رییس جمهورچه می کند؟
درهفتم جنوری سال 2013 رییس جمهورکرزی به آمریکا می رود.قراراست درگفتگو با آقای اوباما رییس جمهورآمریکا،مسایل مربوط به حضورنیروهای آمریکا را،مورد بحث قراردهد.ایشان دریک مورد، یک ماه پیش ازاین گفت: به نقاط حساس نباید دست زد.رییس جمهوربه این موضوع اشاره داشت که به نقاط که آمریکاییها حساسیت دارد،نباید دست زد.این سخن کلی، رییس جمهورکرزی بود وکسی نمی دانیست که هدف ازنقاط حساس که رییس جمهوربه آن اشاره دارد چیست ؟ایشان ،نقاط حسا س ازنظرآمریکاییها را شناسایی کرده ونمی خواهد به آن سویچ های بالا دست بزند.رییس جمهورکرزی واوباما روی همین نقاط حساس درماه آینده ازسال جدید نیزگفتگوخواهد داشت.
البته ما نمی دانیم که چه نقاط حساسی را رییس جمهورکرزی شناسایی کرده وبه مردمش می گوید: که به آن نقاط حساس نباید دست زد.درکنار،مساله حضورنیروهای بین المللی درافغانستان وبحث کمیت وکیفیت آن درافغانستان پس ازسال 2014، عمده ترین موضوع مورد بحث،مساله قراردادهای امنیتی درادامه سند همکاری استراتژیک آمریکا با افغانستان است.افغانستان با کشورهای مهم اروپایی،موافقتنامه استراتژیک را امضا کرده که جدی ترین آن،موافقتنامه استراتژیک با آمریکا می باشد.درادامه آن الحاقیه ای، بنام مکمل پیمان استراتژیک ،نیزقراراست که بین آمریکا وافغانستان امضا،شود. برخی ازآگاهان می گویند: لیون پانتا وزیردفاع آمریکا هفته گذشته درافغانستان آمد ایشان، حامل پیام دعوت ازسوی رییس آمریکا درسال جدید برای رییس جمهورکرزی بوده است.به هرترتیب رییس جمهورکرزی،درهفتم ماه جنوری سال 2013 وارد آمریکا می شود وقراراست با مقامات آمریکایی بخصوص رییس جمهورآمریکا،گفتگوهای مفصلی درمورد،کیفیت وکمیت حضورنیروهای آمریکایی درافغانستان وامضای قرارداد امنیتی واستراتژیک داشته باشد. به استنباط ما ،موافقتنامه امنیتی ،دونقطه حساس دارد که یکی پایگاه دایمی آمریکا درافغانستان ودیگری مصونیت قضایی،سربازان آمریکایی است .
درمورد پایگاه دایمی این مساله را خود آمریکاییها،حل کرده ملکیها وسیاست مداران آمریکا زمان حضورپنج ساله رادرنظرگرفته اند.ده هزارسربازآمریکایی بخاطرماموریتهای غیرجنگی،برای مدتی پنج سال درافغانستان،حضوداشته باشند.اما نظامیان آمریکایی زمان حضوردرافغانستان را تاسال 2024 درنظرگرفته اند.ولی بهرصورت هرچه باشد،مساله پایگاه دایمی برای سربازان آمریکایی،درافغانستان مطرح نیست.دلیل مساله را مقامات آمریکایی واضح ساخته اند آنها استدلال می کنند که همسایه گان افغانستان وهمین گونه درداخل افغانستان،مخالفت با داشتن پایگاه دایمی ،محسوس می باشد بنابراین ما نمی خواهیم باعث نارحتی همسایگان ومردم افغانستان شویم.موضوع دومی که درقراردادامنیتی باید حل شود ،مساله مصونیت قضایی سربازان آمریکایی است.فکرمی کنم این مساله، همان نقطه ای حساسی است که رییس جمهوربه آن اشاره کرده.آمریکاییها درسراسرجهان نزدیک به هزارپایگاه نظامی دارند ازهم اکنون روشن شده است که رویه واحدی درمورد،حضورنیروهای آمریکایی درسراسردنیا درنظرگرفته شده است.این مساله قابل بحث نیست.رویه درمورد،سربازان آمریکایی درافغانستان،همان رویه عام درسراسردنیا می باشد.نقطه حساس که رییس جمهورازدست زدن به آن پرهیزمی کند وگفته است که: نقاط حساسی است که نباید به آن دست زد این سویچ با لا که رییس جمهوربه آن دست نمی زند،همین مصونیت قضایی سربازان آمریکایی می باشد.
درعراق وقتیکه پارلمان آن کشور،مصونیت قضایی را،قبول نکرد ازفردای آن، سربازان آمریکایی بدون اینکه وارد مصالحه ویا بده بستان،شود،خاک عراق را بمقصد همسایه دیواربه دیوار،عراق ترک کرد وهمه نیروهای آمریکایی درپایگاه نظامی کویت مستقرشدند وازآنجا به مراکز دیگرنظامی درحوزه خلج فارس مثل بحرین،ریاض،امارات وقطروعمان،رفتند.درقرارداد امنیتی ،هردوموضوع ازهم اکنون حل شده است.آمریکا درافغانستان پایگاه دایمی ،تاسیس نمی کند ودیگراینکه سربازان آمریکا،درافغانستان مصونیت قضایی دارد ورویه عام،درمورد سربازان آمریکا، درافغانستان،نیزصادق است.رییس جمهوردرسفرهفتم جنوری سال2013 همین کار،را خواهد کرد برخی می گویند: رییس جمهورپیمان امنیتی را دراین سفرهمراء با رییس جمهورآمریکا،امضا می کند.قراردادامنیتی،مراحلی دشواری ندارد وموضوعات اساسی آن تماما،حل شده است.
گذشته ازمساله خروج نیروهای آمریکایی ازافغانستان،وگذشته ازنیروهای که درافغانستان باقی می مانند،صرف نظر ازامضای قرارداد امنیتی ،یکی ازموضوعات مهم دیگر درگفتگوی رییس جمهورکرزی با مقامات آمریکا،مساله آموزش،تجهیز وکمکهای وعده داده شده به نیروهای افغانستان،است.براساس فیصله شیکاگو وتایید وزراء ناتودرنشست ده روزپیش بروکسیل،قرارشد که سالانه مبلغ چهارمیلیارویک صد ملیون دالر به صندوق امنیتی افغانستان واریزشود.رییس جمهور،سخت به این کمک نیازدارد زیرا اردوی افغانستان،به شدت به کمکهای غرب،احتیاج دارد.آمریکا وناتو،باید این کمک را به نیروهای افغانستان برساند وآن را داشته باشد. زیرا،فروپاشی ارتش نوپای افغانستان،به نفع هیچ کسی درافغانستان نیست وناتو نمی گذارد این دست آورد،را ازدست داده باشد.کمک صورت می گیرد اما میکانیزم، بسیارمتفاوت خواهد بود.وزراء ناتودربروکسیل به صراحت اعلام داشتند که میکانیزمی برای ارسال کمکها ونحوه ای استفاده آن درامورنظامی وامنیتی بگونه خواهد بود که ازدست برد ودوزدی وغارت،امورمالی،مصونیت داشته باشد. برای مصونیت کمکها درافغانستان،آنها میکانیزم مجزایی را درنظرگرفته اند.
رییس جمهورمی خواهد گفتگوهای دیگریرا نیزبا آمریکاییها داشته باشد.انتخابات شفاف وعادلانه، یکی ازعمده ترین موضوعات افغانستان درسال 2014 می باشد،آمریکا ازاقدامات رییس جمهورکرزی بخوبی آگاه است.ایشان سعی می کند موافقت آمریکا را درجهت که خود برنامه انتخابات را،مهندسی کرده،طرف خود جلب نماید.انتخابات،با چالش واعتراضات جدی احزاب سیاسی،جامعه مدنی به لحاظ قوانین،میکانیزمهای اجرایی،روبرومی باشد.نظارت بین المللی نیزازدیگرموضوعاتی است که رییس جمهور، باید مقامات آمریکا متقاعد نماید.آگاهان می گویند: رییس جمهور کارهای سختی پیش رو دارد وخیلی مشکل است که بتواند آمریکا را متقاعد نماید که انتخابات را همان گونه که می خواهد،برگزارنماید.برخی آگاهان مسایل افغانستان گفته اند: که معرفی کاندیدای ریاست جمهوری،نیزمی تواند ازکارهای باشد که رییس جمهورآن را با مقامات آمریکا،مطرح نماید.گفته شده که غرب وآمریکا بصورت ضمنی به رییس جمهوکرزی گفته اند که مساله ریاست جمهوری را،تبدیل به موضوع ارثی وخانوادگی نکند اگراین حدس گمانها،درست باشد،دیگرمعرفی یک نفرازاعضای فامیل رییس جمهوربرای انتخابات سال2014 مشکل می شود.اینها ازجمله کارهای است که رییس جمهورکرزی،درمذاکرات هفت جنوری سال جدید، با مقامات آمریکایی درکاخ سفید خواهد داشت.
