نرگس

نرگس

یاداشت ها و نوشته های محمد ناطقی
نرگس

نرگس

یاداشت ها و نوشته های محمد ناطقی

تونل تاریک

تونل تاریک

 

دکترآزمایش به نقل ازیک دانشمند هلندی می گوید: انسان همانگونه که درزندگی خود با تونیل های تاریک وروشن،روبرومی شود. همین انسان هنگام مفارقت ازاین عالم درابتداء یک تونیل تاریک قرارمی گیرد. تونیل تاریک با دوافق روشن وظلمانی، درپیش روی انسان درهرحالت است. سخنان دانشمند هلندی، حاصل تحقیقات گسترده ی بالینی وی، ازبیماران شان است که مجموع آن را تبدیل به یکی ازپرفروشترین کتاب کرده است.

 

 افق تاریک وروشن درزندگی هرانسانی دراین جهان، نیزمطرح می شود. سیاست هم همیشه با دو روند تاریک وروشن درجامعه، بررسی می شود. استراتژی درواقع همان راه،رسیدن به یک افق روشن می باشد. گروهی سیاسی، موفق شناخته شده که توانسته برای جامعه،بهترین برنامه را، طراحی ومهندسی کرده باشد. افق روشن برای یک حزب سیاسی زمانی معنی دارد که آن حزب برنامه های شفافی را بتواند ارایه نماید. افغانستان ظاهرا عمده ترین چالش پیش روی آن ، نداشتن برنامه استوارواستراتژی خوب، برای آینده بوده است. به همین دلیل است که که افق سال2014 برای کسی ،روشن نیست. دیروز سه شبکه خبری بین المللی برنامه ای را طراحی کرده بود که افق سال 2014 را درسیاست افغانستان بررسی نماید. قراربود دراین نشست من نیزشرکت نمایم اما بدلیل برنامه های متعدد دیگر ازقبل برای خود، طرح ریزی کرده بودم، نتوانستم دربحث چشم انداز سال 2014 شرکت نمایم. استاد محقق بسیارعلاقمند بود که من دراین گفتگودرجمع دیگرشخصیتهای سیاسی شرکت نمایم. افق سال 2014 تاریک است ویا روشن، ازعمده ترین مباحث سیاسی درجامعه افغانستان می باشد.

 

 حکومت با مهندسی انتخابات ، ظاهرا چالشهای زیادی را ایجاد کرده است. قانون انتخابات را کابینه ی حکومت افغانستان، بگونه ای ساخته است که احزاب سیاسی دراین قانون، چشم اندازتاریکی دارد. قانون تدوین شده وزارت عدلیه، درواقع مرگ احزاب سیاسی را درجامعه حتمی ساخته است. امشب درهتل انترکانتیننتال، شورای همکاری احزاب وایتلافهای سیاسی، دریک نشست سیاسی با وکلاء وابسته به احزاب درپارلمان گفتگوی دوساعته ای را سازماندهی کرده بود. دراین نشست مشترک احزاب واعضای پارلمان، ابعاد قانون انتخابات را، مورد بحث قرارداد. نمایندگان احزاب واعضای پارلمان دراین نشست مشترک، نگرانیهای شدید شان را نسبت به قانون انتخابات بیان داشتند. آنها دراین نشست گفتند که قانون انتخابات براساس نظروزارت عدلیه وتایید کابینه افغانستان، بمعنی زیرپاکردن حقوق احزاب سیاسی می باشد. دراین قانون صد درصد تکیه به نظام اس.ان.تی.وی شده واین نظام، نقش احزاب را درمشارکت سیاسی به حداقل، پایین می آورد. آقای ذکی سخنگوی جبهه ملی دراین مورد گفت: اگراحزاب سیاسی درساختاردولت نقشی نداشته باشد دراین صورت چشم اندازبعدی احزاب وافق پیش روی آن، دوچیزبیشترنخواهد بود:

 

اول اینکه احزاب سیاسی بکلی ازصحنه سیاسی حذف می شود و دیگر هیچ کسی درجامعه ،علاقمند برای تشکیل وتاسیس یک حزب سیاسی نمی شود زیراکه جایگاه قانونی برای آنها ، تعریف نشده است. نظام انتخاباتی مورد نظرحکومت،هیچ انگیزه ای برای تشکیل احزاب نمی گذارد و در این صورت این خود فاجعه ای برای دموکراسی خواهد بود. نسل جوان وتحصیل کرده، ازروی آوردن به مسایل حزبی وسیاسی،پرهیزمی کنند. دراین صورت احزاب سیاسی دریک تونیل تاریکی قرارمی گیرد که قادربه حرکت سازنده درجامعه نمی تواند باشد. تونیل تاریک بدون چشم انداز و افق روشن، همان مرگ احزاب سیاسی است. صورت دوم قضیه این است که احزاب سیاسی درضدیت وخصومت باحکومت قرارمی گیرد. ایشان به یک مورد تاریخی اشاره داشت وگفت: دردهه شصت دهه دموکراسی، شاه افغانستان، قانون احزاب سیاسی را توشیح نکرد. افغانستان، احزاب سیاسی داشت اما این احزاب درقانون جایگاهی نداشتند. دراین صورت دیدیم که احزاب به مسایل زیرزمینی روی آوردند ونتیجه این شد که احزاب سیاسی، تبدیل به احزاب مسلح گردید. مضمون سخنان ذکی سخنگوی جبهه ملی درموردچشم اندازبعدی احزاب، با همان دوصورت درجمع نمایندگان احزاب واعضای پارلمان کشوربیان شد.

 

 نکته ای بسیارمهم درمورد فعالیت احزاب مطرح بوده است .احزاب سیاسی درتاریخ افغانستان با رویکرد تضاد ومخالفت با حکومت همراه بوده است. احزاب سیاسی ، حکومت را دشمن خود می دانستند وحکومت هم با تمام قدرت برای سرکوب احزاب،اقدام می کرد. رهبران احزاب وکادرهای سیاسی آن توسط حکومت، اعدام، زندانی وشکنجه شد. درنشست امشب برخی هم تاکید داشتند که احزاب سیاسی، همواره درگیرجنگ وسبب دهشت وخون ریزی درجامعه شده است. آنها این گونه استدلال می کردند که احزاب سیاسی،همیشه چشم اندازخونینی را، به مردم نشان داده است و افق خونین درگیریهای مسلحانه، حاصل حضور احزاب مسلح درجامعه بوده است. آنها بااین استدلالهای سطحی می خواستند نقش احزاب را ویرانگرنشان دهند. تونیل تاریک با افق خونین، حاصل تضاد وخصومت احزاب با حکومت بوده است. دراین تضاد بدون شک حکومت مقصربوده زیرا هیچ جایگاه قانونی برای احزاب سیاسی نگذاشته بود. احزاب سیاسی دشمن حکومت وحکومت دشمن احزاب، معادله همه نظامهای استبدادی وخود کامه درجامعه افغانستان بوده است. احزاب برای نابود کردن حکومت،اسلحه گرفتند وبا حکومت درگیرجنگهای خونین ومسلحانه شدند و حکومت هم با همه قدرت برای سرکوبی آنهاعمل کرد. درنشست مشترک برخی از اعضای شرکت کننده به این نگرانیها، اشاره کردند واین مساله ای درستی است .

 

وقتی که احزاب سیاسی ازصحنه رقابتهای قانونی، کنارگذاشته شود وقانون برای مشارکت آنها درقدرت ، ارجی قایل نباشد دراین صورت احزاب باید یا بمیرند و یا اینکه برای بقاء وحضورخود با حکومت درگیرشود. سؤالی که باید به آن پاسخ داده شود این است که چرا حکومتهای افغانستان درتاریخ ، جایگاه قانونی برای احزاب درنظر،نگرفت وچرا حکومت رییس جمهورکرزی، با قانون انتخابات که درآن احزاب سیاسی نقش داشته باشد، مخالف است؟ این مساله دلایل اجتماعی دارد وحکومت هم با همین دلایل، موقف ضدیت وخصومت با احزاب را درطول تاریخ داشته است. نظامهای سیاسی درجامعه، اصل را برهژمونی وزعامت قبیله گذاشته بود. تبارحاکم درساختارسیاسی به این مساله تاکید داشت که درجامعه افغانستان عمده ترین مساله، اقوام افغانستان است. درگذشته آنها بدون استدلال حق رابه تباری که اکثریت داشت، اختصاص داده ودیگران باید نقش فرعی وپیرامونی خود را درنظام سیاسی، بازی میکردند. درنشست بن 2001 حل معضل تباری وگفتگو ومشارکت اقوام درساختارسیاسی، متن اصلی مذاکرات ما را تشکیل می داد. آقای لخضرابراهیمی می گفت: تضاد اصلی درجامعه افغانستان ، هیچ امری به اندازه ی مساله حل بحران اقوام ، اهمیت ندارد. وی مرا چندین باردرنشست بن دردفترخود خواست وبه صورت دونفری با هم گفتگو داشتیم. وی می گفت: احزاب شما هم چیزی، جزانعکاس ازاقوام کشورنیست و افغانستان را ما درصورتی می توانیم به یک افق تازه، راهنمایی نماییم که پیش ازهمه چیزباید مساله اقوام را حل نماییم.

