خط دیورند را هرگزقبول نداریم
رییس جمهورکرزی دوهفته پیش ازاین دربروکسیل رفت.درکنارنشست مهم وزرا ناتو دربروکسیل، رییس جمهوردریک نشست سه جانبه افغانستان پاکستان وآمریکا شرکت کرد.این نشست یکی ازتلخ ترین خاطرات رییس جمهورکرزی باید شمرده شود.پیش ازحضورایشان دربروکسیل سخنگویان رییس جمهورمی گفتند: این بار جلالت ماب رییس جمهورکرزی،جدی ترین صحبت وهمه حرفهارا درمذاکرات سه جانبه مطرح خواهدکرد.مذکرات بروکسیل کرزی ،کیری وکیانی،درواقع بدترین گفتگوها باید باشد.خانم لیلا روزبه دریک نوشته خود،مذاکرات سه" ک" را ناموفق ارزیابی کرده وگفته است درگفتگوهای سه " کاف" هیچ پیشرفتی صورت نگرفته است.
رییس جمهوربه افغانستان برمی گردد، نقل قولهای که ازایشان صورت گرفته،بوضوح نارضایتی ازنشست سه جانبه بروکسیل را نشان داده است.ازیکی ازسخنگویان پرسیده می شود که چرا رییس جمهورجمهورکنفرانس خبری پس ازبازگشت بروکسیل نداشت،وی درپاسخ می گوید: نشست بروکسیل دست آوردی نداشت وبه همین دلیل،رییس جمهور کنفرانس خبری دایرنکرد.رییس دفترآقای خرم می گوید: دلایلی تشنج درمرز به این دلیل است که تاسیسات نظامی که ناتودرمرزداشته آنها این تاسیسات را تخیله ودراختیارپاکستان قرارداده اند وپیش ازآن هم گفته شده بود که در"گوشته" ناحیه دورافتاده ولایت ننگرهار،پاکستانیها سی کیلومتربه خاک افغانستان،پیش روی ودروازه های را تاسیس کرده است.آقای توریالی معاون پیشین وزارت دفاع این اعتقاد را ندارد وی گفته: درشعاع چهارکیلومتری درداخل پاکستان،پوسته های پاکستانی تاسیس شده.
امریکه افغانستان با این مساله براساس پروتکل که دوکشوردارد،مخالف بود اما پاکستانیها براساس نقشه ازخطوط مرزی که دردست دارد ا ین پایگاها در"گوشته" دایرکرد.این مساله سبب درگیری مرزی بین طرفین می شود که آقای امرالله صالح آن را بزرگترین دست آورد چهل ساله درتاریخ افغانستان دانسته است.بهرصورت این مساله یکی ازحاد ترین مناقشات مرزی بین دوکشورشده است.امروزرییس جمهور، کنفرانس خبری داشت همه انتظارداشت که بیش ترین صحبتهای ایشان حول همین مناقشات ارضی ومرزی باید باشد ولی دیده شد که رییس جمهوراین قضیه را خیلی پررنگ نکرد وتنها به این مساله تا کید داشت که افغانستان خط دیورند را برسمیت نمی شناسد.این موضع انکارناپذیرسیاست مداران وزمداران افغانستان ازسال 1953 ببعد بوده است.
استراتژی مرحوم داوو خان برهمین قاعده استوار بود که خط دیورند را برسمیت نمی شناسد خط مرزی افغانستان تا نزدیکهای اسلام آباد است.این مساله درزمان صدارت داوود خان دراوج خود رسید وروابط افغانستان وپاکستان، بکلی بهم خورد مرزها بسته شد ونقل انتقال کالای تجارتی متوقف گردید.این وضع برای شاه غیرقابل تحمل شد .پاد شاه ، داوود خان را درسال1963 ازصدارت عزل کرد.با عزل داوود خان سیاستها ی معتدل تری درمورد پاکستان درپیش گرفته شد.ولی بازهم همان تنشها وسوء تفاهمات جریان داشت.رییس جمهورکرزی درنشست خبری خود به همین استراتژی تاکید داشت وگفت: برما فشاروارد می کند که ما خط دیورند را برسمیت بشناسیم. رییس جمهورگفت: مازیرباراین مساله نمی رویم وخط دیورند را برسمیت نمی شناسیم.رییس جمهورتاکید داشت که این خط اززمان سلط بریتانیا برما تحمیل شده است خط مرزی ما دیورند نیست، این خط اززما امیرعبد الرحمان خان برما تحمیل گردید.
ایشان مساله دیورند را، ارجاع می دهد به مردم افغانستان وتاکید دارد که مردم افغانستان این خط را قبول ندارد وبه رسمیت نمی شناسد.ایشان درمورد مناقاشات مرزی، همان حرف آقای خرم را که تاسیسات را خارجیها دراختیارپاکستان قرارداده است را به یک صورتی مورد تایید قرارداد.رییس جمهوردوروزپیش هم گفت: که هرگزاجازه نمی دهد که ازخاک پاکستان تعرضی به افغانستان صورت بگیرد وتاکید داشت که درمرز ازآنسوی دیورند تجاوزات صورت گرفته است.آن سوی دیورند را بارها مقامات کشورما، خاک پاکستان تعریف کرده است.درمورد حضورشبکه های تروریستی هم این ادبیات بکاررفته است که تروریستها درآن سوی دیورند درخاک پاکستان،مکانهای امنی دارد.این گونه ادبیات برسمیت شناختن آن سوی دیورند را بنام پاکستان وخاک پاکستان مورد تایید قرارمی دهد اگرموضع این است که امروزبیان شد پس نباید ازچنین ادبیاتی کارگرفته شود.
امروزهم ،همین کلمات آن سوی دیورند ازخاک پاکستان تجاوزا ت مرزی صورت گرفته است ویا انیکه تروریستها درآنسوی دیورند خاک پاکستان،مکانهای مصونی دراخیتاردارد.این نوع گفتمان چه را نشان می دهد یعنی اینکه ما آنسوی دیورند را بعنوان خاک پاکستان قبول کرده ایم ومی پذیریم که تروریستها درآنسوی مرزدرخاک پاکستان قرارگاهای امنی دارد.گذشته ازاین نوع گفتمان اعترافی،درعمل هم می بینیم که آنسوی دیورند دراختیارپاکستان قراردارد وآنها ازآن بعنوان سرزمین وجغرافیای خود،دفاع می کند.در26 نوامبر2011 دریک درگیری مرزی بین ناتو وپاکستان که منجربه کشته شدن بیست چهارسربازپاکستانی گردید، مگرآمریکا وناتومورد اعتراضات شدیدحکومت وقت پاکستان قرارنگرفت مرزها وتدارکات ناتو به مدت شش ماه بسته شد وپاکستا درمورد این درگیری مرزی درخط دیورند این همه حساسیت نشان داد.
درگیری ”سلاله" درهمان خطوط دیورند صورت گرفت وپاکستان نسبت به آن، اوج ونهایت حساسیت شان را نشان داد.درمناقشات جاری نزاع درخط دیورند روی داده است. منطق افغانستان دراین ماجرا این است که پاکستان ازخط دیورند عبورکرده. برخی ازگزارشات که فکرمی کنم چندان درست هم نباید باشد،وانمود کرده که پاکستان ازآنسوی دیورند درعمق سی کیلومتری خاک افغانستان،وارد شده وحریم افغانستان را نقض کرده است. مقامات پاکستان منطق دیگری دارد که اصلا تاسیس قرارگاه درخاک افغانستان صورت نگرفته است این قرارگاه درخاک پاکستان است.امریکه آقای توریالی نیزاذعان داشته که قرارگاه درچهارکیلومتری خط دیورند، تاسیس شده وی می گوید: یک توافقی بین افغانستان وپاکستان باید باشد که درشعاع چهارکیلکومتری خط دیورند، نباید تاسیسات نظامی ساخته شود ولی پاکستان به مفاد این توافقات عمل نکرده وتاسیسات را درشعارچهارکیلومتری دیورند احداث کرده است.