کارهای دیگررییس جمهوردراین روزها،پرداختن به مسایلی داخلی کشوربخصوص،مساله انتخابات،مصالحه با طالبان،می باشد.رییس جمهوردرمورد انتخابات،مصوبه های مهم ونهایت جنجال برانگیزی را درکابینه حکومتش دا شته است.البته درکابینه،با سه روزبحث با پیشنهاد آقای فضل احمد معنوی رییس کمیسیون انتخابات،کمیسیون سمع شکایت را حذف کرد وبجای آن درحل منازعات ودعاوی امورانتخابات،مراجع قضایی را ومحاکم استیناف درولایات کشوررا،تصویب کرد.درمورد قوانین انتخابات،پیشنهادات احزاب وگروهای مدنی ،بکلی برداشته شده وهمه قوانین را براساس سیستم،اس.ان.تی.وی مورد تصویب قرارداده است اینها ازاقدام عمده رییس جمهورکرزی درمورد قوانین انتخابات،بوده است.قوانین انتخابات به مجلس شوراملی،فرستاده شد وقراراست که مجلس نمایندگان روی آن بحثهای،مبسوطی داشته باشد.درمورد قانون تشکیل وصلاحیت کمیسیونها وحذف دونماینده سازمان ملل درکمیسیون سمع شکایات،نیزچالشهای زیادی،رونما شده است.مجلس سنا بنابه سفارش حکومت ، قانون تشکیل وصلاحیت کمیسیونها را،نقض وآن را مثله کرده درگوشه ای گذاشته است.وحال برای تصویب مجدد آن،باید هردو مجلس ازطریق،کمیسیون مشترک،قرارهای تازه ای را اتخاذ نمایند.
کارهای دیگری که رییس جمهورانجام داده مساله،گفتگوهای مهم درترکیه بود،ایشان درسفرانقره با مقامات ترکیه وهمتایی پاکستانی خود آقای آصف علی زرداری،گفتگوهای مهمی درمورد صلح،حمله به جان رییس امنیت ملی، داشت.حاصل مذاکرات آنگونه که خبرگزاریها،اعلام کرده،یکی توافق طرفین درمورد، تشکیل کمیسیون مشترک برای بررسی حمله به جان رییس امنیت ملی وهمین طور، شناسایی عوامل تروراستاد ربانی درسال گذشته بوده است.مساله دیگریکه خیلی مهم دانسته شده وگوشه های آن دررسانه های خبری،پخش شد،مساله طرح حکومت افغانستان ازسوی شورای عالی صلح، درمورد نحوه ای مشارکت طالبان وحزب اسلامی درسال 2015 به حکومت افغانستان است دراین طرح ظاهرا، ذکرشده که طالبان بعنوان اقدامات اولیه،بخشهای ازجنوب وشرق افغانستان را درکنترل خود داشته باشد وپس ازآن پیوستن طالبان وحزب اسلامی به حکومت ومشارکت آنها درانتخابات، ازجمله موضوعات مهمی بوده که رییس جمهورکرزی درترکیه به آن پرداخته است.ایجاد نمایندگی برای طالبان درترکیه نیزازدیگرکارها وتوافقات رییس جمهوردراین روزهای اخیردرسفرترکیه،دانسته شده است.کارهای دیگررییس جمهوردرادامه توافقات ترکیه، سفرتعقیبی ایشان درپاکستان است.البته تاریخ سفررییس جمهورکرزی به پاکستان هنوزاعلام نشده است.اما این سفرقریب الوقوع وحتمی دانسته شده.
هدف عمده ازسفربه پاکستان،ادامه عملی شدن مصوبات ترکیه ومطالبات افغانستان ازحکومت پاکستان،ذکرشده است. گفته می شود رییس جمهور،اصلی ترین خواستش یکی آزادی ملاغنی برادروهمکاران شان اززندان پاکستان ودیگری،وادارکردن طالبان به مذاکره با حکومت افغانستان است.اینکه طالبان،گفتگوبا حکومت افغانستان را قبول ندارد،دلیل آن درنیت پاکستان دانسته شده است.رییس جمهوراین کارراخواهد کرد که ازپاکستان بخواهد این دوکاررا برای شان ،باید انجام دهد البته برخی گفته اند که بررسی دوسیه حمله به جان رییس امنیت ملی نیزازدیگرمطالبات وکارهای رییس جمهورکرزی،درسفرپاکستان ،می باشد اما این مساله ظاهرا عطف به پرونده تروراستاد ربانی خواهد شد.رییس جمهور چه کارمی کند را، با این اقدامات وکارها تا بحال ،دنبال کردیم. اوضاع واحوال نشان می دهد که رییس جمهورکارهای زیادی درداخل کشوروهمین گونه درسفرهای بیرونی خود تاسال2014 درنظردارد،انجام دهد.
حاجب درگاه
پدر،نشانه ای ازرحمت بی پایان الهی است ومادرمظهرآن.نسبت پدربا فرزند،اشتراک هریک درشادی وماتم است.پدردرشادی فرزند،خودرا به یک نحوی شریک می داند وفرزند هم همین ،نسبت رادارد.خدا درواقع پدروخالق هستی است وبی تفاوت درامررفتارمخلوقات خود نیست.برخی گفته اند که خدا، انسان وجهان را آفرید وسپس انسان را، رها کرده وگفته است : گورپدرتان هرکاری که می خواهید بکنید ،مختارهستید وبمن ربطی ندارد.خدا، انسان وجهان را آفرید وخودش درکناری نشست ونظاره گر،مخلوقات خود هستند وکاربکار آنها ندارد.انیشتین می گوید: خدا جهان را آفریده وآن را مدیریت هم می کند. ودرجای دیگری گفته است که درپشت این گلدان آفرینش،مدیر،مدبری ،استاده است وگلدان هستی را با نظم ود سپلین اداره می کند.
دراین صورت باید گفت: انسان با رفتارخود،خدایش را،گاهی خوشنود وزمانی هم، غضبناک می کند.عده ای گفته اند که انسان باید ازغضب خداوند بترسد.غضب الهی،ویران گروجهنم آدمی است.عرفاء می گویند: خداوند لطیف مهربان وعاشق مخلوقات خود هست.خدا هم عاشق است وهم معشوق.عاشق به این معنی که درشش روز،هستی را آفریده پس عاشق مخلوق خود باید باشد.امکان ندارد کسی چیزی بدیعی را بیا فریند اما عاشق آن نباشد.مخلوق همیشه عاشق دارد وآن عاشق آفریننده اوست.خداوند معشوق هم است.همه هستی به سوی او درحرکت است"صیرورت"همان گردش وچرخش بسوی،معشوق است.درادبیات عرفانی ما،درجهان تنها،عاشق ومعشوق وجود دارد ودیگرهیچ چیزی درکارنیست.عشق،همان ربط ونسبت عاشق ومعشوق است.با عشق عاشق به معشوق،وصل می شود.پدرومادر،عاشق فرزند شان هستند.فرزند هم معشوق والدین است وبه همین دلیل است که ازرنج معشوق،عاشق به عذاب می شود.حاجمی می خواست،مجنون را حجامت نماید.وی خنجر حجامت را به جان مجنون کشید،اما مجنون فریاد کشید.حاجم درجای دیگری ازبدن مجنون خنجررا کشید بازهم فریاد مجنون بلند شد.حاجم به مجنون گفت: تورامی شناختم درد وسختی برای تو،معنی نداشت تومجنونی هستی که درراه عشق وجنونت سرما وگرما،گرسنه گی وتشنگی را،نمی دانستی حال چه شده که بخاطرنوک خنجرحاجم این همه فریاد می زنی.مجنون می گوید: ای حاجم می دانی که من خودی، ندارم هرچه درمن می بینی،لیلا است لیلا. خنجرتوزخمی به جان لیلای من وارد می کند ومن بخاطر،لیلا درد می کشم وفریادم به این خاطراست که خنجرتو،لیلای مرا،خونین وزخمی می کند.
خدا درعذاب ما،معنی دارد. فکرنکنید که حرفی بی معنی گفته شده است.این بخش ازجمله را همیشه شنیده ایم که درعذاب خدا، گرفتارشوی.این حرف اهل حدیث وسخن اهالی "قال" است.اما سخن اصحاب "حال"این نیست ازمولانا اگرسئوال شود وی هرگزاین سخن را قبول ندارد.عذاب الهی یعنی چه؟ خداوند که معشوق ودرعین زمان عاشق است،چه گونه عاشق معشوقش را، گرفتارعذاب می کند.عرفاء درهستی هیچ چیزی،مقدس ترازعشق بین خالق ومخلوق را قبول ندارند.اگرخدا همه هستی را براساس عشق آفریده دراین صورت،چیزی بنام نفرت،کینه وعذاب وجود ندارد.به این سئوال هم باید پاسخ داده شود که پس عدالت خدا درکجا است؟ اگرعقابی درکارنیست وهمه چیزبراساس محبت وعشق آفریده شده ونسبت هستی با خالق همان نسبت عاشق ومعشوق باشد.دراین صورت حساب خطارکاران چه می شود؟پاسخی آن این است که عاشق ومعشوق می تواند درحق هم جفا کنند وبه تناسب جفایی که می کنند، باید اصل عدالت درحق وی اجرای شود.عدالت درواقع هما پاسخی است به جفایی عاشق درحق معشوق. مجنون اگرگرفتاری دارد این به دلیل جفایی است که درحق معشوق کرده.درک جفای عاشق ومعشوق خیلی سخت است.زیرا میان عاشق ومعشوق،رازهای وجود دارد که کسی خارج ازآن فضا،نمی تواند آن را درک نماید. گفته شده :میان عاشق ومعشوق رمزی است+ چه داند آن کی اشترمی چراند. خالق ومخلوق که نسبت وربط شان با هم دیگر،عشق است.دراین صورت می تواند عاشق گاهی درحق معشوق جفا کند دراین حال باید عاشق جفاکار،سزای اعمال ستمکرانه اش را بچشد.عدالت وتطبیق آن،سزای جفا وستم عاشق است.پس عدالت درحق جفاکارباید اجرا شود.