 

 

حاجی قدیر، نشست بن را تحریم کرد وبا بی بی سی این استدلال را داشت که درحق قوم پشتون ظلم شده است. طالبان هم بارها گفته اند که: ما به هیچ یک ازاقوام غیرپشتون اعتمادی نداریم. خلیل زاد سیاست مدارآمریکایی وافغانی تبارمی گوید: اجماع ملی براساس وفاق اقوام افغانستان،لازم است. البته اصل اقوام بجای احزاب، دیدگاه غالب درنخبگان سیاست افغان است ولی نظرجامع نیست. سیاست مداران افغان، فکرمی کنند که باید مساله اقوام را حل نماییم وبصورت طبیعی وبا استنادات تاریخی این نتیجه را گرفته اند که درافغانستان، اقوام بزرگ وکوچکی وجود دارد بنابراین حق حاکمیت با اقوام بزرگ است واقوام کوچک که گاهی ازآنها به اقلیت های قومی نیزیاد می شود، تبعیت ازقوم بزرگ باید داشته باشد واین مساله عین دموکراسی است که اقلیت ازاکثریت تبعیت نماید وحاکمیت اکثریت را قبول نماید. احزاب سیاسی زیادی داریم که با این اندیشه مخالف است آنها می گویند: احزاب ملی داشته باشیم واین احزاب ملی است که با مشارکت قانونی درحکومت، نقش تعیین کننده را درسیاست باید داشته باشد. دواصل تباری وحزبی، درواقع مبنای جدال احزاب با حکومت رییس جمهورکرزی است.رییس جمهورترجیحاتش، حل منازعات اقوام باشعارمشارکت اقوام درحکومت است.رییس جمهورافق سیاست را درنفی احزاب،وکنارگذاشتن آنها ازمشارکت فعال درساختارهای سیاسی افغانستان،مطالعه کرده ومقدمات حذف کامل احزاب را با عرضه کردن قوانین انتخابات،ضد حزبی،بخوبی مهندسی کرده است.

 

این درست که رییس جمهوردرابتداء تونیل درخط سیاست،استاده است اما افق دراین تونیل برایش فکرمی کند که خیلی روشن است وی می تواند نقش احزاب را منتفی نماید وحکومت را با مشارکت اقوام واستحاله اقلیت های قومی دریک اکثریت قومی که خود به آن باوردارد،حل نماید اما احزاب سیاسی که درابتداء تونیل استاده وسال 2014 وپس ازآن را می نگیرند،افق را روشن نمی بینند آنها راه رییس جمهورکرزی را به تاریکی دانسته وهیچ چشم اندازروشنی دراین خط ،مشاهده نمی کنند. احزاب به حکومت رییس جمهورکرزی ،اخطارداده وازپارلمان کمک خواسته که نقش احزاب سیاسی را،کتمان نکند ودرقانون انتخابات برای احزاب سیاسی،جایگاه روشنی را تعریف نماید.آخرالکلام اینکه انسان بنا برنظریه دانشمند هلندی،هم درزندگی وهم پس اززندگی درابتداء یک تونیل استاده ومی تواند چشم انداز وافق را تاریک ویا روشن تماشا نماید.ما امید واریم چشم انداز،روشنی پس ازسال 2014 داشته باشیم وپارلمان با تصویب نظام مختلط ،پنجره های امید وآروزورا،برای احزاب سیاسی کشور،بگشاید زمان قبیله سالاری حال چه اکثریت وچه اقلیت گذشته است.جهان تازه برای افغانستان،رقابت ومشارکت احزاب درسیاست است.انتخابات باید قانون داشته باشد که درآن،جایگاه احزاب سیاسی،جامعه مدنی،تعریف شده وروشن باشد.

خرد خفته

خرد خفته

 

تحلیل خردمندانه اززندگی،بستگی به شکوفایی خرد دارد.درجایکه خرد آدمی خفته باشد،الترناتیف،آن جهل، تعصب وخون ریزی است.افغانستان باکمال تاسف،سی هفت سال می شود که مردمان آن به دلایلی مختلف می جنگند دراین مدت نزدیک به ده نظام سیاسی،سرنگون وخونهای زیادی به زمین ریخته شده است.سومالیا درشمال آفریقا همین ویژه گی جامعه افغانی را دارد.سومالی نزدیک به نیم قرن است که مردمان آن، همواره با هم درمنازعه قرارداشته اند.من تایادم می یاید همیشه ازسومالی خبرمرگ وجنگ را شنیده ام. دلیل هیولای مرگ و دیوهای وحشی،خفتگی خرد وعقلانیت آدمی است.

 

شنیده ام آقای علی امیری دوست عزیزم، کتابی با همین مضامین نوشته است.من هنوزموفق نشده ام که کتاب ایشان را بخوانم اما ازپیش می توانم قضاوت نمایم که کتاب علی امیری باید کتاب خوبی درباب خفته گی خرد درجامعه افغانستان باشد.مولانا جلاالدین بلخی ازخفتگی خرد،داستان سه ماهی را نقل می کند.سه ماهی درحوزه چه آبی زندگی می کرد.ماهی اول، با دیدن سایه صیاد درروی حوزچه اش ،درنهایت تیزهوشی وکمال،تصمیم می گیرد که بهرقیمت شده خودرا ازحوزچه وتنگنای زندگی، خارج وبه دریا بی کران آزادی ورهایی، برساند.دو،صیاد روزی بالای حوزچه ماهیهای می یایند وازدیدن سه  ماهی چاق وچله، به وجد می یایند اما صیادان، چنگکی برای صید آنها نداشتند.دوصیاد با انداختن سایه برحوزچه ونگاه های معنی داربه ماهیهای داخل حوز،به خوبی وانمود می کنند که قصد صید،طبخ ودرنهایت اکل، آنها را دارند.ماهی اول با رفتن صیادها به فکرمی افتد که دوصیاد بی دلیل به حوزآب شان آمدند وسایه انداختند وبه آنها نگاه های معنی داری داشتند.ماهی اول به دوستانش گفت: صیادان بی دلیل اگرآمدند ورفتند ولی بدون شک با دلیل واسباب شکارشان،برمی گردند.وی به دوستانش اتمام حجت کرد وتصمیم گرفت که خود رابه اقیانوس برساند وبرای همیشه ازشرصیاد،نجات یابد.

 

ماهی اول با زحمت زیاد،ازمجرای مخالف آب که تنها راه نجات وی ازدست صیاد ووصل به اقیانوس آزادی بود،عزم سفرمی کند.هجرت بسوی اقیانوس معرفت وآزادی ونجات اززندگی روزمره گی،ازنشانه های کمال آدمی است.ماهی اول که مولانا آن را،ازتیپ انسانهای خردمند،گرفته که باهجرت درونی ومعرفت آگاهی،اقدام به هجرت آفاقی می کند وحوزه چه کوچک وپرازخطرازصیادان وشیادان را که قصد جان آنها را داشتند،به قصد رسیدن به اقیانوس ووصل به بیکرانه های هستی،ترک می کند.زیرا این دسته  ازآدمها،هرگزمتوقف نمی شود.آنها برای ساختن دنیای بهتر،شان فکرمی کنند وخود را بجاهای می رسانند که بیکرانه باشد.آنها هرگزبه خواسته های روزمره گی،سقوط نمی کنند آنها می خواهند نسل اندرنسل عزیزسربلند باشند.ماهی اول خودرا به اقیانوس می رساند اما این هجرت وفرارازتنگنایی،مشقات وزحماتی زیاد داشت ولی سرانجام ،وصل به اقیانوس آزادی وآگاهی می شود که نسل اندرصیاد،قادربه گرفتن وشکارکردنش نباشد.ماهی اول،نشانه آن دسته، آدمهای هستندکه خردشان خفته نیست آنها نسبت به همه امورواتفاقات، می اندیشند وازخردشان کارمی گیرند وسعی می کنند که با بکارانداختن ذهن شان،همه تواناییهای شان را درزندگی فعال نمایند.آنها به دیو واهریمن اجازه نمی دهند که به زندگی شان ،مسلط شود.آنها با خرد خود،بهترین نظامهای سیاسی رامی سازند.آنها دکتاتوری ،جلاد وصیادرا،ازبین می برند آنها با خردشان زندگی می کنند، به علم دانش روی می آورند،عالم وهستی را درتسخیرخود،درمی آورند این دسته ازمردم دریک دهکده زندگی نمی کنند آنها جهان را واقیانوس هستی را دراختیارخود دارند. درجامعه خردمند،اهریمن ازخیلی وقت است که مرده است.فرشته را بجای او ویا اهورا درمکان،اهریمن ،نشانده است.ماهی بادیدن صیاد که اهریمن وی بود،با خرد خود را به اقیانوس می رساند وحال این صیاد است که بخاطروی باید،هلاک شود وبمیرد.

