پیروزی بادو اکثریت
انتخابات آمریکا درجهان،استثناء است.درهرجای دنیا انتخابات با یک اکثریت،به پیروزی می رسد اما درآمریکا این گونه نیست.آقای اوباما ومیت رامنی با اکثریت،اراء مردم رییس جمهورنمی شوند.هرکدام ازدونفر،برای رییس جمهورشدن احتیاج به دواکثریت دارد وآن اکثریت کالیج الکترورال واکثریت رای مردم است. موضوع انتخابات آمریکا بسیار پیچیده ،مهندسی شده است.دورقیب درهمه ایالتها،مبارزه می کنند اما درهشت ایالت باید بشترین انرژی را برای کسب مقام ریاست جمهوری،خرج نمایند. ایالت مثل اوهایو،پنسیلوانیا،فلوریدا،نیوهمپشهرو..ازعمده ترین ایالتهای می باشد که دورقیب بشترین کارهای انتخاباتی را دراین ایالتها،انجام می دهند.
ازمیان این چند ایالت سرنوشت ساز،گفته شده است که ایالت اوهایو،نقش اول رادارد چرا؟ زیرا این هشت ایالت درکالیج 161 کرسی دارد درمیان آنها اهایو هجده کرسی درالکتروکالج دارد.بنابراین باید اهایو را تسخیرکرد تارییس جمهورآمریکا شد.درمرکزکالیج الکترورال،رییس جمهوربرگزیده 270 رای راباید بدست آورد.درغیرآن صورت او،نمی تواند رییس جمهورآمریکا شود.درسال2000 آقای الگوررای اکثریت مردم را داشت اما رییس جمهورآمریکا نشد دلیل آن این بود که الگور،نتوانیست درالکترورال کالیج 270 را بدست آورد.به همین دلیل بوش رییس جمهورآمریکا انتخاب شد. دراین مورد البته حکم محکمه فدرال بود.درکناراین دو اکثریت "رای مردم وکالیج" دیده می شود رای کالیج مهم تر ازرای مردم است ویا شاید رای مردم بخصوص درایالتهای کلیدی،رای الیکترورال،به دنبال دارد.کسیکه دراوهایو،بشترین رای مردمی را دشته باشد هجده رای این ایالت را درمرکزالیکترورال بدست آورده است.دو،اکثریت ازشاخصه های انتخابات آمریکا،شمرده می شود ودرهیچ جای این نوع سیستم وجود ندارد.
درکنارداشتن دواکثریت،مولفه های دیگر،نیزدرانتخابات آمریکا مهم است.درحال حاضر،آقای اباما ومیت رامنی درچندین میدان درحال پیکار انتخاباتی می باشند.زنان آمریکا،اقلیتهای قومی،تیره های تباری، سیاست خارجی وبرنامه های اقتصادی و..هرکدام نقش تعیین کننده درپیروزی دونامزد می تواند ،داشته باشد.نظرسنجیها،نشان می دهد که دورقیب شانه به شانه حرکت می کنند،فاصله ای آنچنانی نیست.اوباما 48 درصد ومیت رامنی 47 درصد افکارعامه را باخود دارد.زنان دراین میان بشترطرف داراوباما هستند.اقلیتهای قومی نیزازاوباما حمایت می کنند.درمقابل گروهای مذهبی وسفید پوست بشتر،متمایل به آقای میت رامنی اند.برنامه های اقتصادی،ایجادشغل نیز،ازدیگرابزارانتخابات آمریکا دانسته شده است.عرضه کردن برنامه های خوب وشفاف شعارهای جذاب،می تواند درجذب افکارعمومی ،تاثیرگذارباشد.سیاست خارجی درمبارزات انتخاباتی آمریکا،نیزجایگاهی دارد اما نه به پیمانه برنامه های داخلی.مردم امریکا بشترعلاقمند برنامه داخلی آمریکا هستند.این هم یکی ازجالب ترین مسایل درانتخابات آمریکا می باشد.آمریکا درعمل بشترین توجه را به مسایل خارجی دارد این البته،کارسیاست مداران آمریکا است مردم آمریکا برخلاف سیاست مداران شان،به مسایل خارجی کم ترتوجه دارند.
به همین دلیل است که درسراسرمبارزات انتخاباتی آمریکا،دوکاندید کم ترین بحث را درمورد سیاست خارجی بخصوص مساله افغانستان داشته اند.هردوگفته اند که سربازان آمریکا ازافغانستان خارج شوند.خواست مردم آمریکا پایان جنگ افغانستان می باشد.جنگ افغانستان مردم آمریکا را خسته کرده است.یکی ازموضوعات غیرقابل نقاش دربرنامه های دورقیب،خروج سربازان آمریکایی ازافغانستان است.ولی می دانیم آمریکا درعمل،بالاترین توجه را به سیاست خارجی خواهد داشت هریک ازدوکاندید،سیاست خارجی متفاوت را دنبال می کنند.درافغانستان دموکراتها،خواهان مصالحه ومذاکره با طالبان اند.شروطی درمذاکره را مدنظردارند درصوت که آن خواسته های تامین شود ،دموکراتها،مصالحه با طالبان را ترجیح می دهند.شروط اینها می تواند باشد قطع مناسبات با القاعده،پناه ندادن اعضای القاعده درافغانستان،عدم تعرض وتجاوزبه حوزه امنیتی غرب وآمریکا.طالبان اگراین تعهدات را قبول نمایند،بدون شک، دموکراتها،با طالبان وارد مذاکرات صلح می شوند وخواسته های طالبان را قبول می کنند.جوب آیدن معاون رییس جمهورآمریکا یک وقتی گفته بود : طالبان الزاما دشمن آمریکا نیست. طالبان شروط که را بیان شد اگرآن اصول را به پذیرد آمریکا با آنها مذاکراه می کنند.
جمهوری خواهان متفاوت برخورد می کنند.آنها گفته اند که طالبان باید بعنوان یک قدرت نظامی ،حرف نزند طالبان ان قدرباید کوبیده شود که ماشین جنگی آنها درهم بشکند وبا زبان زورسخن نگویند.برداشت جمهوریخواهان این است که آنها طالبان را برای آمریکا دشمن ومتحد القاعده تعریف کرده ورابطه طالبان با شبکه القاعده را،رابطه ای ایدلوژیک وگسست ناپذیر،تعریف کرده اند به همین اساس است که نمی خواهند دشمنان آمریکا با قدرت نظامی وزورنظامی دربرابرآمریکا،سیاستهای شان را جلوببرد.آمریکا با رهبری جمهوریخواهان،بصورت مستقیم با دشمنان خود درگیرمی شود.به همین خاطر است که گفته شده درصورت پیروزی میت رامنی،ممکن است شاهد جنگهای دیگری ازنوع جنگهای که بوش درابتداء هزاره دوم،راه انداخت ،باشیم.جمهوریخواهان با راه انداختن جنگ عراق،افغانستان را قربانی کرد.بوش جمهوریخواه درکنارمساله افغانستان،وارد جنگ درعراق شد وبه این صورت ،نیروهای بین المللی درافغانستان،استحاله گردید.یکی ازدلایلی ناکامی ناتودرافغانستان،ایجاد جنگ موازی درکنارافغانستان بود.بوش سه کشور را مرکزشرارت اعلام داشته بود ومی خواست،هرسه محوررابردارد.جنگ با صدام حسین براساس همین سیاست ،مهندسی گردید.آقای رامنی،میراث دار ومیراث خواربوش است.
