کابل بانک
دوموضوع مهم درحال حاضر،مورد بحث رسانه های خارجی وداخلی قراردارد.فساد درکابل بانک ومذاکرات صلح درپاکستان.در مورد مساله اول، دومین نشست محکمه درمورد متهمان کابل بانک،دایرگردید.کابل بانک یکی ازبدترین اتفاقات بانکی درتاریخ افغانستان شمرده می شود وضربه حیثتی سنگینی به افغانستان وارد کرده است.چیزی درحدود960 ملیون دالرازسپرده های مردم درکابل بانک ، مورد سوء استفاده قرارگرفته است.وزارت مالیه گفته می شود 825 ملیون دالرازمال مردم افغانستان را،جایگزین پولهای غارت شده کرده است.متهمان اصلی شیرخان فرنود وخلیل الله فیروزهستند این دونفرگفته اند که درفساد کابل بانک برادران رییس جمهورومعاون شان مارشال فهیم ،دخالت داشته اند وآنها ازسهام داران مهم بانک بودند که با گرفتن قرضه،باعث ورشکستگی آن شده اند.درمحکمه آقایا محمود کرزی وحصین فهیم حاضرنشده اند گزارشات ضد نقیض درمورد این دونفرمنتشرمی شود.برخی مقامات افغانستان می گویند برادران رییس ومعاون ایشان همه ای بدیهای شان را پرداخته اند وبرخی هم گفته اند که پرداخت بدیهای آن انجام نشده است.چهارعامل اصلی درفساد کابل بانک، باید دخالت داشته باشد.
عامل اول درفساد کابل بانک،مدیران وسهام داران فاسد درآن است .گزارشهای دادگاه این را نشان می دهد که اصولا این مدیران برای بانک داری،ساخته نشده اند آنها با استفاده ازتسهیلات، مرکزی را بنام کابل با نک تاسیس کرده وباجمع آوری اموال مردم نیت چپاول آن را داشته اند.براساس گزارش رسانه ها ازمحل دادگاه آقای خلیل الله فیروزی بیش از 375 ملیون دالراوراق قرضه را امضا کرده است یعنی ایشان این مبلغ را ازبانک برداشت کرده است وآقای شیرخان فرنود رییس بانک بیش از299 ملیون دالرمدیون بانک شناخته شده است وهمین طورآدمهای دیگری مثل محمود کرزی، وحصین فهیم ازمقروضین کابل بانک هستند که دیون شان را به آن، پرداخت نکرده اند وکسی دیگری که پس ازاعلام ورشکستگی کابل بانک، ازوی نام گرفته شده رییس جدیدکابل بانک بنام غازی است وی نیزگفته شده است که ازپولهای واریزشده ازسوی وزارت مالیه،مبالغ هنگفتی را برداشته است.22 نفرازمدیران وسهام داران کابل بانک،متهم هستند که ازاین بانک پول برداشت کرده اند بنابراین 22 نفرمجموع داراییهای بانک راباید،برده باشند وبجای آن وزارت مالیه مبلغ 825 ملیون دالربه کابل بانک پول واریزکرده است تا به مراجعات مردم،پاسخ دهد.
برخی شایعات است که برداشتهای غیرمسئولانه وبی حساب وکتاب دیگری ازپولهای واریزشده وزارت مالیه دربانک،صورت گرفته است این مساله نیزدرمضان تحقیق قرارگرفته است.گذشته از22 نفرسهام دارومدیرنالایق وفاسد ،مساله نظارت ازکابل بانک بی نهایت ضعیف بوده است.عبد القدیرفطرت رییس بانک مرکزی،به همین دلیل گریخته است وچند تن ازکارمندان بانک مرکزی دردوسیه کابل بانک به دلیل سهل انگاری ونظارت ضعیف درقضیه، گرفتارشده اند.نظارت ضعیف حکومت ازبانکها بخصوص کابل بانک،شرایط وتسهیلات سوء استفاده را برای مدیران آن، فراهم ساخته است.درهرجای دنیا،بانکها بعنوان مرکزجمع آوری امانت مردم،مورد مطالعه ونظارت شدیدی قراردارد. ورودیها وخروجیهای مبالغ فیزیکی اموال، به دقت مورد مطالعه ونظارت قرارمی گیرد.مدیریت نظارتی ازسوی مقامات حکومت، فوق العاده ضعیف وناتوان بوده است.درحال حاضر، متهم درجه یک نظارت ازبانکها وکابل بانک به آمریکا گریخته است رییس جمهورچند مرتبه ازوی نام گرفته است.مقامات افغانستان ازآمریکا خواسته اند که عبدالقدیرفطرت را به افغانستان بخاطرپرسش به سوالات اساسی درمورد نظارت شان ،برگرداند اما مقامات آمریکایی تاکنون جواب روشنی به این مساله نداده اند.
سفارت آمریکا درکابل، یگانه نمایندگی خارجی است که ازسیرتاپیازکابل بانک را می داند زیرا آقای شیرخان فرنود گفته است که همه مسایل را به سفارت آمریکا گزارش داده است وی استدلال می کند که مجبوربرای این کاربوده است زیرا که مدیریت وسوء استفاده ازبانک ازتوان وی، خارج بوده است.آقای فرنود؛ مشخصا برادران رییس جمهورومارشال فهیم را نام می برد وی حتی دریک مورد گفته است که درمبارزات انتخاباتی رییس جمهور،مبلغ بیست ملیون دالرازکابل بانک،برداشته شده است این مساله ازسوی دفترریاست جمهوری تکذیب گردید وی درمحکمه گفته است که آقای عمرزاخیل وال وزیرمالیه مبلغ دوصد هزاردالر وعمرداوود زی نیزمبلغ هشصد هزاردالرازکابل بانک برداشت کرده اند.مولفه ای سوم درفساد کابل، مشاورین خارجی دانسته شده است.این مساله چندان شفاف مطرح نشده اما ازاظهارات رییس جمهورمعلوم می شود که برخی مشاورین خارجی ازانگلیستان وآمریکا،اطمینانها ومشوره های غلطی درمورد روند کابل بانک داده اند.رییس جمهورفساد درکابل بانک را تاحدی متوجه خاجیها کرده است ایشان دریک مورد دستورد اده است که باید ازمشاورین خارجی،دراین خصوص پرسیده شود.عامل چهارم که درماجرای کابل بانک، مایه نگرانی شده این است که جریان دادگاه سیاسی نشود.این مساله ازوقتی پیدا شده است که دومتهم اصلی خلیل الله فروزی مدیرعامل کابل بانک وشیرخان فرنود رییس آن درمحکمه اول،به حمایت ازمقامات حکومتی ومخالفت ازآن پرداخته اند.