 

صیاد گرفتن ماهی اول مولانا را، درگوربا خود می برد.ماهی اول درداستان مولانا، قابل شکاروبلعیدن واکل طبخ صیاد وجلاد، نیست.بل او صیاد وجلاد جانش را به تنگناه می اندازد.ماهی اول درداستان مولانا جلاالدین بلخی اشاره به آن تیپ ازآدمها هستند که خرخفته شان بیدارشده. حال سئوال این است که آیا، ما درافغانستان ازآن دسته وتیپ مردمی هستیم که خردهای مان،بیدارشده ومی توانیم با خرد وعقلانیت،زندگی خودرا اداره نماییم؟  هزارسئوال ودلیل ثابت می کند که ما درافغانستان به تکامل خرد وعقلانیت،دست نیافته ایم وازنوع ماهی اول درداستان مولانا نستیم وبه آن نرسیده ایم .ما مردمی هستیم که بخون هم دیگرتشنه ایم ماه صیادی شده ایم که هم دیگررا هدف قرارمی دهیم وبه شکارهم دیگر،کمربسته ایم وسالها است که خون هم دیگر را ،می ریزیم. ما مردمی هستیم که اقیانوس ودریارا نمی شناسیم وخیلی ازآن فاصله داریم. ما رابطه مان را با اقیانوس بیکران هستی آزادی، قطع کرده ایم .درحوزچه مرداب زندگی،هم دیگررا،می دریم ومی خوریم وما به جان هم افتاده ایم ودرفکرنجات خود هرگزنستیم.ماهی اول مولانا بما تعلق ندارد وما ازاین دسته وتیپ، نستیم که درفکرنجات خویشتن ووصل به اقیانوس باشیم واهریمن را سرگردان نماییم وآنها راهمراه با اروزوهای شان،بگوربفرستیم.ماهی اول درداستان مولانا،دوصیادرا که به قصد، صید کردنش برگشته بود،درمانده ساخت وهمه اروزوهای صیادان را که صید،طبخ واکل کردن ماهی اول بود،به باد فنا داد.

 

ماهی دوم درداستان مولانا،حرف ماهی اول را برای نجات ازتنگناه ووصل به اقیانوس رهایی،گوش نداد.ماهی اول به دیگردوستانش درحوزچه زندگی، خاطرنشان کرده بود که صیادان با اسباب وابزارشکارشان برمی گردند،زیرا ماهیت آنها،شکارکردن وخوردن وعیش نوش کردن است.صیاد مثل جلاد بما رحمی نمی کند وبا ید بفکرچاره شد اما ماهی دوم وسوم ،اخطارهای ماهی اول را،جدی نگرفت زیرا که خردشان خفته بود ونمی توانستند درک نمایند که جلاد چیست وصیاد چه معنی دارد.آنها نمی دانستند که صیاد آنها را به آتش کباب می کند صیاد همان جلادی است که سرزمین سوخته برای شان می گذارد وهمه هستی وحیات شان را ازبین می برد صیاد هیچ احساس اینکه حوزچه ،جغرافیای زندگی ماهیها می باشد،ندارد.ماهی دوم وسوم هیچ یک ازاین اموررا درک نمی کردند وبه تدابیرماهی اول که خرد فعال داشت،گوش ندادند. تنها یک دلیل برای غفلت شان داشت که خردشان،خفته بود ونمی توانستند مسایل پیرامونی خود را تحزیه وتحلیل نمایند.ماهی اول به آنها گفت که صیادان بدون دلیل واتفاقی بالای سرشان آمدند وازحوزچه شان دیدن کردند اما آنها جلاد اند وبا اسباب وابزار وبا دلیل برای صید، ما برمی گردند.ماهی دوم وسوم به تحلیلهای ماهی اول گوش ندادند.

 

صیادان با ابزارشکارشان ،پس ازساعاتی برگشتند.آنها وسایل شکاررا درحوزچه ماهیها انداختند.ماهی دوم با روی داد ولمس چنگگ صیاد،خرد خفته اش بیدارشد وباتماشای عینی ابزارشکاردرپیرامونش،متوجه شد که صیادان قصد گرفتن،کباب کردن وخوردنش را دارند.ماهی دوم عقل خفته اش را بکارگرفت وفکرکرد که صیادان ازماهی مرده خیلی بدش می یایند وهرگزدوست ندارند که ماهی مرده را ازدریا وحوزچه ها، شکارنمایند.صیاد دوست دارد که شکارش زنده باشد ودربرابرچشمانش دست پا بزند.صیاد درهنگام گرفتن شکار،سخت لذت می برد که شکارش هنگام جان دادن،بی تپد وبه پشت پهلوخودرا به زمین بکوبد این لحظه ها شیرین ترازموقع کباب وخوردن ماهی است.ماهی دوم خودرا مرده می اندازد وپیش ازاینکه به دام صید گیرافتد،مثل ماهی مرده به روی آب ظاهرمی شود درحالیکه پشتش طرف آب وشکمش طرف افتاب،است درچشم صیادان، می افتد.صیادان بادیدن ماهی مرده به خشم می آید لاشه اورا ازروی آب گرفته وروی آن تف انداخته وبا قدرت تمام به طرف دریا،پرتاب می کند. ماهی دوم درحاشیه دریا می افتد وبا زحمت زیاد خودرابه اقیانوس می رساند وبه این صورت ازچنگ صیادان،نجات می یابد.

 

ماهی دوم مولانا،نشانه آن دسته وگروه ازآدمها می باشد که تازمانیکه با حوادث واتفاقات درگیرنشده،عقل به سرشان نمی آیند آنها لحظه ای به هوش می آیند وخرد خفته شان، بیدارمی شوند که مرگ ونابودی را درچند قدمی خود وبا گوشت وپوست خود،لمس نمایند.ماهی دوم وقتیکه چنگگ صیاد وسایه آنها رابالای سرش،دید،تکان خود وخردخفته اش بیدارگردید وباخرد خود نقشه کشید وبا موش مردگی،مورد نفرت صیاد قرارگرفت وبا انداختن تف به صورتش،به جانب دریا پرتاب شد وبه این صورت نجات یافت.آدمهای ازاین دست هم متاسفانه کم داریم هزاران حوادث دراین کشورچندین سال است که روخ داده وهرروز شاهد مرگ ومصیبت هستیم اما هرگز،ازخواب غفلت بیدارنمی شویم وخرد ما هم چنان خفته است.دراین میان سیاست مداران واهالی حکومت،هرگزازخواب گران بیدارنمی شود.سال گذشته طالبان،با نقشه وبرنامه به قصد کشتن استاد ربانی آمدند وبا اجرای نقشه شان،وی را به آن صورت به قتل رساند هفته گذشته،تروریست وجلاد ابزارمرگ را درمناطق محرمه ازبدن خود،جاسازی کرده ورییس امنیت ملی را مورد حمله قرارداد که معلوم نیست سرنوشت وی چه خواهد شد.ماهی مولا نا باروی داد پیراموش،تکان خورد وخردش بیدارشد وراه چاره ای اندیشید وسرانجام خودرا نجات داد وبه آزادی وزندگی دست یافت.ماهی دوم مولانا که نشان دهنده آن تیپ ازمردمی می باشد که با حوادث ازخواب غفلت ،بیدارمی شوند.ما ازازنوع دوم وازتیپ ماهی که با اتفاقات،خرد خفته اش،بیدارشد،نستیم. سی هفت سال حادثه، اتفاق وشکارهای پی هم بازهم،خردما،مرده است وهم چنان گرفتارصیاد وجلاد هستیم.

 

نوع سوم  ازماهی مولانا،درحق ما صدق می کند.ماهی سوم هرگزمتوجه خطری دام صیاد نیست وهم چنان به فکرخوردن است دام صیاد که درکنارش نشسته ولقمه ای هوس انگیز که درنوک آن برای صید گذاشته شده،توجه ماهی نوع سوم را بخود جلب می کند.ماهی سوم مولانا که ذره ای ازخرد وی، بیدارنشده وهمه تلاشش برای خوردن اختصاص یافته با دیدن لقمه نانی ویا تکه گشتی که درنوک صید دیده می شد،حمله می برد که آن لقمه را پیش ازهمه بردارد ویک باره به دام صید گرفتارمی شود به این صورت صیاد وجلادرا به هدفش می رساند.صیاد همه اروزویش،صید ماهی بود وحال وی را گرفته ودربرابرچشمانش روی زمین ودردام صید،می تپد وصیادازاین لحضه ها،لذت می برد وبه این صورت ماهی سوم مولانا،طبخ واکل می شود.ما سالها است که قربانیان، صیاد وجلاد،شده ایم. جامعه ما به همین دلیل است که هرروزدردام جلادان هستند وهرگزبیدارنشده اند.هرچه اتفاق دراین سرزمین روی می دهد وجلاد هرروزازما قربانی می گیرد ولی ما بازهم بیدارنمی شویم.خرد ما گواینکه یخ زده وکرخت شده وهیچ حادثه ای آن را تکان نمی دهد.خرد فردی وجمعی ما خفته است دربرخی موارد مرده است.

