پاکستان ازما این چیزهارا خواسته است
مناقشات افغانستان وپاکستان،بجاهای نامناسبی باید رسیده باشد،توافقات ومذاکرات،لندن که درآن اعلام شد که ازاین لحظه برای مدت ششماه،آتش بس درافغانستان،برقرارمی شود.نفس نشست رییس جمهورکرزی،با آصف علی زرداری نشان می دادکه پاکستان می تواند درحل مشکل افغانستان وبرقراری آتش بس،جزء ازراه حل افغانستان باشد،مساله ای که بارها مقامات طرفین به آن "جزئیت" اعتراف کرده اند،آخرین اظهارنظرآقای کامرون درمورد افغانستان درگفتگوبا رییس جمهورکرزی همین یک ماه پیش اگراشتباه نکرده باشم این بود که: پاکستان جزء ازراه حل مشکل افغانستان است.صلح بدون همکاری پاکستان امکان ندارد.
امروزرسانه های کشوربه نقل ازتحلیل گران مسایل روی همین نکته تاکید داشتند،که صلح بدون همکاری پاکستان وتحت فشارقراردادن پاکستان،امکان ندارد،این مساله گفتن ندارد که گروهای جنگی را استخبارات پاکستان،تقویه وتغذیه می کند.آن دسته ازطالبان که ازجنگ روی گردانده،یازندانی شده ویا اینکه ازپاکستان گریخته اند،دیگرچالشی برای افغانستان نیست.مشکل گروهای جنگ وجنگی وانتحاری هستند که درکنف حمایت استخبارات قرارگرفته اند.مقامات افغانستان گفته اند که دیگر،خواسته های پاکستان برای شان قابل قبول نیست ودیگرنمی خواهد با پاکستان،درمورد مصالحه،وارد مذاکره وگفتگو شود.
روزنامه های کشوربه این نکته اشاره کرده که رییس جمهورکرزی به جان کری گفته است که پاکستان ممد صلح درافغانستان نیست ونمی خواهد طالبان را روی میزمذاکره حاضرنماید.ایمل فیضی سخنگوی ریاست جمهوری به نکاتی اشاره کرده که خیلی مهم ودرعین حال خطرناک باید باشد.اینکه ایشان به سه مساله اساسی درمورد خواسته های پاکستان اشاره کرده هرکدام ازاین سه مساله، اساسی ترین وخطیرترین موضوع درسیاست وزندگی مردم افغانستان شمرده می شود،وی گفته است که پاکستان اولین خواست شان این است که" افغانستان روابط خود را با هند قطع نماید" این مضمون راروزنامه های امروزنوشته وبه این نکته اشاره کرده که سخنگوی ریاست با خبرگزاری فرانسه گفته است: که پاکستان خواهان قطع رابطه افغانستان با هند شده است.این گونه مطالب نشان دهنده اوج تیره گی روابط ومناسبات دوکشور رانشان می دهد.
برخی انتقاد کرده که طرح مسایل دراین حد خارج ازحوزه نزاکتهای دپلماتیک است فرض را براین می گیریم که پاکستان چنین درخواستی را مطرح کرده باشد،دیگری لزومی ندارد که همان مطالبه،پشت پرده را به یک باره روی صحنه،ظاهرکرد. نکته دوم که بازهم منتسب به آقای فیضی شده این است که پاکستان خواسته که افغانستان،نیروهای نظامی وتربیت افسروتعلیم پرسنل نظامی وامنیتی شان را به پاکستان بفرستد.تا این حدی ازقضیه ،اشکالی ندارد.وپاکستان خواسته باشد که نیروهای را برای آموزش وتعلیم به پاکستان،بفرستد وشاید دوکشوردراین عرصه ها موافقت نامه های هم داشته باشد.این خواست غیرطبیعی نیست.
اما اشکال قضیه دراین است که وی توضیحات بسیارنامناسبی را داده وگفته است که این خواست به این دلیل برای ما مقدورنیست که آنها ازنیروی های آموزش دیده ما ،بعنوان عواملی استخباراتی استفاده می کنند وافغانستان این کاررا نمی کند ونمی تواند این خواست پاکستان را قبول نماید که نیروهای شان را برای تعلیم وتربیت بفرستد وبعد آنها تبدیل به جاسوس پاکستانیها شود.صحبت کردن با این مضامین که روزنامه های امروزکشور،منتشرساخته،کاری وسخنی خارج ازحوزه دپلماتیک باید باشد.چنین موضوعاتی که ایشان باروزنامه ها مطرح کرده وگفته باشد وروزنامه ها ی امروزکشورآن را منتشرکرده،ازچند جهت مورد اشکال است.
سخنگوی محترم نباید این چنین مطرح نماید که این نیروها،تبدیل به جاسوس کشورهمسایه می شود،این مساله قبل ازاینکه، نیت پاکستان را خدشه دارنماید ،این مساله توهین به جوانان افغانستان است که درپاکستان ویا هرکشوردیگری برای تعلیم می رود وبه این صورت به افغانستان برمی گردد وجاسوس می شود.من نمی دانم این سه مساله را که آقای فیضی اعلا داشته،چه گونه قابل توجیه می تواند باشد.پاکستان ازما خواسته که "روابط مان را با هند قطع نماییم" پاکستان ازما خواسته که جوانان تان را برای آموزش افسری ونظامی به پاکستان بفرستید،ما این کاررانمی کنیم زیرا که " آنها می خواهند ازاین جوانان استفاده استخباری نمایند" این مفهوم سخنان آقای فیضی است که بارسانه های کشورعنوان کرده واصلا به نظرخردمندانه نیست.این مساله دوم،ارتباط می گیرد به خود جوانان ما وامروزکسی می گفت: ایشان با این حرف خود،حرمت شکنی کرده وبه شعورجوانان افغانستان،توهین کرده است.
مساله سوم که بازهم به سخنان آقای فیضی ارجاع داده شده این است که پاکستان ازآنها خواسته که سند" استراتژیک" با پاکستان امضا نماییم وما این کاررا نمی کنیم زیرا که مردم افغانستان ما را " سنگ سار" می کنند.موافقت نامه استراتژیک با ده ها کشورخارجی بسته شده واین آقای کامرون بود که برای اولین بار،درحاشیه نشست مجمع عمومی این مساله را مطرح کرد وبعد هم درجلسات سه جانبه بعدی" کرزی،کامرون وزرداری" روی آن تاکید شد.درآخرین نشست سه جانبه درلندن توافق شد که آتش بس برا ی ششماه درافغانستان،اجرای می شود،بازهم همین موافقت نامه استراتژیک مطرح گردید ودرگفتگوی وزیرخارجه افغانستان با خانم کهرحتی محتوای آن به وزیرخارجه افغانستان،سپرده شد.
