آیا داد ستد بجای خواهد رسید؟
گرچه هنوزفضایی رسانه درافغانستان وجهان،همان سخنان بی سابقه رییس جمهورکرزی است.ایشان دریک سخنرانی بمناسبت هشتم مارچ گفت: طالبان اگراین کارها را کرده باشند،به سود آمریکا است.مضمون سخنان رییس جمهوراین را نشان می دهد که شما بکشید تا ما درافغانستان بمانیم این سخن ازسوی مقامات آمریکا با واکنش تندی روبروگردید.آنها گفتند که ما درتبانی با طالبان کارنمی کنیم. این سخنان رییس جمهورکرزی درمورد ما اصلا درست نیست وما با این همه قربانی وخساره درتبانی با طالبان نستیم.
درکناراین مسایل امروز،خبرگزاریها ازداد وستدی خبرداده که ازسوی افغانستان،پیشنهاد شده است.موضوع ازاین قراراست که دوهفته پیش ازامروز،درمرز،نفرشماره دوگروه بیت الله مسحود بنام مولوی فقیرمحمد،درمرزدستگیرشد.خبرگزاریها،گزارش داد که نیروهای افغانستان مولوی فقیرمحمد را درمرزمشترک افغانستان وپاکستان دستگیرکرده اند.این خبربلافاصله درپاکستان با استقبال گرمی روبروگردید مقامات پاکستان،خواهان این مساله گردید که حکومت افغانستان،مولوی فقیرمحمد را به پاکستان تحویل دهد. وی ازنظردولت پاکستان مرتکب کشتاردرپاکستان شده است ومردشماره درتنظیم طالبا پاکستان باید باشد.
مقامات افغانستان دراین مورد عکس العمل نشان داد وبا بی تفاوتی برخورد کرد.صبروحوصله رحمان ملک وزیرداخله پاکستان سررسید وگفت که ما درمورد مولوی فقیرمحمد بی تفاوت نستیم اگرافغانستان دراین مورد اقدام نکند ومولوی فقیرمحمد راکه متهم به کشتارمی باشد را به ما تسلیم ندهد،درغیراین صورت ما این موضوع را ازطریق انترپل،دنبال می کنیم ما بهرصورت،خواهان استرداد مولوی فقیرمحمد هستیم.گفته شده که این موضوع براساس یک پروتکل باید صورت بگیرد که چنین معاهده ای بین افغانستان وپاکستان وجود ندارد.معاهده استرداد مجرمین.
امروزاخباری به بیرون منتشرشده که حکومت افغانستان به خواسته های پاکستان درمورد مولوی فقیرمحمد، عکس العمل نشان داده وگفته است که مساله فقیرمحمد درصورت مورد معامله قرارمی گیرد که حکومت پاکستان باید ملا غنی برادروهمراه هان شان را اززندان آزاد نماید.این مساله همان داد وستد ویا معامله ای است که هم اکنون فصل آن باید بازشود.گره زدن داستان مولوی فقیرمحمد به مساله ملاغنی برادریک مساله سیاسی است که تنش درمناسبات کابل واسلام آباد باید بالاگرفته باشد.
این دوکشورمسایل شان را بجاهای گره می زنند که آن گره بازکردنش خیلی سخت است.واصولا نفس طرح چنین مسایلی ازسوی هردوکشور، نشان می دهد که هیچ گونه اعتماد وصداقتی درروابط دوکشور،درکارنیست هرکدام کارخود را انجام می دهد وهرکدام ازفرصت به نفع خود وبه ضرردیگری کارمی کند.گره زدن مساله مولوی فقیرمحمد با داستان ملاغنی برادر،برپیچیده گی قضیه می افزاید واین مساله که وزیرداخله پاکستان، درصدد شکایت درانترپل می شود می بینیم که مسایل درروابط دوکشورچه قدرخطرناک وپیچیده شده است.
شکایت به انترپل همان شکایت علیه حکومت افغانستان باید باشد .این کاری است که رحمان ملک آن را اعلام کرده است.افغانستان هم باید علیه پاکستان شکایت تنظیم کند که چرا اتباع کشورش را به زندان انداخته.ملابرادر،درواقع همان طالبی است که به خاطرمذاکره وگفتگو با حکومت افغانستان،دستگیرشده واوباید آزاد شود.آزادی ملا غنی برادردرراس مطالبات افغانستان درطی همین چند سال بوده است زیرا ملاغنی برادردرنیمه دوم سال 2009 گفتگوهای پنهانی اش را با حکومت افغانستان،آغازکرده وظاهرا درنیمه اول سال 2010 توسط استخبارات پاکستان،دستگیرمی شود.
حکومت افغانستان ازهمان زمان به دنبال آزادی ملاغنی برادراست ولی تاکنون پاکستان به این مساله پاسخ منطقی ومثبتی نداده.البته تعداد زیادی ازطالبان افغانستان را اززندان آزاد کرده ولی هیچ کدام آنها به درد افغانستان نمی خورد. افغانستان دنبال طالبانی است که به آنها علاقمند هستند ولی پاکستان طالبان را آزاد کرده که افغانستان حتی تعدادازآنها را نمی شناسد وحتی دلیل گرفتاریهای شان هم نمی داند. آزاد شده ها،معلوم نیست که درکجا هستند برخی گزارشهای هم منتشرشده که تعداد ازآنها به صفوف طالبان برگشته اند.
آقای صلاح الدین ربانی به تعداد اندکی اشاره کرده که درلیست شان قرارداشته ولی عده زیاد ازآنهادرلیست شان نمی باشند.هدف اصلی افغانستان ودرصدرفهرست شان،آزادی ملاغنی برادروسه چهارنفرازهمراه شان است که پاکستان به این موضوع تمکین نکرده است.برخی هم گفته اند که دستگیری ملافقیرمحمد مرد شماره دودرتنظیم گروه بیت الله مسحود،برنامه ریزی شده بود.افغانستان با دستگیری وی می خواهد به پاکستان، نشان دهد که آزادی ملافقیرمحمد بسته گی دارد به آزادی،ملاغنی برادر وهمراهانش.
طرح چنین مساله ازسوی افغانستان می تواند چند دلیل داشته باشد اول اینکه افغانستان درموردآزادی ملاغنی برادر،نا امید شده وبه این نتیجه رسیده که پاکستان به هیچ عنوان این خواست افغانستان را قبول ندارد.مساله دوم اینکه افغانستان با برنامه، دستگیری ملافقیرمحمد را انجام داده که ازاین اسیربه داد آن اسیررسیده باشد. مساله سوم که افغانستان به دنبالش باید باشد این است که نشان دهد افغانستان هم می تواند اقدامات ازنوع پاکستان درمورد دسیگیری،اختطاف را انجام دهد این گونه اقدامات را ازنوع اقدامات مقابله به مثل برای داد وستد لازم دانسته است.
ولی حقیقت مساله این است که روابط دوکشوربه این گونه مسایل،قابل حل نیست دوکشورهمسایه به چنین ابزاری متوسل شوند وکارهای ازنوع ملانصرالدینی را درپیش بگیرد،هرگزکاری درستی نمی تواند باشد.پاکستان البته خیلی بد عمل می کند وکارهای افغانستان ،عکس العمل دربرابرپا کستان است.این حرف رییس جمهورکرزی که گاهی قهرش آمده گفته که پاکستان هرصلحی را درافغانستان،سبوتاژ کرده است.درافغانستان اعتقاد براین است که همه مسایل مربوط به افغانستان ،توسط استخبارات پاکستان کنترل ومدیریت می شود.
