افغانستان قهرمان
سازمان شفافیت بین المللی ،افغانستان را درمیان 193کشورجهان،فاسدترین کشوردنیا، اعلام کرد.افغانستان درآسیا،سومالی درشاخ آفریقا ورژیم کره شمالی،با گرفتن نمره های واحد،درزمره کشورهای فاسد دنیا،شناخته شده اند. برخی به کنایه وطعنه می گویند: درهمه مسابقات،درنهایت امر،سه فرد بعنوان قهرمان ونایب قهرمان،شناخته می شوند.درسال گذشته نمره افغانستان به نایب قهرمان،تقلیل یافت وسومالی قهرمان فساد وجنایت درجهان اعلام شد اما امسال متاسفانه،سازمان شفافیت بین المللی، افغانستان را به درجه قهرمان درفساد،ارتقاء داد البته لقب قهرمان فساد،طعنه است.زیرا قهرمان لقب مقدس وپاکی است نمی شود آن را به ناپاک،نسبت داد.
افغانستان،سومالی وکره شمالی هرکدام نمرات 8 را درفساد،دریافت کرده اند.فساد همان دوزدی ازمال مردم است که درذات خود یک جنایت می باشد وبراساس گزارش سازمان شفافیت بین المللی،افغانستان درکناردوکشورفاسد دیگردنیا به طعنه،قهرمان فساد،شناخته شد.رحیم ورد ک وزیردفاع پیشین افغانستان درگفتگوی مشاجره آمیزی با مقامات آمریکا،گفته بود که افغانستان قبرستان امپراتورها است.ولی وی با برخورد،تند مقامات آمریکایی،ازگفته ای خود پیشمان شد وبه سرعت لحن خودرا تغییرداد.کسیکه دراین گفتگو،شرکت داشت می گفت: وزیردفاع حرف حقی را ناخواسته گفت ونمی دانیست که موجب خشم وناراحتی آمریکاییها می شود وبه همین دلیل باسرعت،لحن خودرا تغییرداد.سخن آقای وردک درگفتگوبا مقام آمریکایی درست بود،افغانستان قبرستان امپراتوران درتاریخ معاصر،خود بوده است اما این قهرمانی ،مرجعش مردم افغانستان می باشد ونه حکومتهای فاسد ونظامهای خود کامه. روسها امپراتوری بود که با قیام مردم،درهم کوبیده شد. مردم افغانستان قهرمان این جنگ ده ساله آزادی بخش،شناخته شد اما حکومت متولد شده ازدامن مقاومت مردم،دولت مجاهدین برهبری استاد ربانی وصدارت گلبدین حکمیاراست که هشتاد درصد، درجنگهای داخلی،پایه تخت کشوررا ویران کرد.مجاهدین نتوانیست،حکومتی که درشان،مقاومت وجهاد مردم افغانستان بود،تشکیل دهد.حکومت مجاهدین باعتراف دوست ودشمن،یکی ازناکام ترین،حکومتها،درتاریخ افغانستان،شناخته شده است.
مردم درجنگ وشکست اتحاد جماهیرشوروی،قهرمان دانسته شد مردم توانیست،بزرگترین امپراتوررا،با هزیمت وشکست،روبرونماید.مردم افغانستان، پشت ابرقدرتی را به زمین،چسپاند ودماغ وی را بخاک مالید وبه این صورت قهرمان شد.اما حکومت مجاهدین هرگزنتوانیست حتی لقب دولت خوب را به خود بگیرد ودولت ناکام وناموفقی درتاریخ افغانستان،بجای گذاشت.البته شکست وناکامی دولت مجاهدین،عواملی زیادی داشت زیرا هیچ کشوری درمنطقه وجهان نمی خواست که مجاهدین،حکومت موفق وخوبی را درجهان داشته باشد. همه دشمن مجاهدین بودند وبه همین دلیل طالبان را برای برداشتن مجاهدین ازصحنه سیاست افغانستان،مهندسی وسازماندهی کردند.طالبان نیزدرزمان امارت اسلامی شان،سرزمین سوخته وکشتارجنایت،به یاد گارگذاشت.طالبان پرچم داربیرحمی وکشتار،شناخته شده اند.آنها هم درزمان امارت وقدرت شان،مسبب قتل عام گسترده ای مردم گردید ودرحال حاضر،متحد القاعده است ومخوف ترین گروه درجهان،شناخته شده اند.طالبان سرامد تبهکاری وجنایت هستند.آنها برای اعتقادات وایدلوژی شان،حتی کودک دوازده ساله را،سربریده اند.آنها درمساجد،شفاخانه ها،بازارهای مزدحم وروزهای خوشی مردم،عملیات انتحاری داشته اند وموجب کشتارهای زیادی ازمردم بیگناه شده اند.طالبان ،مسافران بیگناه را درمسیرراه ها ازماشین بیرون کشیده وسرهای مسافران را بریده اند.
طالبان درمورد کشتاروترورمقامات حکومتی ،نیزبالاترین رکورد را داشته اند.امروزپنج شنبه حوالی ساعت چهاربعد ازظهر،اسدالله خالد رییس امنیت ملی را هدف،حمله قرارداد.گزارشهای بین المللی نشان می دهد که حمله با رنجک دستی صورت گرفته است برخی گزارشها،اشاراتی دارد که انتحاری،مواد انفجاری را به داخل شکم خود،داخل کرده وبه این صورت عملیات انتحاری انجام شده است.حال عمومی اسدالله خالد رییس امنیت ملی را،مقامات حکومتی درشفاخانه امنیت ملی،خوب توصیف کرده اند.وی ازناحیه سینه وشکم،زخم برداشته دربرخی گزارشها آمده که وی درحالیکه بیهوش بوده به شفاخانه امنیت ملی،انتقال داده شد.اسدالله خالد مردشجاع وسخت گیردرمورد تروریستها،توصیف شده است ومردم افغانستان عموما ازکارهای وی درمبارزه با تروریزم،راضی می باشند.سوء قصد نافرجام ازسوی طالبان به جان اسدالله خالد،بزدانه وتبهکارانه است.
طالبان درارتکاب جنایت ،نام دارتاریخ افغانستان هستند.افغانستان با داشتن حکومت ها وامارتهای خون ریز،نام خودرا دربدنامی تاریخ،ثبت کرده است.تمامی رسواییهای تاریخ،فساد وبد نامی،مرجع حکومتی دارد واین امورهرگزبه مردم برنمی گردد. قهرمانان امورانسانی ،یگانه مرجعش مردم است وازمتن این مسایل،نامهای ماندگار،ظاهرشده اند. افغانستان دراین عرصه ها،درطی ده سال قهرمان ونایب قهرمان داشته است.درتکواندو،ورزش رزمی دربازیهای المپیک افغانستان نایب قهرمان داشت مردم افغانستان درکرکت نایب قهرمان دارد ورزشکاران کرکت،بزرگترین حریفان خود را شکست داده اند.اخیرا دربوکس نیزقهرمان داشتیم حمید رحیمی درکابل،حریف خود آقای سیدا سیلوا ازکشورتانزانیا را به زانودرآورد وکمربند قهرمانی را گرفت.مردم وکارهای که مربوط به مردم می شود،همیشه مردم افغانستان درخشیده اند.این حرف وزیردفاع با مقامات آمریکایی که افغانستان،قبرستان امپراتوران بوده است،مرجع این حرف مردم افغانستان است ونه حکومت های سیاسی.افغانستان درتاریخ سیاسی خود،کم ترحکومت خوب داشته است.البته دوره های نسبتا خوبی درتاریخ سیاسی خود، داریم اما این دوره ها درمقایسه بادیگرحکومتها ونظامها درمنطقه وجهان،قابل ذکرنیست.افغانستان هرگز مردم بد وحکومت خوب درتاریخ خود،نداشته است.لقب قهرمانی همیشه به مردم افغانستان برمی گردد.مردم درجنگ با امپراتوری شوروی قهرمان شناخته شد.مردم افغانستان،درنهایت قهرمان شکست تروریستها خواهد بود.طالبان را مردم افغانستان،سرانجام به زانودرمی آورند این گروه بیرحم وتروریست نمی توانند با بیرحمی وخون ریزی،امارت شان را برمردم افغانستان،تحمیل نمایند.
