دموکراسی بدون حزب
اخباری نشرشده است وشایعاتی وجود دارد که ارگ ریاست جمهوری، نشستی با رهبران سیاسی کشوربرگزارمی کند.هدف ازاین نشست این گونه عنوان شده است که مقام ریاست جمهوری می خواهد باهمه رهبران سیاسی کشور،درمورد انتخابات به شورومشوره به پردازد.دعوتی که درارگ صورت گرفته است،نامهای افراد بدون حزب سیاسی شان، مطرح شده اند.
لیستی که درنظرگرفته شده ودرآن لیست تعداد ازشخصیتهای کشوربرای مشوره وگفتگو،درارگ ریاست جمهوری فرا خوانده شده اند.شخصی که نمی خواهد ازوی نام گرفته شود گفت: دعوت بگونه ای است که همان افراد فقط می توانند درنشست ارگ شرکت نمایند ازوی پرسیده شد که افراد عمدتا رهبران احزاب سیاسی کشورهستند حال اگررهبریک حزب بدلیلی شرکت نکرد ونماینده حزبی شان بفرستد،این مساله چه گونه است وی با تبسم گفت: سیاست ارگ نفی احزاب است وبه هیچ وجه فردی را بنام حزب دعوت نمی کند وکسی هم بنام نماینده گروه سیاسی خود، نمی تواند درآن نشست شرکت نماید.دموکراسی افغانستان بدون حزب طراحی شده است. سیاست دراین کشوربدون مشارکت احزاب به پیش می رود دموکراسی بدون حزب،ازشاخص ترین،پالیسی حکومت افغانستان می باشد.وزارت عدلیه قوانین انتخابات رابایکوت کرده وتمامی پیشنهادات احزاب سیاسی وگروها مدنی را،به زباله دان وزارت عدلیه انداخته است.احزاب وگروهای مدنی، طرحی به وزارت عدلیه پیشنهاد کرده اند که نظام انتخاباتی، مختلط باشد واحزاب سیاسی درپارلمان کشورپنجاه درصد کرسی داشته باشند.بجای دوسیستم اس ان تی وی وسیستم پی آر،نظام انتخابات مختلط باشد که احزاب وسیاسی گروهای مدنی افراد مستقل،حق مشارکت درانتخابات را داشته باشند.
وزارت عدلیه گفته است نظام وقوانین انتخابات همان نظام اس.ان.تی.وی است.دراین سیستم احزاب سیاسی نمی توانند،نقش خود را درانتخابات داشته باشند.قانون انتخابات با پیشنهادات احزاب وگروهای مدنی را دروزارت عدلیه،مخفی کرده است وحتی این نگرانی وجود دارد که ازطرف وزارت عدلیه به پارلمان کشوربرای بحث فرستاده نشود.پارلمان درهفته گذشته اخطارداد که اگرقانون انتخابات برای تصویب به پارلمان ارسال نشود،آنها ناگزیراست مسوده های پیشنهادی دیگری را دربحث پارلمان بگذارند.مساله دیگرکه دراینجا پیش آمد،موضوع قانون تشکیل وصلاحیت کمیسیونهای انتخاباتی است که مجلس سنا آن را درواقع عقیم ساخته است. بخشهای ازاین قانون مصوب پارلمان را،مجلس سنای افغانستان برداشته است ویک چیزدیگری را، جای گزین آن کرده است ازجمله اینکه نظارت بین المللی را برداشته است درقانون مصوب پارلمان تصریح شده است که دوناظربی طرف خارجی عضویت کمیسیون سمع شکایات را باید داشته باشند.مجلس سنا با دخالت حکومت،این دوعضوخاجی را ازکمیسیون سمع شکایات برداشته است.سناتور عرفان بمن گفت ما موفق شدیم دوخارجی را ازکمیسیون اخراج نماییم وی اضافه کرد که حضورخارجیها،برخلاف مصالح ملی کشوراست وی همان کلمات وجملات رییس جمهورکرزی را بلغورمی کرد.
اپوزیسیون می گوید : بحران عمیقی را حکومت درمورد قانون انتخابات وقانون تشکیل وصلاحیت کمیسیون انتخابات،بوجود آورده است.آنها معتقدهستندکه حکومت هرگزنمی خواهد که احزاب به صورت قانونی درانتخابات نقشی داشته باشد.حکومت، دموکراسی می خواهد وهرگزنگفته است که مخالف دموکراسی است اما دموکراسی حکومت بدون حزب سیاسی است.حکومت دموکراسی ضد حزبی می خواهد واین یکی ازعجایب کشورما است که دموکراسی می خواهد اما بدون احزاب سیاسی.درحالیکه همه می دانند دموکراسی یک مادربرای خود دارد وآن احزاب سیاسی است.احزاب قاعده ومادردموکراسی دردنیا است.این واضح است که دموکراسی براساس قوم ،قبیله،مذهب وسمت امکان ندارد دموکراسی با حضورافراد امکان ندارد دموکراسی یک اصل را قبول دارد وآن احزاب سیاسی دریک کشوراست.حکومت افغانستان دوپای دریک موزه کرده وبا تمام امکانات می خواهد احزاب سیاسی را ازصحنه سیاست حذف نماید.قانون انتخابات را با طرح نظام مختلط قبول ندارد قانون تشکیل وصلاحیت کمیسیون انتخابات توسط مجلس سنا را ازبین برده است.این قانون ازسوی مجلس نماینده گان تصویب شده بود.نظارت بین المللی را ازپروسه انتخابات با استدلال اینکه برخلاف مصالح ملی است،را برداشته است.
مخالفین می گویند : آقای فضل احمد معنوی دست نشانده زیرک رییس جمهورکرزی است وی نیزگفته است که نظارت بین المللی درانتخابات، مخالف قانون اساسی است وی دریک مورد نیزگفته بود که اصولا کمیسیون سمع شکایات امر،زاید است.معنوی چهره مرموزدرکمیسیون انتخابات درمورد قانون انتخابات،بی تفاوت است وی تنها به این جمله اکتفاءکرده است که ما طرح خود را به وزارت عدلیه داده ایم اما وزارت عدلیه متاسفانه آن را قبول ندارد وما زورمان به وزارت عدلیه نمی رسد.منتقدین به کمیسیون انتخابات وتعیین آقای معنوی ازسوی رییس جمهورکرزی می گویند : آقای معنوی نیزسیاست حذف احزاب را دنبال می کند وی ملایی است که مبنائا با دموکراسی حزبی مخالف است همه کارهای معنوی درمسیردموکراسی بدون حزبی وپالیسی حکومت است.نشستی که قراراست درارک دایرشود ماهیت ضد حزبی دارد دلیل مساله این است که کسی به نمایندگی ازحزب سیاسی، نه دعوت شده ونه می تواند به نمایندگی ازحزب خود شرکت نماید.جلسه ازسوی آقای خرم رییس دفتررییس جمهورکرزی،اعلام شده است وی ذریعه تلفون، افرادی را مطابق لیست تصویب شده درارگ،برای نشست فردا خبرکرده است.گفته شده است که نشست ارگ درمورد انتخابات کشوراست.انتخابات درسال 2014 برگزارمی شود اما همه تدابیربه این صورت گرفته شده که احزاب، نقشی درآن نداشته باشند زیراکه قوانین انتخابات براساس فکرمختلط به پارلمان فرستاده نشده است .عده ای هم می گویند که این قانون مختلط ازسوی حکومت نقض می شود.