این بحث تازه وخواست تازه پاکستان ازافغانستان نیست وجالب است که افغانستان ابتدا درنشست سه جانبه درحاشیه مجمع جهانی قبول کرد وبعد، برای رسیدن به توافقنامه استراتژیک،شروطی گذاشته شد.این مساله جریان تازه ای نیست که آقای فیضی آن را مطرح می کند ومی گوید: اگرما این کاررا نماییم مردم افغانستان مارا سنگرسارمی کند.این گونه شتاب درموضع گیری،ممکن است چالش بر انگیزباشد روزی می رسد که باید هم برسد، مناسبات افغانستان وپاکستان ازاین تیره گی خارج شده وبا زهم مثل گذشته همان بحث روی دست گرفته شد،"موافقت نامه استراتژیک" ملاحظات وشروط افغانستان دراین مورد ویا دید گاه پاکستان دراین خصوص،درآن صورت اگر، ایمل فیضی سخنگو باشد چه خواهد گفت؟
.
مطالبات افغانستان وپاکستان دوکشورهمسایه درچارچوب موافقتنامه ها ویا خارج ازآن ،ومسایل تازه ای که روی می دهد، خیلی چیزها می تواند باشد اما طرح آن به این صورت،بجای رسیدن به یک منطق مشترک،اختلافات ومناقشات دوکشور،را شدت وحدت می بخشد.شکی وجود ندارد که افغانستان وپاکستان باهم نیازهای شدید دارد ونمی توانند برای همیشه درخصومت ودعوا زندگی نمایند. روابط دوستانه با همسایه بهترازایجاد خصومت است واینکه پاکستان جزء ازراه حل درنظرگرفته شود،خیل بهتراست که پاکستان تبدیل به جزء ازمشکل افغانستان گردد.دراین مناقشات ما بشترآسیب پذیرهستیم تا همسایه ها،ملیونها مهاجردرسرزمینهای همسایه حضوردارند ملاحظه زندگی آنها هم باید برای ما خیلی مهم دانسته شود.
مطالبات پاکستان ولوبصورت غیرمنطقی مطرح شده باشد ولی نوع برخورد با آن خواسته های غیرمنطقی باید منطقی باشد.حرفهای که آقای فیضی با رسانه ها گفته است،چندان برپایه خرد سیاسی ودپلماسی استوارنیست. خواسته های غیرمعقول با جوابها وپاسخهای غیرمعقول،درست نیست ازقدیم گفته شده که " خون را کسی با خون نمی شوید" یعنی اینکه آب باید پیداکرد.مطالبات غیرمسئولانه پاکستان،این پاسخ وتوضیح را لاز نداشت.
درکناراین مسایل متاسفانه موضوعاتی دیگری نیزازسوی طرفین مطرح شده.استخبارات همسایه گفته است که افغانستان،حامی تروریستهای پاکستانی ومیزبان آنها شده است.این حرف پایه های منطقی ومستندی ندارد،چیزی جزکپی گیری ازنوع اعتراضات واتها مات که به خود پاکستان وارد شده بود،نیست.هیچ امری تازه ای درگفته ها وبیانیه استخبارات پاکستان وجود ندارد،عین همان سخنان واتهامات که ازسوی استخبارات بما گفته شده، خود به آن مسایل، بارها وبارها ازسوی مجامع بین المللی،متهم شده است.
هرکسی می داند که طرح این گونه مسایل عکس العملی وبخاطرمقاصد خاصی،درنظرگرفته شده است.آنها مساله مولوی فقیرمحمد معاون تشکیلات،طالبان پاکستان را جدی گرفت ومی خواست به افغانستان،فشارواردنماید که وی را بدون بها برگرداند.افغانستان هم بها آن را ملاغنی برادردرنظرگرفت.اینها تماما مسایلی است که بنفع دوهمسایه نیست امید واریم که این ابرسیاه پرازرعد برق،ازآسمان سیاست دو،کشوربرطرف شود که می شود،منتها ترس ووحشت،نونهالان سیاست،غیرقابل تحمل شده وچنین اظهارات ناشی ازترس ابرسیاه را دراین روزها داشته اند.
فصل وبا ب تازه درمناقشات افغانستان وپاکستان
سازمان استخبارات پاکستان،گزارشی را به نشررسانده که گویا حکومت افغانستان ازگروهای طالبان پاکستانی حمایت می کند دراین گزارش اشاره شده که حکومت افغانستان،شرایط وتسهیلات دراخیتارگروهای طالبان پاکستانی قرارداده و ازاین رهگذرمی خواهد،به کشوروامورامنیتی ما صدمه وارد نماید.این نوع اتهامات،بد ترین صورت ازمناسبات دوکشوررا نشان می دهد.پاکستانیها با طرح این مسایل درفکراقدامات بعدی وتوجیه آن باید باشد.گروه های بد طینتی دراخیتاراین کشورقراردارد که هرگونه جنایت را تاحالا کرده ودرآینده نیزآن را انجام خواهد داد.
آنها درگزارش شان به سه نوع اتهام درمورد افغانستان،اشاره کرده است.یکی اینکه افغانستان گروهای طالبان پاکستانی را درخاک خود جای داده است امریکه تاکنون افغانستان وجامعه جهانی روی آن پافشاری داشت که خاک پاکستان،مکانهای امنی برای شبکه های تروریستی شده است.نکته دوم اینکه آنها را تقویت وسازماندهی می کند که درداخل پاکستان خرابکاری راه بیاندازد وسوم اینکه طالبان پاکستانی دستگیرشده را حکومت افغانستان بما برنمی گرداند.
مولوی فقیرمحمد یکی ازشناخته شده ترین چهره درتشکیلات طالبان پاکستان دوماه پیش درمرزدستگیرشد،پاکستان بلافاصله خواهان بازگرداندن وی به پاکستان گردید وبعد هم روی این مساله تاکید داشت که حکومت افغانستان وی را که متهم به ارتکاب جنایات درپاکستان شناخته شد به این کشوربرگرداند واگراین کارصورت نگیرد دراین صورت، آنها یک موضوع خطرناک تری را عنوان کرد که این مساله را ازطریق انترپل،دنبال می کند.این نوع موضع گیری پاکستان سبب گردید که حکومت افغانستان به صراحت به پاکستان اعلام نماید که سرنوشت مولوی فقیرمحمد،گره خورده است به سرنوشت ملاغنی برادر،حکومت افغانستان روی این مساله تاکید داشت که پاکستان ملاغنی برادرودوستانش را آزاد نماید تا ما ملافقیرمحمد معاون تشکیلات بیت الله مسحود را،دربدل آن دراختیارپاکستان قراردهیم.
اخیرا مقامات افغانستان به این مساله اشاره کرده وگفته است که پروسه صلح ومذاکره را می تواند جدای ازپاکستان،راه اندازی نماید این مساله اخیرا ازسوی مقامات افغانستان مطرح شده که درمورد مذاکره باطالبان،هیچ ضرورتی به همکاری پاکستان نیست.افغانستان می تواند مذاکرات جداگانه ای را با طالبان درمورد صلح ،مطالعه وبررسی نماید. با این وضع ،فصل باب تازه درمناقشات افغانستان وپاکستان،باید خیلی خطرناک شده باشد.زیرا یگانه پیامد آن این خواهد شد که آتش جنگ درافغانستان،خاموش نشود.برخی هم گفته اند که افغانستان بایدازموضع قدرت با پاکستان،حرف بزند زیرا پاکستان،همان منطق را لازم دارد.