تحلیل گران می گویند: میت رامنی دربرابرمساله،سوریه بی تفاوت نمی ماند.جمهوریخوهان ممکن است ،مستقیما وارد منازعه سوریه شوند.درمورد ایران هم ممکن است سیاستهای سختگیرانه وانعطاف ناپذیری را درپیش بگیرند ومسایل را بجاهای خطرناکی ،سوق دهند.مقامات وفرماندهان نظامی ایران با دلایلی می گویند: که جنگ روی می دهد اما کی ودرچه جای آن دیگرمعلوم نیست.جمهوری خواهان،مناسبات بسیار،صمیمانه با اسراییل دارند.امروزگزارشهای را درمورد انتخابات آمریکا خواندم.جمعیت بیش ازدوصد هزارنفردراسراییل که تابعیت آمریکایی دارند اکثریت قریب به اتفاق آنها گفته اند که به آقای میت رامنی رای می دهند. این نوع گرایشات جمعی بی دلیل نیست.آقای اوباما درمیان اسراییلیهای مقیم آمریکا،محبوبیتی ندارد.یهودیها دراسراییل ازاوبا ما خوش شان نمی آیند.آقای اوبا ما حرفی را گفته است که اسراییلها،هرگزآن را فراموش نمی کنند.ایشان سه سال پیش گفته بود که مرزهای اسراییل وفلسطین براساس تاریخ 1967 تعیین شود.مرزهای اسراییل وفلسطین وسرزمینهای اشغالی مبنایی زمانی آن سال1967 باشد این مساله جنجال بزرگی درآمریکا ،ایجاد کرد اسراییلیها ولابیهای آن درآمریکا ،نظرآقای اوبا ما را ،ردکردند.
دوحزب دموکرات وجمهوری خواه درآمریکا ،نحوه تعامل وبرخورد شان درسیاست خارجی،متفاوت اند.جنگ مستقیم ونیابتی ،ازشاخصه های سیاست خارجی دوحزب می تواند باشد.جمهوریخواهان،دشمنان تعریف شده شان را دربیرون ازآمریکا،دسته بندی کرده وبصورت مستقیم با آنها درگیرمی شوند اما دموکراتها، سعی می کنند که بصورت مستقیم وارد جنگ نشوند.آنها ازابزارهای منطقه ای برای پیش برد اهداف شان کارمی گیرند.دموکراتها سیاستهای انگلیسی را نسبت به سیاستهای ناسیونالیستی جمهوری خواهان،ترجیح می دهند.دموکراتها،منافع شان را درجنگ نیابتی تعریف می کنند.درجنگ لیبیا دیدیم که آمریکا ازتوانایی وظرفیتهای منطقه ای وبین المللی استفاده کرد.درجنگ لیبیا، آمریکا نقش بسیارمتاخررا داشت.بارجنگ را به دوش اروپا وکشورهای عربی گذاشت.آمریکا به رهبری جورج بوش هرگزاین کار رانمی کرد.جنگ مستقیم ونیابتی درواقع،شاخص ترین تعریفی است که می توان درمورد سیاست های دوحزب،نام گرفت.درجنگ سوریه آمریکا مایل نیست،وارد شود اما جمهوریخواهان این سیاست را قبول ندارند آنها می گویند باید مساله سوریه با قهر،یک طرفه کرد.ناتو باید وارد درگیری سوریه شود.جمهوریخواهان این چنین حرف می زنند.
آگاهان نگران این هستند که با ،روی کارآمدن جمهوری خواهان،خاورمیانه، شاهد شدید ترین منازعات تاریخی خود شود.برخی گفته اند سیاست های جنگی جمهوریخواهان،برمی گردد به بیس داخلی آمریکا. کارخانه های اسلحه سازی عمدتا درمالکیت جمهوریخواهان می باشد بنابراین آنها مایل اند که درجنگ، ماشین آلات شان بفروش می رسد.درموردافغانستان ملموس ترین تاثیرات انتخابات آمریکا درمورد مذاکره با طالبان،نشان داده خواهد شد.میت رومنی روند فعلی گفتگوباطالبان راقبول نمی کند.آنها می گویند با ید طالبان را متقاعد ساخت که جنگ راه حل نیست واین کاربا ضرب شصت به طالبان تفهیم می شود.روند فعلی را جمهوریخواهان قبول ندارد وآن رامایه شکست وسستی آمریکا دربرابردشمنان شان می داند.این جوب آیدن است که گفته است طالبان الزاما دشمن آمریکا نیست.جمهورخواهان می گویند: طالبان الزاما دشمن آمریکا هست.این گروه باید شکست بخورد وخود داوطلب صلح شود.این کاردرصورت امکان دارد که ماشین جنگی طالب درهم شکسته شود وطالب، آن قدردرهم کوفته شود که خود با صدای بلند،خواهان مذاکره وصلح شود.
جمهوریخواهان به پاکستان،فشارهای زیادی وارد می کند.آنها تاثیرتهدیدات شان را درمورد پاکستان ازیاد نبرده اند .مشرف درکتاب خاطرات خود"درخط آتش" به این مساله اشاره می کند که آمریکا گفت: دست ازحمایت طالبان والقاعده برمی داری ویا اینکه پاکستان را به قرن حجربرگردانیم.این منطق جمهوریخواهان است.پیروزی میت رامنی،تاثیرات زیادی درجنگ باطالبان خواهد گذاشت واینکه گفته شود برای افغانستان هیچ تاثیری پیروزهریک ازدورقیب ندارد،حرف دقیقی نیست.پیروزی اوباما ویا میت رامنی با دو،اکثریت رای مردم واکثریت کالیج الیکترورال،تاثیر شگرفی درمنطقه وافغانستان می گذارد.احتمالا برنده این دورازانتخابات با گرفتن هردواکثریت رای مردم وکالیج، با دشواریهای زیادی،بارک اوباما خواهد بود.
دست تان تالندن خلاص
ما وقتیکه کوچک بودیم درنزاع های مان این جمله را بکارمی بردیم.دیروزرییس جمهوکشوردرگفتگو با جمعی ازاستادان دانشگاه وژورنالیستهای کشور،این جمله را بکارگرفت وگفت: دست آمریکا تالندن خلاص.این عبارت را امروزدرروزنامه ها خواندم اول فکرکردم شاید روزنامه های درنقل قول دقت نکرده مضمون کلام وگفتگوی رییس جمهوررا جمله ساخته است.اما چند روزنامه متحد المال همین عبارت را به نقل ازرییس جمهور،درصفحات خود،چاپ کرده است.نکات جالبی درصحبتهای رییس جمهورمطرح شد.ایشان به روزنامه های غرب حمله کرد وگفت: روزنامه های شان به تحریک حکومت های شان،برعلیه ما می نویسند.ایشان گفت: شما تحت تاثیرآنها قرارنگیرید.رییس جمهوردریک مورد اظهارداشت: طالبان با چبلک وتفنگ شان نمی توانند برگردد.