اظهارات بسیاربدی طاهراشرفی رییس شورای علماء پاکستان درمورد کنفرانس ماه مارچ که قراربود درکابل،برگزارشود،نشانه ای ازمداخله استخبارات پاکستان تفسیرشده است.وی درمورد عملیات انتحاری درافغانستان گفته است که این کاردرافغانستان،جایزاست.درسه کشوربا سه دلیل انتحارجوازدارد گرچه دو،روزبعد وی حرفهای خود را پس گرفت وگفت که من این حرف را نگفته ام ولی گفته بود.
نکته دیگری که وی روی آن اصراردارد این است که طالبان باید درکنفرانس علماء جهان اسلام شرکت داشته باشد. این ها موضع گیریهای است که ازسوی علما پاکستان به سود طالبان افغانستان صورت گرفته است.مقامات مذهبی درپاکستان هماهنگ با استخبارات این کشور،این گونه موضع گیریهارا دارند واین مقامات امنیتی پاکستان می باشند که نمی گذارند که ملابرادراززندان آزاد شود.حال افغانستان مجبوربه اقدامات عکس العملی شده ومولوی فقیرمحمد را دربرابرآزادی ملا برادر،مطرح کرده است.این گونه عمل وعکس العمل هرگزبه سود منافع دوکشورنیست.
ازجانب دیگرافغانستان درعین زمان خود را با غربیها وآمریکاییها نیزدرگیرساخته است.جدال وموضع گیریهای رییس جمهوردرمورد غرب وآمریکا واینکه آمریکا وتروریستها را هم کاسه گرفته است،با واکنش های بسیارتندی روبروشده است.این گونه موقف گریها،هرچه باشد درنهایت به سود پاکستان تمام می شود.گرچه تاحالا هم متاسفانه حکومت افغانستان،با موضع گریهایش،آب را به آسیاب رقیب ریختانده است. تنش درروابط افغانستان وغرب چه معنایی می تواند داشته باشد افغانستان که هزاران مشکل وگرفتاری را با خود دارد وبا همسایه ای که درامورافغانستان مداخله می کند وامنیت افغانستان همیشه ازسوی شان درمعرض تهدید قرارگرفته هزاران طالب درآن کشورآرگاه وبارگاه زده وتهدیدات جدی امنیتی را راه می اندازد .انفجاروانتحاردرافغانستان ریشه دربیرون مرزباید داشته باشد.
دراین حال این گونه حرف بزنیم که آمریکا وطالبان به نفع هم دیگرکارمی کنند.ترورهای طالبان به سود وبقاء آمریکا درافغانستان است.این تبانی را غرب قبول ندارد وازاظهارات رییس جمهوربه شدت ابرازناخرسندی کرده است.با این وضع نه تنها داد وستد بجای می رسد ونه ملاغنی برادرآزاد می شود ونه هم این گونه مسایل به سود افغانستان است.ازطرح این گونه مسایل این پاکستان است که بشترین سود را می برد.
پاکستان ازخدایش است که آمریکا وغرب، با افغانستان روابط خوبی نداشته باشند.غرب نمی تواند منطقه را ترک نماید ولی می تواند بجای تمرکزبه افغانستان، طرف مشوره وگفتگوی خود پاکستان را درمورد افغانستان قراردهد.چه کسی می تواند مانع چنین رفتارهای درآینده شود.با این وضع این پا کستان است که فکرنمی کنم به پیشنهاد تازه افغانستان،توجه نماید که ملاغنی برادروهمراه نش درازاء ملافقیرمحمد اززندان کراچی را، آزاد نماید پس این معامله وداد وستد بجای نمی رسد.
شمابکشید تا ما بمانیم
امروزرییس جمهورافغانستان به مناسبت روزجهانی زن، سخنرانی داشت.ایشان دراین سخنرانی،به دست آوردهای ده ساله حکومتش اشاره داشت وبصورت مبالغه آمیزی ازدست آوردها،یاد آوری کرد.البته این بی انصافی خواهد بود که کسی منکردست آورد های ده ساله شود.اما اشکال درچند برابرنشان دادن آن است.همان گونه که انکاروکتمان دست آوردها،نادرست است ولی یک کلاغ وچهل کلاغ کردنش آنهم ازسوی نفراول نظام،پسندیده نیست.
این بزرگ نمایی امروزدرسخنرانی رییس جمهور ودوروزپیش درسخنرانی معاونش، زیاد دیده می شد.نکته دوم که رییس جمهوربه آن اشاره داشت این بود که گفت:آمریکا وطالبان باهم مذاکرات پشت پرده را پیش می برند. رییس جمهورباصراحت به این موضوع اشاره کرد که مقامات ازطالبان با آمریکا مذاکره می کنند.این مذاکرات آمریکاییها با طالبان درکشورهای خلیج جریان داشته ودارد.
خوب این مساله درست است. طالبان ازسال 2011 مذاکرات شان را بامامورین آمریکایی ازبرلین آغازکردند ودرقطراین گفتگوها،تازمانیکه ازسوی طالبان متوقف نشد،ادامه داشت.ازسوی طالبان،بصورت مشخصی تیمی به رهبری طیب آغا آن را پیش برده است.این حرف رییس جمهوردرست که آمریکاییها با طالبان گفتگو داشته وامروزایشان هم به این مساله اشاره داشت که طالبان با آمریکا مذاکرات دارند.این مذاکرات برای حکومت افغانستان،همواره این نگرانی را ،دامن زده که نکند طالبان باآمریکا به یک نحوی کناربیایند که حکومت افغانستان نسبت به آن غافل بماند.
این نگرانی هم تاحدی می تواند موجه باشد زیرا آمریکا بدنبال منافع خود می باشد اگراین منافع درگفتگوبا طالبان، تامین شود چرا که این گفتگوها را نداشته باشد. یاد مان نرفته که آمریکا درسال2001 تنها به یک مساله اشاره داشت که طالبان ازالقاعده جدا شود ویا رهبران القاعده را ازخود دورنمایند دراین صورت آمریکا با امارت طالبان کاری ندارد.این طالبان بود که به این خواسته امریکا تمکین نکرد وهمچنان طالبان ازشبکه القاعده حمایت کرد وآنها رادرجوارخود نگهداشت.
یگانه عامل اقدام برضد امارت طالبان،همان وصل ووصال طالبان با القاعده وحمایت تردید ناپذیرآنها ازشبکه القاعده بود.درحال حاضرهم این فرضیه وجود دارد که آمریکا با آن بخش ازطالبان مذاکره می کند که متیقن شده باشد که ارتباط با القاعده ندارد وتنها با شبکه حقانی گفتگو ندارد استدلا ل هم این است که شبکه حقانی با شبکه القاعده ارتباط دارد.اینکه رییس جمهورامروزطالبان وآمریکا را متهم کرد که آنها دست شان دریک کاسه هستند وبا هم گفتگو ومذاکره دارند دلایل رییس جمهور را می تواند دراین زوایا جستجو کرد.
