نرگس

نرگس

یاداشت ها و نوشته های محمد ناطقی
نرگس

نرگس

یاداشت ها و نوشته های محمد ناطقی

مهند سان اصلی رویدادهای پیش ازانتخابات


مهند سان اصلی رویدادهای پیش ازانتخابات

 

اعلام " اتحاد انتخاباتی" حاصل گفتگوهای بود که نخبگان سیاسی باهم داشتند.دراین نشستها آقایان خلیلزاد،قیوم کرزی جلالی و جناب اتمر حضورداشتند.نکته جالب برای من این بود که آقای خلیلزاد درچندین نشست رهبران دوایتلاف سیاسی جبهه ملی وایتلاف ملی شرکت داشت درآخرین نشست بحث روی این مساله بود که آنها افرادی را برای گنجاندن دیدگاه شان درکمیته تدوین بیانیه،معرفی نمایند وخود شان هم درهفتم سنبله روزاعلا اتحاد انتخاباتی شرکت نمایند.ولی درست درفردای آن روزمقاطعه کرد وبعد هم گفتند که درصدد،تشکیل ایتلاف تازه می باشند.آنها به صورت ضمنی « اتحاد انتخاباتی» را سمتی دانسته ودرواکنش به آن، حال درفکرتشکل تازه برامده ومی خواهند ایتلاف تازه ای را اعلام نمایند.آقای معین مرستیال معاون حزب حق وعدالت، خبرازنشستهای را داده که درمنزل آقای گیلانی دایرشده است.ایشان تاکید می کند که دراین نشست شخصیتهای سیاسی ازجمله آقای خلیلزاد حضورداشت.وی می گوید حرف اصلی برسرایجاد یک تشکل تازه سیاسی وایتلاف جدید است آقای مرستیال به رادیو آزادی گفت: تصمیم گیری درمورد این ایتلاف تازه به زودی اعلام می شود.درتمام این نشستها آقای خلیلزاد حضوردارد.

 

دوستی می گفت: ایشان زبده ترین سیاست مداری است که نقش تعیین کننده را از زمان نشست بن تاحالا داشته است.وی مهندس سیاست می باشد.البته شکی وجود ندارد که جناب خلیلزاد نخبه بزرگی درسیاست است ولی حالا این مهندس اصلی درمورد افغانستان پس از2014 چه فکری دارد؟ این مساله خیلی مهم باید باشد.آقای خلیلزاد درچندین نشست رهبران اتحاد انتخاباتی حضورداشت ولی لحظه های پیش ازاعلام آن کنارکشید وچرا ما دلیل آن را نمی دانیم گرچه ایشان بصورت فشرده ای گفته است که کارمن همین است که با همه طرفها گفتگوداشته باشیم.

 

با همه باید گفتگو داشته باشیم اما برای چه منظوری؟

 

آقای خلیلزاد گفته است که با همه طرفها می خواهد گفتگو ورایزنی داشته باشد که دارد.ایشان درهمه نشستها حضوردارد وخیلی خوب هم حرف می زند وطرحهای جالبی را ارایه می دهد.وی درمنزل استادمحقق با قاطعیت نشان داد که درهمایش اتحاد انتخاباتی شرکت می کند.آقای خلیلزاد بگونه ای حرف می زند که گویا به نمایندگی ازتیمی صحبت می کند وتنها نیست.درمنزل آقای محقق ودوستم با جمع جماعتی آمده بود وآقای مرستیال هم امشب اعلام داشت که آقای خلیلزاد همراه با قیوم کرزی ،جلالی واشرف غنی احمد زی درمنزل آقای گیلانی حضورداشت.آقای مرستیال حاصل جلسات منزل آقای گیلانی را، ایجاد یک تشکل سیاسی نو اعلام داشت.خوب اگرنتیجه مذاکرات این شود که آقای خلیلزاد درهرنشستی شرکت نماید وپیامد آن اعلام یک تشکل سیاسی باشد این کارازیک جهت خوب وبه دلایلی هم بد است.این درست که درایجاد فکراتحاد انتخاباتی میان رهبران دوایتلاف سیاسی،آقای خلیلزاد نقشی نداشت ودراولین نشست آن، موضع مخالف داشت ولی درادامه مذاکرات نظرموافق پیداکرد وگفت: ما باچنین همایشها ونشستها موافق هستیم منتها دیدگاه وعبارات مورد نظرخودرا نیزداریم که باید دربیانیه وموضع گیری اتحاد انتخاباتی،آورده شود.

 

این حرف مورد تایید همه قرارگرفت وقرارشد که ایشان وهمراه هان شان دراین همایش شرکت داشته باشند.بهرتقدیر اتحاد انتخاباتی توسط رهبران دوایتلاف سیاسی "جبهه ملی وایتلاف ملی" اعلام گردید.حال درواکنش به همین مساله،ظاهرا باید یک اتیلاف تازه درآستانه ولادت باشد.البته وجود ومیلاد ایتلاف تازه درذات خود امر مثبت است ولی این اتیلاف درحالی متولد می شود که پیش ازآن اتحاد انتخاباتی،اعلام گردید وبعد بدنبال ان تلویزیون ژوندون وآقای جلالی به نحوی آن را متهم به سمتی بودن کرد.

 

آنچه که آقای مرستیال اعلام داشت این ایتلاف تازه هرگزنمی تواند ازشایبه واتهام سمتی بودن خارج شود همه کسانی که آقای مرستیال نام گرفت،تماما تعلق به یک سمت وتباردارند ویا اینکه چهره های اصلی آن ازیک گروه قومی خاصی باید باشند.این مساله به این دلیل مورد نقد است که ما دواتحادیه شمال وجنوب تشکیل می دهیم وفکرمی کنم این موضوع  برای جامعه افغانستان خوب نیست.پرسش این است که چرا دراین سمت کشیده شده ایم ؟ وعامل ومهندسان چنین سناریوهای کی باید باشد؟.اگرنخبگان که دورخلیلزاد جمع شده درهمایش اتحاد انتخاباتی شرکت می کردند وبعد براساس مذاکرات ایتلاف تازه دیگررا اعلام می داشت،هیچ اشکالی نداشت. ولی این کارصورت نگرفت اتحاد انتخاباتی بدون حضورومشارکت خلیلزاد ودوستانش اعلام شد وحالا قراراست که ایتلاف تازه با ترکیب سمتی وتباری نیزساخته شود.دوستان که من با آنها درتماس هستم می گویند: دلایلی که چرا اتحاد انتخاباتی تاسیس شد را نمی دانیم گرچه گفته شده که این اتحاد بصورت طبیعی باید متولد می شد زیرا فشارهای زیادی وجود داشت که چرا جبهه ملی وایتلاف ملی با هم کنارنمی یایند درحال که رهبران شان هیچ اختلاف عمده ای ندارند وشاید هم عوامل غیرقابل درکی دیگری درکارباشد که ما آن را نمی دانیم اما چرا تلاش برای ایجاد یک ایتلاف تازه این قدرشدت گرفته است.

 

تلاش برای ایجاد یک ایتلاف تازه چه مفهوم دارد؟

 

این پرسشی است که باید پاسخ داده شود.درمورد ایجاد اتحاد انتخاباتی،عواملی نامریی آن را نمی دانیم ولی دوعامل عمده را می توان برای آن اشاره داشت یکی اینکه رهبران هردوایتلاف سیاسی جبهه ملی وایتلاف ملی،تحت فشارافکارعمومی هوادارانش بود که چرا اقدام به یک تشکل واحد سیاسی نمی کنند درحالیکه هیچ اختلاف وتفاوت نظری جدی درسیاست وفکرآنها دیده نمی شود.گذشته ازعامل مردمی،مساله دیگری که سبب گردید این اتحاد شکل بگیرد،بهم خوردن وضعیت شورای همکاری احزاب وایتلافهای سیاسی بود.دوحزب عمده ازداخل آ ن پیش ازاعلام اتحاد انتخاباتی،اقدام به یک ایتلاف تازه کرد گرچه هردو حزب درون حکومتی بود ازهمان اول نیزمعلوم بود که تا آخردرکنارشورای همکاری احزاب وایتلافهای سیاسی نمی ماند.حزب اسلامی ارغندی وال وحزب وحدت استاد خلیلی دوماه پیش ازامروزبه رایزنی وتوافق دست یافته بود که با هم توافق داشته باشند وازیک کاندید حمایت نمایند.این مساله سبب گردید که درداخل شورای همکاری احزاب وایتلافهای سیاسی یک نوع تزلزل ایجاد شود.دلیل اقدامات سیاسی ازدرون شورا همکاری احزاب وایتلافهای سیاسی،همین ناپایه داری وی باید باشد بهرصورت اتحاد انتخاباتی درهفتم سنبله اعلام شد وآقایان خلیلزاد ودوستان شان علیرغم تفاهم ومذاکره با رهبران اتحاد درنهایت امرمقاطعه کردند وازآن برید وحال درنشستهای ازنوع دیگری شرکت می کنند ومی خواهند تشکل تازه ای را اعلام نمایند.