استاد خلیلی معاون رییس جمهوردریک مناسبتی گفته بود: طالبان با کیبل شان نمی توانند برگردند.رییس جمهور ومعاون ایشان به مردم اطمینان می دهند که طالبان به چپلک وکیبل نمی توانند برگردد.اعتراض رییس جمهوربه روزنامه های غرب این است که آنها روحیه مردم را خراب می کنند وشما این کاررا نکنید.طالبان پس ازسال 2014 با چپلک وتفنگ شان نمی توانند برگردند.رییس جمهوربه مردم اطمینان می دهد ودریک مورد خطاب به آمریکاییها می گوید: دست تان تالندن خلاص.رییس جمهورلحن گفتگوهایش نسبت به آمریکا وغرب،تند شده است.دلیل مساله را کسی بدرستی نمی داند اما برخی به این عقیده اند که آمریکا درمناسبات خود با افغانستان، دچارچرخش شده ورییس جمهورنسبت به آمریکاییها،بدبین شده است.آمریکا درمذاکرات شان،ترجیحات زیادی به پاکستان قایل شده.نماینده آمریکا درمورد طالبان بجای افغانستان با پاکستان گفتگومی کند وطرح کمیسیون مشترک را با پاکستان می ریزد واین کمیسیون را دوکشور،جدایی ازافغانستان،ایجاد کرده اند.این مساله نهایت بی توجهی به افغانستان باید باشد. آمریکا وپاکستان درمورد مذاکره باطالبان ،اقدام به تشکیل کمیسیون مشترک می کنند.افغانستان که متن منازعه وسرزمین جنگ با طالبان است، دراین کمیسیون شرکت ندارد.یعنی اینکه درمورد طالبان این آمریکا وپاکستان است که تصمیم می گیرند.البته این مساله بسیارخطرناک است.
مورد دیگربه رسمیت شناختن خط دیورند ازسوی آمریکا است آقای گروسمن نماینده ویژه آمریکا خط دیورند را خط مرزی دوکشوراعلام می کند وبدنبال آن خانم ویکتوریا نولاند سخنگوی وزیرخارجه آمریکا درواشنگتن گفته های گروسمن را تایید می کند ومی گوید: ازنظرآمریکا خط دیورند مرزبین المللی افغانستان وپاکستان است.سفیرآمریکا درکابل نیزمی گوید: خط دیورند را همه برسمیت می شناسد.آقای جمیزکنینگهام می گوید:این تنها آمریکا نیست که خط دیورند رابه رسمیت می شناسد بلکه همه کشورها دیورند را خط بین المللی می دانند.رییس جمهورهمه این اقدامات ناخوش آیند را می بیند وبه همین خاطرگفته است: دست آمریکا تالندن خلاص.یعنی آمریکا هرکاری می خواهد انجام دهد،آن را انجام دهد ما کارخود را می کنیم.آنها کارخود را داشته باشد ودست شان خلاص.دریک مورد دیگرنیزرییس جمهورفوق العاده نسبت به غرب وآمریکا بدبین شده است وآن مساله نظارت بین المللی درامورانتخابات است.رییس جمهورهرگزاین نظارت را قبول ندارد ونسبت به آن به شدت مشکوک ومظنون می باشد وبصورت واضح گفته است که نظارت خارجیها را درامرانتخابات هرگزقبو ندارد. رییس جمهور،نظارت بین المللی را مداخله درامورداخلی دانسته وگفته است که: نظارت آنها برخلاف منافع ملی وحاکمیت ملی افغانستان می باشد.
حساسیت رییس جمهوردرمورد نظارت نمایندگان سازمان ملل ازانتخابات سال2014 ،موجب حساسیت دیگران نیزشده اند.احزاب سیاسی وگروهای مدنی می گویند: نفی نظارت بمعنی قبول تقلب درانتخابات است.عده ای بسیاربدبینانه گفته اند که رییس جمهورفرد مورد نظرخود را با امکانات وتسهیلات دولتی می خواهد به قدرت برساند.نظارت بی طرفانه سازمان ملل را،درتضادبا طرح خود دانسته ونسبت به آن بدبین است.بد بینی ایجاد شده است رییس جمهوربه یک دلیل با نظارت بی طرفانه،به مخالفت برخواسته است ومخالفان حکومت واحزاب سیاسی وجامعه مدنی نیزبه دلیل مقابله با تخلف وتقلب،تاکید برنظارت بین المللی دارند.نظارت ازمساله انتخابات امراجتناب ناپذیراست این مساله به هرصورت عملی می شود فکرنمی کنم رییس جمهوربتواند درمقابل اراده جمعی احزاب،گروهای مدنی ،سازمان ملل وجامعه جهانی وکشورهای دونر که هزینه انتخابات را ،تامین می کنند، تا سیم آخرمقاومت نماید وبگوید من مانع این کارمی شوم دست همه شان تالندن خلاص.امروزگزارشهای منتشرشد که حزب اسلامی حکمتیارنیزگفته است که درانتخابات شفاف وعادلانه 2014 شرکت می کند.غیرت بهیرمرد شماره دو،حزب اسلامی این مطلب رابا رسانه ها،اعلام داشته است.وی گفته است که: حزب اسلامی درپرینسیب ،طرف دارانتخابات است وانتخابات بعنوان یک اصل درتشکیلات حزب اسلامی،پذیرفته شده است.غیرت بهیرداماد حکمت یار ومشاورسیاسی حزب اسلامی گفته است که بدون تردید درانتخابات سال2014 شرکت می کند وی به این مساله نیزاشاره داشت که انتخابات باید شفاف وعادلانه باشد.این مساله می تواند توجیه سیاسی حزب اسلامی برای رد انتخابات نیزشمرده شود ودریک موقع بگوید : ما انتخابات را قبول نداریم بدلیل اینکه شفاف وعادلانه برگزارنشد.
فضل احمد معنوی درهفته گذشته ازحزب اسلامی به رهبری حکمتیار وگروه طالبان خواست که درانتخابات سال2014،شرکت نمایند وی تاکید داشت که جنگ راه حل مساله افغانستان نیست.وحید مژده کارشناس طرف دارطالبان گفته است که : من این مساله را با طالبان درمیان گذاشته ام ازآنها خواسته ام که درانتخابات شرکت نمایند.حزب اسلامی درانتخابات شرکت می کند.آقای مژده می گوید: من به طالبان، زیان عدم شرکت را به آنها گوش زد کرده ام. وی برای توضیح گفته های خود،مساله انتخابات غزنی را مثال می زند ومی گوید: من به طالبان گفتم شما درانتخابات غزنی مردم را ازرفتن به پای صندوق های رای مانع شدید ویک اکثریت را ازداشتن وکیل محروم ساخته اید.سال 2014 ،مایه نگرانی وامید برای همه شده است مردم افغانستان درهمه شهرهای کشوردرمیانه بیم وامید،قرارگرفته اند برخی می گویند: سال 2014 مایه هیچ نگرانی نیست.غرب وناتو،حکومت افغانستان،همواره تاکید داشته اند که درسال دوهزارچهارده هیچ اتفاق ناگواری،روی نمی دهد.ناتو می گوید: افغانستان دراین سال 352 هزارنیروی مسلح دارد ودرکناراین مساله نیروهای بین المللی هم چنان به مسئولیتهای خود درقالب،آموزش وکمک به نیروهای افغانستان،وفادار هستند.امروزصدراعظم ایتالیا تاکیدات زیادی داشت که سال دوهزارچهارده سال برگشت به عقب نیست.سال دوهزارچهارده وسالهای بعد ازآن سالهای روبه پیش رفت وترقی است وی ازحمایت جامعه جهانی وحمایت کشورش نیزسخن گفت.صدراعظم ایتالیا درمورد انتخابات نیزتاکید داشت که انتخابات باید شفاف عادلانه برگزارشود.