نکته سوم که دراظهارات رییس جمهورمطرح گردید این بود که ایشان گفت: طالبان قدرت شان را به آمریکا نشان نداده بلکه آنها با کارشان به آمریکاییها گفته است که شما درافغانستان بمانید.این بخش ازسخنران رییس جمهورازجالب ترین سخنان است.شما بکشید که ما درافغانستان بمانیم.این خیلی جالب وقابل توجه ومطالعه می تواند باشد.طالبان درجای باید گفته باشند که ما با انفجاروکشتن مردم ،قدرت خودرا به آمریکا نشان داده ایم.
انفجاردیروزهم زمان شده بود با آمدن چاک هیگل وزیردفاع آمریکا .درانفجارات دیروز،نه انسان بی گناه زخمی وسیزده نفردیگرکشته شدند که درمیان کشته شده گان زنان وکودکان هم بوده اند درلوگرهم تعداد ازمردم بیگناه بخاک خون کشیده شد.طالبان این جنایتها را، تفسیربه قدرت نمایی کرده اند وگفته اند که مازورمان را به آمریکا نشان دادیم این هم خوب نشان دادن زوراست، مردم را بیگناه رابکش تا آمریکا قدرت تورا درک کند.رییس جمهورگفت: انتحاروانفجاردرکابل ولوگر،نشان دادن قدرت طالبان به آمریکا نیست.ایشان به این مضمون به سخنان خود ادامه داد.
که انفجارات کابل وخوست نشان همکاری با آمریکا است به این صورت که شما درافغانستان بمانید زیرا که درافغانستان امنیتی وجود ندارد.کارطالبان دلیل توجیه وحضورخارجیها درافغانستا می تواند باشد.رییس جمهوردرسخنرانی خود درواقع درهردوعرصه انفجار ومذاکره، آمریکا وطالبان را با هم گره زدند.این داستان خیلی جالب است که ازسوی ایشان درسخنرانی دیروزشان مطرح گردید.طالبان با آمریکا مذاکره می کنند بدون اینکه حکومت افغانستان را درجریان گذاشته باشد.
طالبان عملیات انتحاری انجام می دهند که آمریکا درافغانستان،بحضورشان ادامه دهد.این سخنان با واکنش شدید فرمانده ناتوآقای جنرال دانفورد روبروگردید.دانفورد دریک واکنش گفت: من این گونه صحبتها را، هرگزازرییس جمهوردرگفتگوهای خصوصی خود نشنیده ام این اولین باری است که دریک محفل عمومی می شنویم که رییس جمهورافغانستان به نیروهای آمریکایی چنین نسبتهای را می دهد.آقای دانفورازاین جهت ناراحت است که رییس جمهورافغانستا چرا درمذاکرات تنهای شان با ما چنین اشکالات وسئولات را درمیان نمی گذارد که این موضوعات را درملاء عام مطرح می کند.
نکته دومی که وی گفته این است: که ما همکارتروریزم درافغانستان نستیم ما درافغانستان،متحمل بشترین خسارات وتلفات شده ایم حال چه گونه می شود که ما متهم شویم درهمکاری باتروریزم.امشب ازروزنامه واشنگتن پست به من تماس گرفت که دلایلی مخالفت ها واین گونه موضع گیریها ونسبت وربط دادن آمریکا وطالبان درچیست ورییس جمهور، چرا وبه چه دلیلی گفت است که نتیجه انفجارات وانتحارها بسود،آمریکا است.
حقیقتا سه وچهارعامل اساسی می تواند درپشت گفتگوهای رییس جمهورافغانستان،نهفته باشد اولین مساله این است که ایشان می خواهد نشان دهد که یک رهبرملی وطرف دار استقلال وتمامیت ارضی درافغانستان می باشد به همین دلیل است که همه موضع گیریهایش به یک اصل وقاعده استوارساخته که آن حاکمیت ملی واستقلال افغانستان باشد.ایشان درمورد قطع عملیا هوایی،منع عملیات شبانه ومنع نیروهای افغانستان درمورد گرفتن کمک ازنیروهای نا تو درجنگ با تروریزم،وفراخواندن نیروهای آمریکایی وناتوازقریه های افغانستان ومساله انتقال زندانیان اززندان بگرام وحتی مساله نظارت برانتخابات را،وصل به یک قاعده کرده وآن حاکمیت ملی است.
البته این استدلال مورد قبول قرارنگرفته مردم،گروهای مدنی ،احزاب سیاسی،جامعه زنان وده ها طیف اجتماعی افغانستان ازاین موضع گیریها زیاد ناخوشنود باید باشد.تنها گروهی که حدس زده می شود که ازاین موضع گیریها،راضی شود،مجموعه بنیادگراها، درنهاد های حکومتی باید باشند وطالبان هم که این گونه موضع گیریهای رییس جمهوررا جدی نگرفته است وهیچ یک ازاظهارات ایشان مورد حمایت طالبان وحزب اسلامی قرارنگرفته است.
استدلال دیگری که گفته های رییس جمهورا نقض می کند این است که این موضع گیری درهمین چند سال پسین مطرح شده درحالیکه درنشست بن 2001 حضورنیروهای بین المللی درافغانستان،تصویب گردید وبیش ازیکصد سی هزارنیرودرافغانستان مستقرگردید.مگررییس درآن زمان حضورنیروهای خارجی را نمی دید که می دید وچرا اعتراض نکرد وازهمه مهم تربا کمال رغبت ازانتخاب خودش بعنوان رییس اداره موقت،انتقالی وبعدش رییس جمهورمنتخب،ابرازرضایت کرد وبرای حفظ این مقام ها درهمه دوره ها انرژی خرج کرد.
درحالیکه همه این مراحل همراه وقرین با حضونیروهای خارجی بوده است.حال چه گونه شده که ایشان به این درک رسیده که نیروهای خارجی، نگهداشتن زندانیان، عملیات شبانه علیه تروریستها ونظارت ازامورانتخابات،مخل استقلال وحاکمیت ملی افغانستان،بوده است.وا قعا ایشان اگرحالا به این نتیجه رسیده معلوم می شود که خیلی دیرخبرمی شود بخصوص این نکته که گفته است: که عملیات انتحاری طالبان به این خاطراست که نیروهای خارجی درافغانستان بمانند. شما مردم را بکشید تا ما درافغانستان حضورداشته باشیم.
تاکید به مساله استقلال وحاکمیت ملی،درست است اما این مساله تازه ای نیست ازهمان اول عوامل که رییس جمهوردرنقض حاکمیت ملی روی آن تاکید می کند ازهمان اول بود وخیلی جدی ترازحالا هم بوده است.نشان دادن اینکه رییس جمهور به حاکمیت ملی اهمیت قایل است وبا عواملی که درتضاد با حاکمیت ملی باشد مخالفت می کند،کمی دیرباید باشد. نکته دیگریکه درپشت اظهارات رییس جمهورنهفته است این مساله است که ایشان می خواهد به عوامل منطقه ای ضد حضورنیروهای خارجی درافغانستان،توجه بشتری داشته باشد.