شیرخان فرنود می گوید: بیست ملیون دالربرای انتخابات ازکابل بانک مصرف شد حصین فهیم مبلغ 178 ملیون دالرازکابل بانک برداشت کرده است وی محمود کرزی را متهم می کند که واسطه شرکتهای مختلف درگرفتن قرضه از بانک بوده است.شیرخان فرنود می گوید: من هیچ جای دادی شخصی ندارم همه جایدادها بنام کابل بانک درداخل وخارج ثبت شده است وی مدعی است که به دلیل زورداران حکومت درپروسه فساد کابل بانک موفق نشده است که به رییس جمهورشکایت نماید. تنها دریک سفری درداخل طیاره توانسته است درمورد بحران کابل بانک با ایشان صحبت نماید.شیرخان می گوید : وی مجبورشده است ابعاد فساد گسترده در بانک را، با سفارت آمریکا درمیان بگذارد.اما اظهارات خلیل الله فیروزی معاون کابل بانک چیزی دیگری است وی همه ادعاهای فرنود را مبنی بردخالت عوامل زورحکومت، درماجرای کابل بانک رد می کند ومی گوید: شیرخان فرنود یک خاین ملی است ومسایل بانک رابه خارجیها،گزارش داده.فیروزی درمناظره کابل درشبکه تلویزیون یک، خواهان محاکمه واعدام فرنود شد.دسته بندی نظرات دومتهم اصلی درماجرای کابل بانک، یکی به حمایت ازحکومت ودیگری برضد حکومت،این گمانه زنی را بوجود آورده است که ممکن است داستان کابل بانک سیاسی شود.دادگاه سیاسی نمی تواند، به حق وعدالت حکم صادرنماید.
با بررسی چهارمولفه درفساد کابل بانک، مردم چشم به حکم دادگاه دوخته اند. مردم دوچیزرا می خواهند یکی جزای سنگین برای مدیران وخطاکاران کابل بانک که عمدتا وبا برنامه پولهای مردم را،غارت کرده اند آنها گذشته ازاین که باید پولهای مردم را برگردانند ومبلغ 825 ملیون دالری که ازوزارت مالیه به حساب کابل بانک، ریخته شده واین پولها قرض، برای رفع نگرانیهای مردم بوده این مبلغ باید بدون چون و چرا به وزارت مالیه برگردانده شود.مردم گذشته ازبرگشت پولها،خواهان مجازات خطاکاران به جرم خیانت به امانت ویا هردلیلی دیگری که درخطای انها مسجل شده است،می باشند.مدیران کابل بانک گذشته ازهرمقام وموقعیتی که دارند باید مطابق قانون مجازات شوند.درمورد عامل دوم که ضعف نظارتی ازکابل بانک است.دراین مورد حکومت افغانستان مسئول است ماموران بانک مرکزی درصوت که کارهای شان درامرنظارت نادرست باشند،مقصرشناخته شوند. مردم خواهان محاکمه آنها می باشند وخواست دیگرمردم این است که ماموران حکومت درآینده، اموربانکها وموارد دیگر،نظارتی را به دقت،زیرنظربگیرد.دنیا درشرایط حاضربه هردومساله مدیریت مالی ونظارت،تردید دارند وممکن است این دومساله، چالش بزرگی برای کمکهای آینده جامعه جهانی به افغانستان ،شمرده شود ازهم اکنون برخی کمکها،به تعویق افتاده است ماجرای کابل بانک، ضربه بزرگ حیثیتی به افغانستان، وارد کرده است.
مکافات بخاطرجنایات
مکافات وجنایات،نام رومانی است بسیارمعروف.اما مکافات بخاطرجنایات داستانی است که صلاح الدین ربانی بخاطرآن،راه افتاده است.آزادی جنایت کاران تروریست،هدف مشترک مذاکرات قطر،ریاض واسلام آباد شده است.عمده ترین گفتگوها را، درسه کشوردنبال نمایید وبه این نتیجه دست می یابید که ماده اول مذاکرات آزادی زندانیان طالبان ازگوانتونما،زندانهای کابل بخصوص بگرام،وآزادی طالبان اززندان پاکستان،بوده است.صلاح الدین ربانی کاری دیگری را نیزکرده است که سخت مایه سرخورد گی وشرمندگی ،پیروان استاد ربانی شده است.کسانی که من، درجمعیت اسلامی، می شناسم آنها ازاین عمل صلاح الدین به شدت انتقاد دارند که چرا لیست رهبران طالبان را تهیه کرده؟ وازشورای امنیت خواسته است که مقامات طالبان را ازلیست سیاه بردارند.آنها می گویند طالبان،بدون شک قاتل استاد شهید ما، هستند. رهبران طالبان وزندانیان گوانتونما، کسانی هستند که دست شان به جنایت آلوده اند آنها بجای مکافات باید ،مجازات شوند.
استراتژی حکومت افغانستان این است که این دسته ازرهبران طالب،می توانند موثردرپیشبرصلح باشند.سئوالی که برخی ها مطرح کرده اند این است که : ملا غنی برادرویا ملا معتصم که درترکیه متواری است ویا کسانی دیگری که سالها درکابل زندگی می کنند وچهره های نام دارطالب می باشند،چه کاری برای صلح کرده اند؟ وحکومت افغانستان ازنفوذ آنها،تا چه میزان درایجاد صلح کارگرفته است؟.مقامات پیشین طالبان درکابل تنها خود شان درجنگ شرکت نداشته سید اکبرآغا درکابل است وبگفته یک خبرنگارخارجی که با ایشان گفتگوداشت وی حالا متمدن ودارای وسعت نظرشده وهمه کانالهای تلویزیونی را تماشامی کند.ملا عبد السلام ضعیف،سفیرپیشین طالبان،ملا وکیل احمد متوکل وزیرخارجه پیشین طالبان ملایان دیگریکه درشورای عالی صلح حضوردارند.فکرمی کنید حرف این گروه جدا شده ازجنگ را، طالبان گوش می کنند.هرگزچنین نیست. آدمهای که نام گرفته شد برخی آنها را،طالبان درلیست مجازات گرفته اند وملاارسلا رحمانی ،به همین دلیل کشته شد.آقای رحمانی جرم وجنایت شخصی مرتکب نشده بود وبخاطراختلافات شخصی محکوم بمرگ نبود وی توسط طالبان درروزروشن با سلاح پیچیده ای، صدا خفه کن ،کشته شد که گفته شده حتی دریورش دربادی امرصدای مرمی را نمی فهمد.ملامعتصم که متواری شده وحالا به ترکیه گریخته است طالبان وی وهمکارانش را اگربگیرد،سزا وی مرگ است.ملاغنی برادردرزندان پاکستان افتاده است ملااسماعیل را با بیست نفردرپاکستان کشتن جرم وی این بود که می خواست ازجنگ ببرد وبه صلح ملحق شود.
آمریکا واروپا به اضافه قطر،باب مذاکره را بازمی کنند ودراین مذاکرات عمده ترین مساله، آزادی زندانیان طالب است.درمذاکرات عربستان ،بازهم مساله عمده آزادی زندانیان طالب است درمذاکرات اسلام آباد آقای صلا ح الدین،بزرگترین دست آوردش را آزادی زندانیان طالب،اعلام کرده است.وی دررسانه ها، به این مساله تاکید داشت که هیئت موفق شد که تعداد اززندانیان طالب را اززندان پاکستان آزاد نماید.کسانیکه آزاد شده ویا می شوند،جرم شان معلوم نیست.برخی می گویند آنها مقامات پاین رتبه طالبان هستند مولوی نورالدین ترابی،مولوی جهانگیر، ومولوی انورالحق مجاهد فرزند مولوی خالص ازجمله رها شده گان،هستند.درکناراینکه اینها،مقامات تاثیرگزاری دانسته نشده،مواردی دیگری برای زندانی شدن شان،نسبت داده شده است.ملانعیم والی نام نهاد طالبان درهلمند،عمده ترین هروین فروش وصادرکنند مواد مخدر،اعلام شده وی به دلایلی تحت تعقیب،ماموران امنیتی پاکستان است اگردرپاکستان،شناسایی شود،دستگیر وزندانی می شود.عده ازکسانیکه قراراست آزاد شود،اینها متهمان سیاسی وازدوستان ملاغنی برادرنیستند آنها دلایلی دیگری برای زندانی شدن داشته اند.ازاین مساله که بگذریم،آقای صلاح الدین ربانی،نمی تواند آزادی زندانیان طالب را بعنوان دست آورد برای مردم افغانستان،عرضه نماید.