افغانستان پس ازسال 2001 موفق به تشکیل حکومت داری خوب ،نشد بااینکه همه شرایط برای ایجاد یک نظام سیاسی خوب،فراهم شده بود.جهان پس ازسال2001 همه به سوی افغانستان،روی آورد زیراکه دراین کشور،تروریزم دشمن مشترک را شناسایی کرده بودند.طالبان والقاعده گروها وسازمانهای تروریستی دانسته شد که همه برای نابودی آن،وارد افغانستان شدند.حکومت درافغانستان،مورد حمایت وپشتیبانی جامعه جهانی قرارگرفت.تفاوت حکومت رییس جمهورکرزی با حکومت مجاهدین دراین بود که حکومت مجاهدین را هیچ کشوری درجهان حمایت نمی کرد وحتی کشورهای منطقه نیز،علاقه ای به مجاهدین نداشتند.اما حکومت رییس جمهورکرزی درجهان هیچ دشمنی نداشت همه دنیا ازحکومت رییس جمهورکرزی حمایت می کردند.با گذشت یازده سال،ما درافغانستان چه کرده ایم؟ حکومتی که همه مقامات آن، خود معترف به فساد وناکارامدی آن می باشند.مارشال فهیم معاون اول رییس جمهورازفساد حکومت می نالد رییس جمهوربارها ازفساد درحکومتش شکایت کرده وبرای این مساله حداقل ده نهاد مبارزه با فسادرا،ساخته است که شناخته شده ترین آن،نهاد عالی مبارزه بافساد به رهبری عزیزالله لودین است.این نهاد هیچ کاری نتوانسته انجام دهد.مامورین این نهاد می گویند: ما وظیفه داریم،برای مقامات فاسد حکومت،دوسیه های ابتدایی را،بسازیم واسناد، مدارک را درمورد فساد،به سارنوالی بسپاریم اما این وظیفه سارنوالی است که دوسیه های مبارزه بافساد را،تکمیل وبه مقامات قضایی بسپارد.دوسیه ها دراین نهادها،درتاریکی خانه گذاشته شده وهرگزامکان بررسی ورسیدگی بصورت شفاف،وجود ندارد. ماموران نهاد مبارزه بافساد می گویند: ما کارهای مان را انجام می دهیم ولی نهاد سارنوالی کاری برای پی گیری انجام نمی دهد.سارنوالی می گوید: دلایلی کافی ازسوی نهاد مبارزه بافساد برای پی گیری وتعقیب دراختیارما گذاشته نشده است.
گاهی هم مامورین نهادهای سارنوالی ونهاد مبارزه با فساد،نهادهای امنیتی را ملالمت می کنند وزمانی هم می بینیم که گناهان متوجه محاکم قضای می شود وآنها متهم است به رشوه خوری.آقای محسنی یک مقام عالی درنهاد مبارزه بافساد به ریاست داکترلودین می گوید: یازده نهاد مبارزه با فساد وجود دارد.دوسیه های فساد که به میلیاردها افغانی ودالرمی رسد دراین نهاد ها گم شده وکسی مسئولیت بررسی آن را بدوش نمی گیرد.آقای محسنی می گوید: میلیاردها افغانی ودالردرفساد واختلاس ازمال مردم دردوسیه های که ما درست کرده ایم،درج است اما هرگزآن موارد بررسی نمی شود وی می گوید: همه این فسادهای میلیاردی مربوط می شود به مقامات حکومتی ویا وابستگان آنها.آقای محسنی مامورعالی رتبه درنهاد مبارزه بافساد نامی ازکسی نمی برد ومی گوید: دوسیه های ما ابتدایی است ما نمی توانیم نام افرادرا ببریم واین مساله ارجاع به سارنوالی می شود وآنها هستند که درنهایت باید نام افراد متخلف وفاسد را اعلام نمایند.سازمان شفافیت بین المللی به همین دلایل است که گفته است افغانستان،یکی ازفاسدترین کشوردرجهان،شناخته شده است.این سازمان سه کشوررا نام می برد وازآنها بعنوان فاسد ترین کشورها درمیان 193 کشورنام می برد.افغانستان،سومالی وکره شمالی سه کشوری شناخته شده، که نمرات بالایی درفساد دارند.
فساد درواقع،همان دوزدی ازمال مردم است واین یک جنایت است بنابراین افغانستا ،با دوکشوردیگرهم دوزوهم فاسد وجنایت کار،دانسته شده است.واقعا که این افتضاح بزرگی برای افغانستان وسرشکستگی تاریخی می باشد.برخی ازمقامات حکومتی گزارش سازمان شفافیت بین المللی را ،سیاسی خواهند گفت واین گزارش را عطف به گزارش،گروه بین المللی بحران می کنند.اما این تلاش مذبوحانه است.افغانستان درسال گذشته نمره ای کم تری داشت اما امسال نمره افغانستان همراه با دوکشورفاسد دیگر،به بالاترین حدی خود رسیده است.نمره هشت،بالاترین نمره فساد است که افغانستان آن را امسال به دست آورده است.برخی به شوخی گفته اند که اگرحکومت های دیگرجهان درپاکیزه گی وشفافیت،بالاترین نمره ها را گرفته وقهرمان پاکی، شفافیت وحساب کتاب شده است.افغانستان با دوکشورهم طرازخود درفساد،قهرمان ونایب قهرمان شده است.البته این تعبیر،ازفرط،ناراحتی گفته شده حقیقت امراین است که فساد،جنایت نمی تواند قهرمان داشته باشد.قهرمان لقب مقدس وپاک است ونمی شود آن را به آلوده ترین کشورها،نسبت داد.افغانستان،کره شمالی وسومالی،بدنام ترین حکومت هارا درتاریخ ،به یاد گارگذاشته است.افغانستان قهرمان، لقب مردم این کشوراست مردم افغانستان،قهرمان است وامپراتورهارابه گورستان،فرستاده اند. افغانستان هرگزمردم بد وکم ترحکومت خوب نداشته است.
خر،بی دم
داستان جالبی را دوستی صحبت می کرد که من آن آنرا "خربی دم" نام گذاشته ام داستان ازاین قراراست:مسلمانی با یک مسیحی،داد ستد ومعامله داشت.دراین معامله مشترک،مسلمان به دلیل سهل انگاری وبی خردی ،تاوان وخسارات زیادی برداشت وزیربارقرض گم شد.وی ازشریک مسیحی خود برای چندمین بار،تقاضای قرض نمود.مسیحی برای بارآخر،شرطی برای دادن قرض با وی گذاشت وگفت:من بتو قرض می دهم اما بشرطی اینکه درموقع وزمانش،پولهای مرا برگردانی واگراین کاررانکردی من اجازه داشته باشم با انبور،تکه های ازپوست بدنت را بکنم.