امروزدریک گفتگوی با امرالله صالح رییس پیشین امنیت ملی ویکی ازرهبران جبهه ملی درمورد نشست ارگ،صحبت می کردیم درجریان بحث ایشان مساله احزاب را درسطح عام بررسی کرد.آقای امرالله صالح،روشنفکروسیاست مدارمطلع است وی درامورامنیتی افغانستان،اطلاعات درجه اول، را دارد.وی می گفت: احزاب دردنیا به سه دسته تقسیم می شود.احزاب سنگ ترازویی،احزاب ارمان گرا، واحزاب قدرت طلب. ایشان احزاب پله ای را ترجیح می داد. تعبیرایشان ازاحزاب پله ای این بود که درکارزارانتخاباتی احزاب قدرت مند برای کسب قدرت مبارزه می کنند وانرژی زیادی خرج می کنند ولی درنهایت امربه احزاب پله ترازویی، مراجعه می کنند زیرا پیروزی نهایی،تنها وتنها بستگی به حمایت آنها دارد به همین دلیل است که آنها هیچ انرژی را خرج نمی کنند وتنها باداشتن چندکرسی درپارلمان،باحزب مدعی قدرت، وارد گفتگو می شود وبه توافقاتی درسهم گیری قدرت باهم به تفاهم می رسند وبه این صورت حزب قدرت خواه رابه پیروزی می رساند.آقای صالح مثالی ازاحزاب کمونیستی اروپای غربی داشت.
دسته دوم ازاحزاب،گروهای سیاسی آرمان گرا،هستند آنها برنامه ومرام درسیاست وحکومت دارند. قدرت وچوکی برای شان آن قدرت مهم نیست اما تحقق مرام برای شان فوق العاده اهمیت دارد حزب قدرطلب برای گرفتن قدرت به سراغ آنها می یایند وبه آنها تعهد می سپارد که خواسته ومرام شان را، تاحدی می تواند برا ورده نماید.احزاب آرمان گرا باحزب طالب قدرت به توافق می رسد وبه این ترتیب حزب سیاسی، برسراقتدارمی یاید وبه قدرت می رسد .اما دسته سوم ازاحزاب سیاسی تماما قدرت طلب هستند وبرای گرفتن قدرت ازرقیب خود دریک فضای دموکراتیک تا آخرین نفس مبارزه می کند گاهی مبارزات به اندازه نفس گیرمی شود که ممکن است رهبران حزب قدرت طلب درهنگام کارزاروکمپین انتخاباتی، اصولا خوابی نداشته باشند.امریکه درامرانتخابات آمریکا، شاهدآن بودیم.اوباما سه شبانه روزخواب نداشت البته خوابهای اساسی که یک انسان بصورت عادی به آن نیازدارد.مادراین گفتگوبه این نتیجه رسیدیم که این سه دسته احزاب با این خصوصیات درجوامع پیشرفته که به دموکراسی باوردارند،می توانند این کارها را، نمایند اما درافغانستان که ازاساس ،حکومت مخالف احزاب است ما هیچ یک ازسه گونه حزب را نداریم درمبارزات، اصولا به احزاب نقشی داده نمی شود.
این افراد واشخاص هستند که وارد میدان می شوند وبخاطرمصالح خود،کارمی کنند.درپارلمان افغانستان چرا نود پنج درصد برطبل بی طرفی می کوبد.این مساله ازخود دلیل دارد.زیرا آنها می دانند که با جدایی وبی طرفی می توانند وارد هرگونه معامله بخاطرمنافع شخصی خود شوند.درپارلمان افغانستان تعدادی زیاد با معرفی ،هزینه احزاب به پارلمان رفته اند اما حالا که وکیل شده، بدترین موضع گیری ونمک ناشناسی نسبت به همان حزبی که وی را به کرسی نشانده،دارد.زیرا وی می داند که منافع شخصی وی دراین نظام ضد حزبی دراین است که بی طرف وضد حزب شان باشد دربرخی موارد حکومت آنها را تشویق کرده که مخالفت تان راباگروه تان شدید ترنمایید وما به شما امکانات می دهیم.این مشکل بزرگ نظام سیاسی ما است که دموکراسی را می خواهد اما احزاب سیاسی را قبول ندارد.دموکراسی بدون حزب یعنی همین به همین دلیل است که دراین کشورهرگزدموکراسی رشد نمی کند زیرا که دموکراسی مادروقاعده ندارد دموکراسی قومی ،قبیله ای ومذهبی ازهمان نوع دموکراسی است که رییس مجلس ایران درموردتظاهرات مصرگفته بود" دموکراسی شتری"نیروهای حسنی مبارک بنام برقراری دموکراسی به تظاهرات میدان تحریربا شترحمله کرده بود واجتماع ملیونی مردم رابا حمله های شتری،سرکوب می کرد ایشان این صحنه را دیده وگفته بود" دموکراسی شتری" دموکراسی بدون حزب اصولا دموکراسی نیست این نوع رویه به هرحال جامعه رامتمایل وتبدیل به تبارگرایی قومی وقبیله ای ویا هرج مرج اجتماعی می کند. دموکراسی بدون حزب استعداد هرچیزشدن را دارد الا دموکراسی مردمی را.حکومت ما با این رویه های ضد حزبی به دنبال دموکراسی بدون حزبی درافغانستان است که آن همه چیزمی تواند شود بجزدموکراسی.
اول کشتار،دوم مصالحه
افغانستان سرزمینی که اهالی آن، اولویت را به خشونت وکشتارسپرده اند.گفتگوازمسایل متاخرمردم ما شده است.طالبان گروهیکه کشتارمردم را درصدربرنامه های خود قرارداده امروزدرولایت خوست منطقه ای بنام" سرگردان" بیش ازسی نفرراباانفجاربمبی، زخمی کرد وحال تعداد زخمیها،وخیم گزارش شده است.دوروزپیش دردانشگاه کابل، گروهی شش نفره وارد اطاقی می شوند ودونفرازمحصلان وهم درسان شان رابجرم اینکه مراسم عاشورا برگزارکرده اند،ازطبقه ای سوم خوابگاه به زمین می اندازند که یکی می میردودیگری زنده می ماند که حال معلوم شده است، مردن برایش خیلی بهتربوده است. زیرا وی برای همیشه ازدرس وزندگی مانده است وشاید هم قطع نخاع شده باشد.
امروزوقتیکه خبر زخمی شدن 36 انسان بیگناه را که درعملیات انفجارخوست مجروح شده اند،شنیدم با دوستان گفتم کشته شدن درافغانستان، بهترازمجروح شدن است.دومحصل پرتاب شده ازطبقه ای سوم آنکه کشته شده خوب راحت شده است اما اینکه زنده مانده با یک عمرمصیبت باید زندگی کند.مجروحان حادثه انفجاروانتحار، رنجش بمراتب ازکشته شده های حوادث می باشند.طالبان گفته اند که می خواهند با آمریکاییها مذاکره نمایند این مطلب را تحلیل گرطرف دار طالبان، جناب وحید مژده اعلام داشته است وی می گوید ازسمیناری درمورد افغانستان درقطربرگشته ودرآنجا سید طیب آقا وشیرمحمد استانکزی وآقای هوتک را دیده است.طیب آقا مسئول تیم مذاکره کننده طالبان، با مامورین آمریکا است وی همراه آقای هوتک ومولوی شیرمحمد استانکزی وچند تن دیگربرای مدت ده ماه، مذاکرات با مامورین آمریکا را، پیش می برد وسرانجام درماه مارچ 2012 جریان مذاکره را قطع کرد وآن را بی حاصل دانست وحید مژده می گوید: طالبان حالا حاضراند که گفتگوهای شان را با آمریکا ازسربگیرند وحید مژده می گوید درکنفرانس چهره های مهمی ازطالبان حضورداشته اند مولوی وکیل احمد متوکل وزیرخارجه زمان طالبان ملا ضعیف سفیرطالبان درپاکستان وچند تن دیگرازمقامات طالبان درکنفرانس قطرحضورداشتند.
