گروه متعصب، قومی ومذهبی
اگراین شعارطالبان ،زمان تسلط شان برمزارشریف درنیمه دهه نود،درست باشد،ماهیت این گروه را،آشکارمی کند.طالبان درسال1996 درشهرمزارشریف این شعاررا درمورد سرنوشت اقوام افغانستان،سرداده بود،تاجیکها به تاجیکستان،ازبکها به ازبکستان وهزاره ها به گورستان،بروند.من بارها اززبان رهبران سیاسی،تایید این شعاررا شنیده ام.طالبان گرچه نشان داده است که دربعد مذهبی وتطبیق شریعت مورد نظرشان،آشتی ناپذیرهستند.آنها به دلیل اعتقادات فناتیک مذهبی،به شکل بیرحمانه اجرایی شریعت درافغانستان داشته اند.زنان را سنگ ساروتیرباران کرده اند.محاکمه صحرایی داشته اند.دست وپای مردم را بریده اند طالبان امارت شان را اسلامی اعلام کرده بودند.همه این ها دلایلی انکارناپذیر،تمایلات متصلبانه مذهبی طالبان می باشد.
استخبارات پاکستان به دلیل مذهبی واعتقادات مفرط طالبان،ازآنها ابزاری ساخته است که ناسیونالیستها وخوانین پشتون خواه وجدایی طلبان،آن سوی دیورند را نابود کرده اند امروزازجبهه های نیرومند ناسیونالیستهای پتان که زمانی خواب ازچشمان حاکمان پنجابی را درآن سوی دیورند،ربوده بود حالا دیگر خبری ازآن ترس، نیست.طالبان به شدت آنها را سرکوب کرده وخیال مقامات پنجابی تاحدی زیادی راحت شده است.مناسبات طالبان با القاعده نیزدلیل مذهبی واعتقادی درکنار،روابط ومناسبات خانوادگی سران القاعده با طالبان ،داشته است.حضورهزاران جنگجوی خارجی ازبکستان،چچینیها،الغورهای ایالت،مسلمان نشین سینگکیان چین وهزاران شورشی زیردارگریخته کشورهای عربستان سعودی،مصر،لیبی،درکل شمال آفریقا،وخاورمیانه،می تواند دلایلی موجه گرایشان تند روانه مذهبی این گروه باشد.اما همه این ها نمی تواند این حقیقت را که طالبان یگ گروه قومی درداخل کشوراست را،نفی نماید.طالبان دربعد بیرونی خود،سخت مذهبی است وبا همین گرایشات مذهبی،آنها هزاران جنگجوی خارجی را درکنارخود جای داده وسران ورهبران پشتون خواه را درآن سوی دیورند نابود کرده اند.
ولی طالبان درداخل افغانستان،به شدت قومی عمل کرده ومی کنند.آنها به دلیل قومی گفته بود: تاجیکها به تاجیکستان،ازبکها به ازبکستان وهزاره ها به گورستان،بروند. درزمان که طالبان بربخشهای بزرگی ازافغانستان مسلط شدند،رهبران عمده سیاسی اقوام دیگررا ازبین برد.اولین قربانی آنها ،استاد مزاری رهبرحزب وحدت اسلامی افغانستان بود.طالبان تاکنون ده ها رهبر سیاسی را ازدیگراقوام کشته اند.احمد شاه مسعود فرمانده بزرگ جهاد ومقاومت،استاد برهان الدین ربانی رهبرجمعیت اسلامی،ازدیگر قربانیان گروه طالبان ،بوده اند.طالبان به دلیل ماهیت مذهبی ونفرت ازکمونیستها وبه دلایلی دیگراستخباراتی،نجیب الله رییس جمهورکمونیست افغانستان را هم کشت. آگاهان، مساله کشتن نجیب الله را به آن صورت فجیع، بادلایلی استخباراتی ومذهبی،توجیه کرده اند.طالبان همان گونه که گفتم بدون شک تعصبات وحشتناک مذهبی دارند اما کشتن رهبران سیاسی افغانستان با استدلالهای تباری سازگارتراست.ایتلاف هفت گانه هفت رهبرعمده سیاسی درزمان اشغال افغانستان داشت.ازمیان آنها تنها استادربانی توسط طالبان کشته می شود.حکمتیارکه دست رسی طالبان به وی خیلی آسان وطبیعی است، می بینیم درجوارشبکه طالبان دوشادوش درخفا واستتار،مهندسی شده ای استخبارات،قراردارد وهیچ آسیبی ازسوی طالبان به وی نرسیده است. ازمیان هفت رهبرسیاسی تنها،استاد ربانی ترور می شود.استاد مزاری واحمد شاه مسعود ازدیگررهبران هستند که به دلیل قومی ،توسط طالبان کشته می شوند.فرماند هان که تاکنون کشته شده اند،عمدتا فرماند هان تاثیرگذارازسایراقوام افغانستان بوده اند.
ازسطح رهبران که بوسیله گروه طالبان ترورشده اند،درسطوح دیگرجامعه، نگاهی داشته باشیم ،بازهم کشتارهای وسیع طالبان را به دلیل تباری شاهد هستیم.البته درسالهای اخیر،وجه گرایشات طالبان بسوی تباری،بشترشده است.این هم دلیل دارد.استخبارات همسایه،همواره این ذهنیت را القاء کرده است که گروه طالبان،یک جریان ایدلوژیک وابسته به القاعده نیست.طالبان یگ گروه قومی هستند که برای تصاحب وبد ست گرفتن قدرت درافغانستان می جنگند.درحال حاضراین ایده که طالبان گروه قومی بخاطرگرفتن قدرت درافغانستان،مبارزه می کند،ازهرزمانی بشترتقویت شده است.کشتارهای گسترده ای طالبان درسطح کشور،قابل بررسی وتامل است ونشان می دهد که این گروه با بیرحمی زیاد تری به دلیل قومی وتباری عمل کرده اند. تنها درسالجاری ودرمدت کم ترازچهارماه،بیست سه نفرازمسافران مربوط به مردم هزاره ازماشین پیاده کرده وسربریده اند.این جنایت عمدتا درمسیرمیدان وبامیان،روی داده است.طالبان خود به پیامد این کشتارمعترف شده وطی اعلامیه ای گفته اند که کشتارمسافران هزاره دلایلی قومی ومذهبی ندارد وما آنها را به دلیل سیاسی،کشته ایم.تردیدی نیست که درسراسرافغانستان هرروز،هزاران مسافر،جابجا، می شوند وهمه به دلیل فقرازماشینهای مسافربری استفاده می کنند ولی هرگزشنیده نشده است که طالبان مسافرانی ازقبایل متعلق به خود شان را ،سربریده باشند.شما کم ترمواردی را دراخبارمی خوانید که طالبان درمسیرهای جنوب وشرق افغانستان،مسافران را ازماشین پیاده کرده وآنها را گردن زده باشند اما این عمل درمورد مسافران مردم هزاره بارها تکرارشده است.