 

برداشت همه این است که ایتلاف تازه واکنشی است ونه ابتکاری عیب دیگرآن هم این گونه گفته شده مساله سمتی را بجای تلطیف،تشدید می کند وقتی که آقای معین مرستیال درمورد ایجاد ایتلاف تازه با نام گرفتن ازنخبگان آن حرف می زد،بلافاصله دوستی که باهم نشسته بودیم وی بسیاربه سیاست های غرب وآمریکا بدبین است گفت: خلیلزاد کارخودرا کرد وافغانستان را به دوبخش سیاسی شمال وجنوب تقسیم کرد واین همان سیاست آمریکا وانگلیس است که می خواهند به شکاف های سیاسی بخصوص شمال وجنوب دامن زده شود.وی می گفت: این اقدام برای تاسیس یک ایتلاف تازه با توجه به مقاطعه آنها ازاتحاد انتخاباتی،زمینه های تبلیغات منفی را درآستانه انتخابات به بارمی آورد بخصوص اینکه اگرهردو تشکل تازه سیاسی به توافق نرسند ورهبران اتحاد اعلام شده با رهبران ایتلاف سیاسی تازه،درمورد نامزدان به توافق نرسند دراین صورت جامعه سیاسی افغانستان به دودسته گی مفرطی ازنوع سمتی آن حرکت خواهد کرد این کاربه سود افغانستان نیست واصلا ممکن است انتخابات را به چالش بکشاند.

 

اعلام این مساله ازسوی کمیسیون مستقل انتخابات که گویا پنجاه درصد امنیت انتخاباتی وجود ندارد وقبلش هم آقای معنوی رییس پیشین کمیسیون مستقل انتخابات نوشته بود که گزارشهای امنیتی انتخابات ازسوی نهادهای امنیتی مبالغه آمیزوغیرواقعی است امنیت انتخاباتی درافغانستان وجود ندارد.وقتی که امنیت نباشد طبعا انتخاباتی درکارنخواهدبود.آقای ملاتره خیلی نیزدرخیابانهای کابل مارش راه انداخته وگفته است که ریاست جمهوری تا سال2018 باید تمدید شود زیرا که انتخابات به دلیل امنیت نمی تواند برگذارشود.شکافهای سیاسی ازنوع شمال وجنوب دامن زدن به مساله نا امنی ازسوی کمیسیون مستقل انتخابات.مارشهای خیابانی برای تمدید ریاست جمهوری،نشانه های مثبتی نیست.دراین میان این سیاست حکومت واحزاب سیاسی است که باید برآنچه درقانون اساسی نوشته شده وفاداربمانند وانتخابات را درزمان وموقعش برگزارنمایند.این درست است که اوضاع افغانستان اصولا شکل عادی ندارد هرروزجنایت بیرحمی صورت می گیرد .تلفات مضاعف پولیس درسال جاری وگردن زدن مسافران درمسیرراه ها وآتش زدن ده ها تانکروکانتی نر،درجاده ها،دلایلی واضحی است برای چالشها وگرفتاریهای افغانستان.ولی علیرغم این مسایل باید بگونه مسولانه با مسایل برخورد صورت بگیرد وراضی نشویم که شکافهای اجتماعی وسیاسی با عناوین مختلف وسعت پیدا نماید.

 

دوستانی هستند که نسبت به سیاست های آمریکا وتلاشهای خلیلزاد به دیده مثبت نمی گیرند ومی گویند آمریکا نیت خوبی درافغانستان ندارد وآقای خلیلزاد هرچه افغانی شده باشد ولی بازهم یک آمریکایی است.آقای خلیلزاد خود می گفت: آمریکا وطن من است ومن آن را دوست دارم ودرآمریکا نظام سیاسی همان نظام فدرال است ومن با نظام فدرال نمی توانم مخالف باشم منتها افغانستان که وطن اصلی ومسقط الراس من است شرایط والزامات خاصی خود را دارد ونمی شود خارج ازآن فکرکرد.حالا آقای خلیلزاد مهندس اصلی زدوبندهای سیاسی باشد ویا نباشد ولی بدون تردید یکی ازبرجسته ترین بازیگران ومهندسان درحال حاضرگفته می شود هیچ تحولی سیاسی درافغانستان خارج ازدید خلیلزاد نمی تواند باشد به همین علت برخی گفته اند که انتخابات افغانستان مهندسان زیادی دارد ولی مهندس اصلی رویدادهای پیش ازانتخابات یکی همین جناب خلیلزاد، شناخته شده است.

 

پولیس وطالب


پولیس وطالب

 

گزارشها، نشان می دهد که تلفات پولیس نسبت به شش ماه سال گذشته دوبرابرشده است.این مساله واقعا خیلی برای نیروهای امنیتی ما درد ناک باید باشد.طالبان بصورت ناجوانمردانه به همان پیمانه که قاتل مردم بیگناه می باشند درست به همان دلیل پولیس را مورد حملات ناجوانمردانه قرارداده اند.گزارشهای میدانی نشان می دهد که بشترین قربانیان پولیس دراثرانفجارات کنارجاده ای است تلفات پولیس درجنگ رودرروخیلی ناچیزگزارش شده .گفته شده افزایش تلفات با بمبهای کنارجاده،نود درصد مرگ پولیس را دربرگرفته وتنها ده درصد تلفات پولیس درجنگهای روبروانجام شده است.چنین اماری درمورد تلفات ملکی هم صادق بوده گزارشهای ملل متحد دفتریوناما این مساله را تایید کرده که طالبان مسئول هشتاد پنج تا نود درصد مسئول کشتارغیرنظامیان شناخته شده دراین صورت تنها ده درصد مردم بیگناه توسط نیروهای امنیتی افغانستان ویا نیروهای بین المللی درجنگ کشته شده اند.

حال پولیس بشترین تلفات را، درحملات ازاین دست وبا بمب کنارجاده ای درشش ماه گذشته داشته است .گزارش ها نشان می دهد که که میزان تلفات پولیس دوبرابرشده .البته این مساله دردناکی می باشد که درمورد پولیس ما انجام می شود وحال سوال این است که چرا چنین رویداد تلخی را پولیس کشورداشته.برای شناخت عوامل وتوسعه کشتاروتلفات پولیس،درشش ماه سالجاری،نگاه به ساختارپولیس وتجهیزات که دراختیاردارد خیلی اهمیت دارد.درجنگ پولیس وطالب بصورت مقایسه ای، عوامل زیادی دخالت دارد که برجسته ترین آن رامی توان دراشکال زیرترسیم کرد.

 

تجهیزات وآموزش پولیس:

 

این همه تاکید روی آموزش پولیس بی معنا نیست.ساختارپولیس واردو بکلی دیگرگون شده افغانستان درطی چهاردهه جنگ اولین ضربه ای که دید،همین متلاشی شدن اردو وپولیس افغانستان بود.اردوی افغانستان درزمان فروپاشی حکومت نجیب الله درسال1371 همزمان شد با انهدام ساختارسیاسی، اردوی افغانستان نیزبه دنبال سقوط حکومت نجیب الله،متلاشی گردید.درزمان نوازشریف بود که اداره موقت وآلترناتیف حکومت داکترنجیب الله به ریاست آقای مجددی ساخته شد.استخبارات دوکاراساسی را انجام داد یکی اینکه اداره موقت بجای حکومت نجیب الله ساخت.شک نداشته باشیم حکومت موقت درپیشاور،محصول وتولید استخباراتی درپیشاوربود که برای  افغانستان پس ازسقوط حکومت کمونیستی درنظرگرفته شد.نکته دوم وبسیارخطرناک تصمیم پیشاوراین بود که اردوی افغانستان را متلاشی کرد.این حرف بین افغانها، خیلی شایع است که آقای نوازشریف صدراعظم اعلام داشته که بزرگترین خدمت به کشورش این بود که اردوی کشوررقیب را متلاشی ساخته است برخی گفته اند این تبلیغات افغانها است وآقای نوازدرزمان صدارتش هرگزچنین چیزی نگفته.