براساس اصول عرفانی،هرگزرابطه عاشق ومعشوق درهیچ شرایطی،قطع نمی شود.شیطان که رانده شده درگاه معشوق است با زهم ازرحمت،بی پایان الهی،محروم نیست.شیطان دریک مورد گفته است: من حاجب درگاه الهی هستم وعبوربه بارگاه قدسی وی را،بخوبی فلترمی کنم.کسیکه شایسته آن مقام نباشد،باید دراین مقام باشد.وی باید تصفیه وتزکیه شود وسپس به مقام معشوق،راه بازنماید.شیطان خود بارگاهی دارد که عاشقان خطا کار را مجازات می کند.سقوط وبقاء دردستگاه،شیطان،درواقع همان مکافاتی عملی است که وی درراه عاشقی بخوبی انجام نداده است.عاشق فداکار،هیچ گاه جفا نمی کند حال که رسم عاشقی را خراب کرده،باید دراسارت حاجب،بماند.وصل به معشوق دیروزود دارد اما سوخت وسوز،ندارد.داستان،لیلا ومجنون ،نشان می دهد که عاشق ومعشوق با قدرت عشق وانرژی بی پایان آن،درچاه هم که شده،به هم می رسند.
روزی قبیله مجنون به مهمانی،عروسی دعوت می شود.آنها مجنون را با خود به مراسم عروسی می برند اما درمیانه راه، قبیله مجنون،باخبرمی شود که درمهمانی،قبیله لیلا نیز،دعوت شده است.سران قبیله مجنون به مشوره می نشینند که چه باید کرد.اگرمجنون را درمهمانی ببرد،ممکن است،نزاع بزرگی به پاشود ومراسم عروسی،تبدیل به ماتم شود.آنها با شورومشوره این تصمیم را می گیرند که مجنون را درچاهی که در وسط صحرا ،قراردارد،بیاندازد چون، بازگشت به قریه،زمانی زیادی لازم دارد ودعوت شده گان مراسم ،ازمجلس شادی بازمی مانند.مجنون را به تناب بسته، وی را با کمال احتیاط ،وارد چاه می کنند.مجنون درتهی چاه قرارمی گیرد وتصمیم قبیله این شد که هنگام بازگشت،مجنون را ازچاه بیرون کشیده وبا خود به قریه بنی عامر، ببرد.قبیله بنی عامر،راه را، به نیت شرکت درمراسم عروسی،ادامه می دهد.ازقضاء قبیله لیلا، نیزبه مهمانی دعوت شده بود وآنها هم نفس همین راه را پیموده و دروسط راه درست درهمان جای که قبیله مجنون،مطلع می شود،قبیله لیلاهم با خبرمی شود که درمجلس عروسی،قبیله بنی عامرنیزدعوت شده.سران قبیله لیلا با شورومشوره،به این نتیجه می رسند که هرگزنمی خواهند که لیلای شان را مجنون بیبیند.لیلا، را مجنون نباید،بیبیند.آنها فیصله می کنند که لیلارا با کمال احتیاط داخل چاه بگذارد وهنگام بازگشت وی را ازچاه بیرون کرده وبا خود ببرد.مردان قبیله ریسمان را درکمرلیلا می بندند ولیلا را به این دلیل که مجنون نبیند،داخل چاهی می کند که ساعات پیش،مجنون درآن انداخته شده بود وبه این صورت لیلا ومجنون درتهی چاه، باهم وصل می شوند.
این وصال درنوع خود بی نظیراست اما علیرغم همه اراده ونیت متخاصم دوقبیله اکنون عاشق ومعشوق باهم وصل شده اند.این وصال نشان می دهد که عاشق ومعشوق درنهایت امر،باهم وصل می شوند.اصلا فلسفه عشق ،همان وصال است واین امکان ندارد که عشق پاکی باشد اما وصالی نباشد.داستان شورانگیز،حضرت یوسف علیه السلام وحضرت یعقوب نبی را شنیده ایم ومی بینیم که پدرعاشق با گذشت سالها،به فرزند معشوقش حضرت یوسف می رسد چه وصال با شکوهی، عاشق ومعشوق باهم داشتند.لیلا ومجنون درتهی چاه با هم وصل شده اند واین عشق پاک وانرژی بی پایان،عامل وصال آنها شده اند این وصل به دلیل اهمیتش دردوقبیله متخاصم،کم ترازوصال یعقوب نبی به حضرت یوسف علیه السلام نیست.قبیله مجنون با ختم عروسی ازراهی که آمده بود،برمی گردد.آنها برسر چاه می رسند وریسمان را داخل چاه می اندازند تا مجنون شان را ازچاه بیرون بکشند.ریسمان به تهی چاه می رسد.لیلا ومجنون با هم مشوره می کنند که کدام یک،ریسمان را به کمربی بندد.لیلا به مجنون می گوید: من ریسمان را به کمرمی بندم ومن ابتداء ازچاه بیرون می شوم.مجنون می گوید: چرا؟ لیلا می گوید: من باید ابتداء خارج شوم ریسمان اگرازقبیله من باشد خوب من با اجازه ات همراه قبیله ام، رفته ام اما اگرریسمان ازقبیله تو باشد بازهم اتفاق ناگواری،روی نمی دهد زیرا قبیله تو مرا بی نهایت دوست دارد آنها مرا به یک ترتیبی ازخود می دانند ومن عروس قبیله شما هستم.اما اگرتو خارج شوی،این احتمال وجود دارد که ریسمان ازقبیله من باشد دراین صورت قبیله من،تورا درجا،تکه تکه می کند.دفع ضررمتحمل لازم است. مجنون درمقابل استدلال لیلا،مجاب می شود مگرمجنون می تواند سخنی لیلا را قبول نکند.لیلا، ریسمان قبیله را به کمرمی بندد،مردان قبیله می خواهند مجنون شان را ازچاه بیرون کنند.آنها ناگهان با لیلا روبرو، می شوند همه درعین خرسندی که لیلا ،عروس قبیله بنی عامر را می بینند،همه با تعجب به هم دیگرمی نگرند یاللعجب ما؛ مجنون درچاه انداخته بودیم، ولی لیلا ازچاه بیرون آمد.قبایل ساکن درجزیرت العرب،مانع وصال لیلا ومجنون بودند اما این عاشق ومعشوق علیرغم،خصومتهای دوقبیله بیرحم با هم وصل می شوند.
جنگ قبایل درسرزمین ما،همانند دوقبیله بنی عامروبنی تمیم،نمی گذارد که بندگان خدا درپناه عشق به معبودش،زندگی آرامی داشته باشند.همان گونه که خصومت دوقبیله عرب،مانع ازوصل لیلا ومجنون بود،ماهم مانع بزرگی درزندگی لیلیها ومجنونهای وطن ما،ایجاد کرده ایم.دراین سرزمین عشق به هم دیگررا سالها است که کشته ایم،زعماء، بما گفته اند که با هم عشق نداشته باشیم اگر باهم عشق ومحبت داشته باشیم،سزای مان مرگ است.ستم کاران، کارهای خطرناک را کرده اند اول اینکه مردم با هم مناسبات دوستانه،نداشته باشند همه به قصد مرگ هم دیگرازخانه های شان خارج شوند.نزاع های خونین سالها است که دروطن قبایلی ما، ادامه دارد.تباری،تباردیگررا قبول ندارد.ماهیت منازعات،متنوع است اما یک منازعه درمتن آن قرارگرفته است وآن برتری قومی برقوم دیگراست.بنی تمیم،لیلا را به این دلیل به مجنون نمی داد که مجنون ازقبیله بنی عامربود،این دوقوم با هم خصومت داشتند ونتیجه دشمنی شان این شد که لیلا ومجنون قربانی ،آنها شوند ویا داستان جولیه ورومیه که ویلیام شکسپیر،آن را نوشته است،برتری طلبیهای دوقبیله جولی ورومی،سبب گردید که رومیه وجولیه قربانی آنها شوند برخی گفته اند شکسپیر،داستان عاشقانه ای جولیه ورومیه اش را ازداستان،لیلا ومجنون ،گرفته است بهرصورت مانع محبت وعشق ورزی مردم به هم دیگر درکل ومانع وصال لیلا ومجنو ورومیه جولیه،خصومتهای قومی بوده است.