درروزجمعه اول عید قربان،طالبان پنج مسافرمربوط به مردم هزاره را درراه قندهارکابل،ازماشین پیاده وآنها را گردن زده اند وبرخی را هم با مرمی به صورت شان کشته اند.این جنایت درمنطقه ای اندر،روی داده است ومسافران ازقندهارطرف کابل به دلیل بازدید ازخانواده های شان،می آمدن.گزارشها این را، نشان می دهد که طالبان ازداخل ماشین تنها پنج مسافرهزاره گی را پیاده وآنها را درحضوردیگرمسافران،گردن زده اند.طالبان درمنطقه ای جلیزبارها این نوع جنایت را انجام داده اند وتاحالا بیست سه نفرمسافرازولایت مرکزی،توسط طالبان درمنطقه ای جلریز،به وضع دردناکی کشته شده اند واغلب قربانیان شان را گردن زده اند.سال گذشته درحرم وزیارتگاه ابوالفضل درکابل ده ها انسان عزاداررا کشتند.گروه بنام جهنگوی پاکستانی مسئولیت این جنایت رابدوش گرفت.گروه جهنگوی درپاکستان آدم می کشد واین گروه درافغانستان اصلا وجود ندارد. آگاهان مسایل معتقد هستند که جنایت روزعاشورا، کارگروه طالبان بود منتهی به دلیل فضاحت بیش ازحد آن،به گروه جهنگوی نسبت داده شد.درسال 2006 نیزانفجاربزرگی دربغلان، جان ده ها انسان را گرفت که درمیان آنها سید مصطفی کاظمی با تعدادازوکلاء مردم نیزشهید شد.
تحلیل گران می گویند : جنایت هول ناک دسامبر سال گذشته درزیارتگاه ابوالفضل،دلایلی مذهبی وقومی داشت.وهمین گونه انفجاربغلان با دلایلی تباری انجام شد.کشتارهولناک درشهرزرنج دربیست هفتم ماه مبارک رمضان،تکان دهنده بود وطالبان مسئول این جنایت شناخته شده اند.زرنج درمنتهی الیه ولایت نیمروز نزدیک به مرزایران،ساکنانش عمدتا ازاهالی بلوچ است گفته شده است که تروریستها،تابعیت ایرانی داشته ولی ماهیت این جنایت نشان ازحمله ها وانتقام گیری قومی را نشان می دهد.قبول کردن این مساله شاید کمی سخت باشد اما تردیدی نیست که این همه انفجارات مرگباردرشهرهای مثل فاریاب،زرنج،کابل ودرمناطق وجاهای معین،باید دلایلی داشته باشد.ممکن است استدلال دیگری شود که این کشتارها،انگیزه های سیاسی دارد وهیچ دلیل دیگری درآن نیست ولی باید گفت ،دلایلی بسیارقوی وجود دارد که این جنایات انگیزه های تباری دارد.پاسخ دادن به این سئوال خیلی سخت است که چرا مسافرین ،بیگناه ترین مردم ازمردم هزاره انتخاب می شود وطالبان گردن آنها را می زنند.مگرتنها هزاره متهم هستند که ماموران حکومت ویادرشرکتهای امنیتی کارمی کنند.نسبت مامورین مردم هزاره درحکومت ودرشرکتهای خارجی کم تر وکم ترین نسبت به سایراقوام ساکن درکشوراست. آیا به حال شنیده اید که مسافران درمسیرراه های جلال اباد،قندهارغزنی ومیدان وردک به جزازمسافران مردم هزاره ،گردن زده شده باشند.کسی چنین اخباری را منتشرنکرده است.
درولایت فاریاب درمسجد عید گاه ده ها انسان،به خاک وخون کشیده می شود چرا؟ دلیل مساله به نظرخیلی واضح است طالبان دراستراتژی بومی خود می دانند که چه باید بکنند.آنها به شدت روی به جنایتهای تباری آورده وبه همین دلیل مرتکب آن می شوند.ابعاد این جنایت درسالهای اخیربشترشده است.طالبان مخالفان سیاسی خود را می کشند دراین شکی نیست ولی مخالفان سیاسی طالبان تنها مزاری،مسعود واستاد ربانی باید باشد.کسی نمی تواند نشان دهد که یک نفرازرهبران سیاسی اتحاد هفگانه ،توسط طالبان به جزاستاد ربانی ترورشده باشد وازرهبران جامعه هزاره وشیعه استاد مزاری را به شهادت می رساند اما حکمتیاردرجوارطالبان مبارزات زیرزمینی وچریکی را،هدایت می کند.کشتارهای هولناک زرنج وفاریاب وکابل،دلایلی قومی درجنگ طالبان دارد تا دلایلی دیگر.طالبان گروه قومی ومذهبی بسیارمتعصب هستند آنها همان گونه که دراعتقادات خود انعطاف ناپذیرمی باشند دررفتارتباری خود نیزسخت،متصلب اند آنها ثابت کرده اند که درافغانستان به جزحاکمیت تباری به هیچ تباروقبیله ای دیگر،اعتمادی ندارند.
شاید خوش کسی ازتحلیل نیاید اما طالبان باندازه ای قبیله گرا هستند که درمکالمات شان اززبان دری هزگز،استفاده نمی کنند.آنها به دلیل حاکمیت تباری درافغانستان، اعتماد به هیچ قومی ندارند.طالبان دراستراژی خود،را هی را برگزیده اند که بعدازاین بشترین قربانیان شان ازدیگراقوام وملیتها باشند.آنها مصمم اند که ابعاد انتحاروانفجارهارادرشمال ومرکزودرغرب کشور،سازماندهی نمایند.کشتارمیمنه نه اغازکارونه پایان این استراتژی است.طالبان سخت می کوشند که هم سلطه قومی وهم تطبییق شریعت شان را بالای دیگران،تحمیل نمایند.طالبان بدون شک یک گروه متعصب مذهبی وقومی باشاخصه وابستگی وغلامی به استخبارات خارجی هست.
اززیارتگاه تا مسجد عیدگاه
دومکان مقدس یکی درکابل ودیگری درمیمنه ،مرکزولایت فاریا ب،باخون صدها انسان مسلمان درفاصله یک سال، رنگین شد. روزاول عید قربان درمیمنه با قتل عام و ریزش خون ده ها انسان درمسجد عیدگاه ،آغاز شد. تروریست طالب با پوشیدن لباس پولیس،بمب بسته درکمرش را منفجرکرد .حاصل این جنایت تا حال، 41 انسان شهید وبیش ازپنجاه نفرزخمی گزارش شده است. انفجارفاریاب همانند انفجارزیارتگاه ابوالفضل ،تکان دهنده وهول انگیزبود.تروریستهای طالب،حرمتی برای جان مردم وزیارتگاه ابوالفضل دردسامبر2011 نگذاشت ودرظهرعاشورا،باانفجارمهیب،هشتاد زایروعزادارعاشورای حسینی را شهید وبیش ازصدنفر را زخمی کرد. ماتم زیارتگاه ابوالفضل در دسامبر2011 مطابق با دهم محرم الحرام،تراژدی غم انگیزی بود.
تصاویرنشرشده ازصحنه انفجار،هول انگیزورعب آوروبعنوان اوج تراژدی ،تبدیل به تصویرسال وعکاس آن، آقای حسینی،مستحق جایزه شد.صحنه خونین زیارتگاه، سیمایی دختری را با پیراهن خون آلود سبزرنگ ،درمیانه ای انبوه جنازه های انسان،نشان می داد.جنازه های زنان واطفال ومردان عزادار بصورت دایره اطراف وی راگرفته بود. این دخترچنان فریاد می زند که ازل وابد هستی را به لرزه درمی آورد.تصویرظهرعاشورای حسینی،واقعا تکان دهنده است.تصویردیگری ازعایشه بانوی که گوش وبینی اش بریده شد،نیزهول انگیزونمایش کامل قساوت وبیرحمی عامل را نشان می داد.عامل جنایت شوهر عایشه بافتوای طالب،مرتکب بریدن بینی وگوش این زن جوان می شود. این تصویرنیزابعاد گسترده جهانی داشت.مجله تایمز آن را درصفحه اول ودرروی جلد ش،گذاشت.نگاه به صورت عایشه،اوج بیرحمی تبهکار،را نشان می داد وصحنه انفجارامروز درمسجد عیدگاه ،رقت انگیزوغیرقابل رویت بود دوربین ها، ازنمایش کامل آن شرم داشت.ده ها انسان درخانه خدا،با اداء نمازوراز نیاز،توسط تروریست طالب،با لباسهای عیدی شان،به خاک وخون کشیده می شود. درمیان قربانیان امروزاطفال،سربازان که به دیدن خانواده های شان ازجاهای دورونزدیک کشور، مرخصی گرفته بودن و مقامات محلی وده ها انسان دیگر،دیده می شد.