این حرف درست که افغانستان ازموضع قوی باید با همتایی پاکستانی خود برخورد داشته باشد وبه پاکستان نشان دهد که افغانستان دیگران افغانستان دهه نود نیست.پاکستان باید درک نماید که افغانستان،کشوری است با توانمندیهای،خاصی خود.این منطق یک امرایده آل برای ما است درگذشته همینگونه رفتارصورت گرفته است.ولی نکته اساسی دراین است که آیا ما درعمل توانایی برخورد قوی با پاکستان را داریم ویانه؟ درگذشته اگرحکومت داوود خان،موقف سختی درقبال پاکستان می گرفت وی درعرصه ملی ازموضع واحد ومتحد حرف می زد ودرعرصه بیرونی هم تنها نبود خیلی ازکشورها ازداعیه های وی به دلایلی مختلفی حمایت می کرد.این حرف درست که این گونه مسایل، تنها با طرح شعار مشکل ما را حل نمی کند ونمی تواند کشورطماع را تحت فشارقراردهد.
استخبارات دراین کشور، گروهای خون ریزطالبان وشبکه حقانی را دراخیتارگرفته وازآنها بعنوان ابزاراستفاده می کند،همه تسهیلات تروروانفجاررادراختیارشان می گذارد وهیچ نشانه ازاینکه ازموضع گیری خود عقب نشینی کرده باشد وجود ندارد.مردم افغانستان،درک می کنند که درمناسبات دوکشورچه می گذرد وازرفتارپاکستان ناراحت است ومردم به این نکته هم توجه دارند که حکومت افغانستان،درمقابله با تروریزم،ازتسهیلات که دراخیتارش بود،استفاده نکرده است.بجای استفاده ازامکانات جامعه جهانی درجنگ با تروریزم،با آنها سرناسازگاری رادرطی ده سال گذشته درپیش گرفت.اگرعوامل پشت پرده وغیرقابل اعلان درکارنباشد،همه می گویند که مناسبات افغانستان با متحدان غربی شان،حسنه نیست.
تفاوتهای زیادی درتعریف ازتروریزم دارد،درمورد مصالحه هم می بینیم که تفاوت نظرهای زیادی بین حکومت وگروهای سیاسی وجامعه مدنی،پیدا شده است درمساله انتخابات که عمده ترین بحث افغانستان است،فضای اعتماد وجود ندارد حکومت حرف خودرا دنبال می کند احزاب وگروهای مدنی دنبال قصه های خود هستند.با این وضع متشتت،درک این مساله که افغانستان،قادراست بدون موافقت پاکستان،جریان صلح را درافغانستان،پیش ببرد،مشکل است. زیرا این سوال حل نا شده است که عوامل جنگ وترورکیست؟ وریشه های آن به کجا برمی گردد.طالبان که جنگ نمی خواهند وهستند گروهای طالبی که به مصالحه روی آورده وگفته اند: که جنگ راه حل نیست.این دسته ازطالبان،که ضد جنگ هستند دیگرهیچ مشکلی برای افغانستان،نمی تواند باشد.
مگرملاضعیف،ملامتوکل،آغا معتصم وسید اکبرآغا وده ها طالبی که می خواهند،صلح درافغانستان باشند،چه تاثیر آنها درجریان صلح گذاشته اند؟.مشکل مردم افغانستان،اینها نستند،مشکل شبکه حقانی ودیگرگروهای خونریزهستند که هرروز،با وسکتهای انتحاری،وارد افغانستان می شود ویاکامیونهای خود را با آرم شرکتهای تجارتی پاکستان،پرازمواد انفجاری کرده،وارد کابل می شوند ویا گروهای که به کوچک وبزرگ این مردم رحمی ندارند،حال این گروها درکجا هستند؟ وچه عواملی ازآنها حمایت وپشتیبانی می کنند؟. حکومت ودیگراقشاراجتماعی وجامعه جهانی تاکنون تردید نداشته که مشکل افغانستان همین گروها هستند.
نکته دوم که مردم بازهم درآن شکی ندارد،ریشه های این جنایت وگروهای جنایت کاراست.ریشه بدون تردید همان سازمانی است که امروزاعلامیه صادرکرده وگفته است که افغانستان،مسئول ناامنی درپاکستان است وافغانستان ازگروهای تروریستی پاکستانی حمایت می کند. افغانستان است که ملافقیرمحمد را تسلیم پاکستا ن نمی دهد.افغانستان است که تسهیلات،جغرافیا،آموزش،اطلاعات،وحمایت های تسلیحاتی ومالی دراختیارآنها گذاشته است.مقامات پاکستان اخیرا گفته اند: که مانع اصلی درراه صلح، رییس جمهورافغانستان است.ناظران به این عقیده هستند که افغانستان وپاکستان،با این موضع گیریها،نمی توانند مناسبات دوستانه وخوبی باهم داشته باشند.
یک دپلمات روس می گفت: تعریف مناسبات همسایه با غیرهمسایه بسیارمتفاوت است.پاکستان همسایه افغانستان است،این کشورهمسایه، هرنوع خرابکاری راتاحالا داشته ودرآینده هم خواهد داشت.چه کسی قادراست جلوخرابکاری استخبارات را بگیرد مگرتا کنون گرفته است نیروهای بین المللی با چشم خود می دیدند که گروهای تروریستی ازخاک پاکستان می یایند وسربازان شان را می کشند وجنگ نیابتی را برضد شان راه انداخته اند.اینکه استخبارات اتهاماتی به افغانستان وارد کرده ،یعنی اینکه همان، کارهارا می خواهد درافغانستان باجرای بگذارد این گونه اعلامیه سند توجیه وجنایت درآینده خواهد بود که افغانستان درواقع حامی تروریستها بوده است.
راه حل منطقی،جدال ومناقشات خصمانه نیست،راه حل مذاکرات سازنده است.افغانستان با چه ابزاری می تواند،مانع ازکشتارونا امنی شود.مشکل بزرگ ما امنیت وآن هم پس ازسال 2014 باید باشد که هست.بدون امنیت وتکرارفاجعه های سالهای گذشته،افغانستان،روزهای سخت وتلخی درپیش خواهد داشت.این منطق که همسایه ها بخصوص پاکستان،جزء ازراه حل معضله افغانستان است،یک منطق بجای باید باشد.پاکستان می تواند جزء ازراه حل باشد وهم می تواند جزء ازمشکل افغانستان.