 

بهرصورت آغازبد بختی یک جامعه ازلحظه ای شروع می شود که ساختارنیروهای امنیتی را ازدست بدهد امری که درافغانستان عراق ولیبی درسالهای اخیرانجام شده است.فروپاشی نیروهای امنیتی درواقع متلاشی شدن همه چیزاست.افغانستان با انهدام مطلق وتمام عیارروبروگردید.با متلاشی شدن نیروهای امنیتی،نیروهای جهادی با چریکهای کوهستانی خود می خواست حکومت را اداره نمایند که نتوانستند وما شاهد جنگهای خونین دهه هفتاد بودیم.پدیده فقدان اردو وپولیس ادامه داشت.درنشست بن 2001 بود که جهت های سیاسی وجامعه جهانی این تصمیم را گرفتند که برای افغانستان دوساختارسیاسی وامنیتی تازه را بسازند واین شد که درافغانستان نوین ودموکراسی نوپا،ساختارسیاسی درسه مرحله موقت،انتقالی ومنتخب،ساخته شد ودرهرسه مرحله حامد کرزی،رییس مراحل انتقال سیاسی بود.همزمان با ساختارسیاسی تازه،ساختارنیروهای امنیتی ازصفرآغازگردید.این سازماندهی تفاوت بنیادی با ساختارهای پیشین داشت.نیروهای امنیتی افغانستان هم به لحاظ تجهیزات،سازماندهی وآموزش بکلی با پدیده تازه روبروگردید.این مساله درنهایت دشواری دربرابرحملات انتحاری وچریکی طالبان ادامه داشت.

 

رییس جمهورکرزی به دلیل اینکه رهبرزمان جنگ نبود وبگفته کارشناسان افغانستان دراوج بحران نظامی وجنگی،واجد رهبری شدیم که اصولا با قواعد جنگ وخوی خاصیت جنگی را نداشت.رییس جمهورکرزی باروشهای منحصربه فرد خود می خواست جامعه بحران زده افغانستان را اداره نماید.رییس حکومت مدرن،با تکیه به روشهای سنتی می خواست ساختارسیاسی وامنیتی حکومتش را به پیش ببرد.این تناقضات حل ناشده سبب گردید که ما معلق بمانیم.درحال حاضرمردم نمی دانند که اصالت درساختاروتصمیم گیریهای سیاسی،شیوه های سنتی است ویا نهادهای قانونی ومدرن.

 

ارتش هم درکنارساختارسیاسی آشفته وآلوده به فساد سرنوشت دشواری دارد.نیروهای بین المللی ازافغانستان خارج می شوند.امورامنیتی تماما به دوش افغانها غلطیده.ارتش وپولیس با کمبود تجهیزات وآموزش روبرو است کارشناسان ناتو با پخش تلفات سنگین پولیس درجنگ طالب به این جمع بندی رسیده که نیروهای افغانستان پنج سال دیگراحتیاج دارد که تجهیزوآموزش داده شود.اردو وپولیس به شدت نیازمند کمکهای غرب می باشند اگرموضع گیریهای متنوع ونوسانات درسیاست کابل اجازه بدهد،باید تجهیزات پولیس واردو دراولویت کارهای حکومت قراربگیرد.امارمیدانی وتحقیقات نشان داده است که دلیل این همه تلفات تنها نداشتن تجهیزات وآموزشهای لازم با خرابکاریهای بمبهای کنارجاده ای است.کشتن به این صورت هنروقدرت طالبان نیست این نوع کشتار ماهیت ناجوانمردانه دارد چنانچه تلفات ملکی اهمیت نظامی ندارد.کشتن مردم بیگناه چه دست آوردی برای طالبان داشته جزنفرت وکینه مردم نسبت به خود شان را کمایی نکرده  است.یگانه راه مقابله دربرابرحملات بیرحمانه انتحاری وبمبهای کنارجاده ای،تجهیزوآموزش نیروهای افغانستان می باشد همین.

 

پولیس و انتخابات:

 

یکی ازمسولیتهای که به دوش پولیس گذاشته شده مساله انتخابات 93 است این موضوع یک آزمون بزرگ برای نیروهای امنیتی بخصوص پولیس کشورباید باشد.دراین عرصه پولیس چندین کارراباید همزمان پیش ببرد یکی گرفتن امنیت پیش ازانتخابات درروزانتخابات وبعدازانتخابات وخلاصه اینکه گرفتن امنیت درتمامی فصول اما اینکه روزهای انتخابات مثال زده می شود به دلیل حساسیت ونقطه های عطف تاریخی این روزها می باشد.گفتم که تامین امنیت درهرصورت احتیاج به تجهیزات لازم را دارد.کمبودهای که ارتش وپولیس دارد می با ایست توسط حکومت ومتحدانش حل شود.درکنارگرفتن امنیت مساله مهم دیگربرای نیروهای امنیتی بخصوص پولیس،موضوع بی طرفی پولیس ونیروهای امنیتی است.پولیس سیاسی کارسیاسی خواهد کرد.مخالفان حکومت رییس جمهورکرزی ازهم اکنون اعلام داشته که تقررجنجالی ترین چهره ومهره سیاسی درحکومت رییس جمهورکرزی،حال سرپرست وزارت داخله شده وقرار است بعنوان وزیرداخله ازمجلس نمایندگان رای اعتماد بگیرد.

 

عمرداوود زی رییس پیشین دفتر وسفیرافغانستان درپاکستان وحالا سرپرست وزارت داخله،یکی ازخبرسازترین مهره نظام حکومت رییس جمهورکرزی بوده است وی ارتباطات تعریف نا شده ای با همسایه ها داشته ومتهم شد که درزمان تصدی ایشان بشترین پولهای استخباراتی به دفترایشان واریزشده است.این گونه کارها ازوی یک چهره بسیارخبرسازساخته است.ازاین گذشته آقای عمرداوود زی گفته شده مطلقا تجربه امنیتی ونظامی ندارد. کسی بخوبی نمی داند که ایشان کارهای نظامی امنیتی داشته است ویانه؟.آقای داوود زی یک چهره سیاسی با پیچیده گیها وارتباطات خاصی خود را داشته است.قانونی ویا اتمر همین طورجلالی ودرآخرآقای مجتبی پتنگ،حد اقل بخشهای زیادی ازعمرشان را با امورامنیتی وجنگی گذرانده ودانش مسایلی امنیتی ونظامی ویا تجربه عملی آن را داشته اند آقای قانونی درزمان خودش یک چریک بود وکارهای زیادی درامرجنگ ومدیریت امنیتی ونظامی درحکومت استاد ربانی را داشت.همین گونه آقای حنیف اتمر جلالی وپتنگ،مسولیتهای شان تناسب زیادی با مقام وزارت داخله را داشت اما عمرداوود زی چی؟ آیا کارهای امنیتی ونظامی درکارنامه ایشان ثبت شده است ویانه البته من چنین اطلاعاتی را ندارم ومردم آقای داوود زی را یک سیاست مدارازنوع خود ش می شناسند وکسی چیزی ازسابقه نظامی وامنیتی وی نمی داند.

 

حال آقای داوود زی که نامزد احتمالی ریاست جمهوری 93 بود،ازسوی رییس جمهورکرزی بعنوان سرپرست وزارت داخله تعیین شده است.مخالفان سیاسی رییس جمهورگفته اند که این انتصاب وتقرر،یک مساله سیاسی ومرتبط به امرانتخابات می باشد آقای صالح با صراحت اعلام داشت که با این تقررها رییس جمهورمی خواهد پولیس را سیاسی نماید.آنها هیچ شکی ندارند که آقای داوود زی مهره متعهد به سیاست های رییس جمهورکرزی است ودیگراینکه وی یک چهره کاملا سیاسی وغیرمسلکی درامروزارت داخله می باشد ومشکل سوم هم این است که ایشان ممکن است درامرانتخابات،همه تسهیلات را درجهت کاندید موردحمایت حکومت سازماندهی نماید.آقای عمرداوود زی به این ظرافت وانتقاد واقف است وی دراولین روزازتصدی مقام وزارت داخله درمراسم معارفه خود گفت: من درامرانتخابات بی طرف هستم وهرگزاجازه نمی دهم که پولیس درامرانتخابات مداخله نماید آقای داوود زی تاکیدات زیادی روی بی طرفی خود داشت.البته رییس جمهورهم درهفته گذشته اعلام داشت که درمساله انتخابات بی طرف می باشد نه تنها خود ایشان بلکه به همه ماموران حکومت هدایت داده که درمساله انتخابات به نفع وضرری کسی مداخله نداشته باشند.این جملات را آقای داوود زی درمراسم معارفه خودش بکاربرد وگفت: هرگزاجازه نمی دهد که ازامکانات وزارت داخله به سود وزیان نامزدی استفاده شود.