بهرصورت رییس جمهور امروزدرکنفرانس خبری خود، "احیا استرا تژی" گذشته مرحوم داوود خان را پرده برداری کرد.وگفت: زیرفشارنمی رود.درکناراین مسایل خبرنگاران ازموضوع کمک سازمان استخبارات آمریکا به ارگ ریاست جمهوری پرسشهای را داشتند. ایشان گفت: این کمکها مورد تایید است وخیلی مفید تمام شد ودرآینده هم ادامه می یابد.برخی گزارشها نشان می دهد بیش ازده سال است که این پولها به ارگ ریاست جمهوری سرازیرشده است ومقدارآن به میلونها دالرمی رسد گرچه امروزرییس جمهوربه مقدارکمکها اشاره نداشت ولی با صراحت ازآن نام گرفت ودرمورد کمکهای ایران هم گفت: که قریب دوسال یعنی اززمان امضا موافقت نامه استراتژیک با آمریکا، این کمک ها قطع شده است رییس جمهوربه موارد مصرف کمکها نیزاشاره داشت که ازآن پولها، معاش نیروهای ریاست جمهوری پرداخت شده وبه افراد ونه، گروها ،کمک صورت گرفته است درمواردی به مریض ها، ازاین پول داده شده وبه محصلین نیزکمک شده است .
ایشا دراین کنفرانس خبری دریافت کمک ازسازمان استخبارات انگلیس را رد کرد ولی همه باوردارند که این کارهم باید صورت گرفته باشد. زیرا دفتررییس جمهوراین نوع کمکها را گرفته وخود رییس جمهورآن را مفید می داند پس چه دلیل داردکه گزارش روزنامه ها درمورد کمکهای استخبارات انگلیس درست نباشد. امروز صاحب نظری می گفت: هنوز رییس جمهور همه حقایق را نگفته هروقت لازم شد خواهد گفت همین کمک سیا را که بیش ازده سال است جریان دارد هیچ کسی خبرنداشت این روزنامه نیویورک تایمز بود که گفت: ملیونها دالر استخبارات آمریکا به دفتررییس جمهورکرزی کمک کرده است واین کمکها دوام وبیش ازده سال است که جریان داشته است .
فردا اگرمنابع دیگری به افشا گری بپردازد آن وقت بازهم رییس جمهورآن را توضیح خواهد داد.این گونه کمکها که رییس جمهورآن را مفید دانسته است.یکی باید منتاقض با این گفته ها باشد که افغانستان،سرپای خود استاده، کشورمستقل است وخارجی نمی تواند روی سیاست افغانستان تاثیربگذارد.این پرسشی است که ازسوی محافل سیاسی صورت گرفته است.این پولها برای رضای خدا نبوده استخبارات ملیونها دالررا مفت دراختیار دفترریاست جمهوری نگذاشته حتما چشم داشتهای داشته است که آن چه بوده وچه کارکرده کسی نمی داند.منبع کمک وارسال کننده خلیط های پول، استخبارات گفته شده.نکته دوم این که این کمکها را، چرا غرب وآمریکا واستخبارات درچهارچوب قوانین ونهادهای حکومتی انجام نداده؟ وپوتکی درداخل خلیطه ها، ودراختیارارگ گذاشته شده است.
پاسخ دادن به این پرسشها باید سخت باشد.اما رییس جمهورامروزدراین مورد صحبت کرد وهرآنچه روی داده را تایید کرد.درکناراین دومساله مهم، خط دیورند وپول استخبارات،امروزرییس جمهوربا جان کیری وزیرخارجه آمریکا صحبت کرد ایمل فیضی می گوید: موضوع گفتگوهای تلفنی رییس جمهوربا وزیرخارجه آمریکا، مساله مناقشات مرزی افغانستان وپاکستان بود ودیگرمسایل مرتبط به سیاست خارجی افغانستان. آقای فیضی توضیح نمی دهد که چه مطالبی درمورد منازعات مرزی مطرح شده است ومقامات آمریکایی ازافغانستان چه خواسته درمقابل افغانستان به چه نکاتی اشاره داشته است.بازهم گزارشهای داریم که درارتباط با مرز،ازسوی نظامیان پاکستان موشکهای به کنراصابت کرده که حد اقل گفته شده دوزن دراین موشک پراکنیها،زخم برداشته است.
مساله مرزبا این چالشها وگرفتاریها،روبرو شده مقامات سه کشورافغانستان،پاکستان وآمریکا دراین مورد به رایزنیهای گسترده وپشت پرده دست زده اند. فضای رسانه ای دراسلام آباد وکابل،بسیارمتفاوت دیده شده درپاکستان درگیریهای مرزی،چنان جدی گرفته نشده است ومقامات پاکستان این رویدادرا عادی دانسته وازمقامات افغانستان خواستارخویشتن داری شده اما درافغانستان،مناقشات مرزی،تبدیل به جدی ترین بحثها گردید برخی آن را دست آورد بی نظیروتاریخی درچهل سال ازتاریخ افغانستان قلم داد کرده است.مقامات درافغانستان ازدرهم کوبیدن نیروهای پاکستانی ومنهدم کردن تاسیسات وکشته شدن بیش ازهفت نفرسربازپاکستانی خبرداده اند ازافغانستان نیزیک سربازبنام قاسم شهید وبا عزت واحترام بخاک سپرده شد .
مقامات دروزارت خارجه پاکستا اززخمی شدن دوسربازشان در،درگیری مرزی سخن گفته است.باتمام این مسایل رسانه های کشور،جنگ با پاکستان را راه حل نمی داند وتاکید به راه های دپلماتیک وکشاندن مساله به شورای امنیت ودیگرمراجع بین المللی را کرده است.رییس جمهورهم امروزتاکیدات برجنگ نداشت واتفاقا مساله مناقشات "گوشته" کم نوروکم رنگ جلوه داده شد.خوب این گونه ادبیات غیرجنگی وتاکید به حل دپلماسی کارخوب است وقطعا گفتگوهای امروزرییس جمهوربا مقامات آمریکا، هم باید فضای دپلماسی وگفتگو را تقویت نماید.
روزهای هفت وهشت ثور
روزهای هفت وهشت ثور،درتاریخ افغانستان حک شده است.این روزها درحال حاضر،طرفداران ومخالفان خاص خود را پیدا کرده اند.برخی ازهفت ثورطرف داری می کنند البته این دست، همان گروهای وابسته به جریان حزب دموکراتیک خلق افغانستان هستند.این دسته زیاد خود را نشان نمی دهند وگاهی اعضای ایدیولوژیک حزب دموکراتیک، درسایتهای مجازی مطالبی را نوشته اند وهفت ثورراگرامی وبه نیکی یاد کرده اند.
اما هشت ثورطرفداران ومخالفان جدی دارند.گروهای جهادی مطلقا این روزرا تجلیل وآن را دست آورد ده سال مقاومت وجهاد خود دانسته اند.رهبران واحزاب جهادی می گویند: هشت ثورحاصل وثمره خون شهداء،آواره گی ملیونها انسان ومعلولیت صدها هزارانسان دراین کشوراست.تفاوت هفت وهشت ثورازاین جهت، نیزمورد بحث قرارگرفته است.هفت ثوربا مردم افغانستان نتوانیست ویا نمی توانیست ایجاد نسبت نماید.رهبران کودتا،هرگزبا عقاید افراطی چپ مارکسیستی نمی توانیست بامردم افغانستان،ارتباط برقرارنمایند.تسخیردل ودماغ مردم که عامل اصلی سیاست وقدرت است را،رهبران کودتا ازدست دادند.آنها درتضاد با اعتقادات مردم عمل می کردند.