فصل باب تازه درمناقشات،واتهمات وارده به هم دیگر،پاکستان را تبدیل به جزء ازمشکل برای افغانستان خواهد کرد.همسایه ها جزء ازراه حل برای ما باشد بهتراست که جزء ازمشکل برای ما شود.خواسته های دوکشوردرمورد تروریزم باید دانسته شود تروریزم ابزارسیاست برای طرفین نباید قرارگیرد.اینکه افغانستان ملافقیرمحمد راوسیله معامله ملاغنی برادرقراردهد این نوع رفتارها بسود افغانستان،نباید باشد.دوکشورمنافعی دارد که باید به آن حرمت گذاشته شود بجای کشمکش وجدال،احترام متقابل درسخت ترین شرایط هم که باشد باید، مورد توجه قرارداشته باشد.
ازگفتگوها چه خبر؟
آقای جان کری وزیرخارجه آمریکا بارنخست است که پس ازانتخاب شان بعنوان وزیرخارجه آن کشور،وارد افغانستان می شود.البته ایشان، بارها به افغانستان آمده است ودریک مرحله،نقش میان جگری بزرگی را درحل مناقاشات،ریاست جمهوری سال 1388را بازی کرد.دراین سفرآقای کری همراه اوباما به خاورمیانه رفته بود.آقای اوباما،به آمریکا برمی گردد وآقای کری وارد عراق وسپس عازم افغانستان می شود.عراق وافغانستان،دوکشورکه شباهتهای درمقابله با تروریزم را دارد.تروریستها درهردوکشور،جدی وفعال هستند وهرروزآدم می کشند.
گفتگوهای جان کری با رییس جمهورافغانستان، یک موردش همین مساله " تبانی" آمریکا وبا طالبان باید باشد.امریکه به نظرمی رسید که ازسوی جان کری بصورت جدی،عنوان شده باشد. رییس جمهور،درکنفرانس مطبوعاتی به این مساله اشاره داشت که اصلا چنین چیزی را نگفته است.این کاررسانه ها است که چنین نسبتی را به وی داده اند.رییس جمهورکرزی تبانی آمریکا وطالبان،که درگفته های پیشینش به آن اشاره داشت،دیروزآنرا،قبول نکرد وگفت: که این رسانه هابوده که به چنین مساله ای دامن زده اند.مضمون سخنان رییس جمهوردراین خصوص نشان می دهد که موضوع " تبانی آمریکا وطالبان" ازسوی جان کری با صراحت وشاید هم بالحن غیرمتعارف،بیان شده باشد.
این مساله می تواند، دودلیل داشته باشد. یکی اینکه پس ازانتشارسخنان رییس جمهوردرهشتم مارچ،یا دمان نرفته است که مقامات آمریکا وناتونسبت به این مساله موضع گیریهای تندی داشتند.آنها گفتند که این مساله چگونه باورکردنی است که ما این همه تلفات وخسارات درافغانستان را درجنگ با تروریزم،متحمل شده باشیم وبازهم رییس جمهورافغانستان مارا،متهم به جانب داری وتبانی با طالبان کرده باشد.آنها گفتند که این سخنان رییس جمهور،بی انصافی درمورد نیروهای خارجی وآمریکا درافغانستان می باشد.دلیل دوم هم می تواند این باشد که رییس جمهوربصورت،بی سابقه ای به این مساله پرداخت وباصراحت اعلام کرد که چنین چیزی را نگفته است واین مساله را بگردن خبرگزاریها، انداخت که این گونه مسایل را راه انداخته است.رییس جمهورتاکید داشت به مناسبات دوستانه وبلند مدت افغانستان وآمریکا.
تحلیل گران ازاین عقب نشینی وازآن موضع گریهای مقامات آمریکا درمورد اظهارات هشتم مارچ ،این نتیجه را گرفته اند که آقای جان کری "مساله تبانی" راباید خیلی جدی با رییس جمهورکرزی درمیان گذاشته باشد که این چه حرفهای است که ما ازکابل می شنویم.ازاین مساله که بگذریم وآن را نشانه ای ازترمیم درمناسبات ومناقشات دوکشور،دانسته باشیم،نکته دیگری که درمذاکرات روی آن تاکید شده باشد،مساله انتخابات است.بعبارت بهتر،درگفتگوهای رییس جمهورکرزی وجان کری،سه مساله اساسی باید، بحث شده باشد،یکی امورامنیتی،دیگری مساله انتخابات 2014 ومساله سوم،تعهدات آمریکا پس ازسال 2014.این مساله درمذاکرات با توجه به مندرجات کنفرانس خبری باید مطرح شده باشد.درمورد امورامنیتی ظاهرا،چالشهای آنچنانی بین طرفین، باید نباشد یعنی اینکه با انتقال زندانیان واداره زندان پروان،به حکومت افغانستان،وخارج شدن بخش نیروهای ویژه، ازولسوالی نرخ وتاکید به اینکه درسایرمناطق ولایت میدان وردک،نیروها،مطابق باجدول زمانی ،پروسه انتقال، خارج می شود،نشان ازتوافقات دوطرف را باید داشته باشد.
خوب، این معامله وتوافق پایه پای طرفین بوده که به این صورت،ریخته شده است.رییس جمهورکرزی براساس شکایات واینکه برای اولین بارگروهی درحضورایشان، شعارمرگ برآمریکا،سرمی دهند به این مساله تاکید کرد واخطارداد که نیروهای آمریکایی درخلال دوهفته باید،ازمیدان ورد ک خارج شود. ضرب الاجل پیش ازسال جدید شمسی به پایان رسید وطرفین درآستانه نوروز به این نتیجه دست یافتند که نیروهای آمریکایی ازمنطقه نرخ میدان خارج شوند ودرموارد دیگر،طبق برنامه امورانتقال را عملی نمایند.درمورد زندان بگرام هم طرفین به یک نحوی، موضوعات شان را حل کردند.اداره امورزندان به افغانستان،واگذارشد امریکه رییس جمهور،بیش ازیک سال است که بمثابه،حاکمیت ملی،استقلال افغانستان واحترام متقابل روی آن،هزینه ای حیثیتی کرد واین مساله به این صورت باید حل شده باشد که ششصد زندانی خطرناک بهرصورت باید درزندان باقی بمانند وافغانستان این تعهد را سپرده که درمورد این دسته اززندانیان که تعداد شان،اتباع خارجی می باشند وخطرات بزرگ امنیتی برای آمریکا ونیروهای خارجی دارند،باید هم چنان درزندان،نگهداری شود.
اما درمورد سه هزارچند صد زندانی دیگرکه دربین شان تعداد دوصد کودک نیز،شامل بوده اند را،دراختیارافغانستان بگذارند.رییس جمهوراعلام داشته که زندانیان بی گناه بگرام را بزودی آزاد خواهد کرد گفته شده که تاحالا هم بیش ازهزارنفرشان،اززندان بگرام تحویل گرفته شده وآزاد شده اند.دردیگرمسایل مرتبط به امورامنیت چیزی چالش برانگیزی درمذاکرات نباید وجود داشته باشد.
