکید می کند چنانچه درگذشته هم روی همین موضوعات تاکید داشته ولی اطمینان ندارد که پاکستان به همین راحتی به حرفها وخواسته های کابل گوش فرا دهد.وبه همین علت است که رییس جمهوردرکنفرانس خبری خود اعلام داشت که چندان اطمینانی ازنتایج سفرشان به اسلام آباد ندارد یک ماه پیش ازاین سخنگویان رییس جمهورگفته بودند که این سفرمی تواند جریان معکوسی را نیزبه دنبال داشته باشد.درکناراین دوخواست اصلی افغانستان، موضوعات حاشیه ای وجنبی دیگری نیزمطرح می شود که ازالزامات همان مساله محوری خواهد بود اینکه تاکید نمایدکه مراکزطالبان ازخاک پاکستان برچیده شود پاکستان درمبارزه با تروریستها همکاری صادقانه داشته باشد تسهیلات درمبادلات کالاهای تجاری ومساله مهاجرین وموضوعات فرهنگی، پذیرش بورسیه ازسوی پاکستان ودیگرمسایل مرتبط به مناسبات دوکشور، تماما موضوعات حاشیه ای گفتگوهای طرفین خواهد بود.

 

به هرصورت سفررییس جمهوکاری درستی است علیرغم دشواریهای وبی اعتمادی های که وجود دارد وعلیرغم اینکه ممکن است طرفین خواسته های هم دیگررا براحتی قبول نداشته باشد ولی نفس چنین مراوده وتوسعه مناسبات وگفتگوها بین دوکشورهمسایه، امرحیاتی است.دامن زدن به خصومت همسایه ها ازسوی هرکسی که باشد هرگزبه سود افغانستان نیست.

رییس جمهوربی طرف است


رییس جمهوربی طرف است

 

آقای ایمل فیضی سخنگوی ریاست جمهوری گفته است که درانتخابات پیش رو،رییس جمهورکشوربی است وازهیچ کاندید وجمع جماعتی حمایت نمی کند.موضع آقای فیضی درذات خود یک مساله درست است فکرمی کنم گروهای مدنی احزاب سیاسی همواره روی این مساله تاکید داشته که رییس جمهورباید بی طرفی خود را درانتخابات حفظ نماید.حال آقای فیضی روی همین موضوع تاکید داشت که رییس جمهوردرانتخابات 93 ازکاندید خاصی حمایت نمی کند.دونکته اساسی دراینجا وجود دارد یکی اظهارات خود رییس جمهور.ایشان درگذشته به این مساله تاکید داشت که وی نمی تواند بلحاظ قانونی کاندید انتخابات 93 باشد درکناراین مساله علاقه ای هم به کاندید شدن ندارد.بی میلی رییس جمهورومنع قانونی دونکته ای بود که ازسوی ایشان درگذشته مطرح گردید.رییس جمهوردریک مورد درسال گذشته درجمع فارغان پولیس به یک مساله دیگری نیزدرمورد انتخابات اشاره داشت که خوب حکومت وی درطی یک دهه برنامه های داشته که تکمیل نشده حال برای تکمیل برنامه های دهه گذشته ازکسی حمایت خواهد کرد که برنامه حکومتش را تکمیل نماید وکارکه کرده متوقف نشود.مضمون اظهارات رییس جمهورکرزی نشان می داد که ایشان ازکسی درمبارزات انتخاباتی حمایت می کند که برنامه هایش را تکمیل نماید بصورت طبیعی کسی وفادار ومتعهد به برنامه های رییس جمهورخواهدبود که مورد حمایت ایشان باشد.درحال حاضرهم گمانه زنیهای زیادی درارگ صورت می گیرد که نشان می دهد که حکومت درمورد انتخابات بدون برنامه نیست وحتماباید کسانی را مورد تایید قراردهد درجبهه حکومت افرادی نام گرفته شده که گویا کاندید انتخابات ریاست جمهوری باید باشد.

