جاده مرگ
جاده مرگ درافغانستان،بخوبی گسترش یافته است.مهندسان شاهراه مرگ، شب وروزتلاش دارند که جاده مرگ بسوی افغانستان، توسعه یابد آنها درکارخود خیلی موفق هستند سال جدید خونهای زیادی ازمردم افغانستان به زمین ریخته شد.درطی کم ترازبیست روز،چهارعملیات خونین درکابل،قندهار،پلخمری تجربه شد.عملیات مرگبارجاده سوم شاه شهید واقع درکارته نو،هنوزشستشوی نشده است که دیروزخونهای دیگری به زمین ریخته شد.عملیات انتحاری روزجمعه ازسا عت چهار بعدازظهرآغازوتا ساعت یازده شب،ادامه داشت وپایان این جنایت،با ریزش خونهای زیاد درساعت یازده شب،اعلام شد.عملیات انتحاری سوم جوزا درحوزه استحفاظی صورت گرفت که شدید ترین تدابیرامنیتی درآن،اعمال می شود.
وزارت داخله،سفارت هلند ودفترسازمان مهاجرت متعلق به ملل متحد،ازنقطه های شهرکابل است که ورود دراین نواحی کاربسیارسختی است.نمی دانیم تروریست ها چه گونه وارد این منطقه شده وهفت ساعت جنگ را ادامه داده است.مجموع تروریستها، پنج نفرگزارش شده اند.این گروه،دیروز باعث نگرانی وپریشانی زیادی،شهروندان عزیزکابل گردید.مردم، خاطره کشتارهولناک حزب اسلامی درشاه شهید را هنوزدرحافظه داشت واین خونها ازجاده شاه شهید،شسته نشده است که خونها ی تازه درحوزه استحفاظی وزارت داخله،ریخته شد.اهالی کابل هرلحظه منتظرپایان عملیات خون وشنیدن اخبارپایانی بود.نتایج این گونه کشتاردرمورد تروریستها،ازقبل قابل پیش بینی است.هرکسی می داند که همه تروریستها،کشته می شوند دراین مورد شکی وجود ندارد.این موضوعی است که خود انتحاری آن را برگزیده.
نگرانی که وجود دارد این است که مردم بیچاره وگیرافتاد درمیدان جنگ،چه قدرتلفات داشته وچه اندازه به خانه وزندگی شان خساره وارد شده است.شب ساعت یازده تلفات به این صورت اعلام شد که سه نفرازمردم بشمول یک پولیس کشته شده اند وبیش ازدوازده نفرزخمی گردیدند. پنج انتحاری تماما ازبین رفته اند.مهارت پولیس ونیروهای امنیتی،ستایش شده اند.عملیات شب گذشته را،ذبیح الله مجاهد سخنگوی طالبان بدوش گرفت.وی ازیک مکان نامعلومی به رسانه ها گفته است که هدف ازعملیات کابل حمله به یک مهمانخانه خارجی وابسته به سازمان ملل بود. دفترسازمان مهاجرت وابسته به سازمان ملل مورد حمله قرارگرفت.نمایندگی ملل متحد درکابل امروزاعلام داشت که عملیات شب گذشته هیچ تاثیری روی کارها وماموریت شان درافغانستان، نمی گذارد.
رییس جمهوردریک اظهارنظر،ریشه عملیات تروریستی را دردست پاکستان اعلام داشت.حزب اسلامی به رهبری حکمتیار،عملیات شاه شهید را بدوش گرفت وعملیات خونین درشورای ولایتی پلخمری را گروه طالبان،بدوش گرفت.بازهم در"عینه مینه" قندهار،مجمتع مسکونی محمود کرزی مورد، شدید ترین حمله تروریستی قرارمی گیرد وتلفات وخسارات سنگینی به مردم وارد می گردد.محمود کرزی دوروزبعد درمجمتع مسکونی خود حاضرمی شود ودریک گردهمایی دراین مجمتع اظهارداشت که حکومت افغانستان،فاسدترین حکومت است وی ضمن حمله شدید به سیاست حکومت ومساله فساد،قیوم کرزی برادرخودرا بعنوان کاندید ریاست جمهوری سال2014 اعلام داشت.این گونه موضع گیریها واعلام کاندیداتوری قیوم کرزی،صداقت گفته های محمود کرزی را تقلیل داد.منتقدان می گویند: گفته های محمود کرزی واین که حکومت را مورد حمله وانتقاد قرارداده وگفته است که حکومت افغانستان فاسد است را نباید،جدی وصادقانه دانست.
امروز،روزنامه های غرب درپیوند با عملیات روزجمعه نوشته اند که جاده مرگ بطرف افغانستان گسترش یافته است.تحلیل گران غربی گفته اند که تیره گی مناسبات کابل واسلام آباد،شرایط برای گسترش جنگ را ازهرزمانی بشترکرده است.آنها گفته اند که دشمنی کابل واسلام آباد،به صلح افغانستان کمک نمی کند.جنگ درافغانستان توسعه بشتری می یابد. اخباری دردست است که هزاران طالب ازمدارس پاکستان،درسهای شان را تعطیل کرده وآنها را سازماندهی کرده،وارد جنگهای افغانستان می کنند.درولایت هلمند ولسوالی سنگین،اولین بار،شاهد عملیات هجومی وجبهه ای طالبان هستیم.گروهای زیادی سوار برداتسونهای شان وارد ولسوالی سنگین می شود وچندین ساعت با نیروهای امنیتی درگیرمی شوند.هویت افراد کشته شده درهلمند نشان می دهد که همه طالبانی هستند که ازمدارس پاکستان بیرون شده ووارد افغانستان شده اند.
استخبارت همسایه نسبت به موقف گیری افغانستان،با حساسیت زیادی،برخورد می کند.هند برای پاکستان،خصم آشتی ناپذیراست کابل وقتی که اعلام می کند که لیست همه تجهیزات نظامی را روی میزهند گذاشته ومنتظرپاسخ ازسوی کشورهند می باشد.دراین صورت ازپاکستان چه انتظاری باید کشید.این بسیارسخت است که افغانستان بتواند توازن وتعامل بین هند وپاکستان برای خود ش نگهدارد.این مساله قابل درک است ولی همانگونه که رییس جمهورگفته است هند دوست بزرگ وپاکستان برادردوقلوافغانستان است.این مساله دورازامکان نیست که بتوان توازن وتعادل را بین دهلی واسلام آبا د حفظ کرد.این کارسخت،امکان دارد وعملی هم می شود.مگرافغانستان درطی یازده سال مناسبات خود را با تهران وواشنگتن،بخوبی حفظ نکرده است که کرده است.این خیلی جالب است که هردوکشوربه دفتررییس جمهورکرزی،پول می رسانده اند.این نشانه همان توازن درسیاست خارجی است که افغانستان آن را بخوبی بکارگرفته است.افغانستان می توانست با حفظ مناسبات وحسن همجاری وحتی گامهای درجهت حل برخی ازمناقشات ،اعتماد پاکستان را با خود داشته باشد.کاری که خیلی موفقانه درمورد تهران وواشنگتن مورد تجربه قرارداد.