صلاح الدین ربانی رییس شورای عالی صلح، ده روزپیش ازاین درپاکستان رفت وحاصل مذاکرات وی رهایی نه نفرازطالبان اعلام شد که درمیان آنها نام انورالحق مجاهد فرزند مولوی خالص ملا نورالدین ترابی وزیرعدلیه طالبان ومولوی جهانگیر،گرفته شد آنها درپاکستان آزادشده اند وگفته شده که همه به خانه های خود درپاکستان رفته اند وزیرنظراستخبارات پاکستان قراردارند.آگاهان مسایل کشورمی گویند آنچه که درپاکستان روی داد یک قصه مفت استخباراتی بیش نبود وافغانستان آزاد شده ها را نمی شناسد ونه می داند که آنها درکجا هست ونه آنها درلیست مورد نظرهیئت افغانستان قرارداشتند.علیرغم این تحولات بازهم می بینیم که اولویت کشتاربجای اولویت مصالحه وگفتگو، بقوت خود باقی است.همزمان با حضورهیئت افغانستان درپاکستان وبحث آزادی چند زندانی طالب که معلوم نبود به چه جرمی گرفتارشده بود ولی گفته شده که اززندانهای پاکستان رها شده اند.علیرغم اینکه شورای کویته سفرهیئت افغانی را برای اولین بار مورد تایید قرارداد وگفت که پیشنهادات هیئت صلح افغانستان مورد بررسی است ولی بازهم می بینیم که ذره ای درسیرکشتارطالبان،تغییرایجادنشده است.
طالبان همزمان با حضورهیئت صلح درپاکستان وپس ازآن،مسبب چندین انفجاردرافغانستان گردید.عملیات انتحاری هفتم محرم رابه دوش گرفت انتحاری طالب با لباس پولیس می خواست بمبهایش را درجای منفجرنماید ولی پیش ازرسیدن به مقصد ازپای درآمد ولی بازهم تلفاتی را درپی داشت.درغزنی طالبان کامیونی را پرازمواد منفجره کرده که گفته شده است مقدارآن 1600 کیلوگرم بوده است این مواد رابرای کشتارعزاداران روزهای عاشورا،تهیه کرده بود دوانتحاری که خطرناک ترین موادانفجاری را دروسکتهای شان جابجا کرده بود درمنطقه ای سروبی دستگیرمی شوند.همه این موارد نشان می دهد که اولویت کشتارهم چنان درمتن استراتژی طالبان قراردارد.طالبان تازمانیکه ازجنگ خسته ومایوس نشود وبن بست جنگ را قبول نکند،هرگزدست ازکشتاربرنمی دارند.اول کشتارباید به بن بست برسد وآنگاه وارد مصالحه شد.طالبان کشتارمردم را کنارنگذاشته ودرهرفرصتی عملیات انتحاری وانفجارات شان را، سازماندهی می کنند.عملیات امروزخوست وده ها عملیات دیگرتازمانیکه شرایط آب وهوا زمستانی برای شان اجازه دهد،را انجام می دهند.
انگیزه های دیگری نیزوجود دارد که آنها واستخبارات حامی شان را وادارمی کنند که اولویت کشتار را حفظ نماید.نیروهای بین المللی ظاهرا خیلی پیش ازموعد مقررازافغانستان بیرون خواهد شد.امروزروزنامه های غربی نوشته بود که آمریکا تلاش دارد که نیروهای نظامی شان را به حد اقل درافغانستان برساند ودیگراینکه به خروج نیروها ازافغانستان،سرعت ببخشد.جان آلن فرمانده ناتودرافغانستان، پیش ازکناره گیری ازفرماندهی نیروهای ناتووآمریکا،طرح پیشنهادی خودرابه کنگره آمریکا ارایه می کند.جنرال آلن احتمالا از38 هزارنیروی آمریکایی که درافغانستان حضوردارند،بخش بزرگی ازآنها را پیش ازسال 2014 ازافغانستان بیرون خواهد کرد.جنرال بعدی آقای جوزیف دانفورد که بجای آلن تعیین شده نیزاین پروسه را به پایان می رساند.گزارش نیویورک تایمز نشان می دهد که حداکثرنیروی آمریکایی که درافغانستان باقی بماند ازده هزارنفرهرگززیاد ترنیست.برخی به حدس گمانهای تا سقف هزارنفررا نیز،اشاره کرده اند.همه این مسایل این نکته را آشکارمی کند که نیروهای بین المللی درافغانستان به حداقل ممکن تقلیل می یابد.
ماموریت این نیروها،مشارکت درجنگ با طالبان نیست آنها برای شان یک ماموریت را درنظرگرفته اند وآن مقابله احتمالی با سازمان القاعده است.حضورنیروهای آمریکایی حال با هرعددی که باشد تنها وتنها بخاطر مقابله با القاعده است ونه درگیرشدن با طالبان.ماموریت دیگری که برای آنها گفته شده است، مساله آموزش ورهنمایی نیروهای افغان درجنگ با طالبان وشورشیان می باشد ومساله سومی که به آن اشاره شده موضوع تجهیزولوجستیک به نیروهای افغانستان است وچهارمین مساله که برای آنها پس ازسال 2014 درنظرگرفته شده،مساله آموزش می باشد.این ها موضوعاتی که برای نیروهای اندکی آمریکا که درافغانستان می مانند،مدنظرگرفته شده است البته تاکنون کاخ سفیدازجنرال جان آلن نخواسته است که طرح حضورنیروهای آمریکا پس ازسال 2014 را برای کاخ سفید ارایه نماید اما این مساله به کوتاه ترین زمان ممکن ازوی خواسته می شود.آلن علیرغم مشکلات که ازناحیه روابط مشکوک وی باخانم جیل کیلی بمیان آمده ،ماموریتش برای مدتی درافغانستان تمدید می شود وبیست هزارنامه که به خانم جیلی کیلی فرستاده ،دلیلی برخلاف کاری وی تاکنون دانسته نشده است اماآگاهان امورگفته اند که قطعا ازمیان بیست هزارنامه که به خانم کیلی فرستاده،موضوعات روابط عاشقانه جنرال ماموردرافغانستان، برملا می شود.
جنران جوزیف دانفورد فرمانده که جانشین آلن می شود،اطلاعات گسترده ای ازافغانستان ندارد وگفته شده ماموریت وی درافغانستان،جنگی نیست. وی باید سازماندهی نماید که چه گونه 68 هزارنیروی آمریکایی ازافغانستان بسلامت بیرون شوند ودیگراینکه چه اندازه نیرو درافغانستان را نگهدارد ازهم اکنون آقای گانترکتز سخنگوی ناتو اعلام داشته است که برخی پایگاه نظامی ناتو،یا بکلی درافغانستان منهدم می شود وآن بخش که برای نیروهای افغانستان،مفید باشد دراختیارشان گذاشته می شود وی گفته است که تاحالا250 پایگاه دراختیارنیروهای افغانستان گذاشته شده ویا بزودی می شود.طالبان واستخبارات همه این فعل وانفعالات را، به دقت مطالعه می کنند ومی دانند که درکشورچه می گذرد به همین دلیل است که گفتگوها رابه بازی گرفته واهمیتی برای آن قایل نیست آنها مصالحه را مطرح کرده .آقای وحید مژده تحلیلگرطرف دار طالب خلاف نگفته است.طالبان ازمذاکره با آمریکاییها سخن گفته اند اما اولویت کاری شان مذاکره نیست."اول کشتاردوم مذاکره " درواقع استراتژی طالبان درحال حاضرمی باشد.البته این مساله گذشته ازخصلتهای جنگ طالبانه وخشونت آمیزطالبان،ریشه استخباراتی دارد.استخبارات به آنها بعنوان سرمایه قابل استفاده پس ازسال 2014 می نگیرد.به همین دلیل است که مساله مذاکررا عملا جدی نگرفته است.