شعارهای زنده باد لنین،مارکس وهیگل با پرچمهای سرخ ورنگ زننده ونفرت انگیز،حکایت ازضدیت رهبران کودتا با عقاید مردم را نشان می داد.من ،پس ازکودتای هفت ثوروارد افغانستان شدم وبعد به بامیان وسپس به ولسوالی پنجاب رفتم.دراین سفرازهرات گرفته تا بامیان ،هرچه دیدم، همین شعارها ورفتارها بود.مردم حرف رهبران محلی حزب دموکراتیک خلق را هرگزنمی فهمیدند آنها با ادبیات کاملا غیرمردمی وگاهی ضد مردمی صحبت می کردند.جوانان وابسته به حزب دموکراتیک خلق پس ازوقوع کودتا به اندازه شتاب درتبارزعقاید شان داشتند که ازبکارگیری زبان مروج مردمی، اجتناب داشتند ومی گفتند:این زبان خرافه وارتجاع است زبان وادبیات انقلاب این نیست که ما به آ حرف می زنیم.
درورس،ولسوالی داشتیم که بروت همانند ترکی برای خود گذاشته بود وبجای آب ازمادر بیسواد ودهاتی خود، "واتر"خواسته بود وبه این دلیل دربین مردم به " واتر" معروف شد.جریان کودتا حقیقتا هیچ نسبتی با اعتقادات مردم نتوانیست ایجاد نماید.انفکاک وبریده گی آشکاردیده می شد مردم با تحریک ملاها وپیشوایان دینی، خیلی سریع موفق شدند که حزب دموکراتیک خلق را بعنوان یک حزب طرف دارکمونیست وضد خدا والحاد،بشناسند.رهبران کودتا نتوانیست ازمردم برای بقای خود سربازگیری نمایند.آنها دل ودماغ مردم را با خودنداشتند.با گذشت کم ترازنه، ما اوضاع به زیان رهبران کودتای هفت ثورتمام می شد.لشکرکشی شوروی ازباب ناگزیری انجام شد.زیرا حزب دموکراتیک خلق یا باید ازبین می رفت ویا اینکه باید برسراقتدارباقی می ماند.صورت اول، همان شکست بود که روسها آن را درهمان آغازباید می پذیرفتند.قبول شکست،افت کلانی دربرابرغرب،دانسته می شد.
دراوج جنگ سرد این مساله خیلی مشکل بود که مسکو،میدان را به رقیب خود،واگذارنماید.لشکرکشی درواقع اقدام بود که بخاطرحزب دموکراتیک خلق صورت گرفت واین لشکرکشی ازباب ناگزیری باید صورت گرفته باشد.هفت ثور،ریشه ها وعقبه های تاریخی خود را داشت.ازسال1965 دردهه دموکراسی این حزب تاسیس گردید درکودتای 1973 داوود خان نقش فعالی داشت.حکومت جمهوریت داوود مناسبات دوستانه ای با حزب دموکراتیک خلق داشت ودرکودتای هفت ثور،شبکه تشکیلاتی حزب درداخل اردو با رهبری حفیظ الله امین،کودتا را به ثمررساند.اشتباه داوود نداشتن تحلیل درست ازدشمن شناسی بود ویا اینکه بخاطرنفرت درون فامیلی درارک،اعضای حزب را دشمن خود نمی دید ودشمن اصلی خود،شاه واطرافیانش را تعریف کرده بود.
داوود خان، ازغرب درهمان زمان صدارت خود خاطره خوشی نداشت ودرتلاشهایش ازایجاد مناسبات با غرب،ناموفق بود. پاکستان رقیب ،غرب را درواقع ا زافغانستان گرفته بود وتنها شرق واتحاد جماهیرشوروی برای داوود خان مانده بود.رییس جمهوربا حمایت حزب وابسته به اتحاد جماهیرشوروی،قدرت را گرفت وهم توسط آنها بصورت بیرحمانه ای کشته شد.هفتم ثور،روزخونین وویران گربرای رییس جمهورواعضای خانواده اش بود.کمونیستها که همان مارهای درون آستین برایش شد. بصورت بسیاربیرحمانه ای وی وتمامی اعضا فامیل ودوستانش را درارک ریاست جمهوری قتل عام وسپس بصورت دسته جمعی زیرخاک کردند. همین دوسال پیش، استخوانهای رییس جمهورداوود خان را همراه با اعضای خانواده اش ازیک گوردسته جمعی بیرون کشیده وطی مراسمی بخاک سپرده شد.
رهبران کودتا بسیاربیرحمانه با وی برخورد داشتند ودوحزب خلق وپرچم، بامردم افغانستان هم نتوانیست،رابطه وپیوند مناسب ایجاد نماید ودل ودماغ مردم را با خود داشته باشند آنها هرگزحتی درزمانهای واپیسین داکترنجیب هم موفق به این کارنشد.حزب برای بقای خود ازمردم سربازگیری نتوانیست سربازان حزب،درواقع همان لشکراتحاد جماهیرشوروی بود که برای بقا دوجناح خلق وپرچم ده سال با مردم افغانستان جنگید وسرانجام با خفت وسرشکستی ازافغانستان خارج شد آنها زخمهای چرکینی با خود داشتند که درمان آن را بیرون شدن ازافغانستان می دانیست.
اما هشت ثور،تعریف بسیارمتفاوت با هفت ثوردارد. هشت ثور،توانیست دل ودماغ مردم را باخود داشته باشد.مردم فرزندان شان را درجبهات می فرستادند ودرموارد افتخارمی کردند که درراه اسلام ووطن به شهادت رسیده است.هشت ثورتبدیل به یک ارزش اعتقادی گردید رهبران جهادی هم، یک چنین نسبت رابا مردم ایجاد کردند. سربازان هشت ثورازمردم افغانستان گرفته می شد ومردم برای رسیدن به چنین روزی،فرزندان شان را به سنگروجبهه اعزام می کردند.هشت ثور، روزی است که مردم برای آن فداکاری کردند واین روزرا ثمره جهاد ومقاومت خود می دانند.هشت ثور،درواقع حاصل مبارزات ده ساله مردم افغانستان درجنگ با لشکرکشی شوروی وپایگاه داخلی شان درافغانستان بود.
این منطق که درجنگ با دشمن اگرپیروزشدید باید جشن بگیرید،منطق درستی است.استاد محقق درسخنرانی خود مثالی برای بیان این حق بیان داشت وی می گفت: مردم درماه مبارک رمضان یک ماه درجدال وجنگ با نفس،پایان آن را عید وفیستوال پیروزی اعلام می کنند.عید همان جشن پیروزی درجنگ با نفس است.ده سال مقاومت،جنگ بخاطر،عقاید،استقلال وتمامیت ارضی،نتیجه اش شکست ارتش سرخ بود.حال مردم حق دارند هشتم ثورشان را تجلیل نمایند.مشکل اساسی اعتراضات وانتقادات دراین است که فصول بصورت مجزا ازهم تحلیل نمی شود.نسبت هشت ثوربا گذشته آن،شکوهمند وافتخارآفرین است.زیرا که مساله برمی گردد به اصل استقلال وسرزمین وعقاید مردم.
اما نسبت هشت ثور، به رویدادهای بعدی،جدا ،مورد مطالعه می تواند قراربگیرد.مجاهدین پس ازهشتم ثور،درهیچ کاری موفق نبودند.آنها نتوانستند حکومت مورد نظرشان را تشکیل دهند.دولتهای پس ازهشتم ثوریکی دولت دست نشانده وچیده شده پیشاوربود که استخبارات همسایه آنرا،مهندسی کرد ودیگری دولت استاد ربانی که ناقص ونا پایه دار وبا صدها منازعات ومناقشات،همراه گردید.جنگهای مجاهدین درکابل ودردیگرشهرها، امرانکارناپذیراست.حاصل همین ناکامیها وحوادث پس ازهشت ثوراست که گروه بیرحم طالبان ظاهرمی شود.طالبان درواقع پس دادن حساب حکومت مجاهدان بود.