اما افغانستان بجای ایجاد فضای اعتماد،عمدا دست بکارهای زده است که وحشت وحساسیت پاکستان رابرانگیخته است.دامن زدن به مساله غیرقابل حل "خط دیورند" دراین شرایط وتا کید به این مساله که مرزافغانستان خیلی جلوترازخط موهومی دیورند است،طبیعی است که پیامد های بدنبال دارد.افغانستان آگاهانه این کاررا کرده است ومی خواهد این سوی سکه را درسیاست خود تجربه نماید. سکه که مرحوم داوود خان درزمان خود،سخت ترین فشارها را به پاکستان وارد ساخت.برخی ناسیونالیستهای وطنی،مشوق همین مساله هستند که باید باپاکستان ازموضع زورحرف زد واین کشورغیرازمنطق زوردیگرچیز"حالی" شان نمی شود.گاهی تیوریسینهای کابل تاکید روی تغییر جغرافیای جنگ را نیز داشتند.استفاده ازسکه مرحوم داوود خان درست است ولی این جهت قضیه نمی با ایست مطالعه می شد.
آمریکا بلافاصله درمورد خط مرزی افغانستان علیه افغانستان موضع می گیرد واعلام می کند که ازنظراین کشورخط مرزی وبین المللی همان خط " دیورند" است ایا حمایت صریح ترازاین درقاموس سیاست وجود دارد که ندارد واین حمایت را ازپاکستان، همه کشورهای غربی بخصوص آمریکا درحساس ترین مساله خط دیورند داشته اند.مرحوم داوود وقتی که ازسکه وکارت" اتک بجای "دیورند" استفاده می کرد، بزرکترین قدرت جهانی را با خود داشت.اتحاد جماهیرشوروی درهمان زمان می خواست که چنین شود وپاکستان بعنوان مهره غرب درمنطقه ومانع ازتوسعه کمونیستها باید،تحت فشارقراربگیرد.مرحوم داوود درمساله دیورند حمایت کامل شوروی وهمه متحدانش را با خود داشت اما حالا کی ازداعیه افغانستان حمایت می کند هیچ کشوری دردنیا ازاین داعیه پشتیبانی نمی کند.
البته که خط دیورند مساله داخلی وملی افغانستان است واین کشورمی تواند این مساله درشرایط مناسب با داشتن اسناد ومدارک تاریخی وحقوقی مطرح نماید این حق افغانستان است.اما آگاهان سیاسی درکشورگفته اند که طرح مساله درحال حاضربا چنین شرایط سخت،بسود افغانستان نبوده است.پاکستان همسایه شرقی ما با داشتن گروها وشورشیان،می تواند درد سرهای بزرگی برای ما فراهم نماید موج بیرحمانه کشتارووارد شدن حزب اسلامی درفازعملیات انتحاری همه اش برمی گردد به مداخلات پاکستان. هزاران طالب مدرسه درسهای شان را، رها کرده وبا پوشیدن لباسهای انتحاری،وارد افغانستان می شوند.جاده مرگ را کی توسعه می دهد.این حرف را تحلیل گران غربی ویا هرکی گفته باشد که تیره گی روابط کابل واسلام آباد،دامنه کشتاردرافغانستان را توسعه می بخشد،ملموس ترین مساله است. مردم با چشم سر،شاهد هستند که هرروزدرخانه وکاشانه شان کشتاروانفجارصورت می گیرد ومردم به وضوح مشاهده می کنند که جاده مرگ طرف افغانستان کانکریت وتبدیل به" شاهراه مرگ" شده است.
گزینه های ثلاثه
گزینه های ثلاثه پس ازسال دوهزارچهارده،طرح می شود.تردید نداشته باشیم با خروج نیروهای خارجی،درسال2014 یک خلاء ایجادمی شود،این خلاء باید به نحوی پرشود،رییس جمهورافغانستان با ایجاد روابط ومناسبات وامضای قرارداد های مهم نظامی می خواهد،خلاء بیرون شدن نیروهای بین المللی را، به نحوی پرنماید.غرب هم تاکید دارد که خلاء ایجاد می شود ولی با دوگزینه دیگرمی توان آن را جبران کرد،یکی اینکه نیروهای افغانستان تقویت می شود.آنها برای این مساله بلحاظ کمی،جمعیت352 هزارنیرو را برای افغانستان تا سال2017 درنظرگرفته اند.درکناراین موضوع، به عنا صردیگری نیزمبادرت می ورزد وآن،ماموریت آموزش،تجهیزومشوره دهی نیروها افغانستان است.
آقای راسموسن درآخرین نشست سران ناتودربروکسیل درماه گذشته به هردوگزینه،اشاره داشت.نیروهای افغانستان به رقم 352 نفربالا می رود ونیروهای بین المللی پس ازسال 2014 آنها را آموزش،تجهیز واصول مشوره دهی خود را به پیش می برند.رهبران ناتو با اطمینان خاطراعلام داشته اند که خلاء امنیتی ونظامی را به این صورت جبران می کنند ودیگرهیچ نگرانی وجود ندارد.ظاهرا چنین بنظرمی رسد که برنامه های رییس جمهورکرزی درجهت دیگروکمی متفاوت ترازگذشته،طرح شده باشد.سفررییس جمهوربه هند وامضا قرارداد های بزرگ امنیتی ونظامی ودرخواست خرید تجهیزات باید درجهت متفاوت ازگذشته تفسیرشود.مناسبات افغانستان پس ازسال2001 وحضورنیروهای بین المللی بگونه تعریف شده بود که افغانستان متحد غرب است ولی بارویداد های اخیردرمناسبات افغانستان وغرب این گونه احساس می شود که کمی تمایل وتفاوت درسیاست افغانستان باید ایجاد شده باشد.
شکی وجود ندارد که این تمایلات به یک نحوی هماهنگ باغرب باید باشد ولی درهرصورت پس ازسال2014 افغانستان، شاهد تحولات مهمی خواهد بود.مقدمات این دیگرگونی نمایان شده.رییس جمهورمعامله بزرگی تسلیحاتی باهند را به امضا می رساند وبه این صورت پای هند بشتربه افغانستان کشیده خواهد شد، امری که ازهم اکنون معلوم شده است، پاکستان نسبت به این توافقات بزرگ امنیتی بی تفاوت نمی ماند هرگزبرای این کشوراین نوع مناسبات، قابل تحمل نیست کاری که پاکستان درپیش خواهد گرفت،این است که نیروهای شورشی وخشونت طلب را تقویت می کند.هجوم گسترده طالبان درولایت هلمند ولسوالی سنگین نشانه این نوع حمایتها باید باشد. بنابراین پس ازسال 2014 سه گزینه را می توان به این صورت پیش بینی ودسته بندی کرد:
گزینه اول این است که بارفتن نیروهای بین المللی ازافغانستان،راه مقابله با گروهای شورشی اما با سازبرگ های نظامی ازنوع هندی،وروسی ادامه می یابد.نکته دوم هم این است که کشورهای منطقه،نقش عمده وبرجسته تری درپیش خواهد گرفت.شکی نیست که نیروهای ناتو ازافغانستان بیر ون و خلا ایجاد می شود.حال این خالی گاه دردوعرصه امنیتی ونظامی چه گونه پرخواهد شد.گزینه اول به این صورت تقویت می شود که جنگ با نیروهای شورشی وتهدیدات امنیتی ادامه می یابد یعنی دلایلی زیادی وجود دارد که جنگ ادامه یابد زیرا ماهیت جنگ استخباراتی است.استخبارات زیادی درقضیه درگیرشده واین عوامل می تواند شورشیان را به آدرسهای دیگری،تشویق نماید.این مساله ازسوی شوروی وهند مخفی نیست این دوکشوربزرگ منطقه ای، به شدت نگران مسایل امنیتی خود می باشند.