 

درجامعه ایکه خرد وعقلانیت مرده باشد،طبیعی است که درآن جامعه اصل  برتنازع بقاء قرارمی گیرد.درجامعه انسانی ویاماهی ازنوع اول ودوم،اصل برتعاون بقاء است دراقیانوس عدالت وآزادی، ماهیهای اول ودوم،اصل را برتعاون بقاء گذاشته اند و به همین دلیل است که صیاد درسرزمینهای آنها راه ندارد.ما ازنوع تیپ سومی هستیم که اصلا متوجه دوستان ودشمنان خود نستیم. ما اصلا قدرت شناخت وتعریف دشمن را نداریم. خرد ما خفته است  ما نه دوستان خودرا می شناسیم ونه دشمنان مان را.تروریست برای چندمین باراست که ماراشکارمی کند ولی ما بازهم به دشمنی آنها شک داریم.ما خفته خردانی هستیم که درفساد وبیرحمی درکنارفاسدترین کشورهای دنیا قرارگرفته ایم هدف ما درزندگی، تنها کشتن، خوردن وفساد شده است وما اصلا برا ی نجات خود،فکری نداریم وما نمی دانیم که برما چه می گذرد ما مثل ماهی سوم مولانا،به طرف لقمه های حرام که بوی مرگ ونابودی درآن است ،می دویم.ماهی ازنوع سوم گرفتاریهای زیادی دارد وهرگزبه اقیانوس وآزادی دست نمی یابد زیراکه خرد وی خفته است.خرد خفته ویا بی خردی یعنی همین ماهی ازنوع سوم.

فرمایشات رییس

فرمایشات رییس

 

پاکستان درتروراسدالله خالد،مقصردانسته شد.رییس جمهور،امروزدرکنفرانس خبری خود گفت:تروراسدالله خالد کارطالبان نیست.وی می گوید: پیچیدگی عملیات وداخل کردن مواد انفجاری درداخل بدن،بالاترازسطح طالبان می باشد.ایشان گفت: نقشه حمله درکویته پاکستان،طراحی شده بود.رییس جمهورمدعی است که طالبان درحدی نیست که چنین عملیاتی را،راه اندازی نماید.نقشه تروراسدالله خالد همانند تروراستاد ربانی،دست های بالاترومرموزی، درپشت سردارند واین کارطالبان نمی تواند باشد.مضمون فرمایشات امروز،رییس جمهور،بادومساله همراه شد،تبرئه طالبان،ومقصربودن پاکستان.

 

ایشان گفت: ما خواهان توضیحات بشترودوستانه ،ازطرف پاکستان دراین مورد هستیم ودرنشست که درکشوربرادرترکیه داریم،این موضوع را با مقامات پاکستان درمیان می گذاریم.منتقدان رییس جمهورمی گویند: طالبان با صراحت می گویند: که حافظ محمد، عضو طالبان،حمله به جان اسدالله خالد را،انجام داد.ذبیح الله مجاهد سخنگوی طالبان،مسئولیت حمله به اسدالله خالدرا به دوش می گیرد.اما رییس جمهورمی گوید: این کارطالبان نیست بلکه دستهای بالاتری درپشت،قضیه قراردارد.حمله به جان اسدالله خالد،با عکس العمل شدید داخلی وخارجی روبروشد.سخنگوی وزارت خارجه آمریکا حمله به رییس امنیت ملی را،بزدلانه خواند وآن را محکوم نمود.پارلمان کشورامروزدرنشستی خود، به شدت به روند مذاکرات صلح با طالبان،حمله کرد وبرخی ازاعضای پارلمان خواهان انحلال شورای عالی صلح گردید.برخی هم گفتند وقتیکه حکومت نمی تواند،امنیت بالاترین مقام امنیتی خود رابگیرد،پس چه گونه می تواند انتظارداشت که امنیت عامه مردم درافغانستان،تامین  می شود.احزاب سیاسی،حمله به جان رییس امنیت ملی را محکوم کردندوخواهان تحقیقات گسترده دراین مورد شده اند.

 

رییس جمهوردرکنارمساله ترورنافرجام به جان اسدالله خالد،به موضوعات دیگری نیزاشاره داشت وی درمورد حذف کمیسیون سمع شکایات ازپروسه انتخابات گفت:این کاربخاطرشفافیت انتخابات است.ایشان به این موضوع پردخت وگفت:درهیچ کشوری،اعضای خارجی،نتوانسته،شفافیت انتخابات را تامین نماید.رییس جمهوردراین موردبه آمریکا وکشورهای اروپایی اشاره داشت که هیچ کشوراروپایی وکشورایالت متحده آمریکا درانتخابا خود،نظارت افراد خارجی را قبول ندارند.مخالفان رییس جمهورمی گویند:مشکل ایشان این است که می خواهد مسایل را ساده سازی نماید.اظهارات پوپلیستی وعوام پسندانه،دردی را دوا نمی کند.وی فکرمی کند که مردم عوام ازاین مساله خوشش شان، می یایند که علیه خارجی، حرف زده شود وبرضد خارجیها،عقده گشایی صورت بگیرد.رییس جمهوربه نوعی خواسته به مردم نشان دهد که با خارجیها،رابطه خوبی ندارد وازخارجیها،خوشش نمی آید.اظهاراینکه گفته شود نظارت بی طرفانه بین المللی ازانتخابات افغانستان،مغایربا حاکمیت ملی می باشد،تنها مصرف عامیانه می تواند داشته باشد.افغانستان را درکنار،کشورهای اروپایی قراردادن ومقایسه اینکه درآن کشورها،هیچ خارجی ازانتخابات شان،نظارت نمی کند،مغالطه است.کشورهایکه رییس جمهورازآنها نام گرفته است.مسایل چون انتخابات را،نهادینه کرده. قانون ورعایت آن،اصل قدسی برای کشورهای اروپایی می باشد.

 

افغانستان کشوریکه درهیچ عرصه ای،قابل مقایسه با غرب نیست.مدیریت،اقتصاد،سیاست ،انتخابات،تکنولوژی ودانش،امنیت،تجارت ودیگرامورمربوبه زندگی جمعی،به هیچ صورت با افغانستان،مقایسه نمی شود.افغانستان مشابه کشورهای مثل سومالی،کره شمالی،کشورمالی ودیگرممالک عقب مانده،دنیا،دانسته شده است.سازمان شفافیت بین المللی، افغانستان را درامرفساد،درکنارکشورهای چون سومالی وکره شمالی قرارداده.پاسخ دادن به این سئوال مشکل است که دانمارک،دراروپا،بالاترین مقام را درشفافیت مالی می گیرد اما افغانستان درکنارسومالیا،قرارمی گیرد.انتخابات درکشورهایکه رییس جمهورازآنها امروزنام گرفته است،بگونه ای برگزارمی شود که همه طرفها،به اصول وقوانین ومیکانیزمهای انتخابات،اذعان دارند.درحالیکه ما درکشور،بزرگترین چالش را درتدوین قانون انتخابات داریم.رییس جمهورهرگزنظام انتخاباتی که درآن احزاب نقش داشته باشد را قبول ندارد.هفته گذشته ایشان باصراحت به احزاب سیاسی درارک ریاست جمهوری گفت:برادرها، شماهرکدام تان حزب دارید وما نمی توانیم قوانین را که به نفع احزاب باشد،تایید نماییم.

 

درکشورهایکه رییس جمهورازآنها نام گرفت،احزاب بلا استثناء،پایه دموکراسی ومادرنظامهای مردم سالاری را تشکیل می دهد امادرافغانستان،رییس جمهوریازده سال است که با قانون انتخابات صرف به دلیل اینکه،احزاب سیاسی کشورش،نقشی نداشته باشد،درگیرشده است.ایشان هرگزقانون انتخابات براساس،پیشنهاد احزاب را،قبول ندارد.رییس جمهورامروزبه خبرنگاران ،اعلام داشت که قانون وزارت عدلیه بهترین قانون درانتخابات است.درحالیکه مسوده ای وزارت عدلیه بنا به سیاست حکومت افغانستان،یکی ازظالمانه ترین قانون درمورد احزاب سیاسی افغانستان می باشد.احزاب سیاسی امروزدریک نشست خبری اعلام داشت که قانون پیشنهادی وزارت عدلیه ،برخلاف احزاب سیاسی کشورمی باشد.درمسوده وزارت عدلیه به احزاب هیچ نقشی درانتخابات،درنظرگرفته نشده.نظام انتخاباتی درطرح پیشنهادی وزارت عدلیه، همان نظام اس.ان.تی.وی است.دراین سیستم احزاب هیچ نقشی نمی تواند داشته باشد.رای واحد غیرقابل انتقال،بمعنی ازبین بردن حقوق احزاب سیاسی می باشد.رییس جمهوردرارک ریاست جمهوری به مناسبت ترورنافرجام رییس امنیت ملی،با قاطعیت ازقانون پیشنهادی وزارت عدلیه،حمایت کرد.ازجانب دیگررییس جمهورازحذف کمیسیون سمع شکایات نیز،پشتیبانی کرد.