دوستی می گفت: درمنطقه ای ما دوقبیله با هم بخوبی وارد جنگ می شدند وتلفات زیادی به هم دیگروارد می کردند وخانه های هم دیگر راخراب ودرمواردی به آتش می کشیدند اماآنها پس ازاین همه جنایت،وارد مذاکره می شدند.اول جنگ بعد مذاکره برای صلح،رویه مردم این درمنطقه شده بود.وی می گوید : طالبان مثل مردم منطقه ما عمل می کنندآنها می جنگند وتازمانیکه بتوانند پروسه جنگ را ادامه می دهند ومثل مردمان قریه ما وقتیکه بخوبی خسته شد آنگاه به اولویت صلح تن می دهند. درحال حاضراولویت طالبان جنگ وکشتاراست نه مصالحه مذاکره.خروج نیروهای خارجی آنها را بخوبی وسوسه کرده که برنده جنگ بیش ازیک دهه ای کشورشده اند.صلح درحال حاضراولویت برنامه های طالبان نیست.جنگ، اصلی ترین برنامه آنها می باشند آنها می گویند خارجیها،درافغانستان شکست خورده اند وحال ازافغانستان خارج می شوند.امریکه رییس دفتررییس جمهوربا روزنامه وال استریت جرنال به آن اشاره کرده است وی نیز اعتقاد دارد و گفته است که خارجیها وآمریکاییها درافغانستان شکست خورده اند.زبان مشترک آقای خرم با طالبان،سبب اعتراضات وانتقادات به وی شده است.
طالبان برنامه های جنگ را برای تصاحب کشور،ادامه می دهند اما اینکه بتوانند با جنگ درافغانستان مسلط شوند این مساله دیگری است.مردم عموما معتقد هستند که طالبان نمی توانند با زورافغانستان را، به تصرف خود درآورند اما درعین حال مردم باوردارند که جنگ متاسفانه به زودی خاتمه نمی یابد زیرا اولویت استراتژی طالبان وحامیان شان جنگ است اول کشتار، دوم مصالحه درحقیقت استراتژی طالبان شده است ودرحال حاضرمادرفازاول قرارداریم وبه فازدوم نرسیده ایم.
گانترگتزوخرم
آقای عبدالکریم خرم رییس دفترآقای کرزی دریک گفتگوی با روزنامه وال استریت جرنال گفته است: که نیروهای آمریکا درافغانستان شکست خورده اند.اظهارات رییس دفتر،رییس جمهور،باعکس العمل فوری آقای گانترگتز سخنگوی ایساف درافغانستان، مواجه شد.آقای گانترمی گوید: ما شکست نخورده ایم وما درافغانستان نیروهای شورشی را با شکست وهزیمت روبرو کرده ایم.اظهارات متفاوت ومتضاد دومقام برجسته داخلی وخارجی درموردجنگ افغانستان،چندان برای مردم افغانستان،خوشایند نیست.
آقای خرم رییس دفتررییس جمهورکرزی به ناکامی وشکست آمریکا وناتودرافغانستان اشاره می کند وی تاکید دارد که آنهادراین یازده سال کاری برای جنگ افغانستان نکرده است وحالا شکست خورده ازافغانستان خارجی می شود.آقای خرم می گوید: طالبان دوباره درافغانستان،زنده وفعال شده اند.اما گانترمی گوید: طالبان با شکست سختی ازسوی نیروهای ناتو،روبروشده اند ودرحال حاضرهشتاد درصد خاک افغانستان درکنترل نیروهای افغانستان قراردارد وتا سال دوهزارچهارده تمامی افغانستان درکنترل نیروهای امنیتی ونظامی افغانها قرارمی گیرد واین شکست نیست.آقای گانتربرای اثبات ادعای خود می گوید: درشرایط فعلی افغانستان ازامنیت خوبی برخورداراست.امریکه نیروهای امنیتی افغانستان نیزبه آن اعتراف دارند ومی گویند: افغانستان درحال حاضردرکنترل نیروی های افغانستان می باشند وشرایط امنیتی ازهرزمانی بهتراست.امنیت مراسم عاشورا ودستگیری تروریستهای انتحاری با1600 کیلوگرام مواد انفجاری درغزنی که برای انفجارمراسم عاشورا،تدارک شده بود وهمینطوردستگیری دوتروریست انتحاری با خطرناک ترین مواد انفجاری درناحیه سروبی،دلایلی موفقیت وتوانایی نیروهای امنیتی کشوردانسته شده است.
بدون تردید،برگزاری مراسم باامنیت کامل درهمه شهرهای افغانستان،گفته های گانترسخنگوی ایساف ادعاهای نیروهای امنیتی افغان را تایید می کند.منتقدان می گویند :آقای خرم دراستدلال خود بامحاسبه ایدلوژیک ونفرت ازغرب،سخن گفته است.آقای خرم یکی ازجنجالی ترین سیاست مداردراطراف رییس جمهورکرزی شناخته شده است.وی زمانیکه دروزارت اطلاعات وفرهنگ بعنوان وزیرکارمی کرد،نیزجنجالهای زیادی را برپاکرد ازوی رسانه های کشوروخارجی نقل قول می کند که آقای خرم دریک مورد درمورد"دموکراسی" نظرداده وگفته است: قصه ای دموکراسی درافغانستان یک قصه ای مفت است.این جمله را بارها خوانده ایم که آقای خرم گفته است: دموکراسی قصه ای مفت است.البته درهیچ جای این سخن که به ایشان نسبت داده شده،ازسوی آقای خرم تکذیب نشده است.اظهارات فاروق وردک وزیرمعارف خیلی شباهت به اظهارات آقای خرم دارد وهردوشخصیت به لحاظ فکری با مایه های ایدلوژی واحدی سخن می گویند.این دوشخصیت سیاسی آقایان عبدالکریم خرم وفاروق وردک، مخالفان کمی ندارند جامعه مدنی نسبت به اظهارات این دومقام حکومتی ،بسیارحساس می باشد.البته آقای خرم به مراتب نسبت به آقای وردک ،درلایه های ازجامعه مدنی مشکل دارد. به همین دلیل است که آنها گفته اند اظهارات آقای خرم درمورد نیروهای بین المللی وشکست آنها درافغانستان،ناشی ازموضع خصمانه وی دربرابرخارجیها می باشد.
نوع عکس العمل بسیارسریع آقای گانترگتز،نیزاین مساله را تایید می کند که آقای گانترسخنگوی ایساف نسبت به اظهارات آقای خرم، خیلی زود واکنش نشان داده وبا قاطعیت اعلام می داشته است که نیروهای بین المللی، مخالفان را درافغانستان با شکست روبروساخته اند وی گفته است که هشتاد درصد امنیت افغانستان دراختیارنیروهای افغانستان می باشد.آقای گانترگتزبه این مساله نیزتاکید می کند که درسال 2014 افغانستان 352 هزارنیروی آموزش دیده خواهد داشت وامنیت افغانستان تماما دراختیارنیروهای افغانستان قرارمی گیرد.اما اقای خرم با روزنامه وال استریت جرنال با صراحت گفته است که نیروهای آمریکا درافغانستان شکست خورده اند وطالبان دوباره زنده وفعال شده اند.مخالفان آقای خرم می گویند: که اظهارات وی ازدوجهت اشکال دارد یکی اینکه ایشان ازموضع ایدلوژیک با غرب برخورد دارد وهمه اموررا یا سیاه ویاسفید می بییند ودیگراینکه اظهارات وی برخلاف باورنیروهای امنیتی افغانستان می باشد. نیروهای امنیتی شکست خود دربرابرتروریستها را قبول ندارند آنها مثل آقا گانترگتزمعتقد هستند که دربرابرتروریستها،شکست نخورده اند.