شکی وجود ندارد که گروهای شورشی خصومتها زیادی با هند وشوروی می تواند داشته باشند گروهای هستند که درحال جنگ با این دوکشورهستند.چچنیها،حزب اسلامی ازبکستان گروهای افراطی درتاجیکستان،به یک نحوی درگیرجنگ با روسیه می باشند.هند هم گرفتاریهای زیاد امنیتی ازناحیه گروهای افراطی مثل لشکرطیبه،سپاه صحابه ودیگرجدایی طلبان کشمیررا دارند.هند وپاکستان هرکدام درامورامنیتی هم دیگرمداخله دارند به همین دلیل است که مقامات هند وروس گفته اند پس ازسال 2014 جنگ ادامه پیدا می کند وگزینه غیرازمقابله وسرکوب شورشیان وجود ندارد فکر مقابله درحال حاضردرمسکوودهلی مورد بحث است واین فکرکه با شورشیان باید مقابله نظامی شود را منتفی ندانسته اند.این مقابله می تواند با حضورچشم گیرنظامی درافغانستان ومعاملات تسلیحاتی وارسال سازبرگ های نظامی به افغانستان انجام شود.روسیه ده ها فروند هلیکوپتربه افغانستان تحویل داده است وقراراست تسلیحات بشتربه افغانستان فرستاده شود.قرارداد مهمی تسلیحاتی باهند نیزدرهمین خط تعبیرمی شود. خط مقابله با شورشیان پس ازسال 2014 گزینه جدی وفعال وانکارپذیردانسته شده است.
گزینه دوم می تواند سیاسی باشد به این معنی که راه های حل سیاسی شناسایی ومطالعه شود.این گزینه ازسوی غرب بسیارتشویق می شود.آنها بخصوص انگلیس تاکید دارد که هیچ راه حل نظامی برای جنگ افغانستان وجود ندارد یگانه راه حل،همان گفتگو ومشارکت دادن شورشیان درقدرت است.گزینه سیاسی،درمتن سیاست غربیها قراردارد واما این گزینه درسیاست روسیه وهند،کم رنگ است این مساله دلیل دارد.هندیها با کی مذکره نمایند امکان گفتگو درسیاست هند با گروهای افراطی وجود ندارد پاکستان همسایه هند این اجازه رابه گروهای شورشی نمی دهد که آنها با هند وارد گفتگو شود.هیچ زمینه مذاکره باهند وجودندارد درمورد روسیه هم همین گونه است.روسها درگیریهای با شوریشان درچچن ازبکستان وتا جیکستان داشته اند. گزینه مذاکره روسها با شورشیان خیلی اندک است.به همین دلیل، کسی نمی تواند به جرئت بگوید که درگروه شانگهای، گزینه مذاکره با شورشیان می تواند وجود داشته باشد.چین که خیلی علاقمندی برای داشتن رابطه با طالبان درافغانستان را دارد،هزگزاجازه نمی دهد با شورشیان "ایلغور"برای حل مشکلات،وارد گفتگو شود.گزینه مذاکره درحوزه سیاست شرقی خیلی کم رنگ است.
اما همین گزینه درحوزه فکر غربی خیلی پررنگ وجدی است.پاکستان بعنوان کشوریکه بسترجغرافیای کشورش دراختیارشورشیان طالب قراردارد،هرگونه باب گفتگوی طالبان را با غرب می تواند فراهم نماید به همین دلیل است که آقای هالبروک درسیاست واستراتژی خودبه این نتیجه رسیده بود که مساله شورشیان باید ازطریق اسلام اباد حل شود.غربیها بشمول کشورهای عربی ،بسیارعلاقمند هستند که با طالبان مذاکره صورت بگیرد قطر،جدی ترین ادرس مذاکرات درآینده خواهد بود وطالبان درحال حاضردراین کشوربرای گفتگو، بساط را فراهم کرده است.
گزینه سوم درحوزه فکری شرق خیلی اهمیت دارد.یک دپلمات روس می گوید: ریشه بزرگی ازمشکلات وجنگ درافغانستان وظهورنیروها تروریسیتی درپاکستان وسربازگیری گسترده ازمیان فقیرترین گروهای اجتماعی وآواره گان افغان درپاکستان،عوامل فقروتنگ دستی وگرسنگی بوده است وی می گوید این موضوع بدرستی شناسایی شده است .این دپلمات روس می گفت: ما پس ازسال 2014 روی گزینه فقرزدایی اهمیت زیادی قایل هستم.وی می گفت: روسیه ومتحدان منطقه ای شان که شامل هند وچین می شود،گزینه سوم وفقرزدایی را بصورت جدی مورد مطالعه قرارخواهیم داد. گروه شانگهای، بسیارتمایل دارد که با ایجاد وتسهیلات سرمایه گزاری درافغانستان،بتواند فقرزدایی نماید وی دراین مورد غرب را، سخت ملامت می کرد که درطی این یازده سال درافغانستان روی این گزینه اصلا فکروبرنامه اساسی راه نیانداخت وغرب درفقروفلاکت مردم،مقصروملامت است.گزینه های ثلاثه پس ازسال 2014 به این صورت که برشمردم مطرح می شود.
البته ازاین سه گزینه،جنگ،سیاست وفقرزدایی،گزینه سوم اهمیت زیادی دارد.این گزینه ها،دریک رابطه ارگانیک قابل بحث می تواند باشد امکان اینکه گزینه های سه گانه را ازهم جدا کرد،وجود ندارد.ولی مهم ترجیحات واولویت بندی است.گزینه فقرزدایی می تواند پس ازسال 2014 درمقام نخست ، ازاولویت قراربگیرد.سرمایه گزاری گروه شانگهای می تواند بخش بزرگی ازبیکاری وفقررا حل نماید.امروزملیونها مهاجردرکشورهای خارجی بدلیل نبود کاروفقرمزمن،پناه برده اند وهرروز هزاران جوان ازافغانستان می گریزند وبه کشورهای همسایه بخاطرکاروزندگی،آواره می شوند وبا هزارخطروقبول مرگ ،خودرا به آنجاها می رسانند.هریک ازسه گزینه پس ازسال دوهزارچهارده،می تواند،تاثیرگزاری زیادی روی مساله افغانستان داشته باشد.