 

جبهه حکومت احتمالا چه کسانی را برای انتخابات معرفی خواهد کرد؟:

 

این مساله که رییس جمهور درمساله انتخابات بی طرف می ماند وهیچ کسی را حمایت نمی کند معنی اش این است که صحنه را به مخالفان حکومت واحزاب سیاسی واگذارمی کند.این مساله کاری سختی باید باشد  که درجبهه حکومت فردی مورد حمایت نباشد وتمامی صحنه مبارزه ورقابت دراختیاراپوزیسیون گذاشته شود.شکی وجود ندارد نفس افرادی که خودرا کاندید می کند نشان ازجبهه گیری را دارد.آقای سیاف که دراین روزها ازایشان نام گرفته می شود تمام روزنامه های کشور،این گونه تحلیل می کنند که استاد سیاف کاندید مورد تایید وحمایت ارگ ریاست جمهوری است هیچ کسی باورندارد که ازکاندیداتوری ایشان حکومت حمایت نمی کند.برخی ازروزنامه های کشوردرحدی مساله را جدی مطرح می کند که گویا درارگ درمورد کاندید های ریاست جمهوری،ساعتها گفتگو ومذاکره صورت می گیرد وافرادی نام شان بعنوان کاندید درجبهه حکومت مطرح می شود بعنوان مثال اززلمی رسول وزیرخارجه افغانستان نام گرفته می شود درگذشته ازقیوم کرزی صحبت می شد وهمینگونه گاهی از ازآقای عمرداوودزی سفیرافغانستان بعنوان کاندید مورد حمایت حکومت نام گرفته شد.این چهره ها بدون تردید کاندیدهای مرتبط به ارگ باید باشند که هرکدام مورد تایید حکومت وارگ ریاست جمهوری است.گرچه درمورد هریک ازکاندیدها درجبهه حکومت درداخل حکومت تفاوت نظرهای وجوددارد.

 

مارشا فهیم معاون اول ریاست جمهوری دریک مورد درمورد قیوم کرزی وخلیل زاد موضع گیری سختی داشت وهردورا بعنوان خارجی وآمریکایی رد کرد.این موقف مارشال نشان ازمخالفت شدید وی با کاندیداتوری قیوم کرزی تعبیرشده است.درمورد سیاف گفته شده که مارشال نظرمثبت دارد.آقای سیاف طی نامه ای که به رهبران سیاسی کشورسه ماه پیش نوشت درآن نامه صحبت از اجماع ملی  را مطرح کرد.گفته شده که استاد سیاف می خواهد یک نشست را با حضورچهره های سیاسی کشوربرگزارنماید ودرآن نشست برنامه انتخاباتی وطرح خود شان را بعنوان برنامه اجماع ملی اعلام نماید آقای کلکانی فرد نزدیک به استاد سیاف گفته است که با طرح استاد سیاف همه احزاب سیاسی موافقت کرده وی با رسانه ها گفته که دوایتلاف سیاسی جبهه ملی وایتلاف ملی ازبرنامه استاد سیاف حمایت شان را اعلام داشته اند.البته داکترعبدالله عبدالله به دلیل اینکه خود ش کاندید انتخابات است ،مشکل است ازکاندیدا توری کسی دیگری حمایت نماید جبهه ملی هم احتمالا کاند مورد نظرخودرا خواهد داشت.