برخی گفته اند که آزادی زندانیان طالب چه درافغانستان وچه ازپاکستان ویا آزادی شان اززندان گوانتونما،مثل ملا محمد فضل،مولوی خیرالله خیرخواه ومولوی وثیق و..تاثیری روی،پروسه صلح نمی تواند بگذارد.آنها مثال می آورند که آزادی زندانیان طالب به دستورحکومت درافغانستان، نتایجی مطلوبی درپی نداشته است.برخی گزارشها،نشان می دهد که زندانیان طالبان که با فرمان رییس جمهورآزاد شد،آنها دوباره به میدانهای جنگ برگشته اند.استاد سیاف درسخنرانی خود به این موضوع اشاراتی صریحی داشت.وی تاکید داشت که آزادی تروریستها وانتحاریون،مکافاتی خوبی نیست.استاد سیاف می گوید: تروریستهای طالب باید کوبیده شود چهاروپنج نفرانتحاری درپنج دروازه شهرباید به دارآویخته شوند.مضمون سخنان استاد سیاف نشان می دهد که مکافات آزادی،تبهکاران طالب اززندانهای افغانستان به سود جنگ تمام شده است ونه صلح.بازگشت جنایت کاران پس ازآزادی اززندانهای افغانستان،امری خطرناکی شمرده می شود.رییس جمهورکرزی درجمع عزاداران شهرمیمنه حضوریافت وبا مردم داغدارمیمنه اظهارهم دردی داشت.دراین مجلس خواست مردم میمنه ازسوی یک روحانی شهر،بیان شد وی تاکید داشت وازرییس جمهورخواست که تروریستهای طالب را اززندان،آزاد نکند وی گفت: ما ازرییس جمهورمی خواهیم که جنایت کاران مورد بخشش قرارد ندهد وی استدلا می کند که جنایت کا ران به سنگرهای جنگ طالبان برگشته اند.یک هفده بعد همین روحانی توسط طالبان درشهرمیمنه به قتل می رسد.
گفتگوهای تلخی مقامات ناتو با رییس جمهورکرزی،درمورد زندان بگرام برسر همین مساله بود. سه هزارهفصد زندانی که گفته می شود درزندان بگرام زندانی هستند،بخش عمده آنها ازمیدانهای جنگ وعملیات شبانه،دستگیرشده اند.این استدلال ناتوبود که آنها انسانهای خطرناکی هستند وبایدزیرنظرمقامات ناتو، نگهداری شوند اما رییس جمهوربا مساله مخالفت کرد واداره زندان بگرام را توسط ناتوبرخلاف مصالح ملی وحاکمیت ملی،تفسیرکرد وسرانجام ناتو،پذیرفت که زندانیان بگرام به کابل منتقل شوند ویا مدیریت آن بدست ماموران افغانستان،قراربگیرد.مذاکرات درهمه جا با این مساله آغازشده است که زندانیان طالب باید اززندان آزاد شود ونام آنها ازلیست سیا حذف شود کاریکه هیئت افغانستان درسازمان ملل کرد.مذاکرات هیئت افغانستان وملاقات با مقامات پاکستان به این محورتمرکزیافته بود که زندانیان طالب اززندانها باید آزاد شوند.آقای صلا الدین لیستی با خود داشت چنانچه ایشان درسازمان ملل نیزلیست ازطالبان را ازحکومت گرفته بود وبه نمایندگی ازشورای عالی صلح به مقامات سازمان ملل داد که مقامات طالب ازلیست سیاه برداشته شوند.درمذاکرات قطر،اصراربه آزادی زندانیان طالب درگوانتونما بود وآمریکا تعلل داشت،طالبان باب مذاکره را بست ازاطاق گفتگو خارج شدند.دراسلام آباد هم عمده ترین بحث هیئت افغانستان برسری رهایی زندانیان طالب بود.
گرچه آقای صلاح الدین بخاطرتخفیف درانتقادات شدیدی که ازوی شده است،مساله آزادی زندانیان طالب را کم اهمیت جلوه داد وگفت: هدف ما ازسفربه پاکستان تنها آزادی زندانیان طالبان نبود. ولی دست آوردی را که صلا الدین به مردم افغانستان ،ارایه داده،همان درخواست حذف نام طالبان ازلیست سیاه سازمان ملل وخبرآزادی چند مقام طالب اززندان پاکستان بود. لیست اصلی صلاح الدین ربانی که ملاغنی برادروهمراه شان باشد،عملی نگردید.مردم نمی دانند که چه رازی درمذاکرات نهفته است که همه طرفها،اولین ماده مورد گفتگوهای شان،رهایی زندانیان طالب اززندانهای افغانستان،پاکستان،وزندان گوانتونما است.این مکافات وجه مشترک،مذاکرات صلح دانسته شده است.درحالیکه همه این تقاضا ها وآزادی تبهکاران،سودی برای صلح نداشته است زیرا صلح ریشه درجای دیگری دارد که کسی به آن دست نیافته است.صلح زمانی درافغانستان،مسیراست که علتهای تکوینی آن متقاعد شود.طالبان معلول علتهای استخباراتی است اگرعلت های جنگ ومنازعه افغانستان، متقاعد شود ازفردای آن، جنگ درافغانستان خاتمه یافته است.مکافات برای جنایت کاران راه حل منازعه افغانستان نیست.
جنایت برای چی ؟
درهلمند سرباز افغانستان طالبان را به دوسته تعریف کرده است.دسته ای که بخاطرعقایدمذهبی می جنگند وگروهی که به دلیل گرفتن قدرت وسیاست ، اسلحه گرفته اند.دسته بندی سربازافغان ما، تاحدی دقیق است. این مساله را یک سربازساده ای افغانستان درولایت هلمند،با زبان بسیارگویایی بیان می کند درحالیکه همین مساله یکی ازعمده ترین مباحث سیاست واستراتژی آمریکا وغرب درمورد افغانستان بوده است.سرانجام رسانه های غرب به تبع سیاست مداران وتیوریسین های شان به این جمع بندی رسیده اند که واژه ای تروریست را ازطالبان بردارند ودرمورد آنها،واژه ای شورشی را بکارببرند. رسانه های غرب ،چندین سال است که طالبان را،دسته های شورشی نام گذاشته اند."این سرجنت" همان شورشی است که بخاطرگرفتن قدرت درافغانستان مبارزه می کند.ولی حقیقت مساله این است که طالبان،ترجیجات زیادی برای جنگ ایدلوژی شان قایل هستند.