دوم اینکه ستمکاران قبایل درسرزمین ما،نقش شیطان را بخود گرفته اند آنها قلمروهای شیطانی برای خود،ساخته ومانع عبور،بندگان خدا به سوی خداوند شده اند.طالبان پدیده ای است که درنقش شیطان ظاهرشده ونمی گذارند که مردم پیوند عاشقانه باهم وبا خدایش داشته باشند. خدای طالبان همان خدای است که شیطان،معرفی آن باشد.خدایی طالبان،هرچه باشد ولی هرگزعاشق بندگانش نیست.طالبان،می گویند:عاشق ومعشوقی بین خالق ومخلوق، درکارنیست خدا،همان خالق جباری است که اگرخطا کنی تورا به قعرجهنم به آتش می کشاند.خدای طالبان با خدای که مولانا بما معرفی می کند،بسیارفرق دارد.خدای مولانا،رئوف،مهربان ازرگ گردن به بندگانش،نزدیک تراست.اما خدای طالبان،جباروقهاری که تحمل هیچ چیزی را ندارد. رابطه او با بندگانش،بجای محبت وعشق،قهروآتش است.طالبان می گویند: خدا یک دروازه ای ورود، دارد وآن دروازه، طالبان است.طالبان همان ادعای را دارند که شیطان دارد. شیطان گفته است خدا حاجبی دارد که من هستم من نمی گذارم کسی به خدا،نزدیک شود من سوگند یاد کرده ام که بندگان خدا را تاروزقیامت،به سمت خود بکشانم وآنهارا ازمعشوق اصلی،دوروگمراه نمایم.طالبان هم می گویند: راه رسیدن تنها وتنها ما هستیم.ما ازطرف خدا وظیفه داریم که احکام شریعت وی را به پاداریم اجرای شریعت این است که گردن بزنیم،سنگ سارنماییم،تیرباران وشلاق بزنیم. آنها همه کارهای شان را بنام خدا وشریعت انجام می دهند ومی گویند: دروازه بهشت بدست ماست این ما هستیم که تشخیص می دهیم چه کسی به بهشت باید برود وچه کسی نمی تواند وارد بهشت شود.
طالبان می به انتحاریونش درس می دهند و می گویند: بمب را درکمرتان بیبندید،ومردما که ما می گوییم،بکشید وکلید جنت را دراختیارتان می گذاریم.انتحاریون که خود را می کشند وصدها انسان دیگررا،به ماتم می نشانند،اعتقادات شان را ازطالبان گرفته اند که با کشتن وانتحار، به جنت می روند. بهشت یک راه ویک دروازه دارد وآن طالبان است.منطق همان منطق شیطانی است.شیطان هم می گوید که من حاجب درگاه خداهستم ونمی گذارم کسی به خدا نزدیک شود این وظیفه من است ومن سوگند یادکرده ام که بندگان خدارا ازخدا دورنمایم.حاجب دراینجا، همان نگهبان مانع است که دمی دروازه است ومانع ازورود افراد به درون بارگاه می شود شیطان وطالبان خود را حاجب درگاه خداوند،می دانند درحالیکه هم منطق شیطان،غلط است وهم منطق طالبان،خداوند هرگزحاجبی ندارد.راه های رسیدن به خدا به عدد نفوس خلایق است ویا بگفته مارمولک: راه های رسیدن به خدا به عدد آدمها است.حدیث شریفی داریم به همین مظمون: الطرق الی الله بعدد نفوس الخلایق.خداوند هیچ درودروازه ی وهیچ حاجب ونگهبانی برای خود نگذاشته است.خدا عاشق مخلوقاتش وخود معشوق آفریده هایش،هست. خدا خود گفته است: من به بندگانم ازرگ گردن نزدیک ترم.هرکسی ازهرطایفه وتباری وبا هررنگ، نژادی با پاکیزه گی ،طهارت وتقوای می تواند به خدایش برسد. معیاروقاعده رسیدن به خداوند،عشق به اوست.عشق یگانه، نسبت بین خالق ومخلوق وبین عاشق ومعشوق است.این عشق وصال می آورد.
حاجب ،ازاختراعات شیطان است وطالبان هم یک تعریف شیطانی ازخدا بما ارایه داده است.شیطان دامهای زیادی گسترانده وآدمهای زیادی را به خود همراه ساخته است.زیرا وی درازل پس ازتمرد،سوگند یاد کرد که انسانها را،اغوا نماید.شیطان دردام خود،مردمان زیادی را گرفتارکرده است.عالم، نمایی درخواب می بیند که شیطان،دامهای زیادی را گسترانده وبرخی ازدامها بسیار،زخیم وبا صلابت ومحکم ساخته شده است وتعداد هم چنان ،زمختی ندارد.عالم ازشیطان می پرسد که ای ملعون : این همه تنابها را برای چه بافته ای ودیگراینکه برخی بسیارمحکم وتعدادهم،نازک وباریک ساخته شده است.شیطان درپاسخ می گوید: این تنابها برای آدمهای مختلف ساخته شد وهرآدم مطابق با همان ظرفیت وتوانایی اش،تناب لازم دارد.شیطان مثل صنعت گران چینی برای هربخشی ازمردم،تولیدات خود را ساخته وازآن استفاده می کند ومی گوید: برخی،تنابهای نازک را پاره می کنند ومی گریزند وبرخی با همان دامهای ضعیف هم درکنارمن هستند.عالم نما، به پرسشهایش ازشیطان ادامه می دهد ویکی یکی ازصاحبان تنابها را می پرسد.شیطان هم توضیح می دهد که این تناب را برای فلانی ساخته ام ودیگری را برای فلان کس دیگر،درست کرده ام عالم ازخود می پرسد که ای شیطان ملعون برای من کدام یکی را ساخته ای.شیطان می گوید: شما احتیاج به دام ندارید شما با یک کرکر،درکنارمن می یایی وبدون تناب درکنارمن استاده ای.آدمهای ازجنس شما عالم وطالب را زیاد دارم.شیطان درست گفته است وی لشکریان زیادی ازآدمها درست کرده است وهمین طالبان درواقع جز،لشکرشیطان،چیزی دیگری نیست.شیطان ولشکریانش ،همیشه مانع نزدیک شدن انسان به خدا شده است شیطان وطرفدارانش خود را حاجب ونگهبان دربارالهی قلم داد کرده اند. درحالیکه ،حاجبی درکارخلقت وجود ندارد.خدا عاشق بندگانش هست وآنهارا با عشق آفریده ودوست شان دارد.خدا معشوق هم هست.نسبت که عاشق را به معشوق،وصل می کند،همان عشق است.حاجب،واصل نیست.حاجب ،مانع وطرح شیطان است که خود را به ناحق،واسطه وفلتر،ساخته است.
نهایت عشق، وصال به معشوق است این وصال هارا درداستان،لیلا ومجنون درچاه بنی عامر، یوسف وزلیخا درمصر وبازهم،وصل یعقوب نبی به یوسفش درمصر،خوانده ایم.اتفاقات درسرزمین ما،یکی ادامه خصومتهای قومی ازنوع قبایل بنی عامروبنی تمیم است ودیگری،واسطه گری طالبان، که خودرا حاجب ونگهبان وواسطه ای بین مردم وخدا،قلم دادکرده است.چنانچه شیطان درداستان ما، خود را حاجب ،نگهبان،درگاه الهی قرارداده است.
هرکس بکارخود مشغول است
طالبان با انفجاربیرحمانه امروزشان،ثابت کرد که بکارخود ادامه می دهند.کشتاروتبهکاری ازشاخص ترین وظایف طالبان دانسته شده است.آنها مسئول هشتاد پنج درصد ازکشتارمردم بیگناه افغانستان،شناخته شده اند.حمله انتحاری امروزدرپل چرخی،یک جنایت بود که طالبان مسئولیت آن را بدوش گرفته اند.هدف حمله یک شرکت عمرانی وساخت ساز،با تمویل خارجیها درمنطقه ای پل چرخی،بود.طالبان بااین عملیات انتحاری، نشان داد که عمده ترین کارشان،ادامه کشتاراست وآن را درهرشرایطی انجام می دهد وذره ای درارتکاب جنایت وکشتار،تزلزل ندارند.درعملیات انتحاری پل چرخی پانزده نفرزخمی ویک انسان بیگناه ملکی کشته شده است.