مقامات تا این لحظه تعداد تلفات انفجارامروزرا 41 نفروپنجاه نفرزخمی اعلام کرده اند.مقامات بیمارستان حال تعدادزیادی ازمجروحان را،خطرناک دانسته اند واحتمال تلفات هرلحظه بشتروبشترمی شود.رییس جمهورکرزی این جنایت رابه شدت محکوم کرد وگفت کاردشمنان افغانستان،برضد اسلام وانسانیت است.ایشان دریک مورد ازتروریستها خواست که مردم را نکشند،به بیمارستانها،مکاتب ومساجد حمله نکنند.رییس جمهورکرزی درحادثه زرنج دربیست هفتم ماه رمضان،نیزهمین خواسته ها را ازطالبان داشت. ایشان درمراسم عزاداران زرنج گفت : برادران طالب اگرشما این کارها را نکرده اید صدای تان را بلند کنید والانام تان بد می شود.امروزرییس جمهور،جنایت میمنه وکشتارمسلمانان نمازگزار عید قربان را منسوب به دشمنان افغانستان دانست.مشکل رییس جمهورکرزی این است که تروریستها را نام نمی برد درحالیکه امروزمقامات پولیس فاریاب گفتند: جنایت امروز،انتقام گیری گروه طالبان بود.چند روزپیش یک دسته ازطالبان ووالی نام نهاد آنها درجنگ با نیروهای امنیتی کشته شد وامروزطالبان ازمردم ،انتقام گرفت.عبدالخالق رییس پولیس فاریاب ومحمدزی سخنگوی پولیس ،مسئول قتل عام امروزفاریاب، مسجد عیدگاه را طالبان دانسته اند اما رییس جمهورمی گوید: دشمنان مردم افغانستان ،اعمالی رامرتکب شده اند که برخلاف اسلام وانسانیت است.درشهرزرنج که بیش از34 کشته وده ها نفرزخمی گردید،ادبیات رییس جمهوراین بود که طالبان باید صدای شان رابلند نمایند زیرا که نام شان بد می شوند.
ملاعمررهبریک چشم طالبان درپیام عید قربان دریک مورد خطاب به سربازانش گفت: درعملیات تان سعی ودقت نمایید که به مردم ملکی وبیگناه آسیب وارد نکنید. این پیام ملاعمردیروزصادرشد اما امروز درمسجد عید گاه میمنه، ده ها انسان بیگناه،نمازگذارومظلوم را به خاک وخون کشید وخانه خدارا با خون بندگانش مملوی ازخون ساخت.عده ای می گویند : ملاعمری، اصولا نباید زنده ورهبرطالبان باشد.ملاعمر، نامی دروغینی است که با آن استخبارات ،بازی می کند وطالبان با آن نام آدم می کشند.ملاعمری نیست والا تا این حد بی اعتنایی به او وبه خواسته های وی،باورکرده نی نیست.برخی ازفرط ناراحتی حوادث مرگبارامروزفاریاب گفته اند: ملاعمریهودی است که بنام اسلام ظاهرشده وی اعتقادی به دین وآیین اسلام ندارد.فرمان ملاعمر،فرمان خون وآتش است وی هرآنچه گفته برعکس ان عمل شده یعنی اینکه وی یک منافق است. گفته های وی با عملکردش یکی نیست.وی درشعارازحرمت جان مسلمانهای افغان،سخن می گوید اما درعمل خون مسلمانها را درخانه خدا می ریزد.کشتارامروز هرگزوهرگزقابل توجیه نیست چنانچه جنایت ظهرعاشورای حسینی،امکان توجیه ندارد.80 نفردرظهرعاشورا کشته و100 نفرزخمی ومعلول گردید.گروهی بنام جهنگوی مسئولیت کشتارظهرعاشورا به دوش گرفت.سخن گویی این جماعت تبهکار،بنام ابوبکرصدیق با رسانه ها، جنایت ظهرعاشورا به عهده گرفت وسه روزبعد کسی بنام علی شیرخدا گفت : که شاخه ای افغانی گروه جهنگوی درزابل ،مسئول انفجار روزعاشورا به عهده می گیرد.علی شیرخدا،نام خلیفه چهارم ،ابوبکرصدیق نام خلیفه اول مسلمانها،مورد سوء استفاده قرارمی گیرد.جنایتکاران طالب،ازدین وآیین اسلام وازنام خلفای راشدین،برای توجیه جنایت های شان،این چنین سوء استفاده کرده اند.
استاد سیاف درسخنرانهایش ماهیت این گروه را بدرستی شناخته وافشاکرده است وی تاکید دارد انتحاری که بمب درکمرخود بسته ومسلمانان رامی کشد،خود غرق درعذاب الهی وجایگایش قعرجنهم است وی ده ها حدیث برای حرمت انتحار درمراسم سالگرد آمرصاحب،خواند استاد سیاف گفت : بخدا سوگند،مفتی که فتوای انتحارصادرکرده،خودش به آن اعتقاد ندارد وانتحار را حرام می داند.امام مکه امروزدرخطبه های عید درکعبه معظمه اعلام داشت که انتحاردراسلام حرام وجایگاه انتحاری درجهنم است.با این همه استدلالهای دینی ،بازهم می بینیم که طالبان هرروزانتحاری می فرستند وجان انسانهای مظلوم وبیگناه را می گیرند.طالبان با این رفتارها،گورخود رادرافغانستان کنده اند.آنها برای مردم افغانستان،یک جریان اعتقادی وسیاسی نیست.آنها ازنظرمردم افغانستان آدم کش وتروریست هستند.عمل شنیع امروزطالبان درفاریاب آن قدربازتاب منفی ایجاد کرده است که هرکسی با شنیدن خبردرد ناک مسجد عیدگاه،به طالبان لعن ونفرین فرستاد. مردم می دانند که طالبان روزهای شادی وخوشی مردم را همیشه به تلخی مبدل کرده اند به همین دلیل است که طالبان ازدل ودماغ مردم برداشته شده. این گروه درنزد مردم افغانستان گروهی نیست که برای امرسیاست وشریعت مبارزه می کنند.مردم با جنایت امروز،اول عید قربان،دیگرهیچ اهمیتی برا گفته های این گروه قایل نیست.طالبان با این کارها، مرگ سیاسی خود را امضا کرده اند. این گروه دردل وفکرمردم،مرده اند.