 

درجبهه حکومت این تحولات رویداد ها را داریم آقای سیاف اگرکاندید شود بدون شک کاندید مرتبط به جبهه حکومت خواهد بود ونه اپوزیسیون وبی طرف. آقای داکترزلمی رسول وزیرخارجه هم اگرکاندید باشد بازهم تعریفی که دارد همان است که کاندید جدی حکومت رییس جمهورکرزی باید باشد آقای قیوم هم اگرکاندید شود همه خواهند گفت که ازسوی حکومت پشتیبانی می شود با توجه به این مساله که برادر رییس جمهور هم هست.نامهای دیگری هم گرفته شده که یا بعنوان بی طرف وارد کارزارانتخاباتی می شوند ویا اینکه وصل به جبهه حکومت خواهد شد.آقایان اشرف غنی احمد زی رییس کمیسیون انتقال امورامنیتی وآقای خلیلزاد وهمینطور آقای جلالی، نام های شان درمورد نامزدی انتخابات ریاست جمهوری گرفته می شود آقای اشرف غنی یک باردرانتخابات با ناکامی سختی روبروشد بقیه هم که تاکنون تجربه نشده اند این مجموعه ازشخصیتهای تکنوکرات ومورد تایید غرب،اگرروزی خود شان را کاندید کنند،بدون شک درجبهه حکومت وهماهنگ با حکومت خواهند شد تا با احزاب سیاسی واپوزیسیون کشور.

 

درجبهه حکومت ما این چهره ها رادرانتخابات ریاست جمهوری داریم حکومت ممکن است دوتا ویا سه کاندید را معرفی نماید ولی ازیک کاندید اصلی ومورد نظرشان درنهایت حمایت خواهد کرد وهدف به پیروزی رساندن آن فرد مورد نظردرمقابل کاندیدهای رقیب واپوزیسیون است.درنهایت مطاف آن دوفرد گفته شده آقای زلمی رسول وزیرخارجه وآقای سیاف باید باشد وسومی آن قیوم کرزی.آقای فیضی گفته کاندید هرکه باشد رییس جمهوربی طرفی خودرا حفظ می کند وازهیچ جماعت وفردی حمایت نمی کند این موضعی است که همین دیروز ازسوی ایمل فیضی سخنگوی رییس جمهوراعلام شد.بی طرفی رییس جمهورمورد استقبال همه قرارمی گیرد واین کاردرستی است مردم اگرببینند که عملا رییس جمهورازکسی حمایت نمی کند،درآن صورت محبوبیت شان دربین احزاب وگروهای مدنی ومردم بشترخواهد شد.

 

جبهه مخالف حکومت:

 

جبهه اپوزیسیون مخالف حکومت که درقالب «شورای همکاری احزاب وایتلافهای سیاسی» ظاهرشده،نیزبرنامه های گسترده ای را روی دست گرفته است .آنها درآخرین اقدام که داشت این بود که هیئتی ازدرون شورا موظف ساخت که از23 حزب عضو شورای همکاری احزاب وایتلافهای سیاسی نظرخواهی کند که کدام یک ازاین احزاب کاندید دارد.هیئت پس ازنظرخواهی تنها سه حزب سیاسی عضو شورای همکاری را، شناسایی کرد که کاندید برای ریاست جمهوری دارد یکی حزب حق عدالت دیگری ایتلاف ملی وسومی حزب افغان ملت آقای اتمرعضوبرجسته حزب حق وعدالت درخارج بود ولی حزب شان به شورای همکاری احزاب اعلام داشت که آقای اتمررا نامزدی ریاست جمهوری می کند.آقای دکترعبد الله ازایتلاف ملی کاندید شد وآقای احدی ازحزب افغان ملت.ازجبهه ملی نیزخواسته شد که اگرکاندیدی داشته باشد اعلام نماید.جبهه ملی تا کنون جواب روشنی نداده احتمالا نامزد معرفی خواهد کرد ویا اینکه ازیک نامزد پشتیبانی خودرا اعلام می کند.شورای همکاری احزاب سه وچهارکاندید بشترندارد اما بدون شک که با چهارکاندید شورای همکاری احزاب اگروارد انتخابات شود،شانس برندگی شان کم ترمی شود.

