هجدهمین سالگرد شهادت استاد مزاری درکابل، به این صورت برگزارشد
امسال مراسم هجدهمین سالگرد استادمزاری،درمصلی بزرگ،به این صورت برگزارشد.فکرمی کنم درسالهای گذشته که من درکابل نبودم تنها دریک سال، مراسم بصورت جداگانه برپا شده بود ولی درتمام سالهای گذشته،مراسم تجلیل از22 حوت یک جدا برگزارمی شد.
یکجایی به این صورت که هم احزاب اپوزیسیون درمراسم شرکت می کردند وهم رییس جمهورپیام می داد ومقامات حکومتی درمراسم شرکت وسخنرانی می کردند ورهبرحزب وحدت مردم افغانستان استادمحقق ورهبرحزب وحدت اسلامی،استاد خلیلی،دریک تریبون، سخنرانی می کردند.
طبعا خط سخنرانی دردوجهت حمایت ازسیاست حکومت ونقد ازکارکردهای حکومت،هدایت می شد زیرا مقامات ورهبران شرکت کننده وابسته به دوطیف سیاسی بودند وهرکس حرف خود را می زدند.امریکه مردم به آن عادت کرده ومساله را درطبیعت نوپایی دموکراسی افغانستان قبول کرده بودند.
شکی وجودندارد که رهبران شرکت کننده حکومتی وغیرحکومتی،بخاطرسالگرد شهید مزاری،ملاحظات وانتقادات شان را درچارچوب قاعده واحترام متقابل،انجام می شد وهمه مردم ازاین جهت خوشحال بودند.ولی امسال سیاست تغییرکرد وازسوی استاد خلیلی اعلام شد که مراسم سالگرد استاد مزاری،جدا برگزارشود بهتراست.چاره ای هم نبود ،مراسم باید برگزار می شد.درمورد زمان مراسم هم توافقات صورت گرفت وقرارشد که حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان درتاریخ یازدهم حوت ،مراسم را درمصلی شهید مزاری برگزارنماید.
امروزاین روی داد شکوهمند،حماسه حضور،گردهمایی ده ها هزارنفری درمصلی بزرگ شهید مزاری برگزارشد.سیلی عظیمی جمعیت،حقیقتا حیرت انگیزبود ازهمان ساعات اولیه صبح،تمامی مصلی مملوازجمعیت شد امریکه باورکردنش،خیلی سخت بود.مردم درآن هوایی سرد زمستانی دراندک ترین ساعات، تمامی فضا ومحوطه را به تصرف خود درآورد.
جمعیت مردم درحدی،گسترده وفشرده بود که حتی جای برای سوزان انداختن هم نبود. من رازاین قضیه بزرگ مشارکت را که درچه نهفته بود حالا بحث نمی کنم وباید این حضوردرروزهای آینده، تجزیه وتحلیل شود که چه دلایلی دراین مشارکت بزرگ،وجود داشته است.چهارسال است که بصورت مرتب توفیق حضوردرسالگرد شهادت استاد مزاری را درکابل دارم اما امسال با اینکه تغییرات عمده ای ایجاد شده بود ولی مشارکت مردم درمصلی، وصف ناپذیربود.
ما درکم ترسالها ،مراسم گردهمایی درسطح پنجاه وشصت هزارنفری را نداشتیم ولی امسال این گردهمایی درمصلی بزرگ شهید مزاری،انجام شد استاد محقق، حضورجمعیت را پنجاه هزارنفراعلام کرد.تغییرات را که می دانید،مراسم بصورت جداگانه برپا گردید به این معنا که این مراسم ازسوی حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان به رهبری استاد محقق،برگزاشده بود.
نکته دوم اینکه حزب وحدت اسلامی بصورت جداگانه درزمان دیگری مراسم شان را برگزارمی کند.سومین تغییرهم این بود که دوخط حکومت واپوزیسیون درمراسم سالگرد استادمزاری ازهم جدا شدند.درگردهمایی امروز ازهمه دعوت شده بود ولی عمدتا رهبران سیاسی مخالف حکومت ،درمراسم شرکت کردند،رییس شورای ملی آقای عبدالرووف ابراهیمی ورییس مجلس سنا آقای مسلمیاردرمراسم شرکت کردند وهردو مقام درمراسم استادمزاری سخنرانیهای خوبی درمورد هجده همین سالگرد سالگرداشتند.
استاد محقق درهنگام سخنرانی خود گفت: من شخصا با رییس جمهوردرمورد سالگرد، تلفنی حرف زدم وازایشان خواستم که درمراسم شرکت نماید واگرمسایل امنیتی دارد برای مراسم ،پیام شان را بفرستد ولی رییس جمهور،هیچ یک ازدوخواسته مرا قبول نکرد ایشان نه پیام فرستاد ونه خودشان شرکت کرد.
استاد محقق به شدت به حکومت ورییس جمهور،به این مضمون انتقاد کرد: حکوم فکرنکند که رییس جمهوربا دادن پیام به مراسم وتجلیل استادمزاری،مشروعیت می دهد نه،این طوری نیست این مردم وشهید مزاری است که به حکومت رییس جمهورکرزی مشروعیت داده . یکی ازممیزه های جدایی مراسم ،هم شاید این بود که اپوزیسیون بی پرده وبا صراحت لهجه بشتری،نظرات ودیدگاهای شان را گفتند .
واگرمراسم یک جا، برگزارمی شد من با تجربه ایکه ازسالهای گذتشه دارم،استاد محقق ودیگررهبران سیاسی مثل احمد ضیا مسعود رییس جبهه ملی وداکترعبد الله رهبرایتلاف ملی هرگزبا این صراحت موضع گیری نمی کرد وتاحدی زیادی ملاحظه هم دیگررا می کردند.
بخصوص استاد محقق با لحن که امروزحرف زد وانتقادات بسیارسختی ازحکومت داشت وی سخنرانی بسیارقوی ای را درمراسم،ارایه کرد.استاد محقق درتجمع دها هزارنفری دردوبخش، صحبتهایش را تنظیم کرده بود.
بخشی مربوط به شخصیت وزمان استادمزاری وبخش دوم ازصحبتهایش تماما اختصاص یافته به دومساله اساسی انتخابات ومصالحه.ایشان درمورد گفتگوبا طالبان به این نکته اشاره کرد که: صلح را همه قبول دارند ودرقرآن مجید آمده« الصلح خیر» مصالحه امرخیری است وی اضافه کرد که مصالحه دوجانبه که حکومت افغانستان وطالبان بنشینند وباهم به توافقات دست یابند که کسی اصلا درجریان نباشد،
مردم افغانستان واحزاب سیاسی،گروهای مدنی،جامعه زنان،هرگزچنین گفتگوی دوجانبه را قبول ندارند. مرد م می خواهند بدانند که سرنوشت شان چه می شود.ایشان درضمن سخنرانی چهل دقیقه ای خود درمورد مصالحه به مساله نروژ اشاره داشت وبه این مضمون اعلام داشت که دراسلو گویا حکومت افغانستان مذاکراتی داشته وازسوی حکومت به طالبان سه نهاد قضایی وامنیتی پیشنهاد شده که طالبان این سه نهاد را قبول نمایند وبه حکومت،ملحق شود.