 

اما شورای همکاری احزاب وایتلافهای سیاسی درنشست خبری امروزخود،نسبت به هردومساله،موقف تندی را اتخاذکرد.شورای همکاری وایتلافهای سیاسی بیست یک عضودارد.آنها درمورد برداشته شدن کمیسیون سمع شکایات،ازروند انتخابات به شدت،اعتراض داشتند وآن را گامی خطرناک درجهت جعل وتقلب درانتخابات سازمان یافته ،دانستند.آنها گفته اند: محاکم قضایی یکی اینکه وابسته به حکومت است واین وابستگی، استقلالیت انتخابات را ازبین می برد.نقص دیگراین است که : ارجاع شکایات ودعاوی انتخابات،امرتخصصی وفنی می باشد ومحاکم نمی توانند به درستی به آن رسیدگی نماید.کمیسیون سمع شکایات بعنوان یک مرجع بی طرف،تخصصی درشفافیت انتخابات،لازم است.شورای همکاری احزاب درمورد قانون انتخابات، نیزموقف گرفت وگفت: مسوده ای قانون انتخابات که ازطرف وزارت عدلیه ،طراحی شده به هیچ وجه مورد قبول احزاب سیاسی نیست.شورای همکاری احزاب درنهایت امر،همه آروزوهای شان را،عطف به فیصله های پارلمان کرد وازپارلمان کشورخواست که طرح پیشنهادی احزاب،گروهای مدنی رادر،تصویب قانون انتخابات،درنظربگیرد وازپارلمان کشور،درخواست کرد که نظام مختلط انتخاباتی را مورد تایید وتصویب قراردهد.

 

آگاهان سیاسی می گویند: حکومت رییس جمهورکرزی درحال حاضر به دو مرکزقانون گزاری،سلط ونفوذ فوق العاده دارد وکمیسیون مستقل انتخابات دربست دراختیار،رییس جمهورقرارگرفته است.مجلس سنا که یک ثلث آن ازسوی رییس جمهورکرزی،منصوب شده این یک سوم دراختیاررییس جمهورکرزی می باشند ودوثلث دیگرآن به دلیل ضعف های که دارند،درنهایت امر، زیربارحکومت وسلطه ونفوذ آن می باشد.نقض قانون تشکیل وصلاحیت کمیسیونهای انتخابات که ازسوی پارلمان کشور،تصویب شده بود،دلیل تردید ناپذیری است ازسلطه واقتدار حکومت برمجلس سنای کشور.مرکزدیگرقانون گزاری،پارلمان کشوراست.پارلمان هم به دلیل اینکه اعضای آن اکثرا،منفرد می باشند.آنها برنامه ملی ندارند منافع شخصی شان ترجیحات زیادی،درتصمیم گیریهای آنها دارند.تحلیل گران می گویند:آسیب پذیری پارلمان دراطاعت وتبعیت ازحکومت خیلی زیاد می باشد.استیضاح اسماعیل خان ورای پارلمان به ادامه کارایشان،ازسوی حکومت،مهندسی شده بود اعضای پارلمان با اشاره حکومت،به امیرصاحب اسماعیل خان،رای دادند.قانون انتخابات درکابینه حکومت،مورد نقض ابرام قرارگرفته وبگونه ساخته شده که احزاب هیچ نقشی درانتخابات نمی تواند داشته باشد.این قانون که امروزرییس جمهوربا قاطعیت ازآن حمایت کرد،به پارلمان فرستاده می شود این بارحکومت درپشت این قانون،تا آخرین لحظه استاده است.همه انرژِی وتوان خود را بکارمی گیرد که تا قانون وزارت عدلیه درمورد انتخابات،تصویب شود.

 

گفته شده که اگرحکومت درموردی تصمیم بگیرد که رای پارلمان را تغییردهد این کاررا بخوبی توانسته انجام دهد.قانون انتخابات دربزکشی حکومت واحزاب سیاسی قرارگرفته وآگاهان به گمان اغلب گفته اند که حکومت با چابک سواران وچابک کاران خود،قانون انتخابات را درحفره پالمان می اندازد وبه این ترتیب برنده،میدان بزکشی می شود.کمیسیون مستقل انتخابات که ابزارمهم دیگری درکنارمجلس سنا،پارلمان قراردارد واین کمیسیون ورییس آن آقای فضل احمد معنوی،همه اموررا مطابق با خواسته های حکومت ،سازماندهی می کند.حذف کمیسیون سمع شکایات،طرح معنوی دانسته شده وی نسبت به این کمیسیون،سخت حساس وبد بین بود وسرانجام آنرا بکلی ،با تصویب کابینه ازمیان برداشت.مجموع عوامل ومولفه های که برشمردیم،به سود حکومت عمل می کند درکناراین مسایل،نیروهای امنیتی وزارت داخله والیها وولسوالیها،درسراسرافغانستان،همه ماموران حکومت هستند.آگاهان امورانتخابات ازهم اکنون اذعان می دارند که: میکانیزمهای اجرایی وعملیاتی انتخابات،تماما دراختیارحکومت قراردارد.این ها ازعواملی است که رییس جمهورکرزی را ،امیدوارساخته که می تواند برنده انتخابات سال 2014 چهارده باشد.

 

آگاهان امورکشورمی گویند: فرمایشان امروز، رییس جمهوردرمورد مسایل تازه افغانستان،هیچ نگرانی رابرطرف نکرد.وی درامرترورنافرجام رییس امنیت ملی،طالبان را،تبرئه کرد وگفت:دستهای بالاترازطالبان دراین امردخالت دارند واین کارطالبان نمی تواند باشد درحالیکه طالبان می گویند:حمله به جان اسدالله خالدکارعضوما،حافظ محمد بود.وی مواد انفجاری را درمناطق محرمه ای، ازبدن خود،جاسازی کرده وبا انفجارآن ،سبب مجروح شدن شدید،رییس امنیت ملی می شود.فرمایشات رییس درمورد انتخابات،برداشتن کمیسیون سمع شکایات ازسیستم انتخابات،نیزمایه نگرانی ودلسردی،احزاب سیاسی شد.احزاب سیاسی نسبت به فیصله های حکومت،واکنش نشان داد واقدامات حکومت را محکوم کرد احزاب سیاسی آخرین سنگردادخواهی خود را پارلمان کشور،دانسته وامروز شنبه دریک کنفرانس خبری،طلب استمداد ازپارلما کشورنمود.

سواربرکشتی نوح ،استرالیا می رویم

سواربرکشتی نوح ،استرالیا می رویم

 

دریک علمیات انتحاری، چندتن ازمردم افغانستان کشته می شوند.یکی ازقربانیان که هیچ حساب وکتابی نداشت وبرای امرارمعاش خود وخانواده پرجمعیت خود، ازهیچ ایثاری،دریغ نمی کرد.قربان نام داشت. وی برای کاربه ولایات مختلف افغانستان،سفرکرده بود. درمسیرمیدان شهروکابل چند تن ازدوستانش را طالبان درماه مبارک رمضان،سربریدن.قربان ازصحنه های خونین منطقه ای جللیز،به شدت هراس داشت وهمیشه کابوس چهارنفرازدوستانش را که دربیست هفتم ماه مبارک رمضان،توسط طالبان،ذبح شدند،شبها باخود داشت.قربان درکابل کاری که بتواند،زندگی وی وخانواده اش را،تامین نماید بدست نیاورد.دیگرهرگزنمی خواست ازمیدان طرف هزاره جات سفرنماید. این بارتصمیم گرفت طرف ولایت غزنی برود.

 

وی همراه با چندنفر ازدوستانش دریکی ازقرارگاه اردوی ملی افغانستان کار،برای خودشان، دست پاکرده بود اما همیشه نگران رفت آمد خود به کابل بود.وی خاطره کشته شدن رفقایش درمیدان شهرراهرگزازیادنمی برد.قربان صاحب چهارفرزند بود همسر، پدرومادر ویکی دوخواهربرادرکه درمکتب ودانشگاه درس می خواندند،همه زندگی آنها، وابسته به کارقربان بود.چندنفرازدوستانش به استرالیا رفتند وازشهرسدنی برایش عکس فرستاده وروزگارش را تعریف کرده بودند.قربان بادیدن عکسهای رنگارنگ دوستانش دراسترالیا، به وجد می آمد وهمیشه درفرصتهای بیکاری به آن تصاویرنگاه می کرد وگاهی هم اشک می ریخت وزمانی هم با خود می گفت: خوش بحال تان که ازدست جنگ، فقروگرسنگی نجات یافته اید.قربان فکراسترالیا را داشت ومی خواست به هرقیمت که شده خودش را روزی به استرالیا برساند.وی همیشه دعامی کرد وبعد ازنمازدعا می کرد که به استرالیا برود.اودرعاشورای سال گذشته نذرکرده بود که درمراسم عاشورای حسینی شرکت نماید ودرزیارتگاه ابوالفضل همراه دیگر عزارداران،با عشق وآروزو،شرکت کرد اما درظهرعاشورا درمحوطه زیارتگاه دریک عملیات انتحاری ازسوی طالبان،با جمع کثیری اززایران، به شهادت می رسد.