البته درگفته های آقای خرم اشاره به ضعف وناتوانی نیروهای افغانستان نشده است وی گفته است که نیروهای بین المللی درافغانستان ناکام بوده وکاری انجام نداده وطالبان دوباره زنده شده اند اما گانترمی گوید: نیروهای افغانستان به لحاظ کمی به 352 هزارنفرمی رسد وما آنها را آموزش می دهیم هشتاد درصد امنیت افغانستان را دراختیاردارد ودرسال دوهزار2014 تمام امنیت را به دوش آنها می سپاریم واین شکست نیست.نیروهای افغان هم شکست خودرا قبول ندارند.گذشته ازاینکه تفاوت آشکاری بین گفته های آقای خرم وگانترگتزوجود دارد ونیروهای افغانستان هم خودرا دربرابرتروریستها،شکست خورده نمی دانند.منتقدان آقای خرم می گویند : اظهارات رییس دفتربا روحیه ای ملی سازگاری ندارد.مخالفان ایشان استدلال می کنند: روحیه ملی این است که نیروهای امنیتی نباید وبه هیچ صورت،تضعیف شود واظهارات آقای خرم به یک معنی، تضعیف روحیه نیروهای امنیتی را نیزبا خود دارد.مخالفان وی همیشه ازگفته های وی برداشت های این چنینی را دارند آنها هرگزاین جمله را ازیاد نبرده اند که آقای خرم دموکراسی را قصه ای مفت خوانده است.
اظهارات اخیرایشان با روزنامه ای وال استریت جرنال نیزبا وکنشهای زیادی درسایتها روبروشده است وهمان سه مساله رادرمورد گفته ایشان، هایلایت وبرجسته کرده اند.آنها می گویند: اظهارات ازموضع ایدلوژِی نفرت باغرب است.دیگراینکه مخالف با اعتقادات نیروهای امنیتی افغانستان می باشد که هرگزشکست خودرا دربرابرتروریستهای طالب قبول ندارند وسوم اینکه واقعیت امرموفقیت نیروهای امنیتی را نشان می دهد وخلاصه اینکه اظهارات آقای خرم به یک نحوی با روحیه ملی،هم خوانی ندارد.آقای گانترگتزبی تفاوت ننشسته وازنیروهای ناتو وازتوانایی نیروهای افغان دفاع کرده وسخنان آقای خرم را به شدت رد کرده است.مخالفان این شخصیت جنجالی دردستگاه رییس جمهور،به نکات دیگری هم اشاره دارند ومی گویند: درگیری وبرخورد وی با یک مقام وزارت امورخارجه درارک ریاست جمهوری نیزکار،نادرستی بود وگفته شده که این برخورد درحضورجنرالهای خارجی صورت گرفته است.گفته های آقای خرم این بارنیزهمانند اظهارات پیشین وی با واکنش های روبروشده است.
آقای خرم بجای عمرداوودزی، ریاست دفتررا بعهده گرفته است.آقای داوود زی سفیرافغانستان درپاکستان می باشد ایشان هم چهره جنجالی دستگاه حکومت رییس جمهورکرزی شناخته شده است.این سه شخصیت آقای خرم،فاروق وردک وعمرداوودزی ازجنجال برانگیزترین مهره های حکومت دررسانه های حقیقی ومجازی دانسته شده اند البته آنها تاثیرگزارترین وبا هوش ترین هم هستند وبه همین علت است که سخنان آنها باواکنشهای شدیدی روبروی می شود.برخی هم گفته اند که گذشته ازهنرهای که هریک درسیاست دارد،مساله اساسی دراقتدارآنها،تیمی بودن وهم فکربودن شان هستند آنها به علاوه کسانی دیگری درنظام، بصورت یک تیم عمل می کنند.البته کسی ازروابط درونی آنها ومیزان رفاقت شان اطلاعی ندارد ولی آگاهان سیاسی به دوعامل درمورد این سه شخصیت اشاره می کنند وآن را دلیل بافت متشکل وتیمی آنها گرفته اند یکی اینکه هرسه نفرسابقه کاردرحزب اسلامی به رهبری آقای حکمتیاردارند این مساله دوسال پیش ازاعضای هیئت حزب اسلامی که برای گفتگو، وارد کابل شده بود،سئوال شد آنها گفتند که قبول داریم اعضای حزب اسلامی درحکومت ،نقش مهمی دارند آنها با استعدادهای خود به این موقعیتها دست یافته اند ونمایندگی ازدیدگاه حزب نمی توانند.
اعضای هیئت حزب اسلامی به رسانه ها گفتند: که ما،حامل دیدگاه حزب اسلامی برای حل بحران افغانستان هستیم وما طرح شانزده فقره ای را به مقامات حکومتی ارایه کرده ایم. اعضای هیئت می گفتند که ما به رییس جمهورکرزی گفته ایم اگرتمام ارک ازاعضای حزب اسلامی پرشود بازهم نمی توانند دیدگاه حزب اسلامی را بیان نمایند.آنها مشخصا به آقای فاروق ورد اشاره داشت که وی ازاعضای ارشد حزب اسلامی نیست ولی با استعداد خود به این مقام حکومتی دست یافته است.درمورد آقایان خرم وداوود زی نیزگفته شده است که آنها ازاعضای حزب اسلامی می باشند اما ازخود آنها سخنی دررد ویا تایید این مساله شنیده نشده است.آقای خرم درموردی گفته بود که با تشکیلات محاذ ملی کارکرده است.آنچه باعث ،قضاوت یک پارچه درمورد آنها شده، موضع گیری یک پارچه ومتحد آنها با مسایل سیاسی کشوراست.هرسه نفربگونه ای حرف می زنند که هیچ اختلاف دردیدگاه شان دیده نمی شوند.مثلا درمورد طالبان چه کسی قادراست بگوید که تفاوت بین نظرات آنها وجود دارد. درمورد نیروهای خارجی هم نظرات واحدی دارند.سخنان آنها خیلی نزدیک به هم ابرازشده است وبه همین علت گفته شده است که آنها بصورت یک تیم عمل می کنند واین مساله باعث اقتداربی چون وچرای آنها درنظام سیاسی افغانستان شده است.
تردید نداشته باشیم، مقتدرترین آدمهای ارک آنها هستند.عکس العمل سخنگوی ناتودرمورد اظهارات آقای خرم، ناشی ازقدرت وتاثیرگزاری وی درحکومت است والا این نوع صحبتها هرروزدررسانه های آزاد کشورمی شود ایا کسی به آن گوش می دهد ویا عکس العمل نشان می دهد، نه وهرگز. همینکه موضع گیری آقای خرم ازسوی گانترگتزبا واکنش سریعی روبرو می شود این دلیل اقتدارواهمیت وی ودوستانش دردستگاه حکومت است.
ترانه برمزاربرادر
ترانه دختریکه درعاشورای سال90 درمیان انبوه جنازه های شهدا با پیراهن خون آلود خود،استاد وتاریخ را به شهادت طلبید.تصویراین دخترنوجوان با پیراهن سبزرنگ وپرازخون شهداء وخون برادرش،جهان را تکان داد.فریاد ترانه درمرگ برادروفریاد زنیکه با کفشهای خونین فرزندش،وجدانهای بشری را به کمک طلبید،ثبت تاریخ است.این فریادهای" هل من ناصر" کربلاء امام حسین علیه السلام بود که با گذشت هزارچهارصد سال درتاریخ وسرزمین افغانستان ودرپایتخت آن به صدا درآمد.ترانه وخانم ماتم دیده دیگربادردست گرفتن کفشهای خونین فرزندش، ثابت کرد که هرروزعاشورا وهرسرزمینی کربلا است.
تصویرترانه، تصویرفاجعه زمانه ما شد اماعکس آن بانوی که کفشهای فرزندش را شناسایی کرده بود تنها درروزحادثه نشان داده شد اما دیگرتکرارنشد.خانمی که کفش جوان بیست یک ساله اش را ازمیان صدها کفش شناسایی کرد وبا دستهای خود به جماعت خبرنگاران،نشان می داد که این کفش فرزند بیست یک ساله من است وی گفت: تنها نشانه بجای مانده ازفرزندم همین کفش است وبدن فرزندم درفاجعه وحادثه ای انفجار،خاک وخاکسترشده وچیزی ازوی جزلنگه کفشش بجای نمانده است.این بانودرمیان فاجعه گم شد.اما ترانه به کمک تصویربردارحادثه،نماد ازتصویرسال دریک تراژدی انسانی گردید.ترانه دراولین سالگرد قتل عام، زیارتگاه ابوالفضل همراه با پدرش حاضرشد وی همراه پدرکه دست وی را گرفته بود به مدت ده دقیقه ،میدان فاجعه را دید زد وبادقت صحنه های هول انگیزکه ترانه درمتن آن قرارداشت،همراه پدرش دوباره آن واقعه را درذهنش بازسازی کرد.ترانه امروزبا خبرنگاران نیزکمی صحبت داشت وپیامدهای حادثه وتاثیرات که درروح وروانش گذاشته با خبرنگاران مقداری ازگفته هایش را به میان گذاشت وبا متانتی درحدی یک شهید زنده حرف زد. وی گفت: برادرش را درسال گذشته ازدست داد ومی خواهد پس ازبازدید ازصحنه های زیارتگاه که انفجارروی داد، به زیارت قبربرادرش برود.