آن سه نهاد حکومتی یکی وزارت عدلیه،دومی استره محکمه وسوم سارنوالی باید باشد.ایشان اضافه کرد اگر چنین مساله درست باشد،حکومت افغانستان اختیارات جان ومال مردم را به طالبان سپرده است ویک چنین مساله ای هرگزبرای ما قابل قبول نیست.
مفاهیم سخنان رهبرحزب وحدت مردم افغانستان،خیلی جدی بی پرده بیان شد.ایشان درمورد مساله انتخابات چهارمساله را درواقع، شروط انتخابات سال2014 اعلام کرد .اولین مساله همان تصویب ،دوقانون،تعیین صلاحیتهای کمیسیون انتخابات وسمع شکایات وقانون انتخابات است که اولی درمجلس نمایندگان تصویب گردید ولی ازسوی مجلس سنا رد شد ودومین قانون،موضوع قانون انتخابات است که ازسوی «شورای همکاری احزاب وایتلافهای سیاسی وگروهای مدنی» به حکومت پیشنهاد شده ولی تا هنوزسرنوشت آن معلوم نیست .
ودومین مساله درانتخابات را، تامین امنیت اعلام داشت و گفت: حکومت افغانستان،نیروهای بین المللی را جواب داده ومی گوید هرچه زودترازافغانستان بیرون شوید درمیدان وردک گفته که نیروهای بین المللی باید درمدت دوهفته این ولایت را ترک نمایند حال سئوال این است که آیا خود حکومت با این کارها می تواند امنیت را تامین نماید ویانه؟.
ایشان اظهارتردید کرد که مشکل است حکومت با این کارهای خود بتواند امنیت انتخابات را تامین نماید.نکته سومیکه ایشان درمورد انتخابات به آن اشاره داشت،مساله کارتهای رای دهی بود.استاد محقق دراین مورد گفت: حکومت اگرمی تواند تذکره الکترونیک صادرنماید ومردم دارای تذکره الکترنیک شود این مساله می تواند مانع ازجعل وتقلب شود.
اما اگرنمی تواند باید واجدین شرایط را ثبت نام وکارت جدید غیرازآن کارتهای قبلی به مردم صادرنماید ومساله چهارم وآخری ایشان هم این بود که درانتخابات، باید کمیسیون مستقل باشد وی گفت: کمیسیون درحال حاضر،دست نشانده است.
استاد محقق رییس کمیسیون عدلی وقضایی مجلس نمایند گان تاکید داشت که درامرانتخابات این چهاراصل درنظرگرفته شود درغیرآن صورت انتخابات شفاف،عادلانه درافغانستان نخواهیم داشت.ایشان دراین مورد ازمردم نظرخواهی کرد که درصورت که انتخابات با کارت کهنه وقدیمی انجام شود،شما درانتخابات شرکت می کنید ویانه، مردم با فریاد های بلند شان گفتند: نه.
ایشان دراین سخنرانی، درمورد مصالحه که فراگیرباشد ودرمورد انتخابات که اصول وشروط آن رعایت شود درواقع ازمردم نظرخواهی کرد ومردم یک پارچه نظرات وپیشنهادات ایشان را تایید کردند.رهبرحزب وحدت مردم افغانستان درپایان سخنرانی خود ازتعهدات وموافقتنامه های که درانتخابات پیشین با رییس جمهورکرزی داشت، نیزپرده برداشت وگفت: موافقتنامه با نمایندگان طرفهای مذاکره کننده،امضا شده ایشان به نام افراد که اسناد را امضا کرده نیزاشاره کرد وگفت: رییس جمهوربه هیچ یک ازتعهداتش عمل نکرده است.
احمد ضیاء مسعود رهبرجبهه ملی ودکترعبدالله رهبرایتلاف ملی هم با سخنرانیهای شان انتقادات بسیارسختی به حکومت داشت. احمد ضیا مسعود دریک مورد گفت: دموکراسی افغانستان تقلبی است.وی درمورد فساد وامنیت وانتخابات نیزاشاراتی مهمی داشت که حکومت را متهم کرد که نمی خواهد انتخابات شفاف وعادلانه برگزارشود.
دکترعبدالله هم به مساله انتقال سیاسی درسال دوهزارچهارده به موضوعات چون،امنیت انتخابات،جلوگیری ازجعل وتقلب،قوانین ومقرارات انتقال امورسیاسی،اشاره کرد ودریک بخش احمد ضیا مسعود ودکترعبدالله ، به مساله تغییرلهجه درافغانستان اشاراتی داشتند.این موضوع ازآنجا سرچشمه گرفته که گویا درکابینه افغانستان فیصله شده که لهجه های افغانستان باید ثابت بماند.
منظورازتغییرلهجه این است که حکومت مانع ازبکارگیری کلمات تازه درادبیات فارسی است.احمد ضیا مسعود رییس جبهه ملی گفت: درزبان وادبیات فارسی بین افغانستان وایران هیچ فرقی نیست. وی اضافه کرد باید زبان به تناسب زمان ،متحول شود.
فیصله شورای، مانع این تحول درادبیات وزبان فارسی باید باشد.دکترعبدالله هم به شدت نسبت به این مساله اعتراض داشت وباطعنه گفت که: حکومت گویا تمام کارهایش را بدرستی انجام داده وحالا تنها تغییرواصلاح لهجه مانده که باید آن را تغییردهد.
وی دراین مورد نمونه های زیادی ازناکارامدی حکومت را برشمرد ودرپایان به این فیصله ومصوبه حکومت،حمله ورشد وگفت: مه این حرفها را گفتم، گرچه می دانم برخی دوستانم درکابینه ازاین سخنان من خوشان نمی یاید.دکترعبدالله رهبرایتلاف ملی با این مضمون به سخنان خود پایان داد.
ازسخنرانان دیگرمحفل بزرگ امروزاستاد عرفانی،نماینده مردم درپارلمان افغانستان بود ایشان به خاطرات جالبی درزمان حضورشان درغرب کابل داشت ودرمراسم پیام استرجنرال عبد الرشید دوستم توسط آقای کارگر،رییس شورای اجرایی حزب جنبش ملی واسلامی،خوانده شده دراین پیام جنرال دوستم ازاستاد مزاری بسیاربه نیکی یاد کرد. سرودهای زیبا ودکلمه پرشوروسوزناک سحرریحانی،ازدیگرجلوها وزیباییهای مراسم بود.
مراسم امسال تریبون استواری شد برای اپوزیسیون که موضع گیریها وانتقادات شان را بی پرده وعریان،بیان نمایند واین چانس را آنها دربرگزاری مراسم دریازدهم حوت 1391 درکابل، بدست آوردند امریکه هرگزنمی توانستند درمراسم مختلط به آن دست یابند براستی این چانس خیل بزرگی برای رهبران سیاسی مخالف حکومت بود که توانستند درجمع ده ها هزارنفر،نظرات ودید گاهای شان را، با آن صراحت وقاطعیت بیان نمایند.