خود طالبان هم می دانند که جایگاهی درجامعه افغانستان ندارند.آنها مردم را بمثابه دشمنان خود می بینم وازمردم انتقام می گیرند.مردم هم آنها را دشمنان خود می شمارند.مردم دشمن طالب وطالب دشمن مردم، معادله ریاضی انکارناپذیرشده است برخی می گویند: این کاری خوبی است که مردم، طالبان را دشمنان خود بدانند.طالبان کارهای انجام داده که این دشمنی را ثابت کرده اند.بین طالب ومرد خندق بزرگی کنده شده است.طالب امکان بازگشت ورسیدن به قدرت سیاسی درافغانستان را ندارند. گرچه ملاعمردرپیام خود اشاراتی داشت که درعین جنگ با حکومت افغانستان وقوای بین المللی،مبارزات سیاسی را هم دنبال می کند.کدام مبارزه سیاسی را دنبال می کند.آیا کشتارمردم درمسجد وحرم،مبارزه سیاسی است؟ من دیشب ازیک دوستی که ده سال درکارمطبوعات است ،کامنت را درفیس بوک خواندم که به حیرت افتادم،وی دریادداشت فیسبوکی خود نوشته بود: راهبرد جدید درپیام ملاعمر،روی آوردن به مبارزه سیاسی را چه گونه بررسی می کنید.مضمون نوشته این دوست خبرنگارباسابقه ای ده سال کارمستمرخبرنگاری،مرا به حیرت انداخت. البته سئوالی دیگری درمورد شخصیتی سیاسی دیگری هم داشت که آن بد ترازبرداشت وباورایشان به روی آوردن وکارسیاسی برای ملاعمربود.
حقیقتا بصیرت سیاسی غیراطلاعات سیاسی است این دوست هرچه دارد اما مشکل بصیرت دارد. با یک پیام وچتیات ملاعمرکه حتی بیست چهارساعت هم دوام نیاورد وپیروان وی درمیمنه، قتل عام مردم را راه اندازی کرد،چنان هول گرفته است که ازخوانندگان فیس بوک، سئوال ازروی کرد جدید ومبارزات سیاسی ملاعمررا مطرح می کند.امروز ملاعمردرمسجد عیدگاه فاریاب ،برای ایشان ودیگرخوش باوران بی بصیرت نشان داد که چه گونه مبارزه سیاسی می کند.قتل عام مسلمان امروزدرشهرمیمنه،وکشتارهولناک زیارتگاه ابوالفضل درکابل وجنایت درشهرنیمروزدرماه مبارک رمضان،گردن زدن کودک 12 ساله درقندهار،ذبح مسافران درراه میدان شهروبامیان و..نشان دهنده نیت خبیث،طالبان ورهبرتروریست این گروه است.این گروه برای افغانستان کارنمی کند ودلی هم به مردم افغانستان نبسته است.آنها جاسوسان ومزدوران بیرحم استخبارات بیگانه هستند وبخاطرمقاصد آنها،مردم را درحرم ومسجد ودرکوچه وبازار درمکتب وشفاخانه وهرجای ازاین خاک،می کشند.فاصله زمانی دومکان مقدس، زیارتگاه ومسجد عیدگاه،شاهد،ریزش خونهای زیادی از مسلمانان درطی یک سال، توسط این گروه تبهکاربوده است.
عید را به کی باید تبریک گفت ؟
آیا فردا گرسنگان جامعه می توانند،عید قربان را به پا دارند؟.امشب خبری را شنیدم که یک چهارم مردم افغانستان،درآمدی روزانه شان درحد یک دالراست.رسانه ها،گاهی گزارش می دهند که بالای پنجاه درصد مرد م افغانستان زیرخط فقر،زندگی می کنند.جمعیت افغانستان بنا برآمارتخمینی سی پنج ملیون نفراست،ازاین سی پنج ملیون بالای پنجاه درصد زیرخط فقر،قراردارند.آقای امرالله صالح در"سمینارعلمی غیرمتمرکزسازی"درهتل انترکانتی نانتال،اعلام داشت که ازمجموع سی پنج ملیون انسان،تنها پانصد هزارنفر،زندگی متوسط ویا طبقه ای متوسط را تشکیل می دهند،بقیه مردم درسطوح پایین زندگی دارند.
درمیان جمعیت متوسط پانصد هزارنفری یک گروه بسیاراندکی،ملیونرهای افغانستان درخارج وداخل کشورمی باشند البته پانصد هزارنفر، گروه اجتماعی پول دار،درداخل وخارج کشور،محاسبه شده اند.آقای صالح این رقم را واجد سرمایه درخارج وداخل کشوراعلام داشت.ملیونرهای گروه پانصد هزارنفری،وابسته به طبقات حاکم جامعه هستند که درطی یازده سال گذشته با استفاده ازقدرت،چانسهای بزرگ ثروت ومال اندوزی را تجربه کرده اند.درآمریکا وغرب درسالهای 2011 و2012 جنبشی بنام اشغال خیابانها،ظاهرشد.نام دیگراین جنبش 99 درصد بود،نام 99 درصد اشاره به این مساله است که درجامعه آمریکا 99 درصد مردم گرسنه وفقیرهستند وسرمایه دراختیاریک درصد قراردارد.اعتراضات 99 با مهارتهای یک درصد ونفوذ هولناک آنها درقدرت،باعث ناکامی جنبش 99 درصد، درآمریکا گردید.گرسنگان جامعه براساس ادعا وفلسفه جنبش 99 درصدی بسیاردرناک است واینکه یک درصد،سلطه کامل برامورزندگی مردم داشته باشد.
مردم افغانستان درمقایسه با جامعه غرب،گرسنگان حقیقی بشمارمی روند.ثروت تمام جامعه دراخیتارگروهای اندک مافیایی قراردارد.بین شصت تا هفتاد درصد مردم افغانستان زیرخط فقر زندگی می کنند،یک چهارم مردم درامد درحد یک دالردرروزدارند.جامعه سی پنج ملیونی افغانستان درحال حاضرنزدیک به یک ملیون معتاد دارند.هزاران انسان معلول را اگربه آن اضافه نماییم،ارقام بزرگی ازگرسنگی وفقر درجامعه ، ظاهرمی شود.این اماررسانه ها است اما قرین به واقعیت باید باشد.درکناراین مصیبت های بزرگ ، جنگ ولشکرکشی طالبان را داریم. عوامل ومولفه های گرسنگی درجامعه،عواقب هولناکی ازجرم وجنایت را بدنبا دارد.ادعاهای صورت گرفته است که بخش ازلشکرطالبان را گرسنگان جامعه،ساخته اند.مقامات دولتی نیزگاهی به این مساله اشاره کرده اند که افرادی به دلیل فقر بسوی طالبان روی آورده ولشکرآنها را تقویت کرده اند.این ادعا با توجه به جمعیت بالای پنجاه درصد زیرخط گرسنگی ،می تواند درست باشد.عده ای ازمردم وجوانان بدلیل فقربه جمع طالبان پیوسته باشند.اقتصاد مافیایی درکشور،فاصله های عمیق فقروغنا را توسعه داده است.گروه اندکی،زندگی اکثریت بزرگی جامعه را غارت کرده اند وسبب گرسنگی مردم شده اند. نهصد شصت ملیون دالرازپول مردم را تنها،شانزده نفردراداره کابل بانک خورده اند.شما خواهید پرسید چه گونه وچطوراین اتفاق روی داده است؟ نهصد شصت ملیون دالررا مدیران کابل بانک ،سرقت کرده اند.آنها شانزده نفرهستند البته همه آنها با تفاوت قدرت ومقام،ازکابل بانک برداشت کرده اند.حکومت ووزارت مالیه،بانک تخلیه شده را پرکرده است پول واریز شده ازسوی وزارت مالیه به بانک غارت شده ،متعلق به مردم است به این صورت است که نهصد شصت ملیون دالرازمال مردم توسط گروه شانزده نفری،غارت شده است.