مسلمان مستاصل، شرط مسیحی را قبول کرد ومبلغ پولی را بعنوان قرض گرفت ورفت.مسلمان درموقع، بدیهایش را به مسیحی نتوانیست به پردازد.مسیحی طرح شکایت به دادگاه را ریخت.مسلمان بدهکار ومسیحی طلبکار،طرف دادگاه برای حل فصل دعوا،رفتند اما درمسیرراه حوادثی روی داد که روزگارمسلمان را تیره وتار کرد.اولین اتفاق این بود که درراه باریک، منتهی به شهر،که مردم به سختی رفت آمد می کرد. درنزدیک قریه ای ،مسلمان مقروض دریک تصادف باخانمی که بارداروزمان ولادت طفلش فرارسیده بود،با واقعه دردناکی روبرومی شود،خانم درجوی آب سقوط می کند، شوهرش وی را ازآب بیرون می کشداما خانم بارداررا، درد زایمان شدیدی می گیرد وسرانجام طفل مرده ای بدنیا می آورد.شوهر،یخن مسلمان مقروض را گرفته وخواهان پول ودیه ای مرگ طفلش می شود.مسلمان مدیون می گوید: برویم دادگاه وهرآنچه محکمه،فیصله کرد قبول است.مسلمان همراه مسیحی وشوهرزن،به راه خود بسوی شهر،ادامه می دهند آنها شب را، درراه می مانند ودرمسجدی پناه می برند.مسلمان مقروض شب تا به صبح بیدارودرفکرعمیقی ازگرفتاریهای که برایش،پیش آمده،فرومی رود. وی سرانجام فکرگریزدرتاریکی شب به ذهنش خطورمی کند وی تصمیم فراررا می گیرد ودرشب تاریک بربالای مسجد می رود وخود را ازپشت بام به زمین می اندازد وبدین صورت خود را ازمخمصه می خواست، نجات دهد.ازقضا،درپای دیوار،پیره مردی همراه فرزندش خوابیده بود.مسلمان مقروض ازپشت بام درست،برروی شکم وسینه ای،پیره مرد خوابیده، سقوط می کند.وی نیزدراثرسقوط مسلمان مقروض،جان بجان آفرین می سپارد.فرزند او یخن وی را می گیرد ومی گوید خواهان گرفتن خون پدراست.مسلمان مقروض می گوید: خوب است برویم داخل مسجد وفردا باهم می رویم به دادگاه شهر.
هردووارد مسجد می شوند وفردا همه عازم دادگاه شهرمی شوند.درمسیرراه،با مردی روبرومی شوند که خرش درجوی آب،افتاده واحتیاج به کمک دارد همه به کمک صاحب الاغ ،می شتابند هرکسی ازیک ناحیه بدن الاغ گرفته ومی خواهد اورا ازجوی آب بیرون بکشد.مسلمان مقروض ازدم خرمی گیرد وبا کشیدن آن،دم خرکنده می شود.مالک الاغ می گوید: چرا الاغم را ناقص کردی تمام سرمایه وزندگی ام همین الاغ بود وحال دم آن را کندی وخرمرا بی دم کردی. من توانان آن رامی خواهم.مسلمان درمانده می گوید: می رویم محکمه حال هرچه قاضی حکم کرد همان است.همه وارد شهرمی شوند.مرد مسلمان، چنان درغم وماتم ذهنی فرورفته که چه گونه این همه گرفتاری را،ازخود دورنماید. به ذهنش می رسد که پیش ازتشکیل شدن،دادگاه، باید قاضی را یک باربه تنهایی ببیند تا شاید با دادن رشوه ای ووعده ای،بارگران ازدوش وی برداشته شود.وی به خوابگاه واطاق قاضی که درفاصله ای کمی با دادگاه قرارداشت، خود را می رساند وازنگهبان دمی دراجازه می خواهد که جناب قاضی را بیبیند. با کمی گفتگوودادن مبلغ ناچیزی رشوه،وارد خوابگاه قاضی می شود. دراین لحظه وی با صحنه ای عجیب وباورنکردی دیگری،روبرو می شود.قاضی را درحال اعمال سکسی وشنیع با زنی ،می بیند.وی چشمان خود را می مالد وبا کمال ناباوری دومرتبه،نگاه می اندازد می بیند که ماجرای قاضی وکرداروی،درست است.قاضی،سراسیمه شده وبا وضع زننده ای به مرد نزدیک می شود ومی گوید: چرا وارد اطاق من شدی وحال که وارد شدی وهمه چیزرادیدی،بگو ازمن چه می خواهی ومرا رسوای خاص عام نکن وبراعمال من پرده بپوشان وآنچه دیدی،به کسی نگویی بگومشکل ودرد تو چیست؟.مسلمان درمانده ومقروض ماجرای که داشت بصوت مختصربا قاضی درخوابگاه،درمیان می گذارد.قاضی می گوید: درست است مطلب را گرفتم مطمئن باش،درمحکمه همه آنچه برتو،وارد شده،به نفع تو، حل فصل می شود اما بشرط اینکه بگویی: شتردیدی، ندیدی.
فردا آن روز،محکمه دایرمی شود.مسلمان مقروض با همه مدعیان وارد،دادگاه می شود.محکمه تشکیل شده همه منتظرقاضی اند.قاضی دادگاه وارد می شود همه به پامی خیزند.دادگاه رسما به کارش آغازمی کند درقدیم الایام همه سئوالات را قاضی ازمتهمان می کرد.قاضی ازازمسلمان ومسیحی می پرسد که برای چه به دادگاه آمده اید. مسیحی جریان معامله خود را با همتای مسلمانش شرح می دهد ومی گوید: وی چندین باراست که به وعده خود وفاء نکرده وپولهای مرا به موقع به من،مسترد نکرده وی مدیون من به لگها، پول است.بارآخر،من با وی قراردادی امضا کرده ام که درمتن سند آمده که اگرپولهای مرا به موقع به من،برنگرداند ومن اجازه داشته باشم با انبور،پوست بدن وی را بکنم.قاضی می گوید: من سند امضا شده شمارا، خوانده ام درسند همان چیزیکه گفته ای ،نوشته شده ودرست است اما دراین کندن پوست، مساله خون ذکرنشده بنابراین حکم این است که تومی توانی با انبور،پوست وی را بکنی اما نباید یک قطره خون جاری شود واگرخونی ازوی جاری شود،ناحق است وتومسئول جاری شدن خون ناحق می باشی وبا ید درازاءخون بنا حق ریخت شده مسلمان توگبرمسیحی،پول پرداخت نمایی.مسیحی وقتیکه، حکم قاضی را به این صوت می شنود با خود فکرمی کند که عجب گرفتار،شده، وی درهمان لحظه به این نتیجه می رسد که،شکایت خودرا ازمسلمان پس گرفته وهیچ ادعای مالی وپولی ندارد هرآنچه که درمعاملات،انجام شده همه را به مسلمان بخشیده است.قاضی می گوید: خوب توحالا ازحق خود صرف نظرکردی ودیگرشکایتی نداری این درست.حال حق حکومت ودادگاه راباید به پردازی تو با طرح شکایت ناحقت، وقت دادگاه را گرفته ای وباید حقوق متعلق به دادگاه،قاضی وحکومت را، به پردازی آن وقت می توانی ،بروی.مسیحی حقوق قاضی،دادگاه وحکومت را مطابق با امرقاضی ،می پردازد وخود را ازدادگاه نجات می دهد.
قاضی ازشاکی دوم شوهرآن زن که طفلش سقط کرد ومرده بدنیا آمد، می پرسد که توچرا شکایت کرده ای وچه دلیل علیه متشاکی ومتهم داری.شوهرزن می گوید: قاضی صاحب من سالها به انتظارفرزندی بودم وخداوند با گذشت چندین سال آروزی من وهمسرم را براورده کرد وقراربود،طفلی به خانه ما بدنیا بیاید. من همراه همسرم،نزد حکیم شهرمی رفتیم تا فرزند ما، صحیح وسالم بدنیا آید.درراه این مرد نمی دانم چه خصومتی با ما داشت با سربه همسرم کوبید همسرم به جوی آب سقوط کرد وسرانجام طفل مرده به دنیا آورد.قاضی می گوید: همه مندرجات پرونده نشان می دهد که ادعای تودرست است وتو ازاین مرد کودک می خواهی واین یگانه آروزوی تو وهمسرت است.بنابراین، حکم این است که این مرد باید درخانه شما تا آن زمانی، سکونت نماید که تابرای شما طفلی را درست نماید آن گاه،اجازه دارد که ازخانه شما مرخص شود.شوهرزن با شنیدن حکم قاضی می گوید:این افتضاح بزرگی است من چگونه وی را برای درست کردن طفل درخانه ودرکنارهمسرم نگاه دارم این حکم درست نیست.قاضی می گوید: این مرد، مسبب قتل طفل شما شده حالااوموظف است که این طفل را برا ی شما درست نماید حکم محکمه همین است.شوهرشاکی می گوید: من ازدعوای خود صرف نظرکردم وهیچ شکایتی ازوی ندارم.قاضی می گوید: این اختیارباشما است که تصمیم می گیری اما به هرصورت حقوق دادگاه،قاضی وحکومت را باید به پردازی والا خود ت زندان هستی.شوهرزن ، مبلغی بنام حقوق دادگاه،قاضی وحکومت،می پردازد وبه این صورت خودرا نجات می دهد.