کشورهای منطقه بدون شک با حضورنیروهای آمریکا درافغانستان خرسند نیست وخواهان خروج آنها ازافغانستان باید باشند بنابراین رییس جمهورمی خواهد با صداهای منطقه وکشورهای همسایه خودرا هماهنگ نماید مفهوم این حرف این است که شما بروید وزودترهم بروید با امکانات خود ودوستان منطقه ای زندگی می کنیم.عامل سوم که می توان به آن اشاره کرد این است که نیروها بین المللی پس ازنشست لیسبون درسال 2010 به افغانستان پیام صریحی رارساند که دیگرنیروهای بین المللی نه درکنارشما درجنگ حضوردارند ونه هم به آن پیمانه درافغانستان می ماند.
این مساله خیلی ملموس وقابل درک می شود که شمامی روید دیگرما را به شما چنان کاری نیست وشما را هم با ما، پس بهتراست که ما دنبال مسایلی دیگری باشیم.رییس جمهوربا رفتنیها،حرفی سختی می زند واین مساله ازنظرایشان اشکالی هم نباید داشته باشد.وقتی که روسها ازافغانستا بصورت جد وقطع خارج شدند،حکومت کابل می توانیست هرچیزی را به روسهای که روی شان رابه افغانستان برنمی گرداند بگوید وهرچه دل تنگش می خواست بگوید مگرکه حکومت کابل را، ملامت می کرد.
حال رییس جمهوربا رفتنیها هرچه دلش خواست می گوید وشایدازیک نقطه نظربه سود غربیها هم باشد که رفتن شان توجیه منطقی شود ما رفتیم ومی رویم چون رییس جمهورقانونی ومنتخب حضورمارا نمی خواهد ما عملیات نمی توانیم چون رییس جمهوربا آن مخالف است ما هیچ کاری نمی کنیم زیرا آقای رییس جمهور، ازما ناراضی می شود.
سخنان رییس جمهورامروز،فازدیگری را بازکرد که طالبان وآمریکا به سود هم دیگرکارمی کنند. طالبان با آمریکا گفتگودارند طالبان انفجاروانتحارمی کنند که آمریکا درافغانستان بماند این واقعا یکی ازعجیب ترین سخنان رییس جمهورافغانستان باید باشد.شما بکشید تا ما درافغانستان بمانیم.
چاک هیگل وجان کری
امروزوزیردفاع آمریکا،بصورت غیرمنتظره ای، وارد کابل گردید.هم زمان باورود ایشان درکابل،انتحاری بای سیکل سوار،مواد انفجاری خودرا درنزدیکهای وزارات دفاع منفجروسیزده انسان مظلوم را کشت ونه تن دیگر را،راهی شفاخانه کرد.ارتباط انفجار با آمدن هیگل،کمی سخت است به این معنی که هم زمان با ورود ایشان این را کارکرده باشد.
ولی بصورت قطع برای وزیردفاع تازه آمریکا،می تواند پیامی برای تفسیر،ماموریت آمریکا درافغانستان،دانسته شود.آقای هیگل با شنیدن صدای انفجار،باید تکان خورده باشد که دراین کشورچه می گذرد؟ وحاصل یازده سال حضورشان درافغانستان،چه بوده است؟ ودرآینده چه خواهد شد؟.انفجارامروز همان گونه ،که عده ازمردم را به قبرستان وجمعی را به بیمارستان فرستاد،قطعا برای هیگل،می تواند منبع ازیک مطالعه درمورد وضعیت امنیتی افغانستان نیزشمرده شود.
نظامیان آمریکا،نظرشان درمورد آینده افغانستان نسبت به مقامات سیاسی،کمی متفاوت است.مقامات سیاسی درکاخ سفید، اعتقاد دارند که داستان افغانستان،باید خاتمه یابد.چهارما پیش ازیک منبع معتبراین حرف را شنیدم که مقامات سیاسی درکاخ سفید حضوربیش ازپنج سال درافغانستان را قبول ندارند آنها تاکید دارند که برای جمع جورکردن وریخت پاشهای گذشته شان،همان پنج سال اقامت درافغانستان کافی است البته این حرف مربوط می شود به چند ما پیش ازاین.
درآن موقع مساله پایگاه دایمی برای آمریکا درافغانستان،مطرح شده بود.مقامات پنتاگون با این نظرموافق نیست آنها اعتقاد دارند که مساله افغانستان راه درازی درپیش دارد وحد اقل باید نیروها، تا سال هزاربیست چهاردرافغانستان، حضورداشته باشند.گذشته ازمساله زمان حضورنیروها درافغانستان وتفاوت نظردراین مورد این نکته نیزقابل بررسی است که تعداد نیروها درافغانستان چه مقدارباشند.دراین مورد هم گفته شده که سیاست مداران درکاخ سفید با مقامات پنتاگون متفاوت حرف می زنند.رهبران سیاسی آمریکا به نظر می رسد گزینه شش هزارنفر،را ترجیح می دهند واگرخیلی نگران باشند،گزینه، نه هزاررا تایید خواهند کرد .
اما مقامات نظامی حرف دیگری دارند آنها،پیشنهادشان خیلی بشترازاین رقم ها باید باشد.دوروز پیش، جنرال متیودرواشنگتن اعلا داشت که لازم است بیست هزارنیرو درافغانستان داشته باشیم.البته این حرفها نهایی نیست ولی حداقل بیان گرتفاوت نظردرمورد حضورشان درافغانستان وتعداد سربازان شان می تواند باشد.دومقام تازه درآمریکا آقایان جان کری وزیرخارجه وچاک هیگل دروزارت دفاع ممکن است تغییرات درسیاست ایجاد نمایند.جان کری که شناخت خوبی ازمسایل افغانستان دارد ودرمورد انتخابات گذشته، بامهارت ودخالت خاصی،مساله را حل کرد وازبرگزاری انتخابات دردوردوم جلوگیری کرد.
این بارآقای جان کری گفته است که دیگرآن تجربه را تکرارنمی کند، افغانستان باید درسال 2014 انتخابات شفافی داشته باشد.ازآقای چاک هیگل درمورد افغانستان، چیزی شنیده نشده ایشان درمورد افغانستان،چه موضعی خواهد داشت ازدوگزینه وتفاوت سیاست مداران ونظامیان چه ترجیحات را خواهد داشت این معلوم نیست.انفجارامروز،باید تکانی باشد که ایشان مطالعه بشتری درمورد امنیت افغانستان پس ازسال دوهزارچهارده داشته باشد.البته هیگل وزیردفاع آمریکا است وطبیعتا نمی تواند گزارشهای میدانی جنرالان خودرا کتمان ونادیده بگیرد.
ولی دومشکل فراروی ایشان باید باشد یکی اینکه درنهایت حرف اصلی را سیاست مداران آمریکا وآقای اوباما رییس جمهورآمریکا می زند،نظامیان ازخود حد وحدودی دارند که اگرازآن تجاوزنمایند،با سرنوشت میک کرستال روبرو خواهند شد.کرستال گناهی نداشت جزاینکه مقامات کاخ سفید وسیاست مداران کشوررا به سخیریه گرفته بود ودیدیم که بصورت بیرحمانه ای، ازکاربرکنارومورد،غضب سیاست مداران وآقای اوباما قرارگرفت وازکارشان سبک دوش گردید.