جنبش 99 درصدی آمریکا،چنین استدلالهای برای اعتراضات خیابانی شان دارد.آنها گفته اند که تنها یک درصداست که سرمایه مردم را دراختیاردارد و99 درصد فقیروگرسنه هستند.نهصد شصت ملیون دالرکابل بانک درتصاحب وتصرف شانزده نفرقرارمی گیرد این مبلغ درجامعه فقیرمثل افغانستان،ثروت ملیونها انسان می توانیست باشد.گرسنگان جامعه ما، فردا به استقبال عید قربان می روند.گوشت قربانی حیوانات اگربه گرسنگان جامعه برسد،عید وجشن بزرگی برای آنها وفرزندان گرسنه شان هست.مشاهدات مردم نشان داده است که توزیع گوشت قربانی برای فقراء به آن صورت لازم ، صورت نمی گیرد. مالکان وصاحبان قربانی،اکثرا،گوشت قربانی را توزیع نمی کنند بلکه ذخیره برای روزهای بعد ی شان می کنند.آنها قربانی کرده اند اما نخواسته که گوشت آن دربین فقراء جامعه ،تقسیم شود.فقراء درعید قربان آن چنان موفق به دریافت گوشت قربانی نستند مگراینکه وابسته به قربانی کننده باشد.عید قربان فرصتی خوبی برای رسیدگی به فقراء هست اما مدیریت واخلاق مبارزه با فقرکم است.بارها شنیده ایم که ملیونها راس حیوان درمنا،قربانی می شود گوشت آن به کجا می شود درگذشته عربستان سعودی گوشت را زیرخاک می کردند اما حالا نمی دانم که چه می کند درحالیکه ملیونها انسان مسلمان فقیروبه گوشت محتاج هستند.
فقدان مدیریت واخلاق مبارزه با فقروهمبستگی انسانی ومسلمانی،سبب گردیده که گرسنگان حتی درروزهای عید قربان، محروم ازگوشت قربانی باشند.دوستی می گفت : اگراراده وعواطف انسانی ومسلمانی قوی باشد،روزهای عید، مساجد بهترین مراکزبرای توزیع گوشت حیوانات ذبح شده می تواند باشد.گوشتها درمساجد جمع آوری وبه فقرا محل توزیع شود این کارسختی نیست وی می گفت: ملیونها حیوان ذبح شده "منا" هم امکان توزیع آن به فقراء جهان اسلام ممکن است.یک بخش ازمالیات را به توزیع وارسال گوشت حیوانات اختصاص دهد ویا هرکشوراسلامی گوشت،حیوانات قربانی شده اتباع کشورش را ،به فقرای مردمش منتقل نماید مگرازیک ودوپروازبشتر،هزینه لازم دارد این کارها شدنی است وخیلی ساده وراحت نهادینه می شود درصورتیکه اراده وبرنامه ای برای این کارباشد.روزهای عید وغیرعید برای فقراء، چندان تفاوتی ندارند. فردا ماعید داریم ولی می دانیم هزاران انسان را درهوس پیداکردن یک تکه گوشت قربانی،محروم می کنیم.عید های ما درقالب همین پیام ها است که به هم دیگرتبریک وشاد باش می گوییم این کارخوب است اما خوب ترازآن،برنامه ریزی وتعهد برای مبارزه با گرسنگی است. ما اگرموفق شویم تنها یک روزشکم گرسنه ای را، سیرکرده باشیم ویالباسی وکشفی برای یتیمی وفقیری خریده باشیم، بزرگترین تکلیف انسانی خودرا اداء کرده ایم.هرکس بخود مراجعه کند آیا چنین فکر وبرنامه ای دارد که ازگوشت قربانی،به فقرایی که نمی شناسد،توزیع نماید. خیلی کم اتفاق می افتد که چنین کاری انجام شود.
فردا عید قربان است،تفاوت آشکاررا دررفتارمردم شاهد هستیم اغنیای جامعه رفتارمخصوص بخود را دارند.آنها آن قدرسیرمی خورند وخوب می پوشند وبا ماشینهای خود وخانواده، درشهروخارج ازشهر،جلوه ونمایش می دهند، که نه پرس. روزهای عید روزهای فراموشی اغنیاء به حال فقراء است.کسی درفکرعید عام جامعه نیست عید برای خواص جامعه است.جامعه که یک چهارم جمعیت آن روزانه یک دالرکاسبی ودرامد داشته باشد ویا بالای پنجاه درصد زیرخط فقرزندگی نمایند وصد ها هزارانسان معتاد ودرمانده داشته باشند،چه گونه می تواند عید داشته باشند.فردا عید است اما به حال فقراء وگرسنگان جامعه ،چندان توفیری ندارد.عید برای اغنیاء وبرای خواص جامعه گرفته می شود فردا برای پولداران واقعا عید است.آنها شرایط وتسهیلات بهره گیری ازروزهای رخصتی وتعطیلی عید را دارند وعید می گیرند وکیف لذت شان را می برند اما فقراء با حسرت گرسنگی،فقروحسرت خریدن عروسکی برای کودکش،روزهای شان را می گذرانند.روزهای عید برای فقراء جامعه ،جریحه دارشدن عواطف شان دربرابرزنان وفرزندان شان است اما برای اغنیاء چارچ شدن غرایزوتمایلات شان این تفاوت اندکی نیست.
افغانستان با اماروارقام که ارایه شده یکی ازبد ترین کشورها درفاصله های طبقاتی فقر،غناء است .گروه اندکی زندگی اکثریت را چوروچپاول کرده اند.جنبش 99 درصد حق دارد معترض باشد اما آنها این تفاوت رابا ما دارند که آنها ضمانتهای زنده ماندن را باداشتن برنامه های سوسیال حکومت، دارند اگرکاری نداشته باشد ازگرسنگی نمی میرد زیرا حکومتهای طرف دار یک درصد، بهرحال برنامه ای برای زنده ماندن افراد جامعه اش دارد اما دراین جا چه آیا حکومتها وحکومت افغانستان برای محرومیت زدایی فقروگرسنگی برنامه ای دارند؟ ،هرگز.فردا درجامعه ما تنها اغنیاء عید دارند اما فقراء با حسرت لقمه نانی وتکه گوشتی،روز شان را، می گذراند.عید را به کی باید تبریک گفت واقعا که سخت است.
حمله های خودی غیرخودی
مطلوب از عبارت خودی همان ،حمله های سربازافغان به افغان است وغیرخودی" حمله های سبزبرآبی" یعنی حمله سربازافغان به خارجی.درهردوصورت خودی وغیرخودی، یک مساله جمع شده وآن حمله های تروریستی به نیروهای افغان وخارجی است .ملاعمر درپیام عید قربان،تاکیدات زیادی به هردو نوع حمله خودی وغیرخودی دارد .وی می گوید: نفوذ طالبان دردرون نیروهای افغان وخارجی،تاثیرات زیادی درپیروزی شان داشته است.ملاعمردراین پیام فرمان می دهد که چنین حملات خونبارونامردانه ،شدت داده شود.
آشپز وافسرمزدورطالب درقرارگاه نظامیان ، دوهفته پیش ،اقدام به کشتن سربازان می کنند.اشپزنفوذی طالبان،غذای سربازان اردورا ملوث ومسموم می کند وافسرمزدور،زمینه های هجوم رابرای تروریستهای طالب ،فراهم می کند.سرانجام ماموریت افسروآشپز قرارگاه، منجربه کشته شدن،تعداد سربازان بیگناه به این روش نامردانه درقندهارمی شوند.پس ازحادثه افسرمزدوروخاین دستگیراما آشپزپایگاه، مسئول مسمومیت غذا،ناپدید می شود.اتفاقی که روی داده ازنوع حمله های خودی بوده است. مزدوران طالب درقلب قرارگاه نفوذ کرده وهم وطنان وسربازان خودی را کشته اند.ملاعمربه این نوع عملیات درچرندیات خود،صحه گذاشته است وی درپیام خود تاکید می کند که این گونه عملیات راباید شدت بخشید.کشته شدن دوسربازبریتانیایی درشهرنهرسراج هلمند ازنوع "حمله های سبزبرآبی" بود،مقامات نظامی انگلیس اذعان داشته اند که کشته شدن، یک زن سربازهمراء با یک تن دگر وابسته به نیروی دریایی انگلیس درمنطقه نهرسراج ،ازنوع حمله های "سبزبرابی بود" جزئیات بشتری ازعملیات دیروزوکشته شدن سربازان مردوزن انگلیسی ،داده نشده است اما قدرمسلم اینکه دوسربازیکی زن ودیگری مرد ،دریک عملیات خونین کشته شده اند.مقامات انگلیسی،پیامهای تاثروتاسف شان را به خانواده های دوقربانی عملیات غیرخودی،رسانده اند.مرگ سربازان ناتو درعملیات غیرخودی،مایه نگرانی شدید مقامات ملکی ونظامی غرب شده اند.