شبهه دراینجا صورت گرفته است که منتقدان به هشتم ثور،تمامی استدلالها ومثالهای شان،روی داد های پس ازهشتم ثوراست.آنها خندق را پرکرده خوبیها وبدیهای تاریخ وروی دادها را باهم مخلوط ساخته واین نتیجه را گرفته است که هفت وهشت ثور،هردو سیاه وتاریک است.هفت وهشت ثور،دورویداد، با مشخصه های تاریخی خود وارتباطاتش مورد بحث می تواند باشد.هفت ثور،ریشه مارکسیستی داشت وسربازآن عساکراتحادی جماهیرشوروی بود.هشت ثور،ریشه ها ونسبتهای عمیق با دل ودماغ مردم داشت وسربازان هشت ثورمردم افغانستان بود.
خلاصه سخن اینکه ،هشت ثور،بادومنظرتاریخی گذشته واینده،قابل بحث است،ده سال مقاومت وجهاد برای ازادی،اعتقاد واستقلال کشور وملیونها انسان اواره وصدهاهزار شهید ومعلول،ودرنهایت شکست ارتش سرخ وناکام گذاشتن،لشکر کشیها بخاطر اهداف ودور نمایی استراتژیک،همان نگاه به گذشته هشت ثور است،دراین صورت هشت ثور نماد ومیوه ان درخت طیبه باید باشد.اما روی دادهای پس ازهشت ثور ومنازعات خونین،فصل دیگر باقضاوت دیگر،مورد بحث است،تجلیل ازهشت ثور،گرامی داشت ازهمه خوبیهای یک ملت است که عطف،به گذشته وماسبق ان می باشد مقاومت عادلانه وجهاد مردم دراین روز به ثمر رسیده ومی باایست از ان تجلیل صورت بگیرد واین مساله یک امرملی ومیهنی باید باشد. اما تلخیها وشیرینیهای پس ازهشت ثور را در زمانهای بعد از ان باید مطالعه کرد گرچه،ظهور بیرحمانه طالبان خود پاسخ اشتباهات وکردارهای مجاهدین هم می تواند باشد،طالبان زقوم عملکر د مجاهدان بود،چنانچه هشت ثور روز نتیجه گیری وثمره درخت پاکیزه جهاد ده ساله است.ما باید در تحلیل وقضاوت مان فصول وخندق گذشته واینده این روز را مد نظر داشته باشیم برخی خندق ومرز مشترک را بهم زده خوبیها وبدیها را یکجا ساخته واین نتیجه اشتباه راگرفته که هشت ثورمعادل است با هفت ثور.
توافقات آمریکا وپاکستان درمورد طالبان
سه مساله اساسی دراینجا ،قابل بحث باید باشد.اولین موضوع،سیاست های افغانستان درقبال غرب وآمریکا است.مخالفتهای مستمرافغانستان با متحدان غربی شان،ظاهرا آنها راباید خسته کرده باشد.غرب نمی تواند منافع خودرا درمنطقه رها کرده وبدون داشتن"گزینه" خارج شود حتی پشت سرخود هم نگاه نکرده باشد آنها بارگفته اند که دیگراشتباه دهه نودرا تکرارنمی کنند که سررا زیرانداخته به افغانستان نگاه نکند.این درک طالبانی ازقضیه است که می گویند: ما غرب را شکست داده ایم و سالجاری سال پایان جهاد درافغانستان است.اما قرائت غرب غیرازاین باید باشد که ما درافغانستان پس ازسال2014 هستیم ومی مانیم.آلمان که محتاط ترین کشوراروپایی شناخته شده،به این موضوع اشاره کرد که پس ازسال2014 درافغانستان می ماند.
غرب منافع خودرا درهیچ جاه وازجمله درافغانستان رها نمی کند.دراول این گونه فکرمی شد که غرب توجهات زیادی به مساله افغانستان وحمایت ومشوره دهی با حکومت افغانستان را ترجیح می دهد ومی خواهد مساله افغانستان را بدون مشوره با همسایگانش حل فصل نماید وروند به همین صورت تا سال پیش ازانتخابات ریاست جمهوری ادامه داشت وبا انتخاب رییس جمهورکرزی،بازنشان داده می شد که ترجیحات آمریکا درمساله افغانستان، خود حکومت افغانستان وچهارچوبهای قانونی این کشوراست واین درواقع"گزینه" بی بدیل دیده می شد."گزینه افغانستان برای افغانستان" گزینه معقول ومنطقی وخردمندانه است.ولی با گذشت زمان وموضع گیریهای بسیارتیزوتند رییس جمهورکرزی، این گزینه درحال تغییرشکل گرفتن باید باشد. آنها بجای آبشن بین الافغانی"گزینه دوم" را مورد مطالعه قرارداد.گزینه "پاکستان برای افغانستان".
این خبرراما،بارشنیده بودیم که اگرافغانستان با سیاست های خود،نتواند با غرب وآمریکا کناربیاید آن وقت غرب "گزینه" را تغییرمی دهد."گزینه افغانستان برای افغانستان" که منطقی وخرد مندانه بود را،غرب تبدیل به "گزینه بدیل" خواهد کرد ودوسیه طالبان وحتی افغانستان را دراختیارپاکستان قراردهد وطرف مشوره وحساب وکتاب خود پاکستان را برگزیند.غرب می با ایست همان سیاست " بین الافغانی" رادرمورد مسایل مربوط به جنگ وطالبان را، درچهارچوب موضوعات مرتبط به خود افغانستان ودرکادرمناسبات سیاسی ودپلماسی حل فصل می کرد. تا مسایل افغانستان حل ورنگ افغانی داشته باشد.مذاکره با طالبان،مساله جنگ وده ها موضوعات ازاین دست باید درهمکاری با افغانستان وبا حکومت افغانستان،سرسامان بگیرد این کارشدنی بود،ولی رفتارهای افغانستان،سبب گردید که غرب وآمریکا دراین مورد،فکرومطالعه دیگری را درپیش بگیرد.
نشانه های تنش بین افغانستان آمریکا، اززمان ریچارد هالبروک پیداشد.دریک مورد بین رییس جمهورکرزی وهالبروک گفتگوها درحدی تلخ وشکننده شد که رییس جمهورگفت: من هرگزنمی خواهم دیگراین آدم را ببینم.هالبروک می خواست نحوه مناسبات دوکشوررا،بصورت مشخصی،تعریف نماید وی سیاستهای افغانستان را که هم به میخ وهم به نعل کوبیدن باشد را قبول نداشت.هالبروک ناکام ازدنیا رفت ومرد وبجای وی کسی بنام گروسمن تعیین شد.گروسمن، دیگرآن بیلدوزر،سیاست آمریکا درمورد افغانستان شمرده نمی شد.دریک مورد وی را پاکستان درزمان یوسف گیلانی، توهین کرد وبخاک پاکستان راه نداد وی مجبورشد بجای سفربه پاکستان به هندوستان سفرداشته باشد.گروسمن کاری را نمی توانیست به پیش ببرد ولی درادامه سیاست هالبروک اولین توافقات را با پاکستان درقالب یک کمیسیون مشترک مشوره دهی با پاکستان درمورد طالبان ایجاد کرد.
این مساله را در ابتداء سال 2012 کسی جدی نگرفت ولی حقیقتا ازهمان لحظه میزان مشوره دهی آمریکا درمورد طالبان وصلح روشن شد.این کمیته مشترک به کارهای شان ادامه می داد ومی دهد وهرچه زمان می گذرد به همان پیمانه مناسبات پاکستان وآمریکا درمورد افغانستان وطالبان،عمیق تروگسترده ترمی شود.آگاهان امورسخت به سیاستهای رییس جمهورکرزی معترض هستند ومی گویند: این رییس جمهوراست که همه چانس های مشوره دهی وگفتگودرمورد طالبان را با آمریکا ازدست داده است ومی دهد. وی با موضع گیریهایش کاررابجای رسانده که دیگرآمریکا نه با طالبان مذاکره می کند ونه هم بصورت جدی وصادقانه با افغانستان درمورد طالبان حرف می زند بل درتمام مسایل مرتبط با طالبان مخاطب وطرف خود را پیداکرده وآن گزینه پاکستان بجای افغانستان است.