ازاین نقطه نظرمراسم امسال به زیان حکومت باید تمام شده باشد درسالهای گذشته درمراسم مختلط هرگزچنین انتقادات وحملات به حکومت صورت نمی گرفت اما امسال، مافوق تصوراین اعتراضات وانتقادات،انجام شد فکرنمی کنم دولتیهای ما، ازسیاست مراسم مجزا ازهم،سودی برده باشد واین محاسبه وتحلیل درست نبوده که با جدا شدن مراسم،گردهمایی به سود حکومت تمام می شود.نظم وامنیت وحضوربی سابقه مردم وبیان دیدگاهای شفاف وصریح ازدست آورد های مهم هجده همین سالگرد استاد مزاری ،دانسته شده است .
پیامدهای اخطار
اولین پیامد اخطاراین است که طالبان فوق العاده ازاین مساله خرسند وخوشحال خواهدشد.نیروهای بین المللی درطی دوهفته ولایت ورد ک را ترک نمایند زیرا آنها وهمکاران افغانی شان، مردم را شکنجه کرده ودرمواردی افراد، مفقودالاثرشده وحتی دریک مورد گفته شده که دانشجوی را متحدان افغانی نیروهای بین المللی،سربریده وچشمانش را کشیده،عین همان کاریکه طالبان انجام داده این نوع کشتن ازانحصارات طالبان بود وحال براساس اتهمات که به نیروهای آمریکایی وارد شده، آنها هم این نوع کشتار را،یاد گرفته اند.
حال که رییس جمهور،فرمان صادرکرده که نیروهای بین المللی درطی دوهفته باید ازولایت میدان خارج شوند،این مساله درخانه طالبان وشبکه های تروریستی که احمد زی ازآنها نام گرفته است،سروروشادمانی،برپاکرده است امروز،روزنامه خارجی وداخلی به این مساله اشاره داشتند که اولین پیامد این فرمان،سود طالبان است.
آنها حالا می توانند با خیال راحت به دروازه های کابل نزدیک شوند وبا داتسونهای شان پیش بیایند زیرا که عملیات هوایی هم ازسوی رییس جمهور،ده روزپیش ممنوع اعلام شده است.یک مورد آن قضیه را، درکجران شاهد هستیم که نیروهای طالب با داتسونهای شان ازکوتل خونی تا مرزکجران مرکزی،مربوط ولایت دایکندی،پیش روی داشته اند وهم اکنون هم درست دراطراف ولسوالی،منتظرفرصت هستند.پیامد اخطاروخروج دوهفته ای نیروهای آمریکایی ازولایت وردک،به سود طالبان تمام می شود.
دومین پیامد اخطارتا حالا،این بوده که جدال رسانه ای شدیدی بین مقامات ناتووحکومت افغانستان باید برپاشده باشد،آنچه را ایمل فیضی سخنگوی رییس جمهوراعلام داشته است را سخنگویان ومقامات ناتودرافغانستان قبول ندارند آنها گفته که دلیلی وجود ندارد که نیروهای بین المللی وهمکاران افغانی شان، دست به چنین کاری زده باشند،محصل را گرفته وگردنش زده وسپس چشمانش را ازحدقه بیرون انداخته باشند.
این مساله ثبوت می خواهد وناتو ومتحدانش مرتکب چنین کاری درولایت «وردک» نشده. درعین زمان می بینیم که خود نیروهای افغانستان درولایت هلمند،متهم به شکنجه بد، رفتاری وتجاوزبه کودکان می شوند امروزرسانه ها، مطالب زیادی با صدا وتصویردراین مورد نوشته پخش کرده اند که نیروهای افغانستان درولایت هلمند مرتکب جنایت،سوء استفاده فساد ورشوه شده .ودریک مورد نیروهای افغانستان درولایت هلمند متهم به تجاوزات جنسی به کودکان شده اند.
البته این مساله را یکی ازفرماندهان پولیس درهلمند به این صورت تایید می کند که آن بچه ها خودشان خواسته که درقرارگاهای پولیس بمانند.اخطاربه نیروهای بین المللی یگانه دلیلی که برایش گفته شده،همان بد، رفتاری،شکنجه وکشتارافراد بی گناه ودستگیری شان بوده امریکه هم طالبان وهم نیروهای افغانستان،دراین خصوص متهم دانسته شده است.
درماه گذشته بازهم این مساله مطرح گردید که درزندانهای افغانستان،زندانیان شکنجه شده ومقامات ناتویکی ازدلایلی را که آورده همین است که درزندانهای افغانستان، زندانیان شکنجه می شود وما نمی خواهیم زندانیان را تحویل دهیم این مساله ازسوی مقامات افغانستان تکذیب گردید وگفته شد که گزارش نمایندگی سازمان ملل، حقیقت ندارد ولی هیئت حقیقت یاب رفت وگفت که شکنجه وبد رفتاری درزندانهای افغانستان،حقیقت دارد.
این داستان شگفتی است که مقامات افغانستان،نیروهای بین المللی را متهم به شکنجه وبد رفتاری می کنند ورییس جمهورهم اخطارداده که درطی دوهفته باید،ولایت «ورد ک »را ترک نمایند اما ازجانبی،خود نیروهای افغانستان درطی همین یک ماه متهم به شکنجه بدرفتاری وآزارجنسی کودکان درولایت هلمند شده اند.این مساله که سخنگوی ناتو،هرگونه بد،رفتاری را درولایت وردک، تکذیب کرده باشد،درواقع دومین پیامد سخنان رییس جمهورکشوردانسته شده.
سومین پیامد هم این است که این موضوع درمحافل اروپایی وآمریکایی نیزکشانده شده امروزآقای جان کیری،ادعاهای مقامات افغانستان را قبول نکرده وی گفته است این مساله باید تحقیق شود که قضیه ازچه قراربوده.وی دراین مورد گفت: که سخنان رییس جمهورکرزی را شنیده است اما این موضوع باید چک وتحقیق،شود.معنای این سخن این است که جان کیری وزیرخارجه آمریکا،سخنان رییس جمهور را قبول نکرده وخواستارپی گیری مساله شده است.
برخی هم به این باوراند که چنین اظهاراتی که نیروهای آمریکایی باید ازقریه های افغانستان،خارج واینکه گفته شود باید ولایت «ورد ک» را درطی دوهفته ترک نمایند واینکه آنها حق ندارند دیگرعملیات هوایی داشته باشد ونیروهای افغانستان هم حق ندارند ازآنها کمک بخواهند که درعملیات آنها را کمک نمایند ونیروهای ناتو درافغانستان عملیات شبانه وروزانه نداشته باشند وخلاصه کلام آنها ازافغانستان خارج شوند وهرچه زودتر، بهتروسال دوهزارچهارده بهارونوروزافغانستان می باشد،همه این حرفها برای آمریکا،تلخ وسخت نه بلکه خیلی شیرین ودلنشین هم می تواند باشد.
حرفهای رییس جمهور،بهترین مستمسک ومجوز،خروج آنها ازافغانستان می توان،شمرده شود.حکومت منتخب ومشروع مارا نخواست وما ازافغانستان خارج شدیم.این گونه حرفها برای غرب درحال حاضر که بصورت جد، می خواهند ازافغانستان خارج شود،هرگززجردهنده نیست.