یکی ازدلایل خروج شتابان، همین نوع عملیات سبزبرآبی ویا حمله های غیرخودی ،دانسته شده است.ملاعمرخروج شتابان خارجیها را ،نشانه پیروزی شان دانسته وگفته است: درصفوف سربازان خارجی درافغانستان، سراسیمه گی ناشی ازشکست آنها واضح است.بدون شک طالبان واستخبارات،شرایطی سختی را با روشهای حمله های سبزبرآبی برای شان ایجاد کرده اند وهیچ دلیلی محکم ترازحمله های غیرخودی برای خروج شتابان ازافغانستان،وجود ندارد.روش هجوم سبزبرابی، موفق ترین تاکتیک جنگی استخبارات علیه نیروهای خارجی دانسته شده است.درجنگ های پارتیزانی با شرایط کوهستانی افغانستان،همیشه لشکرکشیهای بزرگ،با شکست روبروشده اند.اسکندرمقدونی فاتح عالم،چنگیزخان قهرمان شکست دولتها،ارتش بریتانیانی کبیر،لشکرکشیهای اتحاد جماهیرشوروی وسرانجام نیروهای بین المللی درافغانستان که معترف اند درافغانستان،شکست خورده اند.جغرافیای خشن ،سرمایه زوال ناپذیردرجنگهای پارتیزانی وچریکی برای جنگجویان می باشد.طالبان واستخبارات ،چهل هشت کشورعضو ایساف وناتورا مستاصل ساخته اند.حرف ملاعمرکه خارجیها درحال شکست اند،درست است.خارجیها با خروج شتابان خود درواقع شکست جنگهای پارتیزانی را درافغانستان پذیرفته اند.
اما تقابل چریک با چریک درکوه های افغانستان،مساله دیگری است.طالبان درحال حاضربه همان پیمانه که ازدرگیریهای افغان با افغان می ترسند ازخارجیها نمی ترسند استخبارات خود به این مساله واقف است که شکست چریکهای افغان چه اندازه سخت ودشواراست.این طوری نیست که جنگجویان درافغانستان،تنها طالبان باشند وبس ونه هرگزچنین نیست.درشکست ارتش سرخ طالبان هیچ نقشی نداشت آنها همه درتشکیلات مولوی محمد نبی جمع بودند اما نقش حرکت انقلاب مولوی محمدی نبی محمدی درمقایسه با نقش دیگراحزاب،ناچیزوبی اهمیت بود.جبهه های شمال،غرب ومرکزافغانستان،توانا ترین جبهه های ضد اتحاد جماهیرشوروی،درآن زمان شمرده می شد. ضرب المثل ایرانی درسیاست که همه بچه های زرنگ درشاه عبدالعظیم جمع نشده اند،درمورد افغانستان نیزمصداق دارد، همه جنگجویان درصفوف طالبان جمع نستند. درتقابل نبردهای چریکی هیچ کسی وگروهی،کم نمی آورند.پس طالبان واستخبارات باید محتاط باشند.طالبان درروش های جنگی خود دربرابرخارجیهای غیرآشنا به جغرافیا ومسایل افغانستان،موفق ظاهرشده اند وحمله های سبزبرآبی را بخوبی سازمان دهی می کنند وتاکتیکهای حمله های خودی را درمواردی ،بدرستی مهندسی کرده اند.حمله افسروآشپزدرقندهار،کارطالبان دانسته شد.کمین های چریکی درشب درولایت هرات ولسوالی اوبیه وچشت ،کارطالبان بود. این نوع عملیات با استفاده ازسرمایه جغرافیا،درهرجنگ چریکی،کامیابی دارد.
ارتش افغانستان به دلیل بی احتیاطی دراوبیه، ضربه سختی را متحمل شد که درطی ده سال چنین تلفاتی به این صورت نداشته است.طالبان کتابهای مکاتب درولسوالی اوبیه را،دوزدی می کنند.اردوتصمیم می گیرد که به طالبان حمله نماید.نیروی بیش ازحد ضرورت،گردآوری می شود وعملیات درنقطه های احتمالی که طالبان،مخفی شده باشند،درمنطقه اوبیه درشب آغازمی شود اما طالبان دریک کمین با استفاده ازتاریکی شب ،موفق می شوند 12 سربازاردوی ملی را درجا بکشند وتعدادی را با خود ببرند.جمعا بیش ازبیست پنج نفرسربازکشته واسیرمی شوند این حمله درنوع خود جدی،توصیف شده است.سراسیمه گی جنگ چنین وقایع را خلق می کند.نیروهای ناتو نیزدریک عملیات درولایت لوگرولسوالی برکی،مرتکب اشتباه می شوند وسه نفر افراد ملکی وچوپان را می کشند.جان آلن ازوقوع عملیات وکشته شدن،چوپانان افغان، اظهارتاسف می کند ومی گوید: خود شخصا ازخانواده قربانیان عملیات ناتو،دیدن می کند ومراتب تسلیت وهم دردی خود را به خانواده های آنان تقدیم می دارد.رییس جمهورازکشته شدن بیگناهان لوگر،اظهارتاسف نموده وناتورا به شدت مورد حمله ونکوهش قرارمی دهد که چرا عملیات آنها منجربه کشته شدن سه غیرنظامی شده است.عملیات ناتودرلوگرمحکوم است وخود جنرالهای ناتو گفته اند که اشتباه شده وتعمدی درکارنبوده است.
منتقدان می گویند : جا داشت رییس جمهورکرزی کشتاروحشیانه ای طالبان درولسوالی اوبیه را نیزمحکوم می کرد.حادثه بخاطرکتابهای مکاتب کودکان ولسوالی ،روی داد ولی گفته می شود رییس جمهوردراین مورد هم زمان، ناتورا محکوم اما ازجنایت طالبان دراوبیه چیزی تابحال نگفته است.درابیه بیست پنج نفرسربازان اردووپلیس کشته واسیرشده اند.اینها هم ازهم وطنان افغانستان بودند.قاتل اگرناتو باشد محکوم است واما اگرطالب باشد،مسکوت.تاکنون اعلامیه ای ازسوی دفتررییس جمهوردرموردجنایت اوبیه داده نشده درحالیکه تلفات دریک شب به این صورت برای اردووپولیس بی سابقه توصیف شده است.حمله های خودی مزدواران طالب درلباس ارتش وپلیس بنابه فرمان ملاعمر،ادامه می یابد.درپیام ملاعمراستراتژی حمله های خودی وغیرخودی ،اعلام شده است وی تاکید دارد که این روش تازهرزمانیکه لازم باشد ادامه می یابد وهیچ مرززمانی برای آن تعیین نکرده است.البته درپیام به خروج نیروهای خارجی وشکست آنها،اشاراتی شده ومسایلی پس ازخروج کامل نیروهای خارجی را نیزمورد بحث قرارداده است ولی تاکید براستقرارحکومت اسلامی وملی ملاعمروتطبیق شریعت ،نشان می دهد که ایشان نیت طولانی مدت جنگ را درنظردارد.ملاعمرازجنگ خسته نشده است دلیل آن این است که اربابان استخباراتی وی بن بست جنگ افغانستان را قبول ندارد.