 

اینها مضمون اظهارات آقای عمرداوود زی درروزمراسم تصدی مقام وزارت داخله بود.منتقدان حکومت این گونه تقررها را معنی دار می دانند وگفته اند که تقررآقایان نبیل درسمت سرپرستی ریاست امنیت ملی،ومعرفی داوود زی به وزارت داخله،نشانه های ازسازماندهی امکانات دولتی درامر انتخابات می باشد.آنها متقاعد نشده که سیاست های تبلیغاتی حکومت مبنی بربی طرفی عین همان سیاستهای اعمالی حکومت باشد.آقای صالح به هردومساله معترض است یکی اینکه پولیس را سیاسی می کند وپولیس سیاسی نمی تواند کارسیاسی نکند ونتیجه اینکه بی طرفی نقض شده است.نکته دوم اینکه آقای داوود زی،تابع سیاستهای حکومت ومتاثرازبرنامه های انتخاباتی می شود واین مساله روی نتایج انتخابات تاثیرمی گذارد وبی طرفی آن را خدشه دارمی کند وبه این صورت "پولیس وانتخابات" را زیرسوال می برد.

 

نتیجه اینکه پولیس کشورقربانی کمبود تجهیزات وآموزش شده ودرخلال شش ماه گذشته تلفات پولیس نسبت به سال گذشته دوبرابرشده. ازاین هم که بگذریم حال اسیرسیاست هم می شود.این نگرانیها را مخالفان رییس جمهور، بصورت جدی مطرح کرده اما درعمل ببینیم که آقای داوودزی به تعهدات روزمراسم معارفه خود استوارمی ماند ویانه؟ ودیگراینکه خواهیم دید ناتو به تعهدات خود علیرغم سیاستهای سیال وفرازنشیب دارکابل،وفادارمی ماند ویانه؟ آنها بارها تعهد داده که نیروهای افغانستان را تجهیز،آموزش ومشوره می دهند وسالانه چهارمیلیارد یک صد میلیون دالردراختیارنیروهای افغانستان قرارمی دهند وبرای شان مصرف می کنند.حال اگرجنگ دیگری را درخاورمیانه آمریکا وغرب شروع نکنند،امید واری است که آنها به تعهدات خود وفاداربمانند.

آب درآسیاب دشمن

آب درآسیاب دشمن

 

امروز دوستی با خواندن اعلامیه دفترریاست جمهوری درمورد عملیات انتحاری طالبان درقندهار،حکایتی را نقل می کرد.وی می گفت: درمیان مردم ما ضرب المثلی است که می گویند ازسستی صاحب خانه روباه برپشت بام بالا می شود.منظوروی این بود که طالبان ازسستی حکومت وموضع گیریهای مبهم وشبهه آمیزش،خود را درپشت بام رسانده واین خود حکومت است که آب درآسیاب دشمن ریخته وطالبان حال بجای رسیده که هیچ اهمیتی برای حکومت قایل نیست.درمواردی، طالبان اعلام داشته که اصلا طرف ما درجنگ وصلح دولت افغانستان نیست.آنها برای خود طرفی را تعریف کرده ومی خواهند با آنها مذاکره ویا جنگ داشته باشند وآن آمریکا وغرب است.طالبان بارها دراعلامیه های خود به این مسایل اشاره کرده که با حکومت افغانستان هیچ گونه مذاکره ای ندارد طرف اصلی آنها آمریکا است.پرسش اساسی دراین است که چرا چنین شد؟ آیاسستی وغفلت ما، کار را به اینجا رسانده ویا عواملی دیگری دراین ماجرا دخیل می باشد.این مساله ازمنظرهای متفاوت قابل بحث است.

 

مخالفان حکومت عامل اصلی درتحولات وتوسعه خشونت وجنگ، برخورد غیرفعال حکومت را می دانند آنها می گویند: مشکل حکومت این است که هنوزنمی داند ویا نخواسته بداند که دشمنان شان کی ها هستند ودوستان شان کدام.البته رهبران سیاسی دلایلی زیادی برای این مدعای شان دارند.رییس جمهوربه دنبال هرجنایتی که ازسوی طالبان صورت گرفته درمراسم جنایت حاضرشده وروی نعش قربانیان استاده طالبان را برادرخوانده وازآنها خواسته که مردم را نکشند.این مساله را هرگزفراموش نکرده  ایم رییس جمهورروی جنازه خون آلود برادرش استاد وطالبان را برادرخطاب کرد وگفت: اوطالبان برادر،دست ازجنگ بردارید.این مساله را رییس جمهورروی جنازه پاره پاره بردارش احمد ولی خان درقندهاردرسال2011،اعلام داشت درهمان سال درمراسم شهداء نیمروزشرکت کرد وبازهم گفت: اوبرادران طالب دست ازجنگ بردارید ومردم تان را نکشید.

 

مردم ومخالفان سیاسی رییس جمهورکرزی چه می گویند؟

رییس جمهورکرزی بارها وبارها براین مساله پافشاری کرده وگفته است که بازهم طالبان را برادرمی گویم گرچه شما ژورنالیستهای محترم سرم قارهستید"قهرمی باشید" ولی من کلمه برادررا ایله دادنی نستم.این همه پافشاری روی برادری طالبان،طبعا این حالت را پیش می اورد که طالبان ازفرصت استفاده کرده بربام خانه بالا شوند زیرا دراین حالت طالبان هرچه باشد بازهم برادراست نه دشمن وقاتل بیرحم.ازنظرمردم ومخالفان سیاسی رییس جمهورکرزی، بیانیه دیروزارک خیلی جدی نیست.ایشان حرفی رامی زند وبعدش می رود."کلاهی کلمته هو قائلها" اعلامیه ارگ دیروز ریاست جمهوری خیلی تند وتحقیرآمیزنسبت به طالبان بود دراین اعلامیه گفته شده که طالبان شکست خورده وحالا قربانیان شان را ازمیان مردم بیگناه می گیرند ازنظربیانیه ارگ کشتاربیرحمانه طالبان دراین روزهای آخیر،درقندهاروجاهای دیگر،نشانه ضعف واستیصال طالبان باید باشد.اعمال هولناک آنها درحق مردم بیگناه،دلیل درماندگی طالبان است که ازمردم بیگناه انتقام می گیرد.

 

البته این منطق تاحدی می تواند درست هم باشد طالبان ممکن است ازمردم افغانستان نا امید شده باشند وازمردم انتقام می گیرند مردم مثل نیروهای امنیتی دشمنان طالبان تعریف شده دیکتاتوران عادت شان همین اند که وقتی که مایوس شد هیچ فرقی بین مردم ونیروهای امنیتی ونظامی نمی گذارند این منطق دیکتاتوران را همه می دانیم که گفته شده: یا من ویا هیچ کی.طالبان با انوع جنایت شان همین را بیان می کنند که : یا ما وامارت ما درافغانستان ویا هیچ کس. مهندس حکمتیارهم باید به این نتیجه رسیده باشد که دراعلامیه پشت سرهم خود گاهی فرمان قتل عام هزاره ها را صادرمی کند وهیچ جای درکره خاکی برای شان قایل نیست وگاهی خطاب به مردم پنجشیرمی گوید که رهبران تان خاینین واجیران روس وآمریکا هستند وصف تان را ازآنها جدا کنید والا یعنی اینکه حکم قتل عام شما را نیزصادرمی کنم.