قاضی ازجوانی که پدرش درکناردیوارمسجد با سقوط ،متهم مرده بود،سئوال می کند که توجوان بخاطرچه شکایت کرده ای وی می گوید: قاضی صاحب من همراه پدرم درکناردیوار مسجد خوابیده بودیم.ما توان اداره زندگی را به تنهایی نداشتیم من همراه پدرم یکجا می توانستیم خرج ومخارج خانه را ،تهیه نماییم حال این مرد پدرم را کشت ومن بدون پدرشدم وچه گونه ازعهده ای مشکلات زندگی برایم .من خون پدرودیه آن را ازدادگاه عدالت پیشه می خواهم.قاضی می گوید: شواهد شما مثبت، ادعای شماهست وهمه ادعاهای تان با سند ومدرک ذکرشده این مرد با اندختن ازدیوار مسجد روی سینه پدرشما، افتاده وهمه قراین نشان می دهد که پاهای وی روی قفسه سینه قرارگرفته وبا فشارزیاد برقلب،سبب مرگ پدرتان شده است.حکم دادگاه دراین مورد این است که توجوان، وارث پدر،برپشت بام مسجد می روی ودرست درهمان ساعات شب که پدرت کناردیوارخابیده بود،متهم درهمان ساعت درکناردیوار می خوابد وتوجوانک خود را ازپشت بام مسجد به روی متهم می اندازی وپاهایت باید درست روی قفسه سینه، متهم قراربگیرد وبعبارت بهتردقیقا،همان کاریکه درمورد پدرت صورت گرفته،توهمان کاررانجام می دهی. عدالت دادگاه حکم می کند که تونباید خطا کنی،پاهایت ،پایین ترویا بالاترازقفسه سینه،قرارنگیرد.اگرمرتکب خطا شدی،آن وقت جزای سنگین تجاوزبرتو،تعلق می گیرد.جوان وارث وقتیکه درذهنش مجسم می کند که درشب تاریک وبیم شب،هرگزقادربه چنین کاری نیست وبدون شک نمی تواند درمحل مورد نظردادگاه، قراربگیرد ومتجاوزشناخته می شود. جوان با شنیدن حکم قاضی می گوید: قاضی صاحب این کارازعهده من برنمی آید ممکن است من خطا کنم ومتجاوزازحد سینه وقفسه،شناخته شوم بنابراین من ازخون پدرگذشتم .حق وحقوق دادگاه وحکومت هرچه شود می پردازم.
مالک خربی دم ،وقتی با این وضع ازصدوراحکام درمورد شاکیان قبلی،روبرومی شود.پیش ازاینکه قاضی لب به سخن بگشاید به پا،می خیزد ومی گوید: قاضی صاحب من اشتباها به دادگاه آمده ام این خربی صاحب من ازاصل دم نداشت.من اگرحق وحقوقی ازدادگاه بخاطرتضییع وقت محترم آن را،بدهکارباشم وآن را بدون کم وکاست می پردازم ودیگرهیچ دعوا وشکایتی وازهیچ کسی ندارم. این الاغ من که بدون دم دیده می شود او ازاول دم نداشت.امروزمالک مستقل انتخابات سال2014 طی نشستی گفته است که: صاحب این انتخابات ازاول دمی بنام کمیسیون سمع شکایات نداشت.
ریشه انتخابات وتیشه انتخابات
عنوان ریشه وتیشه دربرخی روزنامه های خارج ازکشور،آمده.مناسب دیدم که این عنوان را درمورد انتخابات کشوربه این صورت با ذکری متنی،بیاورم.انتخابات درافغانستان ریشه ملی دارد وبرخی هم درتعریف انتخابات می گویند:انتخابات درافغانستان بمثابه یک پروژه ملی مطرح است.انتخابات درقانون اساسی کشور،ماده های کلیدی این قانون شمرده می شود.درقانون اساسی ، انتخابات بگونه ای گنجانده شده که گویان نظام سیاسی درافغانستان،مشروعیت وقوام خودرا ازانتخابات می گیرد این البته درست است.
ریشه انتخابات، قانون اساسی وقانون انتخابات می باشد.ما درکشورقانون اساسی داریم که یک بخش آن اشاراتی صریحی به امرانتخابات دارد.اما انتخابات قانون ندارد.چهارانتخابات درافغانستان درواقع بدون قانون، وبا فرمان تقنینی رییس جمهور،برگزارشد.درحال حاضر،تدبیری گرفته شده که قانون انتخابات با چالشهای عمده ای روبروشده.ازمیان سه نظریه درمورد قانون،حکومت نظریه اس.ان.تی.وی را برگزیده وبا نظام مختلط به شدت مخالفت دارد.منتقدان نظریه، رای واحد غیرقابل انتقال، می گویند:این سیستم تیشه ای است به ریشه انتخابات واحزاب سیاسی کشوراین نظریه با مطالبات جامعه مدنی نیزدرتضاد می باشد.حکومت تاهنوز،قانون انتخابات را به پارلمان،عرضه نکرده واگرهم قانون انتخابات که وزارت عدلیه روی آن کارکرده ومسوده ای آن را،تهیه نموده وآن را به پارلمان ارایه نماید،این مسوده، همان نسخه ونظریه اس.ان.تی وی می باشد.این مساله بزرگترین چالش نظری درانتخابات کشوربوجود می آورد.احزاب سیاسی وجامعه مدنی،تاکید به نظام مختلط دارند.حکومت، نظام مختلط را قبول ندارد.رییس جمهوردرنشست ارگ با نمایندگان شرکت کننده،گفت: برادران شما هرکدام تان حزب سیاسی دارید ومن حزب سیاسی ندارم،قانون انتخابات پیشنهادی احزاب،قبول کردنش برای ما سخت است.این مضمون سخنان رییس جمهوررا برخی اعضای شرکت کننده نقل قول کرده اند.
قانون انتخابات پیشنهادی احزاب وگروهای مدنی،تیشه اش،مسوده ای وزارت عدلیه است .تیشه دوم درمسیرقطع وخنثی کردن قوانین انتخابات،تاحالا مجلس سنا،دانسته شده.مجلس سنا،عملا نشان داد که قانون تشکیل وصلاحیت کمیسیونها را،نقض کرد.با تیشه رای شان ،ریشه قانون تشکیل وصلاحیت کمیسیونها را برکند بخشهای مهم آن را ازمتن قانون برداشت.این قانون ازسوی پارلمان ،تصویب شده بود اما سنا درمقابل پارلمان درواقع به مقابله برخواست.این تقابل ازخود دلایلی دارد.آگاهان مسایل کشورمی گویند: این طبیعی است که مجلس سنا،با تایید قوانین تشکیل وصلاحیت کمیسیونها،مخالف باشد.زیرا یک سوم اعضای مجلس سنا،اعضای انتصابی ازسوی رییس جمهورمی باشند ودو ثلث دیگر،آسیب پذیری های زیادی دارند وبه همین دلیل است که مجلس سنا،مطابق با خواست حکومت،قانون تشکیل وصلاحیت کمیسیونها را،نقض کرد.اکنون دومجلس پارلمان وسنا،درگیرتشکیل کمیسیون مشترک هستند.کمیسیون مشترک دومجلس باید به یک نحوی به تفاهم وتوافق درمورد ،قانون تشکیل وصلاحیت کمیسیونها،برسند.دراین مورد اولا توافق دوکمیسیون با چالش روبروی شده زیرا کاریکه سنا انجام داده،یک نوع تعارض وتقابل با پارلمان می باشد ومشکل است که کمیسیون مشترک، به توافق دراین مورد دست پیدانمایند.نکته دوم این است که درصورت عدم توافق کمیسیون مشترک درمورد قانون تشکیل وصلاحیت کمیسیونها،قانون به پارلمان،ارجاع داده می شود دراین صورت دوسوم اعضای پارلمان باید قانون مصوب خودرا،تایید نمایند.مطابق با طرزالعمل های پارلمان،هرقانونیکه که بادوسوم اعضای پارلمان،تصویب شوند،دراین صورت آن قانون احتیاج به توشیح رییس جمهورندارد.