 

قربان، این انسان مظلوم ووارسته که منبع درامد همه اعضای خانواده بود با انفجارمرگبار،ظهرعاشورا درمیان هشتاد نفردیگربه شهادت رسید.وی هیچ کاری خلافی درزندگی خود، نکرده بود تازنده بود برای تامین زندگی خانواده اش،تلاش می کرد وی برای پیداکردن کار،اکثرولایات افغانستان را، راه رفته بود  همان گونه که بیان شد،آخرین ولایتی که کاربرای خودش دست پاکرده بود، دریک پایگاه مربوط به اردوی افغانستان درولایت غزنی بود.قربان با همراه چهارنفردیگرازدوستانش دراین پایگاه کارمی کرد. وی هوایی رفتن به استرالیا را همیشه با خود داشت. عکسهای دوستانش وسوسه آتشین دردل وی ایجاد کرده بود وبه همین دلیل درروزعاشورا، درجمع عزاداران حسینی به زیارتگاه ابوالفضل درمراد خانی رفته بود.انتحاری طالب، وی را همراه با جمع کثیری به شهادت رساند.راویان اخبارپس ازمرگ وی،چنین نقل کرده اند که جبریل وی را مستقیما به بهشت می برد.قربان درجمع بهیشتیان،درفکربازماندگانش بود وی لحظه ای همسرمهربان،فرزندان دلبند،پدرومادرپیروخواهربرادرش را حتی، دربهشت فراموش نکرد.قربان با اعتقادات خود دربهشت، زندگی می کرد وبه استاد مزاری بسیارعلاقه داشت زیرا وی روزهای دشوار سال 1373 را درکابل ازیاد نبرده بود.قربان دربهشت آرام نداشت وآرامش دیگربهیشتیان را نیزگرفته بود.

 

سه مساله مهم دربهشت، خاطروی را پریشان ساخته بود. موضوع اول فکرخانواده وبازماندگانش بود وعادت کرده بود که با تهیه پول ازبابت کارگری، برای آنها آب ونام تهیه نماید. خرج دانشگاه خواهرانش را می داد وهزینه رفتن مکتب برادرانش را،می پرداخت. وی دوست داشت که برای پدرومادرپیرش لباس بخرد.دربهشت ذره ای این مسایل، وی را آرام نمی گذاشت وآرامش بهشت برایش چندان لذت بخش نبود.

 

مساله دوم اعتقادات وی بود. قربان همیشه با عقاید خود زندگی کرده بود ویادگرفته بود که درافغانستان، دارای حقوق شهروندی است. وی بخوبی یاد گرفته بود که دارایی، حقوق انسانی وشهروندی درافغانستان می باشد زیرا وی می دانیست که نیاکانش برای این خاک چه قدر،زحمت کشیده وبا خون خود ازتمامیت ارضی افغانستان دفاع کرده است وبرای رسیدن به این هدف، راه ورسم  مزاری را،برگزیده بود وی دربهشت عکسهای مزاری ودیگرشهدایی، را که دوست داشت،نصب کرده بود.قربان تعصبات سیاسی ودینی اش را دربهشت، نیزکنارنگذاشته بود.برخی ازتصاویررا شکسته بود وبجای آن عکس شهدای مورد نظرش را نصب کرده بود.رفتاروی موجب ناراحتی، دیگربهیشتیان شده بود وهمه ازدست وی شاکی بودند.قربان، بخاطر خانواده وبازماندگانش،آرامش نداشت. وی دربهشت هم کارهای که دردنیا انجام داده بود،همان کارها را بخاطرباورهای اعتقادی اش انجام می داد وی  بخوبی،ثابت کرده بود که بخش ازوجود آدمی را ،همان باورهایش،شکل می دهد.وی دربهشت با عقاید خود زندگی می کرد.

 

مساله سومی که برای وی خیلی مهم بود، مساله رفتن به استرالیا بود وی تمام اروزویش این بود که خودرا به استرالیا برساند سفراسترالیا ،مرتبط می شد به زندگی وی.افغانستان درزمان حکومت رییس جمهورکرزی،با دومشکل فقروامنیت،روبروشد. مردم دراین دوره نیزبه اقصی نقاط ازجهان،آواره شدند.دوستان قربان عموما طرف استرالیا گریخته وبرخی درمیان دریا غرق شده وعده ای هم خودرا به استرالیا رسانده بودند.وی دربهشت خبرمی شود که پیام بران الهی حضرت موسی،حضرت عیسی وحضرت نوح ودیگراولیاء الله دربهشتی که وی وارد شده، زندگی می کنند. وی به سختی یک روزموفق می شود به زیارت حضرت موسی علیه السلام، برود وداستانهای که درباره آن پیامرخدا، شنیده بود، همان داستانها را اززبان خودش بشنود.قربان درگفتگوبا حضرت موسی این بخش اززندگی حضرت موسی علیه السلام، برایش جالب بود.وی ازرسول خدا خواهش می کند که داستان مبارزه اش با فرعون را برایش تعریف نماید.وی دردنیا داستانهای زیادی ازمبارزات حضرموسی علیه السلام با فرعون را، شنیده بود وخودش با سرمشق اززندگی حضرت موسی دربرابرفرعونیان زمانش ،مقاومت ومبارزه می کرد.قربان ازحضرت موسی علیه السلام می پرسد که مردمش همانند مردم مصر،زیرسلطه فرعونیان زندگی می کنند.دریک مورد وی گفت: فرعون افغانستان دریک مقطع تاریخ، تا 62 درصد ازتبارش را به جرم اینکه به حکومت فرعون نه، گفتتند،قتل عام کرد.زنان ودخترانش را اسیرکرد وبه همه دنیا بعنوان برده وغلام فروختند.

 

قربان، درادامه داستانش اشاره به فرعون یک چشم داشت که پیروانش، مردم را درهرجا،می کشند وی فتوا داده که مخالفانش را با انفجار،انتحار،بکشند آنها وسکتهای را به کمرشان می بندند وخودرا منفجرمی کنند ازجمله درزیارتگاه ابوالفضل همین کاررا کرد که من نیزدرمیان، زایران حسینی بودم.انتحاریون می گویند که ما  بافرمان، فرعون یک چشم خود، مردم را می کشیم و به جنت می رویم.قربان می گوید: اما ازمدتی که حضرت، جبریل مرا اینجا آورده، من یک نفرازپیروان فرعون یک چشم را دربهشت نمی بینم.حضرت موسی علیه السلام می فرماید: آنها پیروان فرعون هستند وبهشت جای فرعون وفرعونیان نیستند.همه آنها درقعرجهنم گرفتارشده اند.قربان، با ذکرداستانهای ازشهرکابل وازخاطرات دوران اشغال شوروی وازظلمهای که درغرب کابل درحق مردمش رواداشته شد،با نبی خدا صحبت کرد.وی ازجنایات فرعون یک چشم بسیارنالید وگفت این جنایت کار،دستورداده که حتی به طفل مردم ،هم رحم نکند.درقندهارچهارماه پیش یک کودک دوازده ساله را گرفت وآن طفل مظلوم را گردن زد.جرم این کودک این بود که برادرش درپولیس ملی افغانستان،انجام وظیفه می کند.حضرت موسی علیه السلام می فرماید: فرعون زمان من ،به جرم اینکه مرا بکشد ومنجمانش گفته بودند: که کودکی دربنی اسراییل بدنیا می آید که تاج وتخت فرعون را سرنگون می کند.فرعون با پیش بینی منجمانش دستورداد که زنان بارداربنی اسراییل را شکم های شان را ،بدرند وکودکانش اگرپسرباشند بکشند.

 

قربان می گوید: شبیه این کاردرسراسرافغانستان،توسط فرعون زمان ما،صورت می گیرد.وی خود را نماینده خدا درزمین می داند ومی گوید: من امیرالمومنین هستم.پیروان فرعون یک چشم، چندروزپیش درولایت کاپیسا یک دخترنوجوان را که بچه های مردم را واکسن می کرد،به صورت فجیعی وی را،به قتل می رساند. آن طفل دوازده ساله را که گفتم سه ماه پیش، سربریدند.درماه مبارک رمضان سالجاری، بیست سه نفر ازمسافران را، ازماشین پیاده کرده وهمه شان را سربریدند.قربان می گوید: همین دیروزخبرشدم که رییس امنیت ملی افغانستان آقای اسدالله خالد را، مورد حمله قرارداده که ایشان به شدت زخمی شده است.پیروان فرعون یک چشم ما،اسلحه های را درکشورهمسایه می سازد که نسبت به اسلحه فرعون زمان شما، بسیارپیشرفته است وصدها نفررا دریک چشم بهم زدن، پاره پاره می کنند.من درزیارتگاه ابوالفضل همراه با هشتاد نفردیگر،تکه تکه شدم.تصویرظهرعاشورا درزیارتگاه ابوالفضل،دنیارا تکان داد وآقای حسینی عکاس این صحنه،برنده بهترین تصویرسال،شناخته شد.هشتاد نفرکشته وبیش ازصدنفردیگرزخمی شدند.قربان ازحضرت موسی علیه السلام، خواهش می کند که همان عصای فرعون شکنش را به وی بدهد وبرای نابود کردن فرعون یک چشم به آن احتیاج دارد.