ترانه بخوبی لحظه های انفجاررا درخاطره خود حفظ کرده است وی گفت: من هرگزازمرگ نمی ترسم وامسال بازهم به میدان آمدم وحالا درنقطه ای استاده ام که درسال گذشته برادرم همراه ده ها زایردیگربخاک وخون غلطید ومن درمیان ده ها شهید بخون افتاده،استاده بودم وفریاد می کشیدم حال بازآمده ام.ترانه می گوید: من درسال گذشته لحظه ایکه به طرف برادرم می رفتم ،تصویرانتحاری را به یاد دارم من می خواستم برادرم را درمیان جمعیت پیدانمایم اما درآن لحظه صورت انتحاریکه بمبش را منفجرکرد را به یاد دارم.این دختردرهمان لحظه به گونه ای با حادثه عجین شده که تروریست انتحاری را دریک چشم بهم زدن دیده است.ترانه می گوید: من انتحاری را دیدم وصورت وی را بخاطردارم وی می گوید: من ازآن لحظه به بعد، اغلب شبها،کابوس می بینم ودرخواب صحنه جنایت را می بینم وی می گوید: هیچ چیزی را فراموش نکرده ام درخواب وبیداری با حادثه ظهرعاشورا،عجین شده ام ومن هرگز،آن روی داد را فراموش نمی کنم وهرگزهم هراسی ندارم ومی بینید که برای بازدید ازمیدان واقعه عاشورای سال 90 آمده ام این ها مضامین کلام ترانه است.ترانه با پایان با زدید اززیارتگاه محل انفجار، همراه پدرش به زیارت قبربرادرمی رود.
اماعاشورا، امسال با هزاران نگرانی وما با شوروپرشکوه برگزارگردید. اتفاقات مهمی روی نداد.نیروهای امنیتی دوتروریست را همراه با خطرناک ترین مواد انفجاری که درپاکستان بسته بندی شده بود را دستگیرکردند.این دوانتحاری برای تکرارفاجعه ،عازم کابل بود ودرمسیرراه دستگیرمی شوند این مطلب را صدیق صدیقی،سخنگوی وزارت داخله اعلام داشت.دوانتحاری با چهره های شیطانی،به قصد گرفتن جان صد ها انسان عزادار،وارد کابل می شدند.نیروهای امنیتی درعاشورای امسال،بخوبی ازعهده وظایف خود برآمدند وهمه مردم درهرلحظه ازنیروهای امنیتی،قدردانی کرده اند.گرچه تروریستها،جان انسانهای را درکابل ودرمیدان شهرگرفتند.درهفتم محرم دو تروریست ملبس به لباس پولیس خود را دروزیراکبرخان می رسانند وهنگام درگیری با پولیس،پیش ازرسیدن به هدف،ازپای درمی یایند اما بازهم دونفرازافسران پولیس کشته می شوند وتعداد عابربیگناه نیزمجروح می گردد.درمیدان شهرنیزانفجارهولناکی صورت می گیرد که بیش ازشصت نفرزخمی ودونفرازمردم بیگناه کشته می شوند.این اتفاقات درروزهای محرم ،روی داد. طالبان مسئولیت هردوعملیات کابل ومیدان شهررا به دوش گرفت.ذ بیح الله مجاهد سخن گوی طالبان گفت که : عملیات ما درکابل ومیدان شهربخاطرگرفتن انتقام ازدولت افغانستان است.وی به خبرگزاریها گفته است که چند تن ازاعضای طالبان درکابل اعدام شده اند وما انتقام آنهارا می خواهیم ازحکومت افغانستان بگیریم وعملیات امروزما درمیدان شهروکابل به خاطرگرفتن انتقام، انجام شده است.
طالبان اخطارداده اند که اگراعضای شان توسط حکومت افغانستان اعدام شوند آنها انتقام اعدام شده گان خود را می گیرند.طالبان ازمراجع بین المللی نیزکمک خواسته اند که مانع ازاعدام اعضای طالبان شود.سازمان های بین المللی،اتحادیه اروپا وآمریکا با اعدام چهارده تن درزندان کابل به مخالفت برخواسته اند وازحکومت افغانستان خواسته اند که مانع ازاجرای حکم اعدام شود.البته دلایلی که آورده اند دوچیزاست یکی اینکه اعدام راه حل نیست دیگراینکه شفافیت محاکم افغانستان دراجرای صدوراحکام،معلوم نیست.به هرصورت طالبان تهدید کرده اند که اقدامات انتقام گیرانه شان را ادامه می دهند.طالبان علیرغم مذاکرات انجام شده درپاکستان وآزادی نه نفرازطالبان درپاکستان به دلیل درخواست صلاح الدین ربانی،ذره ای تغییردررفتارخود ایجاد نکرده اند آنها هم چنان ماشین کشتارشان راه می رود ودرهرفرصتی که بتواند،عملیات تبهکارانه شان انجام می دهند.دوانتحاری که درروزهشتم محرم گرفتارشد،به نیت کشتارمردم درروزهای محرم ازپاکستان وارد افغانستان شده بودند.کیفت مواد انفجاری را مقامات پولیس بسیارویران گر،توصیف کرده اند.
افغانستان داستان عجیبی دارد این کشوربا این پیچیده گیها،معلوم نیست به کجا میرود ودامن خشونت وبیرحمی تا کجا،گسترش می یابد.امروزدهم محرم ،اتفاق دیگری دردانشگاه کابل روی داد.مساله درگیری بخاطربرگزاری مراسم عزاداری دردانشگاه بود.گروهای طرف داربرگزاری مراسم عاشورا با گروهای دانشجوی که با برگزاری مراسم دردانشگاه مخالف بودند،سبب گردید که این برخورد به خشونت کشیده شود ومتاسفانه گزارشهای اولیه نشان می دهد که درگیری دانشجویان همراه با تلفاتی نیزهمراه بوده است.رییس جمهورکشور،دریک اقدام بی نظیردرتاریخ افغانستان دریک مرکزسازمان انتقال خون حاضرمی شود وبا اهداء خون،ابعاد خبری وسیعی را بوجود می آورد.شبکه های اجتماعی با انداختن عکس وتصویرازرییس جمهور،هنگام اهداء خون،اغلبان اقدام رییس جمهور را بی نظیرخواندند وازآن ستایش کرد البته رفتاررییس جمهورقابل تحسین است وعامل وحدت ویک پارچه گی مردم دربرگزاری مراسم عاشورا، می شود.اهداء خون یک سنت حسنه ای است که چند سال پیش، با ابتکاررهبران سیاسی راه انداخته شد دراین مساله استاد محقق،پیشگام بوده است.اهداء خون ازسوی رییس جمهورومعاون ایشان استاد خلیلی،موجب خرسندی گردیده است البته کسانی هم درشبکه های اجتماعی ظاهرشده واقدام رییس جمهوررا به نقد گرفته اند آنها گفته اند که رییس جمهوربرای اهداف خاصی سیاسی ومساله انتخابات پیش روی،این کاررا کرده است.