پارلمان کشورنیزامتحانات درستی درمواقع حساس نداده. مجموعه مصوبات پارلمان که به یک نحوی مرتبط به حکومت می شود،پارلمان کشورجانب،حکومت را گرفته وعموما به سود حکومت، رای ونظرشان را ریخته است.همین دیروزدرمورد استیضاح وزیرانرژی وآب،پارلمان کشوردرنهایت امر،ادامه کاراسماعیل خان را با 141 تایید کرد وتنها 31 نفربه ایشان رای مخالف داده اند.امروز،مطبوعات کشوربه شدت به پارلمان حمله کرده وگفته است که پارلمان کشوربا این گونه اقدامات،خودرا مسخره کرد.روزنامه های کشور،مطالبی زیادی درمورد،باج گیری وسوء استفاده های مالی را عنوان کرده اعضای موافق ومخالف با جریان استیضاح وتایید امیراسماعیل خان، درمیزگردهای شان، حملات تندی به هم دیگرداشته اند.اتهمات خانم شکریه بارکزی نماینده کابل وآقای عظیمی نماینده مردم بلخ،گویای اوج جدالهای پارلمانی دانسته شده است.آگاهان اموردرمورد فیصله ها ومصوبه های پارلمان،با شک تردیدهای زیادی می نگیرند.درحال حاضر،دوقانون مربوط به انتخابات، درپارلمان،سرنوشتش،نامشخص است. قانون تشکیل وصلاحیت کمیسیونها،وقانون انتخابات که تاهنوزازسوی حکومت به پارلمان کشور،عرضه نشده است.دلایلی این تعلل برمی گردد به سیاست حکومت.منتقدان می گویند:حکومت ازنفوذ وسیطره ای زیادی که برهردواطاق پارلمان دارد،ممکن است که قوانین مربوط به انتخابات را به چالش بکشاند ودرنهایت امراینکه انتخابات بدون قانون برگزارشود.
امروزشایعاتی منتشرشد که درکابینه حکومت،اصولا کمیسیون سمع شکایات را بکلی ازسیستم انتخابات خارج کرده است.انتخابات تنها با کمیسیون انتخابات برگزارمی شود. تالحظه این متن،اطلاعاتی بشتری دراین خصوص بدست نیامده اما اگراین خبرصحت داشته باشد حکومت گام جدی وچالش برانگیزی را درمورد انتخابات برداشته است.برخی حقوق دانان می گویند : اگراین اقدام درست باشد وحکومت ازسیستم انتخابات ، کمیسیون سمع شکایات را برداشته باشد وامورمربوط به شکایات انتخاباتی را ،ارجاع به محاکم استناف ویا کمیته خاصی قضای کرده باشد دراین صورت تیشه به ریشه انتخابات زده شده است.رییس جمهوردرارگ به حاضران شرکت کننده اشاره ای به محاکم قضایی داشت که دکتورعبدالله گفت: دراین صورت باید انتخابات مستقل نداشته باشیم انتخابات با نظارت وبررسی محاکم دولت افغانستان،همان انتخابات حکومتی می باشد.آقای فضل احمد معنوی اصولا با کمیسیون سمع شکایات،مخالف بود وی بارها به رسانه گفته است که : کمیسیون سمع شکایات قدرتش بالاترازاصل کمیسیون مستقل انتخابات می باشد.وی صراحتا وگاهی هم تلویحا به حذف کمیسیون شکایات ازسیستم انتخابات کشورتاکید،داشت.فیصله امروزکابینه اگردرست باشد،مطابق با خواست آقای معنوی است.
ظاهرا حکومت درسه نقطه تصمیم گیری،اشراف وهیمنه انکارناپذیری باید داشته باشد.مجلس سنا که بدون تردید درمسیرسیاستهای حکومت،گام برمی دارد وبگفته ای برخی صاحب نظران این مجلس هیچ،اقدامی برخلاف سیاستهای حکومت ندارد دلیل مساله هم، همان حضویک ثلث اعضای انتصابی ودوثلث اعضای،ضعیف آن دانسته شده.نقطه دومیکه حکومت درآن نفوذ دارد،پارلمان کشوراست.پارلمان ترکیب متفاوتی عمدتا با انگیزهای انفرادی وغیرحزبی ،تشکیل شده. افراد به دنبال منافع شخصی خود گام برمی دارند.درچنین پارلمان غیرحزبی ویا ضد حزبی،حکومت می تواند،نفوذ فوق العاده داشته باشد.وکلاء مستقل وغیرحزبی،آسیب پذیریهای زیادی می تواند داشته باشد. منتقدان، جریان استیضاح اسماعیل خان وتایید غیرمنتظره ایشان را،ناشی ازهمین ترکیب می دانند.درمورد ورقه استیضاح گفته شده که تعداد آنها،به پنجاه سه نفرمی رسید اما تنها سی یک نفردرپارلمان کشور،به امیراسماعیل خان، رای مخالف داده اند.این نوع تحولات درداخل پارلمان،ریشه دربیرون ومراکزقدرت دارد.تحلیلگران مسایل پارلمان می گویند: جریان رای دهی واستیضاح امیرصاحب، نشان داد که حکومت چه هیمنه ی انکارناپذیری براعضای پارلمان دارد آنها می گویند: کناررفتن اسماعیل خان به سود حکومت نبود ایشان بدون شک به جریان مخالفان سیاست حکومت می پیوست واین مساله درآستانه انتخابات،به نفع مخالفان تمام می شد.
منتقدان می گویند: به همین دلیل ودلایلی دیگر،همه وکلاء طرف دارحکومت به ایشان رای موافق داده اند.با این وضع دردواطاق پارلمان، سرنوشت انتخابات وقوانین آن،به ابهام مواجه می شود واحتمال اینکه ریشه قوانین با تیشه مجلسین،زده شود،زیاد بعید ازمنظرتحلیل گران نیست.انتخابات افغانستان درسال2014 یا قوانین توشیح شده ومصوب ندارد ویا هم اگرقوانین داشته باشد آن قوانین تماما به زیان احزاب سیاسی وجامعه مدنی خواهد بود.
خواسته های جانبین
مصالحه باطالبان،مبارزه باتروریزم،موافقتنامه راهبردی وقراردادهای تجارت وترانزیت، ازجمله موضوعات مورد گفتگوی مقامات افغانستان وپاکستان،درفصل جدید ازتلاش وشتاب دپلماسی دوکشور،دانسته شده.وزیرخارجه افغانستان درادامه سفرصلاح الدین ربانی،تاکید به مصالحه با طالبان داشت دومین خواست وزیرخارجه افغانستان،آزادی همه زندانیان طالب اززندانهای پاکستان بود وسومین مطالبه افغانستان درمذاکرات اسلام آباد،مبارزه با مراکزتروریستها درخاک پاکستان،گفته شده است وچهارمین موضوعیکه ازجانب افغانستان با مقامات پاکستان درمیان گذاشته شد،اجرایی وعملیاتی شدن قراردادهای تجارت وترانزیت بین دوکشوراست.