هدف سیاسی جنگ این است که درکابل حکومتی روی کارآید که ضدیت ودشمنی با هند داشته باشد.استخبارات پاکستان دریک تحلیل نهایی به این مساله پرداخته است که حکومت افغانستان هرچه می خواهد باشد ،باشد ولی نباید دوست هند باشد.اتحادهند وافغانستان،پاکستان را تجزیه می کند.استخبارات پاکستان هندرا ،مسئول مداخلات وناآمنیها درکشورش می داند وداعیه های تجزیه طلبی را درپاکستان،مرتبط به سیاست هندوستان دانسته است اخیرا مقامات امنیتی پاکستان گفته است که بخش ازنا امنیها ازخاک افغانستان،سازماندهی می شود رحمان ملک وزیرداخله پاکستان مساله حمله به ملالی یوسفزی کاندیدایی جایزه نوبل 2013 را،ازخاک افغانستان دانسته وخواهان استراداد اعضای گروه ملافضل الله شده است.پاکستان با توجه به بهبود مناسباتش با آمریکا،فشارها واتهامات زیادی را به افغانستان وارد می کند.پاکستان عاملان تجزیه کشورشان را درکابل ودهلی جستجو می کند اما ناسیونالیستهای بی خرد درنشریات خود،رهبران سیاسی ومنتقد حکومت رییس جمهورکرزی را،متهم به تجزیه طلبی می کنند.ملاعمردرپیام خودهمانند ناسیونالیستهای فتنه انگیزدرکابل،اشاراتی به تجزیه طلبان وهمی وخیالی داشته اند.
ملاعمروناسیونالیستهای درون حکومتی،مخالفین سیاسی خود را، تجزیه طلب،فدرال خواه وچیزهای ازاین قبیل نام کرده اند.درحالیکه ازنظررهبران سیاسی ومنتقد حکومت،پیام ملاعمرواظهارات ناسیونالیستها،درکاغذ پاره های شان درکابل ،چتیات وچرندیات بیش نستند.استراتژی نظامی حمله های خودی درقالب نیرنگها وحیله های ازنوع مسمومیت وسوءاستفاده ازروحیه ملی وهم دلی سربازان،تبهکاری است.توطئه های سیاسی واتهامات به رهبران مردم افغانستان،نیزبه پیشیزی اهمیت ندارد.سربازان ناتودرحمله غیرخودی سبزبرآبی ممکن است آسیب بیبینند اما سربازان افغان درحمله های خودی،هرگزمتضررنمی شوند.طالبان قدرتی نیست که بتوانند فرزندان افغان ووطن دوست کشوررا با طرح حمله های خودی شکست دهند.طالبان وملاعمر دشمنان مردم افغانستان هستند وکسانیکه درکابل تفرقه می اندازند وبه رهبران سیاسی مردم ،تهمت می زنند،درواقع برادران ملا عمرمی باشند.درکاغذ های پاره های نشریافته دیروزچهارشنبه درکابل وبیانیه عید قربان پنج شنبه ملاعمر،دربعد سیاسی یک مطلب را خواندیم وآن اتهامات یک دست به رهبران جامعه بود.درکناراتهامات تجزیه طلبی موهومی، ملاعمردرپیام خود، استراتژی شدت جنگ وحمله های خودی وغیرخودی رادرارتش وپولیس ونیروهای بین المللی نیز،اعلام کرد.
اتک یادیورند
درآغاز،عید سعید قربان تداعی کننده ذبح بزرک وگرداننده گان ان هاجر،اسماعیل وابراهیم به دوستان مبارک باد.آفریننده عید اضحی خدای ابراهیم و اسماعیل است که باعرضه گوسفند بجای اسماعیل،اعلام داشت که ذبح انسان درایین ابراهیمی ،ممنوع وحرام است.طالبان این حرمت شکنان ایین ابراهیم ، همین چند روز پیش کودک دوازده ساله را ذبح کرد.گروهای تبهکار بنام ایین خدا،بالا ترین ظلم را به دین خدا،روا داشته اند.امیدوارم عید فرخنده به همه تان خوش بگذرد.همین چند لحظه بیش پیام استاد محقق بمناسبت عید سعید را خواندم.پیام مفصل وحاوی نکات سود مندی بود.
ایشان به دسته های اجتماعی اشاره داشت.گروهای اجتماعی به سه طیف تقسیم شده اند.دسته بندی ایشان مبنا وقاعده دارد.گروهی ازمردم متمایل به غرب وجماعت دیکر ضد آن است در این میان ، خط سومی نیز هست.گروه سوم که خود استاد وهمفکرانش وابسته به آن است،نیز براساس الزامات تاریخ، زمان ومنافع شکل گرفته است.گروه سیاسی که ایشان رهبری می کند، اصولا درکش، ایجاد روابط با همه تمایلات است.حفظ توازن ودوستی به خاطر منافع ملی وبومی،ازکراکتر های خط سوم است.شرکت درکنفراس های تهران .سفرومذاکره در پایتختهاى اروپایی وگفتگو بامقامات غربی،درپرتوی نظر واقع گرانه فکر سوم ،توجیه شده است.خط سوم باعلاقمندی به حرفهای دو طیف شرق گرا وغرب گرای جامعه،گوش می دهد اما واقعیتهای بهم گره خورده،اجازه نمی دهد که حزب سیاسی ورهبری ان خودرا به اسارت یک جهت قرار دهد.همانگونه که درپیام ایشان اشاره شده که یک حزب سیاسی،نقش مورخ،تحلیل گر را نمی تواند داشته باشد.گروه سیاسی مسئول ،باواقعیتهاى متنوع پیرامونی سرو کار داردکه درجهان چه می گذرد ومطابق اوضاع واحوال زمانه، موقف گیری نماید.خط سوم برواقع گرایی تاکید دارد دوخط اول ودوم عمدتا ارمان گرایی را ترجیح می دهند.انتظارات از هریک متناسب با شان وجایگاه ان خواسته می شود.واقع نگرى فکر سوم نمی تواند،ارمان گرایی خط اول ودوم را دنبال نماید.خط اول ودوم ازایده های خود به اسانی نمى گذرند که اگر بگذرد دیگر تعلق به ان ندارد.فشرده سخن اینکه اجازه دهید هر کس کار خود را داشته باشد.تنها هنر ما این است که تصادم نداشته باشیم وهم دیگر را خورد خمیر نکنیم .مشترکات وتجربیات را بخاطر مردم ،کنار هم بگذاریم وازان استفاده های بهینه داشته باشیم .