امسال عاشورا حسینی درهرجای ازدنیا،با اتفاقاتی همراه بود.درکشمیرعزاداران حسینی مورد حمله پولیس قرارگرفت وبه این صورت مانع ازعزاداری مردم درخیابانها گردید ودرپاکستان امسال مراسم سوگواری با حوادث واتفاقات خونباری،روبروشد گروهای تروریستی با انفجاروانتحاردرمسیرکاروانهای عزاداری، سبب تلفات زیادی گردیده اند.ازعراق هم اخبارتوام با خشونت،گزارش شده است.درافغانستان حادثه دانشگاه کابل وتعطیل مراکزتحصلات عالی دولتی برای مدت ده روزبه خاطرمسایل امنیتی،گفته شده است.ترانه دختریکه تصویرآن جهان را تکان داد با شجاعت به زیارتگاه ابوالفضل محل انفجارسال گذشته آمد.وی گفت : هرگزازمرگ نمی ترسد وهمراه پدربه زیارتگاه آمده وبعد به زیارت برادرش می رود.افغانستان با آسیبهای بزرگ سیاسی اجتماعی روبرو است.گروهای افراطی وزیاده رویها درمراسم عزاداری،ممکن است،زمینه تشنجهای را فراهم نماید.گرچه مردم می گویند: بافت ملت افغانستان به لحاظ اجتماعی ومذهبی،آسیب پذیرنیست این حقیقت دارد اما این هم واقعیت است که گروهای افراطی می توانند،زمینه های اختلافات اجتماعی را فراهم نمایند وصف بندیهای دیگری را درکناردیگرگرفتاریهای مردم،بوجود آورد.
عمده ترین وظیفه ورسالت مردم وسیاست مداران جامعه وعلماء،تاکید بروحدت وهم دلی مردم است.ترانه امروزگفت: برمزاری برادروهمه شهیدان شیعه وسنی سال 1390 می رود.رفتارترانه وشجاعت وی درواقع رفتارهمه مردم افغانستان باید باشد این دخترنوجوان با فریاد خود درقلب شهداء زیارتگاه،وحدت مردم را احیا وتروریزم را رسوا ساخت.عکس ترانه سند بزرگ وحدت مردمی ومدرک انکارناپذیربرای رسوایی تبهکاران وشقاوت پیشه گان است.ترانه شهید زنده مردم ما امروزبه زیارتگاه محل واقعه ودرروزحادثه آمد وسپس به مرقد برادروهمه شهداء مردم افغانستان رفت. ترانه سمبل مظلومیت ومعصومیت مردم افغانستان است.ترانه دختری شجاعیکه که گفته است ازتروریستها نمی ترسد.
سه عنصردرنهضت عاشورا
مولفه های سه گانه ای "ظلم" اصلاح" وجنگ، درنهضت عاشورا،قابل بررسی است.ظلم واستبداد یزید،همه مرزهای انسانی را شکستانده بود.یزید درمکتب رسول الله، بدعتهای را خلق کرده بود.وی بگونه ای رفتارمی کرد که گویا دین وآیین درکارنبوده .آنچه که درنیم قرن گذشته روی داده درواقع منازعه دوقبیله بنی هاشم وبنی امیه بوده است.اشعاری به یزید بن معاویه نسبت داده شده که نشان می دهد،حوادثی که بنام اسلام ووحی درجزیره العرب،روی داد،چیزی جزمنازعه بین قبیله بنی هاشم وبنی امیه نبوده است.وی گفته است: لعبت هاشم بالملک فلاوحی ولانزل.قبیله بنی هاشم با قدرت بازی می کرد وحی ونزول آن درکارنبوده است.
وی رویای روی خود با نوه ای رسول الله را ،برخواسته ازهمان منازعه ای ریشه دار،دو قبیله بنی هاشم وبنی امیه در جزیره العرب، تفسیرکرده است.وقوع جنگ نابرابروتحمیلی درکربلا وشهادت امام حسین (ع) ویارانش،ازمنظریزید،ریشه درنزاع قدرت دوقبیله داشته است.یزید جنگ کربلا را ناشی ازتقابل اسلام با رجعت به جاهلیت عرب وانحراف بزرگ درجامعه اسلامی ،نمی دانیست.وی می گفت: بنی امیه درنبرد خود با بنی هاشم به پیروزی دست یافته است.دریک مورد نقل شده است که معاویه هنگام ورود به عراق درخطابه ای ابا واجداد خودرا،مخاطب ساخته ومی گوید: کجا است ابا واجدادما که پیروزی مارا درجنگ با بنی هاشم،تماشا نمایند.مستندات تاریخی زیادی است که نشان می دهد، حادثه کربلاء ازنظرحکام ستمگرشام ودستگاه یزید،یک نزاع قبیله ای بیش نبوده است که دراین جنگ ، قبیله بنی امیه گویا پیروزشده است و نوه ای رسول الله(ص) را که به نمایندگی ازقبیله هاشم درتقابل با قبیله بنی امیه،قیام کرده بود، شکست داده وخانواده اش را به اسارت گرفته وسرهای شان را تا به شام برنیزه ها حمل کردند.
اما وقوع جنگ درکربلا ازمنظرامام حسین (ع) هرگزماهیت قومی وقبیله ای نداشت.امام خود را وارث وحی می دانیست نبرد عاشورا یک نبرد قدسی شمرده می شد امام خودرا دراین جنگ پیروزمی دانیست بگفته عرفا،درجنگ عاشورا قسفها، شکسته شد ومرغان ملکوتی به ملک اعلی پیوستند.اسلام مکتب رسول خدا وحی ونزول آن ،بازی بنی هاشم نبود.یزید به همه اصول وارزشهای اسلام، تجاوزکرده بود.ظلم واستبداد را به اوج آن رسانده بود.دستگاه یزید وخود وی هیچ حرمتی به آیین الهی که برپیامبرنازل شده، نمی گذاشت وی علنا به مقدسات اسلام وحتی شخص رسول گرامی اسلام،اهانت می کرد.باده سرای وغروریزید وسلطه ای همه جانبه وی بربلاد وسیع اسلامی وسرکوب بیرحمانه ای سران وبزرگان جهان اسلام،کار را بجای رسانده بود که کسی دربرابراستبداد یزید،نمی توانست قدعلم نماید.معاویه درزمان حیاتش موفق شد ازهمه برای یزید بیعت بگیرد تنها چهارشخصیت ،عبادله وامام حسین علیه السلام به یزید بیعت نکردند.یزید می خواست ازامام حسین(ع) بیعت بگیرد ولی ایشان این کاررا نکرد وبه یزید ابن معاویه تسلیم نشد.ظلم واستبداد یزید، زندگی را به همه جهنم ساخته بود وی می خواست همه دربرابرحکومت وی تسلیم شوند وکسی درمقابلش،قرارنداشته باشد.نظام یزید همانند نظامهای توتالیتروخود کامه،برخورد خشن با مخالفانش داشت.وی امام حسین علیه السلام را مجبورکرد که ازمدینه خارج شود.
خروج امام، همراه خانواده واطفالش دلایلی داشت وی برای خروج خود ازمدینه به این نکته پافشاری داشت که تسلیم دستگاه استبداد نمی شود وظلم یزید را قبول ندارد وتسلیم ظلم نمی شود.یزید ازوی خواسته بود که با اوبیعت نماید یعنی نظام یزیدی را قبول نماید.بیعت درصدراسلام همان تبعیت واطاعت ازنظام سیاسی بود.یزید می خواست امام حسین علیه السلام همین تبعیت را ازوی داشته باشد.امام علیه السلام نظام یزیدی وخود یزید را بدرستی می شناخت ونمی خواست تسلیم ظلم واستبداد یزید شود.گذشته ازحکومت جباریزیدی،مساله بی اعتقادی یزید به اسلام ، نیزبرای امام علیه السلام مطرح بود. یزید اعتقاداتی به آیین اسلام نداشت وی گفته بود: بنی هاشم با ملک وقدرت چند صباحی بازی کرد وحی ونزول آن درکارنبود.بیعت امام با چنین حاکمی ستمکار،هرگزبا عظمت وبزرگواری وی که وارث همه انبیا واولیاء بود، سازگاری نداشت. گذشته ازامام حسین علیه السلام، چهره های بزرگ دیگری مثل عبد الله عمر،عبدالله ابن زبیر،عبد الله ابن عباس که ازآنها بعنوان عبادله نیزنام گرفته شده اند،بایزید بیعت نکردند. همه آنها می دانستند که یزید شایسته مقام امارت اسلامی نیست دودلیل عمده برای آنها وجود داشت یکی اینکه وی ظالم وستمگراست ودیگراینکه وی اعتقادی به آیین محمد صلی الله علیه وآله والسلم ندارد.آنها ترجیح دادند که خانه وکاشانه شان را ترک نمایند ویک نوع تبعید الزامی را اخیتارکردند.