نکته دوم هم مساله مناسبات اسلام آباد وکابل است دپلماتهای افغانستان وسخنگویان دراین کشوربگونه حرف می زنند که پاکستان را بمثابه "جزازمشکلات افغانستان"،تعریف کرده اند گواینکه دیگرهیچ مساله دوستی ومناسبات، بین دوکشورباقی نمانده است.دراین فاصله گیری ازپاکستان، افغانستان،باید تنها باشد زیرا هرآنچه که افغانستان درمورد پاکستان گفته، می بینیم مقامات نظامی وسیاسی آمریکا،ضد آن را مطرح می کنند همین دیروزبود که جنرال دانفورد با صراحت اعلام داشت که فکرنمی کند اظهارات افغانستان درمورد پاکستان درست باشد.این حرف باید خیلی سخت باشد که آقای دانفورد ادعاها واظهارات افغانستان درمورد پاکستان را تکذیب نماید وبگوید: فکرمی نمی کند که حرفهای افغانستان درمورد پاکستان صحیح باشد.
افغانستان یک تنه وارد کشتی گرم ونرم با غرب وپاکستان شده است.این طبیعی است که دراین میدان کم می آورد زیرا انرژی بسیارزیادی لازم است که باید با غرب وپاکستان هم زمان کشتی گرفت وپشت آنها را به زمین زد. نکته سوم که افغانستان روی آن اصراردارد وخواسته است که جدایی ازپاکستان وآمریکا،جریانی ازطالبان را ایجاد نماید که طرف صلح وگفتگوبا افغانستان باشد.چون پنج سال تلاش افغانستان که طالبان را واداربه مذاکره نماید،نتیجه ای درپی نداشته است.افغانستان هم ازطالبان بیرحم که هرروزادم می کشد،نا امید شده است.چون طالبان با چه زبانی وچندمین بارباید بگویند که با حکومت افغانستان مذاکره نمی کند.جریان سازی ازطالبان که با حکومت افغانستان،مذاکره نماید ازجمله اجندای مهم حکومت افغانستان است ولی این جریان سازی نه با ،زندانیان بگرام ونه درحوزه پاکستان ونه هم درخارج ازآن به نتیجه مطلوب نرسیده است.
طالبان که آدم می کشند،ریشه درجای دیگری دارند ونمی خواهند با مقامات افغانستان وشورای عالی صلح،گفتگو داشته باشند ومی بینیم که هرروز،ابعاد جنایت وکشتاررا توسعه داده وبا بیرحمی تمام آدم می کشند درسالجاری،میزان کشتارآنها تا چهل درصد افزایش را نشان می دهد. بهم زدن مناسبات با غرب ویاهمان زدن در میخ ونعل،بهم زدن مناسبات با پاکستان واینکه گفته شده پاکستان برای افغانستان "جزازمشکل" است ونه راه حل، این مساله را سفیرافغانستان با صراحت دردهلی نو یک ماه پیش اعلام داشت وسخنگویان هم که درداخل افغانستان،با تبصره ها رنگارنگ خود،به این مساله تاکید کردند که پاکستان،مشکل ونه راه حل افغانستان می باشد واین گونه نشان دادند که بدون پاکستان وراه جدایی ازپاکستان درمورد طالبان را درپیش می گیرد که می خواهد، همان جریان سازی ازطالبان را داشته باشد.
"جریان سازی ازطالبان" که با حکومت افغانستان وارد گفتگو شود، وصلح را درافغانستان،بوجود آید بگفته معنوی خیال است ومحال. طالبان بیرحم که می جنگد تسلیم جریان سازی افغانستان نمی شود حتی همانهای که اززندان آزاد شده،بازهم روی آورده به آدم کشی وبازگشت به میدان جنگ. مقامات شورای عالی صلح دریک مورد گفتند: ما آنها را اززندان آزادمی کنیم ولی آنها بجای اینکه ممنون ما، باشند بازهم به جنگ روی می آورند.نتیجه این همه تناقضات وندانم کاریها چه شده است.امروزواضح گردید که مقامات پاکستان پس ازگفتگوبا مقامات آمریکایی،باصراحت اعلام داشت که ما بارها به آمریکاییها گفتیم که مساله اصلی این است وباید باطالبان مذاکره شود که درمساله افغانستان تاثیرگذارهستند،آنها درگذشته به حرف ما کم ترگوش می دادند ولی حالا به این مساله پی برده وامروز،ما با هیئت آمریکایی به توافقات مهمی دست یافته ایم وآن اینکه با همه طالبان باید وارد گفتگوشد.
توافقات ومشورهای امروزمقامات آمریکا با پاکستانیها،خیلی مهم دانسته شده زیرا این گونه معلوم می شود که دیگرآمریکاییها بدون موافقت وهمکاری پاکستان،هرگزبا طالبان مذاکره نمی کنند.این حرف درست است که آمریکاییها پس ازمتوقف شدن گفتگوها درقطر با طالبان هرگزمذاکره نداشته است وبعد ازاین هم بصورت جد، آمریکاییها با طالبان وارد گفتگونمی شوند.این بارآمریکا ظاهرا سیاست خود را این گونه عیارساخته که درمورد طالبان بشترین گفتگوها وبشترین مشوره ها را باید با پاکستان داشته باشد.مقامات شورای عالی صلح که یگانه مرجع گفتگوازسوی افغانستان با طالبان،معرفی شده وحکومت بارها گفته است که خارج ازمرجعیت شورای عالی صلح هیچ مرجعیتی را قبول ندارد، امروزدرپایان،مذاکرات ومشورهای مهم مقامات آمریکایی با پاکستان وتوافقات آنها درمورد طالبان،این گونه موضع می گیرد که توافقات بدون افغانستان،بجای نمی رسد ولی درعین حال حکومت اعلام می کند که درجریان گفتگوها ومذاکرات آمریکا وپاکستان قرارگرفته است.
دوسیه طالبان را دراختیارپاکستان گذاشته باشد واینکه مقامات آمریکایی گفته باشد که دیگربا طالبان بصورت مستقیم گفتگوی ندارد ودراین مورد با پاکستان مشوره،توافق وتبادل نظرمی کنند وکاراینکه امروزانجام داده است.این گونه مسایل نشان ازعدم موفقیت افغانستان را نشان می دهد. امروزچند تحلیل گر که با آنها صحبت داشتیم،آنها اذعام کردند که ما پس مانده ایم، کم آورده ایم واین پاکستان است که پس ازاین با آمریکا ییها درمورد طالبان حرف می زند ونه شورای عالی ونه هیچ مرجع دیگرواینکه چرا به اینجا کشیده شده ایم باید آنرا ازمقامات حکومت افغانستان وازسیاست های رییس جمهورپرسید.
درکناراین مسایل با زهم می بینیم که حکومت با نفوذ درداخل پارلمان،سیاستهای انتخاباتی را درعرصه قانون گزاری ومیکانیزمهای اجرایی بگونه،سازماندهی می کند که احزاب سیاسی ونهادهای مدنی ازروند انتخابات فاصله بگیرند وحتی مایوس شوند.امروزتمامی خواسته ها ومطالبات احزاب سیاسی وگروهای مدنی،درمورد نظام انتخاباتی،کنارگذاشته شد وبجای نظام مختلط،همان سیستم اس.ان.تی.وی را تصویب کرد.امروزوکلاء داخل پارلمان که طرفدارنظام مختلط بودند می گفتند: حکومت نمی گذارد که قوانین برخلاف پیشنهاد وزارت عدلیه تصویب شود.