احزاب سیاسی ونهاد های مدنی درعین نگرانی،امید واریهای مشروط را مطرح می کنند آنها می گویند حکومت گرفتارفساد است واین فساد باید ریشه کن شود والا سالهای دوهزارچهارده وپس ازآن سالهای بدبختی مردم افغانستان وجنگ منازعه خواهد بود آنها به این مساله تاکید دارند که با برگزاری انتخابات شفاف ومورد قبول همه،حکومت افغانستان می تواند به خواسته های مردم بعنوان یک حکومت مشروع قانونی ومنتخب،جامه عمل به پوشاند دراین صورت تروریست طالبانی، محکوم به شکست است.افغانستان درمبارزه با فساد وحمایت جامعه جهانی ،می تواند گامهای درستی را بردارد.
همه چشم ها به انتخابات سال 2014 دوخته شده است.منتقدان می گویند: انتخابات شفاف وعادلانه با نظارت ملی وبین المللی،سبب می شود که تیم حاکم ،سیاست های تازه ای را درمبارزه با تروریزم وفساد،طراحی نماید.حکومت منتخب درعین استفاده ازتجربه های خوب ده سال گذشته،با بدیها بخصوص مبارزه با فساد وحکومت قانون واستفاده درست ازتسهیلات وقدرت،تروریزم را درکشورنابود نماید.حکومت تازه می تواند اعتماد جامعه جهانی را برای زندگی سیاسی بهتر،بخود جلب نماید.بدون شک جامعه بین المللی نمی خواهد افغانستان تنها گذاشته شود.آنها می توانند باحکومت افغانستان درهمه عرصه ها،کارنمایند وحکومت افغانستان نباید با این منطق با آنها صحبت نماید که دست تان تالندن خلاص.آگاهان مسایل سیاسی معتقد هستند که با برگزاری انتخابات قابل قبول ،افغانستان می تواند صاحب ومالک حکومت داری خوب وقانون باشد مردم افغانستان وجامعه جهانی ازچنین حکومتی ،پشتیبانی می کند. دیگردلیلی برای شکست دربرابرتروریزم وجود ندارد.
سه محور،ماموریت
گفته شده است که استخبارات پاکستان، سه محورعملیاتی را درحمایت ازگروهای افراطی ورادیکا درنظرگرفته است.محوراول هندوستان با متن منازعه قراردادن کشمیر،محوردوم افغانستان با نیت عمق استراتژیک ومحورسوم ازماموریت آسیایی میانه ومرکزی با همکاری استخبارات انگلیس.سه محورماموریت را زمانی جورج بوش بعنوان سه محورشرارت ناگرفته بود.بوش هم سه مرکزرا دردنیا، بعنوان محورهای شر،اعلام داشت وگفت: ماموریت دارد که با سه محور،وارد درگیری شود.بوش ماموریت عراق را بصورت خونباری پایان داد ودرجنگ عراق،خسارات سنگینی را متحمل گردید،بیش ازچهارهزارسرباز آمریکایی درجنگ عراق کشته شد وبالغ برپانصد میلیارد دالر،برای جنگ عراق هزینه کرد.اما دولت آمریکا دراین ماموریت موفق نبود.حکومت عراق آلترناتیف،صدام شد اما مزدور آمریکا نگردید.تاثیرات حمله به عراق،جنگ با تروریزم را درافغانستان با چالش روبروساخت.
ماموریتهای دو وسوم بوش جمهوری اسلامی ایران وکره شمالی بود.پاکستان هم سه ماموریت را برای خود تعریف کرده است.استخبارات پاکستان نیزدریک نگاه عمیق،درانجام ،ماموریت خود آنچنان موفق نبوده است.گروهای رادیکال درخاک پاکستان بزرگترین چالش امنیتی برای این کشوراست.مقامات امنیتی وسیاسی پاکستان،اعلام داشته اند که تاکنون سی هفت هزارافرادملکی درجنگ با تروریزم کشته شده اند وبیش ازهفت هزار،سربازپاکستانی درجنگ با تندروان ،را ازدست داده اند.خانم بی نظیر، رهبرحزب مردم پاکستان،ازقربانیان صریح،رادیکالهای مذهبی درافغانستان بوده است.تحلیل گران می گویند: استخبارات پاکستان علیرغم صدمات ازناحیه تندروان مذهبی، درانجام سه ماموریت،بصورت جدی کارمی کند.مناقشه کشمیررا درمورد هند، هرگزنمی خواهد حل شود.یک دپلمات پاکستانی درطرابلس بمن گفت: ما نمی خواهیم مناقشات کشمیربه آسانی حل فصل شود وی می گفت: هند تبدیل به کشوری شده که درهرصورت برتریهای خودرا ،نسبت به پاکستان دارد.یگانه وسیله مقابله با هند،زنده نگهداشتن مناقشه ای کشمیراست وی می گفت: کشمیربمثابه ای نمدی است دربرابرتیغ هندوستان.این دپلمات درگفتگوی خود اذعان داشت که اگرما کشمیررا،نداشته باشیم ،باسیل هجوم هندوستان روبروی می شویم ونمی توانیم ،تاب بیاوریم. ما این واقعیت را قبول داریم که درمقایسه باهند،کم می آوریم.براساس گفته های دپلمات پاکستانی منازغه کشمیر،مساله ای خود ساخته است وبا استفاده ازمساله کشمیرمی تواند عملیات پیچیده ای استخباراتی ازنوع عملیات سال 2008 درممبی را،توجیه کرد.براساس گفته های اجمل قصاب یگانه باقی مانده عملیات ممبی که صدها کشته وزخمی برجای گذاشت ویکی ازخونین ترین عملیات،درقلب هندوستان،شمرده می شد.این عملیات را لشکرطیبه با رهنمایی وهدایت استخبارات انجام داد.اجمل قصاب دراعترافات خود،جزئیات بسیاری را افشاء کرده است.لشکرطیبه ماموریت،ادامه جنگ وناآرامی را درخاک هند دارد.این ماموریت تاتیکی نیست این ماموریت،حکم استراتژی مکتوب را دارد.