وچهارمین پیامد، خروج نیروهای ناتوازولایت قرمزوخطرناک «وردک» این است که امنیت کابل درمخاطره شدید قرارمی گیرد.این حقیقت دارد ومردم درپایتخت سخت،نگران امنیت شان باید باشند.ولایت «وردک» به لحاظ استراتژیک،عمده ترین ولایت است که اگرطالبان،گروه حقانی وشبکه القاعده وحزب اسلامی،درآن مسلط شوند ونیروهای افغانستان،نتوانند جای گزین شوند دراین صورت این گروها، هرگزبی کارنمی شود واولین اقدامات شان این خواهد بود که درکابل نفوذ نمایند وامنیت پایتخت را درمعرض تهدید قراردهند.
امریکه ازهم اکنون آقای اشرف غنی احمد زی به آن اشاره کرده وگفته است: کابل نا امن ترین پایتخت درعالم است این حرف بسیارتکان دهنده باید باشد ایشان به چه دلیل این حرف راگفته است.وی بصورت مشخص ازگروهای که کابل را تهدید می کنند را نام برده است.
شبکه حقانی،گروه القاعده،طالبان وحزب اسلامی، نامهای هستند که رییس اداره انتقال امورامنیتی به آن اشاره کرده است.
به هرصورت اینکه نیروهای بین المللی به فرمان رییس جمهور،ولایت «وردک» را ترک نمایند طالبان ودیگر،گروهای تروریستی به یک نحوی مسلط شوند این طبیعی است که امنیت کابل درمعرض خطرقرارمی گیرد.
دیگردراین صورت شک نداشته باشیم که گفته های احمدزی تنها،هزینه های سیاسی نداشته واین حرف که منظورشان این است که انتخابات سال2014 با این وضع برگزارنمی شود را،نباید مطرح کرد البته پیامد تهدید کابل این هم می تواندباشد که انتخابات برگزارنشود واین پروسه با مشکل روبروشود.
نکته ای که آقای معنوی نیزبه آن پرداخته وگفته است : درجاییکه امنیت نباشد درآنجا انتخابات برگزارنمی شود.امنیت کابل ازجدی ترین نتایج خروج نیروهای بین المللی ازولایت وردک خواهد بود.
گرچه حکومت گفته است که نیروهای افغانستان می توانند،امنیت ولایت را بخوبی بگیرد وهیچ جای نگرانی وجود ندارد.اما مردم می گویند: نگرانی امنیت کابل پایتخت جدی است ونمی شود آن را نادیده گرفت.
وپنجمین پیامد اخطاراین دانسته شده که چهارولایت مرکزی افغانستان،بشترین تردد شان ازولایت« وردک» به طرف کابل صورت می گیرند.درماه های گذشته ده ها نفرازمردم توسط طالبان درولایت « وردک» منطقه ای « جللیز» دست گیردرفاصله های اندکی با پاسگاهای پولیس،گردن زده شدند حال اگراین ولایت بدست نیروهای تروریستی قراربگیرد دراین صورت اختلالات بزرگی درامنیت راه ها،به وجود خواهد آمد.
مردم این مناطق به شدت نگران رفت آمد شان به کابل وبرگشت شان به مناطق مرکزی می باشند.این مساله تجربه شد که طالبان ودیگرگروهای تروریستی، هیچ رحمی به مردم ومسافران نکردند ودرماه مبارک رمضان به فاصله کم تر، ازدو هفته تنها بیست سه را سربریدن.
مردم این جنایتها را فراموش نکرده اند.حکومت وقتیکه این گونه موضع گیری دارد باید دربرابر امنیت مردمش احساس مسولیت نماید وامنیت آنها را بگیرد.درهمین منطقه « جللیز» درنزدیکی پوسته های پولیس،کشتارصورت گرفت ولی مامورین پوسته های کاری نکرد آنها استدلال شان این بود که ما امرحمله را نداریم ما تنها درصورت حمله ازخود دفاع می کنیم .
بیست سه مسافردراین منطقه گردن زده شد ولی کسی به داد شان نرسید.مردم این چهارولایت، آسیب پذیرهستند ودررفت آمد شان به کابل سخت با مشکل روبرو خواهند شد.
درنهایت سخن اینکه پیامده های خروج نیروها بین المللی ناتوازولایت « وردک» با این چالشها روبرومی شود،طالبان وگروهای تروریستی دیگر،ازترک منطقه بهره مند می شوند،جدال شدیدی رسانه ای بین حکومت افغانستان ومقامات ناتو،ایجاد شده.مقامات غرب وآمریکا خواهان تحقیق قضیه هستند،امنیت کابل وامنیت مسافران چهارولایت مرکزی،بامیان،دایکندی،غوروخود ولایت « وردک» مورد تهدید قرارمی گیرد اینها ملموس ترین پیامدهای اخطار است که می توان، مورد بحث قرارداد.
اخطاربه نیروهای بین المللی
اخطاربه نیروهای بین المللی،مساله ای ا ست که این روزها مطرح شده.رییس جمهورافغانستان به نیروهای آمریکا درولایت وردک، ضرب الاجل صادر کرده که درخلال، دوهفته باید نیروهای بین المللی ازولایت وردک خارج شوند.این تهدید وضرب الاجل درحال حاضربرای آمریکا مهم دانسته نشده زیرا آنها ازخدای شان است که هرچه زود تر ازافغانستان خارج شوند،
مساله خروج نیروها، درحد خروج سربازان شوروی ازافغانستان،جدی است.وقتیکه گورباچف تصمیم گرفت که ما ازافغانستان خارج می شویم واین زخم چرکین را، می خواهیم درمان نماییم آیا کسی می توانیست، جلو این تصمیم را بگیرد وبگوید که نه ازافغانستان خارج نشوید.
نیروهای بین المللی ازافغانستان خارج می شوند،این مساله انکارناپذیراست وهیچ عاملی درجهان نمی تواند این مساله را، تغییردهد اگرکسی باورداشته باشد که آنها درخروج شان ،تجدید نظر می کند این ناشی ازبی توجهی به مسایل استراتژیک وسیاسی می باشد.
رییس جمهوربه عمق مساله رسیده ومی داند که گفتن چنین حرفی که نیروهای ناتو هرچه زودتر،ازافغانستان خارج شود،احلی من العسل، است.سخنان رییس جمهورمی تواند مستمسک خوبی برای توجیه وبرخی سئوالات که مردم می کند،نیزبوده باشد سئوال، خیلی ساده مطرح شده: ماموریت شان را درافغانستان ناتمام گذاشته ازافغانستان خارج ویا سئوال تلخ ترازاین که آنها درافغانستان مثل نیروهای شوروی شکست خورده وحالا خروج نه بلکه فرارمی کنند، موضوعی که درحوزه گروهای تروریستی به آن اشاره شده.
سخنان رییس جمهوردراین مورد می تواند،مستمسک قراربگیرد که این خواست بسیار جدی وقاطع حکومت افغانستان است که ما ازافغانستان همین فردا خارج شویم. امریکه بعد ازاظهارات سخنگوی رییس جمهمور،دربرخی ازرسانه های غرب به آن پرداخته شده است که حکومت افغانستان خواهان خروج خیلی سریع وبا شتاب نیروهای خارجی ازافغانستان می باشد.