چالش دومی که جلوروی هیگل باید باشد مساله،نفرت ازجنگ افغانستان است مردم امریکا ازادامه جنگ وحضورشان وحتی سربازان شان درافغانستان،ناراضی هستند.چالش سوم که درادامه ماموریت نظامیان درافغانستان،این است که هزینه های جنگی درافغانستان،سرسام آوراست.ولی باتمام این مسایل بازهم مساله افغانستان،دراولویت کارهای آقای چاک هیگل باید قرارداشته باشد.امنیت ونابود شدن دست آوردها،قبول کردنش باید خیلی سخت باشد.انفجارامروزعملا زنگ خطررا باید به صدا درآورده باشد که آقای هیگل ازموضع نظامیان دربرابرسیاست مداران دفاع نماید.
درکناراین مساله، اخطارهای رییس جمهورهم اگر،جدی باشد ودرآن غل غشی درکارنباشد،هم واقعا خسته کننده شده.فرمانهای ازاین دست که نظامیان آمریکا درظرف دوهفته باید،ولایت وردک را ترک نمایند اینکه نیروهای افغانستان درجنگ شان ازنیروهای ناتو،کمک هوایی نخواهند وناتو،بایدعملیات هوایی شان را بصورت جدی،قطع نمایند.این گونه تهدیدها،قطعا روند همکاری را مختل می کند.نکته دیگراینکه فرمان ازاین دست غیرعملی است واین به سود اعتبار،رییس جمهورکرزی نیست.فردا ضرب الاجل به پایان می رسد اجرا وتطبیق آن فرمان،تقریبا غیرعملی دیده می شود.
امروزکارشناسان به رییس جمهورانتقاد داشتند که صدورفرمانهای غیرعملی کاردرستی نیست.آنها می گفتند که تنها جمع کردن سازبرگهای نیروهای آمریکا وناتو ازافغانستان،زمان درحد سه وتا پنج ماه را لازم دارد.چاک هیگل درگفتگوبا مقامات افغانستان دراین مورد،صحبت خواهد کرد.وی برای اولین باراست که وارد افغانستان می شود زیراهمین دو،روزپیش به عنوان وزیردفاع برگزیده شد.نکته دوم این است که وی باید ازسربازان آمریکایی درافغانستان که سخت ترین ماموریت شان رامی گذرانند ،دیدن نماید.
درگذشته هم وزراء دفاع، ده ها بارازافغانستان وازسربازان دیدن کردند وآقای هیگل هم باید این کار را نماید ومساله سوم هم گفتگو با مقامات افغانستان وتصمیمات که گرفته می شود را مورد بحث قراردهد ایشان بارییس جمهورکرزی درموارد زیادی باید حرف بزند.درکناراین مسایل،مطالبات افغانستان درمورد ابزاروامکانات،باقی مانده ازسازمان ناتو ومساله پایگاه ها وتسهیلات آن، ازجمله موضوعات قابل بحث دانسته شده است.شاید آقای هیگل، مساله مذاکره با طالبان وگروهای مسلح را نیزمورد گفتگو قراردهد زیرا مقامات غرب سخت علاقمند اند که مساله افغانستان ازطریق گفتگوحل وفصل شود.
این سیاست مشترک اعضای سازمان ناتواست که پروسه گفتگوباید سرعت وشتاب داشته باشد.دیروزآقای کامرون صدراعظم بریتانیا طی تماس تلفنی با رییس جمهور،روی دومساله تاکید داشت اول موضوع مصالحه بود وی تاکید داشت که گفتگوهای صلح باید،بصورت جدی،پی گیری شود.نکته دومی که خیلی حایزاهمیت دانسته شده این بود که درامرگفتگووحل مساله افغانستان،پاکستان نقش تعیین کننده دارد.آقای کامرون به صراحت به رییس جمهورکرزی باید گفته باشد که بدون هماهنگی وموافقت پاکستان،صلح درافغانستان امکان ندارد.
برخی گفته اند تماس تلفنی آقای کامرون، به نقش پاکستان برمی گردد وبه مساله تنش وچالشی که درمناسبات کابل واسلام آباد پیش آمده است.درماه های اخیر،بوضوح مناسبات کابل واسلام آباد دچارتنش شده است.حکومت افغانستان بی پرده ازهرزمانی گفته است که پاکستان درامورافغانستان،مداخله می کند.این مساله ازوقتی دامن زده شد که یک ملای پاکستانی بنام طاهراشرفی رییس شورای علمای پاکستان،فتوا ومجوزانتحاردرافغانستان را صادرکرد ودیگراینکه گفته بود کنفرانس علما درمورد فتوای انتحاررا،تحریم می کند وسوم اینکه گفته بود درهرکنفرانسی باید طالبان حضورداشته باشد.
این موضع گیریها افغانستان را برافروخته ساخته وآن را یک نوع دخالت آشکاردرمورد افغانستان دانسته است.آقایان نبیل واسپنتا خواهان این مساله گردیدند که سازمان استخبارات پاکستان،باید درلیست سیاه قراربگیرد.آقای کامرون نسبت به این روی دادها،نگران تیره شدن،مناسبات کابل واسلام آباد بایدباشد.کامرون می خواهد که افغانستان وپاکستان، روابط شان را درحدی امضای توافقنامه استراتژیک باید پیش ببرند.آ
قای هیگل وزیردفاع آمریکا درکنارمسایل نظامی که وظیفه اصلی شان است، به مساله روند مذاکرات نیزخواهد پرداخت.انفجارامروزهم می تواند پیامی برای جان هیگل باشد که مساله امنیت درافغانستان درحال حاضروپس ازسال دوهزارچهارده یکی ازجدی ترین،مسایل مشترک افغانستان وآمریکا خواهد بود.
دومقام تازه آمریکا آقایان جان کری وچاک هیگل،دراداره اوباما باید مطالعات جدی وتصمیمات موثردرامرحضورنیروها،وتعداد آنها درافغانستان گرفته باشند ودررفع اختلافات محتمل با کابل اگرتاکتیکی نباشد ،باید پی گیروجدی باشند ،همین طوردرمورد گفتگو با مخالفان مسلح ومساله انتخابات،درافغانستان راهکارهای مشترک را ،گرفته باشند. مساله، منافع مشترک دوکشوراست که باید به یک نحوی این منافع درافغانستان،حفظ شود.
راسموسن درکابل
دبیرکل ناتووارد کابل شد.آقای راسموسن دریک درگفتگوی خبری،به چهارمساله مهم درمورد آینده افغانستان،اشاره داشت.اولین مساله مورد بحث شان، مساله پس ازسال دوهزارچهارده بود،ایشان مثل همیشه تاکید داشت که جامعه جهانی پس ازسال دوهزارچهارده هرگزافغانستان را تنها نمی گذارد.
وی با قاطعیت ازتعهدات جامعه جهانی دردهه تحول سخن گفت.البته آقای راسمون همیشه این موضع را درهمه نشستهای ناتوداشته است این سیاست مدار،دانمارکی که حالا چندین سال است،دبیرکل سازمان ناتو،تعیین شده،چهره بسیارزیرک وتاثیرگذاردرسازمان ناتو دانسته شده است سخنان ایشان به هردلیلی،درمورد دهه تحول،مفید است.