براساس گفته های سخنگوی وزارت خارجه افغانستان،مسایل که مطرح شد،درمذاکرات دوجانبه افغانستان وپاکستان ،مورد گفتگو قرارگرفته است.استنباط تحلیل گران ازمذاکرات کابل واسلام آباد،موضوعاتی پیچیده ای دیگری نیزبوده که کم تردررسانه های افغانستان وبشتردررسانه های پاکستان به آن پرداخته شد.موافقتنامه استراتژیک،یکی ازعمده ترین خواست پاکستان است. این مساله برای اسلام آباد فوق العاده مهم دانسته شده.زیرا افغانستان اولین پیمان استراتژیک را باکشورهند درسال 2011 امضا کرد.پاکستان برای ایجاد تعادل دررقابت خود با هند درمورد افغانستان،به شدت تاکید دارد که موافقتنامه استراتژیک بین دوکشورامضای شود.گفته شده که تیوری این سخن ازسوی انگلیستان درمذاکرات سه جانبه کرزی، زرداری،کامرون درحاشیه مجمع عمومی سازمان ملل،درمیان گذاشته شد.وی درمذاکرات سه جانبه خود،پیشنهاد امضای موافقتنامه استراتژیک بین اسلام آباد وکابل را داشت امریکه درآن زمان مورد استقبال افغانستان قرارگرفت اما امضای موافقتنامه استراتژیک با پاکستان درداخل کشوربا واکنشها وسئوالاتی زیادی،روبروشد وبه همین اساس رییس جمهورگفت: نه،موافقتنامه با پاکستان با درنظرگرفتن شروط افغانستان،امضا می شود.شروط افغانستان،یکی این بود که حملات راکتی ازخا ک پاکستان به خاک افغانستان،قطع شود.شرط دوم این است که مراکزتروریستها درخاک پاکستان،برچیده شود وشرط سوم این بود که پاکستان طالبان را وادارنماید که طالبان دست ازجنگ بردارد ووارد مذاکرات صلح با حکومت افغانستان شود وشاید مساله موافقتنامه ترانزیتی بین افغانستان وکابل ازجمله شروط افغانستان باشد.
صلاح الدین ربانی به پاکستان رفت وموضوع مذاکره با طالبان وآزادی زندانیان طالب ازعمد تری خواست افغانستان،ازسوی پاکستان بگونه دیگری،عملی شد.9 زندانی طالب را پاکستان اززندان،آزاد کردند وآنها را به خانه شان درپاکستان فرستاد.سخنگوی وزارت خارجه درکنفرانس خبری خود به مساله مبارزه با تروریزم وبرچیده شدن مراکزآنها ،اشاره داشت.وی تاکید کرد که امضای موافقت نامه با پاکستان خوب است اما پیش ازآن کارهای ازسوی پاکستان باید صورت بگیرد.خانم حنا ربانی کهرازقبل،مسوده ای موافقتنامه ای استراتژیک بین دوکشوررا،تهیه کرده وروی میزمذاکره گذاشته وازوزیرخارجه افغانستان خواسته که این متن را مطالعه ودرمورد امضای آن با پاکستان،مذاکره نماید.تحلیل گران افغانستان می گویند : وضع شروط ازسوی افغانستان برای امضای موافقتنامه با پاکستان،نشانه بی میلی افغانستان می باشد.امضای موافقتنامه استراتژیک با پاکستان،تبعات زیادی دارد.اولا درداخل کشوراین مساله با توجه به رفتارحکومت پاکستان وسازمان استخبارات این کشور،با چالش روبرواست.مردم افغانستان نسبت به استخبارات آن کشور،بسیاربدبین هستند.تروریستها درافغانستان، مرتکب جنایت شده ومراکزتعلیم وتربیت آنها دروزیرستان شمالی،شناسایی شده.تروریستها ازخاک پاکستان،وارد افغانستان می شوند وهمه ای، وسکت های انتحاری،ساخت پاکستان می باشد.موافقتنامه استراتژیک با پاکستان،مورد استقبال مردم افغانستان قرارنمی گیرد وپارلمان افغانستان آن را تایید نمی کند.
مشکل دوم این است که افغانستان با کشورهند،موافقت نامه استراتژیک درسال2011 امضاکرد.بخش عمده ازمحتوای موافقتنامه استراتژیک،برمی گردد به مسایل امنیتی ونظامی. هند وپاکستان دوکشورمتخاصم هستند.امضای پیمانهای استراتژیک با کشورهای متخاصم،کارسخت ونادرست می باشد.آگاهان می گویند: اصولا امکان استفاده ازامکانات دوکشورمتخاصم ودشمن را،غیرممکن می دانند.کشورهایکه که پس ازجنگ وارد انعقاد پیمانهای استراتژیک شده اند،این دسته ازکشورها هرگزبا کشورهای متخاصم،پیمان استراتژیک منعقد نساخته اند.ژاپن،کره جنوبی،آلمان و.. کشورهای پسا بحران،با طرفهای مشخص ،موافقتنامه استراتژیک،امضا کرده اند.هیچ سندی وجود ندارد که کشور ژاپن با عضوی ازکشورهای پیمان ورشو،موافقتنامه استراتژیک،امضا کرده باشد.هند وپاکستان دوکشویکه خصومت تاریخی دارند وحد اقل سه بار،وارد خونین ترین منازعات شده اند.حال چه گونه ممکن است که افغانستان بتواند ازامکانات دوکشور،دشمن استفاده نماید.چالش دیگریکه که کارشناسان به آن اشاره می کنند این است که امضای موافقتنامه با کشورهای دشمن،درواقع عقیم ساختن وبی اثرنمودن،پیمانهای استراتژیک است ویا اینکه افغانستان،با نبرد استخبارات دوکشوردرخاک خود،روبرو،می شود.افغانستان نمی تواند جنگ استخباراتی دوکشور،را مهارومدیریت نماید.منتقدان سیاست پاکستان می گویند که خانم حناربانی کهربانیت شر،مسوده ای پیمان استراتژیک را،درمیزگفتگوبا وزیرخارجه افغانستان گذاشته است.آنها خیلی بدبینانه قضاوت می کنند ومی گویند: هدف پاکستان این است که مناسبات هند وافغانستان را، خراب نماید ومحتوای پیمان استراتژیک با هند را خنثی نماید.
خواست پاکستان ازافغانستان درمذاکرات دوجانبه،بسیارسنگین ودشواراست.پاکستان ازافغانستان،می خواهد که سند استراتژیک با افغانستان،داشته باشد.این خواست فوق العاده،دشوارواصولا قابل مقایسه با مطالبات افغانستان نمی باشد.مصالحه با طالبان،آزادی زندانیان طالب،عملی شدن قراردادهای تجارت وترانزیت،درمقایسه با خواست پاکستان که امضای سند راهبردی باشد،قابل مقایسه نیست.افغانستان دریک مورد تاکید دارد که مراکزتروریستها،درخاک پاکستان،برچیده شود این مساله خواست اصلی افغانستان،دانسته شده اما پاکستان برای خنثی کردن این مساله،داستان موهوم وخیالی ،ملافضل الله را،پیش کشیده ومی گوید: ملا فضل الله به خاک افغانستان،پناه گاه امنی دارد.برخی تحلیل گران ما درکشورمی گویند: که ملافضل الله درخاک افغانستان حضوردارند این گروه ازتحلیلگران نا خواسته گفته ها وادعای موهومی استخبارات پاکستان را تاییدمی کنند.تایید گروه فضل الله درخاک افغانستان،درواقع خنثی کردن ادعای افغانستان می باشد.پاکستان علیرغم تاکید حکومت افغانستان وجامعه جهانی،هنوزحضورشبکه حقانی دروزیرستان شمالی وشورای کویته را درخاک خودش ،هرگزقبول نکرده. آنها منکراین مساله است که تروریستهای افغانستان،درخاک پاکستان،قرارگاه وپایه گاه دارند.با این وضع خواست پاکستان ازافغانستان برای امضای پیمان استراتژیک ویا حضورملا فضل الله ،ازسوی افغانستان قابل قبول نیست.پارلمان کشور،نسبت به سیاست های پاکستان،سخت گیریهای زیادی دارد.گرچه پارلمان درخیلی موارد ثابت کرده که تحت تاثیرسیاست حکومت است وخیلی کم دیده شده که پارلمان دربرابرسیاست های حکومت تاب آورده باشد.