 

روزی دیگر،قربان بدنبال حضرت نوح علیه السلام ،را ه می افتد چون شنیده بود که وی کشتی دارد که هرگزدرآب واقیانوس غرق نمی شود. وی با خود فکرمی کند که این کشتی را باید ازحضرت نوح گرفت زیرا اشد ضرورت به آن دارد.راه استرالیا بسیارخطرناک می باشد وتعداد زیادی به دلیل خرابی کشتیها،غرق آبهای استرالیا شده اند.قربان همان گونه که به طرف پایگاه واقامتگاه حضرت نوح علیه السلام روان بود،ناگهان با چهارنفرازهمکارانش که درپایگاه پولیس امنیت ملی درغزنی، کارمی کرد،روبرومی شود وباگرمی آنها را درآغوش می گیرد وازدیدن دوستانش خیلی خوشحال می شود.قربان ازدوستانش می پرسد چطور شدکه به بهشت آمدید.آنها گفتند که درهنگام مرخصی جمعه،طرف خانه می رفتیم درمسیرراه طالبان، مارا ازماشین پیاده کردند وپس ازاینکه برای شان مشخص شد که ما درپایگاه پولیس کارمی کنیم، همه ما را ازدم تیغ گذراند واین شد که به اینجا آمده ایم.آنها گفتند که ما با تلفن اتصالات، به خانواده های مان، تلفن کردیم وگفتیم که ما طرف کابل می یاییم. تلفنهای ما، تمام شد که ناگهان چند طالب مسلح را ه را برماشین، درناحیه ولسوالی اندرغزنی بست وما را ازماشین پیاده کرد وپس ازاینکه روشن شد، ما کارگران قرارگاه هستیم،با کارد وبرچه، ما راکشتند وسرهای مارا ازتن ما جدا کردند.

 

قربان، کمی اشک می ریزد ودلش برای خانواده اش وخانواده ای دوستانش،به شدت تنگ می شود. خصوصا اینکه همه آنها منتظرآمدن عزیزان شان ازغزنی به کابل هستند. زیرادوستان قربان پیش ازگرفتاری، به خانواده شان خبردادند که ما طرف خانه می یاییم.قربان می گوید: بیایید برویم دراقامتگاه حضرت نوح علیه السلام وازوی بخواهیم که مارا کمک نماید وکشتی شان رابما بدهد.کشتی نوح ،گرانتی شده است وبا سواربه آن، همه ما صحیح وسالم به استرالیا می رسیم.همه می روند به محضرنوح علیه السلام وهرکدام داستانهای خودرا که درافغانستان وکابل غزنی برای شان،روی داده بود به حضرت نوح علیه السلام نقل می کنند ودرپایان خواهش می کنند که کشتی شان را به آنها بدهد.اگربخشش وهدیه نمی کند،کشتی را اجاره دهد وبا رسیدن به استرالیا وپیداکردن کار،پول اجاره آن را به حضرت نوح می رساند.قربان خطاب به نوح نبی علیه السلام گفت: ما می دانیم که شما برای کشتی تان بسیارزحمت کشیده اید وبا همین کشتی صدها انسان وحیوان را ازغرق شدن نجات داده اید.ما این کشتی را بخاطرسفربه استرالیا، لازم داریم.معامله قربان ودوستانش با حضرت نوح علیه السلام درمورد کشتی،به گفتگوهای دیگروروزهای بعد ماکول می شود.

 

مذاکرات صلح بافرعون یک چشم ،ظاهرا بجای نمی رسد زیرا هیئت صلح افغانستان ووزیرخارجه تازه، ازپاکستان برگشتند ولی دیدیم که یکی ازپیروان ملاعمررهبر یک چشم طالبان، با نقشه بسیارپیچیده،سوء قصد به جان رییس امنیت ملی کرد.اسدالله خالد رییس نسبتا موفق،امنیت املی درشفاخانه بستری وتحت درمان قراردارد که خدا ایشان را شفا دهد.قربان، همراء با دوستانش کشتی را ازحضرت نوح می گیرند زیرا آنها متیقین شده اند که درافغانستان صلح ومذاکره بجای نمی رسد.بهیشتیان دیگر،ازقربان به حضرت جبریل شکایت می کنند که وی را ازبهشت خارج نماید زیرا وی زندگی را برای آنها،تلخ کرده است بهیشتیان می گویند: اطلاع موثقی دارند که وی با دوستان که تازه به اوپیوسته،قصد تصاحب کشتی را دارند آنها گفته اند ما برای رفتن به استرالیا، کشتی را ازحضرت نوح می گیریم واگربه رضایت نداد کشتی رابه زورازش می گیریم.بهیشتیان می گویند: قربان را ازبهشت بیرون نمایید والا بدون تردید آنها جنگ ودعوا دربهشت راه می اندازند.بهشتیان می گویند: درافغانستان چه خبراست که هرروزبه تعداد مردم آنها دربهشت زیاد تر وزیادتر می شوند.

(این داستا،الهام گرفته شده ازچند سطر بسیارکوتاه درفیسبوک است.دوستی که آن را نوشته بود،نمی دانم کی بود)

عامل فساد ونا امنی آمریکا است

عامل فساد ونا امنی آمریکا است

 

رییس جمهورکرزی اعلام داشت که آمریکا وناتو،عامل ناامنی وفساد درافغانستان می باشند.ایشان دریک گفتگوی با شبکه خبری ان. بی.سی آمریکا گفت: قراردادیهای غرب وآمریکا،منبع فساد درافغانستان هستند.آگاهان سیاسی می گویند: اظهارات رییس جمهورکرزی،عکس العمل دربرابر،سازمان شفافیت بین المللی است .این سازمان درگزارش سالانه خود می گوید: افغانستان همراه با دوکشور،سومالی درشمال آفریقا وکره شمالی درآسیا،فاسد ترین کشور،درجهان شناخته شده. نمرات این سه کشوردرفساد،یکی می باشند.

 

درسال گذشته ،سومالی فاسد ترین کشوردرجهان،شناخته شد اما امسال متاسفانه افغانستان،بالاترین نمره درارتکاب فسادرا ،گرفته است.این سه کشور، قهرمانان فساد دانسته شده اند.تحلیل گران افغان می گویند: رییس جمهورکرزی درعکس العمل به این گزارش گفته است که آمریکا وناتو،عامل فساد وناامنی درافغانستان می باشند.رییس جمهوردرگفتگو با شبکه خبری آمریکا می گوید: قراردادیهای غرب وآمریکا درافغانستان،منبع اصلی فساد می باشند.آگاهان اموردرانتقاد به اظهارات رییس جمهورمی گویند: اولا استدلال رییس جمهور،واکنش نسبت به سازمان شفافیت بین المللی است .درثانی قراردادیهای آمریکا وغرب تماما،با مقامات حکومت رییس جمهورکرزی صورت گرفته.مقامات غربی نیزگفته اند: ما دردوکشورعراق وافغانستان،برای بازسازی وساختارهای نیروهای امنیتی وتجهیزات وتسهیلات برای آنها،باید طرف عراقی وافغانی را پیدا می کردیم واین کار را برای بازسازی عراق وافغانستان کرده ایم. طرف قراردادیها،تماما عراقی وافغانی بوده اند آنها استدلال می کنند که باساکنان مریخ درمورد بازسازی افغانستان وعراق،قراردادی نداشته ایم.استدلال سوم آنها این است که طرف قراردادیها،بدون استثنا،مقامات حکومتی عراق وافغانستان ویا ازاقارب آنها بوده اند زیرا دراین دوکشور،امکان قراردادهای مالی با افراد معمولی وغیروابسته به حکومت،مستحیل است.آنها این نتیجه را گرفته اند که عامل اصلی فساد درافغانستان وعراق،مقامات حکومتی ویا اقارب آنها می باشند.

 

آنها دریک مورد مثالی دراین خصوص را آورده و گفته اند: بعنوان مثال قرارداد یک صد ملیون دالری  با مقامات افغانستان ویا افرادیکه که مورد تایید وحمایت آنها بوده اند،صورت گرفته است.طرف افغانی صد ملیون دالر پول مارا گرفته وبا دسیسه وتوطئه ، با ده شرکت زیردست خود معامله کرده است ودرمیدان اجرای وتطبیق تنها ده ملیون دالر،مورد استفاده قرارگرفته وبه این صورت نود ملیون دالر، ازمالیات مردم آمریکا وازمال اختصاص یافته به مردم افغانستان،چپاول وغارت شده است.این جنایت بزرگی است که درحق مردم افغانستان وآمریکا،صورت گرفته است.راسموسن،دبیرکل ناتودرکنفرانس بروکسیل درمورد فساد درافغانستان گفت: فساد همان  دوزدی ازمال مردم است واین واقعا یک جنایت می باشد.وی این اظهارات در رابطه با کمکهای غرب وناتو،پس ازسال دوهزارچهارده،مطرح کرد.براساس فیصله شیکاگو وتعهدات غرب وآمریکا به نیروهای امنیتی افغانستان که بالغ برچهارمیلیارد ویک صد ملیون دالرمی شود،غرب وآمریکا دراین کنفرانس تاکید داشتند که این مبلغ باید به صندوق افغانستان ،واریز شود.نگرانی عمده کشورهای دونر،مساله فساد درافغانستان می باشد.آنها گفته اند که تدابیری درنظرگرفته می شود که این مبلغ ازدست برد،عوامل فساد درافغانستان، خارج باشد.رییس جمهور به نکته ای متقابل تاکید دارد ومی گوید: قراردادیهای آمریکا وغرب با افراد واشخاص که خودشان خواسته ،موجب فساد وبربادی شده است. ایشان می گوید: این قراردادها،بیرون ازسیطره ومدیریت حکومت افغانستان،انجام شده است واین گونه قراردادها،موجب فساد گسترده درکشورگردیده .