آنها برای اجرایی شریعت مورد نظرشان،مصمم می باشند.طالبان گروه متصلب وسخت گیری شناخته شده که درافغانستان بخاطراجرای احکام شریعت شان وارد جنگ شده اند واستخبارات آنهارا با این خصوصیات،بوجود آورده است. دلیل بی رحمی طالبان،انگیزه های اعتقادی است که مخالفان خودرا براحتی سرمی برند.نفس ذبح کردن وسربریدن کودک دوازده ساله،انگیزهای عقیدتی دارد.آنها این کودک را درولسوالی پنجوایی قندهاربه این دلیل سربریدن که برادرش درپولیس انجام وظیفه کرده است.این حرف درست است که برخی ازآنها بخاطرگرفتن قدرت می جنگد.اما بخش عمده واساسی طالبان بخاطر،اعتقادات سخگیرانه شان،آدم می کشند وکشته می شود طالبان مسافران را ازماشین پیاده کرده ودرمسیرکابل وبامیان حلال کرده اند.بودائیان میان مار،مسلمانها را دراین کشور،زنده سوزانده اند چرا؟ انگیزه ای که آنها را واداشته، همان نفرت مذهبی آنها نسبت به مسلمانها است.بودائیان اصولا اهل مدارا وگروه تولیرانس است اما عواملی،سبب گردیده که آنها نسبت به مسلمانهای میان مار،سخت گیروبیرحمانه رفتارنمایند.هزاران مسلما دراین کشوربه دلیل نفرت مذهبی کشته شده ومی شوند.طالبان که درمیدان های جنگ وارد شده ،انگیزه های زیادی برای بیرحمی شان دارند آنها معتقدهستند که حکومت افغانستان،وابسته به کفاروخارجی است پس بنابراین باید ماموران آن راکشت.طالبان هیچ رحمی به مردم افغانستان نداشته اند.
چرا طالبان به این آسانی مردم را درمسجد زیارتگاه ودرمسیرراها می کشند؟.آنها دلایلی اعتقادی برای کشتارشان می آورند.ازنظرطالب گروهی که به محل عروسی می روند وبا خود سازآواز وشادی برپا می دارند،آنها مستحق کشته شدن است.دوروز،پیش درولایت فراه،کاروان مجلس عروسی را مورد هجوم قرارداد وبا انفجارماین کنارجاده ، جان هفده نفرا گرفتن. درمیان کشته شده گان ولسوالی کوه سفید ولایت فراه ،عمدتا زنان واطفال بودند که درمراسم عروسی می رفتند.طالبان این همه جنایت را براحتی انجام می دهند درپشت این کشتار،باورهای اعتقادی وفهم متحجرانه شان،دخالت دارد.آنها نه دریک مورد بلکه درده ها مورد ،مرتکب چنین رفتارتبهکارانه شده اند.طالبان دوماه پیش درولسوالی بلخ دولت آباد همین کاررا کرد وتعداد زیادی ازمردم بیگناه را که عازم جشن عروسی بودند،بخاک خون کشیدند.برخی گزارشهای وجود دارد که عاملان انفجاروجنایت ازپای درس وسبق ملایی جنایت کار،برخواسته وبا انگیزه ایمانی،مرتکب کشتارمهمانان عروسی شده است.آنها برای جنایت شان گفته اند که این مردم اهل د هل وآواز وموسیقی بودند وگناه کاروما جهاد کرده آنهارا به سزای اعمال شان رسانده ایم.مقامات بلند رتبه طالبان ،مسئولیت چنین جنایتهای را کم تربدوش می گیرند این دلیل سیاسی دارد اما بصورت جد،ملایان طالب، مجریان جنایت شان را شستشوی مغزی می کنند وسپس آنهارا به میدان می فرستند.
طالبان گروه متصلبی هستند که بخاطراعتقادات وبرداشتهای شان ازدین،مرتکب جنایت می شوند.برای آنها فرق نمی کنند که طرف آنها به چه مذهبی اعتقاد دارد برای جنایت کارطالب که بمب را درمسجد عیدگاه میمنه درروزاول عید قربان،منفجرساخت وده ها نمازگزارمسجدرا به شهادت رساند،همین اندازه کافی بود که اهالی مسجد،وابسته به اعتقادات شان نیست وکسانی ازسربازان اردووپولیس به خاطرروزهای عید مرخصی گرفته وبه دیدن خانواده های شان،آمده اند.طالب اعتقاد دارد که این نمازگزان باید کشته شود.این مهم نیست که آنها برای اداء نمازعید درمسجد گرد هم آمده اند.ازنظرتبهکاران طالبان آن نمازگزاران مستحق مرگ می باشند.آنهایکه که گفته اند طالبان یک جریان قدرت طلب سیاسی هستند وبرای گرفتن قدرت،می جنگند،آیا می توانند ثابت نمایند که کشتارطالبان درمسجد عید گاه میمنه وکشتارده ها انسان درزیارتگاه ابوالفضل درسال گذشته درمسجد وزیارتگاه ابوالفضل درکابل،تنها دلیل سیاسی داشته است؟.طالبان پیش ازاینکه یک جریان سیاسی قدرت طلب افغانی باشند آنها یک گروه متصلب ومتحجربا برداشت های انحرافی ازدین،برای ارتکاب جنایت ساخته شده اند.القاعده وطالبان، اسلام را باندازه کافی،بد معرفی کرده اند حال همه گرفتاراین مساله شده که کنفرانس برپانمایند وبگویند که تروروانتحاردراسلام حرام است.
درگفتگوهای صلاح الدین ربانی با مقامات پاکستانی یکی ازمواد مورد توافق طرفین،تشکیل کنفرانس بین المللی اسلامی ازعلماء جهان اسلام برای حرمت انتحاردراسلام بود.طالبان والقاعد چنان فتنه بزرگی را درجهان برپاکرده اند که همه گرفتارآن شده اند این گروه با انگیزه های اعتقادی وایدلوژیک،دست به کشتاروجنایت می زنند.یکی ازاشتباهات بزرگ غرب درکنارده ها اشتباه دیگراین بود که بگویند طالبان تروریستهای اید لوژیک نستند آنها درواقع گروهای شورشی هستند که برای قدرت درافغانستان می جنگند.سربازافغان درهلمند به همین نکته اشاره می کند که طالبان بخاطرعقیده شان می جنگد وقدرت، مساله بعدی است.قدرت را برای اجرایی شریعت می خواهد.اشکال که برکارهای صلاح الدین فرزند استاد ربانی وارد است این است که وی بدنبال کاری راه افتاده است که به نفع مردم افغانستان نیست.صلح با طالبان که هیچ ارزشی را جزتطبیق شریعت شان درافغانستان قبول ندارد،به سود افغانستان نیست.افرادی که گفته می شود دررابطه با سفر،هیئت افغانستان آزاد شده اینها بدرد صلح افغانستان نمی خورند.نام تعدادی ازافراد طالبان، که ازاد شده اند.مولوی نورالدین ترابی،مولوی جهان گیر،انورالحق مجاهد فرزند مولوی خالص وشش نفردیگر، گرفته شده اند.انورالحق مجاهد جانشین مولوی خالص رهبرحزب اسلامی،درمیان آزاد شده گان می باشد.این افراد همه درپاکستان درکنارخانواده های شان هستند وطبعا زیرنظراستخبارات پاکستان قراردارند.