عنصر دوم درنهضت امام حسین علیه السلام ،مساله اصلاحات بود وی هدف مبارک خویش را درطی مراحل سفرازمدینه تا کربلا،بصورت مکرر اعلام داشت.امام فرمود من بخاطرفتنه وفساد ازمدینه خارج نشده ام من بخاطراصلاحات درزندگی مردم وامت اسلامی خارج شده ام.عنصردیگری که امام روی آن تاکید داشت.راه وروش واستراتژی جد وپدرش امام علی علیه السلام بود. ونکته سومیکه درخط مشی امام، نشان داده شده است، مساله مهم امربمعروف ونهی ازمنکراست.اصلاحات درمیان مردم،امربه معروف ونهی ازمنکر ادامه راه ورسم رسول خدا وعلی مرتضی ،ازعمده ترین موضوعات، درنهضت امام علیه السلام مطرح شده است.حال متن سخنان امام علیه السلام را، می خوانیم:انی لم اخرج،اشرا ولا بطرا ولا ظالما ولامفسدا. امام می فرماید : من بخاطرایجاد فتنه وفساد وشرارت خارج نمی شوم .این بخش ازسخنان امام نشان می دهد که نهضت وی، هرگزبرای فتنه وآشوب نیست وبخاطرظلم وستم وگرفتن قدرت ،طراحی نشده است.چرا این مساله را امام ذکرکرده است.اشاره به این موضوع ازخود دلیلی دارد. زیرا ثابت شده است که انگیزه خیلی ازقیامها،کودتاها،آشوبها،دردنیاگرفتن قدرت است ولواینکه این هدف با ریزش خون انسانهای زیادی منجرشود.امام بخوبی توضیح می دهد که چنین اهدافی درنهضتش بی معنی است.مساله ظلم ،فساد،شرارت وقدرت جانشین با ریزش خون آدمها،به هیچ صورت درقیام وی متصورنیست.
امام علیه السلام با نفی این مسایل، اهداف نهضتش را به خوبی شرح می دهد: انما خرجت لطب الاصلاح فی امت جدی. تمامیت هدف ازخارج شدن بخاطراصلاحات درجامعه وامت رسول خدا است.اصلاحات درجامعه عمده ترین مرام نهضت ابی عبد الله دانسته شده.اصلاحات درجامعه با ابزارهای گوناگون متصوراست.گروه اصلاح طلب اگرامکانات وتسهیلات گرفتن قدرت برای شان ممکن باشد، با ید ازآن تسهیلات برای ایجاد اصلاحات استفاده نماید وگاهی است که نهضت اصلاحات ،امکانات وتسهیلات ندارد وبا گرفتن قدرت امکان ندارد.دراین فرض ممکن است، دعوت اصلاح طلبانه منجربه کشته شدن مصلحان گردد.امام دراین مورد به دومساله تاکید دارد. نکته اول ایجاد اصلاحات درجامعه است. امام هرگزدرهیچ شرایطی ازاین مساله صرف نظرنکرد زیرا هدف علیای نهضتش ایجاد اصلاحات وتغییرات برمبنای اصول بود واین هدف را بصورت یک امرمتاخر، ماکول به فردای آن روزنکرده است.مساله دیگراین است که امام حاضرشد برای خلق اصلاحات،ازجان،اسارت خانواده وفرزندانش، سرمایه گزاری کند. سرمایه وابزاراصلاحات وامربه معروف ونهی ازمنکر،همان انتخاب وقبول شهادت واسارت فرزندانش بود واین مساله اوج فداکاری وایثار برای هدف قدسی است امام دراین نبرد هم خودش ازقفس وزندان طبیعت،رهای می شد وبه ملکوت اعلی می پیوست ودیگراینکه مرام جد وپدرش را درجامعه،گرانتی کرده است. امام ازاین مساله نگذشت وحاضرشد برا ی اصلاحات وامربه معروف ونهی ازمنکراز سرمایه ایثارجانش، استفاده نماید.شهادت درمسیراصلاحات که همه ارزشها واصول درمعرض خطرقرارداشت برای امام علیه السلام، یک مساله اساسی بوده است وامام این کاررا،درروزعاشورا انجام داد وآگاهانه هم وارد میدان شد.
این قسمت ازبیانات امام که می فرماید: ارید ان آمر باالمعروف والنهی عن المنکرواسیر بسیرت جدی وابی علی بن ابی طالب علیه السلام.می خواهم امربه معروف ونهی ازمنکرنمایم وراه جدای ازمسیرجدم وپدرم امام علی علیه السلام ندارم.این بخش ازبیانات امام بخوبی مبرهن می کند که ایشان با خط مشی واحد واستراتژی تداوم راه پیامبر وامام علی،راه افتاده است وراه متفاوتی را برنگزیده است.راه، همان راه رسول الله وعلی مرتضی است.مساله آخردرنهضت عاشورا، وقوع جنگ دردهم محرم سال 61 هجری است امام هرگزنمی خواست جنگی روی دهد واصولا برای جنگ خارج نشده بود. اما وقوع جنگ درکربلا به ایشان تحمیل شد.جنگ تحمیلی عاشورا یکی ازنا متوازن ترین جنگ درتاریخ اسلام است.دوجبهه متخاصم دربرابرهم قرارگرفته است درجبهه یزید سی هزارنیروی جنگی قراردارد اما درجبهه امام، تمام نیروی ایشان هفتاد دونفراست که درمیان این جمعیت کوچک، طفل ششماهه حضورداشته است بقیه همه زنان وکودکان بودند.خود این ترکیب نشان می دهد که امام هرگزقصد جنگ نداشته است اما هرگزقصد تسلیم واسارت درچنگال یزید را هم نداشت وبه هیچ وجه تسلیم اراده یزید نشد تا دستگاه جهنمی وی را قبول نماید.
حال جنگ برامام درروزعاشورا تحمیل شده است وامام همه سرمایه خود را بخاطرمرامی که اصلاحات درجامعه اسلامی باشد،به مصرف گرفت واین است که گاهی تغییردریک جامعه واحیا اصول واصلاحات با هدیه جان وانتخاب مرگ سرخ،صورت می گیرد.نهضت امام حسین علیه السلام، مسیرانحرافی جامعه وامت پیامبررا به راه درست و مسیراصلی آن که اصول وارزشهای مکتب وحقانیت آن باشد، با قبول شهادت ،حفظ کرد.اگرنهضت عاشورای، روی نمی داد،تمامی ارزشهای مکتب وآیین محمد رسول خدا صلی الله علیه واله والسلم درمعرض خطرقرارگرفته بود واین است که امام حسین علیه السلام وارث همه انبیا واولیاء است.این سه عنصردرنهضت عاشورا به نظرازمهم ترین عناصراین نهضت مبارک بوده است.مبارزه با ظلم،اصلاحات درجامعه،ووقوع جنگ نا متوازن وغیرعادلانه درکربلا .امام تسلیم دستگاه یزید نشد.وبخاطرمرام خود،هرچه داشت بکارگرفت واین است که امام حسین علیه السلام، همیشه زنده وشهید جاوید امت اسلامی است .