مساله دوم که فوق العاده مهم دانسته شده،مساله انتخابات سال 2014 است این مساله درمذاکرات دیروزمطرح شد.رییس جمهوربه این نکته تاکید کرد که انتخابات درسال 2014 ودرموقع وزمانش برگزارمی شود وانتخابات شفاف ومنصفانه است.این روایت رسمی وحکومتی درمورد انتخابات را،همه شنیده اند وخود آمریکاییها بارها دراین مورد با رییس جمهورکرزی باید بحث کرده باشد.دونکته اساسی دراین قرائت می تواند وجود داشته باشد،یکی اینکه آیا نظرآقای کری درمورد انتخابات شفاف وعادلان ومنصفانه ای که روی آن تاکید کرده با انتخابات که حکومت با همان مواصفات درمیان گذاشته، یکی است ویانه ؟ این سوال بزرگی است که باید تفسیرشود.گفته های جان کری درگذشته درمورد انتخابات این را نشان می داد که ایشان قرائتش درمورد انتخابات باید بسیارمتفاوت ازبرداشت حکومت افغانستان باشد زیرا آقای جان کری، سه دوماه پیش ازاین درمورد انتخابات افغانستان حرف زد وگفت: انتخابات باید شفاف عادلانه ومنصفانه باید برگزارشود ودیگرتجربه سال 1388 که با زحمت آن راحل کردیم،تکرارنمی شود.
ناظران به این نظرهستند که مشکل است که رییس جمهورکرزی،همان انتخابات که خودش درمورد قوانین ومیکانیزمهای،توجه وپافشاری دارد،درست همان خواسته ودیدگاهای شان،را بتواند به آمریکا وآقای کری دراین سفرقبولانده باشد.تا حالا شک وجود نداشته که تفاوت درقرائت وروایت ازمساله انتخابات وجودداشته است.اینکه گفته باشیم آمریکا عین همان انتخابات را درافغانستان مورد تاکید قرارمی دهدکه حکومت دردوعرصه تیوریک وقوانین وعرصه،میکانیزمهای عملیاتی،روی آن تاکید دارد.تفاوت نظرها وتعبیرهای گونا گون بین افغانستان وآمریکا، باید وجود داشته باشد.این کلیت که انتخابات،با این مواصفات برگزارشود،مشکل دیدگاه ها را، حل نمی تواند.همه گفته اند که انتخابات 2014 باید: شفاف،عادلانه، منصفانه برگزاشود این" سخن عام" است.مخالفان سیاسی حکومت عین همان تعریف وتاکیدی را درمورد انتخابات دارند که حکومت همان تعریف را ارایه کرده.
مشکل اساسی دراین است که هرکس ازشفافیت،منصفانه وعادلانه،همان برداشت خودرا دارد،حکومت برگزاری انتخابات را با سیستم اس.ان.تی.وی ورای واحد غیرقابل انتقال،عادلانه می داند درحالیکه احزاب وگروهای مدنی ،این سیستم را درانتخابات" ظالمانه" وغیرمنصفانه اعلام داشته اند.درمورد میکانیزمهای اجرایی وعملیاتی هم،تفاوتهای زیادی دیده می شود نظارت برانتخابات،خود کمیسیونها،کارتهای رای دهی وده ها، مشکل وچالش پیش رو را چه گونه باید برطرف کرد.آقای کری درمورد انتخابات باید صدای همه مردم را شنیده باشد ویا اینکه بخوبی باید آگاه باشد که درانتخابات2014 حکومت با مخالفان خود،دیدگاه های متفاوت ومتضارب را مطرح کرده اند.
مساله سوم که درمذاکرات مورد توجه طرفین بود وآقای کری به آن اشاره داشت این بود که آمریکا درکنارمردم افغانستان پس ازسال2014 قراردارد ایشان به این موضوع اشاره کرد که دیگر،اشتباهات گذشته که افغانستان را بحال خودش رهاکرد را،تکرارنمی کند.تعهدات پس ازسال2014 موضوع مهمی است که هردومقام روی آن تاکید داشت به همین علت بوده که آقای کری گله کرده باشد که ما می خواهیم با افغانستان روابط بلند مدت را تعریف نماییم ولی ازکابل حرفهای می شنویم که مارا متهم به تبانی کرده است.بهرتقدیردرکناراین مسایل که درمذاکرات طرفین باید مطرح شده باشد،مساله گفتگو با طالبان هم می تواند یکی ازنکات بحث درمذاکرات طرفین بوده باشد.
گرچه درکنفرانس خبری ظاهرا اشاره شفافی به این مساله نشد،تمامی صحبت روی همان موضوع امنیتی،انتخابات وتعهدات پس ازسال 2014،تمرکزیافته بود ولی مساله مذاکره با طالبان موضوع نیست که ازآن درمورد صلح وثبات افغانستان،چیزی گفته نشود،پیش ازسفرآقای جان کری به افغانستان،شایعاتی داشتیم که رییس جمهورکرزی به کشورقطرمی رود ومساله مذاکره باطالبان ودفترنمایندگی برای طالبان درآنجا مطرح می شود.دراین مورد هم می تواند،بحثهای زیادی را مطرح کرد.رییس جمهوردرمساله تبانی به این نکته اشاره داشت که آمریکا باطالبان درکشورهای خلیج ،گفتگودارد ودرپایتخت کشورهای اروپایی باهم، قهوه می خورند ومذاکره می کنند.عملیات انتحاری، زورطالبان نیست بلکه به سود آمریکا درافغانستان تمام می شود.
دراین میان پاکستان هم ازپهلوی چپ خود خسته وگفته است که رییس جمهورکرزی خود مانع صلح وثبات درافغانستان شده است این موضوع را امروزروزنامه های کشوربه نقل ازیک مقام پاکستانی،منتشرکرده بود.اینها نشان می دهد که درمذاکرات رییس جمهورکرزی باید این موضوعات،مطرح شده باشد.کنفرانس خبری نشان می داد که همه این مسایل درمذاکرات دومقام،مورد گفتگو قرارداشته است.
گل آلود کردن سیاست درافغانستان
سیاست درافغانستان واقعا گل آلود شده است. فکر می کنم انگلیس درایجاد این گل آلودگی نقش اول را باید داشته باشد.یک وقت وزیردفاع انگلیس گفته بود که این مردم مرتبط است به قرن سیزده هم.مفهوم سخنان وزیردفاع انگلیس درسال2011درچند جهت تفسیروتعبیرگردید.اول اینکه وی به مردم افغانستان توهین کرده واین مردم اززمان عقب مانده،دانسته شده است.
حال قرن بیست یک وهزاره سوم اززمان است ولی وزیردفاع انگلیس، جایگاه زمانی افغانستان را درقرن سیزه دهم،تعریف کرده است ویک عده این را توهین ازسوی یک مقام نظامی،به مردم افغانستان،تلقی کردند وبه شدت نسبت به این اظهارات،خشم گین گردیدند.نکته دوم که ازسخنان وی برداشت شد این بود که انگلیس دموکراسی را شایسته مردم افغانستان نمی داند.مردم قرن سیزده ،چه نسبت می تواند با دموکراسی داشته باشد.دموکراسی حاصل رنسانس ودرگیری شدید، متفکران با ارباب کلیسا بود این امربرمی گردد به قرن شانزده وبعد ازآن.مردم افغانستان درقرن سیزده زندگی می کنند بنابراین هیچ نسبتی بین این مردم ودمواکراسی نمی تواند،وجود داشته باشد.