ازدیگر مطالب مندرج درپیام استاد محقق موضوعات مرتبط به مساله افغانستان وپاکستان است ایشان دریک مورد درپیام خود گفته است که ادعاهای طرفین افغانستان وپاکستان،مشکل را حل نمی کند.افغانستان مدعی مرزخود تا دریایی اتک وپاکستان عمق استراتژیک خود کوهای هندوکش را تعریف نماید،این نوع گفتگوها به زیان مناسبات دوکشورتمام می شود.اخیرا آقای گروسمن نماینده آمریکا دراBottom of Form
مورافغانستان وپاکستان دربیست یک اکتوبرسالجاری با شبکه تلویزیونی "یک "اظهارداشت: ما خط دیورند را، مرزرسمی افغانستان وپاکستان می دانیم وآن را برسمیت می شناسیم. این موضع گیری بلافاصله ازسوی وزارت خاجه افغانستان رد شد.درحال حاضرمنازعه مرزی دوکشور،تبدیل به مساله گفتگوهای داغ درمحافل سیاسی افغانستان شده است.بدنبال اظهارات آقای گروسمن ،سفیرآمریکا درقندهارنیزاعلام داشت که اظهارات سفیرسیارآمریکا مورد تایید است. آقای رانینگهام سفیرآمریکا درکابل گفت : مرزدیورند مساله شناخته شده است واین تنها آمریکا نیست که آن را به رسمیت می شناسد وی گفت : خیلی ازکشورها،خط دیورند بین دوکشوررا برسمیت می شناسند.خانم ویکتوریا رولاند سخنگوی وزارت خارجه آمریکا نیزتاکید کرد که سخنان آقای گروسمن مورد تایید است وموضع آمریکا همین است که خط دیورند بین افغانستان وپاکستان مرزرسمی دوکشوراست.
درسال 1893 قرارداد تقسیمات مرزی بین بریتانیای کبیروامیرعبدالرحمان بنام خط دیورند،صورت گرفت مامورعالی رتبه بریتانیا درهند بنام تیموتیم دیورند با امیروقت افغانستان خط دیورند را مرزهند بریتانیایی وامارت افغانستان اعلام داشتند واین مساله طی قراردادی مورد توافق طرفین قرارگرفتند. آمراء افغانستان، پس ازعبدالرحمان نیزبه این پیمان مرزی حرمت می گذاشتند.پاکستان درسال 1947 ازبدنه اصلی خود،هند بریتانی جداشد وبعنوان یک کشورمستقل اعلان موجودیت کرد همه کشورها درسال1948 استقلال پاکستان را به رسمیت شناختند اما افغانستا حاضرنشد که آن را درآن سال برسمیت بشناسد.افغانستان می گوید: ساکنان دوطرف مرز ازیک قبیله وتبارهستند ونمی شود آنها را با خط دیورند ازهم جدا کرد.خط مرزی مورد نظرافغانستان که ازطرف داووخان درسالهای 1953 به بعد دامن زده شد، تادریای اتک است .امریکه برای پاکستان درآن زمان تبدیل به یک کابوس شده بود.مرحوم داوودخان درزمان ریاست جمهوری خود، زیاد به مساله دیورند نه پرداخت اما سالهای صدارت وی سراسر درمنازعه با پاکستان گذشت.فکرداوود،برای ناسیونالیستهای افغانستان، تبدیل به یک استراتژی شده است.استدلالهای امروز،دربین آنها چیزی جز،همان اصراربرادامه آن فکر، نیست.زمان درمورد منازعه مرزی ،تغییر کرده. دنیا راه حلی، جزهمان قرارداد های تاریخی درمورد مرزدوکشور،چیزی دیگری را قبول ندارد. این حرف مقامات آمریکایی درست است که برسمیت شناخته شدن خط دیورند را تنها آمریکا ییها نگفته اند همه کشورها، خطوط مرزی افغانستان وپاکستان را همان خط دیورند می دانند.درحال حاضر عملا ، تمامی معاملات ومحاسبات براساس خط دیورند صورت می گیرد.
وقتیکه رییس جمهورکرزی وهمه مقامات افغانستان با صراحت می گویند که تروریستها،درخاک پاکستان پناه گاه امن دارند این خاک پاکستان همان آن سوی دیورند چیزی دیگری نیست.رییس جمهوردرشرایط فعلی ازآمریکا خواسته است که تروریستها درخاک پاکستان وآن سوی مرز مستقرهستند وباید درآن جا مورد حمله واقع شود.آقای اسپنتا زمانیکه وزیرخارجه بود به این مساله تاکید داشت که درجنگ با تروریزم،جغرافیای جنگ با تغییرنماید.تغییرجغرافیای جنگ همین است که شبکه های تروریستی درآن سوی دیورند ، هدف حملات قراربگیرند ومراکزشان درآن طرف دیورند نابود شوند.تروریستها درآن سوی "دیورند" است ونه درآن سوی "اتک" .منازعه مرزی افغانستان وپاکستان ،با ید به یک نحوی حل شود.استاد محقق درپیام عید سعید اضحی به خط دیورند اشاره داشت .برخی تحلیل گران افغانستان می گویند: دلیل اینکه مقامات آمریکا مساله دیورند را مطرح کرده اند این است که آنها می خواهند پیش ازسال2014 دوکشورافغانستان وپاکستان باید به یک توافقی دراین خصوص برسند واگرچنین اتفاقی صورت بگیرد،اساسی ترین گام درمنازعات دوکشوربرداشته شده است.پاکستان ازاظهارات گروسمن به خرسندی استقبال کرده است وخیلی خوش حال ازدست آوردهای دپلماسی شان درگفتگو با آمریکا می باشد.
پاکستان با روی کارآمدن تیم راجا پرویزاشرف،گامهای اساسی دربهبود مناسبات خود با آمریکا برداشته است.درحال حاضراین دوکشورهیچ اختلافی ندارند.پاکستان ازپتانسیل های غرب وآمریکا،استفاده می کند.اعلام رسمی حمایت ازخط دیورند به سود منافع ملی پاکستان است.برخی آگاهان درافغانستان هم برسمیت شناخته شدن دیورند را که عملا مرزدوکشوراست ،را به نفع منافع ملی افغانستان می دانند. کم نیست سیاست مداران که از، رسمیت خط مرزی دیورند ،استقبال می کنند.اظهارات گروسمن، نیزدیکی بیش ازحد مناسبات دوکشورآمریکا وپاکستان ودوری افغانستان ازآمریکا را نشان می دهد.مساله دیگرکه دال بزرگی برای بهبود مناسبات دوکشوردانسته شده است.موضوع تشکیل کمیسیون مشترک ودوجانبه آمریکا وپاکستان درمورد طالبان،روی تازه ای است واین مساله بسیارعجیب درسفرگروسمن به پاکستان، روی داده است.کمیسیون مشترک آمریکا وپاکستان برای صلح بمعنی حاشیه کشاندن وجواب دادن افغانستان است واین نهایت تقلیل وبی اعتنایی به حکومت افغانستان دانسته می شود.
اینها مسایلی است که باسیاستهای اشتباه ،ما به آن رسیده ایم.ناراحتیهای رییس جمهورازآمریکا وپاکستان،امرعکس العملی دانسته شده است.زاویه دید آمریکا به افغانستان باید فرق کرده باشد آنها حالا ازمنظرودید پاکستان،به قضیه افغانستان می نگیرد آمریکا برای حل بحران افغانستان عینک پاکستانی به چشم گذاشته وبا آن به مساله کشورما ،می نگیرد.اینها نکاتی مهم است که درزاویه نگاه به مسایل افغانستان، بوجود آمده است.استاد محقق درپیام عید اضحی به همین زاویه نگاه ها اشاره می کند ایشان درسطح داخلی وبومی ،گروهای اجتماعی را به سه گروه ،تقسیم کرد وجایگاه گروه سیاسی خود را تعریف مشخص نمود. خط سوم دردسته بندی داخلی درواقع جایگاه سیاسی حزب شان دانسته می شود. ایشان درسطح ملی نیزبه این مساله پرداخت که افغانستان وپاکستان با ادعای واهی عمق استراتژیک ودریای اتک ،نمی توانند مشکلات شان را حل فصل نمایند آنها باید منطقی بیاندیشند ومناسبات حسن همجواری را که یک امرخداداده گی است ،بخوبی پیش ببرند.نگاه ایشان دراین پیام اززوایه های گوناگون،قابل تامل است.