برخی هم گفته اند که این گونه موضع گیری به مذاق غرب وآمریکا خیلی خوش می یاید.رییس جمهورهرچه ازاین حرفها بگوید غرب وناتوازآن قلبا،استقبال می کنند.زیرا که رییس جمهوریک کشور،بصورت رسمی خواهان خروج نیروها، ازولایات کشورازدهات وقریه ها،ازولایت وردک شده است.
تحلیلگران به این نکته اشاره کرده که رییس جمهور،سخنانش مصرف خوبی خارجی دارد واین گونه موقف گیریها،به سود آمریکا وناتو است وشاید این گونه تحلیلها وموضع گیریها،هماهنگ هم شده باشد.
نکته دومیکه ازموضع گیری رییس جمهوراستنباط می شود مصرف داخلی این گونه اظهارات است محافل خبری وتحلیلی تا حالابه دودسته تحلیل های شان ارایه کرده اند.
گروهی اول، ازسخنان رییس جمهورناراحت است وگفته است که این گونه اظهارات مناسبات دوکشورویا مناسبات افغانستان را با متحدین غربی شان،خدشه دار می کند خوب این نگاه جدای ازبحث جدی وباطنی وپشت پرده حرف منطقی است.
حاملان این فکرصادقانه باوردارند که افغانستان ازخود منافعی دارد که درمناسبات تعریف شده اش با غرب وبخصوص آمریکا نباید صدمه بیبینند این گروه همه اقدامات وموضع گیرهای رییس جمهوررا درتفاوت با آنچه که انجام می دهد را می دانند مثلا درمورد عملیات شبانه نا تو این اعتراض رابه شدت مطرح کردند وگفتند که عملیات شبانه ناتوبه نفع مردم افغانسان بود ومردم خواستاراین است که گروهای تروریستی باید شر،شان ازجامعه کم شود.
وعملیات شبانه به اعتراف همه،سخت ترین ضربات را آنها متحمل شدند وبشترین زندانیان،بگرام درواقع همان تروریستهای هستند که درعملیات شبانه ناتو دستگیرشده اند واین موضع رییس جمهورهرگزآنها را متقاعد نساخت که عملیات شبانه وانتقال زندانیان بگرام،تعریف حاکمیت ملی واستقلال را دارد.
درمورد اخطاررییس جمهورکه نیروهای بین المللی درخلال دوهفته باید منطقه ورد دک را ترک نماید ،نیزاین موضع گیررا،درست ندانسته وگفته اند که منافع ملی دراین نوع تهدیدات نیست ومناسبات غرب وآمریکا را با افغانستان،ویران می کند چنانچه پدیده های دیگری است که روابط افغانستان وغرب را با افغانستان خراب کرده ومی کند.
فساد،نداشتن حکومت داری خوب درافغانستان واینکه افغانستان درصدرفهرست کشورهای فاسد دنیا قرارگرفته است،ازموضوعاتی است که مناسبات افغانستان وغرب را به چالش می کشاند.اینکه استدلال شده که نیروهای بین المللی وعوامل بومی آن، مردم را دستگیرکرده آنها را، شکنجه نموده وخودسرانه به خانه های مردم رفته اند وافرادی را بازداشت کرده وازسرنوشت آنها خبری نیست این ها دلایلی عمده اخطاردانسته شده.
این گروه اعتقاد دارد که این گونه اتهامات به نیروهای بین المللی،هنوزثابت نشده.مقامات ناتووآمریکا می گویند: که ما هرگزبه خانه های مردم نرفته ایم واین خود افغانهای منطقه هستند که باید مراکز مشکوک را شناسایی نمایند وافراد مشکوک گرفتارشوند.
این مطلب می تواند مستند به خواسته های حکومت افغانستان نیزباشد زیرا این مساله همیشه ازسوی افغانستان،عنوان شده بود که برای تلاشی وجستجوی خانه های مردم،نباید خارجیها برود دراین گونه موارد مشکوک باید ازخود نیروهای افغانستان وعوامل بومی استفاده شود کاریکه در"ورد ک" باید جریان داشته باشد.
سخنگوی رییس جمهوربه نکات اشاره کرده که نشان می دهد که بشترین شکایت ازنیروهای بومی شده ایمل فیضی دراظهارات خود به این نکته تصریح داشت که نیروهای افغانی که با نیروهای بین المللی کار می کنند، مرتکب دستگیریها شده اند.
این گونه مسایل بهانه ای بیش نیست وهدف چیزی دیگری است.افغانستان می خواهد دیگرآن مناسبات دوستانه را با نیروهای بین المللی نداشته باشد.مساله ایکه مایه نگرانی مردم شده این است که فرمانهای ازاین دست به ضررمردم درولایت نا امن وقرمزاست.اشرف غنی احمد زی خود، ولایت ورد ک را جولانگاه شبکه های تروریستی القاعده،گروه حقانی وطالبان اعلام داشته وگفته است که : کابل ناامن ترین پایتخت درعالم است.
ولایات دیگری مثل لوگر،کا پیسا،پروان ازجمله ولایاتی است که ازسوی ایشان بعنوان مراکزفعالیت تروریستها،اعلام شده است.دراین ولایتها مردم بسیارآسیب پذیردانسته شده است.
درولایت ناآرام وردک،بشترین قربانیان حادثه،مسافران ولایات مرکزی درطی سالجاری بود تنها درماه مبارک رمضان درفاصله دوهفته ،بیش ازبیست سه نفر، ازمردم توسط طالبان درمنطقه ای جلیز،دستگیروعمدتا گردن زده شد ند،اینها مسایلی درد ناکی است که درماه های گذشته روی داد.
حال با رفتن نیروهای بین المللی وعواملی بومی آنها که برای شناسایی،شبکه های تروریستی همکاری داشتند،مردم مناطق وساحات باید به شدت نگران باشند.حقیقتا این تناقضات گفتاری ورفتاری مقامات حکومتی همه را گیج ساخته است که قضیه ازچه قرارباید باشد.اشرف غنی احمد زی رییس اداره انتقال امورامنیتی،کابل را به دلیل حضور،شبکه های تروریستی، ناامن ترین پایتخت اعلام می دارد وازطرفی هم رییس جمهوردستورمی دهد که نیروهای بین المللی ازولایت وردک وعوامل منطقه ای آنها درظرف دوهفته باید خارج شوند.
همان گونه که نظر دسته اول را برشمردیم وبه نگرانیهای آنها، درمورد اقدامات رییس جمهور،درمناسباتش با نیروهای بین المللی اشاره داشتیم،نظرگروه دوم قابل بررسی است.این دسته .
همان گونه دراول اشاره کردم به این باوراست که هرآنچه رییس جمهورانجام می دهد وموضع می گیرد،درواقع براساس یک تفاهم نوشته ناشده صورت می گیرد وخیلی ازموضع گیرهای رییس جمهوربه سود،نیروهای غرب ومساله خروج شان ازافغانستان است همین موضع گیریها است که به بهترین صورت خروج نیروهای بین المللی را ازافغانستان توجیه می کند.
مستند خروج،مخالفت یک دولت قانونی ومنتخب دانسته وتفسیر می شود ونه ادعاهای که ،آنها درافغانستان توسط گروهای تروریستی شکست خورده وازافغانستان،خارج نه بلکه می گریزند. کاری که درمورد خروج نیروهای شوروی ازافغانستان تجربه وتفسیرگردید.