قوانین انتخابات درپارلمان
"قانون تشکیل وظایف وصلاحیت کمیسیونها"،پس ازتصویب اولیه ازسوی مجلس نمایندگان،با چالش ازسوی دومرجع بعدی،روبروگردید.ابتداء مجلس سنا اطاق دوم پارلمان به شدت با محتویات قانون به مخالفت پرداخت وآنچه را که مجلس نمایندگان به تصویت رسانده بودرا،رد کرد. این مساله براساس آیین نامه ها وقوانین داخلی مجلسین، باید دومرتبه مورد بحث قرارمی گرفت.درچنین موارد،اصول داخلی مجلسین حکم می کند که هردواطاق،کمیسیون مشترکی را تعیین نمایند تا درمورد،محتویات فیصله شده مجلس نمایندگان،کارمشترک ودرنهایت به توافق دست یابد کاریکه درمورد" قانون تشکیل وظایف وصلاحیت کمیسیونها"صورت گرفت .
این قانون چهارماه پیش به تصویب مجلس نمایندگان رسید ومجلس سنا دربرابرآن استاد، کمیسیون مشترک درمورد آن هفته گذشته،توافق نهایی خود را اعلام داشت.نکته حساسیت برانگیز،همان نظارت بین المللی درامورانتخابات دانسته می شد.رییس جمهورومجلس سنا دراین مورد،موضع واحدی داشتند وهردومرجع خواهان حذف ناظران بین المللی ازکمیسیون سمع شکایات گردید.البته دراین مورد،رییس کمیسیون مستقل انتخابات نقش بسیارتخریبی وویران گری داشت آقای معنوی اصولا با اصل تشکیل" کمسییون سمع شکایات" مخالف بود ومی گفت: این کمیسیون ضرورتی ندارد.ایشان درکابینه که بصورت منظم شرکت می کرد،این فکررا تقویت کرد که کمیسیون سمع شکایات برداشته شود.برخی دلیل ونیت معنوی را این گونه،بررسی کرده اند که ایشان وجود چنین کمیسیون را،موازی دربرابرمسولیت خود درکمیسیون مستقل انتخابات می دانیست درآن زمان که ایشان با کمیسیون سمع شکایات مخالف بود وبجای آن،محاکم استیناف وحتی محکمه ویژه را،ترجیح می داد.دلیل غیرازاین را نداشت.
رییس جمهوربا هردومساله به مخالفت برخواست.ایشان هرگزبا نظارت بین المللی درامرانتخابات به آن صورتی که مجلس نمایندگان،تصویب کرده بود،موافق نبود ونظرمخالفت خود را اعلام داشت.هنوزاین قانون مصوب مجلس،به مجلس سنا نرفته بود که رییس جمهورموضع گیری خودرا با محتویات آن آعلام داشت.درنهایت امراین شد که رییس جمهوراصل کمیسیون سمع شکایات را ازصحنه انتخابات،بکلی حذف نماید.رییس جمهورهردومساله را برداشت،هم کمیسیون سمع شکایات وهم مخالفت با نظارت بین المللی را.
حاصل کارکمیسیون مشترک دو مجلس درمورد" قانون تشکیل وظایف وصلاحیتهای کمیسیونها" درهفته گذشته این شد که اصل کمیسیون سمع شکایات بجای خود باشد واعضای آن تماما،افغانی باشند ودوعضوخارجی آن برداشته شود.بجای این مساله،توافق شد که "کمیسیون گزینش" برای معرفی افراد واجد شرایط شناسی به رییس جمهورمعرفی شوند وایشان ازمیان افراد معرفی شده ازسوی "کمیسیون گزینش" درنهایت امر،نه نفررا بعنوان اعضا وکمیشنردرکمیسیون مستقل انتخابات،معرفی نماید."کمیسیون گزینش" مورد تایید دواطاق قرارگرفته وفکرمی کنم احزاب سیاسی وجامعه مدنی با تشکیل آن موافق باشد.
ولی برخی گفته اند که این کمیسیون،کمی مبهم به نظرمی رسد ونحوه تشکیل آن دراین مدت اندک با چالشهای توافق،روبرو می شود.البته زمان برای انتخاب کمیته گزینش با آن ترکیبی که بیان شده،کاری نسبتا سختی باید باشد وشاید برای تشکیل آن،طرفهای علاقمند به تشکیل " کمیته گزینش" موفق نشود به همین خاطرگفته شده که اگراین کمیسیون تشکیل نشود،درنهایت هیچ کاری مهمی درامرانتصاب کمیشنرها،صورت نگرفته است.همان روال گذشته عملی خواهدشد ورییس جمهورکارخود را با استدلال "کوتاهی زمان" انجام خواهد داد زیرا درقانون این اختیارات به ایشان داده شده است.اعضای مجلس گفته اند که قانون مورد توافق را به رییس جمهورارسال می کنند واین قانون مورد تایید وتوشیح رییس جمهورقرارمی گیرد. با همه مسایل وتاخیر،تعلل درمورد قانون تشکیل وظایف،این قانون زیاد به زیان حکومت وبه نفع اپوزیسیون،دانسته نشده است.ولی بهرترتیب باید گفت این توافق می تواند،گام مثبت باشد.
درمورد قانون دیگرانتخابات که خیلی مهم است،بحث مجلس نمایندگان باید آغازشود.دیروزاعضای مجلس وعده دادند که کاربحث درکمیسیونهای "هجده گانه" مجلس،به پایان رسیده وبزودی قانون قانون انتخابات،درتالارعمومی پارلمان مورد گفتگو قرارمی گیرد.درحال حاضر،قانون انتخابات ازکمیسیونهای "هجده گانه" خارج نشده ولی گفته شده که کمیسیونها،به شدت روی آن کارمی کنند.زیرا اراه جمعی براین قرارگرفته که انتخابات بعدی،باید قانون داشته باشد.چند نکته اساسی درقانون انتخابات،مطرح است.اولین مساله قابل نقاش،همان نوع سیستم باید باشد.وزارت عدلیه،مسوده ای را به مجلس فرستاده که ماهیت تعریف شده آن،همان نظام اس.ان.تی.وی است این سیستم مورد قبول احزاب سیاسی وگروهای مدنی نمی باشد،آنها تاکید کرده اند که نظام باید مختلط باشد. سیستم مختلط تعریف ساده آن این است که درپارلمان کشوروشوراهای ولایتی ولسوالی،پنجاه درصد،احزاب وپنجاه درصد،نیروهای مستقل،نقش داشته باشد.
مطالبات خیلی متفاوت عرضه شده.مجلس نمایندگان با این خواسته های متفاوت چه خواهد کرد.اخباریکه ازداخل پارلمان بیرون داده شده،فضای حاکم با مسوده وزارت عدلیه است.دراین صورت اگراعضای پارلمان قوانین پیشنهادی وزارت عدلیه را،تصویب نمایند.ظاهرا، دومشکل اساسی درمورد قانون،پیش خواهد آمد.اول اینکه بحران سیاسی را عمیق ترمی سازد زیرا احزاب وگروهای مدنی ازاصول پیشنهادی "سرینا"،فکرنمی کنم به ساده گی بگذرد.آنها به مخالفتهای خود دربیرون ودرداخل پارلمان با قانون مورد نظروزارت عدلیه مخالفت خواهند کرد زیرا درمسوده وزارت عدلیه،حقوق احزاب سیاسی با" رای واحد غیرقابل انتقال"پایمال می شود. مشکل دومی که متوجه پارلمان خواهد شد این است که،ابعاد وابستگی ودلبستگی پارلمان به قوه مجریه وحکومت را زیاد تروزیاد تر،نشان خواهد داد.