 

منطق بیانیه ریاست جمهوری درمورد طالبان تاکید به این مساله دارد که طالبان درمانده وشکست خورده وحالا روی به کشتارمردم بیگناه آورده اند اما مردم ومخالفان رییس جمهورمی گویند که عامل اصلی توسعه کشتاروبیرحمی طالبان،لاابالی گیری سیاسی است.طالبان باید بعنوان دشمن مردم افغانستان درفهرست حکومت قرارمی گرفت ونه درلیست برادر.اینکه طالبان را بصورت مکرربرادر خطاب نماییم این مساله درذات خود تاثیرات بدی روی مردم ،احزاب وگروهای مدنی وسیاسی می گذارد این برادرخواندن طالبان برای رییس جمهورهم هزینه های زیادی داشته اینکه رییس جمهورطالبان را برادرخوانده چه سودی برده آیا میزان کشتارآنها را کاهش داده ؟ وابستگی آنها را قطع کرده و به نفع رییس جمهورکرزی تمام شده؟.هرگزچنین پیامدهای نداشته است این حرف رییس جمهورخطاب به خبرنگاران درست که مردم وخبرنگاران نسبت به برادرخواندن طالبان ناراحت وقهرهستند.رییس جمهورازهرکسی آگاه تراست که این ادبیات هرگزبه سود وی نبوده بلکه رییس جمهورهزینه های بسیارسنگین حیثیتی را پرداخته است.

 

مردم واحزاب سیاسی وگروهای مدنی،هرگزموضع گیریهای رییس جمهوردرقبال طالبان را قبول ندارند.آنها حتی همین اعلامیه تند وتیزدفتررییس جمهوکرزی را که دیروزمنتشرشد را، هم جدی نمی گیرند آنها بد جوری به این نتیجه رسیده که رییس جمهورکماکان برادر، طالبان خواهد بود.فاصله ماصله ای درکارنیست.چنانچه دربرادری جناب فاروق وردک وطالبان هیچ شبهه ای نیست.مخالفان وگروهای مدنی می گویند: رییس جمهورنه خودش بصورت قاطع با طالبان جنگیده ونه جامعه جهانی را گذاشت که طالبان را ریشه کن نماید واین خود حکومت است که روباه را برپشت بام برده وآب به آسیاب دشمن ریخته است.

 

حکومت دراین مورد چه نگاهی دارد؟

 

حکومت درمورد طالبان نگاه متفاوتی دارد.حکومت شاید اظهارات رییس جمهورکرزی را به این صورت توجیه نماید که راه صلح با رجزخوانی نمی شود.اصل صلح را باید درهرصورت حتی درادبیات رعایت کرد.ادبیات رییس جمهورکرزی،ادبیات صلح است دوستی که سالها درارک ریاست جمهوری کارکرده می گوید: رییس جمهورکرزی شخصیت مناسب برای صلح ودرزمان صلح است ونه رهبری برای جنگ وی تاکید می کند که رییس جمهور درشرایط جنگی رییس جمهورشد واین تقصیرشما است که دربن این کاررا کرده اید.من گفتم در آن زمان این گونه نشان داده می شد که طالبان ازصفحه روزگارحذف شد دهه نوین دموکراسی دهه صلح وثبات درافغانستان است ورییس جمهورکرزی،خود رییس جمهورصلح وثبات درافغانستان می شود ما که دانش غیبی نداشتیم ونمی دانستیم که آمریکا چه می کند وپاکستان چه نقشه های درسردارد.این دوست می گفت: رییس جمهورادبیات ازنوع برادر ویا برادران ناراضی رابه این دلیل بکارمی برد ودرفرهنگ رییس جمهورمساله بنام دشمن وجود ندارد همه برادران راضی وناراضی هستند.البته این حرف را یک وقت درزمان اداره موقت درسال2003 رییس جمهور، به آقای قانونی هم گفت: که قانونی صاحب بهتراست که همی طالبان را هم دشمن نگوییم.

 

این ادبیات می تواند دودلیل داشته باشد یکی همان فکروذهن خود رییس جمهورکه متاثراززمان تحصیل وسیاست گاندی باشد ودیگراینکه تاثیرات عوامل حزب اسلامی دردستگاه حکومت وشاید هم هردو مساله سبب گردیده که رییس جمهورکرزی چنین سیاست توام با تلطیف را درمورد طالبان گرفته است.ازاین مساله که بگذریم رییس جمهوردرمورد طالبان،به ریشه های بیرونی آن توجه داشته است ازمجموع موضع گیریهای رییس جمهوراین گونه ا ستنباط می شود که ایشان طالبان را ابزاردست پاکستان وحتی آمریکا می داند.ایشان دریک مورد گفته بود: طالبان به چند گروه تقسیم می شوند طالبان پاکستانی طالبان خارجی داریم. ایشان تاکید می کرد که طالبان درهتلهای کشورهای خلیج ویا درغرب با خارجیها می نشینند چای وقهوه می خورند.درمورد نمایندگی طالبان درقطررییس جمهوراین مساله را به سیاست آمریکا وپاکستان مرتبط دانست وبه شدت با آن برخورد وحتی مذاکرات امنیتی خود با امریکا را متوقف کرد.ازنگاه ارگ، طالبان پدیده ای است ساخته وپرداخته آمریکا وپاکستان.

 

یک مقام آمریکایی سخت نسبت به این مساله اظهارناراحتی می کرد وی می گفت: ما این همه درافغانستان جان فشانی کرده ایم ولی حال می بینیم که رییس دفترمقام ریاست جمهوری مارا متهم به حمایت ازطالبان ومتهم به تجزیه طلبی می کند واین واقعا عجیب است.سفیرآمریکا درواکنش به ظهارات مسول دفتررییس جمهورکرزی گفت: که این گونه اظهارات یاوه گویی بیش نیست.رییس جمهوربه همین دلیل است که ازپاکستان همیشه دوچیزرا مطالبه کرده یکی اینکه طالبان طرف دارصلح را باید آزاد نماید ودیگراینکه طالبان اصلی رابرمیزمذاکره حاضرنماید.این دوخواست افغانستان درسفراخیررییس جمهورکرزی نیزمطرح گردید.آزادی ملابرادروهمراه شان ووادارکردن طالبان برسرمیزگفتگوهای صلح ازعمده ترین خواسته های رییس جمهورکرزی بود. امریکه هرگزازسوی پاکستان به اجرا گذاشته نشده.

 

البته درموضع حکومت درمورد وابستگی طالبان به استخبارات پاکستان تردیدی نیست وهمه گفته اند که کشورهمسایه بعنوان سرمایه به طالبان نگاه می کند این مساله دلایلی زیادی دارد ولی مساله اصلی دراین است که حکومت چرا ازوقت این نتیجه گیری را نداشت؟ وچرا نسبت به طالبان ازموضع برادرانه برخورد داشت؟ اگراین تحلیل درارک جدی بوده که طالبان ابزارسیاست استخباراتی همسایه است وازآن بعنوان سرمایه استفاده می کند پس چرا خود حکومت آب درآسیاب دشمن ریخته است؟ ودراین ده سال هرگزمبارزه قاطع دربرابرابزاروسرمایه استخبارات همسایه نکرد.این تناقضات را چه گونه باید حل کرد؟

 

براساس اعلامیه های ارگ طالبان ابزاروآلت قرارگرفته والبته طالبان مطابق آخرین بیانیه دفترریاست جمهوری شکست هم خورده است.پرسشی که جواب نداشته این است که حکومت چرا طالبانی که آدم کشته ومی کشند را برادرخطاب کرده؟ پس این نتیجه باید گرفته شود که به همان پیمانه ای که پاکستان، آمریکا ،غرب وعرب دررشد طالبان،دخیل بوده،سیاستهای مبهم وتعریف ناشده افغانستان درمورد طالبان نیزتاثیرات خودرا داشته است.منتقدان می گویند: این اعلامیه دیروزارک که لحن بسیارتندی داشت،بازهم واقعیت ندارد زمانی دیگری ممکن است دریک جای دیگری رییس جمهورخطاب به طالبان بگوید: برادران دست ازجنگ بردارید وبازتاکید نماید که من برادرطالب را ایله دادنی نستم.پس این خود حکومت است که روبا ه روی بام برده تاخارجیها وپاکستانیها واین خود حکومت است که آب درآسیاب آنها انداخته است.نآ  ننتن

تفاوتهای دوانتخابات


تفاوتهای دوانتخابات

 