این گونه پیش بینی می شود که غرب ترجیحاتش همان گزینه سیاسی بجای راه حل نظامی باید باشد.البته آنها همزمان ازهردوگزینه جنگ وراه حلی سیاسی، ازباب ناگزیری استفاده می کنند وحکومت افغانستان درحال حاضروپس ازسال 2014،نیزازباب ناگزیر،هم جنگ وهم مذاکره را، به پیش خواهدبرد جنگ یک مساله تحمیلی برای حکومت ومردم افغانستان بایدباشد.کسی درافغانستان عاشق جنگ نیست وکسی آنرا انتخاب نکرده این مساله برمردم افغانستان تحمیل شده است برای بیرون رفت ازآن دوگزینه شدت جنگ ومقابله ووارد شدن به مذاکرات درنظرگرفته شده درحال حاضردوفازجنگ وصلح به صورت نا متوازن به پیش می رود .ابعا د خشونت شدید تر وشدید می شود عوامل آن یکی بیرون شدن نیروهای بین المللی ودیگری خراب شدن مناسبات سیاسی بین کابل واسلام آباد دانسته شده است.پس ازسال دوهزارچهارده می تواند این وضعیت ادامه داشته باشد ویا اینکه اولویت های هریک ازسه گزینه" مقابله نظامی، راه حل سیاسی وگزینه فقرزدایی واولویت به مسایل زندگی مردم، تغییرنماید.بدون تردید مردم افغانستان پس ازخروج نیروهای بین المللی درسال 2014 با درجه بندی هریک ازاین سه گزینه رو خواهد شد.
پیامد های سفرسه روزه
رییس جمهور،دوسال پیش ازاین گفته بود،هند دوست بزرگ وپاکستان برادردوقلو افغانستان است.ایشان درادمه همین تعبیرات انتیک،خود این نتیجه را اعلام داشت که " موافقت نامه استراتژیک" با هند نباید باعث رنجش برادرشود ولی حال شده است.سفرسه روزه رییس جمهور،درهند ازدیروز آغازگردید.وامروزگفتگوهای رسمی ایشان با مقامات برجسته ای هندی شروع می شود.رییس جمهوربا آقای مهما سینگ صدراعظم هند،بشترین گفتگوها را خواهد داشت.دیروزدانشگاه معتبرهند" ایلپیو" داکترای افتخاری به وی اهدا کرد.رییس جمهورما،تحصیلات عالی خودرادرهند به پایان رسانده است ودیروزلباس دکترای افتخاری" ایلپیو" را درتن کرد وسند افتخاری را بدست آورد.خوب مبارک رییس جمهورما باشد.
امروز،مذاکرات طرفین آغازمی گردد.مقامات دپلماتیک دوکشور درچهارچوپ موافقت نامه استراتژیک،گفتگوهای رییس جمهوربا مقامات هند را بررسی کرده اند.معاون سخنگوی رییس جمهورگفت: آنچه که درهند می گذرد،مباحثی است که درچارچوب توافقات نامه استراتژیک که دوسال پیش بین دوکشورامضا شد،صورت می گیرد.سخنگویان دوطرف با این زبان می خواهند،حساسیت قضیه را درمناسبات هند وافغانستان،عادی جلوه دهد.اما خارج ازعرف وزبان دپلماتیک مقامات دوکشور،ابعاد قضیه بگونه دیگری شرح داده شده است. تحلیلگران امور،می گویند این سفردرشرایطی صورت می گیرد که مناسبات کابل واسلام آباد،دربد ترین صورت ممکن خراب شده است.درگیریهای مرزی درننگرهاروولسوالی "گوشته" رویدادهای تلخی بود که درمرز مشترک دوکشورپیش آمد.
مساله "دیورند" ناگهان ازسوی رییس جمهورعنوان شد وایشان گفت این خط را هرگزبرسمیت نمی شناسد وهیچ حکومت دیگری درآینده نمی تواند این خط را برسمیت بشناسد زیرا این خط را مردم افغانستان قبول ندارد.مقامات آمریکایی نظرمتفاوت با افغانستان را مطرح کرده وگفته اند: خط رسمی وبین المللی افغانستان وپاکستان همین خط " دیورند" است این مساله جانب داری ازپاکستان دانسته شده است که جانب داری هم است.پاکستان هم گفته است که مساله دیورند تمام شده است ودیگراصلا قابل بحث درهیچ جای نمی تواند باشد.درچنین شرایطی سفررییس جمهورکشوردرهند دشمن تاریخی پاکستان انجام شده است.
گذشت ازمساله مناقشات مرزی وتیره گی روابط،نوع مذاکرات خیلی مهم دانسته شده است.رییس جمهوردراین سفراولویت گفتگوها را باید روی قراردادهای امنیتی ونظامی گذاشته باشد گرچه معاون سخنگوی رییس جمهورآقای حامد،به مساله تجارت،توسعه روابط فرهنگی،همکاریهای امنیتی درجنگ با تروریزم تاکید داشته است وگفته است که گفتگوهای حول همین محورها بین طرفین می چرخند.ولی خبرنگاران وتحلیل گران،بعد امنیتی ونظامی قضیه را،دراین سفرخیلی جدی دانسته اند روزنامه های غرب به نقل ازمنابع شان گفته اند که رییس جمهورکرزی دراین سفر،خواستارخرید تسلیحات ازهند شده است وممکن است دراین خصوص قراردادهای مهمی نظامی باهند،منعقد شود.خرید اسلحه ازهند ودیگرپیامد های جنبی آن، تلخی ترین اخباری است که بگوش اسلام آباد رسانده می شود.مقامات هندی کمی با احتیاط سخن گفته اند وروی این نکته تاکید کرده که با توجه به حساسیت منطقه، مساله پیشنهادات افغانستان را مطالعه می کند.
البته رییس جمهورکرزی،برنامه ها ومقدمات پس ازسال2014 را تحت مطالعه قرارداده واین گونه نشان داده که خلا ناشی ازخروج نیروهای بین المللی ازافغانستان با آلترناتیف های هند وروسیه ودیگرکشورها منطقه باید پرشود.هفته گذشته افغانستان،شاهد تحویل گیری ده ها هلیکوپترروسی بود وبا زهم گفته شده که به مبلغ ملیونها دالرقرارداد اسلحه با روسیه را منعقد کرده است دراین قرارداد هواپیماهای جنگی ساخت روسیه نیزگنجانده شده است.هلیکوپترها که تمام نظامی به خاطرامورجنگ،مورد بهره برداری قرارمی گیرد.حجم معاملات اسلحه با روسیه وامضای قراردادهای مهمی نظامی وامنیتی با هند،پیامدها وپیام های واضحی را درپی دارد. اولین وصریح ترین پیام آن،همان خلا نظامی وامنیتی وتسلیحاتی است.ارتش افغانستان تا بحال بصورت جدی ازسوی نیروهای بین المللی ناتو حمایت می شد ولی این صورت مساله تغییرمی کند،پس ازسال 2014 ارتش افغانستان با ید سرپای خود باستد وبا سازبرگهای که دراختیاردارد امورجنگ را به دوش بگیرد. جنگ بصورت قطع درافغانستا خاموش نمی شود.