آگاهان امورپارلمان می گویند: استیضاح اسماعیل خان درپارلمان ودرنهایت رای تایید ایشان ازسوی مجلس،نشان داد که پارلمان مطابق سیاست حکومت،رفتارمی کند.وکلاء وابسته به حکومت بخوبی می دانستند که سلب اعتماد ازاسماعیل خان،کفه ای سیاست را درآستانه انتخابات به نفع مخالفین واپوزیسیون،سنگین می کند وبه همین دلیل علیرغم استدلالهای ضعیف اسماعیل خان،بازهم این وکلاء طرف دارحکومت بود که نگذاشت وی ازکابینه،رانده شود.پارلمان افغانستان درمورمطالبات پاکستان،بخصوص درمورد سند راهبردی اگرروزی نهایی شود،حق نظرواستدلال دارد اما اگرحکومت بخواهد که چنین سندی باید به تصویب برسد،می تواند آن را به وکلاء پارلمان بقبولاند.نفوذحکومت درپارلمان،بسیارگسترده وچشم گیراست.وزیرخارجه تازه ازپاکستان برگشته وبراساس اظهارات سخنگوی وزارت خارجه،مسوده ای خانم حنا ربانی کهررا با خود آورده وقراراست که حکومت افغانستان،مطالعات بسیارجدی روی پیشنهادات پاکستان داشته باشد.برای پاکستان امضای موافقت نامه استراتژیک ومساله مولوی فضل الله درحدی مساله دیورند،مهم می باشد.اگرحکومت افغانستان،راضی شود که موافقت نامه راهبردی با افغانستان را امضا،نماید زیرا هنوزبصورت مبنایی این سند رد نشده است وزیرخارجه آن رابرای مطالعه گرفته وسخنگوی وزارت خارجه نیزاشاره داشت که موافقت نامه استراتژیک با پاکستان بد نیست.این موافقتنامه درپارلمان افغانستان ممکن است با چالش کشیده شود.گرچه به لحاظ زمانی ،ممکن است وقتی نسبتا زیادی مطالعه مسوده پاکستان،لازم داشته باشد اما فشارهای به حکومت افغانستان،واردمی شود که تن به امضای چنین موافقتنامه ای با پاکستان بدهد.
تحلیلگران می گویند: خواست دوجانبه افغانستان وپاکستان،درمیزمذاکره با این محتویات ومضامین،گذاشته می شود. افغانستان،شرایطی دشواری درسیاست خارجی خود با پاکستان دارد زیرا مطالبات پاکستان،سنگین وسخت است.پاکستان همانگونه که درجنگ،چالشهای بزرگی فراروی افغانستان،آفریده درمورد گفتگوهم این کشور،درد سرهای کلانی برای افغانستان،ایجاد خواهد کرد.
حضوردردوجبهه
دوسخن ازجبهه های متخاصم اما بایک مضمون را درسال گذشته شنیده ایم.ملاعمر درپیام خود وسخنگویان وی ذبیح الله مجاهد وقاری یوسف احمدی،درمصاحبه های شان به حضورطالبان ،دردوجبهه جنگ وصلح،تاکید داشتند.آنها به این مساله اذعان کرده اند که هم با آمریکاییها مذاکره می کنند وهم سنگرهای شان را،داغ وفعال نگه می دارند.خانم کلیینتون شبیه چنین جمله را درسفرمنطقه ای خود با خبرنگاران داشت وی گفت: ما هم برای رسیدن به صلح افغانستان، راه های مصالحه را جستجو می کنیم وازمذاکرات افغانها برای رسیدن به صلح، استقبال می کنیم ودرعین زمان، مراکزطالبان وشبکه حقانی را مورد حمله قرارمی دهیم.این همان معنی حضوردردوجبهه را نشان می دهد.
طالبان با عملیات امروزخود درجلال آباد باردیگربه اثبات رساند که درگفته های خود صادق ومصمم هستند وحضورشان را درجبهه های خونین جنگ افغانستان بخوبی حفظ کرده اند ازجانب دیگرمی گویند که حاضراند با آمریکاییها مذاکرات داشته باشند.وحید مژده تحلیل گرطرف دار طالب هنگام با زگشت ازقطراین مساله را با رسانه های اعلام داشت که طالبان گفته اند ما آماد ه ای مذاکره با آمریکاییها هستیم.وی گفت درحال حاضرمقامات طالبان درقطرحاضراند که وارد گفتگو با آمریکا شوند این مذاکرات ازسوی طالبان درمارچ 2012 متوقف شد اما حالا اصراردارند که وارد گفتگو با مامورین آمریکا می شوند. وحید مژده ازسه نفرنام می برد طیب آقا،مولوی شیرمحمد استانکزی وکسی بنام هوتک که ظاهرا باید تاجری واسطه ووابسته به طالبان مستقردردوحه باشد.طیب آقا،نزدیک به ده ماه،مذاکرات را با ماموران آمریکا به پیش برد اما درمارچ 2012 با میل خود آن را قطع کرد استدلال تیم طیب اقا این بود که مامورین آمریکا، وقت را تلف می کنند وعلاقمندی به پیش برد گفتگوها ندارند.وحید مژده به نقل ازطالبان می گوید: طالبان وتیم طیب آقا،آماده ای گفتگو با آمریکاییها می باشند.وی بصورت آشکاربه یک نحوی مقامات پاکستان را به باد انتقاد می گیرد ومی گوید: پاکستان اصولا با روند مذاکرات درقطر مخالف است وبه همین علت مذاکرات قطر به بن کشیده شد.
ترجیحات پاکستان این است که مذاکرات دراسلام آباد انجام شود به همین خاطر،می بینیم که مقامات پاکستان ازمقامات افغانستان که بخاطرگفتگو به اسلام آباد می روند،به گرمی استقبال کرده ومی کنند.با رفتن صلاح الدین ربانی،نه نفرازطالبان بعنوان حسن نیت آزاد می شوند وبا رفتن زلمی رسول وزیرخارجه افغانستان بازهم پاکستان لیست مورد نظرافغانستان را ازوزارت خارجه می گیرد ومی گوید: ما این فهرست را مطالعه می کنیم.بخش عمده اظهارات دومقام وزارت خارجه اختصاص به رهایی زندان طالب اختصاص داشت.طالبان گویا با حمایت استخبارات،توانسته است جبهه صلح را زنده وفعال نگه دارند. امروزدرهرجا سخن ازلغوتحریم،برداشتن نام طالب ازلیست سیاه،آزادی طالبان اززندان گوانتونما،آزادی طالبان اززندانهای پاکستان،گفته می شود.صلاح الدین ربانی فرزند استاد ربانی چند روزاست که درپشت درهای شورای امنیت استاده واصراردارد که برای حذف نام طالبان ازلیست سیاه به آمریکا آمده وازشورا امنیت، یگانه خواست شان آزادی زندانیان طالب اززندان گوانتونما وحذف نام آنها ازلیست سیاه،سازمان ملل می باشد.جبهه صلح به سود طالبا ازهرطرف فعال شده .دوستی می گفت: رازهای عجیبی باید پشت پرده وجود داشته باشد که درحال حاضر،تمامی همت وسیاست کابل، اسلام آباد،کشورهای عربی،ترکیه ، آمریکا واروپا به این نکته ،تمرکزیافته که طالبان اززندانها آزاد شوند،رهبران طالبان ازلیست سیاه سازمان ملل برداشته شوند،مذاکره با طالبان صورت بگیرد.