تفاوتهای میان دوانتخابات ریاست جمهوری دیده می شود ویانه؟ این سوالی است که درذهن ایجاد شده.برخی گفته اند که هیچ تفاوتی درکارنیست درگذشته هم درنهایت جامعه سیاسی افغانستان به دوبخش حکومت واپوزیسیون سیاسی اش،تقسیم شد.این درست که درکنارحامد کرزی وداکترعبدالله نامزدان دیگری مثل رمضان بشردوست وداکتراشرف غنی ودیگران را داشتیم ولی درنهایت امررقابت تاثیرگذاروخبرساز،همان دوخط حکومت واپوزیسیون بود.اگرپادرمیانی جان کری نبود بدون تردید انتخابات به دوردوم کشانده می شد.نقش سناتورجان کری وازخود گذری داکترعبدالله،سبب گردید که انتخابات 88 درهمان دوراول خود با اعلام پیروزی حامد کرزی،به پایان برسد.دراین دورازانتخابات 93 احتمالا همین صف بندیهارا خواهیم داشت وچندان تفاوتی درکارنیست.ازهم اکنون روشن شده که دکترعبدالله عبدالله کاندید93 هست.این مساله با اعلام ایتلاف تازه بنام " اتحاد انتخاباتی" درپنج شنبه هفته گذشته،بعد تازه بخود گرفته است درتشکل سیاسی تازه ازمیان پانزده گروه سیاسی تنها دکترعبد الله دراین جمع کاندید است وکسی دیگری تاکنون درجمع اتحاد انتخاباتی،ابرازوجود نکرده است واحتمالا اتحاد انتخاباتی با همین یک کاندید بکارخود ادامه می دهد.رهبران اتحاد گفته اند که درمورد نامزد ریاست جمهوری ومعاونان شان،تاهنوزتصمیم نگرفته اند ولی بزودی موضع شان را دراین خصوص اعلام می دارند.نامزدان دیگری مثل آقای اتمرواحدی خارج ازاتحادانتخاباتی،کاندید هستند.تفاوتی شناخته شده دراین است که این بارعدد نامزدان خیلی محدود خواهد بود نامزدان موفق ،وارد میدان می شوند که حمایت جبهه های قوی سیاسی را با خود داشته باشند.

 

نامزدها چگونه وچرا انگشت شمارمی شوند:

 

درانتخابات88 تعدادنامزدان به ده ها نفررسیده بود رقم 32 ویا 42 واقعا خیلی زیاد بود که درانتخابات گذشته آن را داشتیم اما درانتخابات93 قطعا چنین تراکم گسترده نامزدان را نخواهیم داشت.رییس جمهورگفته است که تعداد نامزدان دوتا باشند خیلی بهتراست واگرچهارتا شود بازهم قابل گذران می باشد.اراده رییس جمهور خیلی مهم است زیرا ازبخش حکومت،حد اقل با نامزدان محدودی روبروهستیم اگرسخنان رییس جمهوردرمورد نامزدان ریاست جمهوری را درجبهه حکومت جدی بدانیم ازسوی حکومت کاندیدهای محدودی به میدان خواهد آمد البته این که می گوییم نامزدان جبهه حکومت این مساله به دلیل سیاست اعمالی حکومت است والا سیاست وموضع تبلیغاتی حکومت غیرازاین است زیرا رییس جمهورباصراحت اعلام داشته که ازهیچ کاندیدی حمایت نمی کند وبه ماموران حکومت هم اجازه نمی دهد که ازنامزدان بخصوصی حمایت نمایند.ایشان پیش ازسفربه پاکستان دریک کنفرانس خبری اعلام داشت که اجازه نمی دهد که ازتسهیلات حکومت درجهت حمایت ازیک کاندید ویا به ضررکاندید دیگری استفاده شود.این مساله، مورد استقبال گروهای سیاسی جامعه مدنی ومردم افغانستان قرارگرفته حکومت درامرانتخابات باید بی طرف باشد.مردم وگروهای سیاسی به این باورهستند که موضع تبلیغاتی حکومت تبدیل به موقف اعمالی حکومت باید شود یعنی اینکه درعمل شاهد چنین اقدامات بی طرفانه ازسوی حکومت درامرانتخابات باشیم.

 

 البته این مساله با توجه به وضعیت افغانستان یک رویا باید باشد.حکومت بصورت قطع همان گونه که دراظهارات رییس جمهورنشان داده شد،به شدت طرف دارمحدودیت نامزدان ریاست جمهوری است واین مساله یکی ازعوامل تاثیرگذار درایجاد محدودیت وتفاوت این دوره بادوره پیشین خواهد بود.عامل دوم برای محدودیت نامزدان،وضع شروط نسبتا سختی است که ازسوی مراجع مربوطه وکمیسیون مستقل انتخابات باید وضع شده باشد گفته شده که یکی ازشرایط داشتن صد هزارکارت حمایتی ازنامزد ریاست جمهوری است.کاندید باید صد هزارکارت را ازمردم جمع نماید که نشان دهد این جمعیت ابتدا به ساکن ازوی حمایت می کند.نامزد، موقع ثبت نام با این کارتها حضورداشته باشد.جمع آوری صد هزارکارت،انرژی وپایگاه وسیع اجتماعی می خواهد وهرکسی ازخواب بلند شده نمی تواند این کاررا نماید البته شکی وجودندارد تهیه این عدد کارت، خالی ازشایبه وتقلب نیست.درگذشته کاندیدی ده هزارکارت را موقع ثبت نام داشت ولی وقتی که رای ایشان خوانده شد دوهزاررای داشت وقتی خبرنگاران ازوی پرسید که شما موقع ثبت نام ده هزارکارت داشتید ولی حالا تنها دوهزارنفربه شما رای داده آن هشت هزارنفردیگررا کجا کردید وی درپاسخ گفت: با جعل وتقلب حامیان مرا نیزبا خود بردند.

 

عوامل که کاندید ها را محدود می کند یکی همین ایتلافهای کلان است.اتحاد انتخاباتی بعنوان یک اتحادیه کلان اگریک کاندید داشته باشد که رهبران شان گفته اند، همین کاررا می کنند آنها درروزاعلام اتحاد،گفتند که درآینده نزدیک نزدیک نامزد ریاست جمهوری ومعاونان شان را معرفی می کنند. وازسوی حکومت هم نیزتاکید شده که نامزدان ریاست جمهوری باید محدود باشد را نیزداریم خوب این مساله بصورت طبیعی،عدد نامزدان را پایین می آورد درکناراین مساله شروط چون جمع آوری صد هزارکارت ودیگرقیود،می تواند محدودیت ایجاد نماید واین تفاوت آشکاراین دوره ازانتخابات با دوره 88 باید باشد البته این عوامل ودیگرمسایل می توانند،تعداد نامزدها را انگشت شمارومحدود نمایند.درکناراین مسایل ،ایجاد ایتلافهای تازه دیگر نیزتاثیرات خودرا درامرانگشت شماری خواهد داشت.

 

آیا ایتلافهای تازه دیگردرراه هست؟

 

تا حال ازچند جای شنیده ایم که ایتلاف تازه ای باید درراه باشد.اولین باراین آقای جلالی بود که درواکنش به اعلام "اتحاد انتخاباتی" به این مساله اشاره کرد که ایتلاف جدیدی درراه است وی درانتقاد ازاعلان تشکل سیاسی هفتم سنبله بنام « اتحاد انتخاباتی» اشاره داشت که ایتلافهاباید ملی وفراگیرباشد ونه سمتی.تلویزیون ژوندون آن قدربه مساله اتحاد حمله کرد که اصلا قابل تصورنیست بگفته دوستان توپخانه ای بود که مراکزاتحاد وشخصیتهای تاثیرگذارآن تا جای که توانیست،مورد هجوم وتعرضات نامردانه قرارداد.درنشریه ایتلاف ملی هم افرادی مریضی مقاله ویا بیانیه نوشت که این گونه نوشته ها نیزتاثیرات منفی خود را داشته است.گرچه همه می داند نوشته های هفته نامه ایتلاف ملی،سیاست کلان این تشکل سیاسی نیست این گونه نوشته ها را آدمهای مریضی که درهرجا هست را نوشته ودرنشریه معتبرایتلاف ملی به چاپ رسانده اما انتظار که می رود این است که نشریه باید تابع سیاست کلان رهبری ایتلاف ملی باشد وباید ازنشرچنین مطالبی تنگ نظرانه ومنحط، جلوگیری شود.خوب ژوندو که موقف سیاسی نفاق افکانه شان معلوم است وهیچ کسی گله ندارد اما نشریه ایتلاف ملی چرا چنین نوشته های را چا پ کرده است؟ پرسشی است منطقی.