این موضوع،پریشانیهای روانی جنگ رابرطرف می کند وبرای مردم انگیزه کاروتلاش را،ایجاد می کند البته مردم افغانستان درهرشرایطی باید دراین آب وخاک زندگی نمایند ولی تاثیرات متقابل زندگی مردم درعصر،تکنولوژی انکارناپذیراست اگرآقای راسموسن موضع غیرازآن چیزی که دیروزگرفت،می گرفت،طبعا با واکنشهای دیگری،روبرو می گردید.
تعهدات آقای راسموسن درده تحول،با واکنشهای مثبت مواجه گردیده است.نکته دومیکه آقای راسموسن روی آن تاکید داشت مساله آموزش نیروهای افغانستان بود وی این مساله را علیرغم حمله های سبزبرآبی،مورد تاکید قرارداد درسال2012 بیش ازپنجاه سربازومربی خارجی،توسط حمله های سبزبرآبی،کشته شدند البته این مساله باتدابیری که گرفته شده ،درحال حاضربه مرحله صفررسیده است.
نکته دیگری که درمساله آموزش مهم است این است که یک بخش ازپایگاهای امریکایی وناتوباید دراختیارنیروهای افغانستان پس ازسال دوهزارچهارده گذاشته شود آموزش استفاده، ازابزاروتسهیلات دانش امنیتی،ضروری است.افغانستان تاکید دارد که ناتو،پایگاه های نظامی شان را دراختیارنیروهای افغانستان قراردهد.
این موضوع به دوصورت،هدایت وجهت داده می شود. یک بخش ازپایگاه را ناتو ویران می کند زیرا مورد استفاده های خاصی امنیتی شان بوده است. که اختصاص به خود آنها داشت وسازمان ناتو،مالک ودانش آن را ازآن خود می داند وطبعا با رفتن شان این دسته ازپایگاه ها نیزازدست خواهد رفت. اما همان دسته که لازم است دراختیارنیروهای افغانستان گذاشته شود این مساله بازهم احتیاج به آموزش دارد.
نکته دومیکه درگفتگوی های راسموسن، عنوان شد، مساله ،تجهیزنیروهای افغانستان است.مطالبات افغانستان، دراین مورد همیشه مورد تاکید قرارگرفته ومقامات ناتو گفته است که نیروهای افغانستان را تجهیزمی کند ویکی ازعمده ترین مسئولیتهای ناتو،تجهیزنیروهای ناتودرافغانستان می باشد ومساله دیگر،مشوره دهی به نیروهای افغان است که آقای راسموسن به این مساله هم اشاره داشت وگفت: مشوردهی ما به نیروهای افغانستان،ادامه دارد.
وی درمورد نیرهای افغانستان با لحن بسیارستایش آمیزی سخن گفت وازاینکه نیروهای افغانستان با این کمیت رسیده،خود قابل تمجید بایدباشد.نکته ای دیگریکه درگفتگوهای راسموسن باید به ان اشاره شده باشد وبرخی خبرگزاریها به درستی به ان پرداخته وآن مساله هزینه های مالی نیروهای افغانستان پس ازسال 2014 است.
مجموع هزینه های مصوب درکنفرانس شیکاگووپیش ازآن دربروکسیل وپیش ترازآن درلیسبون،روی آن تاکید صورت گرفت این بود که سالانه مبلغ چهارمیلیارد ویک صد ملیون دالرباید به صندوق نیروهای افغانستان،واریزشود.این مبلغ را عمدتا باید آمریکا به پردازد. مجموع سهمیه بندی وتعهدات اعضا سازمان ناتو این را نشان می دهد که آنها شاید چیزی درحدود دومیلیارد درسال بشتر،به صندوق امنیتی ونظامی افغانستان،تحویل ندهد.
واین آمریکا است که باید بشترین هزینه را به صندوق افغانستان کمک نماید خود افغانستان درسال پانصد میلیون دالر،تعهد سپرده که درصندوق نظامی شان،پول واریزنماید.درگفتگوهای آقای راسموسن به هزینه مالی جنگ پس ازسال دوهزارچهارده نیزاشاره شده.
ازاین مسایل که بگذریم، دومساله سیاسی بسیارمهم دیگر،نیزدراظهارات آقای راسمون،نشان داده شد.ایشان یک مقام نظامی وامنیتی است ولی درعین حال به مسایل سیاسی نیزتوجه خاصی را،داشته است.وی گفت: جامعه جهانی درسال دوهزارچهارده خواهان یک انتخابات شفاف وعادلانه درافغانستان می باشد وازاین مساله حمایت می کند.مساله انتخابات شفاف عادلانه ایکه که آقای رسموسن روی آن تاکید داشت،با نگرانیهای،درداخل کشور،روبرو شده است.
این حقیقت دارد که انتخابات سال دوهزارچهارده، چالشهای خاص وجدی خود را دارد.احزاب وایتلافهای سیاسی،گروهای مدنی دریک سو،حکومت افغانستان دریک صف دیگراستاده اند وهرکدام برای برگزاری انتخابات شفاف وعادلانه تعاریف خود را ارایه کرده اند.این اختلافات با عث نگرانیهای زیادی شده.درمساله انتخابات که مقامات غربی روی آن تاکید دارد ودرسطح ملی هم این مساله با جدیت ووسواسی زیادی،پی گیری می شود.
دومشکل اساسی قوانین انتخابات ومیکا نیزمهای اجرایی است درمورد قوانین،انتخابات افغانستان، دو نوع قانون را،لازم دارد یکی قانون تشکیل وصلاحیت کمیسیونها که دراین قانون اصول کاری وتشکیل کمیسیونهای انتخابات وشکایات ،مورد بحث قرارگرفته است. تشکیل کمیسیونها،وصلاحیتهای کاری شان مساله نظارت ملی وبین المللی ازانتخابات، همه ازمسایلی است که دراین قانون گنجانده شده است.
این قانون ابتداء ازسوی مجلس سنا به چالش کشیده شد.فیصله مجلس نمایندگان را مجلس سنا واطاق دوم قبول نکرد وبعد حکومت هم تصمیم گرفت که اصلا این قانون باید،کنارگذاشته شود.درکناراین قانون،قوانین عام انتخابات است که درآن سیستم ها ونظامهای انتخاباتی،مورد بحث قرارگرفته.حکومت در قانون انتخابات،تاکید روی نظام اس.ان.تی .وی را دارد که احزاب دراین سیستم حقوق شان تضییع می شود.
رای واحدی غیرقابل انتقال به ضرراحزاب است.ودرنظام مورد نظراحزاب سیاسی وگروهای مدنی، روی نظام مختلط، تاکید صورت گرفته است که دراین نظام سعی شده که هم حقوق افراد وهم حقوق احزاب سیاسی،رعایت شود.درحال حاضراین قانون درمجلس نمایند گان برا بحث منتقل شده معلوم نیست که با چه سرنوشتی گرفتارخواهد شد.
درکناراین مسایل،تذکره برقی،کارتهای رای دهی سابق ثبت وراجسترکردن واجدین شرایط ازعمده ترین چالشهای انتخابات است که نگرانی درمورد شفافیت آن ایجاد شده است این نگرانی تنها درسطح ملی نیست این نگرانی درسطح بین المللی مطرح شده آقای راسموسن دبیرکل ناتو،درگفتگوهای شان درکابل به مساله انتخابات وشفافیت آن تاکید دارد.