واین حاصل عملیات امروزطالبان درشرق کابل بوده است درکناراین جنایت،حادثه ای دیگری را خبرگزاریها،گزارش کرده که ده، دختردرولایت ننگرهارکه هیزوم برای خانه های زمستانی شان جمع می کردند،با انفجارماین،همه شان کشته شده اند مقامات پولیس گفته اند که ماین کارگزاری شده بود.ماین کنارجاده ای نیزازروشها وکارهای روزانه طالبان درمسیرراه مردم است.طالبان بشترین قربانیانش را ازگذاشتن وجا سازی کردن ماین کنارجاده، گرفته اند.طالبان درمسیرکاروانهای عروسی درشرق وغرب وشمال وجنوب کشور،ماین گزاری کرده ومردم بیگناه را که درجشن عروسی شرکت می کردند، را بخاک خون کشیده اند.طالبان امروزبا عملیات انتحاری درپل چرخی وبا گذاشتن ماین کنارجاده ای شان ،باعث مرگ ده ها نفرازمردم بیگناه افغانستان گردیدند.این کار روزمره وعادی طالبان است که آن را به درستی انجام می دهند.جالب این است که عملیات انتحاری طالبان درحال صورت می گیرد که همه بسیج شده تا برای طالبان،کاری را انجام دهند.صلح پاریس بخاطراین است که طالبان را برسر،یک میزبا دیگران،بنشانند ونظرات شان را درمورد افغانستان،بدست آورند.طالبان نیزدرمورد کنفرانس شانتهی پاریس، گفته اند که درنشست پاریس ،شرکت می کنند ونقطه نظرات خود رابا دیگران،درمیان می گذارند.اخباری منتشرشده که گویا طالبان درحال حاضردرپاریس با نمایندگان ازشورای عالی صلح،درحال گفتگومی باشند.امریکه طالبان آن را ازوظایف خود نمی دانند ومنکرهرنوع مذاکره با دولت افغانستان می باشند اما خبرگزاریها،تاکید دارند که طالبان با اعضای شورا ی عالی صلح، وارد گفتگو شده اند.
همه تلاش دارند که طالبان را با حرمت واحترام دعوت نمایند وبه حرفهای آنها گوش دهند.فرانسه نیز، یکی ازبزرگترین افتخاراتش درافغانستان این است که توانسته برای اولین بار،اعضای طالبان،اپوزیسیون،جامعه مدنی ونمایندگان حکومت افغانستان را درکنارهم،بنشانند وتا همه به سخنان هم دیگرگوش دهند.حکومت افغانستان با همه وجود درتکاپواست که نام طالبان را ازلیست سیاه حذف نماید.صلاح الدین ربانی به همین خاطردرپشت دروازه سازمان ملل،استاده است.ناظران می گویند: صلاح الدین ربانی،حامل دولیست درسازمان ملل می باشد یکی فهرستی ازنامهای طالبان که درزندان گوانتوناما ،زندانی هستند وطالبان درمذاکرات طولانی شان تاکید داشتند که یازده نفر به دونوبت اززندان گوانتوناما،آزاد شوند.صلاح الدین لیستی ازطالبان را باخود درشورای امنیت برده که طالبان اززندان گوانتوناما،آزاد شوند.فهرست دیگری که آقای ربانی درجیب باخود دارد،حذف نام زیادی ازطالبان ازلیست سیاه،شورا امنیت است. گفته شده بیش ازپنجاه نفرازاعضای طالبان که پس ازحادثه یازده سپتامبر2001 نام شان،به دلیل ارتباط ،با شبکه القاعده،شامل لیست سیاه ،سازمان ملل شده بود،حال صلا ح الدین ربانی عمده ترین کارخود،برداشتن نام آنها را ازلیست سیاه،سازمان ملل می داند.هرکس کاری خود را می کند یکی همین است که ایشان کاروتکلیف خانه گی خود را دراین می داند که نام طالبان را ازفهرست سیاه،سازمان ملل بردارد دوهفته تلاش وگفتگو درسازمان ملل برای انجام این کاربوده است که طالبان اززندان گوانتوناما،آزاد شود ونام طالبان ازلیست تحریمهای سازمان ملل برداشته شود.
استدلال برای انجام کارصلاح الدین ربانی این است که طالبان بتوانند آزادانه درهمه جا سفرنمایند ودرمذاکرات صلح درپایتخت کشورهای مختلف بتوانند،شرکت نمایند.این هدف خیلی شفاف بیان شده است.اما درمورد آزادی طالبان اززندان گوانتوناما،منابع مطلع می گویند: که یکی ازکارهای آقای صلا ح الدین پی گیری این موضوع، نیزهست که طالبان اززندان گوانتوناما،آزاد شوند.حکومت افغانستان کاری دیگری را هم برای طالبان درنظرگرفته وآن را درقالب طرحی بیان کرده.حکومت افغانستان گفته است که طالبان تا سال2015 وارد حکومت افغانستان شوند وازطریق مشارکت درانتخابات،سهم مهمی درحکومت افغانستان داشته باشند عین همین مساله درمورد حزب اسلامی نیزگفته شده است.عطا محمد نوروالی بلخ دریک مورد به سئوال خبرنگاربه این مساله اشاره کرد وگفت که : ما ازورودحزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار وطالبان استقبال می کنیم وی گفت:ما می توانیم با حزب اسلامی حتی ایتلافی هم داشته باشیم.حکومت افغانستان پیش ازملحق شدن فرضی طالبان به ساختارسیاسی افغانستان،درطرح خودبه این مساله اشاره کرده که بخشهای ازجنوب وشرق افغانستان،دراختیارطالبان،گذاشته شده.مشارکت طالبان براساس طرح حکومت افغانستان،دردوفازباید انجام شود درفازاول،جنوب وشرق افغانستان دراختیارطالبان،قرارداده شود ودرفازبعدی،مشارکت طالبان درساختارسیاسی تاسال 2015 ،حل فصل شود.این طرح جزئیاتش معلوم نشده اما ازوجود چنین طرحی، هم خبرگزاریهای بین المللی یاد آورشده وهم حاجی صاحب دین محمد،عضوبرجسته شورای عالی صلح به آن اشاره کرده است .حاجی گفته است که اگراین طرح عملی شود،بحران افغانستان حل می شود.
هرکسی مصروف کاری شده که آنرا می خواهد انجام می دهد درحال حاضر،کاربرای طالبان وبه سود طالبان ازعمده ترین وظایف،حکومت افغانستان،شمرده می شود.هیئت شورای عالی صلح به پاکستان رفت وهمه تلاشش این بود که اعضای طالبان اززندان پاکستان،آزاد شوند.نام ملاغنی برادروگروه همراه ایشان که چندین سال است که درزندان پاکستان،زندانی هستند ازجمله خواسته های مهمی،حکومت افغانستان می باشد.درکناراین مساله حکومت افغانستان تلاش دارد که پاکستان،شورای کویته را وادارنماید که آنها باحکومت افغانستان، وارد گفتگوی صلح شوند.درنشست ترکیه گفته شد که با اصرار وپیشنهاد افغانستان،قراراست دفترنمایندگی برای طالبان درترکیه،گشوده شود.افغانستان ترجیحاتش این است که دفترطالبان درعربستان سعودی باشد اما اگراین کارنشد طالبان باید نمایندگی درترکیه داشته باشد درنشست انقره به وضوح روی نمایندگی طالبان درترکیه،بحث صورت گرفته است ومقامات ترکیه ،پذیرفته اند که طالبان درترکیه،دفترسیاسی داشته باشند.حکومت افغانستان وظیفه خودمی داند که طالبان را بدون استثناء درمذاکرات صلح با خود داشته باشد اما اگرشورای کویته وشبکه حقانی،مذاکره باحکومت افغانستان را قبول نکردند درآن صورت حکومت افغانستان با دسته های دیگری ازطالبان،واردگفتگو شود.
درحال حاضرحکومت افغانستان چند آدرس رابرا ی گفتگو،شناسایی کرده یکی گروه ملاغنی برادر که وی با همکارانش اززندان پاکستان،آزاد شوند.حکومت افغانستان می گوید: ملابرادرودوستانش نقش مهمی درمذاکرات می تواند داشته باشند.امریکه خیلی ازصاحب نظران افغانستان آن را قبول ندارند.آدرس دوم حکومت افغانستان،گروه آغا معتصم می باشد که وی درترکیه،پناه برده است.درمورد معتصم نیزحکومت افغانستان،بسیارخوشبین می باشد که وی هم می تواند،تاثیرات خوبی درروند گفتگوهای صلح داشته باشد.دفترنمایند گی طالبان را درترکیه آغا معتصم،رهبری می کند.این مساله را، هم، ناظران افغانستان،جدی نمی گیرند زیرا شورای کویته ،آغا معتصم را خاین درتشکیلات خود دانسته ودریک مورد گفته شد که وی را طالبان، می خواست به قتل برساند ولی اوزخم برداشت وازمرگ نجات،یافت.مذاکره بایک چنین مهره ای بجای نمی رسد.درکناراین ادرسها،حکومت افغانستان ازطریق شورای عالی صلح، منابع دیگری را نیزدارد که به آنها دلبسته است.اما باحمله به جان اسدالله خالد این منابع،سخت درنزد حکومت افغانستان،بی اعتبارشده است زیرا مقامات حکومت افغانستان به خاطرترس ازچنین منابع ومذاکراتی،هراس باید داشته باشد. منابع مجهول ومشکوک درمذاکرات برای حکومت افغانستان،بسیارزیان بار،بوده است وحکومت با مذاکرات درتاریکی ومنابع مشکوک،خسارات واعتبارش را درگفتگوها ازدست داده است.