پیام دیگری که سفررییس جمهوربا خود دارد، مساله سیاسی قضیه است.اتکا افغانستان دردوستی پس ازسال 2014 نیزبه نحوی مشخص می گردد.هند دوست بزرگ افغانستان می شود وجای بزرگی دوستی را، درافغانستان باید اشغال نماید ودیگراینکه روسیه چین وایران هم به اضافه ممالک عربی می توانند،درکنارافغانستان،جایگاه شان را تعریف نمایند.مناسبات وروابط با این کشورها، درحدی بالایی باید توسعه داشته باشد.البته افغانستان به دلیل اینکه خطرناک ترین تهدید حوزه امنیتی برای همسایه ها بخصوص هند وروسیه،تعریف شده ومی دانیم که روسها ازهم اکنون،سنگین ترین نقل انتقال نظامی وامنیتی را درمرزهای مشترک تاجیکستان انجام داده اند.
همه این کشورها،نگران حوزه امنیتی خود هستند ومی خواهند مناسبات خود را با افغانستان درهمه سطوح بخصوص امورامنیتی گسترش دهد دراین صورت افغانستان،مشکلی ندارد. مشکل اساسی دراین است که مناسبات افغانستان وهند درحالیکه همه پولهای اعتماد بین کابل واسلام آباد، تخریب شده باشد،خود درد سربزرگی برا ما خواهد بود.افغانستان درعین اعتماد ومناسبات دوستانه،اگرروا بطش را با هند،تنظیم می کرد،خیلی خوب بود.قراردادهای مهم امنیتی ونظامی وخریداسلحه ازهند واعزام صدها جوان برای آموزشهای نظامی درهند درشرایط که با پاکستان سرجنگ داشته باشیم کار،ما را دشوارمی کند،دشواری به این صورت، روی می دهد که پاکستان می خواهد همه این تلاشها را باتشدید وتشویق خشونت،درافغانستان،خراب نماید. باید اذعان داشته باشیم که نظام سیاسی درافغانستان پس ازسال2014 ساقط نمی شود اما نظام سیاسی ما می تواند باچالشها وتهدید های بزرگ امنیتی روبروگردد.
سال جدید خیلی خونین شده است. انفجار وانتحاردرسراسرافغانستان،پیام شومی است ازبدی روابط ما، با پاکستان.درطی ده روز،ما شاهد سه انفجارمرگباردرکابل،قندها رودیروزدرپلخمری بودیم این عملیا خیلی هولناک وتوام با خونریزهای شدید همراه شد.حزب اسلامی فازه تازه ای است که دراین عملیات ها ی مرگبارسهم می گیرد البته درگذشته این حزب عملیات انتحاری داشت ولی نه به این گسترده گی وعزم. درعملیات انتحاری شاه شهید روزپنجشنبه گذشته، نوع شتاب حزب اسلامی درقبول این جنایت است درطی کم تراز24 ساعت دونفربنمایند گی ازحزب اسلامی،مسوولیت عملیات خونین را بدوش می گیرد. هارون زرغون وزبیرطارق،به نمایند گی ازحزب اسلامی برهبری مهندس حکمتیار،مسوولیت انفجارات پرتلفات کابل را بدوش گرفتند.این ها همه ناشی ازتبعات سیاست افغانستان با کشورهمسایه شرقی باید باشد.
راه درست این باید باشد که افغانستان به مسایل حساسیت برانگیزچون خط" دیورند" دامن نزد وگفتگوهای پشت پرده دپلما تیک را خیلی سریع رسانه ای نکند کاری را که ایمل فیضی داشت که گفت: پاکستان درمذاکرات محرمانه شان ازما سه چیزرا خواسته است.قطع مناسبات باهند، امضای پیمان استراتژیک واعزام نیروی محصل درپاکستان برای تربیت کادرهای نظامی وبعد ناشیانه ترازاصل خبر،توجیهات سخنگوی رییس جمهوراست که ما به خواسته های پاکستان جواب دادیم زیرا که جوانان را جاسوس تربیت می کند.
درهمان زمان سخنان ایمل فیضی یک نوع توهین بشعورجوانان ومحصلان افغانستان ازسوی برخی دانسته شد وبه شدت به ایشان انتقادشد که این چه نوع حرف زدنی است.اینها مضمون سخنان مقامات کشورما درتعریف وتشریح مناسبات افغانستان ،با همسایه گان بوده است.خلاصه اینکه درمناسبات افغانستان با پاکستا باید همان فکرومنطقی که خود رییس جمهوردوسال پیش ازاین هنگام امضای موافقت نامه استراتژیک بیان داشت را،معیارقرارداد،هند دوست بزرگ افغانستان وپاکستان برادردوقلو افغانستان است.با حرف وصحبت وایجاد اعتماد با برادر،باید بسراغ،دوست رفت افغانستان همه دوستیها را با برادرزیرسوال برده ورفته است که با دوست بزرگ پیمانهای امنیتی نظامی را امضای نماید خوب این طبیعی است که این برادردوقلو ودرعین حال" نا قولا" تاجای که امکان داشته باشد خرابکاری خواهد کرد "رنجش برادر"وپیامدهای سیاست منفی باوی، کاری سخت وپرهزینه برای افغانستان است.
سرنوشت قوانین
چهارقانون درمجلس نمایندگان گیرافتاده است.اولین قانون همان" قانون تشکیل وظایف وصلاحیتهای کمیسیون مستقل انتخابات" است.این قانون مشت مالی زیادی شده است اولین بارهفت ماه پیش ازاین مجلس نمایند گان بصورت مبسوطی این قانون را مورد بحث قرارداد وسرانجام همه مندرجات ومواد آن را تصویب کرد وبه اطاق دوم فرستاد مجلس سنا با محتوای قانون" تشکیل وظایف" به مخالفت برخواست وبصورت مشخص درمورد دوعضوناظربین المللی ازامورانتخابات وکمیسیون سمع شکایات درکنارکمیسیون مستقل انتخابات ودیگرموارد به مقابله برخواست وآن را مردود دانست.
براساس مقررات هردواطاق کمیسیون مشترک لازم بود که باید درمورد این قانون به توافق می رسید این کارشد هردو اطاق سنا ومجلس نمایندگان کمیسیون مشترک را تشکیل ودرمورد قانون" تشکیل وظایف.." بحث ودرنهایت به توافق رسیدند.این قانون برای توشیح به ریاست جمهوری فرستاده شد.رییس جمهورآن را توشیح نکرد وبه استره محکمه ارسال داشت.استره محکمه هم هشت مورد قانون تشکیل وظایف را مخالف با مواد قانون اساسی تشخیص داده وآنرا ازطریق اداره امور،وزارت درامورپارلمان برای پارلمان فرستاده است.این قانون درحال حاضردرزیرلگد کاریهای اعضای مجلس نمایند گان وجناب زاخیلوال گرفتارشده وبلا تکلیف مانده است.تکلیف این قانون به دوصورت معین می شود اول اینکه اعضای مجلس روی یاد داشتها واعتراضات استره محکمه،غورمی کنند ومجددا قانون را مورد بحث قرارمی دهند وهشت مورد که استره محکمه نسبت به آن اعتراض دارد،را مورد بحث قرارمی دهد.راه دوم این است که اعضای پارلمان نسبت به توافق که روی قانون داشته،وفادار می ماند وبه یاداشتها واعتراضات استره توجه نکرده وبا دوثلث رای قانون تشکیل وظایف را تصویب می کنند.این قانون بااین گرفتاری وچالش روبروشده است.