با استیضاح وزرا،پارلمان ضربه حثیتی زیادی دیده است.اعضای پارلما درداخل مجلس،دوستان شان را، متهم به اخذ رشوه کرده اند برخی اعضای پارلما گفته اند که لیستی را تهیه کرده که نشان می دهد بیش ازهفتاد نفرازاعضای مجلس درجریان استیضاح وزرا،رشوه دریافت کرده اند.این ها مسایلی ساده ای نیست واعتباروحیثیت برای مجلس خیلی مهم ترازهرامری باید باشد.رسانه ها،با شدت وحدت ازماجرای استیضاح سخن گفت وبه نحوی به آلوده گی پارلمان اشارات صریحی داشتند.ماجرای استیضاح وزراء، اعتبارمجلس را خیلی خدشه دارکرده است افکارعمومی نسبت به مجلس نمایندگان،پس ازمساله استیضاح،به شدت زننده است. حال بااین وضع مجلس نمایندگان،قانون وزارت عدلیه را، تصویب نماید ونظرات احزاب سیاسی وگروهای مدنی را،نادیده بگیرد،بصورت طبیعی میزان اتهامات به مجلس سنگین تر خواهد شد.
این مساله ای است که باید برای اعضای مجلس نمایندگان قابل درک باشد.درحال حاضر، برای انتخابات ودیگرمسایل کشور،ایجاد بحران اصلا درست نیست.قانون انتخابات براساس تنها، فکرحکومتی،تنشهای سیاسی را زیاد ترمی کند ودیگراینکه همان گونه که اشاره کردم میزان اتهامات به پارلمان را، زیاد تروعمیق ترمی سازد.مجلس وابسته وآنهم بگفته خود اعضای آن به دلایلی مادی ومنافع شخصی، اعتبارواتوریته شورا ملی را، ساقط می نماید این هزینه اندکی نیست، که بنام ملت افغانستان پرداخت می شود.
قوانین دوم انتخابات مورد بحث قرارمی گیرد وهمه منتظراند که چه نوع ازمجلس نمایندگان،تصویب وبه مجلس سنا،فرستاده می شود.درادبیات هردواطاق کلمه "پارلمان" بکارگرفته می شود واینکه درموارد پارلمان ودربرخی جاها ومجلس وسنا گفته شده،دلیل آن نقش انفرادی وجمعی هردواطاق، مد نظربوده ومتوجه این نکته هستم که پارلمان شامل هردواطاق می شود.
درکناراین مسایل که بازهم به نحوی به قانون تشکیل وظایف وصلاحیتها برمی گردد،مساله "تذکره الکترونیک" است این سند،مورد تایید همه است ولی درعمل کسی کم ترباوردارد که حکومت بتواند این سند را به موقع حتی به واجدین شرایط توزیع نماید.نتیجه این می شود که انتخابات با همان کارتهای قبلی برگزارشود واین مساله نیز،قوزبالای قوزخواهد شد اینها چالش عمده انتخابات پیش رو دردوعرصه قانون گذاری وعملیاتی واجرایی کردن انتخابات است.وظایف حکومت درمرحله اجرا انتخابات عادلانه،شفاف، ومنصفانه وحکومت برآمده ازآن،نقش درجه اول را دارد. چنانچه درتصویب قوانین انتخابات،نقش پارلما کشور،انکارناپذیردانسته شده است.
تحریکات مرزی بین افغانستان وپاکستان
تحریکات مرزی،بگونه راه افتاد که افغانستان،اقدام به "تحرکات نظامی" درمرزرا بعنوان یک گزینه،درنظرگرفت.ومساله ازسوی افغانستان،درحد جدی مطرح گردید که رییس جمهورکرزی به مراجع نظامی وامنیتی کشور،دستورهای لازم را باید صادرکرده باشد که چه باید بکنند،این مساله را لحن وزبان تند،سخن گویان،بشترنمایان می ساخت که رییس جمهورنسبت به "تحریکات مرزی" ازسوی پاکستان،به شدت نگران وناراحت است.گذشته ازاقدامات سیاسی ،نظامی وامنیتی،حکومت افغانستان، همین مساله "تحریکات مرزی" ازسوی پاکستان،منجربه تظاهرات خیابانی نیزگردید.محصلان ومردم درشهرننگرهار، دست به تظاهرات زدند وخواهان پایان دادن،تحریکات مرزی ازسوی پاکسان گردید.پاکستان درنظرداشت که بدون هماهنگی با طرف افغانی خود،اقدام به تاسیس قرارگاه های نظامی درنزدیکهای خط دیورند،داشته باشد.این مساله حساسیت افغانستان را برانگیخت ازآن بعنوان،"تحریکات مرزی" بین دوکشور،یاد کرد.
درکناراین مسایل اقدام دیگری که خیلی ارزشمند است،ملاقات دومقام برجسته نظامی افغانستان وپاکستان باید باشد،جنرال افغانی بنام افضل امان وجنرال مهم پاکستانی بنام اشفاق ندیم ،وارد گفتگو درموردبحران مرزی بین دوکشورگردیدند،روزنامه های پاکستان این مذاکرات را بسیار، سازنده ومفید دانسته وگفته اند که گفتگوهای طرفین به نتایجی خوبی رسیده است.براساس اخبارمنتشرشده درپاکستان،طرفین این مساله را که باعث تنش مرزی شده بودرا بخوبی حل کرده وقراراست،اعلامیه مشترک دراین خصوص،صادرنمایند ودراین اعلامیه طرفین،توافقات شان را درمورد،بحران مرزی دیورند،اعلام می دارند.خوب این خبراگردرست باشد،درذات خود خبرخوبی است درحال حاضردرپاکستان،حکومت ومراجع معتبرملکی ودپلماتیک،وجود ندارد زیرا این کشوربراساس قوانین که دارد،اداره ملکی شان را بخاطرانتخابات بسیارمهم پارلمانی، منحل کرده این مساله تاپان انتخابات پارلمانی پاکستان،به یک نحوی ادامه می یابد.
ولی این مساله سبب نمی گردد که هیچ مرجعی درپاکستان پاسخ گو نباشد وهمه اموردراین کشور،تعطیل شده باشد،نه این طوری نیست مراجع نامریی تاثیرگذاری درآن سوی مرزوجود دارند که به قضایای بحران مرزی،رسیده گی نمایند.گذشته ازاین مساله مقامات نظامی پاکستان برای همیشه فعال است وهمه اعتقاد دارند که درواقع این اردو واستخبارات این کشوراست که پاکستان را اداره می کنند،بنابراین استدلال اینکه همه چیزدرپاکستان،تعطیل شده باشد،را نداریم.پاکستان مراجع فعالی برای گفتگو با افغانستان دارد ومذاکرات دوجنرال مهم افغانی وپاکستانی،درحل مناقشات مرزی ازنشانه مراجع مذاکره کننده وتصمیم گیرنده دارد.گرچه این مساله با نشست دوجنرال افضل امان واشفاق ندیم وتوافقات آنها،قابل حل نیست مشکلات مرزی بین دوکشور،خیلی عمیق تروپیچیده ترازآن چیزی است که بشود روی آن صحبت شود. هنوزمساله دیورند حل نشده است وآنچه که آمریکا گفته ویا پاکستان روی آن تاکید دارد که دیگرمساله بنام خط مرزی بنام دیورند رانداریم،این خط تمام شده است.
موضع آمریکا برای پاکستان درتقویت این نظریه ،خیلی کمک کرد آمریکا درسال گذشته با صراحت اعلام داشت که خط مرزی،بین دوکشورهمان،خط "دیورند" است ودراین مساله چون وچرایی وجود ندارد.این مساله ازسوی افغانستان،مورد قبول قرارنگرفت،بعد ش انگلیس آمد بصورت مبهم ومشکوکی سخن گفت وهرگزبصورت علنی اعلام نکرد که خط مرزی افغانستان وپاکستان درکجا است.آنها بازبان استعماری خاص خود شان دراین مورد گپ زدند وگفتند: که این مساله برای طرفین واطراف باید معلوم باشد که خطوط مرزی دوکشور،درکجا است ولی ضرورتی ندارد که ما آن مساله را اعلام نماییم.انگلیس برعکس آمریکا ازرسانه ای شدن خط دیورند،سرباززد.بهرصورت هرچه باشد این مساله هنوزحل شده نیست وافغانستان گفته است که زمان بحث آن حالا نیست وپاکستان گفته است که این مساله دیگرقابل بحث نیست مساله تمام شده است.البته درعمل این پاکستان است که خط مرزی دیورند را، عملا مورد استفاده قرارداده وبرای خود دربحران مرزی تعریف مشخصی دارد ومی بینیم که گاهی زیاده روی هم می کند ویک نمونه اززیاده روی وبی اعتنایی همین تاسیسات نظامی درنقاط حساس بدون مشوره با افغانستان بوده است.