این شوخی نیست که برخی صاحب نظران گفته اند که با اتفاقات، تروراستاد ربانی وحمله به جان اسدالله خالد رییس امنیت ملی درکابل، دیگرحکومت رییس جمهورکرزی ،هرگزنمی تواند مدیریت مذاکرات صلح را به پیش ببرد وآن را مدیریت نماید.منتقدان حکومت،تکیه برنداشتن ظرفیت ومدیریت مذاکرات ازسوی حکومت را دارند.آنها می گویند: درجنگ استخباراتی حکومت افغانستان کم آورد وبهترین شخصیتهای نظام، مثل استاد برهان الدین ربانی واسدالله خالد ازصحنه اداره افغانستان ،حذف شدند.طالبان کارهای خود رابخوبی مطابق با استراتژی،جنگ ادامه می دهند آنها با همه توجهات وامتیازات که حکومت افغانستان برای شان قایل است ودرشرق غرب دنیا بخاطر،حذف نام آنها ازلیست سیاه،آزادی آنها، مذاکره ومشارکت طالبان درقدرت،تلاش می کنند.اما طالبان کارهای خود را که همان ادامه کشتاروخشونت علیه مردم،حکومت ونیروهای بین المللی باشد را، ادامه می دهند.عملیات انتحاری امروزدرپل چرخی، کشته شدن ده دخترمظلوم ومعصوم درولایت ننگرهار که هیزم برای گرم کردن خانه های شان،جمع می کردند،همه دلیلی است که طالبان،دست ازکشتاربرنمی دارند وکشتاررا ازجمله وظایف ومکلفیتهای خود می دانند.حکومت هم گویا ازوظایف ومکلفیتهای خود،این را دانسته که برای طالبان،هرکاری که بتواند انجام دهد واین است که هرکس درهرجای که هست،کارهای خود را انجام می دهد.
بررسی دوفاز،درسیاست افغانستان
رییس جمهورکرزی درنشست عمومی سفراء وجنرال قنسلگریهای افغانستان،درسخنرانی خود،دوفازسیاست خارجی کشورش را،بازکرد.ایشان فازاول ازسیاست خارجی افغانستان را که ازسال 2001 آغاز ودرسال 2014 به پایان می رسد را به این صورت،تبیین کرد.رییس جمهورگفت: درسال درسال 2014 تمامی نیروهای بین المللی ازافغانستان،خارج می شوند ودرنیمه سال 2013 همه مسئولیتهای امنیتی به نیروهای افغانستان،سپرده می شود.ایشان اضافه کرد که نیروهای بین المللی دیگرحق ندارند پس ازسال 2014 ،وارد درگیری وجنگ افغانستان شوند.رییس جمهوراشاراتی به مسایل پس ازسال 2014 نیزداشت وگفت: نیروهای بین المللی پس ازسال 2014 درچهارچوب قوانین ومقررات،باید عمل نمایند.
رییس جمهوردرنشست سفراء،مناسبات دپلماتیک کشورش را با دنیای خارج،مهم ارزیابی کرد وگفت: ما ازیک دوره تاریک به اینجا رسیده ایم کشورازچنگال شورشها،خارج شد وامروزافغانستان،روابط گسترده ای با جهان خارج برقرارکرده است.ایشان دریک مورد به تاریخ چند هزارساله افغانستان،اشاره داشت وماموریت سفراء را دربیان درست افغانستان با قدمت تاریخی اش،یادآورشد .این موضوعات درواقع مضمون سخنان رییس جمهوردرجمع سفراء افغانستان درگردهمایی قصراستوروزارت خارجه افغانستان بود.مفاهیم، گفته های رییس جمهوردردوفاز،قابل بررسی است.فازاول که ازسال2001 با فیصله های بن آغازگردید وپایان حضورنظامی غرب، سال 2014 ،تعیین شده است.درفازاول،حضور غرب وجامعه جهانی، درعرصه های نظامی، امنیتی،سیاسی واقتصادی،همراه بود.غرب دراین مرحله،حضورنظامی بسیارسنگینی درافغانستان داشت. مجموع نیروهای بین المللی درافغانستان،بالغ بر130 هزارسربازمی شود که درحال حاضر،تنها آمریکاییها 68 هزاردرافغانستان دارند.هدف ازحضورنیروهای48کشورعضوناتو وایساف درافغانستان،تنها به یک موضوع تمرکزیافته بود وآن مبارزه با تروریزم بود.حال سئوال این است که آیا غرب دراین هدف خود موفق شده است ویانه؟ این بخش ازحضورجامعه جهانی را اگرازخود غربیها وفرماندهان ناتو،سئوال نماییم آنها به ساختاراردو وپولیس افغانستان،اشاره می کنند ومی گویند: که درافغانستان موفق بوده اردو وپولیس افغانستان درحال،توسعه وگسترش است .افغانستان تاسال 2014 اردو وپولیس سیصد پنجاه دوهزارنفری خواهد داشت.
اما این بخش ازمسایل را غرب نمی تواند بدرستی پاسخ دهد که هدف ازآمدن درافغانستان چی بود؟ آیا آنها درافغانستان آمده بود که برای ما،سیصد پنجاه دوهزارارتش وپولیس،را سازماندهی نمایند وبروند این هدف اصلا نمی تواند دلیل،حضورنیروهای بین المللی درافغانستان باشد.زیرا می شد با کم ترین هزینه وکمک،بهترین اردووپولیس رابرا ی افغانستان،ساخت.ناتو تابحال بیش ازپانصد میلیاردالر،خرج جنگ افغانستان کرده ودرکنارآن تلفات زیادی را متحمل شده اند.هدف اصلی ازاین همه تلفات ومصارف ،نفی ونابودکردن تروریزم درافغانستان بود که این هدف تاحدی زیادی،بدست نیامده است.تروریزم بسیارفعال می باشد هرروز آنها ازمردم افغانستان قربانی می گیرند که آخرین حمله دردناک آن ،به رییس امنیت ملی افغانستان آقای اسدالله خالد بود.حملات تروریستها به مراکزخارجیها،کاهش نیافته است بلکه ابعاد آن دربرخی موارد،گسترده ترهم شده است.حمله های سبزبرآبی،برجسته ترین این نوع حملات می باشد.هدف که محوونابود کردن تروریستها باشد،بدرستی تحقق نیافته است.دلیل ناکامی درجنگ با تروریزم ،هم ناتو وهم حکومت رییس جمهورکرزی،دانسته شده .اگراین مساله ازمقامات ناتو،پرسیده شود که چرا با گذشت یازده سال تروریستها،هم چنان فعال می باشد وازهرطرف قربانی می گیرند،آنها خواهند گفت که مانع اصلی درعملیات علیه تروریستها،حکومت افغانستان بود.رییس جمهوربا عملیات ناتوبا هر صورتش،مخالف شد.رییس جمهوربرضد عملیات شبانه وحتی روزانه ناتو،موضع گیری کرد.مردم افغانستان هم نسبت به موضع گیریهای رییس جمهورکرزی درمورد تروریستهای طالب،ناراحت است این مساله درحال حاضر،ورد زبان رسانه های کشورشده که هروقت نامی ازطالبان گرفته می شود،بدنبال آن برخی تحلیل گران بی چشم روی می گویند: طالبان برادران رییس جمهورکرزی هستند.البته ایشا اسناد ودلایلی زیادی برای این طعنه وکنایه بجا گذاشته است.بنابراین،حضورنیروهای بین المللی با هردلیلی در ریشه کن کردن تروریستها،درافغانستان،قرین با موفقیت نبوده است دلیل آن هرچه با شد،بدون تردید سیاست حکومت افغانستان دراین ناکامی،دخالت دارد.
حضورجامعه جهانی دربعد سیاسی وتوسعه مناسبات دپلماتیک،نیزقابل تامل است.رییس جمهوردرنشست سفراء با افتخار ازتوسعه روابط افغانستان،با کشورهای خارجی صحبت کرد وگفت: که افغانستان ازچنگال شورشیها،خارج وامروزبا همه کشورهای جهان،روابط سیاسی دارد.این درست که افغانستان با همه کشورهای دنیا،روابط دپلماتیک دارد اما این روابط،گسترده وحسنه،چه تاثیرات درزندگی مردم داشته است.تفاوت حکومت رییس جمهورکرزی درفازاول اززمامداری اش با دیگر،حکومت های پیشین دراین است که حکومت برخواسته ازفیصله های بن درسال 2001 ،هیچ دشمن خارجی نداشت همه دنیا با حکومت برآمده ازاجلاس بن به ریاست حامد کرزی،دوست افغانستان بودند.درحالیکه پیش ازآن امارت طالبان،دشمنان خارجی بی شماری داشت وحکومت مجاهدین که اصلا دوستی دردنیا نداشت وپیش ترازآن هم،حکومتهای خلق وپرچم درجهان،دشمنان زیادی داشت.این تنها حکومت رییس جمهورکرزی است که هیچ دشمنی دردنیا نداشت بلکه همه دنیا به کمک وی شتافتند.برخی به شدت به این بخش ازسخنان رییس جمهورکرزی،انتقاد کرده ومی گویند: جامعه جهانی اگربا حضورشان درافغانستان،حاکمیت ملی را نقض کرده همین خارجیها،درنشست بن،ریاست حامد کرزی را تایید کرد اگرجامعه جهانی درنشست بن 2001 رییس جمهورکرزی را،تایید نمی کرد.بدون شک کسی دیگری،رییس اداره دوره های موقت،انتقالی ومنتخب شده بود.