ملاغنی، فرداصلی مورد نظرافغانستان درمیان آزاد شده گان نیست.تلاشهای هیئت صلح افغانستان،آزدی افرادی را درپی داشته است که آنها ازمقامات عمده ای طالبان نیست.پسرمولوی خالص رهبرحزب اسلامی معلوم نیست که درسال2009 به چه جرمی گرفته شد وحالا اززندان پاکستان آزاد وبه خانواده اش به پیشاورملحق شده است.سئوال این است؟ اینها ی که اززندان آزاد شد وحالا بازهم زیرنظر،استخبارات پاکستان می باشند آیا آنها مدیون افغانستان وصلاح الدین ربانی می شوند؟ وبه افغانستان برمی گردند ودرکنارشورای عالی صلح برای استقرارصلح درافغانستان تلاش می کنند این ها سئوالات بی پاسخ درحال حاضرمی باشد.همه این تلاشها به سود پاکستان وطالبان تمام می شود.طالبان ماشین کشتارشان را، متوقف نکرده اند هیئت برای صلح درپاکستان بود طالبان دراین روزها، بصورت مرتب،به کشتارشان ادامه دادند.آنها همین دیروز،ماشین مسافران مجلس عروسی را منفجرکرد وهفده انسان بیگناه ومظلوم را کشتند.جرم این جمعیت مظلوم ومهمانان عروسی درفراه،این بود که آنها چرا به شادی پرداخته اند وصدای موسیقی ولباس عروسی درتن داشته اند واین گونه رفتارازنظرطالبان حرام است وباید آنها کشته شوند آنها درمهمانی عروسی دولت آباد بلخ همین کاررا کردند.جنگ طالبان درافغانستان باحمایت استخبارات بخاطر این دلایل جریان دارد آنها بخاطراعتقادات عقب مانده خود درافغانستان خون می ریزند وبا همین عقاید آنها درجنگ با هند وهندو،برای مربیان واستخبارات مفید می باشند. بنابراین سئوالی که مطرح شد، جنگ برای چی ازسوی طالبان،قابل درک است.حل مساله طالبان تنها با تفاهم واعتماد با اسلام آباد،امکان دارد زیرا آنها هستند که این گروه رابا این عقاید برای افغا نستان ساخته اند وتنها آنها هستند که مانع ازکشتارآنها می شوند.
اطاق گفتگو(2)
گفتگوهای پاکستان درمورد صلح،با اعلام نیایجی به پایان رسید گفته شده است که هیئت افغانستان درمذاکرات شان با مقامات پاکستان دست آوردی را همراه داشته است.آزادی هفت زندانی طالب اززندانهای پاکستان،درواقع مساله خرسنده کننده ای برای افغانستان بلحاظ،تبلیغاتی شمرده می شود.گرچه مطلوب صلاح الدین ربانی وهیئت همراه ایشان،مقامات متوسط درسطح طالبان ویا افراد پایین رتبه نبوده است. افرادی که قراراست آزاد شوند،شاخص ترین آنها مولوی نورالدین ومولوی جهان گیر،می باشند اینها مقامات پیشین طالبان درامارت اسلامی بوده اند. امادو مساله با ابهام درمذاکرات،روبرو شده است.اول اینکه دلایلی زندانی شدن این هفت نفرکه قراراست با گذاشتن منت ازسوی پاکستان آزاد شود،چه بوده است؟.
آیاآنها واقعا زندانیان سیاسی وازتیم ملاغنی برادربوده اند ویا اینکه برای زندانی شدن دلایلی دیگری،وجود داشته است.برخی گفته اند جرایمی دیگری درگرفتاری آنها وجود داشته است.ملانعیم والی نام نهاد طالبان درولایت هلمند ازعمده ترین فروشنده گان مواد مخدر وهرویین است اما وی یک طالب ووالی شان می باشد پاکستان بدنبال وی می باشد اگردستگیرشود،بدون شک زندانی می شود.نکته دوم این است که هیئت افغاناستان ازقبل لیستی را از طالبان،تهیه کرده واساسی ترین خواست افغانستان این است که ملاغنی برادروهمکارانش باید اززندان پاکستان،آزاد شوند زیرا به اعتقاد افغانستان ،تاثیرگذارترین فرد درمذاکرات صلح می تواند آنها باشند. استدلال افغانستان این است که ملاغنی برادرتوانایی،پیش برد مذاکرات را دارد.اما پاکستان دراین مرحله وی را آزاد نکرده است.سخنگوی طالبان ذبیح الله مجاهد گفته است که اظهارنظردرمورد مذاکرات وازادی افراد،منسوب به طالبان خیلی زوداست.هیئت صلح درحقیقت به خواسته های اصلی شان واجرای شدن لیست مورد نظرشان،نرسیده است ولی بلحاظ تبلیغاتی،سفرصلاح الدین ربانی وهیئت همراه ایشان که منجر به آزادی هفت تن شده ،دست آوردی باید شمرده شود.هفت نفر درارتباط با مذاکرات کابل واسلام آباد آزاد می شوند. پاکستان اعلام داشته است که این اقدام نشان دهنده حسن نیت شان است .موضع پاکستان درمورد طالبان،قیمومانه ومالکانه است این کشور طالبان را درمدیریت وملکیت خود می داند وبه همین دلیل خیلی راحت می گوید:این اقدامات آزمایشی وبیان حسن نیت است.آنها می گویند اگر شرایط وتسهیلات گفتگو ها دراطاق مذاکره بخوبی،پیش برود درمورد سایر طالبان درمعاملات ومذاکرات صلح دراطاق گفتگوی اسلام آباد،تصمیم می گیرد.
پاکستان خودرا مالک جنگ وصلح افغانستان می داند وطالبان بمثابه ای شریک ازدواجی آن ،عمل می کنند.حال صلاح الدین ربانی رییس شورای عالی صلح حکومت افغانستان،همراه با هیئتی، وارد پاکستان شد.ایشان دراین سفرسه روزه، مورد استقبال مقامات پاکستانی قرارگرفت.رییس هیئت شورای عالی صلح با رییس جمهورپاکستان،نخست وزیر ووزیرخارجه ورییس ستاد مشترک اردوی پاکستان،ملاقات وگفتگو،داشت.هدف ازسفرهیئت افغانستان تنها به این امرخلاصه می شد که مقامات پاکستان درنهایت امر،گروه طالبان را وادار به مذاکره وصلح نماید زیرا پاکستان،تصرفات مالکانه برگروه طالبان دارد.درکناراین خواست، مساله آزادی چند تن اززندانیان سیاسی طالبان نیزمطرح شد.مطلوب افغانستان ازرهایی زندانیان طالب،بصورت جدی آزادی ملاغنی برادروهمراه هان شان اززندان پاکستان بود.
ملاغنی برای افغانستان خیلی مهم دانسته شده است زیرا، وی قربانی مذاکرات صلح با حکومت افغانستان شد.ملاغنی برادرازقبیله ای پوپل زی ومرد شماره دو درشورای کویته،درسال 2010 توسط استخبارات پاکستان دستگیرگردید .جرم ملاغنی برادراین است که وارد مذاکرات سری ویک جانبه با حکومت افغانستان شده بود.مقامات افغانستان به این دلیل اصراربه آزادی ملاغنی دارد که ایشان اولا برای گفتگو با افغانستان سنگ تمام گذاشته بود وی همراه با تیم خود، وارد اطاق مذاکره با افغانستان گردید.ملاغنی برادربرای مدتی کمی توانیست درغرفه مذاکره بماند.مذاکرات وی درتابستان 2009 با حکومت افغانستان شروع ودربهار2010 توسط استخبارات پاکستان دستگیرشد وی ازآن زمان تا بحال درزندان پاکستان درشرایط بدی ،بسرمی برد.صلا ح الدین ربانی ازمقامات پاکستان آزادی وی را مطالبه کرده بود.برخی، ازرفتارصلاح الدین به شدت انتقاد می کنند ومی گویند: رییس جمهورکرزی وی را وسیله ای برای خواسته های خود قرارداده است.این دسته که خیلی خود را نزدیک به جمعیت اسلامی دانسته وشهادت استاد ربانی را ضایعه جبران ناپذیرمی دانند ومعتقد هستند که قاتل استاد ربانی طالبان می باشند.