یک ماه پیش ازاین اتحادیه اروپا اعلام داشت که اگرشفافیت وعادلانه بودن انتخابات،درافغانستان گرانتی نشود دراین صورت افغانستان با دوچالش عمده درسطح بین المللی روبرو خواهد شد، یکی اینکه جامعه جهانی افغانستان را تنها می گذرد ودیگراینکه کارکردن با یک حکومت برخواسته ازانتخابات غیرشفاف سخت است وبا این وضع افغانستان،درانزوا قرار می گیرد.آقای راسموسن اظهاراتش درمورد انتخابات شفاف وعادلانه درسال 2014 به همین سیاست کلان جامعه جهانی مرتبط می شود.
مساله چهارم که آقای راسموسن درکنارموضوعات چون تعهد بعد ازسال دوهزارچهارده،آموزش،تجهیز ومشوره دهی به نیروهای بین المللی ومساله انتخابات،مطرح کرد،نقش پاکستان بود.ایشان گفت: پاکستان باید درامرثبات با افغانستان همکاری نماید وی گفت: ثبات درافغانستان بمعنی ثبات درپاکستان هم است.طاهراشرفی رییس شورای علما پاکستان اخیرا گفته بود که انتحاردرسه کشورافغانستان،هند وفلسطین،جایزاست گرچه وی بعدا این حرف خودرا درمورد افغانستان باید پس گرفته باشد ولی بهرصورت تحریم کنفرانس علما درکابل،فتوای وجوازانتحاردرافغانستان،ادامه عملیات بیرحمانه ومستمردرافغانستان،همه مایه این نگرانیها شده که پاکستان علاقمند،صلح وثبات درافغانستان نمی باشد.
آقای راسموسن به این نکته اشاره کرده وگفته است که پاکستان درامرصلح باید افغانستان را کمک نماید. مقامات افغانستان هم خواستارگنجاندن،سازمان استخبارات پاکستان،درلیست سیاه حکومت آمریکا وشورای امنیت وهم چنین خواستار،متحد شدن همه نیروهای سیاسی،برضد مداخلات خارجی شده است.این ها موضوعاتی است که صلح وثبات درافغانستان را به خطرانداخته وچالشهای جدی درمسیراستقراروامنیت وبرگزاری انتخابات عادلانه را درافغانستان،ایجاد کرده است.
اعلان رسمی جوازانتحاردرافغانستان
سخن استاد سیاف درمراسم سالگرد آمرشهید احمد شاه مسعود،هرگزازیادم نمی رود وی دراین مراسم به این مضمون گفت: اینهایکه فتوا وجوازانتحار را صادر می کنند به خدا قسم که خود شان به آن اعتقاد ندارند.
این سخن را باسیما وصورت ملا طاهراشرفی رییس شورای علماء ودوستان شان، مقایسه نمایید،به این نتیجه خواهید رسید که واقعا علامه اشرفی،هرگزخودش باوربه انتحار نباید داشته باشد.گفته شده مولوی اشرفی درمیان علماء پاکستان ازچنان زندگی،شکوهمندی برخورداراست که کم ترمقامات پاکستانی ازآن نعمات مادی برخوردارمی باشند.
زندگی اشرافی وی ودوستانش ،هیچ نسبتی به قبول مرگ ندارد.خود سیمای مولوی، نشان می دهد که زندگی و وجود وی هیچ رابطه ای با فقرومحرومیت ندارد عین این چهره را "ملک اسحاق" رهبرگروه جهنگوی ازخود، نشان داده است.آیا شما دروجود وهیکل پرازگوشت وی، نشانه ای ازمحرومیت وگرسنگی را می بینید؟
خصوصا آن تصویریکه روی قالین های رنگارنگ خوابیده وپاهایش رابه اسمان بلند کرده، وبه این صورت تلاوت قرآن کرده وبا مسخره گی واهانت قرآن، می خواند.این دوچهره « ملک اسحاق وطاهراشرفی » به هرچه باورداشته باشند ولی وجود پرازگوشت آنها ،با وزن اضافی شان ازفرط پرخوری، دلیل است که هرگزبه مرگ برا ی خود شان ،باورندارند واین است که حرف استاد سیاف راباید،جدی گرفت که آنها اعتقاد به انتحارندارد.
ایشان درادامه صحبت هایش به این نکته هم اشاره داشت که هیچ یک ازاقارب آنها درعملیات انتحاری شرکت نکرده اند ونمی تواند نشان دهند وکسی هم نشنیده است که مفتی های که فتوا ومجوزانتحاردرافغانستان را صادرکرده،یک نفرازنزدیکان آنها درعملیات انتحاری شرکت کرده باشد.
اسامه رهبرالقاعده ازپربارترین خانواده ای است که عدد ورقم آنها به صدها نفرمی رسند تنها مجموعه ای ازفرزندان خود اسامه به دها نفرمی رسند اما کسی شنیده که ازاقارب رهبرالقاعده، فردی درعملیات انتحاری جان داده باشد.
من تصاویری ازفرزندان اسامه دیده ام که آنهارا دراوج رفاه ونعمت درکشورهای اروپایی بخصوص لندن را نشان می دهند.اینها همه نشانه ،همان سخن است که مفتیها، خود شان اعتقاد به انتحارندارند آنها واقارب شان اعتقاد به زندگی وخوش گذارانی دارند.
نکته دیگریکه درمورد فتوای طاهراشرفی،رییس علماء پاکستان ،مطرح است وآن اینکه ایشان سه کشوررا،سرزمینهای انتحار،اعلام کرده است. وبرای هرکدام دلایلی را نیزذکرکرده است.فلسطین،افغانستان وکشمیر.
اشرفی فتوا داده که درفلسطین عملیات انتحاری جایزاست زیرا که دراشغال اسراییل قراردارد درافغانستان به دلیل اینکه آمریکاییها آن را اشغال کرده اند وکشمیربه خاطراینکه دراشغال هندوستان قرارگرفته است.دراین سه کشور،عملیات انتحاری جایزاست.
انتحاریون شان درافغانستان بجای اینکه خارجیها را کشته باشند،بشترین قربانیانش ازمردم افغانستان بوده اند.انتحاری که بافتوای علماء پاکستان درافغانستا عملیات انتحاری داشته،یا درمساجد وزیارتگاها ویادرکوچه ها وجاده ها ویا درفروش گاه ها وبانکهای کشورویا درشفاخانه خانه ها صورت گرفته .
مورد انتحار«شهرزرنج» درجلوشفاخانه انجام شد. مسجد عیدگاه درفراه وزیارتگاه ابوالفضل درکابل ،مراکزمقدس مسلمانان است که انتحاری عملیاتش دراین مکانهای پاکیزه انجام داده است.
نود درصد کشتاردرافغانستان، توسط طالبان اعلام شده است وتنها ده درصد راگفته اند که نیروهای افغانستان ونیرهای ناتو،ازمردم ملکی کشته اند.ملااشرفی چه گونه می گوید: که درافغانستان خارجیها کشته شده.