 

 شورا درنظردارد که دراثرگفتگوبا تعداد کاندیدها،محدودیت بیاورد اگرموفق شود که با دوکاندید وارد انتخابات شود امید واراست که دردوراول پیروزشود اگرانتخابات دردوردوم قراربگیرد آن وقت آنها شانس پیروزی شان را صددرصد می دانند.شورای همکاری احزاب وایتلافهای سیاسی اصول مرامی وبرنامه ملی شان را نوشته وتصویب کرده تنها درمورد تیم ملی درانتخابات وارایه تکت انتخاباتی است که باهم به شدت درحال گفتگومی باشند.نکته دیگری قابل بحث هم این است که امکان سیالیت جابجایی اعضا وافراد وجود دارد.حزب افغان ملت وحزب  اسلامی به رهبری ارغندی وال درحال حاضرعضو شورای همکاری احزاب وایتلافهای سیاسی هستند اما دوحزبی است که رهبران شان درکابینه رییس جمهوروزیرمی باشند آقای ارغندی وال وزیراقتصاد وآقای احدی وزیرتجارت است اما هردو حزب تاحالا عضویت شورای همکاری احزاب را داشته اند.ازسوی هم حزب اسلامی وحزب وحدت برهبری استاد خلیلی هم گفتگوهای درمورد انتخابات داشته واخیرا اعلا کرده اند که به توافقات درمورد انتخابات دست یافته اند.دوحزب سیاسی درون حکومتی معلوم نیست به چه توافقات دسته باشند.

 

حکمتیاراخیرادریک پیامی حکم نابودی وقتل عام هزاره ها راصادرکرد.گرچه تاهنوزتایید نشده که حزب اسلامی به مناسبت عید چنین پیامی را صادرکرده باشد ولی اعلامیه حزب وحدت اسلامی تاکید دارد که با گذشت شش روزبرای شان مسجل شده که پیام ازسوی حزب اسلامی صادرشده وآقای حکمتیاررهبراین حزب این پیام را صادرکرده است.حزب وحدت به شدت نسبت به مندرجات بیانیه حزب اسلامی برهبری حکمتیار،واکنش داد آن را به دورازخرد وعقلانیت سیاسی خواند.حزب وحدت اسلامی به رهبری استاد خلیلی وحزب اسلامی به رهبری ارغندی وال گفته اند که درمورد انتخابات به توافقات دست یافته اما چه گونه وجزییات آن شرح داده نشده است.برخی تحلیلگران این گونه انتقاد کرده اند که حزب اسلامی انشعاب فکری ندارد بیانیه حکمتیار درواقع موضع فکری همه جناحهای حزب اسلامی باید باشد.پس چه گونه می شود با این گروه به توافقاتی دست یافت.

 

ازشورای همکاری احزاب درحال حاضرهمان گونه که گفته شد سه کاندید اعلام موجودیت کرده وشاید یک مورد دیگر را هم اعلام نماید.رهبران سیاسی ازشورای همکاری وایتلافهای سیاسی، دریک نشستی درمونیخ آلمان جمع شده ودرکنفرانس بنام «راه بسوی موفقیت» دیدگاه های شان را درمورد انتخابات،امنیت،مصالحه وگفتگو غیرمتمرکزسازی مطرح می کنند.درنشست گفته شده عمده ترین موضوع یکی چالشهای امنیتی ودیگری مساله برگزاری انتخابات خوب درافغانستان است.درحال حاضر، درصف بندی انتخابات همین دوجبهه حکومتی واپوزیسیونی را داریم،نیروی سومی تابحال خودرا نشان نداده ولی شکی وجود ندارد که شاهد دیگرگونیها وتحولات خواهیم بود،جابجای چهره های سیاسی وگروها درصف بندی انتخابات، بسیارمحتمل وقریب الوقوع است.نکته اساسی ودلگرم کننده همین مساله بی طرفی رییس جمهورباید باشد که اخیراتوسط سخنگوی ایشان آقای ایمل فیضی اعلام شده است.این مساله واقعا اگردرعمل ثابت شود، گامی بزرگ وتاثیرگذاردرشفافیت انتخابات خواهد بود.