صلاح الدین ربانی فرزند استادشهید درسازمان ملل لیست آزادی زندانیان طالبان را،تقدیم آنهامی کند وخواهان برداشتن نام طالبان که قاتل پدرشان می باشند، ازلیست سیاه سازمان ملل می شود.منتقدان صلاح الدین می گویند: این گونه رفتارها با قاتلان استاد ربانی درشان ایشان نیست.عطاء محمد نوروالی بلخ به شدت به اعضای شورای عالی صلح که واسطه ملاقات طالبان با استاد ربانی شده بود،حمله می کند ودریک مورد افرادی را نام می برد که باید محاکمه واعدام شود.صلاح الدین دراطاق گفتگو با سازمان ملل، خواهان حذف نام طالبان ازلیست سیاه سازمان ملل می شود ودرپاکستان هم ایشان بنابه دستورحکومت، لیست افرادی را باخود می برد وخواهان آزادی آنها اززندان پاکستان می شود. وی تنها یک هدف مشخص را درنظرداشت که ملاغنی برادراززندان پاکستان آزاد شود.این مساله را حکومت افغانستان بخوبی می داند که پاکستان آماده گی برای مذاکرات صلح را بصورت جد، ندارد ونمی خواهد که طالبان وارد اطاق گفتگو صلح شود.درمورد آزادی ملاغنی برادرهنوزچیزی گفته نشده است اما نام چند نفرازمقامات پیشین طالبان که درسطح رهبری طالبان نستند،گرفته شده است. مولوی نورالدین ومولوی جهان گیر که ازمقامات پیشین درامارت طالبان بودند وفعلا به دلایلی نامعلومی زندانی هستند.نام همین چند نفرگرفته شده اند که پاکستان قراراست آنها را اززندان آزاد نمایند وبرخی گزارشها دال براین است که هفت نفرآزاد شده اند.
تحلیل گران افغان معتقد هستند که اطاقی برا ی مذاکره باطالبان درپاکستان درحال حاضر،آماده نیست.حکومت افغانستان نیزبه این اطاق باورندارد.پاکستان نمی خواهد غرفه مذاکره با طالبان را،آماده نماید.برخی،خیلی بدبینانه گفته اند که اصولا اطاقی برای گفتگودرپاکستان وجود ندارد.اطاق دیگری برای مذاکره درعربستان،هنگام مراسم حج،آماده گردید دراین غرفه، تیمی ازحزب اسلامی به رهبری قطب الدین هلال شرکت داشت وچند نفرازشورای عالی صلح افغانستان حضورداشت وآغاجان معتصم با دونفرازهمکارانش دراین مذاکرات،وصل شد.مذاکرات مکه با وساطت عربستان سعودی البته درسطح مقامات پایین این کشور،سازمان دهی شده بود.افغانستان ازاین مذاکره استقبال کرد. دوتیم حزب اسلامی وطالبان نیزازایجاد غرفه ای برای مذاکره ازسوی عربستان سعودی،خرسند بودند ولی این اطاق مذاکره هرگزازسوی طالبان مستقردرپاکستان،تایید نشد.وحید مژده تحلیل گرطرفدارطالبان می گوید: طالبان هرگزبا این مذاکره که ازسوی عربستان راه اندازی شده، خوش بین نیستند. وی استدلال می کند که طالبان نسبت به زندانی شدن سفیرشان درعربستان همراه با سه فرزندش، به شدت ازمقامات عربستان سعودی ناراحت هستند. گذشته ازاین مساله، اطاق مذاکره توسط عربستان سعودی برای حکومت افغانستان وتیم آغا معتصم فراهم ساخته شد.آغا معتصم خاین به آرمان ومتهم فراری ازنظرطالبان می باشد. وی درهرجایکه پیدا شود ازسوی طالبان ،کشته می شود.آغا معتصم هرگزنمی تواند نماینده طالبان درمذاکرات صلح باشد وی ازنظرطالبان، خاین است وحق وارد شدن دراطاق گفتگوبه نمایندگی ازطالبان را ندارد.اطاق گفتگو مکه با این وضع قراردارد ودراین غرفه گفتگوی ثمربخشی، روی نمی دهد.
اطاق دیگری که ازسوی آلمان،آمریکا وکشورقطربرای مذاکرات صلح ساخته شده بود.گفتگوها دراین اطاق برای مدتی جریان داشت اما دراین اطاق ازافغانستان کسی حضورنداشت وطالبان هرگزنمی خواست که با نمایندگان افغانستان دراطاق قطر،گفتگو داشته باشند.دراین غرفه تنها تیم طیب آقا همراه با ناظران ازآلمان وقطر،با مامورین آمریکا،مذاکره می کرد. مذاکرات قطربیش ازده ماه دوام داشت اما درماه مارچ 2012 توسط طالبان دروازه این غرفه بسته شد.خواست طالبان این بود که چهارنفرازعمده ترین رهبران زندانی شان ازگوانتونما،آزاد شوند.آمریکا بصورت یک جانبه نمی خواست این کاررا نماید.جوب آیدن به مامورین آمریکا گفته بود که طالبان را وادارنمایند که اعلامیه انفکاک ازالقاعده را صادرنمایند جوب آیدن برای نشان دادن حسن نیت گفته بود: که طالبان الزاما دشمن آمریکا نیست.اما طالبان هرگزاین خواست آمریکارا که اعلامیه جدایی شان را ازالقاعده صادرنماید را،قبول نکرد.مذاکرات قطر با بن بست کامل روبروشد وطالبان دروازده اطاق گفتگورا بصورت یک جانبه بست وازمذاکرات خارج شد.درحال حاضرهیچ اطاقی برای مذاکره وجود ندارد.
صلاح الدین ربانی درپاکستان برای ایجاد وتاسیس اطاق گفتگو، نرفته بود وی لیستی همراه خود داشت وآن را بامقامات پاکستان درمیان گذاشت.هیئت افغانستان خواهان آزادی ملاغنی برادرشده ولی پاکستان ازملانورالدین وملاجهان گیر،نام برده است.این دونفرمعلوم نیست به چه جرمی زندانی شده اند وچه تاثیری درسطوح طالبان دارند کسی دراین مورد چیزی نمی داند.تنها گفته شده ازمقامات پیشین امارت طالبان بوده ودررده های میانه وپایینی قراردارند.آقای گروسمن پانزده روزپیش به پاکستان آمد وگفتگوهای مفصلی با مقامات پاکستان داشت خبرگزاریها تایید کرد که گروسمن با مقامات پاکستان، اطاقی را برای گفتگو ساخته اند. نمایندگان آمریکا وپاکستان،کمیسیون مشترکی را ساخته که با طالبان گفتگونمایند دراین غرفه گفتگو ازافغانستان دعوت نشده است.این مساله نشان می دهد که مذاکرات صلح به گونه ایکه افغانستان دنبال آن است، انجام نمی شود.درمورد مذاکرات صلح که افغانستان به دنبال آن است،احزاب سیاسی،گروهای مدنی،جامعه زنان ایتلافهای سیاسی،معترض هستند.آنها می گویند که صلح افغانستان درتاریکی انجام می شود.مصالحه مجهول را قبول ندارند حرف اصلی، دسته های مخالفین، جامعه مدنی وجامعه زنان این است که درجریان مذاکرات ،اصول وارزشها،قربانی گفتگو با طالبان نشود به عبارت دیگرطالبان باید شروط مذاکرات را قبول نمایند.