محوردوم ماموریت استخبارات، افغانستان است.گروهای شورشی وتروریستی مثل شبکه حقانی وشورای کویته،ابزارتطبیق وپیشبرد این ماموریت می باشند.سلطه گروهای تروریستی طالبان وشبکه حقانی درافغانستان،آمال استخبارات است چرا؟ دلیل آن خیلی واضح است.حکومت کابل درضدیت وغیریت با هندوستان،یگانه اروزوی استخبارات می باشد.دریک مورد طالبان کارهای کرد که مایه خرسندی زیادی اسلام آباد گردید.استخبارات همین را می خواست که حکومت کابل به خدایان مردم هند، اهانت نماید،که کرد.انفجاربتهای بامیان ،تعرض به بودا واعتقادات مردم هندوستان بود.طالبان بدنبال آن درسال1996 دوهزارگاورا که حیوان مقدسی نزد هندوها است،ذبح کردند.تمام این کارها برنامه ریزی شده وحساب شده بود.استخبارات، چنین حکومتی رادرکابل می خواهد که درخصومت با هند باشد.درماموریت افغانستانی خود، استخبارات چند مشکل رادارد که ظاهرا آن مشکلات برطرف می شود.اقتداروسلطه طالبان درافغانستان،درتضاد با منافع غرب،تعریف شده بود وطالبان عملا بدلیل پیوند ایدلوژیک با القاعد،آن را درسال2001 ثابت ساخت.طالبان درحدی وابسته گی اعتقادی به القاعده داشت که امارت شان را فدایی گل روی اسامه بن لادن وشبکه القاعده نمود.این مساله برای استخبارات خیلی سخت است که طالبان بسترفعالیت القاعده باشد.پاکستان میزان خصومت غرب وآمریکا را با شبکه القاعده،رادرک می کند وبه آن بخوبی آگاه است.
دلیل اینکه آمریکا حکومت طالبان را سرنگون کرد ،میزان وابستگی آن به شبکه القاعده بود.ماموریت افغانی با حل مساله القاعده وطالبان همراه است.استخبارات به آمریکا چند تعهد را باید بدهد یکی اینکه طالبان دیگروابسته القاعده نیست.دوم اینکه افغانستان پناه گاه امنی برای القاعده نمی شود وسوم اینکه طالبان منافع غرب ومتحدانش را درمعرض خطرقرارنمی دهند.همه این تعهدات ازسوی استخبارات همسایه برای آمریکا ممکن است.اما یک مساله قابل حل نیست وبعنوان یک مشکل، سری جای خود باقی می ماند.آمریکا نسبت به کشورهند بعنوان یک قدرت شبهه متحد نگاه می کند درحال حاضر،بهترین مناسبات را با هند برقرارساخته است.غرب وامریکا درساخت تاسیسات انرژی هسته ای با هند، پیمان های مهمی را، امضا کرده اند. درحالیکه آن پیمانهای همکاری را با پاکستان ندارد. یکی ازدلایل ناراحتی پاکستان نیزهمین بوده که آمریکا چرا با هند درعرصه دانش هسته ای دراین حد جلو رفته است اما با پاکستان حاضرنیست چنین پیمانهای را داشته باشد.طالبان درصورت که تهدید برای هندوستان واقع شود این مساله برای آمریکا، نیزقابل قبول نیست. پاکستان درکنارآن همه تعهدات باید اطمینان خاطرهندوستان را جلب نماید.این مساله برای هند وبرای غرب وحتی برای پاکستان ،دشواراست.طالبان دربلند مدت چالشهای عمده، برای هند ایجاد می کنند امریکه آمریکا به شدت با آن به مخالفت برخواهد خواست.هند درحال حاضر،متحد ودوست غرب وآمریکا شده وامریکا این کشوررا به دلایلی مختلف ازجمله دربرابرچین لازم دارد.ماموریت افغانی استخبارات همسایه، آن چنان امری ساده ای نیست. پاکستان چالش بزرگی درمسیرماموریت استخبارات خود درافغانستان، می تواند داشته باشد.
ماموریت سوم استخبارات پاکستان،حوزه آسیایی میانه است دراین مساله پاکستان کم ترین مشکل را احتمالا، داشته باشد.رییس جمهورکرزی دیروزبا جمعی ازخبرنگاران وجامعه مدنی گفت: که ناتوبرای جنگ با تروریزم درافغانستان نیامده آنها ماموریتهای دیگری دارند.این حرف را من درملاقات نزدیک ازرییس جمهورکرزی شنیدم.چهارسال پیش ازاین، شایعاتی پخش شد که دسته های ازطالبان توسط هلیکوپتربه شمال نقل داده شده اند.درآن زمان هیچ کسی حتی خود رییس جمهور،رازاین شایعات را نمی دانست.ولی حقیقت مساله این است که گروهای ازطالبان برای ماموریت آسیایی میانه،به شمال کشور،منتقل شده اند.دراین نقل وانتقالات،استخبارات پاکستان وانگلیس نقش دارند.عملیات سه ماه پیش درخاروق تاجیکستان،را به یک نحوی مرتبط با عملیات مشترک استخبارات پاکستان وانگلیستان دانسته است.درمحورسوم ماموریت،پاکستان با چالش کم تری روبرواست.ناتو خیلی بدش نمی آید که با رفتن شان ازافغانستان،روسها نیزبا چالشهای امنیتی،روبروباشد.تروریستها،ابزارخوبی برا ی بهم زدن حوزه امنیتی آسیایی میانه می تواند باشد.پاکستان با سه ماموریت هند وافغانستان وآسیایی میانه،دربلند مدت با این چالشها،روبرو است اما اصل ماموریت،استراتژی نوشته شده استخبارات است.
برخی گفته اند زندگی پاکستان واستخبارات این کشور،بستگی با انجام این ماموریتها،دارد.استخبارات درمورد هند، همان گونه که گفته شد،عقب نشینی نمی کند.مخالفان آی اس.آی. می گویند که : استخبارات ارتش پاکستان ،لشکرطیبه ومساله کشمیررا هم چنان زنده نگهه خواهد داشت ودرمورد افغانستان، استراتژی عمق استراتژیک وتاسیس حکومت دشمن باهند را، نیزازدیگرماموریتهای وی دانسته است.ماموریت افغانستانی استخبارات با دشواریهای روبرواست.آسان ترین ماموریت برای استخبارات ،همان ماموریت آسیایی میانه ای آن است.درماموریت آسیایی مرکز،پاکستان حامیان خوبی دارد غرب وآمریکا در ماموریت سوم همکار،پاکستان می توان شد.
سرنخ درکجا است
انتخابات کشورتبدیل به نخی سردرگم شده است وبا ید سرنخ را پیداکرد.امروزمجلس نمایندگان اغلبا خواهان تغییردراعلام تقویم انتخابات شد.تقویم انتخابات توسط فضل احمد معنوی روزپنجشنبه گذشته اعلام گردید.رییس کمیسیون انتخابات 16 حمل 1393 را روزبرگزاری انتخابات ریاست جمهوری وشوراهای ولایتی اعلام داشت.این مساله باعث جدالهای زیادی درمحافل خبری وتحلیلی شده است.نمایندگان، اولین اعتراض شان این است که برگزاری همزمان دوانتخابات ریاست جمهوری وشوراهای ولایتی درشانزده حمل 1393 برخلاف قانون اساسی می باشد وکمیسیون باید این تاریخ را تغییر دهد.انتخاب شوراهای ولایتی یک سال پیش ازانتخابت ریاست جمهوری برگزارمی شود. اعلام همزمان ازنظراعضای پارلمان برخلاف قانون اساسی است.