اما درکناراین همه تلاشهای خسته گی ناپذیر،جبهه دوم طالبان نیزداغ وفعال دیده می شود.امروزحوالی ساعت شش نیم صبح،حملات گسترده ای به پایگاه نظامی مشترک آمریکا وافغانستان درجلال آباد را اغازکرد.سخن گوی طالبان اعلام داشت که مسئولیت عملیات انتحاری را، فدائیان طالبان بدوش می گیرد وی می گوید: ابتداء فدائیان ما، با موتری مملو ازمواد انفجاری خود را به دروازه قرارگاه می رسانند وبا انفجارموتر،راه را برای سایرفدائیان بازمی کنند.ذبیح الله مجاهد مدعی شده که اعضای طالبان، وارد پایگاه شده وچندین نفرازسربازان ناتورا بقتل می رسانند.مقامات افغانستان ورود انتحاریون به داخل قرارگاه را تکذیب می کنند ومی گویند: تروریستها،به دروازه پایگاه نزدیک می شوند وماشین مملو ازمواد انفجاری را، درمدخل ورودی پایگاه منفجرمی کنند.ظاهرعظیمی سخن گوی وزارت دفاع گفت: که انتحاریون دونفربودند که خود را باموترشان منفجرکرد اما سه نفردیگرآنها موفق نشدند که وارد پایگاه شوند آنها پیش ازرسیدن به هدف ازپای درامدند.گزاش اولیه نشان می دهد که یک نفرازافسران نگهبان کشته شده وتعداد ازسربازان مستقردرپایگاه زخمی شده اند درمیان زخمیها،سربازان خاجی نیزبه چشم می خورد.هلیکوپترهای ناتونیزوارد درگیری می شود وچیزی بیش ازدوساعت جنگ درپایگاه واطراف آن، دوام می یابد.عملیات امروزرا طالبان به دوش گرفت.
ذبیح الله مجاهد سخنگوی رسمی وهمیشه گی طالبان بارسانه ها اعلام داشت که فدائیان طالب،حملات گسترده ای امروزرا انجام داده اند.جزئیات تلفات وخرابیها هنوزمعلوم نیست اما قدرمسلم این است که جبهه جنگی طالبان فعال است.طالبان استراتژی حضوردردوجبهه را بخوبی پیش برده اند.آنها درصحنه گفتگوآن قدرهواداروسمپات دارند که درتاریخ نبردهای شورشی چنین سمپاتی ازیک گروهی که مرتکب جنایات بشری شده،وجود نداشته.طالبان براحتی ادم می کشند،آنها سرمی برند،مراکزنظامی را موردحملات انتحاری قرارمی دهند.به پایگاه آمریکا وانگلیس حمله می کنند وخسارات هولناکی به آنها وارد می کنند ولی بازهم می بینیم درهمه جا سخن ازرهایی طالبان وحذف نام آنها ازلیست سازمان ملل،وآزادی بی قید شرط آنها اززندان گوانتونما وپاکستان برده می شود.طالبان درقطروپاکستان آماده گی شان را برای گفتگو با آمریکا اعلام می کنند وازطرف هم عملیات انتحاری ازنوع امروزرا به نمایش می گذارد.طالبان حضورشان را درهردوجبهه جنگ وصلح،تثبیت کرده اند این نقشه راه واستراتژی آنها بود که ترسیم شده وبراساس آن عمل می کنند.اما آمریکا وناتو نیزگفته بودند که دردوجبهه با طالبان،کارزارشان را به پیش می برند. خانم کلینتون استراتژی مهارجنگ وصلح با طلبان را با صراحت اعلام کرد.مقامات ناتو نیزمهارجنگ وصلح با طالبان را همیشه مطرح کرده اند.ولی تفاوت زیادی بین اقدامات طالبان وناتو دیده می شود.
طالبان بخوبی نشان داده ومی دهند که به راه رسم خود وفادارمی باشند آنها با قاطعیت با نیروهای افغانستان وناتو می جنگند.عملیات امروزدرجلال آباد وعملیات چهارماه پیش درهلمند پایگاه "سیشن" برای کشتن شاهزاده انگلیسی درپایگاه مستحکم "سیشن" تردیدی را بجای نگذاشته که طالبان درجبهه جنگ فعال می باشند ابعاد عملیات امروزجلال آباد معلوم نیست اما نقشه عملیات انتحاری وحمله به پایگاه سیشن درهلمند به اندازه دقیق،طراحی شده بود که همه را بهت زده کرد.این عملیات بیش ازدوصد ملیون دالربه آمریکا،خساره مالی وارد کرد شش هواپیمای پیش رفته جنگی منهدم وهمه مخازن سوخت پایگاه به آتش کشیده شد.طالبان موفق شد، وارد پایگاه سیشن درهلمند شوند.این عملیات درنوع خود،فوق العاده پیچیده بود بگونه ایکه برخی می گویند اختلافات آمریکا وانگلیس سبب گردید که طالبان توسط انگلیسها، وارد پایگاه شوند.عملیات امروزجلال آباد،هم باید خیلی خطرناک وپیچیده باشد.ناتو وآمریکا درجنگ با طالبان بخوبی سست شده وسعی دارند که روزبروزجنگ را درافغانستان کناربگذارند.البته آنها دلایلی زیادی برای عقب نشینی دارند.حکومت افغانستان با عملیات جنگی ناتو، اصولا مخالف است.اعتراضات حکومت افغانستان به عملیات شبانه وروزانه ناتودرافغانستان،مقامات نظامی ناتورا بستوه آورد.ازجانب دیگرابعاد تلفات وخسارات جنگ برای ناتو وآمریکا،حیرت آورشده.آنها تا بحال بیش ازپانصد میلیارد دالر،پول خرج کرده اند وبیش ازسه هزارسربازناتووآمریکا درافغانستان کشته شده اند.دردناک ترین مساله برای آمریکا وناتوحمله های سبزبرآبی است.
مجموعه عواملیکه شمرده شده،دلایلی است برای عقب نشینی آمریکا وغرب ازجبهه جنگ با طالبان اما درجبهه صلح بنظرمی رسد آمریکا به خواسته های طالبان وپاکستان تمکین می کند.امکان دارد که امورافغانستان را تاحدی زیادی محول به پاکستان نماید وازپاکستان تضمیناتی برای حوزه امنیتی خود بگیرد وپاکستان هم این تعهد را براحتی می تواند به غرب وآمریکا بدهد که مساله افغانستان را به آنها محول نمایند وحوزه امنیتی غرب وآمریکا، ازسوی طالبان تهدید نمی شود وطالبان حتی ازالقاعده جدا می شود.دربیانیه مشترک زلمی رسول وزیرخارجه افغانستان وخانم حنا ربانی کهروزیرخارجه، این نکته نیزگنجانده شده که طالبان ازالقاعد فاصله می گیرد امریکه آمریکا دنبال همان مساله می باشد.نتیجه اینکه دوجبهه صلح وجنگ درجانب طالبان واستخبارات حامی،فعال است اما درجانب آمریکا وناتو،هردوجبهه صلح وجنگ با طالبان وضعیت نامشخصی دارد.آمریکا علاقه به درگیری با طالبان ندارند وازطرفی هم امورصلح را باید به پاکستان وگذارکرده باشد.شروط وملاحظات آمریکا،تهدیدات حوزه امنیتی شان ازسوی طالبان می باشد که پاکستان با ضمانت طالبان می خواهد نگرانی آمریکا وغرب را دراین خصوص،برطرف نماید.اینها باید، دلایلی کم رنگی حضورناتودرجبهات صلح وجنگ افغانستان وجدی بود ن حضورطالبان دردوجبهه صلح وجنگ باشد.