 

ایتلاف ملی یکی ازپرسابقه ترین ایتلافهای سیاسی درکشوراست.جبهه ملی که دوسال پیش اعلام موجودیت کرد  نیزیکی ازسنگین ترین تجمعات سیاسی درکشورمی باشد.شورای همکاری احزاب هم علیرغم اشکالات وتشتت فکری درونی، نیزیکی ازمراجع معتبرسیاسی درکشورشده است.حال گفته شده که درواکنش به اتحاد انتخاباتی هفتم سنبله 92 قراراست که ایتلافهای تازه با تبلیغات سیاسی وخطوط فکری، اعلام موجودیت نمایند.این مساله گذشته ازاظهارات آقای جلالی وانتقادات ایشان درمورد اتحاد انتخاباتی،ازیک مرجع دیگرسیاسی نیزاعلام شده است.امروزروزنامه ها نوشته است که دفترسیاسی حزب وحدت به رهبری  استاد خلیلی اعلام داشته که یک ایتلاف تازه ملی وفرا قومی به زودی اعلام می شود اگراین خبرصحت داشته باشد،این نتیجه رامی توان گرفت که درجبهه حکومت درواکنش به تشکل سیاسی هفتم سنبله،چنین فکری ایجاد شده است.بدون شک ایتلاف تازه ای که قراراست اعلام شود،ازسوی جبهه حکومت خواهد بود ونه ازجوانب دیگر.ایتلافهای کوچک هرگزکارسازنیست.ایتلاف تازه که دفترسیاسی حزب وحدت وآقای جلالی به آن اشاره کرده،بالطبع یک ایتلاف کلان که هم وزن " اتحاد  انتخاباتی " ترازو شود را، باید تشکیل دهد.این مساله را به این دلیل جدی گرفته اند که گویا "اتحاد انتخاباتی"ملی نیست.

 

با این اوضاع واحوال،درآستانه ثبت نام انتخاباتی، شاهد شکل گیری ایتلافهای عمده سیاسی خواهیم بود.روزنامه های طرف دارحکومت مطلقا گفته اند که اتحاد انتخاباتی سمتی وتباری است بنابراین بصورت واکنشی باید ایتلاف تازه ای تشکیل شود که ماهیت فراقومی وسمتی داشته باشد.همان گونه که درنوشته های پیشین اشاره کرده ام ایتلاف تازه که دفترسیاسی حزب وحدت وآقای جلالی مبشرآن شده،چه بخواهیم ونه خواهیم دوعیب بزرگ را خواهد داشت یکی اینکه واکنشی وغیرابتکاری است ودیگراینکه شایبه دامن زدن به شمال وجنوب را تقویت وتغذیه خواهد کرد مگرمی شود ایتلاف تازه را به دلیل اینکه عمده ترین چهره های غیرشمالی باشد را ملی دانست واتحاد انتخاباتی را،سمتی پنداشت. بگفته ای شبکه ژوندون اگراتحاد انتخاباتی سمتی تباری وقومی باشد،شک نداشته باشیم که ایتلاف تازه هم همان مواصفات را خواهد داشت.بهرصورت بحث اصلی این مقاله دراین است که ایتلافهای تازه با هردلیلی موجه وغیرموجه کنشی وواکنشی،ایجاد شود،عمده ترین تاثیراتش همان ایجاد محدودیت درنامزدان ریاست جمهوری خواهد بود.امری که به نظرمی رسد انتخابات پیشرو را متمایزازانتخابات93 خواهد کرد.

 

تفاوتهای دو،انتخابات ریاست جمهوری درمحدودیت نامزدان،با مولفه های وتعاریف خاص خود عرضه خواهد شد.نگرانی عمده اگراین باشد که به مساله شمال وجنوب دامن زده نشود بنابراین حکومت اولا توصیه نماید ورسانه های همسوباخود را تشویق کند که سیاست ملی را درپیش بگیرد وبه هرامری سیاسی،مسایل تباری را پیش نکشد ودرثانی ازایجاد تشکل تازه بصورت واکنشی اجتناب نماید.البته هیچ مانعی ندارد که گروهای کلان سیاسی را داشته باشیم دردامن دموکراسی، وجود چنین تمریناتی طبیعی است ولی علایم خطروخطوط قرمزی هم باید رعایت شود.انتخابات93 تفاوتهای مثبت ومنفی زیادی نسبت به انتخابات88 باید داشته باشد.خوبیهای آن تفاوتها گرفته وازبدیهایش پرهیزگردد.

هفته های سرنوشت


هفته های سرنوشت

 

دوهفته درثبت نام نامزدان ریاست جمهوری مانده دراین مدت چه ترکیبهای تازه متولد می شود،منظورازترکیب همان تکت ملی انتخابات است که ازدامن ایتلافها واتحادیه های بیرون داده می شود.درماه های اخیر،سرعت شکل گیری شوراها،ایتلافها وتشکلها،خیلی حیرت انگیزبوده است.آخرین نوع آن را درپنج شنبه گذشته داشتیم.پانزده حزب سیاسی درقالب یک اتحادیه،اعلام موجودیت کرد.قراربراین بود که این ایتلاف تازه ترکیب حکومتی واپوزیسیونی مشترکی داشته باشد.حضورچهره های سیاسی مثل خلیلزاد،جلالی وقیوم کرزی درنشستهای شبانه درمنزل آقایان محقق ودوستم، نوید خوبی ازمشارکت جمعی درمورد انتخابات93 دانسته می شد ولی آن سه نفربه دلایلی که نمی دانیم، مقاطعه کردند ودرهمایش بزرگ با نام" اتحاد انتخاباتی" شرکت نکردند.درآخرین شبی که جلسه رایزنی درمنزل استاد محقق برگزارشد قراراین شد که تیم دکتران متمایل به حکومت،افرادی را برای گنجاندن دیدگاه های شان دراعلامیه همایش اتحاد انتخاباتی،معرفی نمایند که نکردند ودرنتیجه درگردهمایی روزپنج شنبه شرکت نداشتند.

 

فقدان شرکت آنها شایبه،دامن زدن به مساله اتحادیه شمال وجنوب را دامن زد واین مساله را اظهارات آقای جلالی بشتردامن زده است وی گفت: که احتمالا یک ایتلاف ملی تازه تشکیل می شود.آقای جلالی به یک نحوی اتحاد انتخاباتی را سمتی پنداشته وآن را بصورت غیرمستقیم رد کرد.هرکسی می داند که اقدام به تشکل دیگرباهرعنوانی،شایبه شمال وجنوب را تقویت می کند واین کارخوبی نیست درحال حاضرگفته می شود که در»هفته های سرنوشت «دوسناریورا نخبگان طرف دارحکومت درپیش خواهد گرفت.

 

سناریوی اول:

 

سناریوی اول درهفته های سرنوشت به این صورت متحمل است که حکومت بخاطراجتناب ازتوسعه اتحادیه شمال وجنوب،اقداماتی ازنوع همسوی را با اتحاد انتخاباتی درنظرمی گیرد.تیم دکتوران که عمدتا سیاست های انتخاباتی جانب حکومت را سازماندهی وطراحی می کنند،باید به یک نحوی با تشکل تازه سیاسی که اعلام شد،وارد تفاهم معنی داری شود.البته این مساله پیش ازاعلام خیلی ساده بود ولی حالا هم خیلی دیرنشده ماهی، هروقت ازآب گرفته شود،تازه است.همسوی وتفاهم درسناریوی اول رابه این دلیل تاکید دارم که مصلحت ملی را درمتن خود دارد.نخبگان وتحصیل کرده گان غربی ما باید ازهمه بشتربه مسایل ملی فکرنمایند ونگاه ملی بجای سمتی داشته باشند.اینکه عکس العمل نشان داده شود ودرمقابل اتحاد انتخاباتی ،آنتی تز برای آن شناسایی نماید اصلا کاری درستی  نیست.آنها اشتباه سیاست مقاطعه را کناربگذارند وبه هرصورت دربرابریک اقدامی که صورت گرفته،سیاست همسوی وتفاهم را درپیش بگیرند.رهبران اتحاد انتخاباتی، اعلام داشته اند که باب گفتگودرتشکل تازه سیاسی بازاست وهرکس می تواند درآن شرکت نماید.بهرصورت ما درافغانستان به شدت احتیاج به مذاکره داریم وبدون تفاهم نمی شود مسایل را حل کرد.حال تیم داکتران ونخبگان سیاسی درجبهه حکومت می تواند چنین کاری را روی دست بگیرند یکی اینکه وارد مذاکرات معنا داربا رهبران اتحاد می شوند ودرمودرساخت یک تکت ملی انتخابات به تفاهم می رسند کاریکه دردونشست درمنزل استاد محقق وجنرال دوستم دنبال کردند.