نود درصد که خارجی نبوده اند وهمه زنان ومردان وبی گناه هان بوده که باعملیات انتحاری وبمبهای کنارجاده کشته شده اند.علما افغانستان این موضع گیری را رد کرده وگفته اند: که فتوای اشرفی وهمکاران شان ،برخلاف اسلام وشریعت می باشند.آقای اشرفی به این مساله نیزاشاره کرده که ما بمب اتم نداریم وبجای آن ازعملیات انتحاری،استفاده می کنیم امریکه علماء افغانستان به طعنه گفته اند که پاکستان بمب اتم دارد پس چرا آقای اشرفی بجای بمب اتم ،مجوزعملیات انتحاری را صادرکرده است.
مساله دیگری که آقای اشرفی به آن اشاره کرده این است که درکنفرانس علما درکابل شرکت نمی کند رییس شورای علماء پاکستان چند شرط را برای شرکت شان درنشست علما اسلام درکابل،اعلام داشته .
اولین شرط این است که درنشست کابل فتوای برای تحریم انتحارصادرنباید شود وما گفته ایم که انتحاردراین سه کشورباید انجام شود. بنابراین انتحاروانفجاردراسلام امرجایزی است ونمی شود درکنفرانس علما درکابل آن را تحریم کرد.
نشست کنفرانس علما اسلام درتوافقات وزراء خارجه افغانستان وپاکستان،عنوان شده بود وبراساس موافقت نامه دوکشور این نشست دردهم ماه مارچ2013 درکابل باید برگزارمی شد ولی حالا اقای طاهراشرفی، رییس شورای علما پاکستان، آن را تحریم کرده.
دلیل دومیکه آنها برای تحریم شان ذکر کرده این است که ازطالبان وشبکه حقانی درنشست کابل باید دعوت شوند .طالبان باید درکنفرانس علما درکابل شرکت نمایند.هدف که درگفتگوی دوکشوردرنظرگرفته شده بود این بود که کنفرانس علما درکابل باید انفجار وانتحاردراسلام را محکوم نمایند.
این هدف حالا باچالش تحریم ازسوی شورای علما پاکستان روبروشده.آقای اشرفی با صراحت،هدف کنفرانس که حرمت انتحارباشد را تحریم کرده وبا آن به مخالفت برخواسته وگفته است که کشورهای اسلامی بمب اتم ندارد بنابراین باید ازانتحاری ،کارگرفته شود.
اخباری نیز،منتشرشده که مکان کنفرانس شاید تغییرنماید.توافق اصلی این بود که کنفرانس دردهم ماه مارچ 2013 باید درکابل برگزارشود حال این موضوع با چالش جدی روبروشده،زمزمه های وجود دارد که مکان کنفرا نس تغییرمی کند .
ریاض وقاهره دوکشوری است که گفته شده کنفرانس درآنجا برگزارخواهد شد البته این مساله هنوزروشن نیست ولی ازهم اکنون چند مساله مشخص شده.شورای علما پاکستان ،بدترین موضع گیری را درمورد کنفرانس کابل وعلما افغانستان وشورای عالی صلح گرفته اند.
آنها علما افغانستان را متهم کرده که هیچ برنامه ای برای گفتگو ندارد.علما پاکستان اصول پنج ماده ای را برای گفتگو تهیه کرده البته آن اصول، هنوزاعلام نشده ولی ازفتوای علامه طاهراشرفی رییس شورا علما پاکستان،نکاتی ازاصول مورد نظرآنها باید بدست آمده باشد.
اولین مساله این است که انتحاردراسلام حرام نیست ودرحال حاضردرسه کشورباید عملیات انتحاری ادامه داشته باشد عملیات انتحاری همان بمب اتم مسلمانها است.اصل دیگراینکه بحث صلح ومذاکره با طالبان درنشست کابل مطرح می شود،بنابراین درهرکنفرانس، مربوط به صلح وتحریم انتحار،طالبان باید شرکت نمایند.
بهرترتیب شورای علما پاکستان ازقبل اعلام داشته که باعلما افغانستان،هیچ بحثی ندارد زیرا که آنها برنامه ای برای کارهای شان ندارند.درمورد شورای عالی صلح،هم گفته که این شورای نمی تواند مرجع خوبی برای مذاکرات باشد وبحث سوم شان هم این است که درکنفرانس کابل شرکت نمی کند زیرا این کنفرانس مشکوک است واجندای کنفرانس کابل را قبول ندارد.
تحریم انتحارازعمده ترین اجندای کنفرانس کابل باید باشد.انتحاردراسلام حرام وانتحاری جایش جنهم است.این مساله درکنفرانس مطرح می شود علما پاکستان هرگزآن را قبول ندارند ودیگراینکه دراجندایی نشست کابل،حضورطالبان، نفی شده بنابراین نمی تواند درکنفرانس علما، درکابل شرکت داشته باشد.
البته این حرف آقای اشرفی،حرف درستی نیست که علما افغانستان،قاعده ومبنایی برای مذاکره ندارند وخود شان اصول پنج گانه ای رابرای گفتگو،تهیه کرده درحالیکه،شفاف ترین مساله ،همان مساله حرمت انتحاردراسلام وصدورفتوای برضدآن است واینکه تاکید شود که انتحاری جایش جنهم می باشد درواقع، روح کنفرانس درکابل را تشکیل می هد .
این واضح ترین اجندا نشست کابل است دراین مورد گفتگوهای صورت گرفته بود.حال این علما پاکستان است که موضوعات چالش برانگیز،مبهم ومشکوکی را برای گفتگو می خواهد،عنوان نمایند.
آنها می دانند که کنفرانس علما به ضررآنها است وعلما پاکستان وعلامه اشرفی نمی تواند کارهای شان را،توجیه نماید.دراسلام انتحارهزگزثابت شده نی نیست آنها با طرح این مساله آبروی شان را برده اند.
طاهراشرفی ودوستان وی درکنفرانس علما اسلام درکابل شکست شان را باید امضا نمایند.علما پاکستان واقعا وجدان انسانی واسلامی شان مرده اند حمایت ازتبهکاری وانتحاردراین حد،باورکردنی نبود ولی حالا آنها با اعلام این مساله،ماهیت شان رادردنیا،اعلام کردند.
دوهفته پیش هم مولانا فضل الرحمان درقطررفته بودوبا دکتریوسف قرضاوی درمورد طالبان وکنفرانس علما درکابل تبادل نظرکرد.همه تلاشهای علما پاکستان این است که عملیات انتحاری درافغانستان،تحریم نشود.کنفرانس علما درکابل برای شان خیلی خطرناک است وبه همین علت است که ان را تحریم کرده اند.
البته همه می دانیم که حامی انتحاریون درافغانستان وشبکه های انتحاروترور،ریشه درخارج دارند.علما پاکستان،به تروریستها،درس انتحاروانفجارووعده دخول به جنت را داده وفرزندان مظلون افغان را شستشوی مغزی داده وآنها را آماده مرگ وکشتن مردم بیگناه می کنند.
آقای طاهراشرفی ودوستانش درشورای علما پاکستان،سخت گناه کارهستند ودست شان بخون مردم افغانستان،آلوده اند.آنها پیش ازآمدن خارجیها درافغانستان، هفت سال مردم افغانستان را کشتند درحالیکه یک خارجی درافغانستان،حضورنداشت.هزاران طالب نوجوان افغانستان درمدارس علما پاکستان، چیزی جزانتحاروانفجاریاد نگرفته اند این مساله را ،اکنون آشکاررا اعلام کرده که درافغانستان عملیات انتحاری،جایزاست.