حکومت افغانستان بدون پشتوانه ای، گفتمان ملی ووفاق ملی،وارد مذاکرات صلح می خواهد شود.طالبان البته مذاکره با حکومت افغانستان را،مبنائا قبول ندارند.آنها می گویند که تنها با آمریکاییها وارد اطاق مذاکره می شوند وحکومت افغانستان را برسمیت نمی شناسند.با این وضع چه انتظاری ازمسافرت صلاح الدین ربانی می تواند داشت؟ مالک گفتگوها وساختن اطاق برای مذاکره ظاهرا دردست پاکستان است صلح افغانستان مالکی دارد که او پاکستان است.جنگ وصلح درمالکیت این کشوراست و طالبان با آن ازدواج کرده است.افغانستان دراین اطاق راهی ندارد. پاکستان ثابت کرده است که مالکیت جنگ وصلح افغانستان رادراختیاردارد هرکسی جدایی ازسیاست پاکستان بخواهد اطاق صلحی را بسازد،این مساله امکان ندارد مشارکت درپروژه مصالحه باید با هماهنگی پاکستان صورت بگیرد امریکه آقای قاسم یارمسئول روابط بین الملل شورای عالی صلح به آن اشاره داشت وی گفته است که" صلح بدون همکاری پاکستان،امکان ندارد". وبدون موافقت این کشورکسی نمی تواند وارد اطاق صلح ومذاکره شود.تجربه ملاغنی برادر،آغا معتصم،ملا اسماعیل،همین را نشان می دهد.همه این ها خواستند، جدایی ازسیاست پاکستان وارد اطاق گفتگوهای صلح شوند ولی به شدت ازسوی استخبارات پاکستان،سرکوب گردید زیرا که پاکستان خودرا مالک جنگ وصلح درافغانستان می داند وطالبان نیزدراین مالکیت، شریک ازدواجی پاکستان شده اند.
خواهران دوقلو
فیسبوک وتویتر خواهران دوقلوی است.این دوقلوها رفتارهای متفاوت دارند آنها دوقلوهستند اما کارهای شان وکاربردهای شان فرق دارند.من البته شنیده ام که فیسبوک وتویتر تنها دوقلوهای شبکه های اجتماعی نیست.شبکه های دیگری نیزهست که کارهای متفاوت ومشابه را پیش می برد ولی مشکل من این است که آنها را نمی شناسم من تنها با این دوخواهردوقلو سروکاردارم.آقای احمدی خبرنگارشناخته شده صدای آمریکا ازآمریکا زنگ زد وگفت امشب گفتگوی می خواهم با شما درمورد فیسبوک وتویترداشته باشم وی گفت مهمان دیگری دارم ازدرلندن که بیست سال است با رسانه های جمعی سروکاردارد وکارشناس امور شبکه های اجتماعی مثل فیسبوک وتویتراست.من البته یک سال چند ماهی بیش نیست که وارد شبکه اجتماعی فیسبوک وتویترشده ام وبرای خودم وبلاکی دارم
بنام نرگس بلاک اسکای.این وبلاک دراین مدت کم، هزاران خواننده دارد.فیسبوک برای معرفی وبلاک ونرگس،نقش برجسته ای داشته است.انقلاب های بهارعربی را فیسبوک وتویتررهبری کرد وهیچ شبه ای نیست که درمیدان تحریر قاهره، ملیونها انسان گردهم می آمدند وبرای مطالبات وخواسته های اجتماعی وسیاسی خود،تظاهرات واعتراضات مدنی ضد استبداد ودکتاتوری را،راه انداخته بودند. می دانید این ملیونها انسان درانقلاب شمال آفریقا بانام وعنوان بهارعربی،توسط فیسبوک وتویتر،سازماندهی واطلاع رسانی می شد.جوانان ششم ابریل، بیست یک جوان مصری بود که درفیبریوری 2010 ازطریق فیسبوک اولین تظاهرات ضد استبدادی را سازماندهی کردند وسرانجام حکومت توتالیترحسنی مبارک را، با گذشت هجده روزازپای درآوردند.یکی ازسئوالات خبرنگارصدای آشنا دربرنامه شبانگاهی،همین بود که استفاده گسترده ازشبکه های اجتماعی فیسبوک درمصر،تونس،باعث انقلاب وپیروزی بهارعربی گردید.آقای سعیدی کارشناس اموررسانه وخبرنگارمقیم لندن گفت: استفاده ازفیسبوک وتویتردرافغانستان درحدی نیست که بتواند، دریک انقلاب اجتماعی کمک نماید اما بصورت موردی،تاثیرات استفاده کاربران ازفیسبوک را مورد تایید وتاکید قرارداد.
آقای احمدی درمورد استفاده های اقتصادی ازفیسبوک سئوالی رامطرح کرد. آقای سعیدی مثالهای زیادی ازاستفاده های اقتصادی وتجارتی درفیسبوک داشت.وی اشاره داشت که قنادی درهرات با گذاشتن تصاویری،متاع خودرا تبلیغ کرده است تاجران اخباروعکسهای ازکالاهای خود را به اشتراک می گذارند.رسانه ها وشبکه های تلویزیونی،نحوه کارهای شان را ازطریق فیسبوک به اشتراک می گذارند. من هم تجربه های استفاده ازفیسبوک را با توجه به زمان اندکی که با دوقلوی فیسبوک وتویتر،سروکاردارم،را دراین گفتگو مطرح کردم.اشاره به استفاده وسیع وگسترده ای برخی ازرهبران سیاسی ازفیسبوک داشتم واین نکته را درمیان گذاشتم که فیسبوک اصولا دید ونظررهبران سیاسی را می تواند،تغییردهد.این نکته را با دوستان خود همواره ،مطرح می کنم که رهبران سیاسی درمراجعات مردمی خود،فکرمی کنند که کم ترکسی با نظرآنها مخالف باشند.مردم درمراجعات شان اصلا انتقاد واعتراضی به یک مقام ورهبری سیاسی ندارند وبه همین دلیل است که آنها فکرمی کنند نظرآنها درست هستند ومخالفین کمی دارند ویا ندارند.
اما فیسبوک برای شان نشان می دهد که این طوری نیست همان گونه که طرف دارانی دارند مخالفان سرسختی نیزدارند.این مساله درابتدایی امربرای شان سخت است اما به مرورزمان عادت می کنند ومیزان تحمل پذیری شان بالا می روند.شبکه های اجتماعی درواقع یک نوع ظرفیت سازی نیزدارد.دوقلوهای فیسبوک وتویتر،کاربردهای وسیعی درجامعه دارند.دراین گفتگوی چهل پنج دقیقه ای گفته شد که مردم ازطریق فیسبوک ،دوستان شان را درمراسم عزاداری وفاتحه خوانی شان خبرمی کنند.وحتی دوستان شان را درمراسم عروسی شان ازطریق پیام گذاشتن درفیسبوک،مطلع می سا زند.البته دریک جامعه عقب مانده مثل افغانستان،استفاده ازفیسبوک دراموراجتماعی ودرعزا وشادی ودرمسایل اعتقادی شان،حیرت انگیزاست وحتی شبیه رویا می تواند باشد.دراین گفتگو این نکته نیزمورد بحث قرارگرفت که مردم درکمک رسانی وجمع آوری کمک برای مستمندان ازفیسبوک استفاده کرده وبسیارموفق هم بوده اند.آقای احمدی خاطره ای را نقل کرد که تعداد ازجوانان ازطریق فیسبوک توانیست کمکهای زیادی را برای مردم فقیردرسرمای زمستان جمع نمایند وآن کمکها را بدست مردم برسانند وبا گذاشتن تصاویرآن درفیس بوک اعتماد سازی نمایند.مردم وقتیکه دیدن کمکهای شان به دست فقراء رسیده ازاین بابت فوق العاده خرسند شدند.فیسبوک شبکه ای اجتماعی که دراین عرصه نیز،تاثیرات شگرفی داشته است.اعتماد سازی ازطریق فیسبوک صورت گرفته است مردم با تماشای کمکهای شان مطمئن شده اند که پولهای شان حیف میل نشده است.این نوع استفاده، انگیزهای قوی اجتماعی ومثبت ،ایجا کرده است وبا عث تحرک بشتری درامورخیریه وکمک رسانی شده است.