افغانستان اقدامات اخیرمرزی ازسوی پاکستان را "تحریکات" دانسته وآن را به زیان منافع امنیتی خود،تعبیرمی کند.اما پاکستان کارهای که درمرزانجام داده آن را" تحرکات" قانونی برای خود،تعبیرکرده واقدام به تاسیسات نظام درنزدیکی "دیورند" را داشته است.گذشته ازریشه تاریخی که بحران مرزی، ایجادکرده،این گونه رویه ها،میان دوکشور،ریشه های سیاسی هم باید داشته باشد.مناسبات دوکشوردرحال حاضر،دربدترین،حالتی خود قرارگرفته است.هردوکشورهم دیگررا متهم به مداخله وحمایت ازتروریستهای یک دیگرکرده پاکستان نیروهای ملافضل الله را درخاک افغانستان،مورد تاکید قرارداده وگفته است که ملاونیروهایش درخاک افغانستان،محل های امنی برای خود ساخته وامنیت پاکستان را تهدید می کند آنها می گویند: که افغانستان به نیروهای ملافضل الله ومولوی فقیرمحمد،هم جای داده وهم به آنها کمک می کنند وهم آنها را آموزش می دهند وشاید گفته باشد که آنها را تشویق وترغیب درامرتخریب درداخل پاکستان می کنند.
مولو فقیرمحمد هم که گفته می شود توسط نیروهای حکومت افغانستان،درمرزگرفتارشد،آن راباید به پاکستان،تحویل دهد ولی افغانستان این خواسته پاکستان را،گره زده به مساله مولوی ملا غنی برادر ودوستانش که درزندان کراچی زندانی هستند.افغانستان گفته است که ملافقیرمحمد را تنها درازاء ملاغنی برادرآزاد خواهد کرد.این مساله هم درذات خود گره وکلافه سردرگم باید،باشد. این معامله چه گونه صورت می گیرد؟ وملا برادررا پاکستانیها چرا آزاد نمی کنند؟.برخی گفته اند دیگرملاغنی برادردرقید حیات اصلا نیست ملاغنی برادردرزندانهای پاکستانن،جان داده ولی این حرف درحد شایعه ودلیل برتعلل پاکستان باید باشد اما بدون تردید که ملا غنی برادرمریض بوده است وهمین مریضی نسبتا جدی او، باعث این شایعات شده که گفته باشد ملابرادری دیگردرقید حیات نیست پس چگونه ملافقیرمحمد مورد معامله وداد ستد قراربگیرد.
نکته دیگری که افغانستان دنبال آن بوده وآن این است که پاکستان صداقت نداشته ولیست مورد نظرافغانستان که صلاح الدین ربانی با خود داشته را،آزاد نکرده است پاکستان با استفاده ازمساله مذاکره وحسن نیت،طالبانی را آزادکرده که خود شان می خواسته ونه افغانستان واین مساله نمی تواند به خواسته های افغانستان،کمک نماید.افغانستان وشورای عالی صلح همیشه گفته اند که ما ازسرنوشت طالبان که پاکستان آزاد کرده اصلا وابدا هیچ اطلاعی نداریم ونمی دانیم که آنها درکجا تشریف دارند.افغانستان مطالبات دیگری نیزمطرح کرد که با واکنش منفی پاکستان روبروگردید.رییس جمهوردرآخرین سفرخود به مقامات پاکستانی با صراحت اعلام داشت که درپاکستان آمده وازمقامات کشوربرادرمی خواهد که طالبان را درپای میزمذاکره بنیشناند این حرف به مذاق پاکستانیها خوش نیامد وموضع گرفت که نه، ما نمی توانیم طالبان را درپای میزمذاکره حاضرنماییم. خانم کهردریک مورد عکس العمل نشان داد وگفت: ما ملاعمرنداریم که برای مذاکره حاضرنماییم.
یکی ازجدی ترین مناقشات سیاسی بین افغانستان وپاکستان،همین مساله طالبان شده،طالبان که افغانستان دنبال آن است،پاکستان باآنها حساسیت دارد وطالبان که درکنترل پاکستان است،آنها با افغانستان کنارنمی یاید ونمی خواهد با افغانستان،گفتگو داشته باشند.افغانستان بسیارتلاش دارد که جدای ازپاکستان جریانی ازطالبان را سازماندهی وجریان سازی نماید واین اقدامات را افغانستان تاحدی انجام داده ومی دهد ولی اینکه آیا می تواند جریان سازی افغانستان،مانع جنگ وکشتاردرافغانستان،شود با شک وتردیدهای روبرو بوده است. کم ترکسی باورمی کند که مساله طالبان وجنگ، جدایی ازمذاکره باپاکستان، حل وفصل شود.بدنه وجریان اصلی طالبان دراختیارپاکستان واستخبارات این کشوراست،پس چگونه می توان جدایی ازپاکستان،طالبان را که جنگ می کنند وآدم می کشند را وارد،میدانهای صلح کرد.اخیرا برخی ازدپلماتهای افغانستان به اندازه ای لحن تند درمورد پاکستان داشته که گفته اند: پاکستان جزء ازمشکل افغانستان شده است.
این اموردرواقع ریشه های مناقشات بین دوکشورمی تواند باشد،مساله مرزی،مساله طالبان،گروهای طالبان مستقردرخاک پاکستان، واتهامات پاکستان به افغانستان،انتخاب راه تازه وجدای ازپاکستان، مساله تجارت وترانسپورت،موضوع مهاجرین درپاکستان وده ها عامل دیگر،ریشه های بن بست دپلماسی افغانستان وپاکستان شده است."تحریکات مرزی" وموشک باران،تنها می تواند عامل تشدید بحران شود ونه اینکه مساله اصلی باشد.آنچه که درمرزوتاسیس پاسگاه مرزی ازسوی پاکستان،دراین روزها،مطرح شده ،عامل اصلی مناقشه واختلافات دوکشورنمی تواند باشد این موضوع می تواند اختلافات را شعله ورنماید.به همین دلیل است که همه می دانیم نه افغانستان مایل است با پاکستان وارد جنگ شود ونه پاکستان کارها را به آنجا ها می کشاند.نیروهای بین المللی هم درهمان نقطه های مورد مناقشه حضوردارند،جنگ به معنای واقعی وتعریف شده بین افغانستان وپاکستان صورت نمی گیرد،مناقشات مرزی بگفته افغانستان،"تحریکات مرزی" را داریم وپاکستان نمی تواند ونمی خواهد وارد جنگ خونین با افغانستان شود.
ولی باید قبول نماییم که همین مقدار"تحریکات مرزی" هم به زیان دوکشوراست واین درست نیست که دوکشورهمسایه به این صورت مناسبات وروابط داشته باشد.تحلیل گران به این عقیده هستند که با روی کارآمدن حکومت تازه درپاکستان،مناسبات دوکشورازسرگرفته می شود واین جدالها ورد بدل کردن اتهام ها،آن قدرجدی وویران گردرمناسبات دوکشورنمی تواند باشد وهرگزاظهارات نونهالان سیاست ،نمی تواند،شرایط جنگ تمام عیاررا دردوکشور،فراهم نماید.