نکته سوم که ازسخنان جناب وزیراستنباط گردید این بود که انگلیس به یک نحوی سیاست را گل آلود کرده وآن را ارجاع به سلطه طالبان داده است.مناسب ترین نظام برای مردم قرن سیزده، همان نظام طالبانی باید باشد که با همه مظاهرعلم ودانش دشمنی می ورزد.هدف ازیک چنین اظهارات، گل آلودکردن سیاست است وانگلیس دراین کارنقش اول را داشته است.حرفهای زیادی وجود دارد که حضورانگلیسیها درهلمند،با دوویژه گی، همراه بوده است یکی اینکه هرگزمبارزه جدی با طالبان نداشته امریکه آمریکاییها ازآن گاها پرده برداشته وکارانگلیس را درامرمبارزه با طالبان درولایت هلمند، خیلی مثبت ارزیابی نکرده اند.
اخباری وجود دارد که آمریکا وانگلیس راجع به اداره جنگ درولایت هلمند، دچاراختلاف شده وبخشهای زیادی ازولایت هلمند را آمریکاییها دردست گرفتند.پایگاه "بیسشن" که یکی ازعمده ترین پایگاه آمریکا درولایت است وبه همین خاطر،تاسیس شده است.این پایگاه درسال2012 مورد یک حمله بیرحمانه ازسوی طالبان قرارگرفت وطالبان ازهمه تجهیزات حیرت انگیزامنیتی آن عبورکروچرا؟ این سئوالی است که هنوزبی پاسخ مانده وبرخی هم این گونه پیچیده گیها را درمناسبات پیچیده آمریکا وانگلیس درولایت هلمند دانسته اند.نکته دوم که بارها رییس جمهورافغانستان به آن اشاره کرده این بوده که تولید تریاک ومواد مخدرهرگزدراین ولایت هلمند، با حضورنیروهای انگلیسی کاهش نداشته وچرا؟ بازهم این سوالی است که برمی گردد به نیروهای انگلیسی درولایت هلمند.
البته شکی وجود ندارد که درولایت هلمند جنگ با طالبان را عمدتا آمریکاییها دردست دارد این مساله با یک جدال ومناقشه بین آمریکا وانگلیس توام بوده است.مایکل سمپل هم که ازافغانستان،طرد می شود،ریشه درهمین عوامل باید داشته باشد.مقامات افغانستان وی را فردی مشکوک ونامطلوب تشخیص داده بودند وشاید برجسته ترین نکته غیرمطلوب بودن ایشان،همان ارتباطات باطالبان باشد.بهرصورت مایکل سمپل دراین ارتباط با همین زدوبندها،ازافغانستان،طرد می شود.انگلیس تا هنوزنتوانسته ثابت نماید که درمورد طالبان ومواد مخدردرولایت هلمند درطی یک دهه ،درست وصادقانه عمل کرده باشد.هردو مساله را درمیدان ودرحوزه قلم روحضورانگلیسها،شاهد هستیم. ازهلمند هرچه ریشه کن شده باشد ولی دومساله سرجای خود باقی است یکی طالب ودیگری مواد مخدر.
گرچه گفته شده آمریکاییها تاحدی زیادی درجنگ با طالبان درولایت هلمند ازخود قاطعیت نشان داده روایت آمریکاییها این است که طالبان درحد بسیاربالای درولایت هلمند ضربه دیده ولی خطربازگشت آنها هرگزمنتفی نیست.اثبات دیگری نیزوجود دارد که انگلیس درحال حاضر، با یک تحلیل علمی واکادمیک می خواهد آب را درسیاست افغانستان، گل آلود نماید.درقلم رودرونی وزارت دفاع انگلیس، دربخش مباحث اکادمیک، همین دیروز،مسایل بحث وبیرون داده شد که واقعا تکان دهنده بود. دراین بخش تحقیقی گفته شده که غرب وشوروی درمورد افغانستان،اشتباهات مشابه را مرتکب شده اند.
وضعیت حاضردرافغانستان شباهت های تردید ناپذیری را با آخردهه هشتاد هویدا می کند.یعنی اینکه یک روی داد، ویک اشتباه دردوزمان متفاوت،انجام شده است .نکته ای دوم که درتحلیل شان ذکرشده این است که غرب وشوروی دوایدلوژِی را، به مردم افغانستان،تحمیل کردند که مردم دربرابرآن واکنش نشان داد.تحلیل گران انگلیسی،درمباحث اکادمیک خود به این مساله اشاره می کنند که مارکسیزم ودموکراسی،دوایدلوژی است که درسال 1979 شوروی خواست مارکسیزم را به مردم افغانستان،تحمیل نماید وغرب هم عین همان کاررا درسال 2001 پس ازیازده سپتامبر،باید انجام داده باشد.دموکراسی ازسوی غرب به مردم افغانستان یک مساله تحمیلی است.
نکته ای پایانی درواقع نتیجه گیری وهدف ازاین لا طایلات باید باشد وآن این است که غرب اشتباه خود راهمراه ایدلوژی شان پس بگیرد.یعنی هم ازافغانستان خارج شود زیرا که جنگ افغانستان راه حل نظامی ندارد وغرب شکست نظامی خود را قبول نماید وباید ازاین جنگ پای خود را پس بکشد. ونکته دوم اینکه ایدلوژی را که غرب برمردم افغانستان تحمیل کرده باید ازآن دست بردارد چیزی را که مردم افغانستان نمی خواهد،باید روی آن بی جهت اصرارنداشته باشد. تحلیلگران انگلیسی روشن ساخته که دموکراسی برمردم افغانستان تحمیل شده است واین مردم دموکراسی که ما برآنها تحمیل کرده ایم،را قبول ندارد.این مساله البته گاه گاهی درافغانستان زمزمه شده که دموکراسی تحمیلی غرب درافغانستان،قابل قبول نیست.
خوب برمبنای این تحلیل نیروهای بین المللی مثل نیروهای اتحاد جماهیر،بایدازافغانستان خارج شود که می شوند زیرا که این مساله یک شباهت وتکرارتاریخی است.ایدلوژی که برمردم افغانستان تحمیل شده باید کنارگذاشته شود.همان گونه که مارکسیزم ازافغانستان کنارزده شد وباید به همان صورت دموکراسی ازافغانستان کنارگذاشته شود.دموکراسی یک پدید غربی است ومردم افغانستان آن را قبول ندارد واین مساله را ما برآنها تحمیل کرده ایم پس باید دموکراسی دیگردرافغانستان مطرح نشود.جنگ با تروریزم یک اشتباه بود چنانچه تجاوزشوروی درافغانستان یک خبط تاریخی ودرنهایت تبدیل به زخم چرکین گردید،یک اشتباه بود.تحلیل گران انگلیس این نتیجه را می گیرد که باطالبان باید مذاکره شود ودرنهایت امرباکنارگذاشتن دموکراسی وخروج ازافغانستان،همان امارت طالبانی،جای گزین آن خواهد شد.