دراین گفتگو جنبه های منفی استفاده کاربران ازفیسبوک نیزمطرح شد وگفته شد که افرادی هستند که با گذاشتن تصاویردستکاری شده ویا پخش شایعات بی اساس ،موجب تعرض واهانت به حریم شخص درحضورعام فیسبوک می شود. اما این گونه سوء استفاده های مغرضانه وخارج ازعقلانیت،درمقایسه با جنبه های مثبت شبکه های اجتماعی ،بسیاراندک شمرده می شود.درهرجای، کاربران خرد مند وبی خرد وجود دارند وسوء استفاده ازهرامری ممکن است ولی به خاطرچهارتا بی خرد،نمی شود ابعاد حیرت انگیزاستفاده ازدوقلوهای فیسبوک وتویتررا ،کنارگذاشت واین درواقع تسلیم شدن وتمکین کردن به جاهل است.این دوخواهرتفاوتهای نیزدارند.تویتر،درسطح بالاتری گام برداشته و ازعقلانیت وتعمق بشتری،برخوردار است.اهالی توتیرعمدتا به عمق روی دادها می نگرند وحوادث را تحلیل می کنند.تولیدات تویتر،حرفه ای وتخصصی تراست نسبت به فیسبوک.تولیدات فیسبوک ،عام وهمه شمول است ومصرف کنندگانش نیز،عامه مردم می تواند باشند اما تویتراین گونه نیست.تولید کنندگان تویتر،انسانهای متخصص وحرفه ای هستند ومصرف کنندگان آن نیزهمه کس نستند.تویترخوراکی را تهیه می کند که عامه مردم نمی توانند آن را هضم نمایند.هاضمه های خاصی قادربه استفاده ازآن می باشند.
اما فیسبوک تولیداتش برای همه قابل هضم است.ما کودکان پنج ساله تا مردان وزنان نود ساله داریم که ازفیسبوک وتولیدات آن استفاده می کنند.عکسی را درفیسبوک دیدم که مردی همراه خانمش درپای فیسبوک نشسته بودند اما دوکودک پنج ساله وهفت ساله آنها نیزکامپیوترداشتند آنها هم درکناروالدین شان فیسبوک وتصاویرکاربران را می دیدند.نکته ای دیگریکه دراین گفتگوی داشتیم این بود که فیسبوک وتویتر،درواقع تکه های را منتشرمی کند که بهترین است است.شما می توانید بهترین تصویر،طنزوفکاهی،خنده آفرین را بیبنید وبخوانید ویا بهترین قصه وداستان وخاطرات را درفیسبوک وتویتر دیده وآن را بخوانید وازآن لذت ببرید داستان میشل واوباما دررستورانت برای من خیلی جالب ومن این داستان را درفیسبوک دیدم وخواندم وواقعا ازآن لذت بردم.اوبا ما همراه میشل ودخترانش به رستوارانت می روند.مالک رستورانت ازمحافظین میشل وازخود میشل درخواست می کند که چند کلمه سخن خصوصی با وی دارد.بانوی اول آمریکا می گوید: اشکالی نداردمی خواهم حرفهای خصوصی شما را بشنوم.میشل درگوشه ای حرف مالک رستورانت را می شنود وبعد به میزغذایی که اوبا ما نشسته بود، برمی گردد.اوباما می گوید: بگو بیبینم حرفهای خصوصی مالک رستورانت با تو چه بود میشه با من بگویی.خانم میشل می گوید:مالک رستورانت گفت من درجوانی عاشق ودلباخته تو بودم وهمین. آقای اوباما می گوید: اگرباوی ازداج کرده بودی حالا مالک این رستورانت بودی.خانم میشل می گوید: نه من اگربا مالک رستورانت ازدواج می کردم حالا وی رییس جمهورآمریکا بود.
این گونه تکه ها را شما می توانید درشبکه های اجتماعی فیسبوک پیدا نمایید.کاربران فیسبوک وتویترمی خواهند،بهترین های شان را عرضه نمایند. این قصه را که درفیسبوک دیده بودم ودرگفتگوی رادیویی، درفیضلت خواهران دوقلوی، فیسبوک وتویتر،مطرح کردم.ازفیسبوک لطیفه های زیادی را یاد گرفته ام وفکر می کنم کاربران بخاطر پرستژوحیثیت خود، بهترین کالاهای شان،ارایه می کنند.فیسبوک وتویتر،درهمه ای عرصه های زندگی، آدمی راه بازکرده است ویک نوع محشرفکری بگفته ای آقای امیری،ایجاد کرده است وواقعا که این خواهران دوقلو،غوغای بزرگ درتسخیرواعتیاد آدمها،خلق کرده اند.درپایان این متن اشاره ای به این داستان فیسبوکی می کنم.درفیسبوک آمده است که سه نفرخواستگاری دخترزیبایی رفتند.دخترمقبول ازخواستگاراولی اش می پرسد برای چه به خواستگاری من آمده ای.اومی گوید من عاشق سینه چاک شما هستم وبرای شما می میرم.دخترمی گوید: خوب این گونه حرفهارا زیاد شنیده ام بیبینم.ازدومی می پرسد که توبرای چه ازمن خواستگاری کرده ای.وی می گوید: من زیباترازتو را دراین جهان نمی شناسم وتوفرشته آفرینش هستی ومن جانم رابرای تو می بازم و..دخترمی گوید این ازهمان حرفهای است که قبلا هم شنیده ام وازسومی می پرسد که توبرای چه ازمن خواستگاری کرده ای وبخاطر من چه کاری انجام می دهی سومی می گوید: من تورا آن قدردوست دارم که بخاطرتوحاضرم صفحه فیسبوکم را بسته نمایم دخترمی گوید:چه گفتی؟ اومی گوید صفحه فیسبوک را بخاطرتو می بیندم.دخترمی گوید: من باتو ازدواج می کنم.
شبکه های اجتماعی فیسبوک درهمه مسایل،کاررایی دارد.اکنون ایام عاشورای حسینی(ع) است دوستان کاربرمی توانند،مراتب همدردی خود را با دیگردوست داران عاشورا،به اشتراک بگذارند وازآنها بخواهند که مواظب توطئه های تروریستها باشند.عزاداری را خارج ازعقلانیت انجام ندهند وموجب اذیت وناراحتی دیگران نشود.افغانستان خانه مشترک همه مردم است. بسوی روزهای محرم وعاشورامی رویم وپس ازاین سخنانی را ازطریق فیسبوک درمورد عاشورا،باهم تبادله می کنیم .