شانزده حمل ازنظربرخی احزاب نیزمورد تایید نیست.استدلال آنها این است که دراین زمان حق مدنی مردم ضایع می گردد.مردم دراوج سرمای زمستان قادربه شرکت درانتخابات نیست.آنها استدلال می کنند که درولایات بامیان،دایکندی،غور،میدان وردک،بخشهای ازولایت غزنی ولایت بدخشان وبرخی ازنواحی کوهستانی شمال کشور،امکان برگزاری انتخابات وجود ندارد.گذشته اززمان برگزاری انتخابات که درشانزده حمل 1393 اعلام شده است.زمان مبارزات انتخاباتی سراسرباماه های زمستان روبرو است.مخالفان تقویم اعلام شده انتخابات می گویند: دراین زمانهای سرد زمستان هیچ کسی ازکاندیدها،توان کمپین ومبارزه انتخاباتی را ندارند.دربرخی ازمناطق برف وسرما درحدی است که گشت گذارامرناممکن است.برخی احزاب سیاسی مخالف حکومت، بصورت بدبینانه ای، اظهارداشته است که رییس جمهورکرزی وکمیسیون متاثرازسیاست های حکومت، عمدا این کاررا کرده است هدف شان این است که مردم دراین ولایات نتوانند درانتخابات شرکت نمایند.آنها می گویند که رییس جمهور دراین ولایات فاقد رای هست ومخالفان رییس جمهوربشترین آراء شان ازهمین ولایات می باشند.کمیسیون وابسته به سیاست های حکومت با اعلام انتخابات درزمستان خواسته است که کاندیدان مخالف تیم حاکم را ازبرنده شدن محروم نماید. با این وصف انتخابات به لحاظ زمانی وشرایط اقلیمی کلاف سردرگم شده است.
کمیسیون مستقل انتخابات ،عمده ترین مستنداتش درامربرگزاری انتخابات در16 حمل دومساله است یکی اینکه بودجه کافی برای برگزاری انتخابات دردوزمان متفاوت ندارد واین کاری بسیارسختی است که دردوسال پشت سرهم بتوانیم انتخابات برگزارنماییم به همین دلیل است که آنها نخ سردرگم رادربرگزاری انتخابات هم زمان ،یافته اند وگفته که درشانزده حمل 1393 می شود هردو انتخابات ریاست جمهوری وشوراهای ولایتی را برگزارکرد.کمیسیون، نص صریح قانون اساسی ماده 61 را ،مبنای استدلال شان قرارداده وگفته است که درقانون آمده که شانزدهم حمل 93 روزبرگزاری انتخابات است وسه پیش ازآن کاندیداها می توانند مبارزه انتخاباتی داشته باشند ودراول جوزا مراسم انتقال قدرت صورت می گیرد وپیش ازآن پروسه ای بررسی شکایات ودیگرتسهیلات،عملیاتی واجرایی می شود. روزاول جوزا 1393 با ید انتقال قدرت به رییس جمهورمنتخب،انجام شود.استدلال کمیسیون مورد قبول پارلمان کشوروعده ازاحزاب سیاسی نیست وآنها را قانع نساخته است.عمده ترین مساله برای احزاب سیاسی محروم شدن مردم ازحق شان می باشند ودیگراینکه این برچسپ وبد گمان به تیم حاکم وارد شده که می خواهد رقبای سیاسی اش را درانتخابات شکست دهد. زیرا خودشان دراین مناطق رای کافی ندارد.
نکته ای دیگری که آنها روی آن تاکید دارند این است که تیم حاکم ازطریق والیها،ولسوالها،قومندانهای امنیه ودیگرتسهیلات حکومتی، می تواند دراوج سرمای زمستان برای خود کمپین نماید تنها ضربه وخساره که می بیند کاندیداهای مخالف تیم حاکم اند.کمیسیون مستقل انتخابات بن بست وسردرگمی را درارجاع به قانون اساسی دانسته ودیگراینکه گفته است برگزاری همزمان انتخابات به دلیل نداشتن امکانات وشرایط امنیتی است.دراین خصوص اختلافات دربین احزاب سیاسی طرف دارحکومت ومخالفین حکومت نیزبوجود می یاید.عده ای ازاحزاب این استدلال را دارند که اعلام تقویم انتخابات کاری درستی است زیرا این خطرکه حکومت نیت برگزاری انتخابات را ندارد برطرف می کند آنها می گویند: مهم برگزاری انتخابات است. اگرچنانچه با تقویم انتخابات مخالفت شودممکن است اصلا انتخاباتی برگزارنشود وحکومت آن را بهانه قرارداده واصلا مساله انتخابات را لغونماید.گذشته ازمشکل قانونی استدلالهای دیگری مطرح می شود که ممکن است طالبان با حمله های بهاری وتابستانی خود موجب کشتارمردم شوند وخون های زیادی برای انتخابات درفصول دیگر ازسال ریخته شود.آنها ترجیح می دهند که انتخابات علیرغم چالشهای اقلیمی درموقع وزمان اعلام شده برگزارشود.
عده ای دیگرراه حل کلاف سردرگم را ،درقانون انتخابات می دانند آنها می گویند که قانون انتخابات می تواند مکان خوبی برای بحثها وگنجاندن نقطه نظرات همه باشد درقانون انتخابات شرایط اقلیمی مورد بحث قرارگرفته وهمین طورمی تواند زمان انتخابات را درماه های مناسب سال اعلام داشت.قانون انتخابات پس ازقانون اساسی، مهم ترین قانون دانسته شده درقانون انتخابات امکان تغییرات درتقویم انتخابات ممکن است.قانون انتخابات درحال حاضردروزارت عدلیه است واین وزارت ملاحظلات احزاب وگروهای مدنی را درمورد سیستم انتخابات،نادیده گرفته است.قانون انتخابات یکی ازپرتنش ترین متن مورد منازعه حکومت با احزاب سیاسی وگروهای مدنی است.حکومت درمورد قانون، تکیه برسیستم سی ان تی وی دارد که دراین صورت حق احزاب درانتخابات بکلی نادیده گرفته می شود واین مساله مورد قبول احزاب وگروهای جامعه مدنی نیست.سیستم پی آر درافغانستان مشکلات خاص خود را دارد.طرح احزاب وگروهای مدنی این است که قانون انتخابات با نظام مختلط وگرفته شده ازدوسیستم پی آر وسی. ان. تی .وی ،ساخته شود.احزاب وگروهای مدنی مسوده ای رابراساس نظام مختلط به وزارت عدلیه فرستاده اند اما وزارت عدلیه ظاهرا بخشهای مربوط به سیستم مختلط را برداشته وبجای آن تاکید به سیستم اس این تی وی دارد.رای واحد غیرقابل انتقال واکثریتی،قانون مورد نظرحکومت است.نظام مختلط ،سی این تی وپی اردرواقع، سه نوع طرحی است که درنظام انتخاباتی مطرح شده است.