خلاصه کلام اینکه رییس جمهورموضع گیریهایش چه هماهنگ با نیروهای بین المللی باشد ویا اینکه برخلاف هماهنگی با غرب وآمریکا صورت گرفته باشد،ماهیت این حقیقت را نمی تواند،تغییردهد که مردم ازامنیت خود به شدت نگران هستند بخصوص ولایات مرکزی افغانستان ومردم ولایت وردک ازکشتاروبیرحمیهای آنها،بستوه آمده اند.
12000 سربازبااین دلایل درافغانستان باید بمانند
پس ازنشست بروکسیل،گزارشها نشان می دهد،که تقریبا مقامات ناتو به توافق رسیده اندکه پس ازسال 2014 دوازده هزارسربازدرافغانستان را،نگه می دارند.این مساله ازخود دلایلی دارد که با برشمردن آن،حضورشان را پس ازسال 2014 توجیه کرده است.
اولین مساله مبارزه با بقایای القاعده است.درنشست بروکسیل به این مساله به وضوح اشاره گردید که خطرالقاعد بجای خود باقی است بنابراین حضورنیروها درافغانستان،به یک معنا ادامه مقابله با شبکه القاعده ومتحدانش دانسته شده است.
این مساله را درحد حضوردوازده هزارسربازدرافغانستان،کافی بررسی وتحلیل کرده اند .القاعده درواقع برای آمریکا وسازمان ناتو،یک تعریف استراتژیک دارد،
مقابله با القاعده درچارچوب همین استراتژی،قابل طرح دانسته شده است.آمریکا درواقع همان خط سیا وسفید که بوش اعلام کرده بود،را دنبال می کند.مقابله با القاعده،استراتژی است که آمریکا ومقامات پنتاگون روی آن درحدی استاده گی نشان داده که یک مقام نظامی آمریکا گفته بود،یا ما ویا القاعده.ب
ا این وضع حضور12000 سربازپس ازسال 2014 با این دلیل می تواند،توجیه پذیرشان باشد اگرمبنایی ،مساله حضوراین باشد که این نیروها،با شبکه القاعده مبارزه دارد دراین صورت،استدلال اینکه ازافغانستان،می خواهد اجازه بگیرد ونگیرد را باید کنارگذاشت، مذاکرات برای ترتیب اسناد وپیمان امنیتی،تعارفات وصورت قضایا را نشان می دهد وماهیت قضیه را نمی تواند،تغییردهد.
البته همه گفته اند که وقتیکه پیمان استراتژیک امضا شده،فرعیات مساله را به خود دارد وهیچ معنایی برای چانه زدن،وجود ندارد درعراق اصل موافقت نامه استراتژی،با حکومت عراق به امضا نرسید.
اما با حکومت افغانستان،موافقت نامه های استراتژیک به امضا،رسیده واین سند قانونی است که درچارچوب خیلی ازمسایل معنا،پیدا می کند.موافقتنامه استراتژیک،بعنوان گام نخست درمورد همکاریهای امنیتی با افغانستان،برداشته شده.
قرارداد امنیتی نیزبه دنبال آن مورد توافقات طرفین قرارخواهد گرفت.بنابراین بلحاظ قانونی،حضورنیروهای خارجی پس ازسال دوهزارچهارده درافغانستان تاحدی زیادی زیاد حل شده است.غرب وآمریکا درافغانستان با همین کمیت بخاطر ماموریت جنگ با القاعده می ماند.
دلیل دوم که درنشست بروکسیل، رهبران ناتوروی آن تاکید داشته این است که نمی خواهد تاریخ تکرارشود به این معنا که درسال1989 نیروهای شوروی ازافغانستان خارج شد وبه دنبال آن دوکارمهم درافغانستان انجام شد که هردوعمل درذات خود هم بزیان افغانستان تمام شد وهم بزیان منافع غرب.
روسها ازافغانستان به این دلیل خارج شد که امید به موافقتنامه ژنیف بسته بود وفکرمی کرد که حال ازافغانستان خارج می شود درچارچوب توافقات ژنیف، تاحدی منافع روسها درافغانستان حفظ می شود ودولت ایتلافی،مشارکتی وآشتی ملی بوجود می یایند.
ولی درعمل هیچ یک ازموافقت نامه های ژنیف،بکارگرفته نشد،شورویهای بگونه ای ازافغانستان خارج شد که همه مراکزومنافع خود را درافغانستان،خاکسترکرد.
غرب هم فکرمی کرد که بارفتن روسها، به همه اهداف ومنافع تعریف شده خود درافغانستان دست یافته است،اتحاد جماهیرشکست خورده ومتحدان ودوستان شان درافغانستان،روی کارآمده دیگر دلیل اینکه به امورافغانستان،توجه صورت بگیرد وهزینه شود،لزومی ندارد.
اما دیدیم که اززیرپلو چیزی دیگری،سردرآورد.شبکه القاعده وطالبان با گذشت نه چندان زیاد،غرب ومنافع غرب را بخاک سیاه نشان،برجهای دوقلو با سه هزارانسان،تبدیل به جهنم وآتش خون برای آمریکا گردید وحتی دیگرپایه تخت های کشورهای اروپایی ،مصونیت نداشت.
بمب گزاریهای لندن ومادرید،همه نشانه های بود که نشان می داد که شبکه القاعده درافغانستان،چنان بند وبساطی را ه انداخته که منافع غرب وحتی مردمش دراین حد تهدید می کند.درنشست بروکسیل به این مساله اشاره شد که نباید اشتباه گذشته وسال1989 را تکرارنماییم،
همان گونه که اشاره شد دراین سالها هم شوروی دچارسوء محاسبه گردید وهم غرب وپیامد این محاسبات اشتباه همان بود که لمس کردند.دربروکسیل تاکید گردید که افغانستان را تنها نمی گذاریم زیراکه اشتباهات تاریخی تکرارمی شود.
برای اینکه دیگراین کارانجام نشود،فیصله کردند که 12000 سربازرا درافغانستان،پس ازسال دوهزارچهارده می گذارند.البته این مساله باید ازنظرآقای اوباما رییس جمهورآمریکا بگذرد وهنوزدرکاخ سفید این مساله نهایی نشده ولی اغلب مفسران می گویند که رییس جمهورآمریکا با این رقم موافقت می کند.
دلیل سومیکه برای حضوردرافغانستان پس ازسال 2014 ذکرشده این است که دربروکسیل این مساله طرح شد که نیروهای افغانستان با چالشها وگرفتاریهای تعلیمی،تجهیز،ومشوره دهی،گرفتاراست،آنها احتیاج دارند که ازنیروهای خارجی درجنگ مشوره بگیرند،
زیرا با ابزار وسیستم غرب،ساختارارتش ،راه انداخته شده وادامه می یابد.دراین مورد نیروهای افغانستان سخت احتیاج به مشوره دهی باید داشته باشند. درکناراین مساله علیرغم تهدیدات امنیتی وجانی را که سربازان ومربیان غربی با آن روبرواست،
باید برنامه آموزش نیروهای افغانستان،ادامه داشته باشد.حملات ازنوع سبزبرآبی نباید مانع تعلیم وآموزش نیروهای افغانستان گردد. بازهم ارجاع این مساله برمی گردد به ابزار وسامان آلات که عمدتا نیروهای افغانستان با سازبرگهای جنگی ازنوع غرب وناتوسروکاردارند.آنها باید آموزش ببینند.