ناظران منتقد می گویند: ریاست حامد کرزی با حضورجامعه جهانی درافغانستان،معنی پیدا می کند.امروزیک تحلیل گر که به شدت ازسخنان رییس جمهورکرزی،ناراحت بود می گفت:ببرک کارمل با حضورنیروهای اتحاد جماهیرشوروی،رییس جمهورافغانستان شد.رییس جمهورکرزی نیزهمزمان با نیروها بین المللی،رییس جمهورافغانستان شده است.این تحلیل گروابسته به طالبان که نمی خواهد نامش گرفته شود می گفت: طالبان به همین دلیل است که حکومت افغانستان را قبول ندارند. وی می گفت: ازنظرطالبان هیچ تفاوتی درکارنیست زیرا هردوسیاست مدارهمزمان،بانیروهای بین المللی،قدرت وریاست افغانستان را،بدست گرفته اند.البته این منطق درست نیست،حضورنیروهای بین المللی برای اشغال افغانستان درنشست بن نبود.هدف این بود که تروریستهای بین المللی افغانستان وجامعه جهانی را تهدید می کنند بنابراین برای محو ونابودی تروریستها،حضورنیروهای بین المللی نه برای اشغال افغانستان،بلکه برای نابودی تروریستها،دربن اول 2001 تصویب شد.حکومت رییس جمهورکرزی باهمه دنیا دوست بود.حکومتی با این دوستی گسترده درجهان،دست آورد مهمی ازدوستی اش بدست نیاورده است.هنوزمردم افغانستان دراوج مظلومیت وفقرناداری زندگی می کنند.اینکه رییس جمهور می گوید:ما درطی یازده سال گذشته،دست آوردهای زیادی داشته ا یم،این دست آوردها،درفقرزدایی وبهبود زندگی مردم،آنچنان چشم گیرنیست بخصوص اینکه افغانستان درعرصه زندگی ومدیریت یکی ازعقب مانده ترین کشورها،شناخته شده است.درفازاول ازحضورجامعه جهانی درافغانستان،نمی شود منکرازهمه دست آورد هاَ،شد ولی بدون شک،موفقیتها،چشم گیرنیست.این مساله دربعد امنیتی خیلی،واضح است مردم به دلایلی امنیتی کاروکسب شان را،تقربیا ترک کرده است.مدیریت سیاسی واقتصادی هم ،نمرات خوبی نداشته است.امروزسازمان شفافیت بین المللی افغانستان را، به عنوان فاسد ترین کشوردنیا،معرفی کرده است .
امافازدوم ازسیاست وحکومت که پس ازسال 2014 آغازمی شود،نیزبا نگرانیهای زیادی،همراه شده است.اولین مساله انتخابات درافغانستان است.حکومت درجهت شدت بحران ودامن زدن به بحران گام برمی دارد.مطالبات وخواسته های احزاب وگروهای مدنی اصولا درقانون انتخابات،درنظرگرفته نشده است.حکومت ،قانونی را درپارلمان فرستاده که احزاب وجامعه مدنی خودرا قربانی سیستم اس.ان.تی.وی می داند وحکومت افغانستان،نقشی برای احزاب وجامعه مدنی،قایل نیست.ناظران می گویند:قانون تشکیل وصلاحیت کمیسیونها،نیزبا چالش ونقض مواد آن ازسوی،مجلس سنا با تحریک ودخالت حکومت،مثله شده است.نظارت بین المللی را حکومت افغانستان با نام نقض حاکمیت ملی ازبین برده است کمیسیون سمع شکایات را حکومت افغانستان،ازاساس ازسیستم انتخابات برداشته است.حکومت افغانستان،کمیشنرهای کمیسیون را خود،منصوب کرده است.منتقدان حکومت می گویند: رییس واعضای کمیسیون مستقل انتخابات،چیزی جزابزارودست نشاندگان حکومت نیستند آنها درمورد معنوی،بسیارنظری بدبینانه ای دارند ومی گویند: مسئول اصلی برداشتن ،کمیسیون سمع شکایات،فضل احمد معنوی است آنها دلایلی زیادی برای اثبات مدعای شان دارند که درکابینه فضل احمد معنوی،طرح حذف کمیسیون سمع شکایات را ارایه کرده است.
درفازدوم ،موفقیتهای چندانی درباب برگزاری انتخابات با روند جاری،به چشم نمی خورد.درکناراین مسایل اگرحکومت داری بد وفاسد را اضافه نماییم درآن صورت امکان دارد کمکهای جامعه جهانی به افغانستان با شرایطی سختی،همراه شود.افغانستان فاسد ترین کشوردنیارا،سازمانهای کشورهای غربی،اعلام کرده است واین موضوع نیز،تاثیرات زیادی را درفازدوم،دهه تحول بجای خواهد گذاشت.بااین وضع مخالفان رییس جمهورکرزی سخنان ایشان را درهردوفازاول ودوم درجمع سفراء افغانستان،راهگشاه نمی دانند.منتقدان انتظارداشتند که باید نیروهای بین المللی،تروریزم را ،ریشه کرده ازافغانستان،می رفتند که این کارنشده وبشترین ملامتی را، آنها بدوش رییس جمهورکرزی وسیاستهای ایشان درمورد جنگ با طالبان،گذاشته اند.این مساله گاها، ازسوی مقامات ناتونیز،بیان شده است .درعرصه های اقتصاد ومدیریت،نیزفازاول با کامیابیهای مهمی همراه نبوده است البته نباید بی انصافی کرد.طرف داران حکومت به موفقیهای مهمی درفازاول اشارات مبسوطی داشته اند ازجمله خود رییس جمهورکرزی درسخنرانی خود با اطمینان ازدست آورد های حکومتش درفازاول ازحضورجامعه جهانی درافغانستان سخن گفت .اما درفازدوم که ازآن بعنوان دهه تحول نیزنام گرفته شده ،چالشها ودشواریهای زیادی،پیش رو است که مبداء آن با انتخابات سال 2014 شروع می شود.انتخابات می تواند جامعه سیاسی مارا با دوسمت بحران وثبات،ببرد.متاسفانه با اقدامات حکومت درموردقوانین انتخابات ونادیده گرفتن،مطالبات مدنی وسیاسی احزاب وگروهای مدنی،دیده می شود که بجای ثبات به طرف بحران سیاسی بشتر کشیده می شویم فازاول ودوم با این دشواریها،روبروشده است.
--*
ظرفیت
ظرفیت داستانی است که همه ما با آن روبروهستیم.ظرفیت وتوانایی، کاری را ،داریم.تحمل داشتن ثروت ،دانش وقدرت را، داریم ویانه؟.درقدیم شنیده بودم که پدرمی گفت: فلانی چهارقران،پول بدست آورده وبه رقیب خود گفته است: بچیم؛ فکرته بگیر،خون تو درجیب من است.این حرف ازنداشتن ظرفیت،صادرشده است.ژاپن با دوبمب اتمی بنامهای،مرد چاق،وپسرکوچولو،درسال 1945 به دلیل نداشتن ظرفیت واخلاق دانش هسته ای،بمباران می شود.انیشتین به ایزین هاور رییس جمهوروقت آمریکا نامه نوشت و گفت که بمب اتم بسیار خطرناک است وکاری نکن که ازاین تکنولوژی،برضد بشریت استفاده شود.اما ایزین هاور،نامه انشتین را نا خوانده، مرد.
ترومن، جانشین آیزن هاور،متوفی، به محض دست یابی به دانش هسته ای،اولین اقداماتش،بکارگرفتن بمب اتم، برسر مردم ژاپن درماه اگوست 1945 بود.آمریکا با ان عمل خود،ثابت کرد که اخلاق، ظرفیت وحفاظت داشتن بمب اتم را نداشت. این عمل با همان منطق که پدرمی گفت یکی است: بچیم فکرته بگیر،خون تو درجیب من است.ژاپنیهای فکرشان را نکردند،ترومن ،بمب اتم را علیه مردم ژاپن استفاده کرد.داستان حضرت موسی علیه السلام را ، شنیده ایم مولوی این داستان را نقل کرده است این داستان،راجع به همین داشتن ظرفیت ونداشتن ظرفیت،مربوط می شود.مردی جوانی روزی به محضر،حضرت موسی علیه السلام می یاید ومی گوید: من چند تا بز،بزغاله وگاوسفند وچند دانه مرغ ویک دانه سگ درخانه ،دارم. آنها درحیات من هرروزجارجنجال به پا می کنند ومی خواهم زبان آنهارا بفهمم شما؛ ای رسول خدا زبان جانوران را به من یاد دهید تا من صحبتهای جانورانم را بفهمم .حضرت می فرماید: ای جوان برو هوس یادگیری،زبان جانوران را نداشته باش ازاین کارحذرکن.این هوس است ودیگراینکه یاد گرفتن زبان جانوران،کارهرکسی نیست.کسی باید زبان جانوران را یاد بگیرد که ظرفیت آن را داشته باشد وتوخیلی جوان هستی این خواست ،یک هوس است.حضرت موسی علیه السلام به جوان می گوید: دست ازاین هوس بردار،زبان جانوران،خود دانشی است که یادگرفتنش به ضررتوست. یعنی اینکه ظرفیت یاد گیری آن را نداری وازآن سوء استفاده خواهید کرد.