قانون دوم که بازهم درخانه ملت گرفتارمانده وتاهنوزنهایی نشده قانون انتخابات است.این قانون البته براساس، مسوده وزارت عدلیه مورد بحث قرارگرفته حتی روحیه حاکم دراین قانون همان نظام اس.ان.تی وی است.این مساله را مجلس نمایندگان تصویب کرده.مجلس با این اقدام خود نشان داد که ماهیت ضد حزبی دارد نظام مختلط پیشنهادی احزاب سیاسی وگروهای مدنی را،قبول نکرده است.مشکل اساسی مجلس نمایند گان همان هویت وماهیت ضد حزبی بودنش است که پیشنهادات گروهای سیاسی را قبول نکرده وتاکید به همان مسوده وزارت عدلیه دارد که درتضاد با نظام پی آر وسیستم مختلط می باشد.این قانون هنوزعلیرغم اینکه درخط سیاست حکومت،افتاده ودرهمین جهت مورد بحث قرارگرفته ولی بازهم هنوزنهایی نشده ومعلوم نیست که مجلس نمایند گان کی وقت پیدا می کند تا این قانون را فیصله را نماید وبعد به مجلس سنا فرستاده شود. مجلس سنا هم می تواند دوکارراداشته باشد یا اینکه قانون مصوب مجلس نمایندگان را، تایید می کند ویا به مخالفت می پردازد کارکه درمورد قانون تشکیل وظایف داشت.
درصورت مخالفت بازهمان کمیسیوم مشترک تشکیل می شود ودرنهایت هردواطاق باید به توافق برسد.با توافق به ریاست جمهوری فرستاده می شود.رییس جمهورهم یا قانون را تصویب می کند ویا اینکه به استره محکمه ارجاع می دهد ودقیقا همان راهی که درمورد قانون تشکیل وظایف پیموده شد را ادامه می دهد.قانون انتخابات هنوزدرمجلس نمایندگان نهایی وفیصله نشده وپارلمان گو اینکه وظایف اصلی خودرا چیزهای دیگری مثل استیضاح وزیران ودرگیری با اعضای کابینه تشخیص داده واین راه را درپیش گرفته است.امریکه سراسردوهفته گذشته را جنگ زاخیلوال ومجلس نمایند گان بخود اختصاص داد هنوزاول کاراست واین منازعه تازه بیخ پیدا کرده وسردرازی درپیش دارد.واقعا که عجب پارلمانی داریم.
قانون سوم که تازه واردمجلس نمایند گان شده ودوروز پیش بحثهای داغی را به خود اختصاص داد وآن قانون پیشنهادی حکومت درمورد زنان است.این قانون بنام" قانون منع خشونت عیله زنان" مسمی شده است این قانون را باید وزارت زنان نوشته باشد وکابینه مورد تایید قرارداده وبرای نهایی شدنش به مجلس فرستاده شده است.قانون منع خشونت علیه زنان با مخالفت شدید گروه محافظه کاران پارلمان رو برو گردید.درمورد این قانون خط کشی فکری وسیاسی درپارلمان ایجاد شده است.سه خط فکری روی" قانون منع خشونت علیه زنان" درپارلمان کشور نشان داده شد.
خط اول گروه محافظه کاروکوچکی که با مندرجات این قانون بشد ت به مخالفت برخواست وبتاتا این قانون را برخلاف شئونات اسلام دانسته است.این گروه دربحث علنی پارلمان چنان با هیجان وازموضع بخطرافتاد ن اسلام حرف می زد که نپرس این گروه درنهایت امرموفق شد که قانون منع خشونت علیه زنان به تصویب نرسد.درحال حاضراین قانون گرفتاری سختی درمجلس نماید گان پیدا کرده وخیلی بعید بنظرمی رسد که گروه محافظه کاربگذارد قانون پیشنهادی حکومت به تصویب برسد این گروه با بخش بزرگ این قانون به مخالفت برخواسته. خانه های امن را ضد اسلامی دانسته درمورد ازدواج تاکید به همان رویه های گذشته کرده. درمورد طلاق هم موارد که درقانون ذکره شده را قبول ندارد اجازه زن اول درازدواج با زن دوم را نادرست دانسته است.درمورد خانه های امن که ازباب ناگزیری ایجاد شده،نیزاعتراضات شدیدی بیان داشته است.البته می دانیم خانه های امن ازباب ناگزیری ایجاد شده وقتی زنی ودختری درکانون خانواده جای امنی ندارد ناگزیر می گریزد وباید بجای پناه ببرد.خانه های امن پناه گاه انها هستند اما این پدیده ناگزیر باید مدیریت شود وافراد شایسته ونهاد مسول انرا زیر نظر بگیرد والا درحق همین فراریان ستم دیده جنایت دیگری با عناوین دیگر اعمال خواهد شد خانه های عفاف مگر نشد خانه های امن هم می شود. انسان گرگ هم دیگراست.مدیریت خانه های امن بسیار مهم است واین خانه ها بامدیریت خوب ضروری ولازم است.
گروه دوم فکری جمعیت میانه رو ومعتدلی است است که نسبت به مندرجات قانون منع خشونت علیه زنان می خواهد با حضم احتیاط بحث صورت بگیرد مواردی که با قوانین اساسی درتناقض باشد را بردارد ولی با کلیت این قانون مثل گروه اول هرگزمخالفتی ندارد براساس فکراین گروه این قانون باید بحث ومطالعه شود ولی متاسفانه تصلب گروه اول با استفاده ابزاری ازدین،عرصه مباحثه را درمورد قانو ازجمعیت میانه روپارلمان گرفت وهرگزنگذاشت که این قانون بازشود ومورد گفتگوی پارلمانی قراربگیرد آنها ازهمان اول باهمه مندرجات با استناد به شریعت،بمخالفت برخواست.خط فکری سوم لیبرالهای مجلس باید باشد که قانون را بصورت کل مورد تایید قرارداده ولی بازهم تاکید داردک حقوق زنان بصورت درست درقانون گنجانده نشده است این گروه معتقد است که صبغه آزادی وفمینستی قانون باید غنی وفربه ترشود.این گروه هرگزبه اهداف خود نمی رسد زیرا که اولا خود شان دراقلیت است ودرثانی مجال ابرازنظرازآنها بکلی گرفته خواهد شد.