مجموع سه حوزه گفتگو، درسیاست انگلیس را اگرکنارهم بگذاریم ،این نتیجه بدست می یاید که درآینده افغانستان مردم این کشورباید امارت طالبانی را قبول نماید این گونه بحثها است که واقعا انسان را به حیرت می اندازد که این کشورچه بلای برسرمردم افغانستان خواهد آورد.سه حوزه گفتگودرسیاست انگلیس را به این ترتیب درکنارهم قراردهید.اظهارات وزیردفاع انگلیس که گفته بود مردم افغانستان درقرن سیزده زندگی می کند وهیچ نسبتی با دموکراسی ندارد.حوزه دوم همین بحث اکادمیک دیروز، درحوزه اردوی انگلیس است که گفته است: شباهت واشتباه تاریخی روی داد. اشغال افغانستان وحضورنیروهای بین المللی درافغانستان یکی است وبا ید نیروها، ازافغانستان بیرون شوند ودیگراینکه همان گونه تحمیل مارکسیزم به مردم افغانستان،اشتباه بود تحمیل دموکراسی درافغانستان نیزیک اشتباه است.
مردم دموکراسی را قبول ندارد مگرزوراست.افغانستان راه حل نظامی ندارد وباید مساله درمذاکره وگفتگوبه گونه ای که دموکراسی ونیروهای خارجی ازافغانستان،کنارگذاشته شود،ادامه داشته باشد وحوزه سوم، هم درگل آلود کردن سیاست درافغانستان،اصراروحمایت بیش ازحد انگلیستان ازسیاست پاکستان است.آقای کامرون می گوید: افغانستان باید با پاکستان ، پیمان استراتژیک امضا نماید. صلح درافغانستان بدون دخالت پاکستان امکان ندارد وپاکستان یگانه راه حل مساله افغانستان باید باشد ودیگراینکه درمذاکرات صلح تمامی طرفهای طالب شرکت داشته باشند.
هرکدام ازاین سه مولفه را، درسیاست انگلیس بررسی نماییم این نتیجه را می گیریم که انگلیس درصدد بهم زدن اوضاع ونفی دموکراسی درافغانستان وبازگشت طالبان درافغانستان باید باشد.اظهارات گروه تحقیقاتی دروزارت دفاع بسیارزجردهنده است.درکناراین مسایل،موضع گیریهای رییس جمهورکرزی، هم مزید برعلت شده وی هرروز،فصل وباب تازه ای، را درمناقشات خود با آمریکا،بازکرده ونگرانیهای زیادی را دربین مردم ایجاد کرده است.اینها همه درجهت گل آلود کردن سیاست درافغانستان باید باشد.
اتهامات متقابل بجای احترام متقابل
جنرال جوزف دانفورد،فرمانده ناتودریک ایمیلی به نیروهای بین المللی اخطارداده است که مواظب،حملات بشتری نیروهای تروریستی باشند.وی گفته است که اظهارات غیردوستانه رییس جمهورکرزی،سبب خواهد شد که عملیات تروریستی برضد نیروهای خارجی شدت بشتری بگیرد بخصوص اینکه فصل بهاروگرم شدن هوا نزدیک شده.
طالبان دربهارهرسال عملیاتی دارد بنام "عملیات بهاری" که با فصل بهاروگرم شدن هوا وآب شدن برفها، هرسال آغازشده است.امسال فصل بهاروگرمی هوا،همزمان شده با سخنان بسیا رتند رییس جمهورکرزی،علیه نیروهای خارجی.ایشان دریک سخنرانی درهشتم مارچ آمریکا را متهم کرد که هرلحظه با طالبان،مذاکره وگفتگو دارد ودیگراینکه طالبان با آمریکا، تبانی باید داشته باشد عملیات انتحاری طالبان به سود آمریکا تمام می شود.آنها با این عملیات شان اگرواقعا کارطالبان باشد،می خواهد بگویند: که شما درافغانستان حضورداشته باشید افغانستان امنیتی ندارد وحضورشما درافغانستان لازم است.
این مساله با عکس العمل شدید نیروهای خارجی ومقامات آمریکا وناتو،مواجه شد مقامات آمریکا به شدت این اتهمات را رد کرد وازسخنان رییس جمهورکرزی،ابرازتعجب کردند وگفتند که این بی انصافی باید باشدکه ما این همه خساره وتلفات جانی را درجنگ با طالبان وتروریستها،درافغانستان متحمل شده ایم ولی حالا ازسوی رییس جمهورافغانستان متهم به همکاری وتبانی با تروریستها،می شویم.ازسوی هم ،جنرال دانفورد فرمانده آمریکایی ناتو این اتهام را وارد کرده که اظهارات رییس جمهورکرزی سبب،عملیات وکشتاربشترخارجیها وسربازان ما درافغانستان خواهد.
ایشان بصورت مشخص به این نکات اشاره می کند که موضع گیریهای غیردوستانه آقای کرزی سبب می گردد که عملیات وحمله های ازنوع حمله سبزبرآبی بشترگردد.این مساله البته همزمان گردید با روی داد خونینی درولایت میدان ورد ک.درنرخ میدان، حمله سبزبرآبی، سبب گردید که دوسربازآمریکایی دراین حمله کشته شوند وچهارسربازافغانستان نیزجان شان را ازدست دادند.حمله سبزبرآبی،یکی ازروشهای دردناک جنگ تروریستها با نیروهای خارجی می تواند شمرده شود.این نوع عملیات مایه نگرانی شدید،مقامات ناتودرافغانستان بوده است.آقای دانفورد به همین مساله اشاره کرده که سخنان رییس جمهوراین گونه حملات را بشتروشدید ترخواهد کرد.
حمله های سبزبرآبی بیش ازشصت کشته را درپی داشته است سال 2012 سراسر با این گونه عملیات سپری گردید درسال 2013 این گونه حمله ها بشدت، کاهش یافت بگونه ای که کمترین مورد را، دراین سال شاهد بودیم .حمله سبزبرآبی درمیدان ورد، یک مورد شاید درسال 2013 باشد که مقامات غربی وناتوآن به یک نوعی آن راباید مرتبط به اظهارات سیاسی وموضع گیریهای رییس جمهورکرده باشد.دانفور درایمیل خود به چند نکته اشاره کرده است اول اینکه سخنان وموضع گریهای رییس جمهورکرزی،سبب می گردد که حملات تروریستی به نیروهای خارجی بشتروبشترگردد.این نوع اظهارات همان اتهامات متقابل بجای همکاری متقابل است.