جوان خام ،هم چنان ،اصراردارد که حضرت موسی،زبان جانوران را، برایش یاد دهد واین دانش را داشته باشد زبان جانورانش را،بداند وتا بفهمد که درخانه وحیات خانه اش چه می گذرد وحیواناتش،هرروز صبح چه غوغا وشوری برسردارند چه می گویند. با اصرارزیاد جوان،مالک جانوران. حضرت موسی علیه السلام، زبان حیوانات را به او می آموزد.جوان به خانه برمی گردد.وی طبق معمول اضافی نانهای دسترخوانش را درگوشه حیات می ریزد،تاحیوانات ازغرفه های شان بیرون شده وباقی مانده نان، تهی دسترخوان را، بخورد.مرغ سحرخیز وموذ ن ازهمه زود تر،ازلانه اش بیرون می شود ونانها را می خورد سگ،تمبل که تاپاس ازروزرا خوابیده بود،گرسنه له له زنان برای خوردن،طعام وارد حیات می شود می بیند که مرغ سحرخیز،همه نانها را خورده است.سگ به مرغ اعتراض می کند که چرا همه نانها را خوردی باقی مانده سفره مالک وتکه نان ،مال من بود چرا آمدی نان را خوردی.سگ می گوید: تومرغ هستی می توانی با نوک هایت اززمین دانه هارا بچینی وبخوری من که نمی توانم دانه چینی نمایم.گفتگوهای مرغ وسگ را،مالک خانه بخوبی می فهمد زیرا وی دانش زبان جانوران را ازحضرت موسی علیه السلام یاد گرفته است.مرغ به سگ می گوید: توی تنبل که تا پاسی ازچاشت می خوابی وشبها تا آخرشب،عوعو می کنی وکسی را به خواب نمی گذاری،خوب صبح زود می آمدی وتکه نان سفره مالک را برمی داشتی.مرغ می گوید: سگ گرسنه زیاد غل ماغل نکن توفردا گوشت زیادی،خواهید خورد من گوشت خورنستم وتواستخوانها روده شکمبه گاو،مالک را می خوری .گاو صاحب خانه ،فردا می میرد وتوگوشت زیادی را نصیب خواهید شد.کمی ظرفیت وتحمل داشته باش واین قدرغال ماغال،بخاطرشکمت،راه نیانداز.
مالک با شنیدن حرف مرغ که گا و فردا می میرد،تصمیم می گیرد که گاو را دربازار برده وآن را به فروش برساند.مرد جوان همین کاررامی کند وچیزی را که برای خود نمی پسندید،آن را به دیگری،روا داشت.روزدیگر بازهم گفتگوی سگ ومرغ برسرنان تهی دسترخوان مالک،درمی گیرد سگ می گوید: ای مرغ دروغ گو،گوشت که وعده داده بودی کجا شد.دیدی که مالک گاورا فروخت ودیگرا زگوشت خبری نشد.سگ به مرغ می گوید : تو یک دروغ گو هستی وبنا حق خودرا موذن می گویی.موذن که هستی،صبح زود، آسایش را با صدای جیغ جیغی ات ازهمه می گیری وآذان می دهی ولی موذن دروغ گویی هستی.مرغ می گوید: من هرگزدروغ نمی گویم،من می دانستم که گاو،مالک می میرد اما نمی دانم چرا مالک آن را ازسرش،چپ کرد وبه یک غافل دیگر،فروخت. گاو درهرجای که باشد امروزمرده است.مرغ می گوید: فردا گوسفند مالک بطورقطع می میرد امید وارم درهمین خانه بمیرد ونه درجای دیگر وتو سگ شکمو سیرگوشت شوی،مالک با شنیدن این حرف ،گوسفند را نیزبرای فروش به بازارمی برد وچیزیکه خود نمی خواست به دیگری،روا می دارد.روزسوم مالک ازهمه زود می خواهد،شاهد گفتگوی سگ ومرغ باشد.وی با دانستن سخن مرغ وسگ،گاووگوسفندش را فروخته است وضررمادی را ازخود،دورکرده است.جنگ سگ ومرغ درمی گیرد.سگ می گوید: دیگر امکان ندارد که بگذارم تو مرغ گرسنه، سحرگاهان ازلانه ات خارج ونان مالکم را بخوری ازاین پس ، معلوم می شود که توچه گونه، تکه های نان را که حق من است،می توانی بخوری؛ من شبها زود می خوابم وصبح برای خوردن،تکه های نان آماده هستم واگرنزدیک به نان،شوی کله ات ازدست داده ای.
مرغ اخطارهای سگ را گوش می کند وبا کمی افسرده گی ولحن حزین می گوید: ای سگ هردوی ما،سرازفردا بی صاحب وبی مالک می شویم.ما دیگرمالکی نخواهیم داشت.سگ می گوید: ای دروغ گو، خفه شو،دهانت را بی بند.ما ،فردا بی صاحب می شویم این چه زمزمه شومی است که راه انداخته ای.خدا نیاورد،آن روزی را که ما بدون مالک شویم آن وقت همه ما دربدروآواره خواهیم شد.مرغ می گوید: خبرمرگ مالک قطعی است فردا مالک من وتو می میرد، بزوبزغاله را می کشند برای وی خیرات می کنند.فردا من وتو،بدون صاحب می شویم اما توسگ شکموی گرسنه، به گوشت بزوبزغاله می رسی ویک شکم گوشت سیر،با مرگ مالک را نصیب می شوی،سگ دلیلی مرگ ناگهانی مالک جوانش را ازمرغ غیب گومی پرسد.مرغ موذن می گوید: مالک را اجل معلق پیش کرده بود وی می توانیست،جلومرگ معلق را با قربانی کردن گاو وگوسفند خود ،بگیرد اما مالک مان با فروختن گاووگوسفند،مانع ازمرگ معلق دیگران شد،اما مرگ خودش ازمعلق،تبدیل به مرگ قطعی شده است.مالک جوان وخام ما،فردامی میمرد وهمه ماتم زده هستیم.
مردجوان با شنیدن گفتگوی سگ ومرغ درمورد مرگ خودش،با سرعت گریان ونالان،درمحضرحضرت موسی علیه السلام می یاید وعرض حال می کند وازگفتگوی مرغ وسگ خود درمورد مرگش که فردا می رسد به حضرت موسی،عرض حال می کند وازنبی خدا،کمک می خواهد.اما حضرت موسی علیه السلام می گوید: من ازهمان اول گفتم که این هوس است وتو ازدانش زبان حیوانات،سوء استفاده می کنی وگفتم که دانستن،دانش ظرفیت می خواهد.حال اجل معلق ،تبدیل به اجل حتمی شده. ای جوان برو،آماده مرگ باش،اجل حتمی برگشت ناپذیراست.حضرت موسی به مرد جوان دوچیزرا گوشت زد کرد بود، یکی وی ،بخاطرهوسهایش می خواهد زبان جانوران را بداند ودیگراینکه حضرت به وی گفت: ازاین هوس برحذرباش وسوء استفاده نکن.نامه آلبرت به ایزین همین،مضمون را داشت که ازدانش هسته ای وبکارگیری،آن برحذرباش.جوان داستان ما،بزرگترین مشکلش، ازدانش زبان حیوانات،نداشتن ظرفیت بود.
اخلاق وظرفیت انسانی،برای بکارگرفتن،ثروت،قدرت،ضروری است انسان کم ظرفیت با داشتن قدرت،ثروت و..،هم گورخود را می کند وهم جامعه را با بزرگترین چالش ،روبروی می کند.داستان مرد جوان بما می آموزاند که برای داشتن،هرامری ،ابتداء ظرفیت انسانی آن لازم است والا، هوس بازیهای انسان را چند وچندین برابرمی کند وپایان امر،هلاکت ونابودی است.ما امروزدرجامعه خود،قربانی کم ظرفیتیهای خود هستیم وبه همین دلیل است که ازهمه چیز،سوء استفاده می شود وتبدیل به رسوا ترین،مردم دنیا شده ایم فاسد ترین کشور،درجهان ما هستیم زیراکه ظرفیت،استفاده ازتسهیلات ناگهانی درکشور، را نداشتیم.ما قربانی رفتارهای خود دراین سرزمین هستیم .مولانا درمورد این داستان به مرد جوان،اشاره دارد "جوان" دراین داستان ،همان خام وبی ظرفیت بودن است. گفت موسی را یکی ،مرد جوان+ تابیاموزد به او، زبان جانوران.