تنها امید برای "قانون منع خشونت علیه زنان" همان گروه دوم است که هم بلحاظ عددی وکمی افراد زیادی دارد وهم برپایه خرد وعقلانیت باید روی قانون بحث داشته باشد. جمعیت میانه رو ومعتدل پارلمان نباید بگذارد که قانون منع خشونت علیه زنان،قربانی گروه های اقلت ورادیکال شود.این قانون باید بصورت منطقی وخرد مندانه منطبق با قوانین اساسی کشورمورد بحث قراربگیرد.قانون اساسی معیارسنجش برای تدوین وتصویب قانون منع خشونت علیه زنان باید باشد.تاکید به قانون اساسی این امتیازات را دارد که سند ملی ومورد توافق همه است اگرقانون بصورت دقیق با قانون اساسی،مورد گفتگوی پارلمانی قراربگیرد، دراین صورت جامعه زنان صاحب قانون منع خشونت علیه زنان خواهد شد.این کارراباید گروه اکثریت پارلمانی انجام دهد این سومین قانون درپارلمان را بصورت منطقی درچارچوب اصول قانون اساسی کشورمورد بحث قراردهد.البته یک عده بسیارتلاش دارد که قرائت طالبانی خود را براعضای مجلس، تحمیل نماید واین کارنادرست است" قانون منع خشونت علیه زنان" که حکومت آنرا ارایه کرده ضد شریعت واسلام نیست. حکومت افغانستان نمی تواند این کارنماید قانون ازاین جهت باید درست نوشته شده باشد ولی خوب عیوب زبانی آن باید برطرف شود وجملات حقوقی شفافی بکار گرفته شود که موجب سوء تفاهم نباشد.
قانون چهارم درمجلس نمایندگان گفته شده قانون مرتبط به امورتحصیلات عالی است این قانون زیاد درصحنه کشانده نشده وجنجال های زیادی تاحالا روی آن صورت نگرفته است ولی قانون مهمی باید درمورد تحصیلات عالی باشد این قانون هنوزبصورت جدی درپارلمان مطرح نشده ولی می تواند درموقع وزمانش مورد گفتگو ومباحثه قراربگیرد.سرنوشت قوانین بخصوص دوقانون مرتبط به انتخابات باید معلوم شود زیرا نمی شود انتخابات پیش روبدون قانون برگزارشود.
همه اعتقاددارند که وظیفه اصلی پارلمان،سرنوشت قوانین بخصوص دوقانون انتخابات است اینکه مجلس هرروزموضوعات وگرفتاریهای تازه برای خود ایجاد می کند این مساله موجب شبهات زیادی درمورد مجلس نمایندگان شده است وشان منزلت قانونی مجلس ویادرکل پارلمان کشوررا،تقلیل وتنزل داده است پارلمان شانزدهم تا حالا افت زیادی داشته است برخی آن را برمی گرداند به مدیریت مجلسین وبرخی هم به ضد حزبی بودن اعضای پارلمان وگروهی هم دست اندازیهای حکومت را درامورپارلمان مهم دانسته است.حقیقت مساله این است که همه این عوامل دخیل درامرتنزل مقام پارلمانی شده ولی باید اعضای مجلس بخصوص نخبگان آن متوجه حیثیت واعتبارمجلس نمایند گان وپارلمان شان باشد وسرنوشت قوانین را، روش نماید والویت کاری مجلس نمایندگان تصویب این قوانین است ونه جنگ ها ومناقشات که آنهارا ازوظایف اصلی شان بازدارند.
رویداد های معنی دار
سه رویداد معنی دار،این انگیزه وپرسش را خلق کرده است که آیا بعد ازسال2014 نقطه ای عطفی درتاریخ افغانستان روی می دهد؟ ویانه.رویداد اول این است که روسها هم ازاکنون،دست به تحرکات گسترده امنیتی ونظامی درمرزهای مشترک تاجیکستان وافغانستان زده اند.این مساله دراین آواخرشدت گرفته است.حکومت ضعیف تاجیکستان دراین عرصه" چک سفید" برای روسها داده ومرزهای همکاری نامحدودی اعلام داشته است.دلیل مساله واضح است.حکومت امام علی رحمانوف علیرغم تحولات بنیادی دراتحاد جماهیرشوروی، یگانه کشوری است که روابط ومناسبات سنتی خود را با روسیه کماکان حفظ کرده است.عرصه های همکاری روسها بااین کشورکوهستانی ودورازدریا،خیلی گسترده است.صدها هزارشهروند تاجیکستانی درروسیه مشغول کاروزندگی هستند.
حکومت تاجیکستان درسرکوب نیروهای اسلامی،خیلی بیرحمانه وسختگیرانه عمل کرده امریکه که مایه خرسندی روسها درمقابله با افراط گرایی اسلامی درمنطقه شده است درعرصه های امنیتی هم این کشور،دست روسها را، خیلی بازگذاشته است وحضورسنگین وگسترده نیروهای امنیتی ونظامی روسها درمرزهای مشترک با طیب خاطرحکومت دوشنبه صورت گرفته است.حکومت امام علی هرگزموفق نبود ویا نتوانیست،توجه غرب وکشورهای اروپایی را درموردکشورش،جلب نماید.درحالیکه دیگرکشورها ی آسیای میانه با فروپاشی اتحاد جماهیرشوروی،موضع گیریهای شان را، بسمت غرب تغییردادند.اما این چرخش درتاجیکستان،قابل درک وملموس نبوده است.کشورهای مثل ازبکستان سیاست دوری وگریزازافغانستان را، درپیش گرفته است.ثبا شده است که این کشوردری طی ده سال گذشته، کم ترین تماسها وارتباطات را با افغانستان برقرارکرده است.گزارش دپلماتهای افغانستان این را نشان می دهند که این کشورهرگزعلاقه ندارد که با افغانستان درهیچ عرصه ای، همکاری داشته باشد.کشوری که تشخیص داده نزدیک شدن با افغانها، پیامدهای زیانباری دارد.سیاست ازبکستان با ما، همان سیاست درهای بسته بوده وهیچ تفاوتی با زمان اتحاد جماهیرشوروی نکرده است.دردهه پس ازبن 2001 ما،ازبکستان هیچ چیزی قابل درکی ندیدیم.
ترکمنستان کشوردیگرآسیایی مرکزی ،با ذخایرعظیم گاز،مناسباتش با ما براساس یک منطق استواربوده است.این کشورمرموزودرخود فروفته، نمی دانم هیچ نگرانی ازحضورطالبان درافغانستان ندارد زیرا درزمان حضورطالبان درافغانستان، قرارداد با شرکت " یونیکال" قراربود منعقد شود این پروژه کمان کان، حذف نشده است ولی بثمررسیدن آن زمان زیادی درپی دارد ترکمنستان برخلاف ازبکستان وتاجیکستان ،هراسی ازما، ندارد وازطالبان هم نمی ترسد.دلایلی آن شاید یکی همین منابع انرژی شان باشد که می داند افغانستان وهررژیمی درکابل می تواند با وی کناربیاید.نکته دیگریکه که دراین خصوص، خیلی مهم ومایه دلگرمی،این کشورشده است وآن این است که هیچ جریان تند روی افراطی دراین کشور،سبزنکرده است.درحالیکه دوکشورهمسایه ترکمنستان، ازبکستان وتاجیکستان، جدی ترین گروهای افراطی را دارند.