یعنی می شود این گونه استنباط واستنتاج کرد که رییس جمهورکرزی به یک نحوی تروریستها را تشویق کرده که غربیها وآمریکاییها را بکشید.این همان حرفی است که رییس جمهورکرزی درموردآمریکا و طالبان گفته است.عملیات طالبان،قدرت نمایی عیله آمریکا نیست عملیات طالبان اگرازآنها باشد،به نفع آمریکا باید باشد.امریکا با طالبان دست به یک کاسه کرده با هم مذاکره می کنند حمله طالبان این را ثابت می کند که شما بکشید که ما درافغانستان بمانیم رییس جمهورکرزی به این مساله نیزاشاره داشت که آمریکاییها وناتو حالا می گویند که ما درافغانستان پس ازسال دوهزارچهارده هستیم وازافغانستان نمی رویم.
این واقعا خیلی گیج کننده است که گفته شود رییس جمهوربا اظهاراتش،مشوق کشتارخارجیها وسربازان خارجی می گردد وآقای دانفورد دراین مورد درایمیل خود هشدارداده که با گفته های رییس جمهورافغانستان،خطرحملات تروریستها به نیروهای بین المللی بشترمی شود. وی درادامه اظهاراتش به این نکته اشاره می کند که این عملیات درفصل گرما ،ابعاد گسترده تری بخود خواهد گرفت.اینکه موضع گریهای رییس جمهور،باعث تشویق وترغیب تروریستها گردد ،این همان نسبت ورابطه بین دستگاه حکومت افغانستان وطالبان را باید نشان دهد.
امریکه رییس جمهوراین نسبت را بصورت واضحی بیان داشت که طالبان درتبانی با آمریکا عمل می کند وعملیات طالبان به سود آمریکا وحضوردوام دارآنها درافغانستان تمام می شود درسخنان رییس جمهوراتهامات وارتباطات آمریکا با طالبان،بصورت واضحی بیان شده است بخصوص اینکه ایشان می گوید: آمریکا با طالبان همیشه درمذاکره وگفتگومی باشد.حال به یک نحوی ادبیات مشابه ازنوع ادبیات رییس جمهورکرزی را جنرال دانفورد بکارگرفته است وگفته است که اظهارات رییس جمهورکرزی،سبب شدت عملیات تروریستها علیه نیروهای خارجی وسربازان ما می شود.این عملیات درفصل بهار ودرقالب حمله های سبزبرآبی صورت خواهد گرفت.
دریک اعلامیه منتشرشده ازارک ریاست جمهوری گفته شده که هدف ازاظهارات رییس جمهور،تخریب مناسبات آمریکا وافغانستان نه، بلکه اصلاحات درمناسبات دوکشوربوده است.دراعلامیه اشاره شده که افغانستان وآمریکا مناسبات دوستانه ای دارند واین طبیعی است که هریک ازدوکشور،روی منافع خود،باید تلاش داشته باشد.زیرا مناسبات دوکشوردرمرحله حساسی قرارگرفته .دراعلامیه به دو، مساله انتقال امورزندانیان بگرام وعملیات نیروهای خارجی اشاره شده است.رییس جمهورازموضع گیری خود درهشت مارچ حمایت کرده وگفته است که این موضع گری درجهت "اصلاح روابط" دوکشوربوده است.
آقای دانفورد دربیانیه ایمیلی خود موضع گریهای اخیر،رییس دولت را درجهت شدت وتشویق حملات تروریستهاعلیه سربازان شان ،قلم داد کرده است.اصلاحات وتهدیدات،دوصورت متفاوت ازسخنان هشت مارچ رییس جمهورگرفته شده است.شکی وجود ندارد که مناسبات دوکشوربا این گونه اظهارات،تنش آلود باید شده باشد وهمین مساله سبب گردیده که هردوطرف نسبت به هم دیگر،اتهامات وارد نماید ودیگراینکه سخنان رییس جمهوردرمحافل سیاسی وخبری،با واکنشهای شدیدی روبروگردید.
"شورای همکاری احزاب وایتلافهای سیاسی" دریک نشست خبری،گفته ها ی رییس جمهورکرزی را نادرست وبرخلاف مصالح ملت افغانستان دانسته است.احمد ضیا مسعود دریک کلیب خبری گفت: این نوع اظهارات ناشی ازتشویش ذهنی می باشد.سخنان احمد ضاء مسعود به این مضمون،درواقع سخت ترین موضع گری بود که نسبت به اظهارات هشتم مارچ رییس جمهوربیان شد.برخی گفته اند که بیانیه ارک عکس العمل وتوجیه سخنان رییس جمهورباید باشد.بهرترتیب این بیانیه برای اصلاحات مناسبات کابل وواشنگتن باشد ویا نباشد اما بیانیه می تواند توجیه واصلاحات سخنان تند رییس جمهورکرزی شمرده شود.
درکناراین مسایل، شاهد عملیات هدف مند،گروهای تروریستی هستیم دوروزپیش درولایت قندوز،عملیات انتحاری صورت گرفت که تعداد ازمردم بی گناه ما را بکام مرگ فرستاد درمیان قربانیان این حادثه ،اعضای خانواده رییس شورای ملی افغانستان آقای عبد الرئوف ابراهیمی نیزشامل بوده اند.امنیت ملی سخن ازکشف هشت هزارکیلو گرم مواد انفجاری بقصد کشتاروسیع مردم، درشهرکابل،خبرداده است که درروزپنج شنبه عوامل این جنایت مهندسی شده دستگیرشده اند. نفس این کارتبهکاری است اگراین طرح شیطانی بوقوع می پیوست آن وقت جان ده ها انسان بی گناه گرفته شده بود.
اینها روی داد های تلخی است که هرروزشاهد آن هستیم ولی نگرانیهای زیادی را، اظهارات رییس جمهورافغانستان ومقامات آمریکا واتهامات متقابل بجای احترام متقابل را ایجاد کرده است.گروهای سیاسی ونهادهای مدنی،به شدت ازاین گونه موضع گریها،نگران هستند مردم این گونه استدلال می کنند که تنش درمناسبات افغانستان وغرب، بسود هرکی باشد ولی هرگزبه سود افغانستان نیست آنها انتظاردارند که دلایل پشت پرده آن هرچه باشد ولی مصلحت جامعه ایجاب نمی کند که چنین موضع گریها به روی صحنه کشانده شود وافکارعمومی را دچارالتهاب نماید.
بدون تردید ریشه این گونه موقف گریها،به عوامل پشت صحنه آن برمی گردد ولی این مردم است که تا حل شدن ویا نشدن آن،باید با اضطرابات شدید،بسرببرند واین دشمنان مردم وتروریستها هستند که ازتیره شدن روابط افغانستان وغرب سود می برد.حرف مردم این است که احترام متقابل نباید جایش را به اتها مات متقابل واگذارنماید کاریکه امروزها شروع شده وبدون تردید ازنظرمنتقدان وآگاهان، آغازکننده آن، رییس جمهورافغانستان می باشد.