احزاب وگروهای مدنی بیست روزپیش درهتل سرینا ،تاکید براصول وشرایط عادلانه انتخابات داشت.آنها معتقد هستندکه بهترین ومناسب ترین قانون، همان نظام مختلط است.نخ سردرگم درطرح مختلط قانون انتخابات قابل شناسی است.موضوعات دیگری قابل مناقشه که تبدیل به جدال سردرگم شده است، مساله نظارت ازانتخابات،کارتهای الکترونیک، مساله گزینش کمیشنرها وقانون تشکیل وصلاحیت کمیسیون مستقل انتخابات می باشد اینها ازموضوعات لاینحل انتخابات تابحال شناخته شده است ودرحال حاضرچالشهای کلان درمسیربرگزاری انتخابات امورفوق می باشد.تفاوت نظر درقانون انتخابات وجود دارد راه حل ازسوی احزاب سیاسی همان نظام مختلط برگرفته شده ازدوسیستم دانسته شده است درمورد کارتهای انتخاباتی،طرح وپیشنهاد احزاب،ارایه کارتهای بدیل است. کارت الیکترونیک برای واجدین شرایط و تهیه لیست ازواجدین شرایط،راه حل احزاب وگروهای مدنی باحمایت ملل متحد اعلام شده اند.نظارت ملی وبین المللی ازعمده ترین خواسته های احزاب وگروهای مدنی درپروسه انتخابات ذکرشده است.انتخابات شفاف درکنارمسایل امنیتی،جدی ترین گفتگوهای سیاسی درجامعه است.تحلیل گران سیاسی کشوراعتقاد دارند که ثبات واستقرارامنیت پس ازسال دوهزارچهارده ،بسته گی ارگانیک به انتخابات دارد.انتخابات شفاف می تواند نظام سیاسی را، مشروعیت ملی وبین المللی ببخشد واین مساله ضامن بقاء وثبات سیاسی درکشورمی شود.حکومت مشروع ومنتخب با انتخابات شفاف، بدون تردید مورد حمایت ملی وبین المللی قرارمی گیرد. دراین صورت کمکهای جامعه جهانی به افغانستان ادامه می یابد.مردم ازحکومت برگزیده شان با تمام وجود حمایت می کند.طالبان دربرابرنظام مشروع باحمایت ملی وبین المللی ناکام می ماند.
شکست طالبان بستگی به برگزارانتخابات موفق درافغانستان دارد به همین دلیل است که تاکید می شود که گره های کورانتخابات باید گشوده شود حکومت دربرگزاری انتخابات شفاف ،جدی، مسئولانه ومتعهدانه عمل نماید وحلقه های کور،را که خود بافته است، بازنماید.انتخابات با قانون مصوب،همراه بانظارت ملی وبین المللی وبی طرفی نهاد های دولتی،وبا خشکاندن منابع جعل وتقلب برگزارشود.کارتها یکی ازمنابع تخلفات انتخاباتی است که باید تبدیل به آلترناتیف های مناسب گردد.سری نخهای گم شده درامرانتخابات قابل درک وشناسایی است وبخش عمده آن برمی گردد به همکاری حکومت با احزاب ونهاد های مدنی وجامعه بین المللی.
دخترها به جای سلاحها
اسماعیل خان دریک سخنرانی تحقیرآمیزدرهرات گفت:ناتو،توپ،تانگ وسلاحهای مان را گرفت وبجای آن دختران شان ازآمریکا،هلند،انگلیس آلمان درجنگ با طالبان آمدند ویاسربازان سیاه پست وسفید پست درافغانستان فرستاد ودرنتیجه شکست خورد.مضمون سخنان اسماعیل خان وزیرانرژی وآب افغانستان،درشهرهرات قابل تامل است.ایشان دراین سخنرانی تاکید می کند که درهماهنگی با رییس جمهور کشور،مجاهدین درجنگ با طالبان،سازماندهی می شوند. امیراسماعیل خان فرمانده مشهورجهاد وامیرحوزه جنوب غرب درزمان حکومت مجاهدان ،به شدت به نیروهای بین المللی حمله کرد وعملکرد آنها رادرافغانستان،ناکام بررسی کرد.سازمان دهی مجدد نیروهای مجاهدین،دردوبعد قابل بررسی است.
برخی آگاهان به این باوراند که اظهارات امیراسماعیل خان،احیا قدرت نظامی گذشته ای خودش درهرات است.ایشان درگذشته قدرت بلامنازع درحوزه جنوب غرب داشت.اسماعیل خان دارای قدرت فوق العاده درشش ولایت جنوب غرب بود.آقای خلیل زاد سفیرآمریکا با مهارت خاصی وی را ازقدرت کنارزد وبه کابل آورد.درابتداء سال 2002 سید محمد خیرخواه به جای اسماعیل خان والی هرات تعیین شد.مخالفانش می گویند : امیرحوزه جنوب غرب درفکربازگشت به اقتدارپیشین خود می باشد.منتقدان امیر با بد بینی زیادی درمورد اظهارات اخیروی سخن می گویند آنها معتقد هستند که امیرسخنان حقی را که بازگشت مجاهدین به قدرت باشد را بمنظورباطلی ایراد کرده است. هدف اسماعیل خان خودش وقدرت ازدست رفته خودش درحوزه جنوب غرب بخصوص ولایت هرات می باشد.اسماعیل خان درحال حاضرمی بیند که مخالفان وی قدرت رادرولایت هرات دردست گرفته اند.انگیزه های اسماعیل خان، هرچه باشد به هرصورت فازتازه ای را دربعد نظامی وامنیتی می تواند بگشاید.آگاهان امورامنیتی معتقد هستند که بازگشت مجاهدین باید درقالب اردو وپولیس کشور،سازماندهی شود. مجاهدین بصورت قدرت موازی وبا ساختارهای جدایی ازنظام اردو وپولیس کاری درستی نیست.مخالفان بازگشت مجاهدین می گویند :البته گذشته مجاهدین نشان می دهند که آنها به زودترین فرصت ،وارد رقابتهای خطرناکی سیاسی شده وبه این صورت جنگهای گروهی دهه نود توسط شان، را ه انداخته می شود.زیرا درافغانستان همه اجزاب جهادی به یک نحوی طرف دارانی دارند تنها یک گروه نمی تواند مسلح ودیگران خلع سلاح باشد.بگفته ای اسماعیل خان که حالا دختران سرباز خارجی شکست خورده وازافغانستان خارج می شوند،جانشین آنها همه گروهای مجاهدین خواهند بود این مساله درنهایت امرمنجربه جنگهای داخلی می گردد سازماندهی مجزای وموازی مجاهدین مساله نادرستی است.
صورت دوم قضیه این است که مجاهدین درقالب اردو وپولیس سازمان دهی شوند نظام اردو وپولیس با حضورمجدد مجاهدین، تقویت گردد این مساله دارای اهمیت زیادی می تواند باشد زیرا اگرفرماند هان ورهبران جهادی درمعرفی افراد درساختاراردو وپولیس نقش داشته باشند دراین صورت ضمانتهای زیادی ازجلوگیری نفوذ طالبان،خلق می شود.مشکل اساسی درحال حاضرانزوا وفاصله رهبران جهادی ازمعرفی مجاهدین شان دراردوی وپولیس کشوراست.این سیاست غرب وناتوسخت اشتباه ومغرضانه بود که نیروهای جهادی را ازصحنه دورساخت.آنها وحکومت افغانستان ازجوانان افغانستان،سربازونیرجلب وجذب کرده اند.352 هزارنیروی امنیتی افغانستان ازهمین آب وخاک هستند این نیروها با معیارهای غلط گزینش ووارد ارتش وپولیس شده اند.درحالیکه درافغانستان وابستگیهای زیادی وجود دارد که سلامت یک سربازرا درنظام اردو، ضمانت می کند.سربازوپولیس باید ضامن داشته باشند.فرماندهان مجاهدین می توانستند بهترین ضامن سلامتی اردو باشند.آنها مجاهدین را دورکرد ودرشرایط حاضرگرفتارنفوذیهای طالبان شده اند.حمله های سبزبرآبی،بزرگترین چالش نیروهای امنیتی گردیده اند.سبزها را طالبان وشبکه های تروریستی واستخباراتی درارتش واردو فرستاده اند .