 

صورت دوم قضیه این است که همان حرف جلالی را دنبال می کنند واقدام به تشکیل ایتلاف تازه می کنند البته مولفه های شکل گیری ایتلاف تازه جلالی می تواند ماهیت جنوبی داشته باشد ولی این تشکل هرگزبریده ازحلقه های مفقوده وچهره های سیاسی مرتبط به سایرتبارها نمی تواند باشد. متاسفانه جبهه حکومت تا بحال چنین کارهای را کرده  است حلقه های مفقوده ای را شناسایی کرده وازآنها خواسته جبهه اعتماد را تقویت نماید وشاید افراد دیگری که شناخته شده ترهم باشد را درایتلاف تازه شان جلب نماید.این کارشدنی است ولی هرگزبه هدفی که گفته شده ایتلاف ملی فراگیروغیرسمتی می سازد را دربرنمی گیرد. همه می گویند که ساخت چنین ایتلافی واکنشی است ودیگراینکه تمایلات سمتی وتباری را تشدید می کند البته که این حرف درستی است.سناریو سومی را هم می تواند دنبال کرد یعنی ما تا بحال گزینه « وصل» ویا گزینه « تشکیل ایتلاف تازه» را ازسوی مهندسان جبهه حکومت، برشمردیم ولی گزینه سومی هم درکارحکومت می تواند باشد.البته این انتخاب درصورت که موفق ازکاردرآید کاری مهمی شده که حکومت انجام داده است سناریوی هجوم وفروپاشی اتحاد را برخیها زمزمه می کنند.آنها این گونه استدلال می کنند که امکان متلاشی شدن اتحاد وجود دارد حال به چه صورت روی آن گفتگومی کنیم.

 

سناریوی دوم:

 

این مطلب به دلیل سابقه ها وپیشینه های خود،طرح شده است درگذشته هرچه ایتلاف واتحاد وجبهه وشورا ساخته شد،ولی همان تشکلها عمری کمی داشته است.درانتخابات ریاست جمهوری سال88 جبهه متحد ملی به ریاست استاد ربانی،شکل گرفت اما این جبهه خیلی عمرکوتاهی داشت ورهبران آن یکی پس ازدیگری ازآن خارج شدند وراهی جدایی را درپیش گرفتند.دلایلی آن به این صورت شناسایی شده که حکومت عامل اصلی فروپاشی چنین تشکلهای عمرکوتاه بوده است.عوامل حکومت، شبیخون سیاسی زده وایتلافهارا درهم شکسته وخیلی راحت آن را پاشانده البته این تنها حرف ذهنی نیست بلکه واقعیت وتجربه شده است.ایتلافها خیلی سریع درهم شکسته می شود.اتحاد انتخاباتی که درپنج شنبه بصورت با شکوهی اعلام شد،ممکن است عطف به گذشته شود وحکومت مهره های مهمی ازاین اتحاد را تطمیع نماید وازجرگه خارج کند.البته این کار درعالی ترین سطح ارتباط وگفتگو ممکن است.اتحاد انتخاباتی با هزینه بسیارسنگینی باید شکسته شود.خوب این کاربرای هیچ کسی عیب نیست که درمبارزات سیاسی موفق شود.افغانها هم که می دانیم  که سرعت غیرقابل وصفی درایجاد وتخریب چنین ایتلافها واتحادیه ها را داشته اند.این مساله درمورد اتحاد انتخاباتی به دوصورت ممکن است صورت  اول این خواهد بود که رهبران جمع شده دراتحاد انتخاباتی روزی پنج شنبه،صداقتی نداشته باشند وبه این مساله باورمند نباشند.

 

 حال سوالی که مطرح می شود این است که درصورت که صداقت وباورمندی نباشد پس چرا این همه انرژی خرج می کنند ومردم را دعوت وهمایش های شکوهمندی را بوجود می آورند.نشست روزپنج شنبه خیلی باشکوه برگذارشد وازهمه ولایات دراین گردهمایی شرکت کردند.پاسخ دادن به آن خیلی ساده است اتحاد ها وایتلافها هرگز،هدف نیست بلکه بعنوان ابزارازآن کارگرفته می شود.بنابراین می شود افرادی درجمع اتحاد ها وایتلافها پیداشود که با استفاده ازشرایط پیش آمده که برای رقیب بسیارسنگین تمام می شود با گرفتن امتیازات باعث درهم شکستن آن شود ودریگ گفتگوی پنهانی بگوید که می شکنم اما هزینه این فروپاشی چه باید باشد؟

                                                               

نامزدان متعدد ازآدرس واحد:

 

صورت دوم ازقضیه این است که نخبگان پل سازی می کند تا به مقصد خود دست پیدا نمایند.همانگونه که گفتم اتحاد،ایتلاف وشورا درذات خود اصالت ندارد،اینها ابزاروپل انتقال به مقصد ومرام مورد نظراست.نگاهی ابزاری به اتحادها وایتلافها وشوراها،سبب فروپاشی شده است. رهبران اتحاد انتخاباتی دریک آزمون تاریخی قرارگرفته اند یکی اینکه به اصول اعلام شده متعهد می مانند ویک کاندید با تکت ملی را می سازند وبه مردم ارایه می کنند مساله ای که دراعلام اتحاد انتخاباتی روی آن تاکید داشتند اگرچنانچه بتوانند که با نظرجمعی تکت شان را بصورت فراگیربه مردم معرفی نمایند دراین صورت چانس پیروزی باید داشته باشند.بانک رای را بدون تردید همین تشکل اتحاد انتخاباتی دارد.اتحاد انتخاباتی با چالشهای متحمل خود اعلام شد.حال برای مصونیت خود باید کارهای زیادی نماید اول اینکه براساس اعلامیه داده شده، به دنبال معرفی یک تکت ملی باشد.نکته دوم که باید رعایت شود این است که شایبه دامن زدن را به حد اقل برساند بازهم این مساله برمی گردد به همان ارایه تکت ملی وفراگیر.نکته سومی که باید مورد مطالعه قراربگیرد این است که درانتخابات 93 ازیک آدرس دو تکت اعلام شود.این البته برای هیچ کسی خوبیت ندارد که ازدوادرس دوتکت انتخاباتی اعلام شود.ایجاد ایتلاف تازه درمقابل اتحاد اعلام شده نتیجه اش این است که دوکاندید ازدوآدرس معرفی می شوند این کارتداعی بدی دارد زیرا بدون تردید دراین فرض همان شمال وجنوب خواهد شد.

 

نخبگان سیاست ودکتوران ما به این ظرافت توجه داشته باشند که معرفی دوکاندید با برنامه متفاوت ازیک آدرس بهترازاین است که دوکاندیدازادرسهای متفاوت " ایتلاف تازه واتحاد انتخاباتی" اعلام شده، به مردم معرفی شوند دوتکت ملی ازیک ادرس خیلی بهتراست ازمعرفی دوتکت ازدو ادرس متفاوت ایتلاف به دنبال اتحاد.حال عمده ترین بحث  این است که تکتهای انتخاباتی با چه سناریوی های باید نوشته وارایه شود.تکتها ازادرسهای متعدد عرضه شود ویا کاندیدهای متفاوت بابرنامه های مختلف ازیک ادرس به مردم اعلام شود.ما طرف دارصورت دوم قضیه بودیم وهستیم وآن اینکه ما چند نامزد را ازیک آدرس به مردم معرفی نماییم ونه اینکه چندین تکت را ازچند ادرس سیاسی به مردم اعلام نماییم کاندیدهای متعدد ازادرس واحد خیلی بهتراست ازمعرفی نامزدان متعدد ازادرسهای متعدد.درهفته های سرنوشت با این سناریوها سروکارداریم.روزهای آینده روزهای تاریخی برای مردم ما است وطبعا مسولیتهای بسیارسنگینی درپیشروباید داشته باشیم.