درکناراین مسایل دوموضوع دیگرنیزمورد بحث مقامات ناتودرنشست بروکسیل،جالب بود وآن اینکه نیروهای افغانستان بلحاظ ،تجهیزات واقعا،فقیروحتی درمواردی، مستاصل هستند.
این مساله قابل درک است.رییس جمهورعملیات هوایی ناتورا رد کرده ولی می بینیم که طالبان سرازکجران مرکزی درآورده اند وبا موترهای داتسون خود این ولسوالی را مورد تهاجم قرارداده اند.من این مساله را با یک مقام نظامی درمیان گذاشتم وی گفت: باور کنید که ما نمی توانیم عملیات هوایی وبمباران را ،راه بیاندزیم .
وی دیگرتوضیح بشترازاین را نمی دهد خوب با همین جواب کلی مسایل واضح می شود که نیروها،بلحاظ، تجهیزات مستاصل هستند وندارند.مقامات ناتودربروکسیل درگفتگوی دیروزی خود به این موضوع نیزاشاره کرده اند که نیروهای افغانستان باید مجهزشوند.
درکنار این موضوع ،مساله بسیارمهمی که مطرح گردید ،هزینه نیروهای افغانستان است دراین مورد آنها درچندین نشست،مثل شیکاگو،برکسیل، وحتی پیش ازآن درلیسبون،روی این قضیه تاکید داشتند که هزینه جنگ را باید کشورهای عضوناتوقبول نمایند
وحتی آن مبلغ را سهمیه بندی کردند که بشترین سهم را باید آمریکا بپردازد، چیزی درحدود دومیلیارد دالر ازجمع چهارملیارد ویک صد ملیون دالر را باید آمریکاییها بپردازد.این مساله یکی ازمسایل بسیارجدی دراجتماع دیروز وامروزبرکسیل بود.
دلیل چهارم که می تواند به آن اشاره کرد این است که گفته شده نیروهای افغانستان،با کمیت 352 هزارنیرو،باید امورامنیتی کشوررا به عهده بگیرند این رقم درنشست بروکسیل ،مورد گفتگوهای جدی قرارداشت.
مقامات ناتومی گفتند که تعداد نیروهای افغانستان باید کاهش داشته باشند زیرا هزینه های آن برای ناتو خیلی سنگین تمام می شود.اما درگفتگوی بروکسیل به این مساله تاکید شد که نه،رقم نیروهای افغانستان علیرغم حضوردوازده هزارنفری ،نیروهای خارجی نباید کاهش داشته باشد.
واین یکی ازاقدامات ومصوبه های خوب ناتو،دربروکسیل باید باشد.این درست که نیروهای بین المللی درافغانستان می ماند وحضورآنها تاثیرزیادی روی اوضاع امنیتی می گذارد اما با این همه بازهم افغانستان این رقم نیرو را لازم دارد ،زیرا مساله افغانستان اصولا روال عادی ندارد وگرفتاریهای امنیتی زیادی دراین کشور،وجود دارد.
حضوردوازده هزارسرباز با این دلایلی که برشمردم ،مورد ارزیابی می تواند قراربگیرد.درهرصورت نشست مقامات ناتو دربروکسیل، نشستی خوبی ارزیابی شده است ونشان می دهد که جنگ با القاعده، مادرطالبان وتروریزم ادامه می یابد،
آنها دیگربه تکرارتاریخ روی نمی آورند، مقامات ناتو متعهد شده که به نیروهای افغانستان تسهیلات،اموزش،تجهیز ومشوره دهی فراهم نمایند وهمینطور،رقم 352 هزارنیرو را درافغانستان،حفظ نماید ومبلغ که وعده سپرده را به صندوق نیروهای افغانستان،با میکانیزهای شفاف،واریزنمایند.
حملات طالبان برولایت دایکندی
کجران مرکزی ولسوالی است که وصل به ولایت هلمند می باشد.این ولسوالی ازمربوطات ولایت دایکندی واقعا آسیب پذیراست.طالبان دربخشهای ازدره دراود،نفوذ دارند.
ازکوتل خونی تا مرزکجرانی مرکزی، طالبان می توانند،رفت آمد داشته باشند.ساکنان کجران عمدتا ازاقوام بلوچ وهزاره هستند.طالبان با استفاده ازفرصت که دیگرطیاره های جنگی آنها را بمباران نمی کنند،ازپناه گاهای شان خارج شده ویک حمله گسترده ای را سازماندهی کرده اند
ولسوال کجران مرکزی گفته است: اگربما کمک برسد ما دربرابرطالبان مقاومت می کنیم. وی تا دیروز،نسبت به کمکهای زمینی وهوایی،ابرازناخرسندی داشت وگفت: تاکنون نشانه ازکمکهای که مادرنبرد با طالبان لازم داریم بدست ما نرسیده است.
ازسوی هم مقامات وزارت دفاع گفته اند که ما متوجه این ولسوالی هستیم وآماده گی کامل دردفاع ازمردم را داریم.باهمه این مسایل جنگ دراطراف ولسوالی ادامه دارد وطالبان درگذشته ازناحیه بمباران هراس داشتند وکم تربصورت گروهی ظاهر می شدند
اما در ولسوالی کجران مرکزی دیده می شود که چنین ترسی آنها ندارند وبصورت گروهی عملیات شان را سازماندهی کرده اند.فاصله ولسوالی کجران مرکزی تا مرکزولایت دایکندی،بسیاراندک است اگرچنانچه این ولسوالی حفاظت نشود بدون شک اوضاع دایکندی،خطرناک خواهد شد.
وطالبان اگراحساس کنند که بمباران نمی شود،جنگهای خونینی راه اندازی خواهند کرد گرچه سقوط مرکزولایت،توسط طالبان متصورنیست اما بهم خوردن آرامش وسقوط ولسوالی کجران، پیامدهای نا گواری درولایت امن کشور رادرپی خواهد داشت.
طالبان درجنگ با مردم وحکومت، آزمایشات روانی خود را نیزدنبال می کنند.ازفرمان منع عملیات هوایی ،فاصله زیادی نمی گذرد که طالبان ازفرصت استفاده کرده وبصورت گروهی وهجومی،عملیات شان را،روی ولسوالی کجران،راه انداخته اند.
این مساله چند نکته را به آزمایش می گیرد اول اینکه واقعا حکومت با همکاری ناتو آنها را بمباران می کنند ویانه. نکته دوم اینکه تصرف این ولسوالی،درواقع یک ولایت را نیز،مورد تهدید قرارمی دهد.
همان گونه که گفتم، فاصله کجران با مرکزولایت ،خیلی نزدیک است ومی شود با زمان دوساعت پای پیاده خودرا به نیلی رساند با موترمی شود خیلی زود ازکجران به ولایت خودرا رساند،نکته سوم این است که طالبان، به بزرگترین پناه گاه های خود که ولایت هلمند باشد، متصل است.
ولسوالی باغران، هرگزبه آن معنا پاکسازی نشده است ولسوالی دراود ازکوتل خونی تا مرزولسوالی کجران،بازاست وطالبان می توانند،تردد داشته باشند.