 

 رییس جمهوراین نتیجه را گرفته که ناتووآمریکا،عامل اصلی فساد درافغانستان می باشند.رییس جمهوردراین گفتگو،طولانی به مساله قرارداد امنیتی نیزاشارات صریح وروشنی داشت رییس جمهورگفت: من به رییس جمهوراوباما نامه نوشته ام ودرنامه خود گفته ام تازمانیکه ششصد زندانی اززندان بگرام ،آزاد نشوند،من قرارداد امنیتی ومکمل پیمان  استراتژیک را امضا نمی کنم.رییس جمهوراستدلال می کند که اداره زندان بگرام توسط آمریکاییها،برخلاف حاکمیت ملی می باشد.پیمان استراتژیک با آمریکا،شامل پیمان امنیتی است که باید طرفین آن را امضا نمایند بحث وگفتگو درمورد مکملهای امنیتی،جریان دارد ظاهرا این مساله باید به پایان خود رسیده ونهایی شده باشد.موضوعات مورد،نقاش یکی پایگاه دایمی آمریکا درافغانستان ودیگری ،مساله مصونیت قضایی سربازان آمریکا درافغانستان می باشد.رییس جمهورگفته است که درقرارداد امنیتی،نقاط حساسی برای آمریکا وجود دارد که ما نباید به آن نقاط حساس دست بزنیم.آگاهان مسایل امنیتی می گویند: منظوررییس جمهور ازنقاط حساس درمکملهای امنییتی،همان دوموضوع اساسی است یکی پایگاه دایمی ودیگری مصونیت قضایی.هردومساله باید حل شده باشد.

 

مساله سومیکه رییس جمهور درنامه خود به رییس جمهوراوباما،به آن اشاره کرده،موضوع قابل حل وتوافق شده است.انتقال زندانیان بگرام ومدیریت آن توسط افغانها،تاحدی زیادی،عملی شده تنها ششصد زندانی براساس نامه رییس جمهور،به نیروهای امنیتی افغانستان،تحویل داده نشده اند.آگاهان امورامنیتی تاخیردرامرانتقال آنها را، خطرناک بودن این عناصردانسته اند.مجموع زندانیها بیش از سه هزارنفربود که دربگرام نگهداری می شد.ازاین جمعیت بزرگ تنها ششصد نفر،باقی مانده که آنها هم به تدریج دراخیتارماموران افغانستان،قرارمی گیرند.منتقدان رییس جمهوراین مساله رابهانه گیریهای رییس جمهورمی دانند ومی گویند: ایشان، خواسته های دارد که ازسوی آمریکا باید حمایت شود.فشارهای رییس جمهور،واکنشی می باشد.مساله ای که خیلی تازه دراظهارات رییس جمهور،دیده می شود،موضوع نا امنی است که ایشان ناامنیهارا،به آمریکا وناتو،نسبت داده است البته درگفتگوی که ایشان با شبکه خبری آمریکا داشت.به مساله ناامنی اشاره کرد واین مساله را درکنارقراردادهای فساد آور، وزندانیان بگرام،پیوند داد وگفت: ساختارهای که ناتو وآمریکا درافغانستان ایجاد کرده،درواقع سبب نا امنی درافغانستان شده است.ولی درگفته های رییس جمهورجزئیات واشکالاتی که به ساختارداشت،دیده نمی شد.وی دریک مورد به این مساله اشاره کرد که ناتو به دنبال تروریستها درقریه های افغانستان می باشد درحالیکه تروریستها درقریه های افغانستان نستند آنها درجاهای دیگری،پناه گاه دارند. ایشان گفته است که فکرنمی کند القاعده درافغانستان حضورداشته باشد. رییس جمهورقبلا به این مساله پرداخته بود ودریک گفتگوی، ویدیوکنفرانس با رییس جمهوراوباما، پیش ازعزیمت به آمریکا بمنظورشرکت درنشست مجمع عمومی سازمان ملل،این موضوع را بارییس جمهوراوباما مطرح کرد وازایشان خواست که مراکزتروریستها را درآنسوی خاک افغانستان،درهم بکوبند تروریستها درخاک افغانستان ودرقریه های این کشورپنهان نشده اند.تروریستها درآن سوی مرزافغانستان مخفی شده اند.ایشان درگفتگوی خود با شبکه خبری به این مساله اشاره کرد وگفت: تروریستها درخاک افغانستان،پناه گاهی ندارند.

 

عامل ناامنی وفساد درافغانستان،آمریکا است ،یکی ازجدی ترین مخالفتهای رییس جمهوربا آمریکا تعبیرشده ایشان درگذشته به مسایل زندانیان بگرام،عملیات شبانه وروزانه ناتو،دستگیری تروریستها توسط،نیروهای بین المللی،قراردادهای مالی،شرکتهای امنیتی خصوصی،موضع گیری ومخالفتهای خود را درمواقع مختلف،بیان کرده بود اما این مساله که درگفتگو با شبکه خبری سی بی.اس ،اظهارداشت،غیرمترقبه بود.آگاهان می گویند: رییس جمهوراستدلالی برای ناامنی ازسوی ناتووآمریکا درافغانستان نکرده.ایشان تنها بصورت کلی اعتراض به ساختارامنیتی ناتودرافغانستان،داشت.درادامه این موضوع که آمریکا وناتو،عامل نا امنی درافغانستان می باشد به مساله حضورتروریستها درآن سوی افغانستان،اشاره کرد وگفت: درقریه های افغانستان تروریست نیست ومردم را درآن جاها، نکشید.تحلیل کران مسایل کشورمعتقد هستند که مخالفتهای رییس جمهوربا آمریکا،جدی نیست هدف ایشان ازاین نوع اظهارات،کشیدن سیاست آمریکا به دنبال خود درمورد انتخابات سال دوهزارچهارده می باشد.رییس جمهور فکرمی کند که درداخل کشور،مراکزقانون گزاری را دراختیاردارد.کمیسیون مستقل انتخابات به ریاست آقای معنوی،سیاست حکومت را به پیش می برد.نهاد اجرایی وعملیاتی حکومت،تماما دراختیارایشان هستند.درمنطقه هم شرایط وتسهیلات خوبی برای ایشان،فراهم شده کشورهای منطقه عموما ازسیاست های وی حمایت می کنند.درانتخابات پیش روی،حمایت کشورهای منطقه،فوق العاده مهم است رییس جمهور،درحال حاضراین ابزارهای داخلی ومنطقه ای رابا خود دارد.

 

آگاهان مسایل کشورمی کویند: یکانه نگرانی رییس جمهورکرزی،فقدان حمایت غرب وآمریکا ازوی درانتخابات سال 2014 است.آمریکا وغرب مناسبات خوبی با رییس جمهورکرزی ندارند امریکه هردوطرف قضیه به آن آگاهی دارند.فقدان ظهوردسته های منظم سیاسی وعدم توافق اپوزیسیون درمعرفی کاندید واحد دربرابرتیم رییس جمهورکرزی،ازجمله نگرانی های،قابل درک است.این نگرانیها، هم درداخل کشوروهم بیرون ازکشور،بدرستی سایه افگنده است.رییس جمهور،حد اعظم استفاده ها را ازاین تشتت،می کند.اما رهبران اپوزیسیون حکومت امید وارهستند که به توافقات مهمی درهمه مسایل مربوط به انتخابات دست می یابند وبرنده انتخابات آنها هستند ونه تیم رییس جمهورکرزی اما چطوروچه گونه اینها ازجمله مسایلی است که با گذشت زمان بسوی انتخابات،روشن می شود.رییس جمهورکرزی درحال حاضراوضاع داخلی ومنطقه ای رابه سود خود،تعبیرمی کند ویگانه نگرانی اش اتهامات سنگین رسانه های غرب به رییس جمهورکرزی وحکومت ایشان می باشد آنها گفته اند افغانستان ودوکشوردیگر،فاسد ترین کشوردرجهان،شناخته شده.سازمان شفافیت بین المللی این تهمت را به افغانستان وارد کرده ویک ماه پیش ازاین گروه بین المللی بحران،تصویرتاریکی ازافغانستان پس ازسال 2014 ارایه کرد.این گزارشها،سبب شده که رییس جمهورکرزی واکنش نشان دهد وبگوید: آمریکا وناتو،عامل فساد وناامنی درافغانستان می باشند.