مجاهدین که نظام سیاسی کشوررا قبول کردند وبرای آن همه سلاحهای شان را به زمین گذاشتند،آنها هرگزافرادی ازنوع طالبان را به ارتش وپولیس معرفی نمی کردند.مجاهدین را ازصحنه خارج کردند وحال طالبان نیروهای نفوذی وتروریستهای شان را ،وارد ارتش وپولیس کرده اند.بزرگترین چالش را درحال حاضرحمله های سبزبرآبی ویا حمله های خودی ویا ازنوع حمله های آبی برآبی،ایجاد کرده است.حمله آبی برآبی ربطی به نیروهای امنیتی ندارد وبسیارکم اتفاق افتاده که خارجیها بین خود درگیرشوند اما حمله های سبزبرابی ویا حمله های خودی،کارشبکه های تروریستی می باشد.امروزچهارسربازدرولایت هلمند درولسوالی گرشک درجا کشته شد.افرادی که شفت را عوض می کردند به سربازان که وقت گزمه داری شان تمام شده آتش می گشایند وجان چهارنفرازهمکاران را می گیرند. محمد توریالی رییس پولیس می گوید: همه این هشت نفرتازه به اردو،جذب شده بود.چهارنفرهنگام ورود به محل گزمه داری به چهارنفردیگرکه وقت پهره داری شان تمام شده بود،حمله می کنند وهمه رادرجا می کشند وخود ازمحل می گریزند که تاهنوزدستگیرنشده اند.یک ماه پیش ازاین درولایت هلمند یک آشپزهمراه یک افسر،موجب کشته شدن تعداد دیگری ازهمکارن شان می شوند وقرارگاه توسط طالبان به کلی به آتش کشیده وسلاحها را با خود می برند.سازماندهی آشپزوافسردرقرارگاه نظامی توسط طالبان، صورت گرفت.گفته می شود هزاران نفرنفوذیهای طالب دردرون نیروهای امنیتی نفوذ کرده اند وحمله های خودی وحمله های سبزبرآبی را سازماندهی می کنند.بحران عجیبی را دردرون نیروی های نظامی وامنیتی ایجاد کرده اند.حمله سبزبرابی،مناسبات مربیان خارجی را با سربازان داخلی قطع کرده اند اعتماد بکلی ازبین رفته است. تابحال بیش از57 مربی خارجی توسط نفوذیهای طالب کشته شده اند.مرگ مربیان خارجی،ضربه مهمی به اردو وپولیس افغانستان وارد ساخته است.
گروه تحقیق"سیگار" وابسته به اردوی آمریکا به این نتیجه دست یافته است که پایگاه وتاسیسات آنها پس ازسال 2014 دراختیارنیروهای افغان گذاشته می شود درحالیکه آنها قادربه اداره آن واستفاده درست ازآن نمی تواند باشند.دوازده میلیارد دالرهزینه ساخت پایگاه نظامی درافغانستان شده با رفتن نیروهای خارجی ممکن است همه آن تجهیزات ازکارانداخته شود زیرا سربازان افغانستان توانایی استفاده ازآن ها را ندارند.این حرف را ظاهرعظیمی سخنگوی وزارت دفاع، رد کرده اما کارشناسان نظامی می گویند این تحقیق تاحدی درست است زیرا نیروهای افغانستان آموزشهای لازم را ندیده نظام آموزش بطورکلی بهم خورده وسربازان افغانستان آشنایی با نحوه استفاده ازتجهیزات را ندارند.درکنارفقدان آموزشهای لازم ،مشکل بی سوادی نیزبه آن اضافه شده است.نفوذ طالبان عامل دیگری است که اوضاع را بکلی بهم زده است.اسماعیل خان وزیرآب وانرژی دراصل درست گفته است که آنها سلاحهای مجاهدین را گرفتند وخود شان کاری نتوانیست وشکست خورده وحالا که ازافغانستان خارج می شوند بنابراین باید مجاهدین سازمان دهی شود.
سازماندهی مجاهدین درقالب اردووپولیس امرمعقول است.زیرا انها توانایی مقابله با تروریستها را دارند حضورمجاهدین با معرفی فرماندها جهادی،میزان نفوذ طالبا درارتش وپولیس را کاهش می دهد مجاهدین تروریست وطالب معرفی نمی کنند.اسماعیل خان درسخنرانی خود اشاره داشت که دراین مورد با رییس جمهورافغانستان صحبتهای مفصلی شده است وایشان بازگشت وسازمان دهی مجدد مجاهدین را قبول کرده است.استاد سیاف نیزدرسخنرانی خود درمراسم سالگرد آمرشهید به همین مساله تاکید داشت که یگانه راه مقابله با تروریستها،بازگشت مجاهدین درصحنه نظامی است.البته بازگشت مجاهدین با تجربه دهه ای نود،کابوس جنگهای داخلی رادراذهان تداعی می کند ومردم به شدت نگران تکراردهه نود می باشد بازگشت مجاهدین درقالب اردو وپولیس باید صورت بگیرد دراین صورت هیچ خطری متوجه مردم نمی شود.قیامها ی مردمی علیه طالب نیزباید درقالب اردو وپولیس سازماندهی شود زیرا زیرا قیام های خود سردرنهایت امر،تبدیل به مساله غیرقابل کنتترل می شود.
گفته های امیراسماعیل خان وزیر انرژی وآب درهرات، با درنظرگرفتن شروطی درست است .سازماندهی مجاهدین بصورت موازی ومجزا،امرخطرناک وغیرقابل کنترل است.اما بازگشت مجاهدین درسیستم اردو با ضمانتهای فرماندهان ورهبران مجاهدین،کاری درست است.اسماعیل خان به طعنه وکنایه سخن گفته است برخی اظهارات ایشان را نادرست می دانند آنها می گویند: این شایسته نیست که نیروهای بین المللی مبارزه باتروریزم را درافغانستان،مورد اهانت قرار دهیم وبگوییم آنها سلاحهای مان را گرفت وبجای آن دختران شان را درافغانستان فرستاد که ازما دفاع نمایند وباتروریستها بجنگند که شکست خورد.ادبیات امیرصاحب غیردوستانه وخارج ازادب ونزاکت اداء شده است.مخالفان امیراسماعیل خان می گویند: که هدف ایشان شخصی ورویای بازگشت به قدرت گذشته است ایشان حرفی درست گفته اما اراده ونیت نادرستی دارد.