یگانه عاملیکه درطی سالهای گذشته مانع ازتردد آشکارطالبان می شد، ترس ازبمباران هوایی بود.حالا که رییس جمهورگفته که دیگرناتوحق ندارد عملیات هوایی داشته باشد ازسوی هم خود افغانستان،نیروهای هوایی شان را که بتواند،جدایی ازناتو،عملیات، راه بیاندازد را بکارنگرفته،
دراین صورت طالبان می تواند عملیات تهاجمی شان رابصورت گروهی سازمان دهی نماید کاریکه درحال حاضردرولسوالی کجران انجام می دهند حملات نیروهای هوایی درامربازداشتن طالبان دراین مناطق حیاتی است.
مقامات وزارت دفاع روایتش اطمینان خاطربرای مردم است که گفته هم ازولایت وهم ازقندهار،آماده برای حفظ ولسوالی کجران مرکزی هستیم.نگرانیهای زیادی عملیات طالبان درکجران مرکزی برای مردم ایجاد کرده است
برخی گزارشها،نشان می دهد که تعداد ازمردم خانه های شان را ترک کرده اند.اگراین گزارشها،تایید شده باشد دراین فصل سرمای زمستان،مصیبتهای مردم چند برابرمی شود.
اینکه طالبان ولسوالی کجران مرکزی را هدف نظامی خود قرارداده این مساله نشان می دهد که طالبان،حضور خودرا درولسوالیهای دراوود وباغران حفظ کرده اند زیرا آنها تنها قادراند که ازهمین دولسوالی همجوار، کجران مرکزی را مورد حمله قراردهند بخصوص اینکه اگردراوود،دردست طالبان باشد.
دراین صورت آنها با عقبه بازی،عملیات شان را می تواند،راه اندازی نماید شکست طالبان تنها ازیک جبهه که کجران مرکزی باشد،مشکل است،طالبان دردراوود نباید پناهگاه داشته باشند.
حمله به کجران مرکزی نشان می دهد که آنها دردره ای دراوود،حضورگسترده ای داشته واینکه نیروهای بین المللی گفته که ما مناطق وولسوالیهای هلمند را پاک سازی کرده ایم را نبایدجدی گرفت.دراوود به وجود طالبان آلوده است این ولسوالی وولسوالی باغران،هرگزپاکسازی نشده است.طالبان ازهمین جاها است که حمله به کجران را شروع کرده است.
بافت منطقه هم بگونه ای است که حمله طالبان وپناه گاه های که آنها برای خود درمناطق،دراوود وباغران،دست پاکرده باشد،خود بخود به مسایل قومی وبافت قومی دامن می زند واین موضوع تاثیرات بدی روی زندگی مردم می گذارد،
ساکنان این مناطق بصورت مشترک زندگی مسالمت آمیزی داشته اند پشتونها وهزاره ها،سالها هستند که درکنارهم زندگی مسالمت آمیزی داشته حال طالبان مناطق پشتون نشین را برای خود پایگاه بسازند وازآن مناطق،حملات وکشتارشان را روی مناطق کجران مرکزی که ساکنان آن عمدتا بلوچها وهزاره ها هستند،راه اندازی نمایند
دراین صورت،این مساله تاثیرات ناگواری روی مردم مناطق می گذارد واین کاربسیارخطرناکی باید باشد.هدف طالبان ازراه اندازی عملیات درکجران چند چیز باید باشد.
اول اینکه معلوم می شود آنها درزمین ومیدانها حضوردارد واینکه گفته شده، طالبان ازاین مناطق پاکسازی شده درست نبوده طالبان دراین مناطق مخفی بوده وازترس حمله های هوایی افتابی نمی شده اند.
نکته دوم آنها ظاهرا ا زگفته های مقامات افغانستان به این نتیجه رسیده که خطرحملات هوایی برطرف شده ومی توانند نیروهای خود را سازمان دهی نمایند نکته سوم اینکه آنها درخود دراوود بسنده نکرده وازآنجا قلم روعملیات شان را طرف هزاره جات گسترش داده وچرا؟
ازاینجا است که هدف سوم طالبان نیزآشکارمی گردد آنها با این کارخود می خواهد مناسبات وروابط حسنه ودوستانه ایکه بین بلوچها وهزاره ها ازیک طرف وبین پشتونها که در تمزان،کجران ،قخور وده ها نقطه درزندکی مشترک شان داشته، می خواهد این زندگی مسالمت آمیز را ازمردم بگیرند
وبا ارتکاب جنایت شان،سوء ظن های زیادی را بوجود بیاورد این مساله خیلی مهم است بنابراین حکومت باید مساله کجران مرکزی را هم به دلیل امنیتی وهم به دلیل بافت اجتماعی،جدی بگیرد ونگذارد که طالبان با تمرکزدرمناطق پشتو نشین،حملات شان را علیه مناطق مرزی که ساکنان مختلطی دارند را ،سازمان دهی نمایند.
حمله به کجران مرکزی وسقوط این ولسوالی ازمربوطات دایکندی با پیامدهای ناگواری،روبرو می شود.اختلافات دربین مردم وتنشهای قومی،ازبدترین عوارض حمله وسقوط کجران مرکزی خواهد بود.
مقامات مسئول حساسیت مناطق را باید درک نماید.جامعه ما آسیب پذیریهای زیادی دارد که عمده ترین آن تنشهای قومی وقبیله ای است این مساله با شعله ورشدن جنگ،خیلی راحت بدست می یاید امریکه ممکن است که طالبان روی ان فکرکرده باشد .
حمله به کجران ازنظرطالبان ده ها دلیل می تواند داشته باشد که بد ترین آن برافروخته ساختن آتش نفاق وکینه دربین مردمی است که سالها بصورت مسالمت آمیزبا هم زندگی کرده اند وحسن همجواری را بخوبی رعایت کرده حالا با راه انداختن جنگ می خواهد همه این موهبتهای زندگی مسالمت آمیز را ازمردم بگیرد.
مسئولیت حکومت برای جلوگیری ازجنگ کجران، فوق العاده مهم است.ازلحظه که خبرحملات طالبان را درکجران مرکزی شنیدم بسیاربه خود لرزیدم زیرا من تمامی این مناطق را را ه رفته ام وبه زندگی مردم آن سامان بخوبی آشناهستم ومی دانم که ترکیب قومی چه گونه ومردم چه گونه با هم برادروارزند گی داشته .
ولی حالا طالبان با سوء استفاده ازفرصتی که گفته شده که دیگرازبمباران هوایی مصونیت دارد،حملات شان را به کجران مرکزی،آغازکرده اند. علیرغم اینکه وزارت دفاع، اطمینان های خاطرداده ولی هرگزحمله به کجران مرکزی وپیامدهای دردناک آن منتفی نیست.
این خطرکه طالبا کجران مرکزی را تصرف نمایند وفتنه های قومی وقبیله راه اندازد وحتی مرکزولایت دایکندی را تهدید نماید،بجای خود باقی است.حمله به کجران برنامه ریزی شده وبا اهداف زیادی دنبال می شود.این موضوعات باید برای مقامات حکومتی ومحلی قابل درک باشد.