حزب اسلامی طاهریولداش،خطرناک ترین گروه تروریستی است که تمامی منطقه را تهدید می کند این حزب پایگاه های مهمی درپاکستان دارد وبا شبکه القاعده وبا طالبان افغانستان اقدامات خونینی راه انداخته است.درطی این ده سال هرگزشنیده نشد که گروهای افراطی اسلام گرا درترکمنستان حضور داشته باشد. من درسفریکه به ترکمنستان داشتم بدرستی دانستم که مردم ارام این کشوروپیچیده،هیچ نگرانی وشناخت ازگروهای تند روی اسلامی ندارد ومسایل برای شان قابل درک نیست.ترکمنستان هرلحظه آمادگی دارد که درمورد افغانستان،هرنوع همکاری را داشته باشد.قراردادهای مهم با این کشورامضا شده انتقال انرژی ترکمنستان ازخاک افغانستان ازنظراین کشور،بلامانع است.درعرصه های سیاسی هم علاقمند است که میزبان گفتگوهای صلح باشد.این کشورهمانند تاجیکستان زیاد حرف شنوی ازمسکو،هم نباید داشته باشد درحال حاضر،مرزهای مشترک تاجیکستان وافغانستان،شاهد سربازان روسیه است که پس ازسال دوهزارچهارده،حوزه امنیتی شان را حفاظت نمایند اما درمرزهای ترکمنستان وازبکستان شاهد چنین فعل انفعالات نستیم.
رویداد مهم دیگراین است که افغانستان،می خواهد قراردادها وتجهیزات،اردو را ازناحیه روسیه تکمیل نماید.پول این سلاحها را، غرب دراختیاراردوی افغانستان گذاشته ودرطی همین روزها، شاهد نقل وانتقال ده ها فروند هلیکوپترروسی به افغانستان هستیم اردوی افغانستان با هلیکوپترهای روسی،مجهزمی شود.البته کارشناسان نظامی تایید می کنند که سازبرگهای روسی بمراتب با شرایط اقلیمی افغانستان،سازگارترازتجهیزات غربی است.هلیکوترهای "شینوک" آمریکایی بشترین سقوط را درتاریخ خود درافغانستان داشته است.افغانستان قبرستان تانکهای آمریکایی نشده ولی بدون تردید گورستان،هلیکوپترهای "شینوک" بوده است.دلیل آن نه،طالبان بلکه بی تناسب بودن طراحی آن با اوضاع اقلیمی افغانستان دانسته شده است.اما هلیکوپترهای روسی درافغانستان، کم ترین ضایعات را داشته است.
حال ده ها هلیکوپترروسی به افغانستان منتقل شده واین مساله ادامه دارد.خوب این مساله الزاما،تبعات جنبی را هم دارد.وقتی ده ها هلیکوپترروسی به افغانستان وارد می شود،تبعا باید قطعات آن نیزبه افغانستان داده شود.این مساله نشان ازوابستگی ارتش افغانستان را به روسیه نشان می دهد به همین دلیل گفته شده که پس ازسال 2014 تحولات مهمی درچرخه نظامی واردوی افغانستا،پیش خواهد آمد این مساله هم بسود معاملات روسیه مفید تمام می شود وهم غرب می خواهد به این صورت بارجنگ را ازدوش خود،به دوش دیگران بیاندازد.
غربیها، بدی شان نمی یایند که روسیه هم باید درگیرمنازعات جنگ باتروریست شود.این درست نیست که این کشورتنها نظاره گرکشته شدن سربازان غربی وآمریکایی درافغانستان باشد به همین دلیل مسایل استخباراتی زیادی وجود دارد که گفته شده درمواردی سازمانهای استخبارات غرب بخصوص انگلستان،نیروهای افراطی را فرامرزی افغانستان را،تجهیزکرده است.یاد مان نرفته است که چهارسال پیش ازاین گفته شد که طالبان ونیروهای طاهریلداش ازپاکستان به شمال افغانستان باطیاره ها،درجاهای ازشمال کشور،جابجا شده اند.وبعد جنگهای خونین تاجیکستان چهارماه پیش ازاین درخاروق بدخشان،ارتباط داده شد به همین مساله نقل وانتقال شبکه های تروریستی این مساله را استخبارات کشورهای منطقه وروسیه می دانند این جنگ استخباراتی را، آنها با هم دارند وبه همین دلیل است هرازچند گاهی شاهد دستگیری جاسوسان واعلام آن ازسوی دوکشورآمریکا وروسیه هستیم.
رویداد سومی که نشان می دهد که بعد ازسال2014 باید نقش نظامی امنیتی غرب سبک ولاغرولی نقش کشورهای شرقی درمساله افغانستان،فربه وپررنگ ترشود،سیاستهای کابل است.رییس جمهورکرزی درآینده بسیارنزدیک وارد هند می شود خبرگزاریها این گونه پیش بینی کرده که تمام گفتگوهای رییس جمهورکرزی،ماهیت وبارامنیتی دارد.افغانستان اولین موافقت نامه استراتژیک را با هند امضا کرده است.براساس این سند، هندیها هرنوع همکاری نظامی وامنیتی رامی تواند با افغانستان داشته باشد.سفررییس جمهورکرزی درشرایطی انجام می شود که مناسبات کابل واسلام آباد دراوج تیره گی خود رسیده است.جنگ در" گوشته" وپیامدهای بعدی آن وبکارگیری زبان تهدید ازسوی کابل واسلام آباد،بازهم یک نوع سهم گیری هند را نشان می دهد .افغانستان می خواهد خالی گاه امنیتی سال 2014 با مشارکت دادن روسیه، هند به یک نحوی پرنماید.البته دراین میان پاکستان است که درهماهنگی با غرب، افغانستان را تحت فشارقرارمی دهد پاکستان حالا ثابت کرد که می خواهد مناسبات خودرا با غرب درهمه مسایل ازجمله مساله طالبان هماهنگ نماید که کرده است.
حکومت نوازشریف برخلاف حکومت حزب مردم ،بشترین تلاشهارا دراین جهت که طالبان تقویت شود را خواهد داشت.حکومت نوازشریف سعی خواهد کرد که به غرب ازسوی طالبان اطمینان دهد.نگرانی غرب ،همان منافع شان است که ازسوی طالبان،شبکه حقانی وگروه القاعده ،تهدید شده حال اگرحکومت تازه پاکستان موفق شود که این اطمینان خاطررا به آمریکا وغرب داده باشد که طالبان هیچ تهدید امنیتی برای غرب نیست.دراین صورت غرب با پاکستان درمسایل افغانستان،کارخواهد کرد.سفررییس جمهوربه هند وگفتگو درمسایل امنیتی ونظامی آنهم درچهارچوب،موافقت نامه استراتژیک،نقل انتقالات گسترده نظامی درمرزهای تاجیکستان وارسال سلاح وهلیکوپترهای پیش رفته نظامی روسیه به ارتش افغانستان وکاهش ده درصدی بودجه جنگ باتروریزم ازسوی حکومت اوباما وده ها مسایل دیگرنشان می دهد که رویدادها پس از سال2014 درجهت فربه شدن حضورامنیتی ونظامی شرق بجای غرب خواهد بود وآنچه که روی می دهد،نشانه های مقدماتی انکارناپذیراین جابجای باید باشد.